سکوت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[امام خمینی]] [[صمت]] را [[سکوت]] و ترک سخن [[لغو]] و [[باطل]] می‌داند. [[سکوت و صمت]] از واژه‌های مرتبط هستند. صمت بار ارزشی مثبت دارد؛ بر خلاف سکوت که گاهی [[نکوهش]] می‌شود. امام خمینی، مسلط‌شدن بر زبان را مشکل دانسته و سکوت مطلق را [[برتر]] از [[کلام]] نمی‌داند. ایشان به بعضی از [[مفاسد]] [[زبان]] چون [[دروغ]] و [[مباهات]]، اشاره کرده و [[حفظ زبان]] از لغو را موجب مصون ماندن از این آفات می‌داند و مفاسدی برای سخنان لغو چون؛ [[ضعف ایمان]] و [[میراندن]] [[دل]] برشمرده است. امام خمینی [[معتقد]] به تأثیر متقابل [[قلب]] و زبان بوده به این معنی که گفتار هر کس بر [[جان]] وی تاثیر می‌گذارد و عکس این مطلب را نیز صادق می‌داند. امام خمینی [[سکوت در برابر ظلم]] را سبب [[نابودی اسلام]] می‌داند و سکوت [[علما]] در مسائلی چون هتک [[اسلام]] را جایز ندانسته و خود در برابر چنین وقایعی سکوت نمی‌کرد. امام خمینی برای دستیابی به صمت توصیه می‌کند که سالک در آغاز باید از کلمات لغو خودداری کند و تا زمانی که افاضات [[ملکوتی]] بر قلب او سرازیر نشده، زبان خود را ببندد.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۳۲–۳۶.</ref>
[[امام خمینی]] [[صمت]] را [[سکوت]] و ترک سخن [[لغو]] و [[باطل]] می‌داند. سکوت و صمت از واژه‌های مرتبط هستند. صمت بار ارزشی مثبت دارد؛ بر خلاف سکوت که گاهی نکوهش می‌شود. امام خمینی، مسلط‌شدن بر زبان را مشکل دانسته و سکوت مطلق را [[برتر]] از [[کلام]] نمی‌داند. ایشان به بعضی از [[مفاسد]] [[زبان]] چون [[دروغ]] و [[مباهات]]، اشاره کرده و [[حفظ زبان]] از لغو را موجب مصون ماندن از این آفات می‌داند و مفاسدی برای سخنان لغو چون؛ [[ضعف ایمان]] و میراندن [[دل]] برشمرده است. امام خمینی [[معتقد]] به تأثیر متقابل [[قلب]] و زبان بوده به این معنی که گفتار هر کس بر [[جان]] وی تاثیر می‌گذارد و عکس این مطلب را نیز صادق می‌داند. امام خمینی [[سکوت در برابر ظلم]] را سبب [[نابودی اسلام]] می‌داند و سکوت [[علما]] در مسائلی چون هتک [[اسلام]] را جایز ندانسته و خود در برابر چنین وقایعی سکوت نمی‌کرد. امام خمینی برای دستیابی به صمت توصیه می‌کند که سالک در آغاز باید از کلمات لغو خودداری کند و تا زمانی که افاضات [[ملکوتی]] بر قلب او سرازیر نشده، زبان خود را ببندد<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>.


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
«صَمت» به معنای «سکوت»<ref>ابن‌فارس، مقاییس اللغه، ۳/۳۰۸؛ فیومی، المصباح المنیر، ۲۸۱.</ref> یا «سکوت طولانی» <ref>فراهیدی، کتاب العین، ۷/۱۰۶؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۲/۵۴.</ref> است. [[اندیشمندان اسلامی]] «صمت» را ترک کلام [[بیهوده]] با [[مردم]] و [[اشتغال]] به ذکر قلب و [[نطق]] نفس<ref>ابن‌عربی، الفتوحات، ۱/۲۷۸، ۷۴۷؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۱۹۶–۱۹۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۱۰۶.</ref> و در مقابل، «هَذی» را [[هذیان]] و تکلم به چیزهای بی‌معنا<ref>ازدی، کتاب الماء، ۳/۱۲۹۳.</ref> دانسته‌اند. امام خمینی نیز صمت را سکوت و ترک سخن لغو و باطل معنا کرده است.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۵–۳۸۶.</ref>
«صَمت» به معنای «سکوت»<ref>ابن‌فارس، مقاییس اللغه، ۳/۳۰۸؛ فیومی، المصباح المنیر، ۲۸۱.</ref> یا «سکوت طولانی» <ref>فراهیدی، کتاب العین، ۷/۱۰۶؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۲/۵۴.</ref> است. [[اندیشمندان اسلامی]] «صمت» را ترک کلام [[بیهوده]] با [[مردم]] و [[اشتغال]] به ذکر قلب و نطق نفس<ref>ابن‌عربی، الفتوحات، ۱/۲۷۸، ۷۴۷؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۱۹۶–۱۹۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۱۰۶.</ref> و در مقابل، «هَذی» را هذیان و تکلم به چیزهای بی‌معنا<ref>ازدی، کتاب الماء، ۳/۱۲۹۳.</ref> دانسته‌اند. امام خمینی نیز صمت را سکوت و ترک سخن لغو و باطل معنا کرده است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۵–۳۸۶.</ref>.


