←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = سیره معصوم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مبانی اقتصادی== هر دانشی مبتنی بر پیشفرضها و اصولی است که در درون آن علم به کار گرفته میشود، بیآنکه به صورت مستقیم مورد بحث و نظر قرار گرفته، اثبات...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
با رویکرد به این [[آموزهها]]<ref>یادآوری میشود روایات به این مضمون، در منابع روایی فراوان است و از مجموع آنها، تواتر اجمالی بر اعتبارشان به دست میآید؛ یعنی به صحت یکی از چند حدیثی که دربارۀ این موضوع آمده است، علم اجمالی حاصل میشود و در اینجا برای نمونه تنها به چند مورد اشاره شده است.</ref> [[عزّت]] و [[سربلندی]]، از مبانی معرفتشناسیِ [[استقلال اقتصادی]] شمرده میشود و استقلال اقتصادی از مبانی فرمول تلاش حداکثری برای درآمدی است که دستیابی به آن از این راه [[حافظ]] عزّت [[مؤمن]] است؛ به همین جهت دو [[امام باقر]] و [[رضا]]{{ع}} در این باره فرمودهاند: هنگام [[نیازمندی]]، از دشمنِ ما [[یاری]] نجویید که پیامد آن، ازدسترفتن عزّت شماست، بلکه از [[مال]] ما استفاده کنید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۴۸، ح۵ با سند صحیح. سعید بن عبدالله راوندی، الدعوات، ج۱، ص۲۳۰ ({{متن حدیث|... قَالَ الْبَاقِرُ{{ع}} لِجَابِرٍ: لَا تَسْتَعِنْ بِعَدُوٍّ لَنَا...}}).</ref>. | با رویکرد به این [[آموزهها]]<ref>یادآوری میشود روایات به این مضمون، در منابع روایی فراوان است و از مجموع آنها، تواتر اجمالی بر اعتبارشان به دست میآید؛ یعنی به صحت یکی از چند حدیثی که دربارۀ این موضوع آمده است، علم اجمالی حاصل میشود و در اینجا برای نمونه تنها به چند مورد اشاره شده است.</ref> [[عزّت]] و [[سربلندی]]، از مبانی معرفتشناسیِ [[استقلال اقتصادی]] شمرده میشود و استقلال اقتصادی از مبانی فرمول تلاش حداکثری برای درآمدی است که دستیابی به آن از این راه [[حافظ]] عزّت [[مؤمن]] است؛ به همین جهت دو [[امام باقر]] و [[رضا]]{{ع}} در این باره فرمودهاند: هنگام [[نیازمندی]]، از دشمنِ ما [[یاری]] نجویید که پیامد آن، ازدسترفتن عزّت شماست، بلکه از [[مال]] ما استفاده کنید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۴۸، ح۵ با سند صحیح. سعید بن عبدالله راوندی، الدعوات، ج۱، ص۲۳۰ ({{متن حدیث|... قَالَ الْبَاقِرُ{{ع}} لِجَابِرٍ: لَا تَسْتَعِنْ بِعَدُوٍّ لَنَا...}}).</ref>. | ||
از این گونه [[روایات]] - که در منابع، فراوان است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۴۸، ح۴... ({{متن حدیث|طَلَبُ الْحَوَائِجِ إِلَى النَّاسِ اسْتِلَابٌ لِلْعِزِّ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَيَاءِ وَ الْيَأْسُ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ عِزٌّ لِلْمُؤْمِنِ}}). عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ش۸۱۸۳ ({{متن حدیث|السُّؤَالُ يُضْعِفُ لِسَانَ الْمُتَكَلِّمِ وَ يَكْسِرُ قَلْبَ الشُّجَاعِ الْبَطَلِ وَ يُوقِفُ الْحُرَّ الْعَزِيزَ مَوْقِفَ الْعَبْدِ الذَّلِيلِ وَ يُذْهِبُ بَهَاءَ الْوَجْهِ وَ يَمْحَقُ الرِّزْقَ}}).