شبهات ختم نبوت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۹۳: خط ۱۹۳:


==== پاسخ نقضی ====
==== پاسخ نقضی ====
علاوه بر آنچه در مباحث پیش آمد، «اصل [[خاتمیت]]» کراراً مورد اعتراف و استعمال مؤسسان [[فرقه بهائیت]] و [[مبلغان]] مشهور آن، قرار گرفته است و همین امر، راه را بر هر گونه [[سفسطه]] و توجیه ناروای [[بهائیان]] از [[آیه]] چهلم [[سوره احزاب]] مبنی بر پایان‌پذیری سلسله نبوت، مسدود می‌دارد.
علاوه بر آنچه در مباحث پیش آمد، «اصل [[خاتمیت]]» کراراً مورد اعتراف و استعمال مؤسسان [[فرقه بهائیت]] و [[مبلغان]] مشهور آن، قرار گرفته است و همین امر، راه را بر هر گونه سفسطه و توجیه ناروای [[بهائیان]] از [[آیه]] چهلم [[سوره احزاب]] مبنی بر پایان‌پذیری سلسله نبوت، مسدود می‌دارد.


این اصل اساسی را بر مبنای سخنان منکران بیان می‌داریم: سید باب در ابلاغیه معروف به اَلف (هزار) که قسمتی از آن در کتاب [[اسرار]] الآثار آمده، چنین اعتراف می‌دارد: [خداوندا] من در هیچ شأنی جز به آنچه در [[قرآن]] بر حبیب خود، محمد [[رسول خدا]] و [[خاتم پیامبران]] فرستاده‌ای، [[اعتقاد]] ندارم<ref>اسدالله مازندرانی، اسرار الآثار خصوصی، ج۱، ص۱۷۹.</ref>. بدین‌سان باب نیز، [[لقب]] یگانه {{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}} را برای [[محمد مصطفی]]{{صل}} قائل است.
این اصل اساسی را بر مبنای سخنان منکران بیان می‌داریم: سید باب در ابلاغیه معروف به اَلف (هزار) که قسمتی از آن در کتاب [[اسرار]] الآثار آمده، چنین اعتراف می‌دارد: [خداوندا] من در هیچ شأنی جز به آنچه در [[قرآن]] بر حبیب خود، محمد [[رسول خدا]] و [[خاتم پیامبران]] فرستاده‌ای، [[اعتقاد]] ندارم<ref>اسدالله مازندرانی، اسرار الآثار خصوصی، ج۱، ص۱۷۹.</ref>. بدین‌سان باب نیز، [[لقب]] یگانه {{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}} را برای [[محمد مصطفی]]{{صل}} قائل است.


[[حسین علی بهاء]] نیز در عبارات زیر که در کتاب‌ها و [[الواح]] گوناگون وی آمده، علاوه بر اطلاق عناوینی چون «خاتم [[رسل]]»<ref>«یومی از ایام در ارض طاء [طهران] که مقر سلطنت ایران است، مشی می‌نمودم. بغتتاً از کل جهات، حنین مرتفع [ناله بلند شد]؛ بعد از توجه، ناله منابری که در مدن و دیار آن اقلیم است، اصغاء شد و به این کلمات ذاکر {{عربی|الهي، الهي، خاتم رسل و سيد كل، رسول الله روح ماسويه فداه}}، ما را از برای ذکر و ثنای تو ترتیب داده... و حال معشر جهلا بر ما به سب و لعن حضرت مقصود مشغولند، الهی، الهی، ما را نجات بخش». اشراقات و چند لوح دیگر، ص۲۴۶- ۲۴۷ (مندرج در سایت کتاب‌خانه بهائی.</ref>، «[[خاتم انبیاء]]»<ref>اشراقات و چند لوح دیگر، ص۲۵۲ «در خاتم انبیاء تفکر نما، بر آن حضرت وارد شد آنچه که افئده مقربین و اکباد مخلصین را گداخت.»...</ref> و {{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}}<ref>حسین علی بهاء، آثار قلم أعلی، ج۵، ص۲۱، در وصف قرآن می‌گوید: {{عربی|كتاب قدس حفيظ الذي نزل على محمد رسول الله و خاتم النبيين و جعله حجة باقية من عنده و هدى و ذکرى للعالمين}}.</ref> بر وجود گرامی [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، «[[خاتمیت]]» را به معنای «انتها» و «اتمام سلسله [[نبوت]] و [[رسالت]]» توسط ایشان دانسته است: {{عربی|الصلاة و السلام على سيد العالم و مربي الأمم الذي به انتهت الرسالة و النبوة و على آله و اصحابه دائماً ابداً سرمداً}}<ref>اشراقات، ص۲۹۳.</ref>. [[سلام]] و [[درود]] همیشگی و [[ابدی]] بر سرور [[جهان]] و مربی [[امت‌ها]]، کسی که نبوت و رسالت به او انتها یافت و بر [[خاندان]] و [[یاوران]] وی یاد.
[[حسین علی بهاء]] نیز در عبارات زیر که در کتاب‌ها و الواح گوناگون وی آمده، علاوه بر اطلاق عناوینی چون «خاتم [[رسل]]»<ref>«یومی از ایام در ارض طاء [طهران] که مقر سلطنت ایران است، مشی می‌نمودم. بغتتاً از کل جهات، حنین مرتفع [ناله بلند شد]؛ بعد از توجه، ناله منابری که در مدن و دیار آن اقلیم است، اصغاء شد و به این کلمات ذاکر {{عربی|الهي، الهي، خاتم رسل و سيد كل، رسول الله روح ماسويه فداه}}، ما را از برای ذکر و ثنای تو ترتیب داده... و حال معشر جهلا بر ما به سب و لعن حضرت مقصود مشغولند، الهی، الهی، ما را نجات بخش». اشراقات و چند لوح دیگر، ص۲۴۶- ۲۴۷ (مندرج در سایت کتاب‌خانه بهائی.</ref>، «[[خاتم انبیاء]]»<ref>اشراقات و چند لوح دیگر، ص۲۵۲ «در خاتم انبیاء تفکر نما، بر آن حضرت وارد شد آنچه که افئده مقربین و اکباد مخلصین را گداخت.»...</ref> و {{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}}<ref>حسین علی بهاء، آثار قلم أعلی، ج۵، ص۲۱، در وصف قرآن می‌گوید: {{عربی|كتاب قدس حفيظ الذي نزل على محمد رسول الله و خاتم النبيين و جعله حجة باقية من عنده و هدى و ذکرى للعالمين}}.</ref> بر وجود گرامی [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، «[[خاتمیت]]» را به معنای «انتها» و «اتمام سلسله [[نبوت]] و [[رسالت]]» توسط ایشان دانسته است: {{عربی|الصلاة و السلام على سيد العالم و مربي الأمم الذي به انتهت الرسالة و النبوة و على آله و اصحابه دائماً ابداً سرمداً}}<ref>اشراقات، ص۲۹۳.</ref>. [[سلام]] و [[درود]] همیشگی و [[ابدی]] بر سرور [[جهان]] و مربی [[امت‌ها]]، کسی که نبوت و رسالت به او انتها یافت و بر [[خاندان]] و [[یاوران]] وی یاد.