سکوت و صمت از واژه‌های نزدیک به هم هستند؛ با این فرق که صمت بار ارزشی مثبت دارد؛ بر خلاف سکوت که گاهی [[نکوهش]] نیز می‌شود. نیز [[سکوت]] در جایی به کار می‌رود که شخص [[قدرت]] سخن‌ گفتن دارد،<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳؛ جرجانی، کتاب التعریفات، ۵۳.</ref> اما [[صمت]] برای کسی که قدرت سخن‌گفتن ندارد نیز به‌کار می‌رود؛ از این‌رو به‌کار بردن صمت برای ترک [[کلام]] [[بیهوده]]، از سکوت رساتر است،<ref>زبیدی، تاج العروس، ۳/۶۹–۷۰.</ref> لذا صمت را ترک سخن‌ گفتن یا ترک سخن [[باطل]] دانسته‌اند؛ اعم از اینکه شخص [[قادر]] به [[نطق]] زبانی باشد یا نباشد.<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳؛ ابوالبقاء، الکلیات معجم فی المصطلحات و الفروق اللغویه، ۱/۵۰۹.</ref> البته تعابیری مانند «[[انصات]]» نیز برای سکوت و ترک سخنی که همراه [[استماع]] است، به کار می‌رود.<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۳۲–۳۶.</ref>
سکوت و صمت از واژه‌های نزدیک به هم هستند؛ با این فرق که صمت بار ارزشی مثبت دارد؛ بر خلاف سکوت که گاهی نکوهش نیز می‌شود. نیز [[سکوت]] در جایی به کار می‌رود که شخص [[قدرت]] سخن‌ گفتن دارد<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳؛ جرجانی، کتاب التعریفات، ۵۳.</ref>، اما [[صمت]] برای کسی که قدرت سخن‌گفتن ندارد نیز به‌کار می‌رود؛ از این‌رو به‌کار بردن صمت برای ترک [[کلام]] [[بیهوده]]، از سکوت رساتر است<ref>زبیدی، تاج العروس، ۳/۶۹–۷۰.</ref>، لذا صمت را ترک سخن‌ گفتن یا ترک سخن [[باطل]] دانسته‌اند؛ اعم از اینکه شخص قادر به نطق زبانی باشد یا نباشد<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳؛ ابوالبقاء، الکلیات معجم فی المصطلحات و الفروق اللغویه، ۱/۵۰۹.</ref>. البته تعابیری مانند «[[انصات]]» نیز برای سکوت و ترک سخنی که همراه [[استماع]] است، به کار می‌رود<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>


== پیشینه ==
== پیشینه ==
از صمت و سکوت در [[ادیان]] بشری سخن به میان آمده است؛ چنانچه در [[اخلاقیات]] [[بودا]]، ازجمله [[قوانین]] بزرگ [[زندگی]]، [[سخن]] درست و [[پرهیز]] از [[زشتی]] و [[درشتی]] [[زبان]] است<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۴۲.</ref> یا در [[مکتب]] [[هندو]]، ریاضت‌هایی همچون یوگا وجود دارد<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۳۶.</ref> که بیشتر همراه با سکوت است. در [[ادیان الهی]] نیز مسئله صمت از اهمیت به‌سزایی برخوردار است و در [[کتاب مقدس]] در قالب سخنان حکمت‌آمیز، دربارهٔ مهارکردن زبان و نکوهش پرحرفی تأکید فراوانی شده است.<ref>کتاب مقدس، عهد قدیم، امثال، ب۱۰، ۶–۳۱ و ب۱۲، ۶–۲۲.</ref> در [[مسیحیت]] [[روزه]] سکوت یکی از [[عبادات]] شمرده شده است<ref>مریم، ۲۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ۶۸/۴۰۳–۴۰۴.</ref>؛ هرچند با [[ظهور اسلام]] این نوع روزه، [[حرام]] شد.<ref>کلینی، کافی، ۴/۸۵؛ مفید، المقنعه، ۳۶۶؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۲۸۶.</ref>
از صمت و سکوت در [[ادیان]] بشری سخن به میان آمده است؛ چنانچه در [[اخلاقیات]] بودا، ازجمله [[قوانین]] بزرگ [[زندگی]]، [[سخن]] درست و پرهیز از [[زشتی]] و [[درشتی]] [[زبان]] است<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۴۲.</ref> یا در [[مکتب]] هندو، ریاضت‌هایی همچون یوگا وجود دارد<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۳۶.</ref> که بیشتر همراه با سکوت است. در [[ادیان الهی]] نیز مسئله صمت از اهمیت به‌سزایی برخوردار است و در [[کتاب مقدس]] در قالب سخنان حکمت‌آمیز، دربارۀ مهارکردن زبان و نکوهش پرحرفی تأکید فراوانی شده است.<ref>کتاب مقدس، عهد قدیم، امثال، ب۱۰، ۶–۳۱ و ب۱۲، ۶–۲۲.</ref> در [[مسیحیت]] [[روزه]] سکوت یکی از [[عبادات]] شمرده شده است<ref>مریم، ۲۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ۶۸/۴۰۳–۴۰۴.</ref>؛ هرچند با [[ظهور اسلام]] این نوع روزه، [[حرام]] شد<ref>کلینی، کافی، ۴/۸۵؛ مفید، المقنعه، ۳۶۶؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۲۸۶.</ref>.


در [[قرآن کریم]] سخنان بیهوده نکوهش شده {{متن قرآن|وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا}}<ref>«و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند  و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه می‌گذرند» سوره فرقان، آیه ۷۲.</ref> و بسیاری از سخنان، فاقد خیر و [[صلاح]] شمرده شده است {{متن قرآن|لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«در بسیاری از گفت‌وگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جست و جوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref> و این [[تشویق]] به صمت است.<ref>ابن‌عجیبه، ۱/۵۶۰؛ طباطبایی، المیزان، ۵/۹۴.</ref> صمت و [[خاموشی]] در آغاز [[گسترش اسلام]]، مورد اهتمام [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} بوده است.<ref>مکی، قوت القلوب، ۱/۱۷۶؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۵۸۸.</ref> در [[روایات]] نیز از [[صمت]] سخن به میان آمده است و برخی [[محدثان]] در کتاب‌های [[روایی]]، بابی به آن اختصاص داده‌اند.<ref>کلینی، کافی، ۲/۱۱۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۶۸/۲۷۴؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۰۲.</ref> در بعضی روایات، صمت [[بهترین عبادت]]<ref>ابن‌شعبه، تحف العقول، ۲۰۱.</ref> و نشانه [[حلم]] و [[زینت علم]]<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶.</ref> و از [[لشکریان]] [[عقل]]<ref>کلینی، کافی، ۱/۲۱.</ref> شمرده شده است. از آنجاکه [[زیاده‌گویی]] و پرحرفی مقابل صمت است، در روایات از آن [[نهی]] شده است.
در [[قرآن کریم]] سخنان بیهوده نکوهش شده {{متن قرآن|وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا}}<ref>«و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند  و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه می‌گذرند» سوره فرقان، آیه ۷۲.</ref> و بسیاری از سخنان، فاقد خیر و [[صلاح]] شمرده شده است {{متن قرآن|لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«در بسیاری از گفت‌وگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جست و جوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref> و این [[تشویق]] به صمت است<ref>ابن‌عجیبه، ۱/۵۶۰؛ طباطبایی، المیزان، ۵/۹۴.</ref>. صمت و [[خاموشی]] در آغاز [[گسترش اسلام]]، مورد اهتمام [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} بوده است<ref>مکی، قوت القلوب، ۱/۱۷۶؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۵۸۸.</ref>. در [[روایات]] نیز از [[صمت]] سخن به میان آمده است و برخی [[محدثان]] در کتاب‌های [[روایی]]، بابی به آن اختصاص داده‌اند<ref>کلینی، کافی، ۲/۱۱۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۶۸/۲۷۴؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۰۲.</ref>. در بعضی روایات، صمت [[بهترین عبادت]]<ref>ابن‌شعبه، تحف العقول، ۲۰۱.</ref> و نشانه [[حلم]] و [[زینت علم]]<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶.</ref> و از [[لشکریان]] [[عقل]]<ref>کلینی، کافی، ۱/۲۱.</ref> شمرده شده است. از آنجاکه [[زیاده‌گویی]] و پرحرفی مقابل صمت است، در روایات از آن [[نهی]] شده است.


