پرش به محتوا

صفات الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
در اصطلاح [[علم کلام]]، مراد از صفات الهی، مفاهیمی است که [[قائم]] به خود نیستند و از موصوف خویش- یعنی [[خداوند تعالی]]- جدایی نمی‌پذیرند<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ۳/ ۱۳۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref>
در اصطلاح [[علم کلام]]، مراد از [[صفات الهی]]، مفاهیمی است که [[قائم]] به خود نیستند و از موصوف خویش- یعنی [[خداوند تعالی]]- جدایی نمی‌پذیرند<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ۳/ ۱۳۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref>


== اثبات صفات الهی ==
== [[اثبات]] صفات الهی ==
=== اثبات نقلی ===
=== اثبات نقلی ===
[[قرآن کریم]] برای [[خداوند]]، صفات و اسمائی را برشمرده است<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۰.</ref> و برخی صفات را از خداوند [[نفی]] کرده است<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ }}؛ سوره شوری، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن|فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلَّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}؛ سوره نحل، آیه ۷۴؛ {{متن قرآن| وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ }}؛ سوره اخلاص، آیه ۴.</ref>. بنابر [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} خداوند را باید تنها به همین صفات که خود برشمرده است، وصف کرد و نباید صفتی برای ذات اقدس [[الهی]] برساخت<ref>الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۰۲.</ref>.<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۳۲۰.</ref>
[[قرآن کریم]] برای [[خداوند]]، صفات و اسمائی را برشمرده است<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۰.</ref> و برخی صفات را از خداوند [[نفی]] کرده است<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}؛ سوره شوری، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن|فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلَّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}؛ سوره نحل، آیه ۷۴؛ {{متن قرآن| وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}؛ سوره اخلاص، آیه ۴.</ref>. بنابر [[روایات]] بزرگان [[معصوم]]{{ع}} خداوند را باید تنها به همین صفات که خود برشمرده است، وصف کرد و نباید صفتی برای ذات اقدس الهی برساخت<ref>الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۰۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref>


===اثبات عقلی===
=== اثبات عقلی ===
[[برهان عقلی]] در این باره دارای دو مقدمه است:
[[برهان عقلی]] در این باره دارای دو مقدمه است:
# معلولات و [[مخلوقات]] را صفات کمالی- همانند [[علم]]، [[قدرت]] و [[حیات]]- است.  
# معلولات و [[مخلوقات]] را صفات کمالی- همانند [[علم]]، [[قدرت]] و [[حیات]]- است.  
# میان علت و معلول، اصل سنخیت [[حاکم]] است. صفات معلولات باید در علت به صورتی کامل‌تر موجود باشند؛ زیرا فاقد شی‌ء، معطی آن نیست. نتیجه دو مقدمه آن است که خداوند واجد این صفات به صورت اکمل است<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۳۲۰.</ref>.
# میان علت و معلول، اصل سنخیت [[حاکم]] است. صفات معلولات باید در علت به صورتی کامل‌تر موجود باشند؛ زیرا فاقد شی‌ء، معطی آن نیست. نتیجه دو مقدمه آن است که خداوند واجد این صفات به صورت اکمل است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref>.


برهان عقلی بر نامحدودیت صفات الهی نیز با دو مقدمه برپا می‌شود:
برهان عقلی بر نامحدودیت صفات الهی نیز با دو مقدمه برپا می‌شود:
خط ۱۷: خط ۱۷:
# [[صفات خداوند]] عین ذات اویند.
# [[صفات خداوند]] عین ذات اویند.


