پرش به محتوا

زن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۱: خط ۲۱:
در [[اسلام]] [[شأن]] و [[منزلت]] زن بسان مرد عظیم است و [[خداوند]] در [[آیات]] متعدد [[قرآنی]] به این مهم اشاره فرموده است؛ چراکه خیل [[انسان‌ها]]، به وجود آمده از یک زن و یک مرد به نام [[آدم]] {{ع}} و [[حوا]] {{س}} است ـ چه [[مؤمن]] و چه [[کافر]] ـ همه از یک پدر و مادر به [[دنیا]] آمده‌اند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى...}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم.».. سوره حجرات، آیه ۱۳</ref>؛ {{متن قرآن|... فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى}}<ref>«و از آن، دو گونه نر و ماده را پدید آورد» سوره قیامه، آیه ۳۹.</ref>. فقط بر اساس [[حکمت]]، موهبت‌های خاصی به مرد و زن بر اساس ظرفیت‌هایشان عطا شده است؛ مثلاً بعضی لطافت‌ها و ظرافت‌ها در جنس زن از طرف [[پروردگار]] به [[ودیعه]] گذارده شده که در مردان کمتر به چشم می‌خورد.
در [[اسلام]] [[شأن]] و [[منزلت]] زن بسان مرد عظیم است و [[خداوند]] در [[آیات]] متعدد [[قرآنی]] به این مهم اشاره فرموده است؛ چراکه خیل [[انسان‌ها]]، به وجود آمده از یک زن و یک مرد به نام [[آدم]] {{ع}} و [[حوا]] {{س}} است ـ چه [[مؤمن]] و چه [[کافر]] ـ همه از یک پدر و مادر به [[دنیا]] آمده‌اند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى...}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم.».. سوره حجرات، آیه ۱۳</ref>؛ {{متن قرآن|... فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى}}<ref>«و از آن، دو گونه نر و ماده را پدید آورد» سوره قیامه، آیه ۳۹.</ref>. فقط بر اساس [[حکمت]]، موهبت‌های خاصی به مرد و زن بر اساس ظرفیت‌هایشان عطا شده است؛ مثلاً بعضی لطافت‌ها و ظرافت‌ها در جنس زن از طرف [[پروردگار]] به [[ودیعه]] گذارده شده که در مردان کمتر به چشم می‌خورد.


بنابراین، در اصل [[کرامت انسانی]]، زن و مرد یکسانند و آن‎ها که [[مقام]] والای زن را [[تحقیر]] می‌کنند، از [[تعالیم]] عالی [[اسلامی]] بهره‌ای نبرده‌اند، قبل از اسلام به اقتضای [[جاهلیت]] جسم زن را زنده زنده به خاک می‌سپردند. به [[گمان]] اینکه دلتنگ می‌شدند و از این [[عار]]، روی از [[قوم]] خود پنهان می‌داشتند و به [[فکر]] می‌افتادند که آیا دختر را با [[ذلت]] و [[خواری]] نگه دارند، یا زنده به [[گور]] کنند. البته [[قرآن]] می‌فرماید: «عاقلان [[آگاه]] باشند که آنها بسیار بد می‌کردند»: {{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}} <ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد * هان! بد داوری می‌کنند» سوره نحل، آیه ۵۸-۵۹.</ref>.
بنابراین، در اصل [[کرامت انسانی]]، زن و مرد یکسانند و آن‎ها که [[مقام]] والای زن را تحقیر می‌کنند، از [[تعالیم]] عالی [[اسلامی]] بهره‌ای نبرده‌اند، قبل از اسلام به اقتضای [[جاهلیت]] جسم زن را زنده زنده به خاک می‌سپردند. به [[گمان]] اینکه دلتنگ می‌شدند و از این عار، روی از [[قوم]] خود پنهان می‌داشتند و به [[فکر]] می‌افتادند که آیا دختر را با [[ذلت]] و [[خواری]] نگه دارند، یا زنده به [[گور]] کنند. البته [[قرآن]] می‌فرماید: «عاقلان [[آگاه]] باشند که آنها بسیار بد می‌کردند»: {{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}} <ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد * هان! بد داوری می‌کنند» سوره نحل، آیه ۵۸-۵۹.</ref>.


