پرش به محتوا

توحید در معارف و سیره امام جواد: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۸: خط ۸:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[امام جواد]]{{ع}} نیز، همانند دیگر [[پدران]] بزرگوارش، از چشمه سار زلال [[معرفت]] خویش برای [[روشنگری]] اذهان و [[افکار]] [[مردم]] زمانش نسبت به اصل اول [[اعتقادی]] و [[دینی]] مردم بهره می‌جست.
[[امام جواد]]{{ع}} نیز، همانند دیگر پدران بزرگوارش، از چشمه سار زلال [[معرفت]] خویش برای روشنگری اذهان و [[افکار]] [[مردم]] زمانش نسبت به اصل اول [[اعتقادی]] و [[دینی]] مردم بهره می‌جست.


از آن حضرت، [[احادیث]] و سخنان کوتاه و پرمغزی را در لابه‌لای [[کتب حدیث]] و [[تاریخ]] [[مشاهده]] می‌کنیم، که به فراخور [[فهم]] و [[درک]] مردم آن [[زمان]]، مسئله [[توحید]] و [[خداشناسی]] را بیان فرموده است. اگرچه سخنان آن حضرت در معرفت ذات [[پروردگار]] و آشنایی با هستی بخش عالم، کوتاه و مختصر است؛ ولی در عین کوتاه بودن، [[عطش]] تشنگان معرفت را برطرف می‌کرد.
از آن حضرت، [[احادیث]] و سخنان کوتاه و پرمغزی را در لابه‌لای کتب حدیث و [[تاریخ]] مشاهده می‌کنیم، که به فراخور فهم و [[درک]] مردم آن [[زمان]]، مسئله [[توحید]] و [[خداشناسی]] را بیان فرموده است. اگرچه سخنان آن حضرت در معرفت ذات [[پروردگار]] و آشنایی با هستی بخش عالم، کوتاه و مختصر است؛ ولی در عین کوتاه بودن، [[عطش]] تشنگان معرفت را برطرف می‌کرد.


[[امام]]{{ع}} در ضمن پاسخ کسی که پرسیده بود: آیا می‌توانم [[خداوند]] را مانند موجودات دیگر عالم در [[ذهن]] خویش به تصویر در آورم؟
[[امام]]{{ع}} در ضمن پاسخ کسی که پرسیده بود: آیا می‌توانم [[خداوند]] را مانند موجودات دیگر عالم در ذهن خویش به تصویر در آورم؟ فرمود: آنچه تو در ذهن خویش به عنوان هستی بخش عالم و [[خالق]] موجودات تصور می‌کنی، [[خدا]] نیست؛ چراکه ذهن و [[اندیشه]] [[بشر]] از درک [[حقیقت]] ذات پروردگار عالَم عاجز است. او غیر محدود است و ذهن [[بشر]] محدود نمی‌تواند حقیقت نامحدود را تصویر کند<ref>توحید صدوق، ص۱۰۶، ح۶؛ کافی، ج۱، ص۸۲، ح۱؛ نور الثقلین، ج۴، ص۵۶۱، ح۲۷؛ بحارالانوار، ج۳، ص۲۶۶، ح۳۲؛ وافی، ج۱، ص۳۳۲، ح۲۵۷؛ فصول المهمه (حر عاملی)، ج۱، ص۱۳۶، ح۳۶.</ref>. در سخنی دیگر، در پاسخ به این [[پرسش]]: خدا واحد است، یعنی چه؟ امام{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الَّذِي اجْتِمَاعُ الْأَلْسُنِ عَلَيْهِ بِالتَّوْحِيدِ}}؛ یعنی آنکه همه [[انسان‌ها]] با هر زبانی که سخن می‌گویند، بر یگانگی وی [[اتفاق نظر]] دارند.
فرمود: آنچه تو در ذهن خویش به عنوان هستی بخش عالم و [[خالق]] موجودات تصور می‌کنی، [[خدا]] نیست؛ چراکه ذهن و [[اندیشه]] [[بشر]] از درک [[حقیقت]] ذات پروردگار عالَم عاجز است. او غیر محدود است و ذهن [[بشر]] محدود نمی‌تواند حقیقت نامحدود را تصویر کند<ref>توحید صدوق، ص۱۰۶، ح۶؛ کافی، ج۱، ص۸۲، ح۱؛ نور الثقلین، ج۴، ص۵۶۱، ح۲۷؛ بحارالانوار، ج۳، ص۲۶۶، ح۳۲؛ وافی، ج۱، ص۳۳۲، ح۲۵۷؛ فصول المهمه (حر عاملی)، ج۱، ص۱۳۶، ح۳۶.</ref>.