نتیجه آنکه صفات خداوند نامحدودند<ref>قلمرو دین‌، ۵۲.</ref>.<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۳۲۰.</ref>
نتیجه آنکه صفات خداوند نامحدودند<ref>قلمرو دین‌، ۵۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref>


== جایگاه مبحث صفات الهی ==
== جایگاه مبحث صفات الهی ==
خداشناسی محور تعالیم‌ [[اسلامی]] است و در آن سه مبحث کلی از اهمیتی ویژه برخوردار است: [[اثبات وجود خدا]]؛ اثبات [[وحدانیت خدا]]؛ اثبات صفات الهی. مبحث سوم، از گستره فراخ‌تری برخوردار است<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۰/ ۷۵.</ref>. درباره صفات الهی سه دیدگاه مطرح است: [[تشبیه]]؛ تعطیل؛ [[تنزیه]]. دیدگاه نخست، صفات الهی را به معنای ظاهر حمل می‌کند و [[تفسیر]] و [[تأویل]] را برنمی‌تابد. دیدگاه دوم [[عقل]] را از [[شناخت]] [[اوصاف الهی]] یکسره [[ناتوان]] می‌شمارد. بنابر این دیدگاه، عقل را نمی‌رسد که به [[معرفت]] اوصاف [[خداوند]] راه یابد و در این [[مقام]] جولان دهد. دیدگاه [[متکلمان امامیه]]، تنزیه است. بنابر این دیدگاه، خداوند [[انسان]] را از [[نعمت]] عقل بهره‌مند ساخته و چنین نیست که دست این نعمت [[خدادادی]] در [[شناخت صفات الهی]] به کلی کوتاه باشد. برای [[صفات خدا]] باید معنایی فراتر از ظاهر در نظر گرفت و مفهومی عقل‌پذیر به [[اندیشه]] درآورد و این نظریه را [[کتاب و سنت]] [[معصومین]] {{ع}} [[تأیید]] کرده‌اند<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>. در روایتی از [[امام علی]] {{ع}} آمده است: "[[عقل‌ها]] را از حدود صفات خود [[آگاه]] نساخته و از معرفت خود [[محروم]] نگردانیده است"<ref>نهج‌البلاغه‌، خ ۲۹۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۱.</ref>
[[خداشناسی]] محور تعالیم‌ [[اسلامی]] است و در آن سه مبحث کلی از اهمیتی ویژه برخوردار است: [[اثبات وجود خدا]]؛ [[اثبات]] [[وحدانیت خدا]]؛ اثبات [[صفات الهی]]. مبحث سوم، از گستره فراخ‌تری برخوردار است<ref>[[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ۱۰/ ۷۵.</ref>. درباره صفات الهی سه دیدگاه مطرح است: تشبیه؛ تعطیل؛ [[تنزیه]]. دیدگاه نخست، صفات الهی را به معنای ظاهر حمل می‌کند و [[تفسیر]] و [[تأویل]] را برنمی‌تابد. دیدگاه دوم [[عقل]] را از [[شناخت]] [[اوصاف الهی]] یکسره [[ناتوان]] می‌شمارد. بنابر این دیدگاه، عقل را نمی‌رسد که به [[معرفت]] اوصاف [[خداوند]] راه یابد و در این [[مقام]] [[جولان]] دهد. دیدگاه متکلمان امامیه، تنزیه است. بنابر این دیدگاه، خداوند [[انسان]] را از [[نعمت]] عقل بهره‌مند ساخته و چنین نیست که دست این نعمت خدادادی در شناخت صفات الهی به کلی کوتاه باشد. برای [[صفات خدا]] باید معنایی فراتر از ظاهر در نظر گرفت و مفهومی عقل‌پذیر به [[اندیشه]] درآورد و این نظریه را کتاب و سنت معصومین{{ع}} [[تأیید]] کرده‌اند<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>. در روایتی از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: "[[عقل‌ها]] را از حدود صفات خود [[آگاه]] نساخته و از معرفت خود [[محروم]] نگردانیده است"<ref>نهج‌البلاغه‌، خ ۲۹۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۱.</ref>