در میان [[عارفان]] مسئله صمت، به عنوان یکی از عوامل [[تکامل انسان]] در [[سیر]] [[روحی]] مطرح بوده است. [[اهل]] تصوف نیز [[سکوت]] را یکی از اصول [[طریقت]] خود معرفی کرده‌اند<ref>سراج، اللمع فی التصوف، ۲۵۵.</ref> یا آن را یکی از ارکان چهارگانه وصول به [[مقام]] [[ابدال]]، یعنی مقامی که [[بنده]] پیوسته از حالی به حالی منتقل می‌شود و دانشی که میان او و [[خداوند]] می‌باشد، همیشه در حال افزایش است<ref>تستری، تفسیر، ۷۷.</ref> معرفی می‌کنند.<ref>تستری، تفسیر، ۷۷؛ ابن‌عربی، الفتوحات، ۲/۱۸۰.</ref> [[سرّاج]] از نخستین عارفانی است که در کتاب خود «اللمع»، از آن بحث کرده است.<ref>سرّاج، اللمع، ۲۵۵.</ref> پس از او [[قشیری]] در «الرسالة القشیریه» <ref>قشیری، الرسالة القشیریه، ۲۴۱.</ref> و [[هجویری]] در «کشف المحجوب»<ref>هجویری، کشف المحجوب، ۴۶۲.</ref> به تکمیل آن پرداخته‌اند.
در میان [[عارفان]] مسئله صمت، به عنوان یکی از عوامل [[تکامل انسان]] در [[سیر]] [[روحی]] مطرح بوده است. [[اهل]] تصوف نیز [[سکوت]] را یکی از اصول [[طریقت]] خود معرفی کرده‌اند<ref>سراج، اللمع فی التصوف، ۲۵۵.</ref> یا آن را یکی از ارکان چهارگانه وصول به [[مقام]] [[ابدال]]، یعنی مقامی که [[بنده]] پیوسته از حالی به حالی منتقل می‌شود و دانشی که میان او و [[خداوند]] می‌باشد، همیشه در حال افزایش است<ref>تستری، تفسیر، ۷۷.</ref> معرفی می‌کنند<ref>تستری، تفسیر، ۷۷؛ ابن‌عربی، الفتوحات، ۲/۱۸۰.</ref>. [[سرّاج]] از نخستین عارفانی است که در کتاب خود «اللمع»، از آن بحث کرده است<ref>سرّاج، اللمع، ۲۵۵.</ref>. پس از او [[قشیری]] در «الرسالة القشیریه»<ref>قشیری، الرسالة القشیریه، ۲۴۱.</ref> و [[هجویری]] در «کشف المحجوب»<ref>هجویری، کشف المحجوب، ۴۶۲.</ref> به تکمیل آن پرداخته‌اند.


در میان [[عالمان]] [[اخلاق]] نیز مسئله صمت جایگاه ویژه‌ای داشته، آنان به صورت گسترده به بررسی آن پرداخته‌اند. اخلاق محتشمی [[خواجه‌ نصیرالدین طوسی]] را می‌توان ازجمله نخستین کتب [[اخلاقی]] دانست که بابی در آن به این موضوع اختصاص داده شده است.<ref>خواجه‌نصیرالدین طوسی، اخلاق محتشمی، ۲۲۹.</ref> [[امام خمینی]] نیز به اهمیت این بحث و جایگاه آن در [[سیر و سلوک]] واقف بوده، به بررسی معنای صمت، فایده‌ها و [[فضایل]] آن و زیان‌های [[بیهوده‌گویی]] پرداخته است.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۵–۳۹۶.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۳۲–۳۶.</ref>
در میان [[عالمان]] [[اخلاق]] نیز مسئله صمت جایگاه ویژه‌ای داشته، آنان به صورت گسترده به بررسی آن پرداخته‌اند. اخلاق محتشمی [[خواجه‌ نصیرالدین طوسی]] را می‌توان ازجمله نخستین کتب [[اخلاقی]] دانست که بابی در آن به این موضوع اختصاص داده شده است<ref>خواجه‌نصیرالدین طوسی، اخلاق محتشمی، ۲۲۹.</ref>. [[امام خمینی]] نیز به اهمیت این بحث و جایگاه آن در [[سیر و سلوک]] واقف بوده، به بررسی معنای صمت، فایده‌ها و [[فضایل]] آن و زیان‌های [[بیهوده‌گویی]] پرداخته است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۵–۳۹۶.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>