در سخنی دیگر، در پاسخ به این [[پرسش]]: خدا واحد است، یعنی چه؟ امام{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الَّذِي اجْتِمَاعُ الْأَلْسُنِ عَلَيْهِ بِالتَّوْحِيدِ}}؛ یعنی آنکه همه [[انسان‌ها]] با هر زبانی که سخن می‌گویند، بر [[یگانگی]] وی [[اتفاق نظر]] دارند.
انسان‌ها، در گذشته و حال تاریخ، همه [[خداپرست]] و [[موحد]] و به [[رب]] و خالق واحد [[معتقد]] بوده‌اند و با یک مصدر و [[قدرت]] در عالَم [[راز و نیاز]] نموده‌اند و از او درخواست کمک می‌کنند؛ چونان که حضرت [[حق در قرآن]] کریم همگان را به این امر توجه می‌دهد: {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند» سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref><ref>توحید صدوق، ص۸۳، ح۲؛ نور الثقلین، ج۴، ص۲۱۵، ح۸۹؛ بحار الانوار، ج۳، ص۲۰۸، ح۴؛ کافی، ج۱، ص۱۱۸، ح۱۲؛ وافی، ج۱، ص۴۷۷، ح۳۹۰.</ref>.
 
انسان‌ها، در گذشته و حال تاریخ، همه [[خداپرست]] و [[موحد]] و به [[رب]] و خالق واحد [[معتقد]] بوده‌اند و با یک مصدر و [[قدرت]] در عالَم [[راز و نیاز]] نموده‌اند و از او [[درخواست کمک]] می‌کنند؛ چونان که حضرت [[حق در قرآن]] [[کریم]] همگان را به این امر توجه می‌دهد: {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند» سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref><ref>توحید صدوق، ص۸۳، ح۲؛ نور الثقلین، ج۴، ص۲۱۵، ح۸۹؛ بحار الانوار، ج۳، ص۲۰۸، ح۴؛ کافی، ج۱، ص۱۱۸، ح۱۲؛ وافی، ج۱، ص۴۷۷، ح۳۹۰.</ref>.


[[ابوهاشم جعفری]] می‌گوید: نزد [[امام جواد]]{{ع}} بودم. شخصی پرسید: ای فرزند [[رسول خدا]]! به من بگو آیا نام‌ها و صفاتی برای [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] وجود دارد؟ چنان چه پاسخ مثبت باشد، آیا نام‌ها و صفات همان وجود خداوند هستند یا جدای از او؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: [[پرسش]] تو دو گونه [[تفسیر]] دارد: چنان چه می‌خواهی بپرسی که آیا تعدد و تکثر در او راه دارد؟ پاسخ آن است که خداوند [[برتر]] از پرسش تو است و هیچ تعدد و تکثری در او راه ندارد.
[[ابوهاشم جعفری]] می‌گوید: نزد [[امام جواد]]{{ع}} بودم. شخصی پرسید: ای فرزند [[رسول خدا]]! به من بگو آیا نام‌ها و صفاتی برای [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] وجود دارد؟ چنان چه پاسخ مثبت باشد، آیا نام‌ها و صفات همان وجود خداوند هستند یا جدای از او؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: [[پرسش]] تو دو گونه [[تفسیر]] دارد: چنان چه می‌خواهی بپرسی که آیا تعدد و تکثر در او راه دارد؟ پاسخ آن است که خداوند [[برتر]] از پرسش تو است و هیچ تعدد و تکثری در او راه ندارد.