== توقیفی بودن صفات و [[اسماء الهی]] ==
== توقیفی بودن صفات و [[اسماء الهی]] ==
در جواز اطلاق صفات و اسمائی که [[شارع]] بر آنها [[اذن]] داده است، خلافی نیست و نیز در جایز نبودن اطلاق صفات و اسمائی که منع شارع بر آنها موجود است. [[اختلاف]] در صفات و اسمائی است که از سوی شارع نه منعی آشکار دارند و نه جواز. گروهی در این باره به توقیفی نبودن صفات و [[اسماء]] [[حکم]] کرده‌اند به شرط آنکه معنای مورد نظر، موهوم نباشد و برای ذات باری محالی پیش نیاورد. گروهی دیگر، صفات و اسماء را توقیفی دانسته و معتقدند که خداوند را تنها به صفات و اسمائی می‌توان خواند که خود خوانده است یا [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] {{عم}}. اینان بر ادعای خویش به [[احادیث]] معصومین {{ع}} استناد جسته و آن را مذهبی [[امامیه]] در این موضوع می‌شمارند<ref>اوائل المقالات‌، ۱۹ و ۲۰.</ref>. گروه سوم، میان صفات و اسماء فرق نهاده‌اند و اسماء را توقیفی و صفات را غیرتوقیفی شمرده‌اند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۱.</ref>.
در جواز اطلاق صفات و اسمائی که [[شارع]] بر آنها [[اذن]] داده است، خلافی نیست و نیز در جایز نبودن اطلاق صفات و اسمائی که منع شارع بر آنها موجود است. [[اختلاف]] در صفات و اسمائی است که از سوی شارع نه منعی آشکار دارند و نه جواز. گروهی در این باره به توقیفی نبودن صفات و اسماء [[حکم]] کرده‌اند به شرط آنکه معنای مورد نظر، موهوم نباشد و برای ذات باری محالی پیش نیاورد. گروهی دیگر، صفات و اسماء را توقیفی دانسته و معتقدند که خداوند را تنها به صفات و اسمائی می‌توان خواند که خود خوانده است یا [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}. اینان بر ادعای خویش به [[احادیث]] [[معصومین]]{{ع}} استناد جسته و آن را مذهبی [[امامیه]] در این موضوع می‌شمارند<ref>اوائل المقالات‌، ۱۹ و ۲۰.</ref>. گروه سوم، میان صفات و اسماء فرق نهاده‌اند و اسماء را توقیفی و صفات را غیرتوقیفی شمرده‌اند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۱.</ref>.


== توحید در صفات ==
== [[توحید در صفات]] ==
{{اصلی|توحید صفاتی}}
{{اصلی|توحید صفاتی}}
مراد [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] از این اصطلاح آن است که‌ چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت می‌دهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند. خداوند را ذاتی است بسیط؛ ولی [[عقل]] ما از آن، مفاهیمی متعدد انتزاع می‌کند. منشأ این انتزاع جز ذات بسیط [[الهی]] نیست و صفت، چیزی دیگر نیست که به ذات خداوند اتصال یابد یا اضافه شود یا با آن [[متحد]] گردد. عقل [[انسانی]]، مفاهیم را تنها به ذات بسیط خداوند نسبت می‌دهد. بدین‌سان، مراد از توحید صفاتی، این است که صفات الهی چیزی جز [[ذات الهی]] نیستند<ref>خداشناسی‌، ۱۲۳- ۱۲۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref>
مراد [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] از این اصطلاح آن است که‌ چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت می‌دهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند. خداوند را ذاتی است بسیط؛ ولی [[عقل]] ما از آن، مفاهیمی متعدد انتزاع می‌کند. منشأ این انتزاع جز ذات بسیط [[الهی]] نیست و صفت، چیزی دیگر نیست که به ذات خداوند اتصال یابد یا اضافه شود یا با آن [[متحد]] گردد. عقل [[انسانی]]، مفاهیم را تنها به ذات بسیط خداوند نسبت می‌دهد. بدین‌سان، مراد از [[توحید صفاتی]]، این است که [[صفات الهی]] چیزی جز ذات الهی نیستند<ref>خداشناسی‌، ۱۲۳- ۱۲۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref>