== [[برتری]] [[سکوت]] یا تکلم ==
== [[برتری]] [[سکوت]] یا تکلم ==
[[اندیشمندان اخلاق]] و [[عرفان]] در برتری هر یک از سخن‌گفتن و سکوت‌کردن، [[اختلاف]] کرده‌اند.<ref>هجویری، کشف المحجوب، ۴۶۳–۴۶۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳.</ref> برخی معتقدند از آنجاکه زبان وسیله‌ای برای [[بیان معارف]] است، [[اشرف]] اعضای [[انسان]] به حساب می‌آید<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳.</ref> و می‌تواند بهترین وسیله و [[برترین]] [[عبادت‌ها]] در [[سایه]] [[کلام]] صورت پذیرد.<ref>فیض کاشانی، الحقائق، ۱۵۴.</ref> در روایتی از امام‌سجاد{{ع}} بر این نکته تأکید شده است که هرچند برای هر یک از [[سکوت]] و تکلم آفاتی است، امّا اگر کسی از آفات هر دو طرف ایمن باشد، کلام [[برتر]] از سکوت است.<ref>طبرسی، الاحتجاج، ۲/۳۱۵.</ref>
اندیشمندان اخلاق و [[عرفان]] در برتری هر یک از سخن‌گفتن و سکوت‌کردن، [[اختلاف]] کرده‌اند<ref>هجویری، کشف المحجوب، ۴۶۳–۴۶۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳.</ref>. برخی معتقدند از آنجاکه زبان وسیله‌ای برای بیان معارف است، [[اشرف]] اعضای [[انسان]] به حساب می‌آید<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳.</ref> و می‌تواند بهترین وسیله و [[برترین]] [[عبادت‌ها]] در [[سایه]] [[کلام]] صورت پذیرد<ref>فیض کاشانی، الحقائق، ۱۵۴.</ref>. در روایتی از امام‌سجاد{{ع}} بر این نکته تأکید شده است که هرچند برای هر یک از [[سکوت]] و تکلم آفاتی است، امّا اگر کسی از آفات هر دو طرف ایمن باشد، کلام [[برتر]] از سکوت است<ref>طبرسی، الاحتجاج، ۲/۳۱۵.</ref>.


[[امام خمینی]] نیز سخن و بیان را ازجمله بزرگ‌ترین [[نعمت‌های الهی]] می‌داند که [[خداوند]] آن را در [[قرآن]] بر نعمت‌های دیگری که به انسان ارزانی داشته است مقدم داشته، به عنوان مهم‌ترین [[نعمت]] پس از [[آفرینش انسان]]، بیان کرده است {{متن قرآن|عَلَّمَهُ الْبَيَانَ}}<ref>«بدو سخن گفتن آموخت» سوره الرحمن، آیه ۴.</ref> ایشان افزوده است تکلم منشأ [[کمالات]] بسیاری است که بدون آن باب [[معارف]] بسته می‌شود<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۶.</ref>؛ از این‌رو سکوت مطلق از [[لشکریان]] [[عقل]] نیست و برتر از کلام به حساب نمی‌آید؛ بلکه کلام در محل خود برتر از سکوت است.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۵.</ref> ایشان علت اینکه [[اهل]] [[ریاضت]]، [[سکوت]] را بر خود [[واجب]] دانسته، هیچ تدبیری را نیکوتر از [[خاموشی]] نمی‌دانستند،<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۶۴–۶۵؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۵۴.</ref> [[ایمنی]] از [[آفات زبان]] می‌داند؛ زیرا مسلط‌شدن بر زبان و آن را تحت [[اختیار]] درآوردن، از مشکل‌ترین امور است.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۶.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۳۲–۳۶.</ref>
[[امام خمینی]] نیز سخن و بیان را ازجمله بزرگ‌ترین [[نعمت‌های الهی]] می‌داند که [[خداوند]] آن را در [[قرآن]] بر نعمت‌های دیگری که به انسان ارزانی داشته است مقدم داشته، به عنوان مهم‌ترین [[نعمت]] پس از [[آفرینش انسان]]، بیان کرده است {{متن قرآن|عَلَّمَهُ الْبَيَانَ}}<ref>«بدو سخن گفتن آموخت» سوره الرحمن، آیه ۴.</ref> ایشان افزوده است تکلم منشأ [[کمالات]] بسیاری است که بدون آن باب معارف بسته می‌شود<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۶.</ref>؛ از این‌رو سکوت مطلق از [[لشکریان]] [[عقل]] نیست و برتر از کلام به حساب نمی‌آید؛ بلکه کلام در محل خود برتر از سکوت است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۵.</ref>. ایشان علت اینکه [[اهل]] [[ریاضت]]، [[سکوت]] را بر خود [[واجب]] دانسته، هیچ تدبیری را نیکوتر از [[خاموشی]] نمی‌دانستند<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۶۴–۶۵؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۵۴.</ref>، [[ایمنی]] از [[آفات زبان]] می‌داند؛ زیرا مسلط‌شدن بر زبان و آن را تحت [[اختیار]] درآوردن، از مشکل‌ترین امور است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۶.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>


== اقسام و مراتب ==
== اقسام و مراتب ==
برخی [[اندیشمندان]] «[[صمت]]» را بر صمت زبانی و صمت [[قلبی]] تقسیم کرده‌اند، و صمت زبانی را خاموشی [[سخن]] با غیر خداوند نسبت به موضوعات غیر [[الهی]] و صمت قلبی را بی‌توجهی به خواطر [[دنیوی]] دانسته‌اند.<ref>حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ۵/۲۷۷.</ref> گاه نیز از آن دو، به خاموشی ظاهری و خاموشی ضمایری تعبیر می‌کنند.<ref>قشیری، رساله، ۲۴۲.</ref> سکوت نیز اقسامی دارد؛ در بعضی [[روایات]] به [[سکوت]] [[ممدوح]] و [[مذموم]] اشاره شده است و سکوتی که موجب پایمال‌شدن [[حق]] [[مظلوم]] شود،<ref>نهج البلاغه، خ۳، ۲۴.</ref> یا سکوت از اظهار حق،<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۷۰.</ref> مذموم شمرده شده است.<ref>مفید، الاختصاص، ۲۳۱–۲۳۲.</ref>
برخی اندیشمندان «[[صمت]]» را بر صمت زبانی و صمت [[قلبی]] تقسیم کرده‌اند، و صمت زبانی را خاموشی [[سخن]] با غیر خداوند نسبت به موضوعات غیر [[الهی]] و صمت قلبی را بی‌توجهی به خواطر [[دنیوی]] دانسته‌اند<ref>حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ۵/۲۷۷.</ref>. گاه نیز از آن دو، به خاموشی ظاهری و خاموشی ضمایری تعبیر می‌کنند<ref>قشیری، رساله، ۲۴۲.</ref>. سکوت نیز اقسامی دارد؛ در بعضی [[روایات]] به [[سکوت]] [[ممدوح]] و [[مذموم]] اشاره شده است و سکوتی که موجب پایمال‌شدن [[حق]] [[مظلوم]] شود<ref>نهج البلاغه، خ۳، ۲۴.</ref>، یا سکوت از اظهار حق<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۷۰.</ref>، مذموم شمرده شده است<ref>مفید، الاختصاص، ۲۳۱–۲۳۲.</ref>.


