بنیحارثة بن حارث: تفاوت میان نسخهها
←منابع
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
از قلعههای معروف بنی حارثه همانگونه که در [[شعر]] [[نهیک]] بن سیاف آمده: میتوان به قلعههای «[[صرار]]» و «[[الریان]]» اشاره کرد که در مکانی نزدیک [[احد]] در شمال [[مدینه]] قرار داشت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۳۲ و ج۴، ص۱۰۴.</ref>. علاوه بر این قلعهها، «نیار» هم، اسم قلعهای در مدینه بود که از آن به عنوان یکی از [[بیوت]] بنی مجدعة بن [[حارثه]] نام برده شده است<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۲۹؛ نصر بن عبد الرحمن اسکندری، الأمکنة والمیاه والجبال والآثار ونحوها المذکورة فی الأخبار و الآثار، ج۱، ص۲۰۴.</ref>. | از قلعههای معروف بنی حارثه همانگونه که در [[شعر]] [[نهیک]] بن سیاف آمده: میتوان به قلعههای «[[صرار]]» و «[[الریان]]» اشاره کرد که در مکانی نزدیک [[احد]] در شمال [[مدینه]] قرار داشت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۳۲ و ج۴، ص۱۰۴.</ref>. علاوه بر این قلعهها، «نیار» هم، اسم قلعهای در مدینه بود که از آن به عنوان یکی از [[بیوت]] بنی مجدعة بن [[حارثه]] نام برده شده است<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۲۹؛ نصر بن عبد الرحمن اسکندری، الأمکنة والمیاه والجبال والآثار ونحوها المذکورة فی الأخبار و الآثار، ج۱، ص۲۰۴.</ref>. | ||
[[پس از ظهور اسلام]] و در پی [[فتوحات اسلامی]] و فتح سرزمینهای جدید، جمعی از مردم [[بنی حارثة]] بن حارث به این مناطق کوچ کردند که از جمله آن میتوان از [[شام]] و [[عراق]] و شهرهای معروف شان [[دمشق]]<ref>ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۱۷.</ref>، [[کوفه]]<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج، ۴، ص۲۷۲، ۲۷۳ و ج۶، ص۹۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۸.</ref> و [[بغداد]]<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۴۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۹.</ref> نام برد. ضمن این که در برخی منابع، از برخی شهرهای [[ایران]] نظیر: [[قزوین]]<ref>ر.ک: قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۲۴.</ref> و نیز قلعه رَباح<ref>ر.ک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱.</ref>، طلیطله<ref>ر.ک: ابن فرضی، تاریخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، ج۲، ص۴۴؛ حمیدی، جذوة المقتبس فی تاریخ العلماء الاندلس، ص۶۰.</ref> و قرطبه [[اندلس]]<ref>ر.ک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۲.</ref> به عنوان محل اسکان برخی شخصیتهای [[بنی حارثة]] بن حارث یاد شده است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | [[پس از ظهور اسلام]] و در پی [[فتوحات اسلامی]] و فتح سرزمینهای جدید، جمعی از مردم [[بنی حارثة]] بن حارث به این مناطق کوچ کردند که از جمله آن میتوان از [[شام]] و [[عراق]] و شهرهای معروف شان [[دمشق]]<ref>ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۱۷.</ref>، [[کوفه]]<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج، ۴، ص۲۷۲، ۲۷۳ و ج۶، ص۹۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۸.</ref> و [[بغداد]]<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۴۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۹.</ref> نام برد. ضمن این که در برخی منابع، از برخی شهرهای [[ایران]] نظیر: [[قزوین]]<ref>ر.ک: قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۲۴.</ref> و نیز قلعه رَباح<ref>ر.ک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱.</ref>، طلیطله<ref>ر.ک: ابن فرضی، تاریخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، ج۲، ص۴۴؛ حمیدی، جذوة المقتبس فی تاریخ العلماء الاندلس، ص۶۰.</ref> و قرطبه [[اندلس]]<ref>ر.ک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۲.</ref> به عنوان محل اسکان برخی شخصیتهای [[بنی حارثة]] بن حارث یاد شده است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] [[بنی حارثة بن حارث]]== | |||
از معدود [[اخبار]] جاهلی این [[قوم]] -علاوه بر مطالبی که پیشتر در بحث [[مساکن]] و منازل [[بنی حارثه]] بدان پرداختیم،- میتوان از جنگهای آنان و بین [[خزرج]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۳۳.</ref> و نیز تخلّف آنان از کمک رسانی به سایر [[طوایف]] [[اوس]] در جریان [[جنگ بُعاث]]<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۸۱.</ref> اشاره کرد. ضمن این که برخی [[درگیریها]] و جنگهای میان قبیلگی از جمله جنگهای آنان با بنی [[ظفر]] که در پی [[انتقام]] جوییهای [[قیس بن حطیم بن عدی]] –رییس بنی ظفر- از [[قاتلان]] پدر و جد خویش و در نتیجه [[قتل]] [[قاتل]] بنی حارثهای پدر خود انجام گرفت<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۵.</ref> را نیز باید از دیگر اخبار ثبت شده از [[دوران جاهلی]] بنی حارثة بن حارث بن خزرج برشمرد. بنی حارثه نیز بسان غالب طوایف [[قبیله]] [[اوس و خزرج]]، در ایام [[جاهلیت]]، [[بت]] میپرستیدند<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۴۳.</ref>؛ آنان بتهای زیادی را به خدایی گرفته بودند که از قدیمیترین آنها بت «[[منات]]» بود. این بت در منطقه [[حجاز]] و تهامه و در [[ساحل]] [[دریای سرخ]] میان [[مکه]] و [[مدینه]] در هفت میلی مدینه در محلی به نام «مشلّل» [[نصب]] شده بود و [[معبود]] شعب گوناگون [[ازدی]] اعم از اوس و خزرج، [[خزاعه]]، [[غسان]] (نه [[غسانیان]] [[مسیحی]]) و [[ازد]] شنوءه به شمار میرفت<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۳-۱۴؛ محمد ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۷۹.</ref>. [[ازدیان]] این بت را که [[الهه]] [[قضا و قدر]] بود و [[حاجات]] آنان و به ویژه [[بارش باران]] را برآورده میکرد<ref>زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۴۲۳؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۲۵۰.</ref>، بزرگ میداشتند و برایش [[قربانی]] کرده، هدایایشان را نثارشان میکردند. [[مردم]] [[قبایل]] اوس و خزرج پس از انجام [[مناسک حج]]، مکه را به قصد منطقه مُشَلَّل در ساحل دریای سرخ ترک میکردند. آنها پس از ذکر تلبیه [[منات]]، [[طواف]] و [[قربانی]]، سرهای خود را نزد این [[بت]] تراشیده، از [[احرام]] بیرون میآمدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۴؛ ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۳۶ و ۲۰۴.</ref>. آنان نزد این [[بت]] به [[تهلیل]] (هلهله و فریاد کشیدن) میپرداختند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۰۴.</ref> و آن را اتمام [[حج]] خود میپنداشتند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۳-۱۴.</ref>. بنا بر نقل برخی گزارشها، [[طوایف]] مختلف [[اوس و خزرج]] -از جمله [[بنی حارثة بن حارث]]- در خانههای خود در یثرب نیز بتهایی داشتند و به طور معمول [[خانه]] و خاندانی در این [[شهر]] نبود که از بت تهی باشد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۸۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۱.</ref>. منابع به بتهای فراوانی میان تیرههای [[اوسی]] از جمله [[بنی حارثه]] اشاره کرده اند<ref>از جمله این منابع، کتاب الطبقات الکبری است. ابن سعد در این کتاب نقل کرده که [[ابوعبس بن جبر بن عمرو]] و [[ابوبردة بن نیار]] پس از مسلمان شدن، بتهای بنی حارثه را میشکستند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۳..)</ref>. با این حال، معاشرتهای گسترده ایشان با [[یهودیان]] [[مدینه]]، پذیرش [[آیین یهود]] را از سوی جمعی از ایشان موجب شده بود که از چهرههای شاخص و معروف آنان میتوان از ابوسنینه یا ابن سنینه<ref>بلاذری از او با نام «ابوسنینه» (بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۸۵) و واقدی از او با نام «ابن سنینه» (واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۰ و ۱۹۱ نام برده ااند. به نظر میرسد او همان ابن سنینه -تاجر یهودی- که دیگر منابع، از قتلش به دست محیصة بن مسعود انصاری (پس از کشته شدن کعب بن اشرف یهودی) سخن گفتهاند، باشد. ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۴۹۱؛ بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۰.</ref> و [[کنانة]] بن [[صوریا]]<ref>تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱۴، ص۳۶۹.</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||