</ref> - بر میآید که [[خودکفایی]] و استقلال اقتصادی، از مبانی تلاش [[اقتصادی]] است و نتیجه و [[حکمت]] آن، [[کرامت انسانی]] و بازداری از [[خواری]] است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۱۳</ref> | از این گونه [[روایات]] - که در منابع، فراوان است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۴۸، ح۴... ({{متن حدیث|طَلَبُ الْحَوَائِجِ إِلَى النَّاسِ اسْتِلَابٌ لِلْعِزِّ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَيَاءِ وَ الْيَأْسُ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ عِزٌّ لِلْمُؤْمِنِ}}). عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ش۸۱۸۳ ({{متن حدیث|السُّؤَالُ يُضْعِفُ لِسَانَ الْمُتَكَلِّمِ وَ يَكْسِرُ قَلْبَ الشُّجَاعِ الْبَطَلِ وَ يُوقِفُ الْحُرَّ الْعَزِيزَ مَوْقِفَ الْعَبْدِ الذَّلِيلِ وَ يُذْهِبُ بَهَاءَ الْوَجْهِ وَ يَمْحَقُ الرِّزْقَ}}).</ref> - بر میآید که [[خودکفایی]] و استقلال اقتصادی، از مبانی تلاش [[اقتصادی]] است و نتیجه و [[حکمت]] آن، [[کرامت انسانی]] و بازداری از [[خواری]] است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۱۳</ref> | ||
====[[حلالطلبی]]==== | |||
بر اساس [[جهانبینی دینی]] و کتاب و [[سنّت]]، [[انسان]] [[وظیفه]] دارد در [[تولید]]، [[توزیع]] و [[مصرف]] بر پایۀ [[حلال و حرام]] [[الهی]] گام بر دارد؛ [[فلسفه]] این [[حکم]] آن است که اولاً به اقتضای منظر [[توحیدی]]، همه چیز به [[خدا]] اختصاص دارد<ref>{{متن قرآن|وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا}} «و آنچه در آسمانها و در زمین است از آن خداوند است و خداوند به هر چیزی، نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۲۶.</ref> و انسان [[خلیفه]] و [[امانتدار]] اوست<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}} «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> و فرد [[امین]] نیز در پی افزایش بیحساب مالِ [[دنیا]] و [[فخرفروشی]] نیست؛ بلکه [[حفظ]] و [[ادای امانت]] را برای خود [[تکلیف الهی]] میداند. این [[تکالیف]] در [[امور مالی]]، تنها بر مبنای [[کسب حلال]] - که مبتنی بر اصل [[اِباحه]] و حلیّت<ref>اصل اِباحه به معنای مجازبودن تصرفات مالی است که از مبانی مالی در فقه شمرده میشود. اگر در حلال و حرامبودن فعل یا موضوعی تردید شود و شارع نیز آن را منع نکرده باشد، حکم به مجازبودن وحلیّت آن میشود (ر.ک: حیدرمحمد صنقورعلی، المعجم الاصولی، ص۸-۱۰) و مستندش آیات و روایات مربوط است؛ آیاتی مانند آیه ۱۶۸ سورۀ بقره و آیه ۵ سورۀ مائده و آیه۳۲ سورۀ اعراف و روایاتی مانند {{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ مُطْلَقٌ حَتَّى يَرِدَ فِيهِ نَهْيٌ}} (محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۷، ح۹۳۷) و {{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ، حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۱۳، ح۴۰؛ باسند معتبر) و....</ref> است - انجامیافتنی است؛ پس [[حلالطلبی]] نقشی کلیدی دارد. شاید به همین جهت بوده که در [[حدیث معراج]] آمده است: ای احمد، اگر خوردنی و نوشیدنی تو [[پاک]] و [[حلال]] باشد، در [[حفظ]] و پناه من خواهی بود<ref>حسن بن علی دیلمی، ارشاد القلوب، ص۲۰۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۴، ص۲۶، ح۶. ({{متن حدیث|يَا أَحْمَدُ... فَإِنْ أُطِيبَ مَطْعَمُكَ وَ مَشْرَبُكَ فَأَنْتَ فِي حِفْظِي وَ كَنَفِي...