پرش به محتوا

اعجاز قرآن در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۵: خط ۱۵:
# [[ناتوان]] ساختن، غالب شدن؛
# [[ناتوان]] ساختن، غالب شدن؛
# نتوانستن، از عهده برنیآمدن؛
# نتوانستن، از عهده برنیآمدن؛
# جلو افتادن، [[پیشی گرفتن]].
# جلو افتادن، پیشی گرفتن.


مشتقات این واژه در [[قرآن]] به صورت‌های: {{متن قرآن|يُعْجِزُ}}، {{متن قرآن|يُعْجِزُونَ}}، {{متن قرآن|نُعْجِزَ}} (مضارع)، {{متن قرآن|مُعْجِزِ}}، {{متن قرآن|مُعْجِزِينَ}}، {{متن قرآن|مُعْجِزِي}} (اسم فاعل) استعمال شده است. ریشه آن «عجز» به معنی «ناتوان شدن» و «[[قدرت]] نداشتن» است. از باب مفاعله هم در قرآن به صورت {{متن قرآن|مُعَاجِزِينَ}} به کار رفته است. جمع عَجْز «[[اعجاز]]» است به معنی، انتها و دنباله هر چیز و به قسمت عقب هر چیز گفته می‌شود: {{متن قرآن|كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ}}<ref>«که مردم را از جای برمی‌کند، گویی آنان تنه‌های خرمابن‌هایی از ریشه برکنده‌اند» سوره قمر، آیه ۲۰.</ref>.
مشتقات این واژه در [[قرآن]] به صورت‌های: {{متن قرآن|يُعْجِزُ}}، {{متن قرآن|يُعْجِزُونَ}}، {{متن قرآن|نُعْجِزَ}} (مضارع)، {{متن قرآن|مُعْجِزِ}}، {{متن قرآن|مُعْجِزِينَ}}، {{متن قرآن|مُعْجِزِي}} (اسم فاعل) استعمال شده است. ریشه آن «عجز» به معنی «ناتوان شدن» و «[[قدرت]] نداشتن» است. از باب مفاعله هم در قرآن به صورت {{متن قرآن|مُعَاجِزِينَ}} به کار رفته است. جمع عَجْز «[[اعجاز]]» است به معنی، انتها و دنباله هر چیز و به قسمت عقب هر چیز گفته می‌شود: {{متن قرآن|كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ}}<ref>«که مردم را از جای برمی‌کند، گویی آنان تنه‌های خرمابن‌هایی از ریشه برکنده‌اند» سوره قمر، آیه ۲۰.</ref>.


عجز در اصل به معنی «تأخّر و عقب افتادن چیزی و حصول آن در آخر کار» است، سپس به معنای «[[قصور]] و کوتاهی در انجام چیزی» به کار رفته است. «عجز» ضد قدرت است، «عَجوز» هم به معنای پیر و سالخورده است؛ زیرا در بیشتر [[کارها]] عاجز و ناتوان است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>.
عجز در اصل به معنی «تأخّر و عقب افتادن چیزی و حصول آن در آخر کار» است، سپس به معنای «[[قصور]] و کوتاهی در انجام چیزی» به کار رفته است. «عجز» ضد قدرت است، «عَجوز» هم به معنای پیر و سالخورده است؛ زیرا در بیشتر [[کارها]] عاجز و ناتوان است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>.


[[معجزه]] را به این جهت [[معجزه]] می‌گویند که [[انسان]] در پایان و انتهای راه به واماندگی و خستگی می‌رسد و [[ناتوان]] می‌شود. [[قرآن کریم]] همین معنا را در فرستادن [[عذاب]] و [[درماندگی]] [[مردم]] [[عذاب]] دیده، توصیف می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ * تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ}}<ref>«ما بر آنها بادی بسیار سرد در روز شومی دیرپا فرستادیم * که مردم را از جای برمی‌کند، گویی آنان تنه‌های خرمابن‌هایی از ریشه برکنده‌اند» سوره قمر، آیه ۱۹-۲۰.</ref> در این [[آیه]] از تنه درخت به [[اعجاز]] تعبیر شده است. در جایی دیگر می‌گوید: {{متن قرآن|أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ}}<ref>«آیا ناتوان بودم که چون این کلاغ باشم تا کالبد برادرم را در خاک کنم؟ و از پشیمانان شد» سوره مائده، آیه ۳۱.</ref> اما در اصطلاح، [[سیوطی]] (م ۹۱۱) می‌گوید: {{عربی|المعجزةُ فِی لسان الشرع امرٌ خارق‌العاده مقرونٌ بالتحدی، سالمٌ عن المعارضة}}<ref>سیوطی، اتقان، ج ۱، ص ۱۱۶.</ref> زوال [[قدرت]] از آوردن به چیزی که یا عمل است، یا رأی، یا [[تدبیر]] و یا قول است<ref>فیروزآبادی، بصائر ذوی‌التمییز، ج ۱، ص ۶۵.</ref> از نظر [[سید مرتضی]] (م ۴۳۶ق)، [[معجزه]] و به ویژه معجزه [[پیامبر اسلام]]، مقتضای [[حکمت]] و [[مصلحت]] [[الهی]]، عبارت است از: «آنچه که [[خداوند]] به عنوان [[تصدیق]] و [[تأیید]] [[مدعی رسالت]] انجام می‌دهد»<ref>سید مرتضی، الموضح عن جهة إعجاز القرآن، ۱۳۸۲ ص ۱۹۹-۲۰۱.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۵-۱۴۷.</ref>
[[معجزه]] را به این جهت [[معجزه]] می‌گویند که [[انسان]] در پایان و انتهای راه به واماندگی و خستگی می‌رسد و [[ناتوان]] می‌شود. [[قرآن کریم]] همین معنا را در فرستادن [[عذاب]] و [[درماندگی]] [[مردم]] [[عذاب]] دیده، توصیف می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ * تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ}}<ref>«ما بر آنها بادی بسیار سرد در روز شومی دیرپا فرستادیم * که مردم را از جای برمی‌کند، گویی آنان تنه‌های خرمابن‌هایی از ریشه برکنده‌اند» سوره قمر، آیه ۱۹-۲۰.</ref> در این [[آیه]] از تنه درخت به [[اعجاز]] تعبیر شده است. در جایی دیگر می‌گوید: {{متن قرآن|أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ}}<ref>«آیا ناتوان بودم که چون این کلاغ باشم تا کالبد برادرم را در خاک کنم؟ و از پشیمانان شد» سوره مائده، آیه ۳۱.</ref> اما در اصطلاح، [[سیوطی]] (م ۹۱۱) می‌گوید: {{عربی|المعجزةُ فِی لسان الشرع امرٌ خارق‌العاده مقرونٌ بالتحدی، سالمٌ عن المعارضة}}<ref>سیوطی، اتقان، ج ۱، ص ۱۱۶.</ref> زوال [[قدرت]] از آوردن به چیزی که یا عمل است، یا رأی، یا [[تدبیر]] و یا قول است<ref>فیروزآبادی، بصائر ذوی‌التمییز، ج ۱، ص ۶۵.</ref> از نظر [[سید مرتضی]] (م ۴۳۶ق)، [[معجزه]] و به ویژه معجزه [[پیامبر اسلام]]، مقتضای [[حکمت]] و [[مصلحت]] [[الهی]]، عبارت است از: «آنچه که [[خداوند]] به عنوان تصدیق و [[تأیید]] مدعی رسالت انجام می‌دهد»<ref>سید مرتضی، الموضح عن جهة إعجاز القرآن، ۱۳۸۲ ص ۱۹۹-۲۰۱.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۵-۱۴۷.</ref>


== معنای اصطلاحی ==
== معنای اصطلاحی ==
[[معجزه]] در اصطلاح [[کلامی]]، امری است [[خارق عادت]]، مقرون به [[تحدی]] و محفوظ از معارضه و مطابق دعوی و توأم با [[ادعای نبوت]]. توضیح اینکه: معجزه باید کاری [[خارق‌العاده]] و از حدود [[توانایی]] [[بشر]] خارج باشد به طوری که هیچ کس حتی نوابغ [[جهان]] نتوانند همانند آن را بیاورند. مانند تبدیل شدن [[عصا]] به اژدها و شقّ‌القمر که اموری برخلاف عادت طبیعی هستند.
[[معجزه]] در اصطلاح [[کلامی]]، امری است [[خارق عادت]]، مقرون به [[تحدی]] و محفوظ از معارضه و مطابق دعوی و توأم با [[ادعای نبوت]]. توضیح اینکه: معجزه باید کاری [[خارق‌العاده]] و از حدود [[توانایی]] [[بشر]] خارج باشد به طوری که هیچ کس حتی نوابغ [[جهان]] نتوانند همانند آن را بیاورند. مانند تبدیل شدن عصا به اژدها و شقّ‌القمر که اموری برخلاف عادت طبیعی هستند.


معجزه باید مطابق خواسته مدعی [[نبوت]] باشد. مثلاً اگر در [[مقام]] اعجاز، کسی مدعی شفای دو چشم مریض شود که اطباء از بهبودی آن ناامیدند، باید آن را [[شفا]] دهد، نه اینکه دستی بر آن کشد و به کلی او را کور گرداند! که اگر چنین شود مطابق دعوی نیست. داستان [[مسیلمه کذاب]] در اینجا قابل توجه است که در مقام مدعی نبوت به عنوان معجزه، آب دهان را در چاه کم آبی به قصد افزایش آب آن انداخت، ولی چاه به طور کلی خشک شد! [[معجزه]] باید توأم با دعوی [[پیامبری]] باشد، یعنی آورنده آن به عنوان یک سند زنده برای [[صدق]] [[رسالت]] خود از طرف [[خدا]] آن را انجام دهد.
معجزه باید مطابق خواسته مدعی [[نبوت]] باشد. مثلاً اگر در [[مقام]] اعجاز، کسی مدعی شفای دو چشم مریض شود که اطباء از بهبودی آن ناامیدند، باید آن را [[شفا]] دهد، نه اینکه دستی بر آن کشد و به کلی او را کور گرداند! که اگر چنین شود مطابق دعوی نیست. داستان [[مسیلمه کذاب]] در اینجا قابل توجه است که در مقام مدعی نبوت به عنوان معجزه، آب دهان را در چاه کم آبی به قصد افزایش آب آن انداخت، ولی چاه به طور کلی خشک شد! [[معجزه]] باید توأم با دعوی [[پیامبری]] باشد، یعنی آورنده آن به عنوان یک سند زنده برای [[صدق]] [[رسالت]] خود از طرف [[خدا]] آن را انجام دهد.


معجزه باید توأم با [[تحدّی]] و [[دعوت]] به معارضه و مقابله باشد. به این معنی که از همه دعوت کند که اگر می‌‌توانند مثل آن را بیاورند و کسی هم نتواند مثل آن را بیاورد. پس [[اعجاز]] عبارت است از: انجام کاری که همه [[مردم]] به صورت روشن و بدیهی و بدون هیچ تردید، ارتباط انجام دهنده آن را با [[منبع وحی]] و [[آفریدگار جهان]] [[درک]] کنند. به دیگر سخن، معجزه عبارت است از: عملی که بدون ابهام، نشانه ارتباط انجام دهنده آن با خدا باشد<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>.
معجزه باید توأم با [[تحدّی]] و [[دعوت]] به معارضه و مقابله باشد. به این معنی که از همه دعوت کند که اگر می‌‌توانند مثل آن را بیاورند و کسی هم نتواند مثل آن را بیاورد. پس [[اعجاز]] عبارت است از: انجام کاری که همه [[مردم]] به صورت روشن و بدیهی و بدون هیچ تردید، ارتباط انجام دهنده آن را با منبع وحی و [[آفریدگار جهان]] [[درک]] کنند. به دیگر سخن، معجزه عبارت است از: عملی که بدون ابهام، نشانه ارتباط انجام دهنده آن با خدا باشد<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>.


== واژه‌های مترادف [[اعجاز]] در قرآن ==
== واژه‌های مترادف [[اعجاز]] در قرآن ==
[[اعجاز]] و [[معجزه]] از اصطلاحات [[کلامی]] و به معنای امری [[خارق‌العاده]] همراه با [[تحدی]] و سالم از معارضه است که [[خداوند]] آن را به دست پیامبرش پدید می‌آورد تا نشان از [[راستیِ]] [[رسالت]] وی باشد<ref>المحصل، ص۴۸۹؛ کشف‌الفوائد، ص۲۷۱؛ المواقف، ص‌۳۳۹.</ref>. اصطلاح [[معجزه]] و [[اعجاز]] به این معنا در [[قرآن کریم]] به‌کار نرفته؛ اما الفاظ دیگری آمده که بر [[معجزه]] حمل شده است؛ مانند:
[[اعجاز]] و [[معجزه]] از اصطلاحات [[کلامی]] و به معنای امری [[خارق‌العاده]] همراه با [[تحدی]] و سالم از معارضه است که [[خداوند]] آن را به دست پیامبرش پدید می‌آورد تا نشان از راستیِ [[رسالت]] وی باشد<ref>المحصل، ص۴۸۹؛ کشف‌الفوائد، ص۲۷۱؛ المواقف، ص‌۳۳۹.</ref>. اصطلاح [[معجزه]] و [[اعجاز]] به این معنا در [[قرآن کریم]] به‌کار نرفته؛ اما الفاظ دیگری آمده که بر [[معجزه]] حمل شده است؛ مانند:
# [[بینه]] و [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، این شتر خداوند است که برای شما نشانه‌ای است؛ او را رها کنید تا بر زمین خداوند بچرد و به او آسیبی نرسانید که عذابی دردناک شما را فرو گیر؛ سوره اعراف، آیه۷۳.</ref>؛
# [[بینه]] و [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، این شتر خداوند است که برای شما نشانه‌ای است؛ او را رها کنید تا بر زمین خداوند بچرد و به او آسیبی نرسانید که عذابی دردناک شما را فرو گیر؛ سوره اعراف، آیه۷۳.</ref>؛
# [[برهان]]: {{متن قرآن|اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}}<ref>دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بی‌آسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه)، دو برهان از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بی‌گمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه۳۲.</ref>؛
# [[برهان]]: {{متن قرآن|اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}}<ref>دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بی‌آسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه)، دو برهان از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بی‌گمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه۳۲.</ref>؛
خط ۴۱: خط ۴۱:


=== آیه ===
=== آیه ===
اعجاز، یکی از اصطلاحات کلیدی [[قرآن]] است که کلمه کانونی یکی از میدان‌های معناشناختی قرآن شامل: [[آیه]]، [[آیات]]، [[بینه]] و [[سلطان]] می‌شود. این میدان معناشناختی مبتنی بر اصول [[توحید]] و [[معرفت به خدا]] و [[نبوت]] است. اصطلاحات کلیدی فوق دارای روابط تنیده شبکه‌ای است که در چارچوب اصطلاحات کلیدی مذکور، معنای خاص خود را ارائه می‌دهد. از آنجا که اغلب مردم فقط به معجزه پیامبری پیامیر [[یقین]] پیدا می‌کنند، اصل معجزه امری ضروری است. هرچند ممکن است بعضی از راه [[صداقت]] و [[درستی]] [[پیامبر]]، بدون معجزه هم به نبوت او [[ایمان]] بیاورند، ولی برای همه ممکن نیست که پیامبر را فقط از پیامش بشناسند. بنابراین اعجاز برای [[اثبات]] رسالت و تصدیق نبوت پیامبر، امری ضروری است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>. از این رو، کلمه [[اعجاز]] در [[قرآن]] معنای اصطلاحی ندارد و برای [[نشانه]] [[نبوت]] به‌کار نرفته و به جای این کلمه از [[آیه]] و [[بینات]] و واژه‌های مشابه آن، مانند [[برهان]] استفاده شده که باید موارد کاربرد آن را بررسی کرد.
اعجاز، یکی از اصطلاحات کلیدی [[قرآن]] است که کلمه کانونی یکی از میدان‌های معناشناختی قرآن شامل: [[آیه]]، [[آیات]]، [[بینه]] و [[سلطان]] می‌شود. این میدان معناشناختی مبتنی بر اصول [[توحید]] و [[معرفت به خدا]] و [[نبوت]] است. اصطلاحات کلیدی فوق دارای روابط تنیده شبکه‌ای است که در چارچوب اصطلاحات کلیدی مذکور، معنای خاص خود را ارائه می‌دهد. از آنجا که اغلب مردم فقط به معجزه پیامبری پیامیر [[یقین]] پیدا می‌کنند، اصل معجزه امری ضروری است. هرچند ممکن است بعضی از راه [[صداقت]] و [[درستی]] [[پیامبر]]، بدون معجزه هم به نبوت او [[ایمان]] بیاورند، ولی برای همه ممکن نیست که پیامبر را فقط از پیامش بشناسند. بنابراین اعجاز برای [[اثبات]] رسالت و تصدیق نبوت پیامبر، امری ضروری است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>. از این رو، کلمه [[اعجاز]] در [[قرآن]] معنای اصطلاحی ندارد و برای [[نشانه]] [[نبوت]] به‌کار نرفته و به جای این کلمه از [[آیه]] و [[بینات]] و واژه‌های مشابه آن، مانند [[برهان]] استفاده شده که باید موارد کاربرد آن را بررسی کرد.
# [[قرآن کریم]] بارها از [[معجزات]] [[پیامبران]] با لفظ [[آیه]] یاد کرده است و منظور از آنها، [[آیات]] و نشانه‌های [[معجزه]] گونه [[حق]]، شامل هر گونه عملی [[خارق‌العاده]] را می‌شده که علامت و نشانه او و گاه صحت ادعای [[پیامبران]] بوده و الزاماً [[دلیل]] برای [[پیامبران]] هم نبوده، اما [[دلیل]] بر [[خارق‌العاده]] بودن و الاهیت کار بوده است. به عنوان نمونه:
# [[قرآن کریم]] بارها از [[معجزات]] [[پیامبران]] با لفظ [[آیه]] یاد کرده است و منظور از آنها، [[آیات]] و نشانه‌های [[معجزه]] گونه [[حق]]، شامل هر گونه عملی [[خارق‌العاده]] را می‌شده که علامت و نشانه او و گاه صحت ادعای [[پیامبران]] بوده و الزاماً [[دلیل]] برای [[پیامبران]] هم نبوده، اما [[دلیل]] بر [[خارق‌العاده]] بودن و الاهیت کار بوده است. به عنوان نمونه:
## درباره [[عیسی]] آمده است: {{متن قرآن|وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَقْضِيًّا}}<ref>«تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است» سوره مریم، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً}}<ref>«و پسر مریم و مادرش را نشانه‌ای گرداندیم» سوره مؤمنون، آیه ۵۰.</ref>.
## درباره [[عیسی]] آمده است: {{متن قرآن|وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَقْضِيًّا}}<ref>«تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است» سوره مریم، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً}}<ref>«و پسر مریم و مادرش را نشانه‌ای گرداندیم» سوره مؤمنون، آیه ۵۰.</ref>.
خط ۴۹: خط ۴۹:
##{{متن قرآن|تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ}}<ref>«تا برای ما، برای آغاز و انجام ما عیدی و نشانه‌ای از سوی تو باشد» سوره مائده، آیه ۱۱۴.</ref>، از [[عیسی]] آیه‌ای خواستند که برای آنها مائده‌ای آسمانی و نشانه‌ای از او باشد.
##{{متن قرآن|تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ}}<ref>«تا برای ما، برای آغاز و انجام ما عیدی و نشانه‌ای از سوی تو باشد» سوره مائده، آیه ۱۱۴.</ref>، از [[عیسی]] آیه‌ای خواستند که برای آنها مائده‌ای آسمانی و نشانه‌ای از او باشد.
# درخواست [[معجزه]]، [[خداوند]] از آن [[معجزه]] تعبیر بر آیت می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو بی‌گمان خداوند، تواناست که نشانه‌ای فرو فرستد اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره انعام، آیه ۳۷.</ref>.
# درخواست [[معجزه]]، [[خداوند]] از آن [[معجزه]] تعبیر بر آیت می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو بی‌گمان خداوند، تواناست که نشانه‌ای فرو فرستد اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره انعام، آیه ۳۷.</ref>.
##{{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ}}<ref>«و هنگامی که نشانه‌ای (از سوی خداوند) نزدشان آید می‌گویند ما هرگز ایمان نمی‌آوریم تا به ما نیز همانند آنچه به پیامبران خداوند داده شده است داده شود» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>، توقع آوردن نشانه‌هایی از سنخ [[معجزات]] [[پیامبران پیشین]] داشته‌اند.
##{{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ}}<ref>«و هنگامی که نشانه‌ای (از سوی خداوند) نزدشان آید می‌گویند ما هرگز ایمان نمی‌آوریم تا به ما نیز همانند آنچه به پیامبران خداوند داده شده است داده شود» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>، توقع آوردن نشانه‌هایی از سنخ [[معجزات]] پیامبران پیشین داشته‌اند.
##{{متن قرآن|فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً}}<ref>«بنابراین امروز تو را با کالبد بی‌جانت بر ساحل می‌افکنیم تا برای آیندگانت نشانه‌ای باشی» سوره یونس، آیه ۹۲.</ref>، سالم نگه‌داشتن بدن [[فرعون]] که امری [[خارق عادت]] است، نشانه‌ای و عبرتی برای دیگران.
##{{متن قرآن|فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً}}<ref>«بنابراین امروز تو را با کالبد بی‌جانت بر ساحل می‌افکنیم تا برای آیندگانت نشانه‌ای باشی» سوره یونس، آیه ۹۲.</ref>، سالم نگه‌داشتن بدن [[فرعون]] که امری [[خارق عادت]] است، نشانه‌ای و عبرتی برای دیگران.
##{{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ}}<ref>«و ای قوم من! این شتر خداوند است؛ که برای شما نشانه‌ای است؛ او را وانهید تا در زمین خدا بچرد» سوره هود، آیه ۶۴.</ref>، [[ناقه صالح]] آیت [[حق]] و منتسب به [[خداوند]].
##{{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ}}<ref>«و ای قوم من! این شتر خداوند است؛ که برای شما نشانه‌ای است؛ او را وانهید تا در زمین خدا بچرد» سوره هود، آیه ۶۴.</ref>، ناقه صالح آیت [[حق]] و منتسب به [[خداوند]].
##{{متن قرآن|لَمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً}}<ref>«و قوم نوح را- چون پیامبران را دروغگو (می) شمردند- غرق کردیم و آنان را نشانه‌ای برای (عبرت) مردم گرداندیم» سوره فرقان، آیه ۳۷.</ref>، غرق شدن [[فرعون]] و لشکریانش با آن مقدمات نشانۀ حقانیت [[موسی]] و [[عبرت]] دیگران و در مجموع [[آیه]] است.
##{{متن قرآن|لَمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً}}<ref>«و قوم نوح را- چون پیامبران را دروغگو (می) شمردند- غرق کردیم و آنان را نشانه‌ای برای (عبرت) مردم گرداندیم» سوره فرقان، آیه ۳۷.</ref>، غرق شدن [[فرعون]] و لشکریانش با آن مقدمات نشانۀ حقانیت [[موسی]] و [[عبرت]] دیگران و در مجموع [[آیه]] است.
## اهمیت [[معجزه]] درباره [[بشر]]: {{متن قرآن|مَا أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«تو جز بشری همانند ما نیستی و اگر راست می‌گویی نشانه ای بیاور!» سوره شعراء، آیه ۱۵۴.</ref>.
## اهمیت [[معجزه]] درباره [[بشر]]: {{متن قرآن|مَا أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«تو جز بشری همانند ما نیستی و اگر راست می‌گویی نشانه ای بیاور!» سوره شعراء، آیه ۱۵۴.</ref>.
خط ۷۹: خط ۷۹:
# بچه‌دار شدن [[همسر]] ابراهیم در سن پیری: {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref>.
# بچه‌دار شدن [[همسر]] ابراهیم در سن پیری: {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref>.


