نافع بن هلال بجلی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۵۶: خط ۵۶:
برخی از مؤرخان و کتب رجالی، درباره نافع نوشته‌اند وی در زمره [[اصحاب امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود و در جنگ‌های [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] در رکاب [[حضرت علی]] {{ع}} حضور داشته و [[امام]] {{ع}} را [[یاری]] نموده است<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۶؛ ابصار العین، ص۱۳۱.</ref>.
برخی از مؤرخان و کتب رجالی، درباره نافع نوشته‌اند وی در زمره [[اصحاب امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود و در جنگ‌های [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] در رکاب [[حضرت علی]] {{ع}} حضور داشته و [[امام]] {{ع}} را [[یاری]] نموده است<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۶؛ ابصار العین، ص۱۳۱.</ref>.


نافع، از اشراف و بزرگان [[کوفه]] و از مردان [[شجاع]] و [[قاری]] [[قرآن]] و کاتب [[حدیث]] بوده است و در [[کربلا]] مکرراً [[شجاعت]] و [[ایمان]] خود را نسبت به [[حضرت حسین]] {{ع}} و یارانش ابراز داشته است<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۳۷۰؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۶۱؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۴۷۵.</ref>.
نافع، از اشراف و بزرگان [[کوفه]] و از مردان [[شجاع]] و [[قاری]] [[قرآن]] و کاتب [[حدیث]] بوده است و در [[کربلا]] مکرراً [[شجاعت]] و [[ایمان]] خود را نسبت به [[حضرت حسین]] {{ع}} و یارانش ابراز داشته است<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۳۷۰؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۵۶۱؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۴۷۵.</ref>.


== نافع در کجا به کاروان حسینی ملحق شد؟ ==
== نافع در کجا به کاروان حسینی ملحق شد؟ ==
در اینکه [[نافع بن هلال جملی]] همراه [[امام]] {{ع}} در بین [[راه]] [[کربلا]] بود و نیز در [[روز عاشورا]] به [[شهادت]] رسیده است جای تردید نیست؛ اما در کجا و چه زمانی به [[کاروان حسینی]] پیوست، در کتابی نیامده است تنها برخی از مؤرخان گفته‌اند که [[نافع بن هلال جملی|نافع]] پس از [[شهادت]] [[مسلم بن عقیل]] به همراه [[مجمع بن عبدالله]] و [[عمرو بن خالد]] و... از [[کوفه]] خارج شد و با [[راهنمایی]] [[طرماح بن عدی]]، در [[عذیب الهجانات]] به [[امام]] {{ع}} ملحق شد. اما به نظر مؤلف واقعیت غیر از این است، زیرا هیچ کتاب معتبری از متقدمین