بعضی از [[اهل معرفت]] سکوت‌ نکردن در برابر [[باطل]] را یکی از شرط‌های سکوت سالکان بیان کرده‌اند.<ref>هجویری، کشف المحجوب، ۴۶۶.</ref> [[امام خمینی]] [[سکوت در برابر ظلم]] و [[فساد]] [[حکومت ظالمان]]، مانند [[حکومت پهلوی]] را جایز ندانسته، آن را سبب [[نابودی اسلام]] و [[تشیع]] دانسته است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۲۲۱.</ref> ایشان بر این [[باور]] بود که اگر کسی سکوت کند، در پیشگاه [[خداوند]] [[مسئول]] و در [[دنیا]] نیز محکوم به زوال خواهد بود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۱۱۰.</ref> ایشان این سکوت را [[جرم]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۳۳۷.</ref> و کمک به دستگاه [[جبار]] شاهنشاهی می‌دانست.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۷۷–۷۸ و ۱۵۳.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۳۲–۳۶.</ref>
بعضی از اهل معرفت سکوت‌ نکردن در برابر [[باطل]] را یکی از شرط‌های سکوت سالکان بیان کرده‌اند.<ref>هجویری، کشف المحجوب، ۴۶۶.</ref> [[امام خمینی]] [[سکوت در برابر ظلم]] و [[فساد]] [[حکومت ظالمان]]، مانند حکومت پهلوی را جایز ندانسته، آن را سبب نابودی اسلام و [[تشیع]] دانسته است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۲۲۱.</ref> ایشان بر این [[باور]] بود که اگر کسی سکوت کند، در پیشگاه [[خداوند]] [[مسئول]] و در [[دنیا]] نیز محکوم به زوال خواهد بود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۱۱۰.</ref> ایشان این سکوت را [[جرم]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۳۳۷.</ref> و کمک به دستگاه [[جبار]] شاهنشاهی می‌دانست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۷۷–۷۸ و ۱۵۳.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>


== آثار [[صمت]] ==
== آثار [[صمت]] ==
در روایات، صمت موجب کثرت [[وقار]]،<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶.</ref> [[نجات]]،<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۱/۱۰۴.</ref> [[سلامت]]<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶–۲۱۷.</ref> و حصول [[حکمت]]<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۱/۱۰۴.</ref> دانسته شده است. در روایتی از [[امیر مؤمنان]]{{ع}} آمده است هر کس بخواهد از [[سلامت نفس]] برخوردار شود و [[عیوب]] و کاستی‌هایش پوشیده بماند، باید کمتر سخن بگوید و بیشتر خاموش باشد.<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶؛ لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۶۱.</ref> در مقابل، در روایات [[زیاده‌گویی]] و پُر حرفی [[نکوهش]] شده، آثاری همچون ملول‌ شدن خود و دیگران،<ref>لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ۹۷ و ۳۸۹.</ref> [[قساوت قلب]]<ref>طوسی، الامالی، ۳.</ref> و گرفتار [[غضب الهی]] شدن،<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۲/۱۲۱.</ref> برای آن برشمرده شده است.
در روایات، صمت موجب کثرت [[وقار]]،<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶.</ref> [[نجات]]،<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۱/۱۰۴.</ref> [[سلامت]]<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶–۲۱۷.</ref> و حصول [[حکمت]]<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۱/۱۰۴.</ref> دانسته شده است. در روایتی از [[امیر مؤمنان]]{{ع}} آمده است هر کس بخواهد از [[سلامت نفس]] برخوردار شود و [[عیوب]] و کاستی‌هایش پوشیده بماند، باید کمتر سخن بگوید و بیشتر خاموش باشد.<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶؛ لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۶۱.</ref> در مقابل، در روایات [[زیاده‌گویی]] و پُر حرفی [[نکوهش]] شده، آثاری همچون ملول‌ شدن خود و دیگران،<ref>لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ۹۷ و ۳۸۹.</ref> [[قساوت قلب]]<ref>طوسی، الامالی، ۳.</ref> و گرفتار [[غضب الهی]] شدن،<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۲/۱۲۱.</ref> برای آن برشمرده شده است.