و هنوز هم هستند کسانی که این موجود لطیف و [[موهبت]] بزرگ [[الهی]]، موجب [[آرامش]] خاطر و [[مودت]] و [[رأفت]]، عالی‌ترین مراتب [[دوستی]] و صفا را به بازیچه‌ای مبدل کرده و او را ملعبه دست هوسرانان بی‌مروت قرار می‌دهند. این گونه بهره‌برداری خودخواهانه، نمونه‌ای دیگر از همان [[جاهلیت]] است که شکل مدرن به خود گرفته و هستی پرارزش زن را به کالایی فاقد [[ارزش]] مبدل کرده است و از این [[اشرف مخلوقات]] ([[انسان]]) موجودی پوچ و بی‌هویت ساخته است. مگر نه این است که زن هرزه در [[روزگار]] امروز در هر [[جامعه]] و هر طرز [[فکری]] که باشد، حتی در نزد مردان هرزه، کالایی یک بار [[مصرف]] تلقی می‌شود، این وضع نابسامان جامعه مدرن امروز در مورد زن، بهتر از زنده به گور کردن دختران در [[عصر جاهلیت]] نیست!
و هنوز هم هستند کسانی که این موجود لطیف و [[موهبت]] بزرگ [[الهی]]، موجب [[آرامش]] خاطر و [[مودت]] و [[رأفت]]، عالی‌ترین مراتب [[دوستی]] و صفا را به بازیچه‌ای مبدل کرده و او را ملعبه دست هوسرانان بی‌مروت قرار می‌دهند. این گونه بهره‌برداری خودخواهانه، نمونه‌ای دیگر از همان [[جاهلیت]] است که شکل مدرن به خود گرفته و هستی پرارزش زن را به کالایی فاقد [[ارزش]] مبدل کرده است و از این [[اشرف مخلوقات]] ([[انسان]]) موجودی پوچ و بی‌هویت ساخته است. مگر نه این است که زن هرزه در [[روزگار]] امروز در هر [[جامعه]] و هر طرز [[فکری]] که باشد، حتی در نزد مردان هرزه، کالایی یک بار [[مصرف]] تلقی می‌شود، این وضع نابسامان جامعه مدرن امروز در مورد زن، بهتر از زنده به گور کردن دختران در [[عصر جاهلیت]] نیست!
خط ۳۵: خط ۳۵:
این بانوی بزرگ، با ایفای نقش خود، زمینه‌ساز نهضتی بزرگ شد که توسط موسی {{ع}} مسیر [[اجتماع]] را دگرگون ساخت، [[مبارزه]] با فرعون‌ها برای رسیدن به کمال و [[عزت]] [[انسانی]] از دست رفته! گفت: مبادا آن شود که منجّمان گفته‌اند، این پسر همان باشد که تاج و تخت ما را نابود کند؟ آسیه با خونسردی گفت: نگران نباش کسی را که ما در دامان خودمان پرورش دهیم، هرگز آن نمی‌شود!
این بانوی بزرگ، با ایفای نقش خود، زمینه‌ساز نهضتی بزرگ شد که توسط موسی {{ع}} مسیر [[اجتماع]] را دگرگون ساخت، [[مبارزه]] با فرعون‌ها برای رسیدن به کمال و [[عزت]] [[انسانی]] از دست رفته! گفت: مبادا آن شود که منجّمان گفته‌اند، این پسر همان باشد که تاج و تخت ما را نابود کند؟ آسیه با خونسردی گفت: نگران نباش کسی را که ما در دامان خودمان پرورش دهیم، هرگز آن نمی‌شود!


پس در [[ایدئولوژی]] [[اسلامی]]، زن هم به مثل [[مرد]] [[مسئول]] و [[مکلف]] است: {{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}}<ref> «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.</ref>. بلکه زودتر از مردان به این کمال می‌رسد، که [[خداوند]] او را در نه سالگی شایسته واگذاری [[مسئولیت]] دانسته است و مردان را در پانزده سالگی! کدامین [[شریعت]] و کدام طرز [[تفکر]] به اندازه [[اسلام]] به زن [[کرامت]] بخشیده؟ نقل داستان با شکوه [[مریم]]{{س}} آن بانوی پاکدامن، [[ساره]]، [[هاجر]] و حتی [[بلقیس]] (ملکه‌ای از [[دودمان]] [[پادشاهان]] [[کشور]] [[سبأ]] در [[زمان]] [[حضرت]] [[سلیمان بن داود]]) که به تعبیر [[قرآن کریم]] در مقابل [[پیامبر خدا]] (سلیمان) سر [[تسلیم]] فرود آورد، اینها همه حاکی از شخصیت‌پردازی اسلام به جنس زن است و این داستان‌ها دلالت بر ظرفیت‌های بالای [[انسانی]] زن دارد.
پس در [[ایدئولوژی]] [[اسلامی]]، زن هم به مثل [[مرد]] [[مسئول]] و [[مکلف]] است: {{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}}<ref> «آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف می‌آورند بهره‌ای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.</ref>. بلکه زودتر از مردان به این کمال می‌رسد، که [[خداوند]] او را در نه سالگی شایسته واگذاری [[مسئولیت]] دانسته است و مردان را در پانزده سالگی! کدامین [[شریعت]] و کدام طرز [[تفکر]] به اندازه [[اسلام]] به زن [[کرامت]] بخشیده؟ نقل داستان با شکوه [[مریم]]{{س}} آن بانوی پاکدامن، [[ساره]]، [[هاجر]] و حتی بلقیس (ملکه‌ای از [[دودمان]] [[پادشاهان]] [[کشور]] [[سبأ]] در [[زمان]] حضرت [[سلیمان بن داود]]) که به تعبیر [[قرآن کریم]] در مقابل [[پیامبر خدا]] (سلیمان) سر [[تسلیم]] فرود آورد، اینها همه حاکی از شخصیت‌پردازی اسلام به جنس زن است و این داستان‌ها دلالت بر ظرفیت‌های بالای [[انسانی]] زن دارد.


چه کسی می‌تواند نقش [[ایثار]] خدیجه‌{{س}} را در پیشبرد اسلام [[انکار]] کند؟ او مصداق [[آیه شریفه]] [[قرآنی]]: {{متن قرآن|فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ...}}<ref>«خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده.».. سوره نساء، آیه ۹۵.</ref> است.
چه کسی می‌تواند نقش [[ایثار]] خدیجه‌{{س}} را در پیشبرد اسلام [[انکار]] کند؟ او مصداق [[آیه شریفه]] [[قرآنی]]: {{متن قرآن|فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ...}}<ref>«خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده.».. سوره نساء، آیه ۹۵.</ref> است.
خط ۴۱: خط ۴۱:
با پیدایش [[اسلام]]، [[زنان]] قدم به قدم مثل مردان بلکه جلوتر از مردان؛ در صحنه‌های مختلف [[سیاسی]] اسلام حضور فعال داشته‌اند، [[خدیجه کبری]] {{س}} اولین زنی بود که اسلام آورد<ref>{{متن حدیث|أَوَّلُ مَنْ أَسْلَمَ و من امن بالله و رسوله}} (سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۷۴).</ref> و [[سمیه]] اولین کسی بود که در راه اسلام [[شهید]] شد<ref>سمیه دختر خیاط به دست ابوجهل که نیزه بر سینه‌اش فرود آورد و شهیدش نمود اولین شهید اسلام است (کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۰، ح۳۷۵۹۷).</ref>.
با پیدایش [[اسلام]]، [[زنان]] قدم به قدم مثل مردان بلکه جلوتر از مردان؛ در صحنه‌های مختلف [[سیاسی]] اسلام حضور فعال داشته‌اند، [[خدیجه کبری]] {{س}} اولین زنی بود که اسلام آورد<ref>{{متن حدیث|أَوَّلُ مَنْ أَسْلَمَ و من امن بالله و رسوله}} (سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۷۴).</ref> و [[سمیه]] اولین کسی بود که در راه اسلام [[شهید]] شد<ref>سمیه دختر خیاط به دست ابوجهل که نیزه بر سینه‌اش فرود آورد و شهیدش نمود اولین شهید اسلام است (کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۰، ح۳۷۵۹۷).</ref>.


این رکورد و [[افتخار]] همیشه برای زن خواهد ماند، هم در [[اسلام آوردن]] و هم در [[حفظ]] و [[حراست]] از آن؛ یعنی [[شهادت]]، از مردان پیشی گرفته‌اند! در [[مقام]] شامخ [[خدیجه]] {{س}} همین بس که [[جبرئیل]] [[پیام‌آور الهی]] بر او [[سلام]] می‌فرستاد<ref>کنزالعمال، ج۱۳، ص۲۷۵.</ref>. هیچ [[ممنوعیت شرعی]] برای حضور فعال زنان در عرصه‌های مختلف که [[احساس تکلیف]] شود، وجود ندارد<ref>{{متن حدیث|...وَ تَوْقِيفِهِمْ عَلَى مَا أَرَادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دِينِهِمْ وَ دُنْيَاهُمْ وَ يُخْبِرُهُمْ بِمَا وَرَدَ عَلَيْهِ}}، وسائل الشیعة، ج۵، ص۴۰.</ref>.
این رکورد و افتخار همیشه برای زن خواهد ماند، هم در [[اسلام آوردن]] و هم در [[حفظ]] و [[حراست]] از آن؛ یعنی [[شهادت]]، از مردان پیشی گرفته‌اند! در [[مقام]] شامخ [[خدیجه]] {{س}} همین بس که [[جبرئیل]] [[پیام‌آور الهی]] بر او [[سلام]] می‌فرستاد<ref>کنزالعمال، ج۱۳، ص۲۷۵.</ref>. هیچ [[ممنوعیت شرعی]] برای حضور فعال زنان در عرصه‌های مختلف که [[احساس تکلیف]] شود، وجود ندارد<ref>{{متن حدیث|...وَ تَوْقِيفِهِمْ عَلَى مَا أَرَادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دِينِهِمْ وَ دُنْيَاهُمْ وَ يُخْبِرُهُمْ بِمَا وَرَدَ عَلَيْهِ}}، وسائل الشیعة، ج۵، ص۴۰.</ref>.


حضور فعال زنان در [[نماز عید]] در [[زمان پیامبر]]<ref>اسدالغابة، ج‌۵، ص۱۸۱؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۲؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۱۳۳ و ۱۳۴.</ref> و یا حضور چشمگیر در [[غزوه‌ها]]<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید سه جلدی، ج۳، ص۳۷۸.</ref> و مداوای زخم‌دیدگان و آبرسانی و پشتیبانی از [[رزمندگان]] در صدر اسلام تجربه شده است.
حضور فعال زنان در [[نماز عید]] در [[زمان پیامبر]]<ref>اسدالغابة، ج‌۵، ص۱۸۱؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۲؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۱۳۳ و ۱۳۴.</ref> و یا حضور چشمگیر در [[غزوه‌ها]]<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید سه جلدی، ج۳، ص۳۷۸.</ref> و مداوای زخم‌دیدگان و آبرسانی و پشتیبانی از [[رزمندگان]] در صدر اسلام تجربه شده است.
خط ۴۷: خط ۴۷:
البته باید خاطر نشان نمود که این حضورها با رعایت شئونات کمالی زنان صورت می‌گرفته است. خانمی از [[پیغمبر]] سؤال کرد: اگر زنی پوششی نداشته باشد که خود را بپوشاند آیا مانعی ندارد که از [[منزل]] بیرون بیاید و در [[امور خیر]] [[اسلامی]] شرکت کند؟! [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: نه، نمی‌تواند بدون [[پوشش]] بیرون بیاید، باید دوستش او را از لباس‌های خود بپوشاند. آنگاه در کارهای خیر و در [[دعوت]] [[مؤمنان]] حاضر گردد<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۱۸۶.</ref>.
البته باید خاطر نشان نمود که این حضورها با رعایت شئونات کمالی زنان صورت می‌گرفته است. خانمی از [[پیغمبر]] سؤال کرد: اگر زنی پوششی نداشته باشد که خود را بپوشاند آیا مانعی ندارد که از [[منزل]] بیرون بیاید و در [[امور خیر]] [[اسلامی]] شرکت کند؟! [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: نه، نمی‌تواند بدون [[پوشش]] بیرون بیاید، باید دوستش او را از لباس‌های خود بپوشاند. آنگاه در کارهای خیر و در [[دعوت]] [[مؤمنان]] حاضر گردد<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۱۸۶.</ref>.