چنین نگفته‌اند. بلکه گفته‌اند اسب [[نافع بن هلال جملی|نافع]] همراه [[مجمع بن عبدالله]] و... بوده است و ثانیاً: در [[نفس المهموم]] می‌نویسد: موقعی که [[امام حسین]] {{ع}} در ذی حسم [[خطبه]] {{متن حدیث| إِنِّي لاَ أَرَى اَلْمَوْتَ إِلاَّ سَعَادَةً }} را مقابل [[سپاه حرّ]]، ایراد کردند، افرادی از جمله [[نافع بن هلال جملی]] و [[زهیر بن قین]] و بریر برخاستند و تا مرز [[شهادت]] [[اعلان]] [[وفاداری]] کردند و [[نافع بن هلال جملی|نافع]] چنین گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]، ما برای [[ملاقات]] پروردگارمان با [[نیت‌ها]] و حرکاتمان اکراهی نداریم با هر کس [[دوستی]] شما دارد [[دوست]] و با کسی که [[دشمنی]] با شما دارد [[دشمن]] هستیم»<ref>{{عربی|وَ اَللَّهِ مَا كَرِهْنَا لِقَاءَ رَبِّنَا وَ إِنَّا عَلَى نِيَّاتِنَا وَ بَصَائِرِنَا نُوَالِي مَنْ وَالاَكَ وَ نُعَادِي مَنْ عَادَاكَ}}؛ نفس المهموم، ص۱۸۶.</ref>؛
در اینکه [[نافع بن هلال جملی]] همراه [[امام]] {{ع}} در بین راه [[کربلا]] بود و نیز در [[روز عاشورا]] به [[شهادت]] رسیده است جای تردید نیست؛ اما در کجا و چه زمانی به کاروان حسینی پیوست، در کتابی نیامده است تنها برخی از مؤرخان گفته‌اند که [[نافع بن هلال جملی|نافع]] پس از [[شهادت]] [[مسلم بن عقیل]] به همراه [[مجمع بن عبدالله]] و [[عمرو بن خالد]] و... از [[کوفه]] خارج شد و با [[راهنمایی]] [[طرماح بن عدی]]، در [[عذیب الهجانات]] به [[امام]] {{ع}} ملحق شد. اما به نظر مؤلف واقعیت غیر از این است، زیرا هیچ کتاب معتبری از متقدمین چنین نگفته‌اند. بلکه گفته‌اند اسب [[نافع بن هلال جملی|نافع]] همراه [[مجمع بن عبدالله]] و... بوده است و ثانیاً: در [[نفس المهموم]] می‌نویسد: موقعی که [[امام حسین]] {{ع}} در ذی حسم [[خطبه]] {{متن حدیث| إِنِّي لاَ أَرَى اَلْمَوْتَ إِلاَّ سَعَادَةً }} را مقابل سپاه حرّ، ایراد کردند، افرادی از جمله [[نافع بن هلال جملی]] و [[زهیر بن قین]] و بریر برخاستند و تا مرز [[شهادت]] [[اعلان]] [[وفاداری]] کردند و [[نافع بن هلال جملی|نافع]] چنین گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]، ما برای [[ملاقات]] پروردگارمان با [[نیت‌ها]] و حرکاتمان اکراهی نداریم با هر کس [[دوستی]] شما دارد [[دوست]] و با کسی که [[دشمنی]] با شما دارد [[دشمن]] هستیم»<ref>{{عربی|وَ اَللَّهِ مَا كَرِهْنَا لِقَاءَ رَبِّنَا وَ إِنَّا عَلَى نِيَّاتِنَا وَ بَصَائِرِنَا نُوَالِي مَنْ وَالاَكَ وَ نُعَادِي مَنْ عَادَاكَ}}؛ نفس المهموم، ص۱۸۶.</ref>؛