چنان چه مقصود آن باشد که آیا نام‌ها و صفات او همیشگی است؟ باید بگویم که این سخن نیز دو گونه تفسیر دارد: چنان‌چه مقصود تو همیشگی بودن [[علم]] او و [[استحقاق]] او برای این صفات و [[اسما]] باشد؛ پاسخ آن است که آری و چنان‌چه مقصود تو همیشگی بودن شکل و حروف و پاره‌های آن کلمات و اسما باشد، هیچ‌گاه این‌گونه نبوده و نیست؛ بلکه خداوند زمانی که هیچ نبود، به [[تنهایی]] بود. سپس او همه اسما و صفات را آفرید تا وسیله ارتباط میان او و مخلوقاتش باشند و [[مردم]] بتوانند با آنها به درگاه وی [[تضرع]] و ناله کنند و او را [[پرستش]] نمایند.
چنان چه مقصود آن باشد که آیا نام‌ها و صفات او همیشگی است؟ باید بگویم که این سخن نیز دو گونه تفسیر دارد: چنان‌چه مقصود تو همیشگی بودن [[علم]] او و [[استحقاق]] او برای این صفات و اسما باشد؛ پاسخ آن است که آری و چنان‌چه مقصود تو همیشگی بودن شکل و حروف و پاره‌های آن کلمات و اسما باشد، هیچ‌گاه این‌گونه نبوده و نیست؛ بلکه خداوند زمانی که هیچ نبود، به تنهایی بود. سپس او همه اسما و صفات را آفرید تا وسیله ارتباط میان او و مخلوقاتش باشند و [[مردم]] بتوانند با آنها به درگاه وی [[تضرع]] و ناله کنند و او را [[پرستش]] نمایند.


اسما و صفات آفریده‌های معانی هستند و آن چه به سبب آنها قصد می‌شود، همان خدای واحد یگانه خواهد بود که شایسته هیچ‌گونه [[اختلاف]] و ائتلافی نیست؛ زیرا اختلاف و [[ائتلاف]] در موجود دارای جزء و قابل تجزیه تصور می‌شود؛ در حالی که [[خدای عزوجل]] این‌گونه نیست بلکه این از ویژگی‌های موجودات مادی و غیر از خداوند است.
اسما و صفات آفریده‌های معانی هستند و آن چه به سبب آنها قصد می‌شود، همان خدای واحد یگانه خواهد بود که شایسته هیچ‌گونه [[اختلاف]] و ائتلافی نیست؛ زیرا اختلاف و ائتلاف در موجود دارای جزء و قابل تجزیه تصور می‌شود؛ در حالی که [[خدای عزوجل]] این‌گونه نیست بلکه این از ویژگی‌های موجودات مادی و غیر از خداوند است.


آری، خداوند هرگز با قلت و کثرت اندیشیده نمی‌شود؛ زیرا هر چه با آن [[اندیشه]] شود، مخلوقی است که راه به [[خالق]] می‌برد. پس این که می‌گوییم او [[قادر]] است؛ یعنی عجز و [[ناتوانی]] را از وجود او می‌زداییم و دیگران را بدان توصیف می‌نماییم. و این که می‌گوییم او عالِم است؛ یعنی [[جهل]] را از وجود او می‌زداییم. هرگاه چنین شد، وجود او [[علم]] محض می‌شود که چیزی جدای از ذات او نخواهد بود.
آری، خداوند هرگز با قلت و کثرت اندیشیده نمی‌شود؛ زیرا هر چه با آن [[اندیشه]] شود، مخلوقی است که راه به [[خالق]] می‌برد. پس این که می‌گوییم او قادر است؛ یعنی عجز و [[ناتوانی]] را از وجود او می‌زداییم و دیگران را بدان توصیف می‌نماییم. و این که می‌گوییم او عالِم است؛ یعنی [[جهل]] را از وجود او می‌زداییم. هرگاه چنین شد، وجود او [[علم]] محض می‌شود که چیزی جدای از ذات او نخواهد بود.


