بحث:ارم در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== در قرآن مجید در سوره فجر ضمن آیات ۵ و ۶ از ارم نامبرده شده است {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ}}<ref>«آیا درنیافتهای که پروردگارت با...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
معاویه به عبدالله گفت چرا جویای چیزی باشیم که بر آن دست نمیتوان یافت؟ به او جایزهای داد و از حضور خود مرخصش کرد. | معاویه به عبدالله گفت چرا جویای چیزی باشیم که بر آن دست نمیتوان یافت؟ به او جایزهای داد و از حضور خود مرخصش کرد. | ||
[[مسعودی]] این داستان را به [[سخریه]] میگیرد | [[مسعودی]] این داستان را به [[سخریه]] میگیرد لکن آنچه از این داستان مستفاد میشود این است که در زمان معاویه گفتگوها و جستجوهائی راجع به ارم در میان بوده و ارم بر دمشق منطبق نمیگردیده و اگر این داستان درست باشد، در میان ارم و [[ملت]] آرام رابطهای برقرار نبوده است و این رابطه و انطباق بعدا به وجود آمده و مرکزیت [[شام]] در ایجاد این رابطه بدون [[شک]] دخیل بوده است. اما هرگاه داستان منقول طبری را کنار بگذاریم و بنای ارم [[مصر]] را [[تقلیدی]] از ارم دمشق پنداریم، به این نتیجه میرسیم که [[قوم]] آرام یعنی آن ملت [[سامی]] که وقتی از [[مغرب]] [[کلده]] تا ناحیه شام [[حکومت]] و [[تسلط]] داشته و از خط و بناء و سایر آثار [[تمدن]] بهرهور بودهاند، شهری محکم یا کاخی رفیع برپاکرده باشند و پس از [[انقراض]] این [[قوم]]، نام ایشان بر آن کاخ یا آن [[شهر]] مانده باشد. آرامیان گرچه حکومتشان زود راه فنا سپرده آثار مدنیتشان مدتها باقی بوده چنان که در [[زمان]] [[هخامنشیان]] و حتی در زمان اشکانیان خط ایشان معمول بود و عدهای از الفاظ آنها هم در پهلوی به کار میرفته و از دوره اشکانی به آن طرف هم خط «سطرنجیلی» و [[زبان سریانی]] که از خط و زبان آرامی مشتقند رواج و اهمیت داشته است، [[ارم]] هرجا که باشد راجع به بنای آن داستان مفصلی است بدین مضمون: [[شداد]] چون قصه [[بهشت]] را میشنود، در [[مقام]] آن بر میآید که مانند بهشت شهری بسازد. به عمال خویش دستور میدهد تا طلا و زبرجد و یاقرت فراهم آورند و صد نفر مهندس که با هر کدام هزار [[کارگر]] کار میکرده مشغول کار میشوند و شهر مربعی به طول [[دوازده]] فرسنگ میسازند (عدد سیصد در ارتفاع بروج و [[قصور]] این شهر تکرار شده) همه دیوارهای آن از خشتهای طلا و ستونها از یاقوت و زبرجد است. از زیر شهر نهری به همه محلات شهر جاری ساختند و درون جویها را به جای سنگ ریزه با جواهر پوشاندند. چون بنا آماده شد شداد با [[لشکریان]] خود عازم دیدار آن شهر گردید و فرزند خود را که به «[[هود]]» [[پیغمبر]] [[عاد]] [[ایمان]] داشت به جای خود نشاند. اما در نزدیکی شهر، حالت دهشتی همه را عارض شد و هلاک گردیدند و شهر در اعماق [[زمین]] فرو رفت و به یادگار آن لفظ ارم در [[ادبیات]] [[فارسی]] هنوز باقی است و باغ و گلشن را هم اکنون به نام ارم مینامند<ref>مآخذ این مقاله: | ||
١- دائرة المعارف اسلامی ۲- دائرة المعارف بستانی ۳- مروج الذهب مسعودی ۴- تورات سفر تکوین ۵- التنبیه والاشراف مسعودی ۶- Britannica جلد اول ۷- مفردات راغب ۸- دیوان حافظ.</ref>.<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص110-113.</ref> | ١- دائرة المعارف اسلامی ۲- دائرة المعارف بستانی ۳- مروج الذهب مسعودی ۴- تورات سفر تکوین ۵- التنبیه والاشراف مسعودی ۶- Britannica جلد اول ۷- مفردات راغب ۸- دیوان حافظ.</ref>.<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص110-113.</ref> | ||