شرک: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[شرک در قرآن]] - [[شرک در اخلاق اسلامی]] - [[شرک در کلام اسلامی]] - [[شرک در معارف دعا و زیارات]] - [[شرک در معارف و سیره سجادی]] - [[شرک در جامعهشناسی اسلامی]] - [[شرک در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[شرک در قرآن]] - [[شرک در اخلاق اسلامی]] - [[شرک در کلام اسلامی]] - [[شرک در معارف دعا و زیارات]] - [[شرک در معارف و سیره سجادی]] - [[شرک در جامعهشناسی اسلامی]] - [[شرک در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''شرک''' به معنای مشارکت و همراه شدن در چیزی و در اصطلاح [[قرآن]] و علوم اسلامی به مفهوم [[شریک قائل شدن برای خدا]] در امور مختص به اوست. در [[قرآن کریم]] مسئله شرک، [[آیات]] فراوانی را به خود اختصاص داده است. شرک انواع مختلفی دارد مانند: [[شرک ذاتی]]؛ [[شرک صفاتی]]؛ [[شرک افعالی]]؛ شرک در خالقیت؛ شرک در [[ربوبیت]]؛ شرک در [[حاکمیت]] و [[شرک در عبادت]]. برخی از عواملی که موجب شرک ورزی میشود نیز عبارت است از: [[جهالت]] (بیعقلی و [[نادانی]])؛ [[هوای نفس]]؛ حسگرایی؛ [[تعصب]] و [[تقلید]] از نیاکان؛ [[زمامداران]] [[ستمگر]]؛ [[غلو]] و غیره. بر اساس [[آموزههای قرآن کریم]]، شرک آثار شوم گستردهای دارد. شماری از این پیامدها عبارتاند از: کوری [[باطن]]؛ بیپناهی و [[تحیر]]؛ [[محرومیت]] از [[مغفرت الهی]]؛ [[حبط اعمال]]؛ [[خواری]] و ناکامی و [[عذاب اخروی]]. | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
| خط ۹: | خط ۱۱: | ||
واژه شرک، مصدر از ریشه "ش - ر - ک" و شرک به معنای مشارکت و همراه شدن در چیزی و مقابل انفراد است<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۳/۲۶۵؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۴۵۱.</ref>. بسیاری از لغویان در توضیح این ریشه، آن را به معنای شرکت دانستهاند<ref>جمهرة اللغه، ج۲، ص۷۳۲؛ اساس البلاغه، ج۱، ص۳۲۸، "شرک".</ref>. ابنفارس یکی از دو معنای اصلی شرک را مقارنت و شرکت دانسته است؛ به این معنا که چیزی به گونهای میان دو نفر باشد که هیچیک به تنهایی [[حق تصرف]] در آن را نداشته باشد<ref> معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۲۶۵، "شرک".</ref>. مصطفوی در تحقیق ریشه "ش ـ ر ـ ک" و در کوشش برای بازگرداندن همه کاربردهای آن به معنایی واحد، بر این نظر تأکید کرده که معنای اصلی این ریشه، تقارن دو یا چند نفر در عملی یا امری است؛ به گونهای که برای هر یک از آنان بهره یا تأثیری در آن عمل یا امر باشد<ref> التحقیق، ج۶، ص۴۸، "شرک".</ref>. | واژه شرک، مصدر از ریشه "ش - ر - ک" و شرک به معنای مشارکت و همراه شدن در چیزی و مقابل انفراد است<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۳/۲۶۵؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۴۵۱.</ref>. بسیاری از لغویان در توضیح این ریشه، آن را به معنای شرکت دانستهاند<ref>جمهرة اللغه، ج۲، ص۷۳۲؛ اساس البلاغه، ج۱، ص۳۲۸، "شرک".</ref>. ابنفارس یکی از دو معنای اصلی شرک را مقارنت و شرکت دانسته است؛ به این معنا که چیزی به گونهای میان دو نفر باشد که هیچیک به تنهایی [[حق تصرف]] در آن را نداشته باشد<ref> معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۲۶۵، "شرک".</ref>. مصطفوی در تحقیق ریشه "ش ـ ر ـ ک" و در کوشش برای بازگرداندن همه کاربردهای آن به معنایی واحد، بر این نظر تأکید کرده که معنای اصلی این ریشه، تقارن دو یا چند نفر در عملی یا امری است؛ به گونهای که برای هر یک از آنان بهره یا تأثیری در آن عمل یا امر باشد<ref> التحقیق، ج۶، ص۴۸، "شرک".</ref>. | ||