== تقسیمات صفات الهی ==
== تقسیمات صفات الهی ==
برای صفات الهی چند دسته‌بندی پیش کشیده‌اند:
برای صفات الهی چند دسته‌بندی پیش کشیده‌اند:
# '''[[صفات ثبوتیه و سلبیه]]:''' صفات ثبوتیه آن صفاتی را گویند که خداوند بدانها متصف است. این صفات، از [[جمال]] خداوند [[سخن]] می‌گویند و بدین روی آنها را "صفات جمالیه" نیز گویند. صفات ثبوتیه، خود، بر سه دسته‌اند: حقیقیه محضه مانند [[حیات]]؛ اضافیه محضه مانند [[خالقیت]] و [[رزاقیت]]؛ حقیقیه ذات الاضافه مانند عالِمیت و قادریت<ref>گوهر مراد، ۲۴۶.</ref>. صفات سلبیه آن دسته صفات‌اند که اتصاف خداوند بدانها ممتنع است و سلب و [[نفی]] آنها از [[ذات باری تعالی]] [[واجب]] است. این گونه صفات را "صفات جلالیه" نیز گویند؛ همانند جسمیت و [[مادیت]].
# '''[[صفات ثبوتیه و سلبیه]]:''' صفات ثبوتیه آن صفاتی را گویند که خداوند بدانها متصف است. این صفات، از [[جمال]] خداوند [[سخن]] می‌گویند و بدین روی آنها را "صفات جمالیه" نیز گویند. صفات ثبوتیه، خود، بر سه دسته‌اند: حقیقیه محضه مانند [[حیات]]؛ اضافیه محضه مانند خالقیت و رزاقیت؛ حقیقیه ذات الاضافه مانند عالِمیت و قادریت<ref>گوهر مراد، ۲۴۶.</ref>. صفات سلبیه آن دسته صفات‌اند که اتصاف خداوند بدانها ممتنع است و سلب و [[نفی]] آنها از ذات باری تعالی [[واجب]] است. این‌گونه صفات را "صفات جلالیه" نیز گویند؛ همانند جسمیت و مادیت.
# '''صفات ذاتیه و فعلیه:''' صفاتی را ذاتیه گویند که از کمال ذات الهی انتزاع می‌یابند؛ همانند حیات، [[علم]] و [[قدرت]]. صفات فعلیه آن‌اند که بر اثر رابطه [[خدای متعال]] با [[آفریدگان]] پدید می‌آیند؛ مانند خالقیت و رزاقیت. این گونه صفات، از [[افعال خداوند]] انتزاع می‌یابند<ref>آموزش عقاید، ۷۴.</ref>.
# '''صفات ذاتیه و فعلیه:''' صفاتی را ذاتیه گویند که از کمال ذات الهی انتزاع می‌یابند؛ همانند حیات، [[علم]] و [[قدرت]]. صفات فعلیه آن‌اند که بر اثر رابطه [[خدای متعال]] با [[آفریدگان]] پدید می‌آیند؛ مانند خالقیت و رزاقیت. این‌گونه صفات، از [[افعال خداوند]] انتزاع می‌یابند<ref>آموزش عقاید، ۷۴.</ref>.
# '''صفات نفسیه و اضافیه:''' صفات نفسیه آن‌اند که ذات باری تعالی، بی‌انتساب و اضافه به امر خارجی بدانها متصف است؛ مانند حیات. صفات اضافیه آن‌اند که با لحاظ اضافه ذات خداوند به غیر ذات انتزاع می‌یابند؛ مانند علم به معلوم یا [[قدرت]] بر مقدور<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۱۴ و ۱۱۵.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref>
# '''صفات نفسیه و اضافیه:''' صفات نفسیه آن‌اند که ذات باری تعالی، بی‌انتساب و اضافه به امر خارجی بدانها متصف است؛ مانند حیات. صفات اضافیه آن‌اند که با لحاظ اضافه ذات خداوند به غیر ذات انتزاع می‌یابند؛ مانند [[علم]] به معلوم یا [[قدرت]] بر مقدور<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۱۴ و ۱۱۵.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==  
== جستارهای وابسته ==  
۱۲۹٬۵۰۹

ویرایش