شبهات ختم نبوت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۶۷: | خط ۳۶۷: | ||
بنا بر [[دلایل]] ذکر شده، این شبههافکنی [[بهائیت]] نیز پذیرفتنی نیست<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۲۰۱.</ref>. | بنا بر [[دلایل]] ذکر شده، این شبههافکنی [[بهائیت]] نیز پذیرفتنی نیست<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۲۰۱.</ref>. | ||
== [[شبهه]] ششم: پیامبر شدن ابراهیم فرزند پیامبر در صورت زنده بودن == | |||
=== بیان شبهه === | |||
برخی از طریق دیگر [[خاتمیت]] را مورد [[انکار]] قرار داده و دلیل آن را مخدوش اعلام کردهاند و آن اینکه مهمترین دلیل بر [[خاتمیت پیامبر اسلام]] [[آیه]] چهل [[سوره احزاب]] است، ولی این مطلب درست نیست؛ زیرا خود [[پیامبر اسلام]]{{صل}} که بر تمام زوایای [[قرآن کریم]] [[آگاه]] بوده و از ظاهر و [[باطن]] آن اطلاع دقیق داشتهاند، نه تنها از این آیه خاتمیت را استفاده نکردهاند، بلکه ظاهر گفتارشان این مطلب را میرساند که نبوت بعد از او نیز استمرار دارد. | |||
دلیل مدعا این است که آیه مزبور در سال پنجم هجری نازل شده است و در سال دهم هجری ابراهیم، پسر پیامبر{{صل}} [[رحلت]] کرده است و پیامبر{{صل}} بعد از فوت ابراهیم فرمود: اگر ابراهیم زنده میماند، پیامبر میشد و نبوت و [[رسالت]] به وسیله او استمرار مییافت<ref>{{متن حدیث|لَوْ عَاشَ إِبْرَاهِيمُ لَكَانَ نَبِيّاً}}؛ (علی بن حسن بن العساکر، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق علی شیری، ج۳، ص۱۳۹).</ref>. این مطلب بیانگر آن است که پیامبر{{صل}} از آیه یاد شده انقطاع و [[ختم رسالت]] را استفاده نکرده است و گرنه معنا نداشت که در صورت زنده ماندن ابراهیم، [[پیامبری]] استمرار یابد! بلکه از گفتار وی استفاده میشود اگر ابراهیم زنده میماند، نبوت به وسیله او استمرار مییافت<ref>جلال الدین شمس احمدی، توضیح المرام فی الرد علی علماء حمص و طرابلس، طبق نقل شیخ سلیمان ظاهر عاملی، دفع اوهام «توضیح المرام» فی الرد علی القادیانیة، تحقیق سید محمد حسن طالقانی، ص۱۸۵.</ref> و حال که او از [[دنیا]] رفته است، این امر به وسیله کسی دیگر ادامه خواهد داشت. | |||
=== پاسخ شبهه === | |||
پاسخ: باید گفت مطالب یاد شده از جهات متعدد مردود است؛ زیرا اولاً در اینکه [[حدیثی]] با این لفظ وارد شده باشد، جای [[تأمل]] است؛ چون بر اساس برخی [[روایات]]، [[حدیث]] مزبور چنین نقل شده است: «اگر ابراهیم زنده میماند، [[جزیه]] را از همه [[مردم]] [[قبطی]] بر میداشت»<ref>{{عربی|لو عاش إبراهيم لوضعت الجزية عن كل قبطي}}؛ محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۴۴.</ref>. | |||
بر اساس برخی دیگر از روایات، حدیث یاد شده چنین آمده است: «اگر بعد از [[حضرت محمد]]{{صل}} [[پیامبری]] میبود، پسر او ـ ابراهیم ـ زنده میماند، لکن بعد از وی پیامبری نیست»<ref>{{متن حدیث|حدثنا إسماعيل قلت لابن أوفي: رأيت ابن النبي؛ قال: مات صغيراً. و لو قضى أن يكون بعد محمد{{صل}} نبي عاش ابنه و لكن لا نبي بعده}}؛ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۷-۹، کتاب الادب، باب ۶۳۱، ص۳۸۰.</ref>. | |||
[[نووی]]، دانشمند بزرگ قرن هفتم هجری میگوید: این مطلب که اگر ابراهیم زنده میبود، [[پیامبر]] میشد، هرگز از پیامبر{{صل}} صادر نشده است؛ زیرا این مطلب [[باطل]] و [[غیبگویی]] جسورانه و گزافگویی بیاساس محسوب گردیده و روی آوردن به بزرگترین لغزشهاست<ref>{{عربی|و أما ما روي عن بعض المتقدمين: {{متن حدیث|لَوْ عَاشَ إِبْرَاهِيمُ لَكَانَ نَبِيّاً}} فباطل و جسارة على الكلام في المغيبات و مجارفة و هجوم على عظيم من الزلات}}؛ محی الدین بن شرف نووی، تهذیب الاسماء و اللغات، ج۱، ص۱۰۳.</ref> و صدور چنین مطلبی از پیامبر{{صل}} امکان پذیر نیست. | |||
ثانیاً، بر فرض که انتساب حدیث یاد شده به پیامبر{{صل}} درست باشد، چنان که [[ابن حجر]] نیز بر آن پافشاری کرده است<ref>احمد بن علی بن حجر عسقلانی، فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، تصحیح و تنقیح عبدالعزیز عبدالله ابن باز و محمد فؤاد عبدالباقی، ج۱۰، ص۷۰۸.</ref>، هیچ مشکلی در [[خاتمیت پیامبر اسلام]]{{صل}} پدید نمیآید و اشکال یاد شده از اساس باطل است؛ زیرا قضیه شرطیه در صورتی که لزومیه باشد، تنها بیانگر ملازمه بین مقدم و [[تالی]] است و هیچگاه از صحت مقدم و تالی حکایت نمیکند، بلکه بر فرض بطلان و [[امتناع]] مقدم و تالی نیز قضیه شرطیه صادق است؛ مثلاً در {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا}}<ref>«اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند» سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref> در عین حال که مقدم و تالی ممتنع و محال است، ولی شرطیه مزبور درست است و در صحت آن هیچ خدشهای نمیتوان کرد. بنابراین میتوان گفت در عین حال که زنده ماندن ابراهیم و [[استمرار نبوت]] بعد از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} امکان پذیر نبوده است<ref>مراد از امکان، در اینجا امکان وقوعی است؛ والا در امکان ذاتی آن تردیدی نیست.</ref>، اما در صحت قضیه شرطیه و [[حدیث]] مزبور هیچ مشکلی پیش نمیآید؛ چنان که قضیه شرطیه در [[آیه]] یاد شده هیچ مشکلی ندارد<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۱]]، ص ۶۶.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||