کاربرد واژه شرک و مشتقات آن در اصطلاح [[قرآن]] و علوم اسلامی هماهنگ با معنای لغوی آن و به مفهوم [[شریک قائل شدن برای خدا]] در امور مختص به او، مانند وجوبِ وجود، الوهیت، [[معبود]] بودن و [[تدبیر]] [[شئون]] [[آفریدگان]] است <ref>بحار الانوار، ج۳، ص۳.</ref> و [[مشرک]] کسی است که به [[یگانگی خدا]] [[ایمان]] نداشته باشد، یا در یکی از [[مقامات]] ویژه خدایی، چیزی را [[شریک]] او بداند و برای موجودی جز [[خدا]] "[[استقلال]] در تأثیر" قائل باشد<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>. | کاربرد واژه شرک و مشتقات آن در اصطلاح [[قرآن]] و علوم اسلامی هماهنگ با معنای لغوی آن و به مفهوم [[شریک قائل شدن برای خدا]] در امور مختص به او، مانند وجوبِ وجود، الوهیت، [[معبود]] بودن و [[تدبیر]] [[شئون]] [[آفریدگان]] است<ref>بحار الانوار، ج۳، ص۳.</ref> و [[مشرک]] کسی است که به [[یگانگی خدا]] [[ایمان]] نداشته باشد، یا در یکی از [[مقامات]] ویژه خدایی، چیزی را [[شریک]] او بداند و برای موجودی جز [[خدا]] "[[استقلال]] در تأثیر" قائل باشد<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>. | ||
از واژگان مرتبط با شرک، [[الحاد]] و [[کفر]] است. الحاد به معنای منحرف شدن از [[حق]] است<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۷/۳۰۷؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۷۳۷.</ref> و مقصود از آن [[انحراف]] از [[توحید]] و میل به شرک است<ref>ابوالفتوح حسینی، مفتاح الباب، ۱۵۳؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۵.</ref> و گاهی به معنای کفر به کار میرود<ref>حلی، الباب الحادیعشر، ۱۵۳.</ref>. تفاوت کفر با شرک در این است که کفر [[انکار]] وحدانیت [[حقتعالی]] یا [[نبوت پیامبر اسلام]]{{صل}}<ref>امام خمینی، الطهاره، ۳/۴۳۷ و ۴۴۲؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۴.</ref> یا یکی از [[ضروریات دین]]<ref>کاشفالغطاء، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۴/۳۲۹.</ref> است و از این نظر کفر اعم از شرک است؛ از اینرو برخی معتقدند در اصطلاح [[قرآن کریم]] کفر به معنای شرک نیست؛ چون شامل [[اهل کتاب]] هم میشود و [[قرآن]] اهل کتاب را از نظر [[تاریخی]] [[مشرک]] نمیداند، ولی [[کافر]] میداند و حتی کافر اعم از مشرک و اهل کتاب است؛ یعنی افراد ملحد را نیز دربر میگیرد<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۵/۹۸۶–۹۸۷.</ref>؛ بنابراین عناوینی چون کفر، الحاد و شرک برای اعتقاد غیر [[موحد]] به کار میرود و مشرک و کافر و ملحد در این جهت مشترکاند که از جرگه توحید خارج و از [[مغفرت الهی]] بینصیباند.<ref>جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | از واژگان مرتبط با شرک، [[الحاد]] و [[کفر]] است. الحاد به معنای منحرف شدن از [[حق]] است<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۷/۳۰۷؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۷۳۷.</ref> و مقصود از آن [[انحراف]] از [[توحید]] و میل به شرک است<ref>ابوالفتوح حسینی، مفتاح الباب، ۱۵۳؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۵.</ref> و گاهی به معنای کفر به کار میرود<ref>حلی، الباب الحادیعشر، ۱۵۳.