[[شجاعت]] زنان در [[غزوات پیامبر]] چیزی نیست که در [[تاریخ]] مخفی مانده باشد؛ زیرا [[تاریخ اسلام]] سرشار است از رشادت‌ها و ایثارگری‌های [[بانوان]]، سرگذشت نسیبه (ام [[عامر]]) بسیار شنیدنی است: در [[جنگ احد]] برای آب رسانی در معرکه حضور یافته بود، [[لشکر اسلام]] [[پیروز]] شده بود، ناگاه ورق برگشت (به خاطر [[سهل‌انگاری]] [[مسلمانان]]) [[پیروزی]] به [[شکست]] مبدل شد با [[حمله]] غافلگیرانه [[خالد]] خیلی‌ها فرار کردند<ref>فروغ ابدیت، ج۲، ص۴۶۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص٣۸۹.</ref>. ولی نسیبه مثل شیر غرش می‌کرد و مدام از [[پیامبر]] [[دفاع]] می‌کرد، و چون شمع دور وجود پیامبر می‌گردید<ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۴۵.</ref>. پیامبر در [[حق]] او [[دعا]] کردند، که [[خدا]] او را در [[بهشت]] ملازم حضرتش قرار دهد<ref>{{متن حدیث| اللّهُمَّ اجعَلهُم رُفَقائي فِي الجَنَّةِ}}.</ref>. منظره دفاع جانانه این زن [[شجاع]] از پیامبر آن چنان بود که حیرت‌آور بود؛ زیرا با [[شمشیر]] بر [[دشمن]] حمله می‌کرد، [[دشمنی]] که پسرش را مجروح ساخته بود و با ضربه‌ای محکم به ساق پایش، وی را نقش بر [[زمین]] ساخت! پیامبر از این همه [[جسارت]] به [[خنده]] افتاد، به طوری که دندان‌های عقب ایشان آشکار شد {{متن حدیث|فَضَحِكَ حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ}} در صورتی که خنده‌های پیامبر از حد [[تبسم]] [[تجاوز]] نمی‌کرد<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۷۷.</ref>. پیامبر در [[تمجید]] این بانوی [[فداکار]] فرمودند: [[مقام]] نسیبه در [[احد]]، بالاتر بود از مقام فلانی و فلانی<ref>{{متن حدیث| لمقام نسیبة بِنْتِ کعب الیوم خیر مِنْ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ}}</ref>.
[[شجاعت]] زنان در [[غزوات پیامبر]] چیزی نیست که در [[تاریخ]] مخفی مانده باشد؛ زیرا [[تاریخ اسلام]] سرشار است از رشادت‌ها و ایثارگری‌های [[بانوان]]، سرگذشت نسیبه (ام [[عامر]]) بسیار شنیدنی است: در [[جنگ احد]] برای آب رسانی در معرکه حضور یافته بود، [[لشکر اسلام]] [[پیروز]] شده بود، ناگاه ورق برگشت (به خاطر [[سهل‌انگاری]] [[مسلمانان]]) [[پیروزی]] به [[شکست]] مبدل شد با حمله غافلگیرانه [[خالد]] خیلی‌ها فرار کردند<ref>فروغ ابدیت، ج۲، ص۴۶۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص٣۸۹.</ref>. ولی نسیبه مثل شیر غرش می‌کرد و مدام از [[پیامبر]] [[دفاع]] می‌کرد، و چون شمع دور وجود پیامبر می‌گردید<ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۴۵.</ref>. پیامبر در [[حق]] او [[دعا]] کردند، که [[خدا]] او را در [[بهشت]] ملازم حضرتش قرار دهد<ref>{{متن حدیث| اللّهُمَّ اجعَلهُم رُفَقائي فِي الجَنَّةِ}}.</ref>. منظره دفاع جانانه این زن [[شجاع]] از پیامبر آن چنان بود که حیرت‌آور بود؛ زیرا با [[شمشیر]] بر [[دشمن]] حمله می‌کرد، [[دشمنی]] که پسرش را مجروح ساخته بود و با ضربه‌ای محکم به ساق پایش، وی را نقش بر [[زمین]] ساخت! پیامبر از این همه جسارت به [[خنده]] افتاد، به طوری که دندان‌های عقب ایشان آشکار شد {{متن حدیث|فَضَحِكَ حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ}} در صورتی که خنده‌های پیامبر از حد [[تبسم]] [[تجاوز]] نمی‌کرد<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۷۷.</ref>. پیامبر در [[تمجید]] این بانوی فداکار فرمودند: [[مقام]] نسیبه در [[احد]]، بالاتر بود از مقام فلانی و فلانی<ref>{{متن حدیث| لمقام نسیبة بِنْتِ کعب الیوم خیر مِنْ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ}}</ref>.