[[علمای اخلاق]]، صمت را از عوامل در [[امان]] ماندن از [[آفات زبان]] و [[مفاسد]] آن می‌دانند و معتقدند خلاصی از آفات زبان جز به [[خاموشی]] نیست.<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۵۸۶؛ فیض کاشانی، الحقائق، ۱۵۵.</ref> آنان مفاسدی همچون [[دروغ]]، [[سخن‌چینی]]، [[غیبت]]، [[ریا]]، [[نفاق]] و [[ناسزا]] را از [[آفات زبان]] دانسته‌اند.<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۲۰۵–۲۰۶؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۱۹۸.</ref> این [[عالمان]] با استناد به برخی [[روایات]]،<ref>مفید، الامالی، ۲۲۰؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۰۳؛ آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۱.</ref> برای درامان‌ماندن از آفات زبان، اموری چون توجه‌داشتن به این آفات، [[یاد مرگ]]، عادت‌ دادن زبان بر [[سکوت]] و دوری‌ گزیدن از [[مردم]] را علاج این آفات برشمرده‌اند.<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۲۰۳ و ۲۶۴؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۴۵۳–۴۵۴.</ref> [[اهل معرفت]] نیز [[صمت]] و سکوت را سبب [[وقار]] و ترک [[تسرّع]] و [[عجله]] در امور می‌دانند و صمت را ازجمله اموری می‌دانند که سالک [[مرید]] به واسطه آن بر [[اراده]] [[سلوک]] قوت می‌یابد <ref>مکی، قوت القلوب، ۱/۱۷۴.</ref> و آن را سبب بارور شدن [[عقل]]، کسب [[ورع]] و [[تقوا]] می‌دانند.<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۱۳۸.</ref>
[[علمای اخلاق]]، صمت را از عوامل در [[امان]] ماندن از [[آفات زبان]] و [[مفاسد]] آن می‌دانند و معتقدند خلاصی از آفات زبان جز به [[خاموشی]] نیست.<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۵۸۶؛ فیض کاشانی، الحقائق، ۱۵۵.</ref> آنان مفاسدی همچون [[دروغ]]، [[سخن‌چینی]]، [[غیبت]]، [[ریا]]، [[نفاق]] و [[ناسزا]] را از [[آفات زبان]] دانسته‌اند.<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۲۰۵–۲۰۶؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۱۹۸.</ref> این [[عالمان]] با استناد به برخی [[روایات]]،<ref>مفید، الامالی، ۲۲۰؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۰۳؛ آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۱.</ref> برای درامان‌ماندن از آفات زبان، اموری چون توجه‌داشتن به این آفات، [[یاد مرگ]]، عادت‌ دادن زبان بر [[سکوت]] و دوری‌ گزیدن از [[مردم]] را علاج این آفات برشمرده‌اند.<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۲۰۳ و ۲۶۴؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۴۵۳–۴۵۴.</ref> [[اهل معرفت]] نیز [[صمت]] و سکوت را سبب [[وقار]] و ترک تسرّع و [[عجله]] در امور می‌دانند و صمت را ازجمله اموری می‌دانند که سالک [[مرید]] به واسطه آن بر [[اراده]] [[سلوک]] قوت می‌یابد<ref>مکی، قوت القلوب، ۱/۱۷۴.</ref> و آن را سبب بارور شدن [[عقل]]، کسب [[ورع]] و [[تقوا]] می‌دانند<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۱۳۸.</ref>.


[[امام خمینی]] به بعضی از [[مفاسد]] [[زبان]] چون [[سرزنش]] [[بندگان خدا]]،<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۶۵.</ref> [[فخرفروشی]]، [[مباهات]]، [[خودستایی]]،<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۸۵.</ref> [[نفاق]] و دوزبانی، <ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۱۵۵.</ref> [[غیبت]]، [[تهمت]]، [[بدگویی]] و [[دروغ]]<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ۳۹.</ref> اشاره کرده است و [[حفظ زبان]] از [[لغو]] و [[باطل]] را موجب مصون ماندن از این آفات می‌داند و کمتر کسی را موفق به آن می‌شمارد.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۶.</ref> ایشان صمت را یکی از شرایط [[اهل]] [[ریاضت]] می‌داند که برای آن فواید و نتایج بسیاری وجود دارد. اگر سالک از سخن لغو و [[بیهوده]] [[پرهیز]] کند و مشغول [[تعلم]]، [[تفکر]] و [[تدبر]] شود و زبان از غیر [[ذکر خداوند]] و آنچه مربوط به اوست، نگه دارد، افاضه‌های [[ملکوتی]] بر [[قلب]] او سرازیر می‌شود.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۷–۳۸۸.</ref> در مقابل، سخنان لغو و باطل، [[مضر]] به حال [[روح]] بوده، نفس را از [[صفا]]، [[صلاح]]، [[سلامت]]، [[طمأنینه]] و وقار بازمی‌دارد و سبب [[غفلت]]، [[قساوت]] و کدورت نفس می‌شود.
[[امام خمینی]] به بعضی از [[مفاسد]] [[زبان]] چون [[سرزنش]] [[بندگان خدا]]،<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۶۵.</ref> [[فخرفروشی]]، [[مباهات]]، [[خودستایی]]،<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۸۵.</ref> [[نفاق]] و دوزبانی،<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۱۵۵.</ref> [[غیبت]]، [[تهمت]]، [[بدگویی]] و [[دروغ]]<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ۳۹.</ref> اشاره کرده است و [[حفظ زبان]] از [[لغو]] و [[باطل]] را موجب مصون ماندن از این آفات می‌داند و کمتر کسی را موفق به آن می‌شمارد.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۶.</ref> ایشان صمت را یکی از شرایط [[اهل]] [[ریاضت]] می‌داند که برای آن فواید و نتایج بسیاری وجود دارد. اگر سالک از سخن لغو و [[بیهوده]] [[پرهیز]] کند و مشغول [[تعلم]]، [[تفکر]] و [[تدبر]] شود و زبان از غیر [[ذکر خداوند]] و آنچه مربوط به اوست، نگه دارد، افاضه‌های [[ملکوتی]] بر [[قلب]] او سرازیر می‌شود<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۷–۳۸۸.</ref>. در مقابل، سخنان لغو و باطل، [[مضر]] به حال [[روح]] بوده، نفس را از صفا، [[صلاح]]، [[سلامت]]، [[طمأنینه]] و وقار بازمی‌دارد و سبب [[غفلت]]، [[قساوت]] و کدورت نفس می‌شود.


امام خمینی مفاسد پُرشمار دیگری نیز برای سخنان لغو و باطل ذکر کرده است؛ ازجمله:
امام خمینی مفاسد پُرشمار دیگری نیز برای سخنان لغو و باطل ذکر کرده است؛ ازجمله:
# سلب شیرینی [[عبادت]] و [[ذکر الهی]]؛
# سلب شیرینی [[عبادت]] و [[ذکر الهی]]؛
# [[ضعف]] و [[سستی ایمان]]؛
# [[ضعف]] و [[سستی ایمان]]؛
# [[میراندن]] [[دل]]؛
# میراندن [[دل]]؛
# افزایش [[لغزش]]، [[خطا]] و [[پشیمانی]]؛
# افزایش [[لغزش]]، [[خطا]] و [[پشیمانی]]؛
# کدورت میان [[دوستان]] و [[دشمنی]] میان [[مردم]]؛
# کدورت میان [[دوستان]] و [[دشمنی]] میان [[مردم]]؛
# [[بدبینی]] مردم و افتادن از چشم آنان؛
# [[بدبینی]] مردم و افتادن از چشم آنان؛
# وارد [[معاصی]] شدن.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۹۱.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۳۲–۳۶.</ref>
# وارد [[معاصی]] شدن<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۹۱.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>