}}).</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} نیز فرمود: کسی که از راه [[حرام]] [[مالی]] کسب کند، [[خدا]] عباداتی مانند [[صدقه]]، آزادکردن برده، [[حج]] و عمرۀ او را نمیپذیرد و به آمار آن حرام، بر [[آلودگی]] او میافزاید. اگر آن را برای پس از خود ذخیره کند، بر عذابش میافزاید<ref>محمد بن علی صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۸۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۴۵، ح۱۴۴۸۳ ({{متن حدیث|... مَنِ اكْتَسَبَ مَالًا حَرَاماً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَدَقَةً وَ لَا عِتْقاً وَ لَا حَجّاً وَ لَا اعْتِمَاراً وَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِعَدَدِ أَجْزَاءِ ذَلِكَ أَوْزَاراً وَ مَا بَقِيَ مِنْهُ بَعْدَ مَوْتِهِ كَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ}}).</ref>. | |||
ثانیاً [[آدمی]] همواره در پی [[سعادت]] و کمال است و برای دستیابی به این [[هدف]]، عوامل مختلفی از جمله بهرهگیری از [[مال]] حلال نقش مبنایی دارند؛ چون مال حلال با رعایت [[تقوای الهی]] به دست میآید و [[تقوا]] از سرچشمۀ [[معرفت به خدا]] میجوشد<ref>منسوب به امام صادق{{ع}}، مصباح الشریعه، ص۵۹ ({{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ{{ع}}: التَّقْوَى مَاءٌ يَنْفَجِرُ مِنْ عَيْنِ الْمَعْرِفَةِ بِاللَّهِ تَعَالَى}}).</ref> که رابطۀ آن با [[معرفت]] همانند رابطۀ شاخه و ریشۀ درخت است؛ پس رعایت عملی [[تقوا]]، مبانی و ریشههای [[معرفتی]] را تقویت میکند و قوت مبانی معرفتی مایۀ افزایش [[سلامت]] و [[توازن]] [[اعمال]] (شاخهها) و بهسامانشدن [[زندگی]] است؛ به همین جهت در [[آموزههای دینی]] نقش [[مال]] [[حلال]] در امور فراوان زندگی مهم دانسته شد. درواقع میتوان گفت در این [[آموزهها]] به آثار حلال و پیامدهای [[حرام]] پرداخته شده که در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود. | |||
[[قرآن کریم]] با خطابِ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ}} که از عمومیترین خطابهای اوست، به همه [[انسانها]] [[فرمان]] داده که از آنچه در [[زمین]] است، از نوع حلال و [[پاکیزه]] آن بهره بگیرید<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref>. [[پیام]] این خطاب آن است که [[کافر]] و [[مسلمان]] باید از مال حلال بهره بگیرند و از حرامش بپرهیزند<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۸، ص۴۸۴.</ref>؛ به همین جهت در [[فقه]]، این موضوع بررسی میشود که آیا [[کافران]] با نپذیرفتن [[اصول دین]]، نسبت به [[احکام]] فرعی [[دین]] از جمله [[طلب حلال]] [[تکلیف]] دارند یا نه و نتیجه گرفته میشود که نسبت به آنها نیز تکلیف دارند<ref>روحالله خمینی، تحریرالوسیله، ج۱، ص۲۹۷ (کتاب الزکاة، مسأله ۱۰).</ref>. در [[روایات]] نیز بهرهگیری از مال حلال و [[پرهیز]] از مال حرام در درآمد و [[مصرف]]، برای کسب [[سعادت]] و کمال، مورد تأکید فراوان است؛ در برخی از آنها تلاش برای [[روزی حلال]] بر هر مرد و [[زن]] مسلمان [[واجب]]<ref>تاجالدین محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۱۳۹، ح۴۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۱۷، ح۸۲ ({{متن حدیث|... قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: طَلَبُ الْحَلَالِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ}}).</ref>، بلکه نُهدهم [[عبادت]]<ref>محمد بن حسن حر عاملی، الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیه، ص۱۹۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۷ ({{متن حدیث|فِي الْحَدِيثِ الْقُدْسِيِّ: يَا أَحْمَدُ إِنَّ الْعِبَادَةَ عَشَرَةَ أَجْزَاءٍ تِسْعَةٌ مِنْهَا طَلَبُ الْحَلَالِ}}).</ref> و [[برترین]] [[عبادت]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۸، ح۶ ({{متن حدیث|... رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَالِ}}). با سند معتبر نزد مجلسی (مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۲).</ref> شمرده شده، در برخی دیگر نیز بهترین کمک برای تحصیل [[رفاه]] [[آخرت]] به شمار آمده است<ref>محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۵۶ ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: نِعْمَ الْعَوْنُ، الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ}}).</ref> و موجب [[آمرزش گناهان]]<ref>محمد بن علی صدوق، الامالی، ص۳۶۴، ح۹ ({{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ بَاتَ كَالًّا مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ بَاتَ مَغْفُوراً لَهُ}}).</ref>، بلکه راه [[نجات]] از [[خشم خدا]] دانسته شده است؛ چنانکه [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: هر که لقمۀ [[حلال]] خورد، فرشتهای برایش [[آمرزش]] طلبد تا از خوردنش فارغ شود و هر که لقمۀ [[حرام]] خورد، به خشم خدا گرفتار آید<ref>محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۲، ص۴۵۷؛ رضیالدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۵۰ ({{متن حدیث|... وَ مَنْ أَكَلَ اللُّقْمَةَ مِنَ الْحَرَامِ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ}}).</ref> و به فرموده آن گرامی حتی بیاهمیتی نسبت به [[کسب درآمد]] که از کجا به دست میآید، سبب میشود [[خدا]] نیز نسبت به جهنمبردنش بیاهمیت باشد<ref>رضیالدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۴۶۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۹۸، ح۲۱۰۸۰ ({{متن حدیث|مَنْ لَمْ يُبَالِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَ الْمَالَ لَمْ يُبَالِ اللَّهُ مِنْ أَيْنَ أَدْخَلَهُ النَّارَ}}).</ref> و در برخی دیگر هم، سختکوشِ پرهیزکارِ از حرام را همانند مجاهدِ در [[راه خدا]] دانستهاند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۸، ح۳ ({{متن حدیث|... إِذَا كَانَ الرَّجُلُ مُعْسِراً فَيَعْمَلُ بِقَدْرِ مَا يَقُوتُ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَهْلَهُ وَ لَا يَطْلُبُ حَرَاماً فَهُوَ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ}}).</ref>. در پارهای دیگر [[استجابت دعا]] به کسب [[پاکیزه]] و حلال وابسته شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۸۶، ح۹ ({{متن حدیث|... مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُسْتَجَابَ لَهُ دَعْوَتُهُ فَلْيُطِبْ مَكْسَبَهُ}}). سعید بن عبدالله راوندی، الدعوات، ص۲۴ ({{متن حدیث|رُوِيَ أَنَّ رَجُلًا أَتَى النَّبِيَّ{{صل}} فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَسْتَجِيبَ دُعَائِي، فَقَالَ{{صل}} إِنْ أَرَدْتَ ذَلِكَ فَأَطِبْ كَسْبَكَ}}).