[[معجزات پیامبران]] با [[اعمال]] [[ساحران]] و [[مرتاضان]] تفاوت‌های زیادی دارد از جمله اینکه کار ساحران و مرتاضان تمرینی است؛ اما معجزه انبیا تمرینی نیست. کار این گروه تحصیلی است؛ اما کار انبیا تحصیلی نیست. کار این گروه تخصصی است؛ اما معجزه انبیا تخصصی نیست. ساحران و مرتاضان در [[مقام]] [[تحدی]] نیستند، اما معجزه انبیا توأم با تحدی است. معمولاً کار ساحران و مرتاضان جنبه شهرت‌خواهی دارد؛ در صورتی که معجزه انبیا فقط برای [[اثبات نبوت]] آنهاست و اصولاً کار انبیا توأم با [[ادعای نبوت]] می‌باشد. در صورتی که ساحران و مرتاضان چنین ادعایی ندارند<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>.
[[معجزات پیامبران]] با [[اعمال]] [[ساحران]] و مرتاضان تفاوت‌های زیادی دارد از جمله اینکه کار ساحران و مرتاضان تمرینی است؛ اما معجزه انبیا تمرینی نیست. کار این گروه تحصیلی است؛ اما کار انبیا تحصیلی نیست. کار این گروه تخصصی است؛ اما معجزه انبیا تخصصی نیست. ساحران و مرتاضان در [[مقام]] [[تحدی]] نیستند، اما معجزه انبیا توأم با تحدی است. معمولاً کار ساحران و مرتاضان جنبه شهرت‌خواهی دارد؛ در صورتی که معجزه انبیا فقط برای [[اثبات نبوت]] آنهاست و اصولاً کار انبیا توأم با [[ادعای نبوت]] می‌باشد. در صورتی که ساحران و مرتاضان چنین ادعایی ندارند<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>.


== پیشینه اصطلاح معجزه دربارۀ قرآن ==
== پیشینه اصطلاح معجزه دربارۀ قرآن ==
خط ۸۸: خط ۸۸:
[[سیوطی]] نیز در کتاب «[[معترک الاقران (کتاب)|معترک الاقران]]» وجوه اعجاز را [[توسعه]] داد که می‌‌توان همه آنها را تحت عنوان «[[اعجاز بیانی]]» مورد نقد و بحث قرار داد. در [[تفسیر المنار]] بحث «[[اعجاز قرآن]] در تشریعیات» و «اعجاز در معارف» به میان کشیده است<ref>المنار، ج۱، ص۱۹۸-۲۱۰.</ref>. [[میرزا مهدی اصفهانی]] نیز در کتاب «[[ابواب الهدی (کتاب)|ابواب الهدی]]» و «[[بیان الفرقان (کتاب)|بیان الفرقان]]» اعجاز در تشریعیات را ناظر به جنبه‌های [[علمی]] و معارفی [[قرآن]] دانسته است<ref>بیان الفرقان، ج۲، ص۱۹۶ و ۱۹۷-۲۰۶.</ref>.
[[سیوطی]] نیز در کتاب «[[معترک الاقران (کتاب)|معترک الاقران]]» وجوه اعجاز را [[توسعه]] داد که می‌‌توان همه آنها را تحت عنوان «[[اعجاز بیانی]]» مورد نقد و بحث قرار داد. در [[تفسیر المنار]] بحث «[[اعجاز قرآن]] در تشریعیات» و «اعجاز در معارف» به میان کشیده است<ref>المنار، ج۱، ص۱۹۸-۲۱۰.</ref>. [[میرزا مهدی اصفهانی]] نیز در کتاب «[[ابواب الهدی (کتاب)|ابواب الهدی]]» و «[[بیان الفرقان (کتاب)|بیان الفرقان]]» اعجاز در تشریعیات را ناظر به جنبه‌های [[علمی]] و معارفی [[قرآن]] دانسته است<ref>بیان الفرقان، ج۲، ص۱۹۶ و ۱۹۷-۲۰۶.</ref>.


[[رافعی]] در کتاب «[[اعجاز القرآن و البلاغة النبویه (کتاب)|اعجاز القرآن و البلاغة النبویه]]» بحث دقیقی در اعجاز در آهنگ و موسیقی قرآن را دنبال کرده است که می‌‌توان آن را زیر مجموعه [[اعجاز بیانی قرآن]] قرار داد. البته بحث رافعی ارتباط تام و تمامی با [[علم]] [[تجوید]] دارد. طنطاوی به [[اعجاز علمی قرآن]] در زمینه علم طبیعی پرداخته و می‌توان گفت که در نوع خود کاری ناکرده را به انجام رسانده است. در دهه‌های اخیر نیز نظر ریاضی و اعجاز عددی قرآن مورد توجه برخی محققان قرار گرفته است.
رافعی در کتاب «[[اعجاز القرآن و البلاغة النبویه (کتاب)|اعجاز القرآن و البلاغة النبویه]]» بحث دقیقی در اعجاز در آهنگ و موسیقی قرآن را دنبال کرده است که می‌‌توان آن را زیر مجموعه [[اعجاز بیانی قرآن]] قرار داد. البته بحث رافعی ارتباط تام و تمامی با [[علم]] تجوید دارد. طنطاوی به [[اعجاز علمی قرآن]] در زمینه علم طبیعی پرداخته و می‌توان گفت که در نوع خود کاری ناکرده را به انجام رسانده است. در دهه‌های اخیر نیز نظر ریاضی و اعجاز عددی قرآن مورد توجه برخی محققان قرار گرفته است.


[[رشاد خلیفه]] پژوهشگر [[مصری]] در این باره موفق به ارائه مطالبی شده که هر چند کامل نیست، اما نفس چنین کاری حکایت از رمز و پیچیدگی خاص قرآن در این باره دارد. صرف نظر از همه این جهات، اینکه در محیط [[جزیرة‌العرب]] آن [[روز]] فردی اُمّی و درس ناخوانده چنین کتابی را بر [[بشریت]] عرضه کند، خود همین مسئله، بزرگ‌ترین [[معجزه]] محسوب می‌شود. [[پیامبری]] که به تعبیر خود قرآن: {{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَ لَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی می‌خواندی و نه به دست خویش آن را می‌نوشتی که آنگاه، تباه‌اندیشان، بدگمان می‌شدند» سوره عنکبوت، آیه ۴۸.</ref>. این خود جای بسی [[شگفتی]] دارد که چگونه در محیطی دور از [[فکر]] و [[فرهنگ]]، [[یتیمی]] درس ناخوانده و [[مکتب]] ندیده کتابی بیاورد که همگان را مجذوب خود کند؟ آیا همین بزرگ‌ترین [[معجزه]] نیست؟<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>
رشاد خلیفه پژوهشگر [[مصری]] در این باره موفق به ارائه مطالبی شده که هر چند کامل نیست، اما نفس چنین کاری حکایت از رمز و پیچیدگی خاص قرآن در این باره دارد. صرف نظر از همه این جهات، اینکه در محیط [[جزیرة‌العرب]] آن [[روز]] فردی اُمّی و درس ناخوانده چنین کتابی را بر [[بشریت]] عرضه کند، خود همین مسئله، بزرگ‌ترین [[معجزه]] محسوب می‌شود. [[پیامبری]] که به تعبیر خود قرآن: {{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَ لَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی می‌خواندی و نه به دست خویش آن را می‌نوشتی که آنگاه، تباه‌اندیشان، بدگمان می‌شدند» سوره عنکبوت، آیه ۴۸.</ref>. این خود جای بسی [[شگفتی]] دارد که چگونه در محیطی دور از [[فکر]] و [[فرهنگ]]، یتیمی درس ناخوانده و [[مکتب]] ندیده کتابی بیاورد که همگان را مجذوب خود کند؟ آیا همین بزرگ‌ترین [[معجزه]] نیست؟<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>


== برخورداری دین اسلام از معجزه جاوید ==
== برخورداری دین اسلام از معجزه جاوید ==
خط ۱۰۲: خط ۱۰۲:
در [[آیات]] تحدّی از کسانی که [[قرآن کریم]] را ساخته و [[پیامبر]] دانسته و می‌پنداشتند [[قرآن]] چیزی جز افسانه پیشینیان نیست و خود آنان نیز قادر بر [[آفرینش]] چنین متنی هستند: {{متن قرآن|لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ}}<ref>و اگر می‌خواستیم مانند آن می‌گفتیم؛ این (آیات) جز افسانه‌های پیشینیان نیست؛ سوره انفال، آیه۳۱.</ref> خواسته شده تا سخنی همانند قرآن: {{متن قرآن|فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ}}<ref>گفتاری مانند آن بیاورند؛ سوره طور، آیه۳۴.</ref> یا ۱۰‌ [[سوره]] همانند آن: {{متن قرآن|قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ}}<ref>بگو اگر راست می‌گویید ده سوره‌ای بربافته مانند آن بیاورید؛ سوره هود، آیه۱۳.</ref> یا یک سوره همانند آن: {{متن قرآن|فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ}}<ref>چنانچه راست می‌گویید سوره‌ای همگون آن بیاورید؛ سوره بقره، آیه۲۳.</ref> بیاورند، بنابراین، حداقل مقدار [[اعجاز قرآن]] در سخنی کامل و جامع از [[قرآن]] یا یک [[سوره]] از آن است<ref>الاتقان، ج‌۲، ص‌۲۶۴‌ـ‌۲۶۵.</ref>.
در [[آیات]] تحدّی از کسانی که [[قرآن کریم]] را ساخته و [[پیامبر]] دانسته و می‌پنداشتند [[قرآن]] چیزی جز افسانه پیشینیان نیست و خود آنان نیز قادر بر [[آفرینش]] چنین متنی هستند: {{متن قرآن|لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ}}<ref>و اگر می‌خواستیم مانند آن می‌گفتیم؛ این (آیات) جز افسانه‌های پیشینیان نیست؛ سوره انفال، آیه۳۱.</ref> خواسته شده تا سخنی همانند قرآن: {{متن قرآن|فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ}}<ref>گفتاری مانند آن بیاورند؛ سوره طور، آیه۳۴.</ref> یا ۱۰‌ [[سوره]] همانند آن: {{متن قرآن|قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ}}<ref>بگو اگر راست می‌گویید ده سوره‌ای بربافته مانند آن بیاورید؛ سوره هود، آیه۱۳.</ref> یا یک سوره همانند آن: {{متن قرآن|فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ}}<ref>چنانچه راست می‌گویید سوره‌ای همگون آن بیاورید؛ سوره بقره، آیه۲۳.</ref> بیاورند، بنابراین، حداقل مقدار [[اعجاز قرآن]] در سخنی کامل و جامع از [[قرآن]] یا یک [[سوره]] از آن است<ref>الاتقان، ج‌۲، ص‌۲۶۴‌ـ‌۲۶۵.</ref>.


[[سوره‌های قرآن]] از آغاز مشتمل بر وصف [[اعجاز]] و مایه اعجاب سخنوران [[عرب]] بوده؛ اما تحدّی [[قرآن]] در برابر [[مشرکان]] و [[معجزه]] خواندن آن پس از آن صورت گرفت که برخی ناباوران، [[الهی]] بودن این [[کتاب آسمانی]] را به دیده تردید یا [[انکار]] نگریستند و آن را ساختۀ شخص [[پیامبر]] معرفی کردند، بر همین اساس به [[باور]] برخی [[دانشمندان اسلامی]] معجزه از آن جهت برای [[پیامبر]] [[ضرورت]] دارد که موجب دفع یا رفع [[شبهه]] از ذهن مخاطب شده و زمینه هرگونه انکاری را از میان ببرد؛ اما برای عرضه [[دین حق]] که با [[فطرت بشری]] هماهنگ است نیازی به آن نیست<ref>التمهید، ج‌۴، ص‌۱۶.</ref><ref>[[سید محمود دشتی]]، [[غلام علی عزیزی‌کیا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۵۵۹ ـ ۵۶۰؛ [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آموزش عقاید (کتاب)|آموزش عقاید]]، ص۲۶۱؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ ـ ۲۸۲؛ [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۵-۱۴۷.</ref>
[[سوره‌های قرآن]] از آغاز مشتمل بر وصف [[اعجاز]] و مایه اعجاب سخنوران [[عرب]] بوده؛ اما تحدّی [[قرآن]] در برابر [[مشرکان]] و [[معجزه]] خواندن آن پس از آن صورت گرفت که برخی ناباوران، [[الهی]] بودن این [[کتاب آسمانی]] را به دیده تردید یا [[انکار]] نگریستند و آن را ساختۀ شخص [[پیامبر]] معرفی کردند، بر همین اساس به [[باور]] برخی [[دانشمندان اسلامی]] معجزه از آن جهت برای [[پیامبر]] [[ضرورت]] دارد که موجب دفع یا رفع [[شبهه]] از ذهن مخاطب شده و زمینه هرگونه انکاری را از میان ببرد؛ اما برای عرضه [[دین حق]] که با [[فطرت بشری]] هماهنگ است نیازی به آن نیست<ref>التمهید، ج‌۴، ص‌۱۶.</ref><ref>[[سید محمود دشتی]]، [[غلام علی عزیزی‌کیا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۵۵۹ ـ ۵۶۰؛ [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آموزش عقاید (کتاب)|آموزش عقاید]]، ص۲۶۱؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 ـ 282؛ [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۵-۱۴۷.</ref>


از سوی دیگر می‌دانیم [[پیامبر اسلام]] {{صل}} از نخستین روز اظهار دعوتش، با [[دشمنان]] سرسخت و [[کینه‌توزی]] مواجه شد که از هیچ‌گونه تلاش و کوششی برای [[مبارزه]] با این [[آیین الهی]]، کوتاهی نکردند و پس از ناامید شدن از تأثیر تهدیدات و تطمیعات، کمر به [[قتل]] آن حضرت بستند که با [[تدبیر الهی]]، این توطئه هم به وسیلۀ [[هجرت]] شبانه و مخفیانه آن بزرگوار به سوی [[مدینه]]، خنثی شد و بعد از هجرت هم بقیه [[عمر]] شریفش را در جنگ‌های متعدّد با [[مشرکان]] و همدستان [[یهودی]] آنان سپری کرد و از هنگام [[رحلت]] آن حضرت تا امروز هم همواره [[منافقین]] داخلی و [[دشمنان خارجی]] درصدد خاموش‌ کردن این [[نور الهی]] بوده و هستند و از هیچ کاری در این راه فروگذار نکرده و نمی‌کنند. اگر آوردن کتابی مانند [[قرآن کریم]]، امکان می‌داشت هرگز از آن، صرف نظر نمی‌کردند.
از سوی دیگر می‌دانیم [[پیامبر اسلام]] {{صل}} از نخستین روز اظهار دعوتش، با [[دشمنان]] سرسخت و [[کینه‌توزی]] مواجه شد که از هیچ‌گونه تلاش و کوششی برای [[مبارزه]] با این [[آیین الهی]]، کوتاهی نکردند و پس از ناامید شدن از تأثیر تهدیدات و تطمیعات، کمر به [[قتل]] آن حضرت بستند که با [[تدبیر الهی]]، این توطئه هم به وسیلۀ [[هجرت]] شبانه و مخفیانه آن بزرگوار به سوی [[مدینه]]، خنثی شد و بعد از هجرت هم بقیه [[عمر]] شریفش را در جنگ‌های متعدّد با [[مشرکان]] و همدستان [[یهودی]] آنان سپری کرد و از هنگام [[رحلت]] آن حضرت تا امروز هم همواره [[منافقین]] داخلی و [[دشمنان خارجی]] درصدد خاموش‌ کردن این [[نور الهی]] بوده و هستند و از هیچ کاری در این راه فروگذار نکرده و نمی‌کنند. اگر آوردن کتابی مانند [[قرآن کریم]]، امکان می‌داشت هرگز از آن، صرف نظر نمی‌کردند.


در این عصر هم که همه دولت‌های بزرگ [[دنیا]] [[اسلام]] را بزرگترین [[دشمن]] برای [[سلطه]] ظالمانه خودشان شناخته و کمر [[مبارزه]] جدّی با آن بسته‌اند و همه‌ گونه امکانات [[مالی]] و [[علمی]] و [[سیاسی]] و [[تبلیغاتی]] را در [[اختیار]] دارند اگر می‌توانستند اقدام به تهیه یک سطر، مشابه یکی از سوره‌های کوچک [[قرآن]] می‌کردند و آن را به‌ وسیله رسانه‌های گروهی و وسایل [[تبلیغات]] [[جهانی]] عرضه می‌داشتند؛ زیرا این کار، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین و مؤثرترین راه برای [[مبارزه]] با [[اسلام]] و جلوگیری از گسترش آن است.
در این عصر هم که همه دولت‌های بزرگ [[دنیا]] [[اسلام]] را بزرگترین [[دشمن]] برای [[سلطه]] ظالمانه خودشان شناخته و کمر [[مبارزه]] جدّی با آن بسته‌اند و همه‌ گونه امکانات [[مالی]] و [[علمی]] و [[سیاسی]] و تبلیغاتی را در [[اختیار]] دارند اگر می‌توانستند اقدام به تهیه یک سطر، مشابه یکی از سوره‌های کوچک [[قرآن]] می‌کردند و آن را به‌ وسیله رسانه‌های گروهی و وسایل [[تبلیغات]] جهانی عرضه می‌داشتند؛ زیرا این کار، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین و مؤثرترین راه برای [[مبارزه]] با [[اسلام]] و جلوگیری از گسترش آن است.


نتیجه اینکه هر فرد عاقلی که جویای [[حقیقت]] باشد با توجه به این نکات، [[یقین]] خواهد کرد [[قرآن کریم]]، کتابی استثنائی و غیرقابل [[تقلید]] است و هیچ فرد یا گروهی با هیچ [[آموزش]] و تمرینی نمی‌تواند مانند آن را بیاورد. یعنی همه ویژگی‌های یک [[معجزه]] (خارق‌العاده‌ بودن، [[الهی]] و غیرقابل [[تقلید]] بودن، و به‌ عنوان دلیلی بر صحّت [[نبوّت]] ارائه شدن) را داراست و از این روی، [[بهترین]] [[دلیل]] [[قاطع]] بر [[صدق]] [[دعوت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و حقّانیت [[دین مقدس اسلام]] است و از بزرگترین [[نعمت‌های الهی]] بر [[جامعه انسانی]] همین است که این کتاب [[شریف]] را به گونه‌ای نازل فرموده که همواره به‌ صورت معجزه‌ای جاویدان باقی بماند و [[دلیل]] [[صدق]] و صحّتش را با خودش داشته باشد. دلیلی که [[درک]] دلالت آن نیازی به تحصیل و تخصص ندارد و برای هر فردی قابل [[فهم]] و [[پذیرش]] است<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آموزش عقاید (کتاب)|آموزش عقاید]]، ص۲۶۲.</ref>.
نتیجه اینکه هر فرد عاقلی که جویای [[حقیقت]] باشد با توجه به این نکات، [[یقین]] خواهد کرد [[قرآن کریم]]، کتابی استثنائی و غیرقابل [[تقلید]] است و هیچ فرد یا گروهی با هیچ [[آموزش]] و تمرینی نمی‌تواند مانند آن را بیاورد. یعنی همه ویژگی‌های یک [[معجزه]] (خارق‌العاده‌ بودن، [[الهی]] و غیرقابل [[تقلید]] بودن، و به‌ عنوان دلیلی بر صحّت [[نبوّت]] ارائه شدن) را داراست و از این روی، [[بهترین]] [[دلیل]] [[قاطع]] بر [[صدق]] [[دعوت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و حقّانیت [[دین مقدس اسلام]] است و از بزرگترین [[نعمت‌های الهی]] بر [[جامعه انسانی]] همین است که این کتاب [[شریف]] را به گونه‌ای نازل فرموده که همواره به‌ صورت معجزه‌ای جاویدان باقی بماند و [[دلیل]] [[صدق]] و صحّتش را با خودش داشته باشد. دلیلی که [[درک]] دلالت آن نیازی به تحصیل و تخصص ندارد و برای هر فردی قابل فهم و پذیرش است<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آموزش عقاید (کتاب)|آموزش عقاید]]، ص۲۶۲.</ref>.


== معجزه، علامت صدق رسالت ==
== معجزه، علامت صدق رسالت ==
خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:
== وجوه اعجاز قرآن ==
== وجوه اعجاز قرآن ==
=== اعجاز بیانی ===
=== اعجاز بیانی ===
بنابر نظریه اعجاز بیانی، [[قرآن کریم]] از جهت [[فصاحت]]، [[بلاغت]]، چینش حروف و ترکیب کلمات و محسنات بدیعه و تالیف سخن و کلیه اموری که در علم بلاغت به آنها پرداخته می‌شود، سبک منحصر به فرد خود را دارا می‌باشد و کسی نمی‌تواند همانندی برای آن عرضه کند و کثرت آثار تالیفی در این باره نیز گویای [[عظمت]] اعجاز بیانی قرآن [[کریم]] است.
بنابر نظریه اعجاز بیانی، [[قرآن کریم]] از جهت [[فصاحت]]، [[بلاغت]]، چینش حروف و ترکیب کلمات و محسنات بدیعه و تالیف سخن و کلیه اموری که در علم بلاغت به آنها پرداخته می‌شود، سبک منحصر به فرد خود را دارا می‌باشد و کسی نمی‌تواند همانندی برای آن عرضه کند و کثرت آثار تالیفی در این باره نیز گویای عظمت اعجاز بیانی قرآن کریم است.


از جمله [[وجوه اعجاز قرآن]]، [[اعجاز بیانی قرآن]] است که از وجوه [[تحدّی]] به شمار می‌آید. نقش [[اعجاز بیانی]] که بر آرایه‌های ادبی [[استوار]] است آن قدر اهمیت دارد که [[عرب]] [[فصیح]] و [[بلیغ]] را چنان مجذوب خود نمود که شماری از آنان، آن را «[[سحر]]» خواندند: {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود کافران درباره (آن سخنان) حقّ هنگامی که نزدشان آید می‌گویند: این جادویی آشکار است» سوره احقاف، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ و َهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref>«بلکه می‌گویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمی‌توانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن می‌رانید  داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است» سوره احقاف، آیه ۸.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرًى وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون آیات روشن ما را برای آنان بخوانند می‌گویند: این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند باز دارد و گفتند: این جز دروغی برساخته نیست؛ کافران درباره حقّ- هنگامی که نزد ایشان آمد- گفتند: این جز جادویی آشکار نیست» سوره سبأ، آیه ۴۳.</ref>،  {{متن قرآن|لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ}}<ref>«در حالی که دلبستگان سرگرمی‌اند و ستمکاران (مشرک) در نهان رازگویی کردند که: آیا این (پیامبر) جز بشری مانند شماست؟ آیا با آنکه (به چشم خود) می‌بینید به جادو روی می‌آورید؟» سوره انبیاء، آیه ۳.</ref>.
از جمله [[وجوه اعجاز قرآن]]، [[اعجاز بیانی قرآن]] است که از وجوه [[تحدّی]] به شمار می‌آید. نقش [[اعجاز بیانی]] که بر آرایه‌های ادبی [[استوار]] است آن قدر اهمیت دارد که [[عرب]] [[فصیح]] و [[بلیغ]] را چنان مجذوب خود نمود که شماری از آنان، آن را «[[سحر]]» خواندند: {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود کافران درباره (آن سخنان) حقّ هنگامی که نزدشان آید می‌گویند: این جادویی آشکار است» سوره احقاف، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ و َهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref>«بلکه می‌گویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمی‌توانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن می‌رانید  داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است» سوره احقاف، آیه ۸.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرًى وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون آیات روشن ما را برای آنان بخوانند می‌گویند: این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند باز دارد و گفتند: این جز دروغی برساخته نیست؛ کافران درباره حقّ- هنگامی که نزد ایشان آمد- گفتند: این جز جادویی آشکار نیست» سوره سبأ، آیه ۴۳.</ref>،  {{متن قرآن|لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ}}<ref>«در حالی که دلبستگان سرگرمی‌اند و ستمکاران (مشرک) در نهان رازگویی کردند که: آیا این (پیامبر) جز بشری مانند شماست؟ آیا با آنکه (به چشم خود) می‌بینید به جادو روی می‌آورید؟» سوره انبیاء، آیه ۳.</ref>.


دسته‌ای نیز چون در [[مقام]] معارضه با آن [[ناتوان]] شدند [[پیامبر]] را متهم به «[[جنون]]» نمودند: {{متن قرآن|ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ}}<ref>«سپس از او روی گرداندند و گفتند: آموزش دیده‌ای دیوانه است» سوره دخان، آیه ۱۴.</ref>،  {{متن قرآن| وَ يَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ}}<ref>«و می‌گفتند: آیا ما برای یک شاعر دیوانه دست از خدایان خویش بکشیم؟» سوره صافات، آیه ۳۶.</ref>.
دسته‌ای نیز چون در [[مقام]] معارضه با آن [[ناتوان]] شدند [[پیامبر]] را متهم به «جنون» نمودند: {{متن قرآن|ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ}}<ref>«سپس از او روی گرداندند و گفتند: آموزش دیده‌ای دیوانه است» سوره دخان، آیه ۱۴.</ref>،  {{متن قرآن| وَ يَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ}}<ref>«و می‌گفتند: آیا ما برای یک شاعر دیوانه دست از خدایان خویش بکشیم؟» سوره صافات، آیه ۳۶.</ref>.


گروهی نیز پیامبر را به «[[کهانت]]» متهم نمودند: {{متن قرآن|وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ}}<ref>«و نه گفتار پیشگوست؛ اندک پند می‌پذیرید» سوره حاقه، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَ لَا مَجْنُونٍ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی  و نه دیوانه» سوره طور، آیه ۲۹.</ref>.
گروهی نیز پیامبر را به «[[کهانت]]» متهم نمودند: {{متن قرآن|وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ}}<ref>«و نه گفتار پیشگوست؛ اندک پند می‌پذیرید» سوره حاقه، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَ لَا مَجْنُونٍ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی  و نه دیوانه» سوره طور، آیه ۲۹.</ref>.
خط ۱۲۹: خط ۱۲۹:
شماری از سرشناسان عرب [[قرآن]] را در زمره [[اساطیر]] گذشتگان به حساب آوردند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ و َفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و برخی از آنان کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند در حالی که بر دل‌هایشان پوشش‌هایی  افکنده‌ایم تا در نیابند و در گوش‌هایشان سنگینی‌یی (نهاده‌ایم) و اگر هر نشانه‌ای ببینند به آن ایمان نمی‌آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند با تو چالش  می‌ورزند؛ ...» سوره انعام، آیه ۲۵.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و چون به آنان گفته شود که پروردگارتان چه فرو فرستاده است؟ می‌گویند: (آنها) افسانه‌های پیشینیان است» سوره نحل، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«چون آیات ما را بر او بخوانند می‌گوید: افسانه‌های پیشینیان است» سوره قلم، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«چون آیات ما را بر او بخوانند می‌گوید: افسانه‌های پیشینیان است» سوره قلم، آیه ۱۵.</ref>.
شماری از سرشناسان عرب [[قرآن]] را در زمره [[اساطیر]] گذشتگان به حساب آوردند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ و َفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و برخی از آنان کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند در حالی که بر دل‌هایشان پوشش‌هایی  افکنده‌ایم تا در نیابند و در گوش‌هایشان سنگینی‌یی (نهاده‌ایم) و اگر هر نشانه‌ای ببینند به آن ایمان نمی‌آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند با تو چالش  می‌ورزند؛ ...» سوره انعام، آیه ۲۵.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و چون به آنان گفته شود که پروردگارتان چه فرو فرستاده است؟ می‌گویند: (آنها) افسانه‌های پیشینیان است» سوره نحل، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«چون آیات ما را بر او بخوانند می‌گوید: افسانه‌های پیشینیان است» سوره قلم، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«چون آیات ما را بر او بخوانند می‌گوید: افسانه‌های پیشینیان است» سوره قلم، آیه ۱۵.</ref>.


این‌گونه اتهامات و همچنین [[اتهام]] [[تقلید]] و [[الگوبرداری]] از دیانت‌های دیگر: {{متن قرآن|وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«و نشانه‌هایی را (برای مردم نهاد) و آنان با ستاره راهیابی می‌کنند» سوره نحل، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب می‌دانیم که آنان می‌گویند: جز این نیست که بشری به او آموزش می‌دهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او می‌بندند غیر عربی  است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَ أَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْمًا وَزُورًا}}<ref>«و کافران گفتند: این (قرآن) جز دروغی نیست که (پیامبر) خود بر ساخته است و گروهی دیگر او را در آن یاری رسانده‌اند پس به راستی ستم و دروغی (بزرگ) را (پیش) آوردند» سوره فرقان، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا}}<ref>«و گفتند: افسانه‌های پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر  بر او خوانده می‌شود» سوره فرقان، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالْغَمَامِ وَ نُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنْزِيلًا}}<ref>«و (از) روزی (یاد کن) که آسمان با ابر بشکافد و فرشتگان با فرو فرستادنی ویژه، فرو فرستاده شوند» سوره فرقان، آیه ۲۵.</ref> و یا اتهام [[افترا]] {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«یا می‌گویند (پیامبر) آن را بربافته است، بگو: اگر راست می‌گویید سوره‌ای همگون آن بیاورید و هر کس جز خداوند را می‌توانید فرا خوانید» سوره یونس، آیه ۳۸.</ref>،  {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«یا می‌گویند که آن (قرآن) را بربافته است (و از خداوند نیست)! بگو اگر راست می‌گویید ده سوره‌ای بربافته مانند آن بیاورید و هر که را هم می‌توانید به جای خداوند، (به یاوری) فرا خوانید» سوره هود، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ}}<ref>«یا می‌گویند: او آن را بربافته است؛ بگو اگر آن را بربافته باشم گناه من به گردن خود من است و من از گناهی که شما می‌کنید بیزارم» سوره هود، آیه ۳۵.</ref>،  {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«بلکه می‌گویند که آن را خود بربافته است؛ نه بلکه آن (قرآن) از پروردگار تو، راستین است تا گروهی را که پیش از تو بیم‌دهنده‌ای برای آنان نیامده بود بیم دهی، باشد که رهیاب گردند» سوره سجده، آیه ۳.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ و َقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرًى و َقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون آیات روشن ما را برای آنان بخوانند می‌گویند: این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند باز دارد و گفتند: این جز دروغی برساخته نیست؛ کافران درباره حقّ- هنگامی که نزد ایشان آمد- گفتند: این جز جادویی آشکار نیست» سوره سبأ، آیه ۴۳.</ref> نشان می‌دهد که تمامی معارضان در مقابل قرآن برای فرار از عجز و [[ناتوانی]] خویش در مقابل قرآن دست به چنین اظهارات بی‌پایه‌ای می‌زدند.
این‌گونه اتهامات و همچنین [[اتهام]] [[تقلید]] و الگوبرداری از دیانت‌های دیگر: {{متن قرآن|وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«و نشانه‌هایی را (برای مردم نهاد) و آنان با ستاره راهیابی می‌کنند» سوره نحل، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب می‌دانیم که آنان می‌گویند: جز این نیست که بشری به او آموزش می‌دهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او می‌بندند غیر عربی  است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَ أَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْمًا وَزُورًا}}<ref>«و کافران گفتند: این (قرآن) جز دروغی نیست که (پیامبر) خود بر ساخته است و گروهی دیگر او را در آن یاری رسانده‌اند پس به راستی ستم و دروغی (بزرگ) را (پیش) آوردند» سوره فرقان، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا}}<ref>«و گفتند: افسانه‌های پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر  بر او خوانده می‌شود» سوره فرقان، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالْغَمَامِ وَ نُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنْزِيلًا}}<ref>«و (از) روزی (یاد کن) که آسمان با ابر بشکافد و فرشتگان با فرو فرستادنی ویژه، فرو فرستاده شوند» سوره فرقان، آیه ۲۵.</ref> و یا اتهام [[افترا]] {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«یا می‌گویند (پیامبر) آن را بربافته است، بگو: اگر راست می‌گویید سوره‌ای همگون آن بیاورید و هر کس جز خداوند را می‌توانید فرا خوانید» سوره یونس، آیه ۳۸.</ref>،  {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«یا می‌گویند که آن (قرآن) را بربافته است (و از خداوند نیست)! بگو اگر راست می‌گویید ده سوره‌ای بربافته مانند آن بیاورید و هر که را هم می‌توانید به جای خداوند، (به یاوری) فرا خوانید» سوره هود، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ}}<ref>«یا می‌گویند: او آن را بربافته است؛ بگو اگر آن را بربافته باشم گناه من به گردن خود من است و من از گناهی که شما می‌کنید بیزارم» سوره هود، آیه ۳۵.</ref>،  {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«بلکه می‌گویند که آن را خود بربافته است؛ نه بلکه آن (قرآن) از پروردگار تو، راستین است تا گروهی را که پیش از تو بیم‌دهنده‌ای برای آنان نیامده بود بیم دهی، باشد که رهیاب گردند» سوره سجده، آیه ۳.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ و َقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرًى و َقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون آیات روشن ما را برای آنان بخوانند می‌گویند: این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند باز دارد و گفتند: این جز دروغی برساخته نیست؛ کافران درباره حقّ- هنگامی که نزد ایشان آمد- گفتند: این جز جادویی آشکار نیست» سوره سبأ، آیه ۴۳.</ref> نشان می‌دهد که تمامی معارضان در مقابل قرآن برای فرار از عجز و [[ناتوانی]] خویش در مقابل قرآن دست به چنین اظهارات بی‌پایه‌ای می‌زدند.


نخستین نظریه مرتبط با اعجاز بیانی را باید در آثار [[جاحظ]] از جمله در کتاب «[[نظم القرآن (کتاب)|نظم القرآن]]» جستجو نمود<ref>رسائل الجاحظ، ج۳، ص۲۷۸-۲۷۹.</ref>. او جنبه اعجازی را بیشتر به سوی لفظ سوق داده و بر ساختار موزون، مناسبت آوایی و دقت [[انتخاب]] واژگان تأکید می‌کند<ref>البیان و التبیین، ج۲۱، ص۴۰ و ۶۹.</ref>. در واقع نظریه نظم قرآن، ساختار بیانی متن را از سه منظر آواشناسی، معناشناسی و نشانه‌شناسی بررسی می‌کند.
نخستین نظریه مرتبط با اعجاز بیانی را باید در آثار [[جاحظ]] از جمله در کتاب «[[نظم القرآن (کتاب)|نظم القرآن]]» جستجو نمود<ref>رسائل الجاحظ، ج۳، ص۲۷۸-۲۷۹.</ref>. او جنبه اعجازی را بیشتر به سوی لفظ سوق داده و بر ساختار موزون، مناسبت آوایی و دقت [[انتخاب]] واژگان تأکید می‌کند<ref>البیان و التبیین، ج۲۱، ص۴۰ و ۶۹.</ref>. در واقع نظریه نظم قرآن، ساختار بیانی متن را از سه منظر آواشناسی، معناشناسی و نشانه‌شناسی بررسی می‌کند.
خط ۱۳۵: خط ۱۳۵:
[[ابن قتیبه]] نیز در کتاب «[[تأویل مشکل القرآن (کتاب)|تأویل مشکل القرآن]]» به اعجاز بیانی قرآن اشاراتی دارد. [[واسطی معتزلی]] نیز نخستین کسی است که عنوان «[[اعجاز القرآن]]» را برای کتاب خود برگزیده است. [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] در کتاب «المغنی» خود، نظر [[ابوهاشم جبّایی]] و [[ابوعلی]]، از معتزلیان را ذکر کرده است<ref>المغنی، ص۱۹۷.</ref>، اما در آثار [[ابوالحسن اشعری]] به همان کلیت [[اعجاز بیانی]] اکتفا شده است [[زمخشری]] معتزلی در [[تفسیر]] «[[الکشاف]]»، [[اعجاز بیانی قرآن]] را به تفصیل از جهات صَرفی، نحوی، اشتقاقات گوناگون، آرایه‌های بیانی و صناعت‌های [[علم]] [[بدیع]] مورد توجه کامل قرار داده است. تلاش‌های نوآورانه [[سید قطب]] در این باره در کتاب «[[التصویر الفنی فی القرآن (کتاب)|التصویر الفنی فی القرآن]]» قابل توجه است، و همچنین [[بنت الشاطی]] در کتاب «[[الاعجاز البیانی للقرآن (کتاب)|الاعجاز البیانی للقرآن]]» به سبک‌شناسی [[قرآن]] در راستای [[نظریه]] [[جرجانی]] پرداخته و به جایگاه حروف در قرآن به خوبی اشاره نموده است.
[[ابن قتیبه]] نیز در کتاب «[[تأویل مشکل القرآن (کتاب)|تأویل مشکل القرآن]]» به اعجاز بیانی قرآن اشاراتی دارد. [[واسطی معتزلی]] نیز نخستین کسی است که عنوان «[[اعجاز القرآن]]» را برای کتاب خود برگزیده است. [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] در کتاب «المغنی» خود، نظر [[ابوهاشم جبّایی]] و [[ابوعلی]]، از معتزلیان را ذکر کرده است<ref>المغنی، ص۱۹۷.</ref>، اما در آثار [[ابوالحسن اشعری]] به همان کلیت [[اعجاز بیانی]] اکتفا شده است [[زمخشری]] معتزلی در [[تفسیر]] «[[الکشاف]]»، [[اعجاز بیانی قرآن]] را به تفصیل از جهات صَرفی، نحوی، اشتقاقات گوناگون، آرایه‌های بیانی و صناعت‌های [[علم]] [[بدیع]] مورد توجه کامل قرار داده است. تلاش‌های نوآورانه [[سید قطب]] در این باره در کتاب «[[التصویر الفنی فی القرآن (کتاب)|التصویر الفنی فی القرآن]]» قابل توجه است، و همچنین [[بنت الشاطی]] در کتاب «[[الاعجاز البیانی للقرآن (کتاب)|الاعجاز البیانی للقرآن]]» به سبک‌شناسی [[قرآن]] در راستای [[نظریه]] [[جرجانی]] پرداخته و به جایگاه حروف در قرآن به خوبی اشاره نموده است.


بنابر نظریه اعجاز بیانی، [[قرآن کریم]] از جهت [[فصاحت]]، [[بلاغت]]، چینش حروف و ترکیب کلمات و محسنات بدیعه و تالیف سخن و کلیه اموری که در علم بلاغت به آنها پرداخته می‌شود، سبک منحصر به فرد خود را دارا می‌باشد و کسی نمی‌تواند همانندی برای آن عرضه کند و کثرت آثار تالیفی در این باره نیز گویای [[عظمت]] اعجاز بیانی قرآن [[کریم]] است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>.
بنابر نظریه اعجاز بیانی، [[قرآن کریم]] از جهت [[فصاحت]]، [[بلاغت]]، چینش حروف و ترکیب کلمات و محسنات بدیعه و تالیف سخن و کلیه اموری که در علم بلاغت به آنها پرداخته می‌شود، سبک منحصر به فرد خود را دارا می‌باشد و کسی نمی‌تواند همانندی برای آن عرضه کند و کثرت آثار تالیفی در این باره نیز گویای عظمت] اعجاز بیانی قرآن کریم است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>.


=== اعجاز تشریعی ===
=== اعجاز تشریعی ===
در بُعد [[اعجاز تشریعی]] نیز برخی [[مفسران]] مثل [[محمد جواد بلاغی]] در مقدمه تفسیر «[[آلاء الرحمن (کتاب)|آلاء الرحمن]]» بحث نموده‌اند که قابل توجه است. او با برجسته نمودن [[احکام]] مدنی و [[حقوقی]] قرآن کریم، در مقابل احکام پیشین در [[جاهلیت]]، [[عظمت قرآن]] را یادآور شده است. همچنین در کتاب «[[الهدی الی دین المصطفی (کتاب)|الهدی الی دین المصطفی]]» و «[[الرحلة المدرسیة (کتاب)|الرحلة المدرسیة]]» مباحث [[تشریعی]] قرآن در نوع خود [[معجزه]] بی‌نظیر دانسته شده است.
در بُعد [[اعجاز تشریعی]] نیز برخی [[مفسران]] مثل [[محمد جواد بلاغی]] در مقدمه تفسیر «[[آلاء الرحمن (کتاب)|آلاء الرحمن]]» بحث نموده‌اند که قابل توجه است. او با برجسته نمودن [[احکام]] مدنی و [[حقوقی]] قرآن کریم، در مقابل احکام پیشین در [[جاهلیت]]، [[عظمت قرآن]] را یادآور شده است. همچنین در کتاب «[[الهدی الی دین المصطفی (کتاب)|الهدی الی دین المصطفی]]» و «[[الرحلة المدرسیة (کتاب)|الرحلة المدرسیة]]» مباحث [[تشریعی]] قرآن در نوع خود [[معجزه]] بی‌نظیر دانسته شده است.


[[رشید رضا]] [[مصری]] در [[تفسیر المنار]] نیز به [[اعجاز تشریعی قرآن]] در قالب معارف بلند و [[قوانین]] [[سیاسی]]، مدنی و [[اجتماعی]] آن بحث‌های پخته‌ای ارائه داده است<ref>المنار، ج۱، ص۲۶-۲۷.</ref>. همین معنا در آثار بزرگانی چون [[علامه طباطبایی]] و [[جاحظ]] به روشنی مشاهده می‌شود<ref>المیزان، ج۱، ص۵۹- ۶۰؛ البیان، ص۶۱-۶۸.</ref>. [[آیت‌الله]] [[معرفت]] نیز در [[التمهید (کتاب)|التمهید]]<ref>التمهید ۶، ۲۱۲-۳۳۹.</ref> در این باره بحث جامعی نموده‌اند. مجموعاً در آثار گوناگون اهل نظر در خصوص اعجاز تشریعی مسائلی چون: [[جامعیت]] [[احکام]] و تشریعیات قرآن درباره [[زندگی]] [[انسان]] در بعد فردی، [[خانوادگی]] و اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است. نکته دیگر اینکه [[قرآن]] چون به دور از هر گونه [[انحراف]]، افراط و تفریط بوده و ملائم با طبع و [[طبیعت]] بشری و هماهنگ با [[عقل]] و [[فطرت انسانی]]، برای همه زمان‌ها و مکان‌ها است کتابی ماندگار و جاودان بوده و پاسخ‌گوی نیازهای [[جامعه بشری]] در همه ابعاد آن است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>.
[[رشید رضا]] [[مصری]] در [[تفسیر المنار]] نیز به [[اعجاز تشریعی قرآن]] در قالب معارف بلند و [[قوانین]] [[سیاسی]]، مدنی و [[اجتماعی]] آن بحث‌های پخته‌ای ارائه داده است<ref>المنار، ج۱، ص۲۶-۲۷.</ref>. همین معنا در آثار بزرگانی چون [[علامه طباطبایی]] و [[جاحظ]] به روشنی مشاهده می‌شود<ref>المیزان، ج۱، ص۵۹- ۶۰؛ البیان، ص۶۱-۶۸.</ref>. [[آیت‌الله]] [[معرفت]] نیز در [[التمهید (کتاب)|التمهید]]<ref>التمهید ۶، ۲۱۲-۳۳۹.</ref> در این باره بحث جامعی نموده‌اند. مجموعاً در آثار گوناگون اهل نظر در خصوص اعجاز تشریعی مسائلی چون: [[جامعیت]] [[احکام]] و تشریعیات قرآن درباره [[زندگی]] [[انسان]] در بعد فردی، [[خانوادگی]] و اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است. نکته دیگر اینکه [[قرآن]] چون به دور از هر گونه [[انحراف]]، افراط و تفریط بوده و ملائم با طبع و طبیعت بشری و هماهنگ با [[عقل]] و [[فطرت انسانی]]، برای همه زمان‌ها و مکان‌ها است کتابی ماندگار و جاودان بوده و پاسخ‌گوی نیازهای [[جامعه بشری]] در همه ابعاد آن است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>.


=== اعجاز قرآن در بُعد عدم اختلاف ===
=== اعجاز قرآن در بُعد عدم اختلاف ===
[[اعجاز قرآن]] در بُعد عدم [[اختلاف]] در آن، امری نمایان است که [[قرآن کریم]] صریحاً به آن پرداخته است: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ و َلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند می‌بود در آن اختلاف بسیار می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>. در [[آیه]] دیگری هم می‌فرماید: {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا}}<ref>«سپاس خداوندی را که بر بنده خود این کتاب را فرو فرستاد و در آن هیچ کژی ننهاد» سوره کهف، آیه ۱.</ref>. همچنین می‌فرماید: {{متن قرآن|قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ}}<ref>«قرآنی فصیح و روشن به زبان عربی، بدون کجی و انحراف» سوره زمر، آیه ۲۸.</ref>.
[[اعجاز قرآن]] در بُعد عدم [[اختلاف]] در آن، امری نمایان است که [[قرآن کریم]] صریحاً به آن پرداخته است: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ و َلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند می‌بود در آن اختلاف بسیار می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>. در [[آیه]] دیگری هم می‌فرماید: {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا}}<ref>«سپاس خداوندی را که بر بنده خود این کتاب را فرو فرستاد و در آن هیچ کژی ننهاد» سوره کهف، آیه ۱.</ref>. همچنین می‌فرماید: {{متن قرآن|قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ}}<ref>«قرآنی فصیح و روشن به زبان عربی، بدون کجی و انحراف» سوره زمر، آیه ۲۸.</ref>.


از قدماء [[ابوهاشم جبّایی]]، [[باقلانی]]، [[قاضی عبدالجبار معتزلی]]، [[زمخشری]]، [[قطب راوندی]]، [[سیوطی]] و از معاصران، [[سید عبدالله شبّر]]، [[محمد عبده]]، [[علامه طباطبایی]]، [[آیت‌الله خوئی]]، [[سید محمد باقر صدر]] و [[صدر بلاغی]] در این باره در آثارشان کلاً مسئله عدم اختلاف در قرآن را جزو اعجاز قرآن به حساب آورده‌اند. جمعی اختلاف را به معنای تناقض حق و باطل گرفته‌اند و عدم اختلاف در قرآن را در خصوص [[اخبار غیبی]] دانسته‌اند و بعضی نبودن اختلاف را به نبودن تضاد و [[اضطراب]] معنا کرده‌اند. کسانی نیز مانند علامه طباطبایی، نبود اختلاف در قرآن را در همه جهات فوق دانسته‌اند. بنابراین [[نفی]] اختلاف؛ یعنی نفی هر نوع ناهماهنگی، تضاد، تناقض، [[اضطراب]] و [[تشتّت]] است که قرآن از همه این نواقص مبرّا است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>.
از قدماء [[ابوهاشم جبّایی]]، [[باقلانی]]، [[قاضی عبدالجبار معتزلی]]، [[زمخشری]]، [[قطب راوندی]]، [[سیوطی]] و از معاصران، [[سید عبدالله شبّر]]، [[محمد عبده]]، [[علامه طباطبایی]]، [[آیت‌الله خوئی]]، [[سید محمد باقر صدر]] و [[صدر بلاغی]] در این باره در آثارشان کلاً مسئله عدم اختلاف در قرآن را جزو اعجاز قرآن به حساب آورده‌اند. جمعی اختلاف را به معنای تناقض حق و باطل گرفته‌اند و عدم اختلاف در قرآن را در خصوص [[اخبار غیبی]] دانسته‌اند و بعضی نبودن اختلاف را به نبودن تضاد و [[اضطراب]] معنا کرده‌اند. کسانی نیز مانند علامه طباطبایی، نبود اختلاف در قرآن را در همه جهات فوق دانسته‌اند. بنابراین [[نفی]] اختلاف؛ یعنی نفی هر نوع ناهماهنگی، تضاد، تناقض، [[اضطراب]] و [[تشتّت]] است که قرآن از همه این نواقص مبرّا است<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>.


=== اعجاز علمی قرآن ===
=== اعجاز علمی قرآن ===
اعجاز قرآن از جهت [[علمی]] نیز از دیگر جهات [[اعجاز]] این [[کتاب آسمانی]] است و مقصود از [[علم]] در اینجا [[علوم تجربی]] است نه [[علوم عقلی]]. کتاب‌هایی در این باره نگارش یافته که در رأس همه آنها، «[[تفسیر الجواهر]]» [[طنطاوی]] [[مصری]] است. در این زمینه، از کتاب‌های دیگری همچون «[[اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی]]» تألیف [[یدالله نیازمند شیرازی]]، «[[اولین دانشگاه و آخرین پیامبر]]» اثر سید رضا پاک‌نژاد، «[[السلام و الهیئة]]» از [[هبة الدین شهرستانی]]، «[[اسرار و عجب]]» [[عبدالرزاق نوفل]] و «[[الاعجاز العلمی فی الاسلام]]» نوشته [[سامی محمد علی]]، می‌‌توان نام برد. در میان [[خاورشناسان]] هم، موریس بوکای در کتاب «[[مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم]]» به [[اعجاز علمی قرآن]] اشاره نموده و آن را امری شگفت تلقی نموده است.
اعجاز قرآن از جهت [[علمی]] نیز از دیگر جهات [[اعجاز]] این [[کتاب آسمانی]] است و مقصود از [[علم]] در اینجا علوم تجربی است نه [[علوم عقلی]]. کتاب‌هایی در این باره نگارش یافته که در رأس همه آنها، «[[تفسیر الجواهر]]» [[طنطاوی]] [[مصری]] است. در این زمینه، از کتاب‌های دیگری همچون «[[اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی]]» تألیف [[یدالله نیازمند شیرازی]]، «[[اولین دانشگاه و آخرین پیامبر]]» اثر سید رضا پاک‌نژاد، «[[السلام و الهیئة]]» از [[هبة الدین شهرستانی]]، «[[اسرار و عجب]]» [[عبدالرزاق نوفل]] و «[[الاعجاز العلمی فی الاسلام]]» نوشته [[سامی محمد علی]]، می‌‌توان نام برد. در میان [[خاورشناسان]] هم، موریس بوکای در کتاب «مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم» به [[اعجاز علمی قرآن]] اشاره نموده و آن را امری شگفت تلقی نموده است.


از جمله موارد اعجاز علمی قرآن، می‌‌توان به امور زیر اشاره کرد:
از جمله موارد اعجاز علمی قرآن، می‌‌توان به امور زیر اشاره کرد:
# {{متن قرآن|رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا}}<ref>«خداوند همان است که آسمان‌ها را بی‌ستون‌هایی که آنها را ببینید برافراخت» سوره رعد، آیه ۲.</ref>. برخی از [[مفسران]]، [[آیات]] فوق را اشاره به نیروی [[جاذبه]] و نشانه‌ای از اعجاز علمی قرآن دانسته‌اند.
# {{متن قرآن|رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا}}<ref>«خداوند همان است که آسمان‌ها را بی‌ستون‌هایی که آنها را ببینید برافراخت» سوره رعد، آیه ۲.</ref>. برخی از [[مفسران]]، [[آیات]] فوق را اشاره به نیروی جاذبه و نشانه‌ای از اعجاز علمی قرآن دانسته‌اند.
# {{متن قرآن|وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«و خورشید به قرارگاهی که او راست روان است؛ این اندازه‌گیری (خداوند) پیروزمند داناست» سوره یس، آیه ۳۸.</ref>. در این [[آیه]] به حرکت [[خورشید]] اشاره شده که همان حرکت انتقالی مستقیم خورشید در درون کهکشان راه شیری است؛ یعنی حرکت طولی آفتاب به سمت معین. از همین آیه حرکت وضعی آفتاب نیز استفاده می‌شود. به این معنا که خورشید در قرارگاهی معین به دور خود می‌چرخد.
# {{متن قرآن|وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«و خورشید به قرارگاهی که او راست روان است؛ این اندازه‌گیری (خداوند) پیروزمند داناست» سوره یس، آیه ۳۸.</ref>. در این [[آیه]] به حرکت [[خورشید]] اشاره شده که همان حرکت انتقالی مستقیم خورشید در درون کهکشان راه شیری است؛ یعنی حرکت طولی آفتاب به سمت معین. از همین آیه حرکت وضعی آفتاب نیز استفاده می‌شود. به این معنا که خورشید در قرارگاهی معین به دور خود می‌چرخد.


از کلمه «تجری» نیز می‌‌توان جریان مستمر خورشید در درون خود را نیز استفاده نمود که امروزه مورد بحث اخترشناسان است. نیز از آیه {{متن قرآن|لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«نه در خور خورشید است که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد و هر یک در سپهری شناورند» سوره یس، آیه ۴۰.</ref> و آیه {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخه‌ای شناورند» سوره انبیاء، آیه ۳۳.</ref> در تعبیر {{متن قرآن|فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخه‌ای شناورند» سوره انبیاء، آیه ۳۳.</ref>. حرکت انتقالی دَوَرانی خورشید به همراه منظومه شمسی در مدار خود، به دور ستاره‌ای خاص یا به دور مرکز کهکشان یا به همراه کهکشان راه شیری استفاده کرد. از [[آیه]] {{متن قرآن|كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى}}<ref>«هر یک تا زمانی معیّن روان است» سوره رعد، آیه ۲.</ref> می‌‌توان به محدودیت زمانی این حرکت اشاره کرد که سرانجام روزی [[خورشید]] بر اثر انفجارهای هسته‌ای و سوخت مواد درونی خود، عمرش به پایان می‌رسد<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>.
از کلمه «تجری» نیز می‌‌توان جریان مستمر خورشید در درون خود را نیز استفاده نمود که امروزه مورد بحث اخترشناسان است. نیز از آیه {{متن قرآن|لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«نه در خور خورشید است که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد و هر یک در سپهری شناورند» سوره یس، آیه ۴۰.</ref> و آیه {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخه‌ای شناورند» سوره انبیاء، آیه ۳۳.</ref> در تعبیر {{متن قرآن|فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخه‌ای شناورند» سوره انبیاء، آیه ۳۳.</ref>. حرکت انتقالی دَوَرانی خورشید به همراه منظومه شمسی در مدار خود، به دور ستاره‌ای خاص یا به دور مرکز کهکشان یا به همراه کهکشان راه شیری استفاده کرد. از [[آیه]] {{متن قرآن|كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى}}<ref>«هر یک تا زمانی معیّن روان است» سوره رعد، آیه ۲.</ref> می‌‌توان به محدودیت زمانی این حرکت اشاره کرد که سرانجام روزی [[خورشید]] بر اثر انفجارهای هسته‌ای و سوخت مواد درونی خود، عمرش به پایان می‌رسد<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>.