== تأثیر متقابل [[قلب]] و زبان ==
== تأثیر متقابل [[قلب]] و زبان ==
[[امام خمینی]] مسئله [[صمت]] و سخن‌گفتن را از نظر [[معرفت نفس]] نیز بررسی کرده است. به [[اعتقاد]] ایشان، رابطه [[روح]] و [[باطن]] با قوای ظاهری به قدری است که هر یک از آن دو از یکدیگر متأثر شده، کمال و [[نقص]] هر یک در دیگری ظاهر می‌شود. ایشان به استناد برخی از [[آیات]] {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا}}<ref>«بگو: هر کس به فرا خور خویش  کار می‌کند و پروردگار شما داناتر است که چه کس رهیافته‌تر است» سوره اسراء، آیه ۸۴.</ref>،  {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دل‌هاشان بیمناک می‌شود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند» سوره انفال، آیه ۲.</ref> [[رفتار]] و گفتار هر کسی را به سبب پیوند شدیدی که میان قلب و زبان است،<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۲۸–۲۹ و ۲۰۸.</ref> نشان‌دهنده حالات و ویژگی‌های [[روحی]] و ترجمان حالات قلبی‌اش می‌داند.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۸–۳۸۹.</ref> بنابراین از لابلای گفتار هر کسی می‌توان به اعماق درونش پی برد، و عکس این مطلب نیز صادق است؛ یعنی سخنان و کلمات هر کس در روح و [[جان]] او اثر می‌گذارد و به‌تدریج آن را به رنگ خود درمی‌آورد و به این ترتیب این دو در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. [[اعمال]] [[نیکو]] و [[زشت]] نیز سبب ایجاد [[ملکات]] مناسب خود در روح می‌شود تا آنجاکه باطن به‌کلی متحول می‌گردد.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۹–۳۹۰.</ref>.<ref>سعید نصیری|نصیری، سعید، صمت (مقاله)| مقاله «صمت»، دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷، ص۳۲–۳۶.</ref>
[[امام خمینی]] مسئله [[صمت]] و سخن‌گفتن را از نظر [[معرفت نفس]] نیز بررسی کرده است. به [[اعتقاد]] ایشان، رابطه [[روح]] و [[باطن]] با قوای ظاهری به قدری است که هر یک از آن دو از یکدیگر متأثر شده، کمال و نقص هر یک در دیگری ظاهر می‌شود. ایشان به استناد برخی از [[آیات]] {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا}}<ref>«بگو: هر کس به فرا خور خویش  کار می‌کند و پروردگار شما داناتر است که چه کس رهیافته‌تر است» سوره اسراء، آیه ۸۴.</ref>،  {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دل‌هاشان بیمناک می‌شود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند» سوره انفال، آیه ۲.</ref> [[رفتار]] و گفتار هر کسی را به سبب پیوند شدیدی که میان قلب و زبان است،<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۲۸–۲۹ و ۲۰۸.</ref> نشان‌دهنده حالات و ویژگی‌های [[روحی]] و ترجمان حالات قلبی‌اش می‌داند.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۸–۳۸۹.</ref> بنابراین از لابلای گفتار هر کسی می‌توان به اعماق درونش پی برد، و عکس این مطلب نیز صادق است؛ یعنی سخنان و کلمات هر کس در روح و [[جان]] او اثر می‌گذارد و به‌تدریج آن را به رنگ خود درمی‌آورد و به این ترتیب این دو در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. [[اعمال]] [[نیکو]] و [[زشت]] نیز سبب ایجاد ملکات مناسب خود در روح می‌شود تا آنجاکه باطن به‌کلی متحول می‌گردد<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۹–۳۹۰.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>


==[[سکوت]] در مسائل [[اجتماعی]] ==
== [[سکوت]] در مسائل [[اجتماعی]] ==
امام خمینی در [[کتب فقهی]] و فتوایی خود [[سکوت]] را به‌ویژه نسبت به [[علما]] و در مسائلی چون هتک [[اسلام]]، ضعیف‌ شدن [[عقاید]] [[مسلمانان]]،<ref>امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۹–۴۵۰.</ref> پدیدارشدن [[بدعت]] در [[اجتماع]] و به‌خطر افتادن اصل اسلام<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۱۴۷؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ۴۵۰–۴۵۱.</ref> جایز ندانسته، و [[وظیفه]] خود می‌دانست [[حکومت]] وقت را [[نهی از منکر]] کند و در برابر آن سکوت نکند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۳۳۷.</ref> ایشان سکوت در برابر [[حکومت جائر]] را ننگی برای [[ملت]] می‌دانست.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۹۷ و ۲۰۰.</ref>
امام خمینی در [[کتب فقهی]] و فتوایی خود [[سکوت]] را به‌ویژه نسبت به [[علما]] و در مسائلی چون هتک [[اسلام]]، ضعیف‌ شدن [[عقاید]] [[مسلمانان]]،<ref>امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۹–۴۵۰.</ref> پدیدارشدن [[بدعت]] در [[اجتماع]] و به‌خطر افتادن اصل اسلام<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۱۴۷؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ۴۵۰–۴۵۱.</ref> جایز ندانسته، و [[وظیفه]] خود می‌دانست [[حکومت]] وقت را [[نهی از منکر]] کند و در برابر آن سکوت نکند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۳۳۷.</ref> ایشان سکوت در برابر [[حکومت جائر]] را ننگی برای [[ملت]] می‌دانست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۹۷ و ۲۰۰.</ref>.