</ref>؛ افزون بر اینها در نقل معتبری<ref>سند روایت صحیح است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۲۵).</ref> از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} در آخرین [[حج]] خود، [[پیام الهی]] درباره [[حلال و حرام]] را چنین [[ابلاغ]] کرده است: تا [[رزق]] کسی در [[دنیا]] کامل نشود، مرگش فرا نرسد؛ پس از [[خدا]] [[پروا]] کنید و روزی را به [[نیکی]] [[طلب]] کنید<ref>توجه به دو نکته توضیحی در اینجا لازم است: ۱. نظم الهی به لحاظ مدت عمر و مقدار روزی به دو قسمت مقضی و مسمّا تقسیم میشود ۱. بدون تعیین، بلکه به خواست الهی؛ ۲. امری مشخص. راز این تقسیم آن است که کوشش بشر و چگونگی سعی او و نیز مقدار تلاش وی سهم تعیینکنندهای در ایجاد زمینه برای اندازه عمر و روزی دارد؛ هرچند قضا و قدر الهی به اراده او وابسته است، ولی خدای بزرگ به زمینهها توجه میکند و به قابلیتی که فرد در خود ایجاد کرده، عنایت دارد. ۲. وظیفه انسان طبق رهنمود عقل و نقل معتبر، اجمال در طلب است. معنای اجمال در طلب، خواست جمیل است و طلب جمیل، کوشش مطابقِ با حکم دین در حلال و حرام و اطاعت الهی است. چیزی که مطابق با حکم دین نباشد، تلاش جمیل نیست. اگر در اطلاق رایج، گفته میشود اجمال در طلب به این است که «بهرهگیری تو از خود و ابزار کار بیش از تباهکننده و کمتر از حریص باشد» (محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۶۲) به این جهت است که اینگونه رفتار، مطابق حکم خداست؛ بنابراین نشان جمالِ طلب آن است که کوشش اقتصادی و درآمد آن، با حلال و حرام و اطاعت الهی مطابقِ باشد؛ پس صبر بر حرام و پرهیز از آن، متمّم جمال طلب است (ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۳، ص۶۲۳، با اصلاح).</ref>. تأخیر روزی و بهرهدهی دیرپای تلاش [[اقتصادی]]، شما را به کسب آن از راه [[حرام]] وا ندارد؛ چراکه [[خدا]] رزقش را از راه [[حلال]]، نه حرام، [[توزیع]] کرده است؛ پس تقواپیشگیِ صبورانه موجب دستیابی به [[رزق حلال]] است و [[پردهدری]] و [[شتابزدگی]] در این راه، هرچند [[مال]] [[حرام]] را در پی دارد، موجب ازدستدادن [[روزی حلال]] در [[دنیا]] و محاسبۀ سخت در [[آخرت]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۷۴، ح۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶ ص۳۲۱، ح۱ ({{متن حدیث|... وَ لَا يَحْمِلَنَّكُمُ اسْتِبْطَاءُ شَيْءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِشَيْءٍ مِنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ، فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَيْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَ لَمْ يَقْسِمْهَا حَرَاماً...}}).</ref>. | |||
مناسب است برای [[شفافیت]] بیشترِ نقش مبنایی [[حلال و حرام]] در [[سرنوشت]] [[آدمی]] و [[خوشبختی]] و [[بدبختی]] او به یکی از رازهای این [[حُکم]] [[الهی]] اشاره شود. بر پایه [[جهانبینی]] [[توحیدی]]، [[انسان]]، ترکیبی از [[جسم]] و [[جان]] است که جسم از [[عالم ماده]] و طبیعت و [[روح]] از عالمِ ملکوتِ مجرد است و این دو، دو مرتبه از مراتب وجود هستند؛ بنابراین لازمه [[شناخت]] او [[معرفت]] به این دو مرتبه هستی است؛ پس شناخت [[عوالم هستی]]، مقدم بر [[انسانشناسی]] است و لازمه [[هستیشناسی]]، [[شناخت مبدأ]] است. در [[بینش]] [[اسلامی]]، میان این سه امر، پیوند وثیقی وجود دارد و شناخت هر یک بدون دیگری، کاری دشوار است. اگر انسان مطالعات خود را در [[علوم تجربی]]، به صورت افقی و بدون هیچگونه ارتباطی با [[مبدأ هستی]] ادامه دهد، شاید همچون [[جوامع بشری]] معاصر، به پیشرفتهایی ظاهری دست یابد؛ ولی آثار ویرانگر آن به سبب عدم [[درک]] جایگاه انسان، بسیار زیاد خواهد بود. چنانچه بر پایه هستیشناسی توحیدی، [[حقیقت انسان]] را جان [[ملکوتی]] او بداند، در معالجه او هرگز وی را با [[حیوان]] یکسان نپندارد و دائماً از بیماریهای مشترک انسان و دام سخن نگوید و برای [[شناسایی]] راه [[درمان]] انسان، فقط به [[حیوانات]] آزمایشگاهی روی نیاورد و هر داروی حلال و حرام را برایش تجویز نخواهد کرد<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر انسان به انسان، ص۷۳ - ۷۵.</ref>؛ زیرا به این نکته توجه دارد که امور حرام، در [[قوس نزول]] [[تنزّل]] میکند و در [[نسل]] او اثر میگذارد و فرزندانی [[ناصالح]] پدید میآورد؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} [[مال]] [[حرام]] را در نسلهای آیندۀ [[انسان]] مؤثّر دانسته، گفتند: آثار کسب [[حرام]] در نسلهای [[آینده]] هویدا خواهد شد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۲۴ - ۱۲۵، ح۴؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۷، ص۲۳۹ ({{متن حدیث|... كَسْبُ الْحَرَامِ يَبِينُ فِي الذُّرِّيَّةِ}}). سند روایت موثق کالصحیح است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۸۹).</ref>. در قوس صعود نیز از [[خوردنیها]] و نوشیدنیهای حرام و [[نامشروع]] [[برهان عقلی]] و [[عرفان نظری]] فراچنگ نمیآید، بلکه اندیشهای مانند مغالطات، [[شبهات]]، موهومات، رسومات و رسوبات [[جاهلی]] بر میخیزد؛ ازاینرو [[عالمان]] و دانشورانی چون [[بوعلی سینا]] متعهّد شدند که برای درمانِ [[بیماری]]، هرگز از شراب استفاده نکنند<ref>ر.ک: عبدالله جوادیآملی، صورت و سیرت انسان در قرآن، ص۲۳ - ۲۵؛ همو، «مبانی درمان معنوی در اسلام»، ش۹۰، اسفند ۱۳۹۰.</ref>. | |||
با توجه به این [[آموزهها]] [[حلالطلبی]] و [[پرهیز از حرام]] در [[معیشت]] و [[زندگی]]، یکی از مبانی اساسی و مهم تلاشها و فرمولهای [[اقتصادی]] در درآمد و [[مصرف]] است و هیچگونه تردید ی در آن نیست. بر این مبنا برخی فرمولهای اقتصادی مانند [[ربا]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۸۲، وصیة النبی، ح۳۹ ({{متن حدیث|... عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}: شَرُّ الْكَسْبِ كَسْبُ الرِّبَا}}).</ref>، [[دزدی]]، [[خیانت]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۲۲۸، ح۴ ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}:... لَا يَصْلُحُ شِرَاءُ السَّرِقَةِ وَ الْخِيَانَةِ إِذَا عُرِفَتْ}}).</ref>، [[رشوه]]، [[فریب]] و هر نوع [[داد و ستد]] کالاهای حرام - مانند شراب، مردار و... -<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۷۰؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۶۲؛ ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۳۱، ح۴۵۸؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۹۴، ح۲۲۰۶۵.</ref> ممنوع دانسته شده و پلیدترین کسب شمرده میشود. | |||
با این رویکرد، حلالمحوری و عدم [[نفوذ]] درآمد نامشروع در معیشت معصومان{{عم}} از مسائل اساسی سیرۀ آن گرامیان بوده و به دقت عملی میشد. در این مطلب به لحاظ [[تاریخی]] و نیز با لحاظ [[مبانی کلامی]]، جای کمترین تردید نیست؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[پیامبر]]{{صل}} گفتند: او هیچگاه در دوران عمرش از [[حرام]] استفاده نکرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۵، حدیثالناس یومالقیامة، ح۱۷۵ ({{متن حدیث|... مَا أَكَلَ مِنَ الدُّنْيَا حَرَاماً قَطُّ...}}). سند حدیث صحیح است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۶، ص۳۰).</ref> و در مورد دیگر معصومان{{عم}} نیز تعبیرهای مشابه در دست است و برای [[درک]] [[میزان]] اهتمام آنان در این باره به ذکر چند نمونه از [[سیره]] ایشان بسنده میشود: | |||
۱. گروهی از [[یهودیان]] [[شام]] که به [[مکه]]<ref>معروف است که یهودیان در مکه زندگی نمیکردند؛ ولی ابنشهرآشوب (مناقب آلابیطالب، ج۱، ص۵۶) به نقل از علی بن ابراهیم میگوید: «به هنگام تولد پیامبر{{صل}} فردی به نام یوسف یهودی در مکه میزیست». شاید سخن معروف، مربوط به پس از این دورانها باشد.</ref>[[سفر]] کرده بودند، گفتند: در کتابهای ما آمده است که [[خدا]] محمد را از [[لقمه حرام]] و شبههناک [[حفظ]] میکند، پس با غذای حرامی او را بیازماییم؛ آنگاه با تشکیل جلسۀ میهمانی در پی [[آزمودن]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برآمدند و مرغی را بدون [[اجازه]] مالکش برداشته، آن را بریان کردند و در پیش روی آن گرامی نهادند و آن حضرت هرگاه لقمهای بر میداشت، از دستش فرو میافتاد. به آنان فرمود: «این لقمه، شبههناک است و خدا مرا از لقمه حرام و شبههناک حفظ میکند»<ref>ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۱، ص۶۴ ({{متن حدیث|... فَجَاءُوهُ بِدَجَاجَةٍ أُخْرَى مُسَمَّنَةٍ مَشْوِيَّةٍ قَدْ أَخَذُوهَا، لِجَارٍ لَهُمْ غَائِبٍ... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... وَ مَا أَرَاهَا إِلَّا مِنْ شُبْهَةٍ يَصُونُنِي رَبِّي...}}). این روایت در بحار الانوار، ج۱۷، ص۳۱۱ -۳۱۳) به نقل از تفسیر منسوب به امام عسکری از امام هادی{{ع}} نقل شده است.</ref>. خبر [[برخورد پیامبر]] در میهمانی گروهی از [[انصار]] در [[مدینه]] هم بر همین مطلب حکایت دارد؛ وقتی انصار گوشت گوسفندی بریانشده را در برابر آن گرامی نهادند، ایشان بیفاصله فرمود: «این گوشت به من خبر میدهد که به شیوهای ناحق تهیه شده است». آنان با [[تصدیق]] سخن آن حضرت گفتند: چون در [[بازار]] گوسفندی نیافتیم گوسفند همسایهای را بیاذن او برداشتیم و بهایش را میپردازیم؛ ولی [[پیامبر]] از آن استفاده نکرد<ref>علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۳۹۲؛ ابنقدامه، الشرح الکبیر، ج۵، ص۳۹۵ ({{متن حدیث|... إِنَّ النَّبِيَّ{{صل}}... فَقَالَ: إِنَّ هَذِهِ الشَّاةَ تُخْبِرُنِي أَنَّهَا أُخِذَتْ بِغَيْرِ حِلِّهَا...}}).</ref>. | |||