[[پایداری]] خانمی دیگر به نام حمنه (حمن) [[خواهر]] [[عبدالله بن جحش]]، خواهر [[زینب]] [[همسر پیامبر]] را ببینید! خدمت پیامبر {{صل}} می‌رسید، در حالی که دایی و [[برادر]] و شوهرش در احد [[شهید]] شده بودند، پیامبر {{صل}} فرمودند: ای حمنه! این را به حساب خدا بگذار {{عربی|"احتسبی هذا على الله"}} کنایه از این که کسی از تو کشته شده. حمنه با [[قلبی]] آرام و خاطری جمع گفت: چه کسی را ای [[رسول خدا]]؟ فرمود: دایی‌ات [[حمزه]] را! دایی‌ام حمزه را؟! مگر او را کشته‌اند؟! فرمود: آری. حمنه با [[اندوه]] فراوان و [[آه]] سردی گفت: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}. بار دوم [[پیامبر]] فرمودند: باز هم به حساب [[خدا]] بگذار! عرض کرد که را؟ فرمود: برادرت عبدالله را<ref>عبدالله جحش در یک قبر با حمزه دفن شد (سیره ابن هشام، ج۳، ص۶۰).</ref>! حمنه، پس از [[استرجاع]] گفت: خدای رحمتش کند، [[شهادت]] گوارایش<ref>{{عربی|... و هنيئاً له الشهادة}}.</ref>. برای بار سوم فرمود: به شمار آر! گفت که را؟ فرمود: شوهرت [[مصعب]] را! بی‌اختیار گریست و قطره‌های [[اشک]] بر گونه‌های مقاومش فرو ریخت، با [[قلبی]] آکنده از [[حزن]] و [[اندوه]] برای شوهرش [[دعا]] کرد و خود را به [[رضای خدا]] [[تسلیم]] نمود<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۷۴؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.
[[پایداری]] خانمی دیگر به نام حمنه (حمن) خواهر [[عبدالله بن جحش]]، خواهر [[زینب]] [[همسر پیامبر]] را ببینید! خدمت پیامبر {{صل}} می‌رسید، در حالی که دایی و [[برادر]] و شوهرش در احد [[شهید]] شده بودند، پیامبر {{صل}} فرمودند: ای حمنه! این را به حساب خدا بگذار {{عربی|"احتسبی هذا على الله"}} کنایه از این که کسی از تو کشته شده. حمنه با [[قلبی]] آرام و خاطری جمع گفت: چه کسی را ای [[رسول خدا]]؟ فرمود: دایی‌ات [[حمزه]] را! دایی‌ام حمزه را؟! مگر او را کشته‌اند؟! فرمود: آری. حمنه با [[اندوه]] فراوان و [[آه]] سردی گفت: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}. بار دوم [[پیامبر]] فرمودند: باز هم به حساب [[خدا]] بگذار! عرض کرد که را؟ فرمود: برادرت عبدالله را<ref>عبدالله جحش در یک قبر با حمزه دفن شد (سیره ابن هشام، ج۳، ص۶۰).</ref>! حمنه، پس از [[استرجاع]] گفت: خدای رحمتش کند، [[شهادت]] گوارایش<ref>{{عربی|... و هنيئاً له الشهادة}}.</ref>. برای بار سوم فرمود: به شمار آر! گفت که را؟ فرمود: شوهرت [[مصعب]] را! بی‌اختیار گریست و قطره‌های [[اشک]] بر گونه‌های مقاومش فرو ریخت، با [[قلبی]] آکنده از [[حزن]] و [[اندوه]] برای شوهرش [[دعا]] کرد و خود را به [[رضای خدا]] [[تسلیم]] نمود<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۷۴؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۸۸.</ref>.