=== اعجاز قرآن با اِخبار از غیب ===
=== اعجاز قرآن با اِخبار از غیب ===
از دیگر موارد اعجاز قرآن، [[خبرهای غیبی]] در [[قرآن]] است که در آیات: {{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ مَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ}}<ref>«(ای پیامبر) این از خبرهای نهانی است که به تو وحی می‌کنیم و تو هنگامی که (برادران یوسف) بر کار خود هم‌داستان شدند و نیرنگ می‌باختند نزد آنها نبودی» سوره یوسف، آیه ۱۰۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو می‌فرستد و از آنچه در زهدان‌هاست آگاه است و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمی‌داند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بی‌گمان خداوند دانایی آگاه است» سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref> به آنها اشاره کلی شده است و در خصوص [[اخبار غیبی]] در مسائل [[اجتماعی]] در آیات {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را می‌آورد که دوستشان می‌دارد و دوستش می‌دارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد می‌کنند و از سرزنش سرزنشگری نمی‌هراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی می‌دارد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>،  {{متن قرآن|سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ}}<ref>«زودا که آن گروه در هم شکنند و واپس بگریزند» سوره قمر، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که برق  را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref> تصریح روشنی دارد، مهمترین بخش از اخبار غیبی قرآن مربوط به جهان دیگر است که افق تازه‌ای بر روی [[اندیشه]] [[بشر]] می‌گشاید و [[جهان‌بینی]] او را از محدوده [[عالم ماده]] به سوی ماوراء آن می‌کشاند و حقیقتاً مسئله بسیار مهمی می‌باشد: {{متن قرآن|إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً}}<ref>«آن هنگام که (هنگامه) رستخیز روی دهد که در روی دادن آن هیچ دروغی نیست فرود آورنده‌ای است، فرابرنده آن هنگام که زمین را سخت بجنبانند و کوه‌ها ریزریز شوند چون غباری پراکنده و شما گونه‌های سه‌گانه خواهید بود» سوره واقعه، آیه ۱-۷.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>
از دیگر موارد اعجاز قرآن، [[خبرهای غیبی]] در [[قرآن]] است که در آیات: {{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ مَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ}}<ref>«(ای پیامبر) این از خبرهای نهانی است که به تو وحی می‌کنیم و تو هنگامی که (برادران یوسف) بر کار خود هم‌داستان شدند و نیرنگ می‌باختند نزد آنها نبودی» سوره یوسف، آیه ۱۰۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو می‌فرستد و از آنچه در زهدان‌هاست آگاه است و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمی‌داند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بی‌گمان خداوند دانایی آگاه است» سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref> به آنها اشاره کلی شده است و در خصوص [[اخبار غیبی]] در مسائل [[اجتماعی]] در آیات {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را می‌آورد که دوستشان می‌دارد و دوستش می‌دارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد می‌کنند و از سرزنش سرزنشگری نمی‌هراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی می‌دارد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>،  {{متن قرآن|سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ}}<ref>«زودا که آن گروه در هم شکنند و واپس بگریزند» سوره قمر، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که برق  را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref> تصریح روشنی دارد، مهمترین بخش از اخبار غیبی قرآن مربوط به جهان دیگر است که افق تازه‌ای بر روی [[اندیشه]] [[بشر]] می‌گشاید و [[جهان‌بینی]] او را از محدوده [[عالم ماده]] به سوی ماوراء آن می‌کشاند و حقیقتاً مسئله بسیار مهمی می‌باشد: {{متن قرآن|إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً}}<ref>«آن هنگام که (هنگامه) رستخیز روی دهد که در روی دادن آن هیچ دروغی نیست فرود آورنده‌ای است، فرابرنده آن هنگام که زمین را سخت بجنبانند و کوه‌ها ریزریز شوند چون غباری پراکنده و شما گونه‌های سه‌گانه خواهید بود» سوره واقعه، آیه ۱-۷.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>


=== اعجاز قرآن در معارف و محتوا ===
=== اعجاز قرآن در معارف و محتوا ===
یکی دیگر از ابعاد [[اعجاز قرآن]]، [[اعجاز]] در معارف و محتوای آن است که نسبت به دیگر ابعاد اعجاز جنیه عام‌تری دارد. تعابیر {{متن قرآن|هُدًى لِلنَّاسِ}}<ref>«رهنمودی برای مردم» سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref>، {{متن قرآن|هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْ}}<ref>«بیانگر هر چیز» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>، {{متن قرآن|فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«آن را با دانشی (گسترده) روشن داشتیم» سوره اعراف، آیه ۵۲.</ref>. و دیگر اوصاف [[قرآن]] از قبیل: [[حکمت]]، رحمه، بصائر، ذکر، شِفا، [[نور]]، [[برهان]]، [[حکیم]] و فرقان ناظر به اعجاز [[هدایتی]] این [[کتاب آسمانی]] بی‌نظیر است. بر این اساس، هر یک از این اوصاف مورد [[تحدی]] قرار گرفته و منظور از آوردن مثل قرآن، آوردن مانند آن از جهت هدایت‌گری و روشن‌گری واقعی است.
یکی دیگر از ابعاد [[اعجاز قرآن]]، [[اعجاز]] در معارف و محتوای آن است که نسبت به دیگر ابعاد اعجاز جنیه عام‌تری دارد. تعابیر {{متن قرآن|هُدًى لِلنَّاسِ}}<ref>«رهنمودی برای مردم» سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref>، {{متن قرآن|هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْ}}<ref>«بیانگر هر چیز» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>، {{متن قرآن|فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«آن را با دانشی (گسترده) روشن داشتیم» سوره اعراف، آیه ۵۲.</ref>. و دیگر اوصاف [[قرآن]] از قبیل: [[حکمت]]، رحمه، بصائر، ذکر، شِفا، [[نور]]، [[برهان]]، [[حکیم]] و فرقان ناظر به اعجاز [[هدایتی]] این [[کتاب آسمانی]] بی‌نظیر است. بر این اساس، هر یک از این اوصاف مورد [[تحدی]] قرار گرفته و منظور از آوردن مثل قرآن، آوردن مانند آن از جهت هدایت‌گری و روشن‌گری واقعی است.


مهمترین ویژگی [[معارف قرآن]]، مبتنی بودن آن بر [[عقل]] و [[فطرت]] است. [[شیوه]] قرآن در تبیین معارف و مفاهیم خود، تکیه بر [[خرد]] [[انسانی]] از طریق [[استدلال عقلی]] و بیدار کردن [[فطرت آدمی]] از راه استذکار [[فطری]] است. وصف قرآن به «ذکر»، «ذکری»، «تذکرة» و تأکید بر [[شأن]] یادآور بودن [[پیامبر]] اشاره به همین نکته است. چنان که در [[نهج‌البلاغه]] نیز، برانگیختن گنجینه‌های پنهان [[عقول]] و بازیابی و یادآوری [[معرفت]] فراموش شده، از شئون [[پیامبران]] دانسته شده است<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ج۳، ص۶۲۱.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>
مهمترین ویژگی [[معارف قرآن]]، مبتنی بودن آن بر [[عقل]] و [[فطرت]] است. شیوه قرآن در تبیین معارف و مفاهیم خود، تکیه بر [[خرد]] [[انسانی]] از طریق استدلال عقلی و بیدار کردن [[فطرت آدمی]] از راه استذکار [[فطری]] است. وصف قرآن به «ذکر»، «ذکری»، «تذکرة» و تأکید بر [[شأن]] یادآور بودن [[پیامبر]] اشاره به همین نکته است. چنان که در [[نهج‌البلاغه]] نیز، برانگیختن گنجینه‌های پنهان [[عقول]] و بازیابی و یادآوری [[معرفت]] فراموش شده، از شئون [[پیامبران]] دانسته شده است<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ج۳، ص۶۲۱.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>


=== اعجاز قرآن در نظم آهنگ حروف، عبارات، کلمات ===
=== اعجاز قرآن در نظم آهنگ حروف، عبارات، کلمات ===
از دیگر [[وجوه اعجاز قرآن]]، [[نظم]] آهنگ حروف، عبارات، کلمات و [[آیات]] آن است. همه شرایطی را که دانشمندان [[بلاغت]] برای [[فصاحت]] کلمه و [[کلام]] بیان کرده‌اند (همچون عدم تنافر حروف، سنگین نبودن کلمه بر زبان، عدم [[کراهت]] در [[سمع]] و عدم غرابت در کلمه و همچنین عدم تنافر کلمات، عاری بودن از اضافات پیاپی، عدم تعقید لفظی و [[معنوی]] در کلام) زمینه‌ساز تولید آهنگی خوش‌تر است.
از دیگر [[وجوه اعجاز قرآن]]، [[نظم]] آهنگ حروف، عبارات، کلمات و [[آیات]] آن است. همه شرایطی را که دانشمندان [[بلاغت]] برای [[فصاحت]] کلمه و [[کلام]] بیان کرده‌اند (همچون عدم تنافر حروف، سنگین نبودن کلمه بر زبان، عدم [[کراهت]] در [[سمع]] و عدم غرابت در کلمه و همچنین عدم تنافر کلمات، عاری بودن از اضافات پیاپی، عدم تعقید لفظی و [[معنوی]] در کلام) زمینه‌ساز تولید آهنگی خوش‌تر است.


فصاحت [[اعجازآمیز]] [[قرآن کریم]] می‌تواند [[موسیقی]] و آهنگ در حد اعجاز را پدید آورد. [[نظم]] [[قرآن]] نیز همین نسبت را با [[موسیقی]] و آهنگ قرآن دارد؛ به این معنا که چینش حروف و کلمات متناسب در کنار هم و در نظر گرفتن تناسب صفات حروف و [[پیام]] مورد نظر، نیز [[گزینش]] واژگان متناسب، تقدیم و تأخیرها در [[کلام]] و غیره، زمینه‌ساز آهنگی قوی‌تر و فوق‌العاده برای متن است. جامع‌ترین اثر در این باره کتاب «[[اعجاز]] القرآن و البلاغة النبویة» [[مصطفی صادق رافعی]] است و پس از آن کتاب «القرآن محاولة لفهم العصری» مصطفی محمود را می‌‌توان نام برد.
فصاحت [[اعجازآمیز]] [[قرآن کریم]] می‌تواند موسیقی و آهنگ در حد اعجاز را پدید آورد. [[نظم]] [[قرآن]] نیز همین نسبت را با موسیقی و آهنگ قرآن دارد؛ به این معنا که چینش حروف و کلمات متناسب در کنار هم و در نظر گرفتن تناسب صفات حروف و [[پیام]] مورد نظر، نیز [[گزینش]] واژگان متناسب، تقدیم و تأخیرها در [[کلام]] و غیره، زمینه‌ساز آهنگی قوی‌تر و فوق‌العاده برای متن است. جامع‌ترین اثر در این باره کتاب «[[اعجاز]] القرآن و البلاغة النبویة» [[مصطفی صادق رافعی]] است و پس از آن کتاب «القرآن محاولة لفهم العصری» مصطفی محمود را می‌‌توان نام برد.


نمونه نظم آهنگ قرآن را در [[آیات]] زیر می‌‌توان جستجو کرد: {{متن قرآن|وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ}}<ref>«و به شب چون پشت کند (و باز رود) و به بامداد چون بردمد» سوره تکویر، آیه ۱۷-۱۸.</ref>. کلمه {{متن قرآن|عَسْعَسَ}} با چهار حرفش شب را با همه آنچه در آن است به تصویر میکشد و از [[آیه]] بعدی [[نور]] [[فجر]] دیده می‌شود و با آیه، آواز گنجشک و بانگ خروس به گوش می‌رسد و [[احساس]] حرکت و جنب و جوش و [[نشاط]] به خواننده آن دست می‌دهد.
نمونه نظم آهنگ قرآن را در [[آیات]] زیر می‌‌توان جستجو کرد: {{متن قرآن|وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ}}<ref>«و به شب چون پشت کند (و باز رود) و به بامداد چون بردمد» سوره تکویر، آیه ۱۷-۱۸.</ref>. کلمه {{متن قرآن|عَسْعَسَ}} با چهار حرفش شب را با همه آنچه در آن است به تصویر میکشد و از [[آیه]] بعدی [[نور]] [[فجر]] دیده می‌شود و با آیه، آواز گنجشک و بانگ خروس به گوش می‌رسد و [[احساس]] حرکت و جنب و جوش و [[نشاط]] به خواننده آن دست می‌دهد.
خط ۱۷۳: خط ۱۷۳:
نمونه دیگر آیات {{متن قرآن|وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ}}<ref>«و اما (قوم) عاد با تندباد سردی بنیان‌کن، از میان برداشته شد» سوره حاقه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ}}<ref>«که (خداوند) آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان چیره گردانید و آن قوم را در آن (شب و روز) ها بر زمین افتاده می‌دیدی، گویی تنه‌های خرمابن‌هایی فرو افتاده‌اند» سوره حاقه، آیه ۷.</ref> و مخصوصاً آیه {{متن قرآن|وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و گفته شد: ای زمین آبت را فرو خور و ای آسمان (از باریدن) باز ایست! و آب فرو کشید و کار به پایان رسید و (کشتی) بر (کوه) جودی راست ایستاد و گفته شد: نابود باد گروه ستمکاران!» سوره هود، آیه ۴۴.</ref> است که توفان سهمگین نوح را در آیات آن منعکس می‌کند.
نمونه دیگر آیات {{متن قرآن|وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ}}<ref>«و اما (قوم) عاد با تندباد سردی بنیان‌کن، از میان برداشته شد» سوره حاقه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ}}<ref>«که (خداوند) آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان چیره گردانید و آن قوم را در آن (شب و روز) ها بر زمین افتاده می‌دیدی، گویی تنه‌های خرمابن‌هایی فرو افتاده‌اند» سوره حاقه، آیه ۷.</ref> و مخصوصاً آیه {{متن قرآن|وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و گفته شد: ای زمین آبت را فرو خور و ای آسمان (از باریدن) باز ایست! و آب فرو کشید و کار به پایان رسید و (کشتی) بر (کوه) جودی راست ایستاد و گفته شد: نابود باد گروه ستمکاران!» سوره هود، آیه ۴۴.</ref> است که توفان سهمگین نوح را در آیات آن منعکس می‌کند.


سوره‌های کوتاه قرآن به‌ویژه در [[سوره شمس]] و [[تکاثر]] در بلندای [[هنر]] نظم آهنگ قرار دارند. علاوه بر [[سید قطب]] که در [[تفسیر]] «[[فی ظلال القرآن]]» و کتاب «التصور الفنی فی القرآن» [[حق]] مطلب را در این باره ادا کرده، یکی دیگر از نویسندگان معاصر [[مصر]] به نام [[عبدالله دراز]] در کتاب «[[النبأ العظیم نظرات جدیدة فی القرآن]]» می‌گوید: ارتباط [[موسیقی]] و آهنگ برآمده از [[قرآن]]، حتی بدون فهم معانی [[آیات]] نیز بر روان انسان اثر غیر قابل وصفی دارد. او می‌گوید: در [[نظام]] موسیقایی قرآن، حرکات بسیار حساب شده و متنوع تقسیم شده‌اند و در لا به لای آن مدّها و غُنّه‌ها به گونه‌ای شگفت‌آور و متعادل توزیع شده است که به ترجیح صدا کمک می‌کند و سبب تجدید نشاط شنونده می‌شود<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ج۳، ص۶۳۱.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>
سوره‌های کوتاه قرآن به‌ویژه در [[سوره شمس]] و [[تکاثر]] در بلندای هنر نظم آهنگ قرار دارند. علاوه بر [[سید قطب]] که در [[تفسیر]] «[[فی ظلال القرآن]]» و کتاب «التصور الفنی فی القرآن» [[حق]] مطلب را در این باره ادا کرده، یکی دیگر از نویسندگان معاصر [[مصر]] به نام [[عبدالله دراز]] در کتاب «[[النبأ العظیم نظرات جدیدة فی القرآن]]» می‌گوید: ارتباط موسیقی و آهنگ برآمده از [[قرآن]]، حتی بدون فهم معانی [[آیات]] نیز بر روان انسان اثر غیر قابل وصفی دارد. او می‌گوید: در [[نظام]] موسیقایی قرآن، حرکات بسیار حساب شده و متنوع تقسیم شده‌اند و در لا به لای آن مدّها و غُنّه‌ها به گونه‌ای شگفت‌آور و متعادل توزیع شده است که به ترجیح صدا کمک می‌کند و سبب تجدید نشاط شنونده می‌شود<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ج۳، ص۶۳۱.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>


=== دیگر گونه‌های اعجاز قرآن ===
=== دیگر گونه‌های اعجاز قرآن ===
از دیگر گونه‌های [[اعجاز قرآن]] می‌توان [[آیات]] زیر را مورد توجه قرار داد: {{متن قرآن|وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«و از هر چیز دو جفت آفریدیم باشد که پند گیرید» سوره ذاریات، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که تمام گونه‌ها را آفرید: از آنچه زمین می‌رویاند و از خود آنان  و از آنچه نمی‌دانند» سوره یس، آیه ۳۶.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«و چون آیات ما بر او خوانده شود با گردنفرازی روی می‌گرداند گویی آن را نشنیده است، گویی گوش‌هایش سنگین است، او را به عذابی دردناک نوید ده!» سوره لقمان، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَ أَنْهَارًا وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودهایی نهاد و از هر میوه در آن جفتی دوگانه  برآورد؛ شب را با روز فرا می‌پوشد، بی‌گمان در آن (کار) نشانه‌هایی برای گروهی است که می‌اندیشند» سوره رعد، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ}}<ref>«آیا به زمین ننگریسته‌اند که از هر گونه گیاهی نیکو در آن چه اندازه رویانده‌ایم؟» سوره شعراء، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَ تَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«ای مردم! اگر در رستخیز تردیدی دارید (بنگرید که) ما شما را از خاکی آفریدیم آنگاه از نطفه‌ای، سپس از دَلمه خونی سرانجام از گوشت‌پاره‌ای به اندام یا بی‌اندام تا (حق را) برایتان روشن داریم و در زهدان‌ها آنچه را بخواهیم تا زمانی معیّن استوار می‌داریم سپس شما را که کودکی شده‌اید بیرون می‌آوریم سپس تا به برنایی برسید؛ و جان برخی از شما را می‌گیرند و برخی دیگر را به فرودین‌ترین سال‌های زندگانی باز می‌گردانند تا آنجا که پس از دانستن، چیزی نداند و زمین را سترون می‌بینی و چون بدان آب فرو فرستیم فرا می‌جنبد و برمی‌آید  و هر گونه  گیاه شادابی می‌رویاند» سوره حج، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«و زمین را گستردیم و در آن کوهسارهایی گماردیم و در آن از هر گونه زیبا  گیاهی رویاندیم» سوره ق، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّ}}<ref>«همان که زمین را برای شما گاهواره‌ای گردانید و در آن برایتان راه‌هایی گشود و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از گیاهان رنگ‌رنگ گونه‌ها  برآوردیم» سوره طه، آیه ۵۳.</ref>.
از دیگر گونه‌های [[اعجاز قرآن]] می‌توان [[آیات]] زیر را مورد توجه قرار داد: {{متن قرآن|وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«و از هر چیز دو جفت آفریدیم باشد که پند گیرید» سوره ذاریات، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که تمام گونه‌ها را آفرید: از آنچه زمین می‌رویاند و از خود آنان  و از آنچه نمی‌دانند» سوره یس، آیه ۳۶.</ref>،  {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«و چون آیات ما بر او خوانده شود با گردنفرازی روی می‌گرداند گویی آن را نشنیده است، گویی گوش‌هایش سنگین است، او را به عذابی دردناک نوید ده!» سوره لقمان، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَ أَنْهَارًا وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودهایی نهاد و از هر میوه در آن جفتی دوگانه  برآورد؛ شب را با روز فرا می‌پوشد، بی‌گمان در آن (کار) نشانه‌هایی برای گروهی است که می‌اندیشند» سوره رعد، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ}}<ref>«آیا به زمین ننگریسته‌اند که از هر گونه گیاهی نیکو در آن چه اندازه رویانده‌ایم؟» سوره شعراء، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَ تَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«ای مردم! اگر در رستخیز تردیدی دارید (بنگرید که) ما شما را از خاکی آفریدیم آنگاه از نطفه‌ای، سپس از دَلمه خونی سرانجام از گوشت‌پاره‌ای به اندام یا بی‌اندام تا (حق را) برایتان روشن داریم و در زهدان‌ها آنچه را بخواهیم تا زمانی معیّن استوار می‌داریم سپس شما را که کودکی شده‌اید بیرون می‌آوریم سپس تا به برنایی برسید؛ و جان برخی از شما را می‌گیرند و برخی دیگر را به فرودین‌ترین سال‌های زندگانی باز می‌گردانند تا آنجا که پس از دانستن، چیزی نداند و زمین را سترون می‌بینی و چون بدان آب فرو فرستیم فرا می‌جنبد و برمی‌آید  و هر گونه  گیاه شادابی می‌رویاند» سوره حج، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«و زمین را گستردیم و در آن کوهسارهایی گماردیم و در آن از هر گونه زیبا  گیاهی رویاندیم» سوره ق، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّ}}<ref>«همان که زمین را برای شما گاهواره‌ای گردانید و در آن برایتان راه‌هایی گشود و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از گیاهان رنگ‌رنگ گونه‌ها  برآوردیم» سوره طه، آیه ۵۳.</ref>.


درباره زوجیت اشیاء (گیاهان، حیوانات، [[انسان]]، میوه‌ها) و در خصوص عمل لقاح گیاهان: {{متن قرآن|كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ}}<ref>«هر بار که از دلتنگی و اندوه بخواهند از آن (دوزخ) بیرون روند بازشان می‌گردانند و (به آنان می‌گویند) عذاب آتش سوزان را بچشید!» سوره حج، آیه ۲۲.</ref>.
درباره زوجیت اشیاء (گیاهان، حیوانات، [[انسان]]، میوه‌ها) و در خصوص عمل لقاح گیاهان: {{متن قرآن|كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ}}<ref>«هر بار که از دلتنگی و اندوه بخواهند از آن (دوزخ) بیرون روند بازشان می‌گردانند و (به آنان می‌گویند) عذاب آتش سوزان را بچشید!» سوره حج، آیه ۲۲.</ref>.


و همچنین درباره مراحل [[تکامل انسان]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«ای مردم! اگر در رستخیز تردیدی دارید (بنگرید که) ما شما را از خاکی آفریدیم آنگاه از نطفه‌ای سپس از دلمه خونی سرانجام از گوشتپاره‌ای به اندام یا بی‌اندام تا (حق را) برایتان روشن داریم و در زهدان‌ها آنچه را بخواهیم تا زمانی معیّن استوار می‌داریم سپس شما را که کودکی شده‌اید بیرون می‌آوریم سپس تا به برنایی برسید؛ و جان برخی از شما را می‌گیرند و برخی دیگر را به فرودین‌ترین سال‌های زندگانی باز می‌گردانند تا آنجا که پس از دانستن، چیزی نداند و زمین را سترون می‌بینی و چون بدان آب فرو فرستیم فرا می‌جنبد و برمی‌آید  و هر گونه  گیاه شادابی می‌رویاند» سوره حج، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«اوست که شما را از خاک سپس از نطفه و آنگاه از خونی بسته آفرید، سرانجام شما را به گونه نوزادی برآورد سپس (توان می‌دهد) تا به رشد کاملتان برسید، پس از آن تا پیر گردید- و جان برخی از شما پیش‌تر (از پیری) گرفته می‌شود- و تا به زمانی معیّن برسید و باشد که شما» سوره غافر، آیه ۶۷.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَ}}<ref>«آیا نطفه‌ای نبود از آبی که فرو ریخته می‌شود؟» سوره قیامه، آیه ۳۷.</ref>.
و همچنین درباره مراحل تکامل انسان: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«ای مردم! اگر در رستخیز تردیدی دارید (بنگرید که) ما شما را از خاکی آفریدیم آنگاه از نطفه‌ای سپس از دلمه خونی سرانجام از گوشتپاره‌ای به اندام یا بی‌اندام تا (حق را) برایتان روشن داریم و در زهدان‌ها آنچه را بخواهیم تا زمانی معیّن استوار می‌داریم سپس شما را که کودکی شده‌اید بیرون می‌آوریم سپس تا به برنایی برسید؛ و جان برخی از شما را می‌گیرند و برخی دیگر را به فرودین‌ترین سال‌های زندگانی باز می‌گردانند تا آنجا که پس از دانستن، چیزی نداند و زمین را سترون می‌بینی و چون بدان آب فرو فرستیم فرا می‌جنبد و برمی‌آید  و هر گونه  گیاه شادابی می‌رویاند» سوره حج، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«اوست که شما را از خاک سپس از نطفه و آنگاه از خونی بسته آفرید، سرانجام شما را به گونه نوزادی برآورد سپس (توان می‌دهد) تا به رشد کاملتان برسید، پس از آن تا پیر گردید- و جان برخی از شما پیش‌تر (از پیری) گرفته می‌شود- و تا به زمانی معیّن برسید و باشد که شما» سوره غافر، آیه ۶۷.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَ}}<ref>«آیا نطفه‌ای نبود از آبی که فرو ریخته می‌شود؟» سوره قیامه، آیه ۳۷.</ref>.


در خصوص آغاز [[جهان]] و چگونگی پیدایش آن: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد  که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا کافران درنیافته‌اند که آسمان‌ها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمی‌آورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref>.
در خصوص آغاز [[جهان]] و چگونگی پیدایش آن: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد  که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا کافران درنیافته‌اند که آسمان‌ها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمی‌آورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref>.


درباره [[هفت آسمان]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد  و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref>،  {{متن قرآن|قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«بگو: پروردگار هفت آسمان و پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) کیست؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۶.</ref>.
درباره هفت آسمان: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد  و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref>«آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref>،  {{متن قرآن|قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«بگو: پروردگار هفت آسمان و پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) کیست؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۶.</ref>.


درباره حرکت [[زمین]]: {{متن قرآن|وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ}}<ref>«و کوه‌ها را می‌نگری، آنها را ایستا  می‌پنداری با آنکه چون گذار ابر در گذرند؛ آفرینش خداوند را (بنگر) که هر چیز را استوار  آفریده است؛ بی‌گمان او از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نمل، آیه ۸۸.</ref>،  {{متن قرآن|فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}}<ref>«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفَى}}<ref>«و اگر بلند سخن گویی (یا آهسته) بی‌گمان او نهفته و نهفته‌تر را می‌داند» سوره طه، آیه ۷.</ref>،  {{متن قرآن|كَلَّا سَيَعْلَمُونَ}}<ref>«نه چنین است، زودا که بدانند» سوره نبأ، آیه ۴.</ref>.
درباره حرکت [[زمین]]: {{متن قرآن|وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ}}<ref>«و کوه‌ها را می‌نگری، آنها را ایستا  می‌پنداری با آنکه چون گذار ابر در گذرند؛ آفرینش خداوند را (بنگر) که هر چیز را استوار  آفریده است؛ بی‌گمان او از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نمل، آیه ۸۸.</ref>،  {{متن قرآن|فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}}<ref>«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفَى}}<ref>«و اگر بلند سخن گویی (یا آهسته) بی‌گمان او نهفته و نهفته‌تر را می‌داند» سوره طه، آیه ۷.</ref>،  {{متن قرآن|كَلَّا سَيَعْلَمُونَ}}<ref>«نه چنین است، زودا که بدانند» سوره نبأ، آیه ۴.</ref>.
خط ۱۹۲: خط ۱۹۲:
درباره مضرات شراب‌خواری{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام ، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آن‌ها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.</ref>، {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَ يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است. امّا گناه آنها از سود آنها بزرگ‌تر است و از تو می‌پرسند چه چیزی را ببخشند؟ بگو افزون بر نیاز (سالانه) را؛ این‌گونه خداوند برای شما آیات (خود) را روشن می‌گوید باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَ رِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و از میوه‌های خرمابن و انگورها شراب  و روزی نیکویی به دست می‌آورید، به راستی در این (کار) نشانه‌ای است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره نحل، آیه ۶۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا}}<ref>«ای مؤمنان! در حال مستی به نماز رو نیاورید تا هنگامی که دریابید چه می‌گویید و نیز در حال جنابت (به نماز و محل نماز رو نیاورید) مگر رهگذر باشید تا آنکه غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا یکی از شما از جای قضای حاجت باز آمد یا با زنان آمیزش کردید و آب نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید و بخشی از رخساره‌ها و دست‌هایتان را با آن مسح کنید که خداوند، در گذرنده‌ای آمرزنده است» سوره نساء، آیه ۴۳.</ref>.
درباره مضرات شراب‌خواری{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام ، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آن‌ها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.</ref>، {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَ يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است. امّا گناه آنها از سود آنها بزرگ‌تر است و از تو می‌پرسند چه چیزی را ببخشند؟ بگو افزون بر نیاز (سالانه) را؛ این‌گونه خداوند برای شما آیات (خود) را روشن می‌گوید باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَ رِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و از میوه‌های خرمابن و انگورها شراب  و روزی نیکویی به دست می‌آورید، به راستی در این (کار) نشانه‌ای است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره نحل، آیه ۶۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا}}<ref>«ای مؤمنان! در حال مستی به نماز رو نیاورید تا هنگامی که دریابید چه می‌گویید و نیز در حال جنابت (به نماز و محل نماز رو نیاورید) مگر رهگذر باشید تا آنکه غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا یکی از شما از جای قضای حاجت باز آمد یا با زنان آمیزش کردید و آب نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید و بخشی از رخساره‌ها و دست‌هایتان را با آن مسح کنید که خداوند، در گذرنده‌ای آمرزنده است» سوره نساء، آیه ۴۳.</ref>.


و درباره ممنوعیت آمیزش در عادت ماهیانه: {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَ لَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}<ref>«و از تو درباره حیض می‌پرسند؛ بگو که آن، گونه‌ای رنج است. پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند و چون شست و شو کردند، از همان‌جا که خداوند به شما فرموده است با آنان آمیزش کنید، بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست می‌دارد» سوره بقره، آیه ۲۲۲.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۲۷۷ - ۲۸۲.</ref>
و درباره ممنوعیت آمیزش در عادت ماهیانه: {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَ لَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}<ref>«و از تو درباره حیض می‌پرسند؛ بگو که آن، گونه‌ای رنج است. پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند و چون شست و شو کردند، از همان‌جا که خداوند به شما فرموده است با آنان آمیزش کنید، بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست می‌دارد» سوره بقره، آیه ۲۲۲.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اعجاز قرآن - کوشا (مقاله)| مقاله «اعجاز قرآن»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 277 - 282.</ref>


== درخواست [[معجزه]] و [[انکار]] آن از سوی [[پیامبر]] ==
== درخواست [[معجزه]] و [[انکار]] آن از سوی [[پیامبر]] ==
آیا آوردن [[معجزه]] [[حسی]] و آوردن امور شگفت انگیز در هر صورت و در همه اَشکال آن برای [[پیامبر]] [[ضرورت]] است و اگر [[ضرورت]] دارد؛ پس چرا [[پیامبر]] به آن تفوه نکرد؟ و سخنی نگفت که این [[قرآن]] [[معجزه]] و سند [[نبوت]] من است و حتی در برابر [[مخالفان]] که درخواست [[آیه]] و [[بینه]] می‌کردند، امتناع می‌کرد؟ چرا [[پیامبر]] مسئله [[تحدی]] را که از علائم [[معجزه]] بودن است، پس از [[گذشت]] [[رسالت]] و [[دعوت]] خود مطرح کرد؟
آیا آوردن [[معجزه]] [[حسی]] و آوردن امور شگفت انگیز در هر صورت و در همه اَشکال آن برای [[پیامبر]] [[ضرورت]] است و اگر [[ضرورت]] دارد؛ پس چرا [[پیامبر]] به آن تفوه نکرد؟ و سخنی نگفت که این [[قرآن]] [[معجزه]] و سند [[نبوت]] من است و حتی در برابر مخالفان که درخواست [[آیه]] و [[بینه]] می‌کردند، امتناع می‌کرد؟ چرا [[پیامبر]] مسئله [[تحدی]] را که از علائم [[معجزه]] بودن است، پس از [[گذشت]] [[رسالت]] و [[دعوت]] خود مطرح کرد؟
# {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«و نادانان گفتند: چرا خداوند با ما سخن نمی‌گوید یا برای ما نشانه ای نمی‌آید؟ کسانی که پیش از اینان بودند نیز همانند گفتار آنان را گفتند، دل‌هاشان همگون است؛ ما نشانه‌های (خود) را برای گروهی که یقین دارند روشن گردانده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۱۸.</ref>.
# {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«و نادانان گفتند: چرا خداوند با ما سخن نمی‌گوید یا برای ما نشانه ای نمی‌آید؟ کسانی که پیش از اینان بودند نیز همانند گفتار آنان را گفتند، دل‌هاشان همگون است؛ ما نشانه‌های (خود) را برای گروهی که یقین دارند روشن گردانده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۱۸.</ref>.
# {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا * أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا * أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلً * أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا}}<ref>«و گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا برای ما از زمین چشمه‌ای فرا جوشانی * یا باغستانی از نخل و انگور داشته باشی که لابه‌لای آن جویبارهایی، نیک روان‌سازی * یا چنان که می‌پنداری، آسمان را پاره‌پاره بر سر ما افکنی یا خداوند و فرشتگان را پیش روی آوری * یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۰-۹۳.</ref>.
# {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا * أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا * أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلً * أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا}}<ref>«و گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا برای ما از زمین چشمه‌ای فرا جوشانی * یا باغستانی از نخل و انگور داشته باشی که لابه‌لای آن جویبارهایی، نیک روان‌سازی * یا چنان که می‌پنداری، آسمان را پاره‌پاره بر سر ما افکنی یا خداوند و فرشتگان را پیش روی آوری * یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۰-۹۳.</ref>.
خط ۲۰۵: خط ۲۰۵:


