بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''[[ازدواج امام علی با حضرت فاطمه]]''' در [[سال اول هجرت]] بعد از آنکه به [[امر الهی]] در [[آسمانها]] واقع شده بود، انجام گرفت. [[حضرت زهرا]]{{س}} خواستگاران متعددی داشتند اما [[رسول خدا]]{{صل}} به امر الهی همه را رد کرد. این | '''[[ازدواج امام علی با حضرت فاطمه]]''' در [[سال اول هجرت]] بعد از آنکه به [[امر الهی]] در [[آسمانها]] واقع شده بود، انجام گرفت. [[حضرت زهرا]]{{س}} خواستگاران متعددی داشتند اما [[رسول خدا]]{{صل}} به امر الهی همه را رد کرد. این مراسم به صورت ساده و با مهریه اندک برگزار شد و حاصل آن چهار فرزند دختر و پسر بود. شرح مختصر عروسی چنین است که علی{{ع}} از آغازین روزهای [[رسالت پیامبر]]{{صل}}، همگام و همراه [[پیامبر خدا]] بود و در سال اول هجرت، ۲۴ سال داشت. او باید [[ازدواج]] میکرد و زندگانی مشترک را آغاز میکرد. فاطمه{{س}} نُه ساله است. او [[دختر پیامبر]] خداست. موقعیت [[پیامبر]]{{صل}} در جایگاه [[زعامت]] [[امت]] از یکسوی، و [[شخصیت]] والای فاطمه{{س}} از سوی دیگر، زمینهای بود تا کسانِ بسیاری ـ بهویژه آنانکه از اینگونه پیوندها بیشتر در [[فکر]] رقم زدن [[آینده]] خود هستند ـ، به خواستگاری بروند. | ||
اولین مرحله ازدواج به امر الهی بوده است و این مرحله را میتوان مرحله آغازین [[ازدواج فاطمه]]{{س}} به شمار آورد که در آن، [[پروردگار متعال]] زمانی که رسول خدا{{صل}} در [[معراج]]، به نزدیکترین فاصله میان خود و او رسید، تصویری را دید، به آن حضرت گفته شد: ای محمد! آیا این تصویر را میشناسی؟ فرمود: "بله، این، تصویر [[علی بن ابیطالب]] است". [[خداوند]] به او [[وحی]] کرد فاطمه را زیر درخت طوبای [[بهشت]] به همسری او درآورد. حدود یک ماه و اندی از پیوندی که در [[آسمان]] منعقد شد، میگذشت و خواستگاران مختلف، جواب رد میشنیدند و [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بسیار [[مشتاق]] این ازدواج بود و شب و [[روز]] در این فکر به سر میبرد اما [[حیا]] مانع میشد آن را با رسول خدا{{صل}} در میان گذارد تا آنکه روزی به حضور رسول خدا{{صل}} رسید. رسول خدا{{صل}} از او پرسید: آیا قصد ازدواج داری؟ امیرمؤمنان{{ع}} فرمود: "رسول خدا{{صل}} بهتر میداند". علی{{ع}} با خود گفت: شاید آن حضرت، زنی از [[قریش]] را برای وی در نظر دارد و میخواهد به همسری او درآورد. بنابراین از اینکه [[فاطمه]] را از دست دهد نگران شد تا آنکه روزی [[رسول خدا]]{{صل}} علی{{ع}} را به [[خانه]] [[ام سلمه]] [[دعوت]] کرد. وقتی علی{{ع}} به خانه وارد شد و نگاه رسول خدا{{صل}} به او افتاد، چهره مبارکش از [[شادی]] درخشید و تبسمی کرد به طوری که علی{{ع}} سفیدی دندانهای مبارکش را که برق میزد، دید. رسول خدا{{صل}} لب به سخن گشود و فرمود: "[[بشارت]] ده که [[خداوند]] - تبارک و تعالی - [[غم]] مرا درباره [[ازدواج]] تو برطرف کرد". علی{{ع}} پرسید: چگونه ای رسول خدا{{صل}}؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "[[جبرئیل]]{{ع}} نزد من آمد در حالی که سنبل و قرنفلی | اولین مرحله ازدواج به امر الهی بوده است و این مرحله را میتوان مرحله آغازین [[ازدواج فاطمه]]{{س}} به شمار آورد که در آن، [[پروردگار متعال]] زمانی که رسول خدا{{صل}} در [[معراج]]، به نزدیکترین فاصله میان خود و او رسید، تصویری را دید، به آن حضرت گفته شد: ای محمد! آیا این تصویر را میشناسی؟ فرمود: "بله، این، تصویر [[علی بن ابیطالب]] است". [[خداوند]] به او [[وحی]] کرد فاطمه را زیر درخت طوبای [[بهشت]] به همسری او درآورد. حدود یک ماه و اندی از پیوندی که در [[آسمان]] منعقد شد، میگذشت و خواستگاران مختلف، جواب رد میشنیدند و [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بسیار [[مشتاق]] این ازدواج بود و شب و [[روز]] در این فکر به سر میبرد اما [[حیا]] مانع میشد آن را با رسول خدا{{صل}} در میان گذارد تا آنکه روزی به حضور رسول خدا{{صل}} رسید. رسول خدا{{صل}} از او پرسید: آیا قصد ازدواج داری؟ امیرمؤمنان{{ع}} فرمود: "رسول خدا{{صل}} بهتر میداند". علی{{ع}} با خود گفت: شاید آن حضرت، زنی از [[قریش]] را برای وی در نظر دارد و میخواهد به همسری او درآورد. بنابراین از اینکه [[فاطمه]] را از دست دهد نگران شد تا آنکه روزی [[رسول خدا]]{{صل}} علی{{ع}} را به [[خانه]] [[ام سلمه]] [[دعوت]] کرد. وقتی علی{{ع}} به خانه وارد شد و نگاه رسول خدا{{صل}} به او افتاد، چهره مبارکش از [[شادی]] درخشید و تبسمی کرد به طوری که علی{{ع}} سفیدی دندانهای مبارکش را که برق میزد، دید. رسول خدا{{صل}} لب به سخن گشود و فرمود: "[[بشارت]] ده که [[خداوند]] - تبارک و تعالی - [[غم]] مرا درباره [[ازدواج]] تو برطرف کرد". علی{{ع}} پرسید: چگونه ای رسول خدا{{صل}}؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "[[جبرئیل]]{{ع}} نزد من آمد در حالی که سنبل و قرنفلی بهشتی همراه او بود. پس آن دو را به من داد و من آنها را بوییدم و گفتم: این سنبل و قرنفل برای چیست؟ پاسخ داد: "خداوند ـ تبارک و تعالی ـ [[فرشتگان]] و غیر فرشتگانی را که در [[بهشت]] ساکناند [[مأمور]] ساخت تا تمام بهشت را با شاخهها و نهرها و میوهها و قصرهای بهشتی بیارایند و به گلهای آن [[فرمان]] داده که انواع بوی خوش را از خود بپراکنند و نیز به حوریان دستور داده تا [[سوره طه]] و طس و حم عسق را در بهشت بخوانند. سپس منادی را مأمور کرده که چنین ندا دهد: ای فرشتگانم و ای ساکنان بهشتم! [[شاهد]] باشید من فاطمه بنت محمد{{صل}} را به همسری [[علی بن أبی طالب]]{{ع}} درآوردم. | ||
علی{{ع}} که از شادی وصلت با | علی{{ع}} که از شادی وصلت با سرور زنان عالم بسیار شادمان بود، لب به [[شکر الهی]] گشود و دعایی را که خداوند از زبان [[حضرت سلیمان]] نقل فرموده، به زبان آورد: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ}}. | ||
<div class="mainpage_box_more">[[ازدواج امام علی با حضرت فاطمه|ادامه]]</div> | <div class="mainpage_box_more">[[ازدواج امام علی با حضرت فاطمه|ادامه]]</div> | ||