این گونه [[استقامت]] در مقابل [[مصیبت‌ها]] در [[جنگ‌ها]] از قِبَل [[زنان]] بسیار است<ref>سعدیة دختر قیس خودش جنازه دو پسرش را به مدینه برد تا به خاک بسپارد (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۵).</ref>.
این گونه [[استقامت]] در مقابل [[مصیبت‌ها]] در [[جنگ‌ها]] از قِبَل [[زنان]] بسیار است<ref>سعدیة دختر قیس خودش جنازه دو پسرش را به مدینه برد تا به خاک بسپارد (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۵).</ref>.
خط ۵۵: خط ۵۵:
[[حضرت فاطمه زهرا]] {{س}} نیز در [[جنگ احد]] با چهارده نفر دیگر برای مداوای زخمی‌ها و [[ملاقات]] پیامبر به معرکه [[احد]] آمدند<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۴.</ref>.
[[حضرت فاطمه زهرا]] {{س}} نیز در [[جنگ احد]] با چهارده نفر دیگر برای مداوای زخمی‌ها و [[ملاقات]] پیامبر به معرکه [[احد]] آمدند<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، ص۳۹۴.</ref>.


[[صفیه]] [[خواهر]] [[حمزه]]، عمه بزرگوار پیامبر<ref>صفیة بنت عبدالمطلب، به همراه عاتکه عمه دیگر پیامبر {{صل}} در بقیع کنار فاطمه ام البنین مادر عباس {{ع}} دفن است.</ref> در [[غزوات]] شرکت فعالی داشت، در [[جنگ خندق]] چشمش به فرد [[جاسوسی]] از [[یهودیان]] افتاد. مردی به نام [[حسان]] از [[مسلمانان]] کنار صفیه بود، به او گفت: حسابش را برس! گفت: مگر به [[تنهایی]] می‌شود؟ صفیه خونش به [[جوش]] آمد، [[ستون]] [[خیمه]] را برداشت، چنان با او [[نبرد]] کرد، که بالأخره او را کشت! و با [[فداکاری]] خود ثابت کرد. او نخستین زنی است که مردی را به [[خاک]] و [[خون]] افکنده است.
[[صفیه]] [[خواهر]] [[حمزه]]، عمه بزرگوار پیامبر<ref>صفیة بنت عبدالمطلب، به همراه عاتکه عمه دیگر پیامبر {{صل}} در بقیع کنار فاطمه ام البنین مادر عباس {{ع}} دفن است.</ref> در [[غزوات]] شرکت فعالی داشت، در [[جنگ خندق]] چشمش به فرد [[جاسوسی]] از [[یهودیان]] افتاد. مردی به نام [[حسان]] از [[مسلمانان]] کنار صفیه بود، به او گفت: حسابش را برس! گفت: مگر به تنهایی می‌شود؟ صفیه خونش به جوش آمد، ستون [[خیمه]] را برداشت، چنان با او [[نبرد]] کرد، که بالأخره او را کشت! و با [[فداکاری]] خود ثابت کرد. او نخستین زنی است که مردی را به خاک و [[خون]] افکنده است.


[[دلیری]] او آن چنان پیامبر را به [[خنده]] واداشت که پیامبر {{صل}} را تا آن [[زمان]] آن‌گونه خندان ندیده بودند<ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۱۷۹؛ کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۲، ح۳۷۶۰۰ و ۳۷۶۰۱.</ref>.
[[دلیری]] او آن چنان پیامبر را به [[خنده]] واداشت که پیامبر {{صل}} را تا آن [[زمان]] آن‌گونه خندان ندیده بودند<ref>سیره ابن هشام، ج۳، ص۱۷۹؛ کنزالعمال، ج۱۳، ص۶۳۲، ح۳۷۶۰۰ و ۳۷۶۰۱.</ref>.
۱۲۹٬۵۰۹

ویرایش