از این نقل معلوم می‌شود [[نافع بن هلال جملی|نافع]] قبل از [[عذیب الهجانات]] [[خدمت]] [[امام حسین]] {{ع}} بوده است، بنابراین [[نافع بن هلال جملی|نافع]]، قبل از [[مجمع بن عبدالله]] و [[عمرو بن خالد]] به [[امام]] {{ع}} ملحق شده بوده است، [[راوی]] این [[تحقیق]] معلوم نیست که [[نافع بن هلال جملی|نافع]]، در کجا و در چه زمانی به [[کاروان حسینی]] ملحق شده است<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۳۷۱.</ref>.
از این نقل معلوم می‌شود [[نافع بن هلال جملی|نافع]] قبل از [[عذیب الهجانات]] خدمت [[امام حسین]] {{ع}} بوده است، بنابراین [[نافع بن هلال جملی|نافع]]، قبل از [[مجمع بن عبدالله]] و [[عمرو بن خالد]] به [[امام]] {{ع}} ملحق شده بوده است، راوی این تحقیق معلوم نیست که [[نافع بن هلال جملی|نافع]]، در کجا و در چه زمانی به کاروان حسینی ملحق شده است<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۳۷۱.</ref>.


== شب هشتم [[محرم]] و تلاش برای آوردن آب ==
== شب هشتم [[محرم]] و تلاش برای آوردن آب ==
[[نافع بن هلال جملی|نافع]] همان گونه که گفته شد همراه کاروان [[امام]] {{ع}} در [[راه]] [[کربلا]] بود و در ذی حسم در مقابل [[سپاه]] [[حر بن یزید ریاحی]] وقتی [[امام]] {{ع}} [[خطبه]]، {{متن حدیث| إِنِّي لاَ أَرَى اَلْمَوْتَ إِلاَّ سَعَادَةً }} را ایراد کردند از جمله کسانی که [[اعلان]] [[وفاداری]] نمودند [[نافع بن هلال جملی|نافع]] بود و از آنجا وی [[امام]] را [[همراهی]] کرد تا در روز هفتم [[محرم]] موقعی که نامه‌ای از [[ابن زیاد]] برای عمر سعد به [[کربلا]] آمد که برای فشار بیشتر بر [[امام حسین]] {{ع}} و یارانش، آب [[فرات]] را به روی خیمه‌های [[حسینی]] ببندد به طوری که حتی یک قطره آب هم به آنها نرسد تا آنکه مجبور به [[تسلیم]] شوند! [[نافع بن هلال جملی|نافع]] تلاش کرد که آب به خیمه‌های [[اهل بیت]] برساند.
[[نافع بن هلال جملی|نافع]] همان گونه که گفته شد همراه کاروان [[امام]] {{ع}} در راه [[کربلا]] بود و در ذی حسم در مقابل [[سپاه]] [[حر بن یزید ریاحی]] وقتی [[امام]] {{ع}} [[خطبه]]، {{متن حدیث| إِنِّي لاَ أَرَى اَلْمَوْتَ إِلاَّ سَعَادَةً }} را ایراد کردند از جمله کسانی که [[اعلان]] [[وفاداری]] نمودند [[نافع بن هلال جملی|نافع]] بود و از آنجا وی [[امام]] را [[همراهی]] کرد تا در روز هفتم [[محرم]] موقعی که نامه‌ای از [[ابن زیاد]] برای عمر سعد به [[کربلا]] آمد که برای فشار بیشتر بر [[امام حسین]] {{ع}} و یارانش، آب [[فرات]] را به روی خیمه‌های [[حسینی]] ببندد به طوری که حتی یک قطره آب هم به آنها نرسد تا آنکه مجبور به [[تسلیم]] شوند! [[نافع بن هلال جملی|نافع]] تلاش کرد که آب به خیمه‌های [[اهل بیت]] برساند.


'''شرح داستان چنین است:''' عمرسعد طبق دستوری که از [[ابن زیاد]] آمد، [[عمرو بن حجاج]]<ref>عمرو بن حجاج از جمله کسانی بود که برای امام حسین {{ع}} از کوفه نامه نوشت و حضرت را برای رهبری مسلمانان دعوت کرد، اما زود رنگ باخت و در سپاه عمرسعد درآمد. برای شناخت بیشتر از شرح حال عمرو بن حجاج در شرح حال مسلم بن عقیل در اصحاب امام حسین {{ع}} اثر دیگر مؤلف مراجعه نمایید.</ref> را با پانصد نفر بر [[شریعه]] گمارد و آب را به روی خیمه‌های [[حسینی]] بستند! در عصر روز هشتم [[محرم]]، چون [[تشنگی]] بر [[اهل بیت پیامبر]] و [[اصحاب امام حسین]] {{ع}} سخت فشار آورده بود، حضرت به برادرش [[قمر بنی‌هاشم]] [[فرمان]] داد شبانه با جمعی از نیروهای سواره و پیاده به [[شریعه]] رفته و مقداری آب به خیمه‌ها بیاورند.
'''شرح داستان چنین است:''' عمرسعد طبق دستوری که از [[ابن زیاد]] آمد، [[عمرو بن حجاج]]<ref>عمرو بن حجاج از جمله کسانی بود که برای امام حسین {{ع}} از کوفه نامه نوشت و حضرت را برای رهبری مسلمانان دعوت کرد، اما زود رنگ باخت و در سپاه عمرسعد درآمد. برای شناخت بیشتر از شرح حال عمرو بن حجاج در شرح حال مسلم بن عقیل در اصحاب امام حسین {{ع}} اثر دیگر مؤلف مراجعه نمایید.</ref> را با پانصد نفر بر [[شریعه]] گمارد و آب را به روی خیمه‌های [[حسینی]] بستند! در عصر روز هشتم [[محرم]]، چون [[تشنگی]] بر [[اهل بیت پیامبر]] و [[اصحاب امام حسین]] {{ع}} سخت فشار آورده بود، حضرت به برادرش [[قمر بنی‌هاشم]] [[فرمان]] داد شبانه با جمعی از نیروهای سواره و پیاده به [[شریعه]] رفته و مقداری آب به خیمه‌ها بیاورند.