به فرمودۀ [[امام صادق]]{{ع}} مردی از [[خاندان]] [[ثقیف]] برای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دو ظرف شراب [[هدیه]] برده بود که به [[فرمان]] آن حضرت دور ریخته شد، حتی حاضر به فروش و استفادۀ از بهای آن نشد و افزود چیزی را که [[خدا]] [[حرام]] کرده، بهایش را نیز حرام کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۲۳۰، ح۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۱۳۶، ح۷۲ سند روایت حسن است.</ref>. این گزارشها بر عدم [[نفوذ]] حرام به [[زندگی پیامبر]]{{صل}} [[گواه]] است. | |||
۲. توصیۀ [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به مردی ثقفی مبنی بر اینکه خوش ندارم معدهام را جز از غذای [[پاکیزه]] و [[حلال]] [[سیر]] کنم و تو نیز از غذایی که به حلالبودن آن [[علم]] نداری، بپرهیز<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۱۷۵؛ علامه حلی، آینه یقین، ص۸۸ ({{متن حدیث|... وَ أَنَا أَكْرَهُ أَنْ أُدْخِلَ بَطْنِي إِلَّا طَيِّباً...}}).</ref>، [[گواهی]] دیگر است. | |||
۳. [[تلاش فراوان]] [[متوکل عباسی]] برای نوشاندن شراب به [[امام هادی]]{{ع}} و امتناع آن حضرت از این کار و ابراز [[خشم]] [[متوکل]] از آن گرامی، از نمونههای دیگر است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۲؛ محمد ب ن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۰۷ ({{متن حدیث|كَانَ الْمُتَوَكِّلُ يَقُولُ: وَيْحَكُمْ قَدْ أَعْيَانِي أَمْرُ ابْنِ الرِّضَا وَ جَهَدْتُ أَنْ يَشْرَبَ مَعِي وَ أَنْ يُنَادِمَنِي فَامْتَنَعَ}}).</ref>. اینها نمونههایی از حلالمحوری معصومان{{عم}} است که در [[حدیث]] و [[تاریخ]] آمده است و با این توجه، بهرهگیری از هر نوع درآمدی که حلال نباشد، ممنوع است. در اینجا شایسته بود به آثار و پیامدهای بهرهگیری از [[مال]] [[حلال و حرام]] پرداخته میشد؛ ولی گستردگی آن، مجالی دیگر را میطلبد؛ هرچند به برخی از آن آثار و پیامدها در ضمن این بحث اشاره شده است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۱۹</ref> | |||
====[[مدیریت معاش مالی]]==== | |||
دربارۀ [[مدیریت]] و [[تدبیر]] ([[برنامهریزی]]) [[نیکو]] در [[معیشت]] و نقش مبنایی آن در فصل یکم مطالبی گفته شده<ref>ر.ک: فصل یکم، عنوان «مدیریت و تدبیر مالی».</ref> مبنی بر اینکه [[مدیریت]]، با توجه به معنایش بر مؤلفههایی مانند اطلاعیابی، [[برنامهریزی]]، [[هدایت]] و [[نظارت]] تأکید دارد. [[مدیریت اقتصادی]]، [[سازماندهی]] صحیح [[زندگی]] [[اقتصادی]] در محیطی است که عملیات فنی، [[مالی]] و مانند آن را در بر میگیرد<ref>توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۶۸.</ref>؛ بنابراین مدیریتِ مالی در زندگی از موضوعاتی است که در [[بهرهوری اقتصادی]] تأثیر مبنایی دارد؛ چنانکه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نداشتن [[مدیریت]] و برنامهریزی در [[معیشت]] را مایۀ [[تنگدستی]] [[آدمی]] دانسته است<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۳۴۸، ح۲۰۷۰۴ ({{متن حدیث|... وَ تَرْكُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ يُورِثُ الْفَقْرَ}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۲۷</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||