</ref>. تفاوت کفر با شرک در این است که کفر [[انکار]] وحدانیت [[حقتعالی]] یا [[نبوت پیامبر اسلام]]{{صل}}<ref>امام خمینی، الطهاره، ۳/۴۳۷ و ۴۴۲؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۴.</ref> یا یکی از [[ضروریات دین]]<ref>کاشفالغطاء، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۴/۳۲۹.</ref> است و از این نظر کفر اعم از شرک است؛ از اینرو برخی معتقدند در اصطلاح [[قرآن کریم]] کفر به معنای شرک نیست؛ چون شامل [[اهل کتاب]] هم میشود و [[قرآن]] اهل کتاب را از نظر [[تاریخی]] [[مشرک]] نمیداند، ولی [[کافر]] میداند و حتی کافر اعم از مشرک و اهل کتاب است؛ یعنی افراد ملحد را نیز دربر میگیرد<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۵/۹۸۶–۹۸۷.</ref>؛ بنابراین عناوینی چون کفر، الحاد و شرک برای اعتقاد غیر [[موحد]] به کار میرود و مشرک و کافر و ملحد در این جهت مشترکاند که از جرگه توحید خارج و از [[مغفرت الهی]] بینصیباند.<ref>جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۳: | ||
== پیامدهای شرک == | == پیامدهای شرک == | ||
بر اساس [[آموزههای قرآن کریم]]، شرک آثار شوم گستردهای در [[زندگی]] و [[سرنوشت انسان]] دارد. شماری از این پیامدها بدین شرحاند: | بر اساس [[آموزههای قرآن کریم]]، شرک آثار شوم گستردهای در [[زندگی]] و [[سرنوشت انسان]] دارد. شماری از این پیامدها بدین شرحاند: | ||
# '''کوری [[باطن]]:''' [[مشرک]] بر اثر [[اعراض]] از [[توحید]] و رو آوردن به اوهامِ شرک، خود را در شرایطی قرار داده است که نه میتواند از دیدن خویشتن و مشاهده [[آیات انفسی]] بهرهمند شود و نه از [[رؤیت]] [[حقیقت]] [[جهان هستی]] و [[آیات آفاقی]] حظّی ببرد<ref>سوره یس، آیه ۸ و ۹.</ref> | # '''کوری [[باطن]]:''' [[مشرک]] بر اثر [[اعراض]] از [[توحید]] و رو آوردن به اوهامِ شرک، خود را در شرایطی قرار داده است که نه میتواند از دیدن خویشتن و مشاهده [[آیات انفسی]] بهرهمند شود و نه از [[رؤیت]] [[حقیقت]] [[جهان هستی]] و [[آیات آفاقی]] حظّی ببرد<ref>سوره یس، آیه ۸ و ۹.</ref>. | ||
# '''بیپناهی و [[تحیر]]:''' از نگاه [[قرآن کریم]]، پناه بردن به غیر خدا و [[برگزیدن]] [[بتها]] به [[سرپرستی]] و [[تدبیر امور]] خود مانند بنا کردن [[خانه]] عنکبوت است؛<ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۳۸۵.</ref> خانهای که به سبب بنیانی [[سست]]، صاحب خود را از گزند حوادث [[حفظ]] نمیکند<ref>سوره عنکبوت، آیه ۴۱.</ref> [[مشرک]] به سبب بیپناهی و بلاتکلیفی همواره در [[اضطراب]] و تحیر است و [[آرامش]] ندارد. | # '''بیپناهی و [[تحیر]]:''' از نگاه [[قرآن کریم]]، پناه بردن به غیر خدا و [[برگزیدن]] [[بتها]] به [[سرپرستی]] و [[تدبیر امور]] خود مانند بنا کردن [[خانه]] عنکبوت است؛<ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۳۸۵.</ref> خانهای که به سبب بنیانی [[سست]]، صاحب خود را از گزند حوادث [[حفظ]] نمیکند<ref>سوره عنکبوت، آیه ۴۱.</ref> [[مشرک]] به سبب بیپناهی و بلاتکلیفی همواره در [[اضطراب]] و تحیر است و [[آرامش]] ندارد. | ||
# '''[[محرومیت]] از [[مغفرت الهی]]:''' [[خداوند]] هر گناهی جز شرک را میبخشاید و [[مشرک]] هرگز مشمول [[مغفرت]] او نیست<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۶.</ref>. | # '''[[محرومیت]] از [[مغفرت الهی]]:''' [[خداوند]] هر گناهی جز شرک را میبخشاید و [[مشرک]] هرگز مشمول [[مغفرت]] او نیست<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۶.</ref>. | ||