[[حضرت عباس]] {{ع}} با سی نفر سواره و بیست پیاده، به همراه بیست مشک آب حرکت کردند و به سوی [[شریعه]] پیش رفتند، اما در پیشاپیش این جمع، [[نافع بن هلال جملی]] بود که [[پرچم]] مخصوصی را حرکت می‌داد و پیش می‌رفت. [[عمرو بن حجاج]]، [[فرمانده]] نیروهای [[مراقبت]] از [[شریعه]]، وقتی [[نافع بن هلال جملی|نافع]] را دید که پیشاپیش آن جمع در حرکت است، سؤال کرد: تو کیستی؟ وی خود را معرفی کرد و گفت: [[نافع بن هلال جملی]]. پرسید برای چه آمده‌ای؟ گفت: آمدم تا از این آبی که به روی ما بسته‌اید بنوشم!
[[حضرت عباس]] {{ع}} با سی نفر سواره و بیست پیاده، به همراه بیست مشک آب حرکت کردند و به سوی [[شریعه]] پیش رفتند، اما در پیشاپیش این جمع، [[نافع بن هلال جملی]] بود که [[پرچم]] مخصوصی را حرکت می‌داد و پیش می‌رفت. [[عمرو بن حجاج]]، فرمانده نیروهای [[مراقبت]] از [[شریعه]]، وقتی [[نافع بن هلال جملی|نافع]] را دید که پیشاپیش آن جمع در حرکت است، سؤال کرد: تو کیستی؟ وی خود را معرفی کرد و گفت: [[نافع بن هلال جملی]]. پرسید برای چه آمده‌ای؟ گفت: آمدم تا از این آبی که به روی ما بسته‌اید بنوشم!


[[عمرو بن حجاج]]، از او استقبال کرد و گفت: مانعی ندارد از آب بنوش تو را گوارا باشد. اما [[نافع بن هلال جملی|نافع]] این بار با [[وفا]] پاسخی داد که برای [[شیعیان]] و دلدادگان در [[راه]] [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]، درس [[صفا]] و [[ایثار]] و [[از خودگذشتگی]] است، او گفت: «نه، به [[خدا]] [[سوگند]] قطره‌ای از این آب نخواهم آشامید و حال آنکه می‌بینی [[حسین]] و یارانش تشنه‌اند!»<ref>{{عربی|«لاَ وَ اَللَّهِ لاَ أَشْرَبُ مِنْهُ قَطْرَةً وَ حُسَيْنٌ عَطْشَانُ وَ مَنْ تَرَى مِنْ أَصْحَابِهِ»}}</ref>.
[[عمرو بن حجاج]]، از او استقبال کرد و گفت: مانعی ندارد از آب بنوش تو را گوارا باشد. اما [[نافع بن هلال جملی|نافع]] این بار با [[وفا]] پاسخی داد که برای [[شیعیان]] و دلدادگان در راه [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]، درس صفا و [[ایثار]] و [[از خودگذشتگی]] است، او گفت: «نه، به [[خدا]] [[سوگند]] قطره‌ای از این آب نخواهم آشامید و حال آنکه می‌بینی [[حسین]] و یارانش تشنه‌اند!»<ref>{{عربی|«لاَ وَ اَللَّهِ لاَ أَشْرَبُ مِنْهُ قَطْرَةً وَ حُسَيْنٌ عَطْشَانُ وَ مَنْ تَرَى مِنْ أَصْحَابِهِ»}}</ref>.


در همین [[گفت‌وگو]] بودند که نیروهای تحت [[فرمان]] عمرو که مراقب [[شریعه]] بودند، متوجه [[قمر بنی هاشم]] و جمعی از سواره و پیاده [[نظام]] همراه او شدند که در حال رسیدن به [[شریعه]] [[فرات]] برای بردن آب هستند، بلافاصله دست به حمله زدند تا مانع بردن آب شوند. [[حضرت عباس]] {{ع}} با نیروهای سواره با آنها درگیر شد و از طرفی به نیروهای پیاده [[دستور]] داد مشک‌ها را ـ که بیست مشک بود ـ پر از آب کنند و به خیمه‌ها بازگردند. [[نافع بن هلال جملی]] و دیگر همراهان [[قمر بنی‌هاشم]]، پس از ساعتی [[جنگ]] و [[گریز]] با مجروح کردن یکی از نیروهای [[دشمن]]، بدون تلفات و زخمی به خیمه‌ها مراجعت و مشک‌های پر از آب را به خیمه‌ها بردند»<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۲؛ مقاتل الطالبیین، ص۷۸؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۸۸؛ و نیز ر. ک: کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۵۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۳۷۲-۱۳۷۳.</ref>
در همین گفت‌وگو بودند که نیروهای تحت [[فرمان]] عمرو که مراقب [[شریعه]] بودند، متوجه [[قمر بنی هاشم]] و جمعی از سواره و پیاده [[نظام]] همراه او شدند که در حال رسیدن به [[شریعه]] [[فرات]] برای بردن آب هستند، بلافاصله دست به حمله زدند تا مانع بردن آب شوند. [[حضرت عباس]] {{ع}} با نیروهای سواره با آنها درگیر شد و از طرفی به نیروهای پیاده [[دستور]] داد مشک‌ها را ـ که بیست مشک بود ـ پر از آب کنند و به خیمه‌ها بازگردند. [[نافع بن هلال جملی]] و دیگر همراهان [[قمر بنی‌هاشم]]، پس از ساعتی [[جنگ]] و گریز با مجروح کردن یکی از نیروهای [[دشمن]]، بدون تلفات و زخمی به خیمه‌ها مراجعت و مشک‌های پر از آب را به خیمه‌ها بردند»<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۱۲؛ مقاتل الطالبیین، ص۷۸؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۸۸؛ و نیز ر. ک: کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۵۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۳۷۲-۱۳۷۳.</ref>