=== نکات آیات ===
=== نکات آیات ===
# تردیدی نیست که محور [[مخالفت]] با [[آیه]] و [[معجزه]] آوردن [[پیامبر]]، در دسته‌ای از [[آیات قرآن]] امور [[خارق‌العاده]] بوده است؛ زیرا از نکات قابل توجه در دسته‌ای از [[آیات قرآن]] [[اصرار]] [[پیامبر]] در نیاوردن [[معجزات حسی]] بوده است که برخلاف [[انبیای گذشته]] [[خداوند]] به او می‌گوید: این آوردن [[دستور]] از سوی [[خدا]]، فایده‌ای ندارد، [[پیامبر]] مبشر و [[منذر]] است. بگو: «[[غیب]] فقط به [[خدا]] اختصاص دارد. تو فقط هشدار دهنده‌ای، آیا [من] جز بشری فرستاده شده هستم‌؟: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«و نادانان گفتند: چرا خداوند با ما سخن نمی‌گوید یا برای ما نشانه ای نمی‌آید؟ کسانی که پیش از اینان بودند نیز همانند گفتار آنان را گفتند، دل‌هاشان همگون است؛ ما نشانه‌های (خود) را برای گروهی که یقین دارند روشن گردانده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۱۸.</ref>، افراد [[نادان]] گفتند: «چرا [[خدا]] با ما سخن نمی‌گوید؟ یا برای ما معجزه‌ای نمی‌آید؟» کسانی که پیش از اینان بودند [نیز] مثل همین گفته ایشان را می‌گفتند. دلها [و [[افکار]]]‌شان به هم می‌ماند. ما [[نشانه‌ها]] [ی خود] را برای گروهی که [[یقین]] دارند، [[نیک]] روشن گردانیده‌ایم.
# تردیدی نیست که محور [[مخالفت]] با [[آیه]] و [[معجزه]] آوردن [[پیامبر]]، در دسته‌ای از [[آیات قرآن]] امور [[خارق‌العاده]] بوده است؛ زیرا از نکات قابل توجه در دسته‌ای از [[آیات قرآن]] اصرار [[پیامبر]] در نیاوردن معجزات حسی بوده است که برخلاف انبیای گذشته [[خداوند]] به او می‌گوید: این آوردن [[دستور]] از سوی [[خدا]]، فایده‌ای ندارد، [[پیامبر]] مبشر و منذر است. بگو: «[[غیب]] فقط به [[خدا]] اختصاص دارد. تو فقط هشدار دهنده‌ای، آیا [من] جز بشری فرستاده شده هستم‌؟: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«و نادانان گفتند: چرا خداوند با ما سخن نمی‌گوید یا برای ما نشانه ای نمی‌آید؟ کسانی که پیش از اینان بودند نیز همانند گفتار آنان را گفتند، دل‌هاشان همگون است؛ ما نشانه‌های (خود) را برای گروهی که یقین دارند روشن گردانده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۱۸.</ref>، افراد [[نادان]] گفتند: «چرا [[خدا]] با ما سخن نمی‌گوید؟ یا برای ما معجزه‌ای نمی‌آید؟» کسانی که پیش از اینان بودند [نیز] مثل همین گفته ایشان را می‌گفتند. دلها [و [[افکار]]]‌شان به هم می‌ماند. ما [[نشانه‌ها]] [ی خود] را برای گروهی که [[یقین]] دارند، [[نیک]] روشن گردانیده‌ایم.
# از زبان [[مخالفان]] [[نقل]] می‌کند که می‌گویند تا معجزه‌ای بزرگ و به تعبیری چشم پُرکن نیاوری! به تو [[ایمان]] نمی‌آوریم: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا * أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا * أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلً * أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا}}<ref>«و گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا برای ما از زمین چشمه‌ای فرا جوشانی * یا باغستانی از نخل و انگور داشته باشی که لابه‌لای آن جویبارهایی، نیک روان‌سازی * یا چنان که می‌پنداری، آسمان را پاره‌پاره بر سر ما افکنی یا خداوند و فرشتگان را پیش روی آوری * یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۰-۹۳.</ref>.
# از زبان مخالفان [[نقل]] می‌کند که می‌گویند تا معجزه‌ای بزرگ و به تعبیری چشم پُرکن نیاوری! به تو [[ایمان]] نمی‌آوریم: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا * أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا * أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلً * أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا}}<ref>«و گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا برای ما از زمین چشمه‌ای فرا جوشانی * یا باغستانی از نخل و انگور داشته باشی که لابه‌لای آن جویبارهایی، نیک روان‌سازی * یا چنان که می‌پنداری، آسمان را پاره‌پاره بر سر ما افکنی یا خداوند و فرشتگان را پیش روی آوری * یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۰-۹۳.</ref>.
# نکته دیگر اینکه عده‌ای در [[مخالفت]] می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ و َلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ}}<ref>«و گفتند: چرا بر او فرشته‌ای فرو فرستاده نشد؟ و اگر فرشته‌ای می‌فرستادیم کار تمام بود و دیگر مهلت نمی‌یافتند» سوره انعام، آیه ۸.</ref> و یا می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و گفتند چرا نشانه‌ای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ بگو بی‌گمان خداوند، تواناست که نشانه‌ای فرو فرستد اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره انعام، آیه ۳۷.</ref> و گفتند: «چرا معجزه‌ای از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است‌؟» بگو: «بی‌تردید، [[خدا]] [[قادر]] است که پدیده‌ای شگرف فرو فرستد، لکن بیشتر آنان نمی‌دانند». {{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و چون برای آنان آیه‌ای (دلخواه آنان) نیاورده‌ای می‌گویند: چرا خود آیه‌ای برنگزیدی؟» سوره اعراف، آیه ۲۰۳.</ref>و هر گاه برای آنان آیاتی نیاوری، می‌گویند: «چرا آن را خود برنگزیدی‌؟ «بگو: «من فقط آنچه را که از پروردگارم به من [[وحی]] می‌شود [[پیروی]] می‌کنم. این [[[قرآن]]] رهنمودی است از جانب [[پروردگار]] شما و برای گروهی که [[ایمان]] می‌آورند [[هدایت]] و رحمتی است. {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ}}<ref>«و می‌گویند: چرا نشانه‌ای (دلخواه ما) از سوی پروردگارش برای او فرو فرستاده نشده است؟ بگو که غیب، تنها از آن خداوند است پس چشم به راه دارید که من (نیز) با شما از چشم به راه دارندگانم» سوره یونس، آیه ۲۰.</ref> و می‌گویند: «چرا معجزه‌ای از جانب پروردگارش بر او نازل نمی‌شود؟» بگو: «[[غیب]] فقط به [[خدا]] اختصاص دارد. پس [[منتظر]] باشید که من هم با شما از منتظرانم».
# نکته دیگر اینکه عده‌ای در [[مخالفت]] می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ و َلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ}}<ref>«و گفتند: چرا بر او فرشته‌ای فرو فرستاده نشد؟ و اگر فرشته‌ای می‌فرستادیم کار تمام بود و دیگر مهلت نمی‌یافتند» سوره انعام، آیه ۸.</ref> و یا می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و گفتند چرا نشانه‌ای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ بگو بی‌گمان خداوند، تواناست که نشانه‌ای فرو فرستد اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره انعام، آیه ۳۷.</ref> و گفتند: «چرا معجزه‌ای از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است‌؟» بگو: «بی‌تردید، [[خدا]] قادر است که پدیده‌ای شگرف فرو فرستد، لکن بیشتر آنان نمی‌دانند». {{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و چون برای آنان آیه‌ای (دلخواه آنان) نیاورده‌ای می‌گویند: چرا خود آیه‌ای برنگزیدی؟» سوره اعراف، آیه ۲۰۳.</ref>و هر گاه برای آنان آیاتی نیاوری، می‌گویند: «چرا آن را خود برنگزیدی‌؟ «بگو: «من فقط آنچه را که از پروردگارم به من [[وحی]] می‌شود [[پیروی]] می‌کنم. این [[قرآن]] رهنمودی است از جانب [[پروردگار]] شما و برای گروهی که [[ایمان]] می‌آورند [[هدایت]] و رحمتی است. {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ}}<ref>«و می‌گویند: چرا نشانه‌ای (دلخواه ما) از سوی پروردگارش برای او فرو فرستاده نشده است؟ بگو که غیب، تنها از آن خداوند است پس چشم به راه دارید که من (نیز) با شما از چشم به راه دارندگانم» سوره یونس، آیه ۲۰.</ref> و می‌گویند: «چرا معجزه‌ای از جانب پروردگارش بر او نازل نمی‌شود؟» بگو: «[[غیب]] فقط به [[خدا]] اختصاص دارد. پس [[منتظر]] باشید که من هم با شما از منتظرانم».
# می‌توان از این [[آیات]] چنین نتیجه گرفت که اصولا [[قرآن]] در [[آیات]] فراوانی نشان می‌دهد که به آوردن [[اعجاز]] [[حسی]]، [[میانه]] [[خوشی]] ندارد و لذا تجربه برخورد [[امت‌های پیشین]] به ویژه [[بنی اسرائیل]] را یاد آور می‌شود: با این که معجزه‌ای چون [[آتش]] گرفتن [[قربانی]] را به عنوان [[نشانه]] [[نبوت]] می‌آورد، باز قبول نمی‌کنند. {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«کسانی که گفتند: خداوند به ما سفارش کرده است که به فرستاده‌ای ایمان نیاوریم مگر آنکه برای ما قربانی‌یی بیاورد که آتش (آسمانی) آن را (به نشان پذیرش) بسوزد؛ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۱۸۳.</ref>. همانان که گفتند: «[[خدا]] با ما [[پیمان]] بسته که به هیچ [[پیامبری]] [[ایمان]] نیاوریم تا برای ما قربانیی بیاورد که [[آتش]] [آسمانی] آن را [به نشانه قبول] بسوزاند».. بگو: «قطعاً پیش از من، پیامبرانی بودند که [[دلایل]] آشکار را با آنچه گفتید، برای شما آوردند. اگر راست می‌گویید، پس چرا آنان را کشتید؟ جالب اینجا است که [[قرآن]] به جای بیان خواسته آنان با اشاره می‌گوید: {{متن قرآن|قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ}}<ref>«کسانی که گفتند: خداوند به ما سفارش کرده است که به فرستاده‌ای ایمان نیاوریم مگر آنکه برای ما قربانی‌یی بیاورد که آتش (آسمانی) آن را (به نشان پذیرش) بسوزد؛ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۱۸۳.</ref>. در بیان اصل [[دلیل]] مناقشه‌ای ندارد و می‌گوید [[پیامبران]] گذشته با [[بینات]] آمدند و حتی با آنچه شما گفتید آمدند، اما آنان چه کردند، آیا آنان را قانع کرد و آوردن امور [[خارق‌العاده]]، باعث [[ایمان آوردن]] شد، یا بازهم به [[مخالفت]] برخاستند و با این [[پیامبر]] به [[مقاتله]] برخاستند! بنابراین مشکل شما هم این نیست و معلوم نیست که با آوردن امورخارق عادت، [[مؤمن]] کند، باید برای خود [[فکر]] دیگری بکنید.
# می‌توان از این [[آیات]] چنین نتیجه گرفت که اصولا [[قرآن]] در [[آیات]] فراوانی نشان می‌دهد که به آوردن [[اعجاز]] [[حسی]]، میانه [[خوشی]] ندارد و لذا تجربه برخورد امت‌های پیشین به ویژه [[بنی اسرائیل]] را یاد آور می‌شود: با این که معجزه‌ای چون [[آتش]] گرفتن [[قربانی]] را به عنوان [[نشانه]] [[نبوت]] می‌آورد، باز قبول نمی‌کنند. {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«کسانی که گفتند: خداوند به ما سفارش کرده است که به فرستاده‌ای ایمان نیاوریم مگر آنکه برای ما قربانی‌یی بیاورد که آتش (آسمانی) آن را (به نشان پذیرش) بسوزد؛ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۱۸۳.</ref>. همانان که گفتند: «[[خدا]] با ما [[پیمان]] بسته که به هیچ [[پیامبری]] [[ایمان]] نیاوریم تا برای ما قربانیی بیاورد که [[آتش]] [آسمانی] آن را [به نشانه قبول] بسوزاند».. بگو: «قطعاً پیش از من، پیامبرانی بودند که [[دلایل]] آشکار را با آنچه گفتید، برای شما آوردند. اگر راست می‌گویید، پس چرا آنان را کشتید؟ جالب اینجا است که [[قرآن]] به جای بیان خواسته آنان با اشاره می‌گوید: {{متن قرآن|قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ}}<ref>«کسانی که گفتند: خداوند به ما سفارش کرده است که به فرستاده‌ای ایمان نیاوریم مگر آنکه برای ما قربانی‌یی بیاورد که آتش (آسمانی) آن را (به نشان پذیرش) بسوزد؛ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۱۸۳.</ref>. در بیان اصل [[دلیل]] مناقشه‌ای ندارد و می‌گوید [[پیامبران]] گذشته با [[بینات]] آمدند و حتی با آنچه شما گفتید آمدند، اما آنان چه کردند، آیا آنان را قانع کرد و آوردن امور [[خارق‌العاده]]، باعث [[ایمان آوردن]] شد، یا بازهم به [[مخالفت]] برخاستند و با این [[پیامبر]] به [[مقاتله]] برخاستند! بنابراین مشکل شما هم این نیست و معلوم نیست که با آوردن امورخارق عادت، [[مؤمن]] کند، باید برای خود [[فکر]] دیگری بکنید.
# باز در [[آیه]] دیگر، [[بی‌نیازی]] [[پیامبر]] را به معجزه‌ای [[حسی]] بیان می‌کند و از زبان [[مخالفان]] [[نقل]] می‌کند: {{متن قرآن|فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}}<ref>«و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار نهی و دل از آن تنگ داری از آن رو که می‌گویند: «چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمی‌شود یا فرشته‌ای همراه وی نمی‌آید؟» تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» سوره هود، آیه ۱۲.</ref> و مبادا تو برخی از آنچه را که به سویت [[وحی]] می‌شود، ترک گویی و سینه‌ات بدان تنگ گردد که می‌گویند: «چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده، یا فرشته‌ای با او نیامده است‌؟» «بدان که» تو فقط هشدار دهنده‌ای، و [[خدا]] بر هر چیزی نگهبان است.
# باز در [[آیه]] دیگر، [[بی‌نیازی]] [[پیامبر]] را به معجزه‌ای [[حسی]] بیان می‌کند و از زبان مخالفان [[نقل]] می‌کند: {{متن قرآن|فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}}<ref>«و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار نهی و دل از آن تنگ داری از آن رو که می‌گویند: «چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمی‌شود یا فرشته‌ای همراه وی نمی‌آید؟» تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» سوره هود، آیه ۱۲.</ref> و مبادا تو برخی از آنچه را که به سویت [[وحی]] می‌شود، ترک گویی و سینه‌ات بدان تنگ گردد که می‌گویند: «چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده، یا فرشته‌ای با او نیامده است‌؟» «بدان که» تو فقط هشدار دهنده‌ای، و [[خدا]] بر هر چیزی نگهبان است.
# از سوی دیگر از نظر [[مخالفان]] مراد از [[آیه]] آشکار، آوردن [[معجزه]] [[حسی]] است که [[خدا]] می‌گوید تو [[منذر]] و [[هدایت‌گری]]: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«و کافران می‌گویند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref> و آنان که [[کافر]] شده‌اند می‌گویند: «چرا نشانه‌ای آشکار از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است‌؟» [ای [[پیامبر]]] تو فقط هشدار دهنده‌ای، و برای هر قومی [[رهبری]] است. {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و گفتند: چرا نشانه‌هایی از سوی پروردگارش بر او فرو فرستاده نمی‌شود؟ بگو: جز این نیست که نشانه‌ها نزد خداوند است و من تنها بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره عنکبوت، آیه ۵۰.</ref> و گفتند: «چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‌هایی [[[معجزه‌آسا]]] نازل نشده است‌؟» بگو: «آن [[نشانه‌ها]] پیش خداست، و من تنها هشداردهنده‌ای آشکارم».
# از سوی دیگر از نظر مخالفان مراد از [[آیه]] آشکار، آوردن [[معجزه]] [[حسی]] است که [[خدا]] می‌گوید تو منذر و هدایت‌گری: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«و کافران می‌گویند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref> و آنان که [[کافر]] شده‌اند می‌گویند: «چرا نشانه‌ای آشکار از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است‌؟» [ای [[پیامبر]]] تو فقط هشدار دهنده‌ای، و برای هر قومی [[رهبری]] است. {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و گفتند: چرا نشانه‌هایی از سوی پروردگارش بر او فرو فرستاده نمی‌شود؟ بگو: جز این نیست که نشانه‌ها نزد خداوند است و من تنها بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره عنکبوت، آیه ۵۰.</ref> و گفتند: «چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‌هایی [[معجزه‌آسا]] نازل نشده است‌؟» بگو: «آن [[نشانه‌ها]] پیش خداست، و من تنها هشداردهنده‌ای آشکارم».
# در برخی از [[آیات]] آمده برای [[هدایت]] شدن تنها [[معجزه]] کافی نیست، بلکه باید [[آمادگی]] شخص برای قبول [[هدایت]] باشد: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ}}<ref>«و کافران می‌گویند: چرا بر او از سوی پروردگارش نشانه‌ای فرو فرستاده نمی‌شود؟! بگو: بی‌گمان خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و آن کس را که (به سوی او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره رعد، آیه ۲۷.</ref> و کسانی که [[کافر]] شده‌اند می‌گویند: «چرا از جانب پروردگارش معجزه‌ای بر او نازل نشده است‌؟» بگو: «در [[حقیقت]] خداست که هر کس را بخواهد بی‌راه می‌گذارد و هر کس را که [به سوی او] بازگردد، به سوی خود راه می‌نماید». (منظور از [[مشیت الهی]] وجود [[قوانین]] و [[سنن]] [[ایمان]] است).
# در برخی از [[آیات]] آمده برای [[هدایت]] شدن تنها [[معجزه]] کافی نیست، بلکه باید آمادگی شخص برای قبول [[هدایت]] باشد: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ}}<ref>«و کافران می‌گویند: چرا بر او از سوی پروردگارش نشانه‌ای فرو فرستاده نمی‌شود؟! بگو: بی‌گمان خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و آن کس را که (به سوی او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره رعد، آیه ۲۷.</ref> و کسانی که [[کافر]] شده‌اند می‌گویند: «چرا از جانب پروردگارش معجزه‌ای بر او نازل نشده است‌؟» بگو: «در [[حقیقت]] خداست که هر کس را بخواهد بی‌راه می‌گذارد و هر کس را که [به سوی او] بازگردد، به سوی خود راه می‌نماید». (منظور از [[مشیت الهی]] وجود [[قوانین]] و [[سنن]] [[ایمان]] است).
# در دسته‌ای از [[آیات]] به این نکته توجه می‌دهد: با این که در [[امت‌های پیشین]] [[معجزات]] فراوانی را آورد، باز [[ایمان]] نیاوردند: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى}}<ref>«و گفتند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش برای ما نمی‌آورد؛ آیا برهانی که در کتاب‌های (آسمانی) پیشین است، به آنان نرسیده است؟» سوره طه، آیه ۱۳۳.</ref> و گفتند: «چرا از جانب پروردگارش معجزه‌ای برای ما نمی‌آورد؟» آیا [[دلیل]] روشن آنچه در صحیفه‌های پیشین است برای آنان نیامده است‌؟ {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَعَتَوْا عُتُوًّا كَبِيرًا}}<ref>«و آنان که به لقای ما امیدوار نیستند می‌گویند: چرا بر ما فرشتگان را فرو نفرستاده‌اند یا پروردگارمان را نمی‌بینیم؟ به راستی خود را بزرگ شمردند و سرکشی بزرگی ورزیدند» سوره فرقان، آیه ۲۱.</ref> و کسانی که به لقای ما [[امید]] ندارند، گفتند: «چرا [[فرشتگان]] بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمی‌بینیم‌؟» قطعاً در مورد خود [[تکبر]] ورزیدند و سخت [[سرکشی]] کردند.
# در دسته‌ای از [[آیات]] به این نکته توجه می‌دهد: با این که در امت‌های پیشین [[معجزات]] فراوانی را آورد، باز [[ایمان]] نیاوردند: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى}}<ref>«و گفتند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش برای ما نمی‌آورد؛ آیا برهانی که در کتاب‌های (آسمانی) پیشین است، به آنان نرسیده است؟» سوره طه، آیه ۱۳۳.</ref> و گفتند: «چرا از جانب پروردگارش معجزه‌ای برای ما نمی‌آورد؟» آیا [[دلیل]] روشن آنچه در صحیفه‌های پیشین است برای آنان نیامده است‌؟ {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَعَتَوْا عُتُوًّا كَبِيرًا}}<ref>«و آنان که به لقای ما امیدوار نیستند می‌گویند: چرا بر ما فرشتگان را فرو نفرستاده‌اند یا پروردگارمان را نمی‌بینیم؟ به راستی خود را بزرگ شمردند و سرکشی بزرگی ورزیدند» سوره فرقان، آیه ۲۱.</ref> و کسانی که به لقای ما [[امید]] ندارند، گفتند: «چرا [[فرشتگان]] بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمی‌بینیم‌؟» قطعاً در مورد خود [[تکبر]] ورزیدند و سخت [[سرکشی]] کردند.