این سخن [[بهاءالله]]، راه هر گونه توجیه را بر [[انکار]] «[[خاتمیت نبوت]] و رسالت» می‌بندد، زیرا:
این سخن [[بهاءالله]]، راه هر گونه توجیه را بر [[انکار]] «[[خاتمیت نبوت]] و رسالت» می‌بندد، زیرا:
# به جای فعل «ختم» از فعل «انتهت» استفاده گردیده است؛
# به جای فعل «ختم» از فعل «انتهت» استفاده گردیده است؛
# تأکید شده که [[مقام رسالت]] نیز به واسطه آن وجود [[عزیز]] پایان پذیرفته است:
# تأکید شده که [[مقام رسالت]] نیز به واسطه آن وجود عزیز پایان پذیرفته است:
## {{عربی|كما أنتم تقرئون في الكتاب بان الله لما ختم النبوة بحبيبه بشر - العباد بلقائه و كان ذلك حتم محتوم}}<ref>عبدالحمید اشراق خاوری، مائده آسمانی، مؤسسه ملی مطبوعات امری، ج۴، ص۲۶۰.</ref>؛ همان طور که شما در [[قرآن]] می‌خوانید، [[خدای بزرگ]] زمانی که [[نبوت]] را به وسیله حبیبش پایان بخشید، [[بندگان]] را به لقای خود [[بشارت]] داد و این، امری حتمی و قطعی است.
## {{عربی|كما أنتم تقرئون في الكتاب بان الله لما ختم النبوة بحبيبه بشر - العباد بلقائه و كان ذلك حتم محتوم}}<ref>عبدالحمید اشراق خاوری، مائده آسمانی، مؤسسه ملی مطبوعات امری، ج۴، ص۲۶۰.</ref>؛ همان طور که شما در [[قرآن]] می‌خوانید، [[خدای بزرگ]] زمانی که [[نبوت]] را به وسیله حبیبش پایان بخشید، [[بندگان]] را به لقای خود [[بشارت]] داد و این، امری حتمی و قطعی است.
## {{عربی|أعلم بأن هذه الجنة في يوم الله أعظم من كل الجنان و ألطف من حقايق الرضوان لان الله تبارك و تعالى بعد الذي ختم مقام النبوة في شأن حبيبه و صفيه و خيرته من خلقه كما نزل في ملكوت العزة؛ و لكنه رسول الله خاتم النبيين...}}<ref>حسین علی بهاء، جواهر الاسرار، ج۳، (مجموعه «آثار قلم أعلی»)، ص۴۸.</ref>؛ بدان که این [[بهشت]] در [[روز]] (متعلق به) [[خداوند]] از هر [[بهشتی]] بزرگ‌تر و از [[حقایق]] [[رضوان]] لطیف‌تر است، چون خداوند - تبارک و تعالی - پس از آن‌که [[مقام نبوت]] را در [[شأن]] حبیبش و برگزیده از خلقش ختم کرد هم‌چنان که در [[ملکوت]] [[عزت]] ([[قرآن]]) نازل کرد لیکن او [[رسول خدا]] و [[خاتم پیامبران]] است... .
## {{عربی|أعلم بأن هذه الجنة في يوم الله أعظم من كل الجنان و ألطف من حقايق الرضوان لان الله تبارك و تعالى بعد الذي ختم مقام النبوة في شأن حبيبه و صفيه و خيرته من خلقه كما نزل في ملكوت العزة؛ و لكنه رسول الله خاتم النبيين...}}<ref>حسین علی بهاء، جواهر الاسرار، ج۳، (مجموعه «آثار قلم أعلی»)، ص۴۸.</ref>؛ بدان که این [[بهشت]] در [[روز]] (متعلق به) [[خداوند]] از هر [[بهشتی]] بزرگ‌تر و از [[حقایق]] [[رضوان]] لطیف‌تر است، چون خداوند - تبارک و تعالی - پس از آن‌که [[مقام نبوت]] را در [[شأن]] حبیبش و برگزیده از خلقش ختم کرد هم‌چنان که در [[ملکوت]] [[عزت]] ([[قرآن]]) نازل کرد لیکن او [[رسول خدا]] و [[خاتم پیامبران]] است... .
۱۳۳٬۸۱۸

ویرایش