== [[نافع بن هلال جملی|نافع]] و [[شهادت]] ==
== [[نافع بن هلال جملی|نافع]] و [[شهادت]] ==
خط ۷۹: خط ۷۹:
[[ابو مخنف]] می‌گوید: [[نافع بن هلال جملی]]، نام خود را بر روی تیرهای خود می‌نوشت و آنها را [[مسموم]] می‌کرد و به سوی [[دشمن]] پرتاب می‌کرد.
[[ابو مخنف]] می‌گوید: [[نافع بن هلال جملی]]، نام خود را بر روی تیرهای خود می‌نوشت و آنها را [[مسموم]] می‌کرد و به سوی [[دشمن]] پرتاب می‌کرد.


[[نافع بن هلال جملی|نافع]] با پرتاب تیرهای سهمگین خود، [[دوازده نفر]] از [[سپاه]] [[دشمن]] را به [[هلاکت]] رساند و جمع زیادتری را مجروح ساخت<ref>بحار الأنوار، ج۴۵، ص۲۷ و با اختصار البدایة والنهایة ابن کثیر، ج۸، ص۱۸۶؛ الأعلام، زرکلی، ج۸، ص۶.</ref> و چون تیرهای او به پایان رسید، [[دست]] به [[شمشیر]] برد و به مصاف [[دشمن]] رفت، در حالی که چنین [[رجز]] می‌خواند: {{عربی| أَنَا الْهُزَبْرُ الْجَمَلِي * ديني عَلى‌ دينِ عَلِيّ}}؛ اما چون [[دشمن]] در صحنه [[نبرد]] توان مبارزۀ تن به تن با او را نداشت با حمله دسته ‌جمعی که در میان آنها [[شمر بن ذی‌الجوشن]] نیز بود او را سنگ [[باران]] کردند و با نیزه ‌پرانی بازوان آن بزرگ [[مرد]] [[الهی]] را شکستند و سپس او را به [[اسارت]] گرفتند و نزد عمرسعد آوردند. عمرسعد خطاب به او گفت: وای بر تو ای [[نافع بن هلال جملی|نافع]]! چرا با خود چنین کردی؟ [[نافع بن هلال جملی|نافع]] در حالی که [[خون]] بر [[محاسن]] مبارکش جاری بود گفت: پروردگارم از قصد من [[آگاه]] است.
[[نافع بن هلال جملی|نافع]] با پرتاب تیرهای سهمگین خود، دوازده نفر از [[سپاه]] [[دشمن]] را به هلاکت رساند و جمع زیادتری را مجروح ساخت<ref>بحار الأنوار، ج۴۵، ص۲۷ و با اختصار البدایة والنهایة ابن کثیر، ج۸، ص۱۸۶؛ الأعلام، زرکلی، ج۸، ص۶.</ref> و چون تیرهای او به پایان رسید، [[دست]] به [[شمشیر]] برد و به مصاف [[دشمن]] رفت، در حالی که چنین [[رجز]] می‌خواند: {{عربی| أَنَا الْهُزَبْرُ الْجَمَلِي * ديني عَلى‌ دينِ عَلِيّ}}؛ اما چون [[دشمن]] در صحنه [[نبرد]] توان مبارزۀ تن به تن با او را نداشت با حمله دسته ‌جمعی که در میان آنها [[شمر بن ذی‌الجوشن]] نیز بود او را سنگ [[باران]] کردند و با نیزه ‌پرانی بازوان آن بزرگ [[مرد]] [[الهی]] را شکستند و سپس او را به [[اسارت]] گرفتند و نزد عمرسعد آوردند. عمرسعد خطاب به او گفت: وای بر تو ای [[نافع بن هلال جملی|نافع]]! چرا با خود چنین کردی؟ [[نافع بن هلال جملی|نافع]] در حالی که [[خون]] بر محاسن مبارکش جاری بود گفت: پروردگارم از قصد من [[آگاه]] است.