'''نتیجه''': از مجموع این دسته از [[آیات]] استفاده می‌شود که [[خداوند]] نمی‌خواسته برای [[ایمان آوردن]] معجزه‌ای [[حسی]] عرضه کند و نکرده و روش او برخلاف [[پیامبران پیشین]] که به صراحت این [[آیات]] را می‌آورده و حتی برخی از [[پیامبران]] مانند [[موسی]] به یک [[آیه]] بسنده نشده و ۹ [[معجزه]] آورده شده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ فَسْئَلْ بَنِی إِسْرائِیلَ إِذْ جاءَهُمْ}}<ref>«و به راستی به موسی نه نشانه آشکار دادیم؛ از بنی اسرائیل بپرس هنگامی را که وی نزد آنان آمد و فرعون به او گفت: ای موسی! من تو را جادوزده می‌دانم؛» سوره اسراء، آیه ۱۰۱.</ref>، [[دلیل]] این نیاوردن چیست‌؟ چرا این [[سنت]] قدرت‌نمایی و تحت تأثیر قرار قرار دادن [[تغییر]] پیدا می‌کند؟ از عبارت‌هایی از قبیل: {{متن قرآن|قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا}}<ref>«یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۳.</ref> استفاده می‌شود که به این اصل تأکید می‌شود که وظیفه پیامبر تأثیرگذاری در [[عقلانیت]] مخاطبان و روش [[تربیتی]] و [[انسانی]] است و [[پیامبر]] [[انسان]] و [[بشر]] با [[رشد فکری]] آنان، روش [[تبلیغ]] را [[تغییر]] داده است: {{متن قرآن|قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«و نادانان گفتند: چرا خداوند با ما سخن نمی‌گوید یا برای ما نشانه‎ای نمی‌آید؟ کسانی که پیش از اینان بودند نیز همانند گفتار آنان را گفتند، دل‌هاشان همگون است؛ ما نشانه‌های (خود) را برای گروهی که یقین دارند روشن گردانده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۱۸.</ref> و دیگر کاروان [[بشریت]] به جایی رسیده که [[فکر]] او دگرگون شود، نه این که مرعوب شود: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و گفتند: چرا نشانه‌هایی از سوی پروردگارش بر او فرو فرستاده نمی‌شود؟ بگو: جز این نیست که نشانه‌ها نزد خداوند است و من تنها بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره عنکبوت، آیه ۵۰.</ref> حتی به گذشته اشاره می‌کند، مگر این کار در گذشته انجام نمی‌شده و [[پیامبران]] دیگر نشانه‌هایی [[غیبی]] نمی‌آورده‌اند: {{متن قرآن|أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى}}<ref>«و گفتند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش برای ما نمی‌آورد؛ آیا برهانی که در کتاب‌های (آسمانی) پیشین است، به آنان نرسیده است؟» سوره طه، آیه ۱۳۳.</ref> با این همه، می‌گوید: «فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاٰ ذُریةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ: [[یونس]] (۱۰) آیه ۸۳» سرانجام، کسی به [[موسی]] [[ایمان]] نیاورد مگر فرزندانی از [[قوم]] وی، در حالی که [[بیم]] داشتند از آنکه مبادا [[فرعون]] و سران آنها ایشان را [[آزار]] رسانند. ظاهرا حتی خود از این وضعیت ناراحت بوده که چرا نباید از این دست از [[معجزات]] بیاورد و دیگر [[توبیخ]] شود و سینه‌اش تنگ شود که می‌گویند: «چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده، یا فرشته‌ای با او نیامده است‌؟» و [[خدا]] در برابر می‌گوید: نگران نباش که تو فقط هشدار دهنده‌ای! نکته دیگر آنکه معلوم می‌شود [[پیامبر]] هیچ معجزه‌ای از سنخ [[معجزات]] پیامبران پیشین نیاورده و اگر چنین معجزه‌ای می‌آورد، دیگر درخواست [[معجزه]] نمی‌کردند<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۵-۱۴۷.</ref>.
'''نتیجه''': از مجموع این دسته از [[آیات]] استفاده می‌شود که [[خداوند]] نمی‌خواسته برای [[ایمان آوردن]] معجزه‌ای [[حسی]] عرضه کند و نکرده و روش او برخلاف پیامبران پیشین که به صراحت این [[آیات]] را می‌آورده و حتی برخی از [[پیامبران]] مانند [[موسی]] به یک [[آیه]] بسنده نشده و ۹ [[معجزه]] آورده شده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ فَسْئَلْ بَنِی إِسْرائِیلَ إِذْ جاءَهُمْ}}<ref>«و به راستی به موسی نه نشانه آشکار دادیم؛ از بنی اسرائیل بپرس هنگامی را که وی نزد آنان آمد و فرعون به او گفت: ای موسی! من تو را جادوزده می‌دانم؛» سوره اسراء، آیه ۱۰۱.</ref>، [[دلیل]] این نیاوردن چیست‌؟ چرا این [[سنت]] قدرت‌نمایی و تحت تأثیر قرار قرار دادن [[تغییر]] پیدا می‌کند؟ از عبارت‌هایی از قبیل: {{متن قرآن|قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا}}<ref>«یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۳.</ref> استفاده می‌شود که به این اصل تأکید می‌شود که وظیفه پیامبر تأثیرگذاری در عقلانیت مخاطبان و روش [[تربیتی]] و [[انسانی]] است و [[پیامبر]] [[انسان]] و [[بشر]] با رشد فکری آنان، روش [[تبلیغ]] را [[تغییر]] داده است: {{متن قرآن|قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«و نادانان گفتند: چرا خداوند با ما سخن نمی‌گوید یا برای ما نشانه‎ای نمی‌آید؟ کسانی که پیش از اینان بودند نیز همانند گفتار آنان را گفتند، دل‌هاشان همگون است؛ ما نشانه‌های (خود) را برای گروهی که یقین دارند روشن گردانده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۱۸.</ref> و دیگر کاروان [[بشریت]] به جایی رسیده که [[فکر]] او دگرگون شود، نه این که مرعوب شود: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و گفتند: چرا نشانه‌هایی از سوی پروردگارش بر او فرو فرستاده نمی‌شود؟ بگو: جز این نیست که نشانه‌ها نزد خداوند است و من تنها بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره عنکبوت، آیه ۵۰.</ref> حتی به گذشته اشاره می‌کند، مگر این کار در گذشته انجام نمی‌شده و [[پیامبران]] دیگر نشانه‌هایی [[غیبی]] نمی‌آورده‌اند: {{متن قرآن|أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى}}<ref>«و گفتند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش برای ما نمی‌آورد؛ آیا برهانی که در کتاب‌های (آسمانی) پیشین است، به آنان نرسیده است؟» سوره طه، آیه ۱۳۳.</ref> با این همه، می‌گوید: «فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاٰ ذُریةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ: [[یونس]] (۱۰) آیه ۸۳» سرانجام، کسی به [[موسی]] [[ایمان]] نیاورد مگر فرزندانی از [[قوم]] وی، در حالی که [[بیم]] داشتند از آنکه مبادا [[فرعون]] و سران آنها ایشان را [[آزار]] رسانند. ظاهرا حتی خود از این وضعیت ناراحت بوده که چرا نباید از این دست از [[معجزات]] بیاورد و دیگر توبیخ شود و سینه‌اش تنگ شود که می‌گویند: «چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده، یا فرشته‌ای با او نیامده است‌؟» و [[خدا]] در برابر می‌گوید: نگران نباش که تو فقط هشدار دهنده‌ای! نکته دیگر آنکه معلوم می‌شود [[پیامبر]] هیچ معجزه‌ای از سنخ [[معجزات]] پیامبران پیشین نیاورده و اگر چنین معجزه‌ای می‌آورد، دیگر درخواست [[معجزه]] نمی‌کردند<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۵-۱۴۷.</ref>.


== مقایسۀ [[داستان‌های قرآنی]] با [[تورات]] ==   
== مقایسۀ داستان‌های قرآنی با [[تورات]] ==   
در [[قرآن]] گزارش‌های راست و بطلان‌ناپذیر بسیاری هست که در [[تورات]] و [[انجیل]] نشانی از آنها نیست<ref>[[محمد]] ابوزهرة، القرآن، ۳۶۴-۳۶۵؛ [[باقلانی]]، [[اعجاز]] القرآن، ۵۳-۵۴.</ref>، [[اعجاز]] از این بالاتر؟ و این افزون بر پیشگویی‌های [[قرآن]] نیز جلوه دیگری از [[اعجاز]] اوست، مثلا پیشگویی‌هایی چون: [[پیروزی]] [[رومیان]] بر [[ایرانیان]] و [[پیروزی]] [[مسلمانان]] در [[فتح مکه]] است. بدین‌گونه آشکار می‌شود که [[قرآن]] کتابی است که [[شک]] و [[شبهه]] را به هیچ‌رو بدان راهی نیست، کتابی است که هم از اقوام و رویدادهای پیشین برای ما گزارش‌ها می‌دهد و هم چونان آیینه‌ای روشن، [[زندگی]] [[دینی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[عقلی]] در عصر [[جاهلی]] را پیش چشم ما می‌نهد. مثلا گروهی از بت‌های آنان را یاد می‌کند، از [[جدال]] آنان با [[پیامبر]] سخن می‌گوید، گوشه‌هایی از [[اقتصاد]] و [[سیاست]] آنان را باز می‌نماید، پاره‌ای از [[باورها]] و رفتارهای [[جاهلی]] آنان را باز می‌گوید، و در اینجاست که برخی از آنها را می‌پذیرد، و برخی را تعدیل می‌کند ـ یعنی با دستکاری‌ها، دگرگونی‌هایی می‌پذیرد ـ مانند [[حج]]، [[ازدواج]]، [[طلاق]]، مهر، خلع و ایلاء، تا تحولی در آنها پدید آورد، و برخی را یکسره رد می‌کند و نمی‌پذیرد، مانند پیشگویی و... که در [[جاهلیت]] رواج داشته و اینها همه چیزهایی است که تاریخ‌نگاران را به کار می‌آید و می‌توانند با بررسی آنها بسیاری از [[باورها]]، پندارها و سنت‌های [[مردم]] [[جاهلی]] را شناسایی کنند.
در [[قرآن]] گزارش‌های راست و بطلان‌ناپذیر بسیاری هست که در [[تورات]] و [[انجیل]] نشانی از آنها نیست<ref>[[محمد]] ابوزهرة، القرآن، ۳۶۴-۳۶۵؛ [[باقلانی]]، [[اعجاز]] القرآن، ۵۳-۵۴.</ref>، [[اعجاز]] از این بالاتر؟ و این افزون بر پیشگویی‌های [[قرآن]] نیز جلوه دیگری از [[اعجاز]] اوست، مثلا پیشگویی‌هایی چون: [[پیروزی]] [[رومیان]] بر [[ایرانیان]] و [[پیروزی]] [[مسلمانان]] در [[فتح مکه]] است. بدین‌گونه آشکار می‌شود که [[قرآن]] کتابی است که [[شک]] و [[شبهه]] را به هیچ‌رو بدان راهی نیست، کتابی است که هم از اقوام و رویدادهای پیشین برای ما گزارش‌ها می‌دهد و هم چونان آیینه‌ای روشن، [[زندگی]] [[دینی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[عقلی]] در عصر [[جاهلی]] را پیش چشم ما می‌نهد. مثلا گروهی از بت‌های آنان را یاد می‌کند، از [[جدال]] آنان با [[پیامبر]] سخن می‌گوید، گوشه‌هایی از [[اقتصاد]] و [[سیاست]] آنان را باز می‌نماید، پاره‌ای از [[باورها]] و رفتارهای [[جاهلی]] آنان را باز می‌گوید، و در اینجاست که برخی از آنها را می‌پذیرد، و برخی را تعدیل می‌کند ـ یعنی با دستکاری‌ها، دگرگونی‌هایی می‌پذیرد ـ مانند [[حج]]، [[ازدواج]]، [[طلاق]]، مهر، خلع و ایلاء، تا تحولی در آنها پدید آورد، و برخی را یکسره رد می‌کند و نمی‌پذیرد، مانند پیشگویی و... که در [[جاهلیت]] رواج داشته و اینها همه چیزهایی است که تاریخ‌نگاران را به کار می‌آید و می‌توانند با بررسی آنها بسیاری از [[باورها]]، پندارها و سنت‌های [[مردم]] [[جاهلی]] را شناسایی کنند.


با این مقدمات می‌توان به سراغ [[قرآن]] رفت و به [[دلایل]] گوناگون [[اثبات]] کرد که این [[کتاب]] سند و [[حجت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است و هم در عصر خود [[پیامبر]] {{صل}} و هم در اعصار بعدی، [[مردم]] از آوردن مانندش درمانده‌اند و تاکنون کسی مانند این کتاب را نیاورده، هرچند [[انسان]] کتاب‌های بسیاری نوشته و [[ادبیات]] [[زیبا]] و آفرینش‌های هنری گوناگونی در زبان‌های مختلف پدیدآورده است. اما با این خصوصیت و [[زیبایی]] و تأثیر آفرینی و [[جاذبه]] برانگیز و بهجت‌آفرینی اندیشه‌گراست. [[فصاحت]] و [[بلاغت]]، موسیقی [[کلام]]، معارف بلند، و [[نظم]] و نسق آن اعجاب آفرین و بگونه‌ای است که کسی مانندش را نیاورده است و ضمناً تمام این خصوصیات با جهات برجستگی آن از نظر محتوا در مورد [[قرآن]] که جنبه [[حسی]] ندارد، استدلال‌پذیر و قابل [[برهان]] است و می‌توان در یکایک آنها [[دلیل]] و [[شاهد]] آورد و مقایسه کرد:
با این مقدمات می‌توان به سراغ [[قرآن]] رفت و به [[دلایل]] گوناگون [[اثبات]] کرد که این [[کتاب]] سند و [[حجت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است و هم در عصر خود [[پیامبر]] {{صل}} و هم در اعصار بعدی، [[مردم]] از آوردن مانندش درمانده‌اند و تاکنون کسی مانند این کتاب را نیاورده، هرچند [[انسان]] کتاب‌های بسیاری نوشته و ادبیات [[زیبا]] و آفرینش‌های هنری گوناگونی در زبان‌های مختلف پدیدآورده است. اما با این خصوصیت و [[زیبایی]] و تأثیر آفرینی و جاذبه برانگیز و بهجت‌آفرینی اندیشه‌گراست. [[فصاحت]] و [[بلاغت]]، موسیقی [[کلام]]، معارف بلند، و [[نظم]] و نسق آن اعجاب آفرین و بگونه‌ای است که کسی مانندش را نیاورده است و ضمناً تمام این خصوصیات با جهات برجستگی آن از نظر محتوا در مورد [[قرآن]] که جنبه [[حسی]] ندارد، استدلال‌پذیر و قابل [[برهان]] است و می‌توان در یکایک آنها [[دلیل]] و [[شاهد]] آورد و مقایسه کرد:
# {{متن قرآن|وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و اگر در آنچه بر بنده خود فرو فرستاده‌ایم تردیدی دارید، چنانچه راست می‌گویید سوره‌ای همگون آن بیاورید و (در این کار) گواهان خود را (نیز) در برابر خداوند، فرا خوانید» سوره بقره، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ}}<ref>«و اگر چنین نکردید- که هرگز نمی‌توانید کرد- پس، از آتشی پروا کنید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست؛ برای کافران آماده شده است» سوره بقره، آیه ۲۴.</ref>.
# {{متن قرآن|وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و اگر در آنچه بر بنده خود فرو فرستاده‌ایم تردیدی دارید، چنانچه راست می‌گویید سوره‌ای همگون آن بیاورید و (در این کار) گواهان خود را (نیز) در برابر خداوند، فرا خوانید» سوره بقره، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ}}<ref>«و اگر چنین نکردید- که هرگز نمی‌توانید کرد- پس، از آتشی پروا کنید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست؛ برای کافران آماده شده است» سوره بقره، آیه ۲۴.</ref>.
#{{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند می‌بود در آن اختلاف بسیار می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>.
#{{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند می‌بود در آن اختلاف بسیار می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>.
خط ۲۵۴: خط ۲۵۴:
# انکار معجزات [[پیامبر]] و دلائل [[رسالت]] او، موجب آزردگی و اندوه آن حضرت: {{متن قرآن|قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ}}<ref>«ما خوب می‌دانیم که آنچه می‌گویند تو را اندوهناک می‌گرداند؛ (امّا) به راستی آنان تو را دروغزن نمی‌شمارند بلکه این ستمگران آیات خداوند را انکار می‌کنند» سوره انعام، آیه ۳۳.</ref>.
# انکار معجزات [[پیامبر]] و دلائل [[رسالت]] او، موجب آزردگی و اندوه آن حضرت: {{متن قرآن|قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ}}<ref>«ما خوب می‌دانیم که آنچه می‌گویند تو را اندوهناک می‌گرداند؛ (امّا) به راستی آنان تو را دروغزن نمی‌شمارند بلکه این ستمگران آیات خداوند را انکار می‌کنند» سوره انعام، آیه ۳۳.</ref>.
# دو برابر دیده شدن افراد [[مسلمانان]] در [[غزوه بدر]]، در نگاه [[مشرکان]]، [[معجزه]] و [[دلیل]] [[صدق]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ}}<ref>«به راستی شما را در کار دو گروهی که (در «بدر») با هم رو به رو شدند، نشانه‌ای (برای پند گیری) بود: گروهی برای خداوند جنگ می‌کردند و (گروه) دیگری کافر بودند که آنها را دو چندان خود به چشم می‌دیدند (و می‌هراسیدند) و خداوند هر کسی را بخواهد با یاوری خویش پش» سوره آل عمران، آیه ۱۳.</ref>.
# دو برابر دیده شدن افراد [[مسلمانان]] در [[غزوه بدر]]، در نگاه [[مشرکان]]، [[معجزه]] و [[دلیل]] [[صدق]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ}}<ref>«به راستی شما را در کار دو گروهی که (در «بدر») با هم رو به رو شدند، نشانه‌ای (برای پند گیری) بود: گروهی برای خداوند جنگ می‌کردند و (گروه) دیگری کافر بودند که آنها را دو چندان خود به چشم می‌دیدند (و می‌هراسیدند) و خداوند هر کسی را بخواهد با یاوری خویش پش» سوره آل عمران، آیه ۱۳.</ref>.
# بیان سرگذشت [[حضرت مریم]]، [[زکریا]]، [[یحیی]]، [[عیسی]] از [[معجزات]] و نشانه‌های [[صدق]] [[پیامبر اکرم]]: {{متن قرآن|َ ذٰلِک نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ}}<ref>«آن را که بر تو فرا می‌خوانیم از آیات و (قرآن) یادآور حکمت‌آموز است» سوره آل عمران، آیه ۵۸.</ref><ref>ذلِک: (این) اشاره باخبار از زکریا و یحیی و غیرهم. نَتْلُوهُ عَلَیک: (بر تو می‌خوانیم). گفته‌اند یعنی بجبرئیل امر می‌کنیم که آن را بر تو بخواند (از جبایی). مِنَ الْآیاتِ: (یعنی از جمله آیات) و حجتهایی است که دلالت بر صدق نبوت تو می‌کند؛ زیرا بمردم خبر می‌دهی از چیزهایی که جز خوانندگان کتاب یا معلمان و دانش - پژوهان از آنها خبر ندارند و تو هیچکدام از ایندو نیستی! پس، از طریق دیگر که وحی الهی است خبردار شده‌ای. وَ الذکرِ الْحَکیمِ: (و پند حکیمانه) یعنی قرآن محکم و آن را بحکیم توصیف نموده و به (حکم) وصف نیاورده؛ زیرا با حکمت‌هایی که در بردارد کأنه به‌حکمت سخن می‌گوید چنان که بدلالت، دلیل گویند بواسطه بیانی که در آن است که گویا نطق به بیان و برهان می‌نماید. گرچه دلیل در حقیقت دال است. : (ترجمه مجمع البیان ج ۴ ص ۹۷)</ref>
# بیان سرگذشت [[حضرت مریم]]، [[زکریا]]، [[یحیی]]، [[عیسی]] از [[معجزات]] و نشانه‌های [[صدق]] [[پیامبر اکرم]]: {{متن قرآن|َ ذٰلِک نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ}}<ref>«آن را که بر تو فرا می‌خوانیم از آیات و (قرآن) یادآور حکمت‌آموز است» سوره آل عمران، آیه ۵۸.</ref>.<ref>ذلِک: (این) اشاره باخبار از زکریا و یحیی و غیرهم. نَتْلُوهُ عَلَیک: (بر تو می‌خوانیم). گفته‌اند یعنی بجبرئیل امر می‌کنیم که آن را بر تو بخواند (از جبایی). مِنَ الْآیاتِ: (یعنی از جمله آیات) و حجتهایی است که دلالت بر صدق نبوت تو می‌کند؛ زیرا بمردم خبر می‌دهی از چیزهایی که جز خوانندگان کتاب یا معلمان و دانش - پژوهان از آنها خبر ندارند و تو هیچکدام از ایندو نیستی! پس، از طریق دیگر که وحی الهی است خبردار شده‌ای. وَ الذکرِ الْحَکیمِ: (و پند حکیمانه) یعنی قرآن محکم و آن را بحکیم توصیف نموده و به (حکم) وصف نیاورده؛ زیرا با حکمت‌هایی که در بردارد کأنه به‌حکمت سخن می‌گوید چنان که بدلالت، دلیل گویند بواسطه بیانی که در آن است که گویا نطق به بیان و برهان می‌نماید. گرچه دلیل در حقیقت دال است. : (ترجمه مجمع البیان ج ۴ ص ۹۷)</ref>
# دو نیمه شدن ماه به اشاره [[پیامبر اکرم]] از [[معجزات]] ایشان: {{متن قرآن| وَانْشَقَّ الْقَمَرُ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۵-۱۴۷.</ref>
# دو نیمه شدن ماه به اشاره [[پیامبر اکرم]] از [[معجزات]] ایشان: {{متن قرآن| وَانْشَقَّ الْقَمَرُ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۳۵-۱۴۷.</ref>


۱۳۲٬۱۶۴

ویرایش