[[ابوهاشم]] می‌گوید: آن شخص پرسید چگونه [[خدا]] را با اسم و صفت [[سمیع]] می‌خوانیم؟ [[امام جواد]]{{ع}} فرمود: هر آنچه قابل شنیدن باشد، از او مخفی نیست؛ ولی او را با گوش سر توصیف نمی‌کنیم. توصیف [[خداوند]] به وصف «[[بصیر]]» نیز همین گونه است؛ زیرا هر آنچه قابل دیدن باشد، بر او مخفی نخواهد بود. اما او را به [[چشم سر]] توصیف نمی‌کنیم و [[اسما]] و صفات دیگر خداوند مانند «لطیف» و «[[قوی]]» نیز این‌گونه می‌باشد.
ابوهاشم می‌گوید: آن شخص پرسید چگونه [[خدا]] را با اسم و صفت [[سمیع]] می‌خوانیم؟ [[امام جواد]]{{ع}} فرمود: هر آنچه قابل شنیدن باشد، از او مخفی نیست؛ ولی او را با گوش سر توصیف نمی‌کنیم. توصیف [[خداوند]] به وصف «[[بصیر]]» نیز همین گونه است؛ زیرا هر آنچه قابل دیدن باشد، بر او مخفی نخواهد بود. اما او را به [[چشم سر]] توصیف نمی‌کنیم و اسما و صفات دیگر خداوند مانند «لطیف» و «[[قوی]]» نیز این‌گونه می‌باشد.


آری، خداوند نه شبیه دارد، نه مخالف، نه پایان و نه کیفیت؛ بلکه بر [[قلب]] [[حرام]] است که برای او نظیری قرار دهد، بر [[فکر]] حرام است که برای او حد و مرزی قایل شود و بر [[باطن]] حرام است که او را به کیفیتی توصیف نماید. او [[برتر]] از همه و بزرگ‌تر از هر چیزی است<ref>توحید، ص۱۹۳، ح۷؛ احتجاج، ج۲، ص۴۶۷، ح۳۲۱؛ کافی، ج۱، ص۱۱۶، ح۷؛ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۵۳، ح۱؛ ج۵۴، ص۸۳؛ ج۵۴، ص۸۲، ح۶۲؛ نور الثقلین، ج۱، ص۳۸، ح۳۲؛ ج۳، ص۱۳۴، ح۵۹؛ ج۵، ص۲۳۴، ح۱۷؛ تفسیر صافی، ج۵، ص۱۱۰؛ وافی، ج۱، ص۲۷۲، ح۳۸۵؛ فصول المهمه (حرعاملی)، ج۱، ص۱۴۹، ح۶۱ و ص۱۶۲، ح۹۴ و ص۲۰۶، ح۱۷۱.</ref>.
آری، خداوند نه شبیه دارد، نه مخالف، نه پایان و نه کیفیت؛ بلکه بر [[قلب]] [[حرام]] است که برای او نظیری قرار دهد، بر [[فکر]] حرام است که برای او حد و مرزی قایل شود و بر [[باطن]] حرام است که او را به کیفیتی توصیف نماید. او [[برتر]] از همه و بزرگ‌تر از هر چیزی است<ref>توحید، ص۱۹۳، ح۷؛ احتجاج، ج۲، ص۴۶۷، ح۳۲۱؛ کافی، ج۱، ص۱۱۶، ح۷؛ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۵۳، ح۱؛ ج۵۴، ص۸۳؛ ج۵۴، ص۸۲، ح۶۲؛ نور الثقلین، ج۱، ص۳۸، ح۳۲؛ ج۳، ص۱۳۴، ح۵۹؛ ج۵، ص۲۳۴، ح۱۷؛ تفسیر صافی، ج۵، ص۱۱۰؛ وافی، ج۱، ص۲۷۲، ح۳۸۵؛ فصول المهمه (حرعاملی)، ج۱، ص۱۴۹، ح۶۱ و ص۱۶۲، ح۹۴ و ص۲۰۶، ح۱۷۱.</ref>.
۱۳۲٬۱۱۹

ویرایش