گفتند: مگر نمی‌بینی با خود چه کرده‌ای؟ گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]! [[دوازده نفر]] از شما را کشته و شماری را زخمی کرده‌ام و خود را برای کارم [[سرزنش]] نمی‌کنم و اگر بازوانم سالم می‌بود، نمی‌توانستید مرا [[اسیر]] کنید.
گفتند: مگر نمی‌بینی با خود چه کرده‌ای؟ گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]! دوازده نفر از شما را کشته و شماری را زخمی کرده‌ام و خود را برای کارم [[سرزنش]] نمی‌کنم و اگر بازوانم سالم می‌بود، نمی‌توانستید مرا [[اسیر]] کنید.
[[ابن سعد]] به [[شمر]] گفت: سر از بدنش جدا کن! همین که [[شمر]] [[شمشیر]] کشید تا او را به [[شهادت]] رساند، [[نافع بن هلال جملی|نافع]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر [[مسلمان]] بودی برایت دشوار بود که [[خدا]] را در حالی [[دیدار]] کنی که [[خون]] ما بر گردنت باشد، [[خدا]] را [[سپاس]] می‌گویم که پایان کار و [[قتل]] ما را به دست بدترین آفریدگان خود سپرد!<ref>{{عربی|«أما والله لو كنت من المسلمين لعظم عليك أن تلقي الله بدمائنا، فالحمد لله الذي جعل منايانا على يدى شرار خلقه»}}</ref>، آن‌گاه این رادمرد [[خداشناس]] به دست [[شمر بن ذی‌الجوشن]] به [[شهادت]] رسید و سر از بدنش جدا گردید<ref>ر. ک: ابصار العین، ص۱۳۳؛ مقتل مقرم، ص۲۴۸؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۳۷؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۶۵؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۶؛ قاموس الرجال، ج۱۰، ص۳۳۸؛ نفس المهموم، ص۲۵۵.</ref>.
[[ابن سعد]] به [[شمر]] گفت: سر از بدنش جدا کن! همین که [[شمر]] [[شمشیر]] کشید تا او را به [[شهادت]] رساند، [[نافع بن هلال جملی|نافع]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر [[مسلمان]] بودی برایت دشوار بود که [[خدا]] را در حالی دیدار کنی که [[خون]] ما بر گردنت باشد، [[خدا]] را [[سپاس]] می‌گویم که پایان کار و [[قتل]] ما را به دست بدترین آفریدگان خود سپرد!<ref>{{عربی|«أما والله لو كنت من المسلمين لعظم عليك أن تلقي الله بدمائنا، فالحمد لله الذي جعل منايانا على يدى شرار خلقه»}}</ref>، آن‌گاه این رادمرد [[خداشناس]] به دست [[شمر بن ذی‌الجوشن]] به [[شهادت]] رسید و سر از بدنش جدا گردید<ref>ر. ک: ابصار العین، ص۱۳۳؛ مقتل مقرم، ص۲۴۸؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۳۷؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۶۵؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۶؛ قاموس الرجال، ج۱۰، ص۳۳۸؛ نفس المهموم، ص۲۵۵.</ref>.


در [[فضیلت]] او همین بس که در [[زیارت ناحیه مقدسه]] بر او [[سلام]] و [[درود]] فرستاده شده است: {{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى نَافِعِ بْنِ هِلاَلٍ اَلْبَجَلِيِّ اَلْمُرَادِيِّ}}<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۳۷۵-۱۳۷۶؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۶۱؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۴۷۵.</ref>
در [[فضیلت]] او همین بس که در [[زیارت ناحیه مقدسه]] بر او [[سلام]] و [[درود]] فرستاده شده است: {{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى نَافِعِ بْنِ هِلاَلٍ اَلْبَجَلِيِّ اَلْمُرَادِيِّ}}<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۳۷۵-۱۳۷۶؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۵۶۱؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۴۷۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۳۳٬۸۲۱

ویرایش