[[امام خمینی]] در برابر وقایعی همچون تصویب «لایحه انجمن‌های ایالتی و [[ولایتی]]» یا جنایات پهلوی در واقعه [[مدرسه فیضیه]] یا جنایت‌هایی که [[رژیم اسرائیل]] بر [[مردم]] [[مظلوم]] [[فلسطین]] روا می‌داشت، نه تنها [[سکوت]] نمی‌کرد بلکه [[اعتراض]] خود را به صورت تلگرام،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۷۸، ۱۵۹ و ۱۶۷.</ref> [[سخنرانی]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۱۶۷ و ۲۰۶–۲۱۷.</ref> [[نامه]] و پاسخ به [[استفتائات]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۹۷، ۱۰۸–۱۱۰ و ۱۹۶–۲۰۱.</ref> ابراز می‌داشت، علاوه بر آن از سکوت دیگران اعم از [[علما]] یا مردم و حتی [[مسلمانان]] [[کشورهای اسلامی]] [[انتقاد]] می‌کرد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۲۱۳، ۴۱۵–۴۲۴؛ ۲/۳۱–۳۵ و ۱۶/۱۹۰.</ref> ایشان برخورد با متخلفان را ـ در هر مسندی که باشند ـ ضروری می‌دانست و سکوت در برابر آنها را جایز نمی‌شمرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۹۵.</ref>؛ مگر مواردی که [[مصلحت اسلام]] و [[نظام]] را در سکوت می‌دانست که در این صورت دیگران را نیز به سکوت فرا می‌خواند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۱۵۶.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۳۲–۳۶.</ref>
[[امام خمینی]] در برابر وقایعی همچون تصویب «لایحه انجمن‌های ایالتی و [[ولایتی]]» یا جنایات پهلوی در واقعه مدرسه فیضیه یا جنایت‌هایی که رژیم اسرائیل بر [[مردم]] [[مظلوم]] [[فلسطین]] روا می‌داشت، نه تنها [[سکوت]] نمی‌کرد بلکه [[اعتراض]] خود را به صورت تلگرام،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۷۸، ۱۵۹ و ۱۶۷.</ref> سخنرانی،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۱۶۷ و ۲۰۶–۲۱۷.</ref> نامه و پاسخ به استفتائات<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۹۷، ۱۰۸–۱۱۰ و ۱۹۶–۲۰۱.</ref> ابراز می‌داشت، علاوه بر آن از سکوت دیگران اعم از [[علما]] یا مردم و حتی [[مسلمانان]] [[کشورهای اسلامی]] [[انتقاد]] می‌کرد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱/۲۱۳، ۴۱۵–۴۲۴؛ ۲/۳۱–۳۵ و ۱۶/۱۹۰.</ref> ایشان برخورد با متخلفان را ـ در هر مسندی که باشند ـ ضروری می‌دانست و سکوت در برابر آنها را جایز نمی‌شمرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۹۵.</ref>؛ مگر مواردی که [[مصلحت اسلام]] و [[نظام]] را در سکوت می‌دانست که در این صورت دیگران را نیز به سکوت فرا می‌خواند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۱۵۶.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>


== راه دستیابی به [[صمت]] ==
== راه دستیابی به [[صمت]] ==
طبق بعضی [[روایات]] برخی از [[صحابه]] برای [[عادت]] دادن خود به [[سکوت و صمت]]، همه آنچه در [[روز]] بر زبان می‌آوردند را می‌نوشتند و در پایان روز به [[محاسبه]] آن می‌پرداختند.<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۵۸۸.</ref> [[علمای اخلاق]] برای در [[امان]] ماندن از [[آفات زبان]]، به [[التزام]] به سکوت سفارش کرده‌اند، به اینکه شخص زبان خود را از آنچه به آن نیاز ندارد و فایده‌ای در آن نیست، ببندد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۲۰۵؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۱۹۹.</ref> و پیش از سخن، در آنچه می‌گوید [[تفکر]] کند.<ref>مکی، قوت القلوب، ۱/۱۷۸.</ref>
طبق بعضی [[روایات]] برخی از [[صحابه]] برای عادت دادن خود به سکوت و صمت، همه آنچه در [[روز]] بر زبان می‌آوردند را می‌نوشتند و در پایان روز به [[محاسبه]] آن می‌پرداختند<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۵۸۸.</ref>. [[علمای اخلاق]] برای در [[امان]] ماندن از [[آفات زبان]]، به [[التزام]] به سکوت سفارش کرده‌اند، به اینکه شخص زبان خود را از آنچه به آن نیاز ندارد و فایده‌ای در آن نیست، ببندد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۲۰۵؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۱۹۹.</ref> و پیش از سخن، در آنچه می‌گوید [[تفکر]] کند<ref>مکی، قوت القلوب، ۱/۱۷۸.</ref>.


امام خمینی برای دستیابی به صمت توصیه می‌کند که سالک در آغاز که [[متکلم]] است تا می‌تواند از کلمات [[لغو]] و [[باطل]] خودداری کند و با علما و [[دانشمندان]] [[معاشرت]] داشته باشد و وقتی به مرحله نهایات از [[سیر و سلوک]] رسید، به [[تفکر]] و [[تدبر]] مشغول شده و زبان خود را از [[کلامی]] غیر از [[ذکر خداوند]] تا زمانی که افاضات [[ملکوتی]] بر [[قلب]] او سرازیر شود، ببندد و در هنگامی که وجودش حقانی شده و از گفتار خود مطمئن گشته است، به سخن آمده و به [[تربیت]] دیگران بپردازد و از [[خدمت]] کردن به دیگران بازنایستد تا [[خداوند]] از او [[راضی]] گشته و او را در ردیف [[بندگان]] مربی و مرشد قرار دهد.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۷–۳۸۸.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]] ج۷، ص۳۲–۳۶.</ref>
امام خمینی برای دستیابی به صمت توصیه می‌کند که سالک در آغاز که متکلم است تا می‌تواند از کلمات [[لغو]] و [[باطل]] خودداری کند و با علما و دانشمندان [[معاشرت]] داشته باشد و وقتی به مرحله نهایات از سیر و سلوک رسید، به [[تفکر]] و [[تدبر]] مشغول شده و زبان خود را از [[کلامی]] غیر از [[ذکر خداوند]] تا زمانی که افاضات [[ملکوتی]] بر [[قلب]] او سرازیر شود، ببندد و در هنگامی که وجودش حقانی شده و از گفتار خود مطمئن گشته است، به سخن آمده و به [[تربیت]] دیگران بپردازد و از خدمت کردن به دیگران بازنایستد تا [[خداوند]] از او [[راضی]] گشته و او را در ردیف [[بندگان]] مربی و مرشد قرار دهد<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۷–۳۸۸.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش