پرش به محتوا

تشبیه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۲٬۸۰۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۶۴: خط ۲۶۴:


ایشان دانشمندی را که [[اسیر]] [[جهالت]] مردم [[نادان]] شده و [[کلام]] و [[پیام]] و [[منطق]] او را درنمی‌یابند و وی را چون خویشتن می‌‌خواهند، یکی از سه گروهی می‌شناسند که درخور رحم و شفقت‌اند<ref>{{متن حدیث|ارْحَمُوا عَزِيزَ قَوْمٍ ذَلَّ، وَ غَنِيَّ قَوْمٍ افْتَقَرَ، وَ عَالِماً يَتَلَاعَبُ بِهِ الْجُهَّالُ}}. (بحارالانوار، ج۲، ص۴۴؛ احیاء علوم الدین، ج۴، ص۲۸ «با اندک اختلاف در لفظ»).</ref>؛ ازاین‌رو، حضرت در تمثیلی روشن، عالِم را در جمع جاهلان چون زنده‌ای در میان [[مردگان]] می‌‌داند و می‌‌فرماید: {{متن حدیث|الْعَالِمُ بَيْنَ الْجُهَّالِ كَالْحَيِّ بَيْنَ الْأَمْوَاتِ}}<ref>الامالی للمفید، ص۲۹ (مجلس چهارم)؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۸. گفتنی است که این حدیث به روایتی دیگر در مورد دانش‌آموز، چنین آمده است: {{متن حدیث|طَالِبُ الْعِلْمِ بَيْنَ الْجُهَّالِ كَالْحَيِّ بَيْنَ الْأَمْوَاتِ}}. (الامالی للطوسی، ص۵۷۷ (مجلس ۲۳)؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۴۳، ح۲۸۷۲۶).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۷۲.</ref>
ایشان دانشمندی را که [[اسیر]] [[جهالت]] مردم [[نادان]] شده و [[کلام]] و [[پیام]] و [[منطق]] او را درنمی‌یابند و وی را چون خویشتن می‌‌خواهند، یکی از سه گروهی می‌شناسند که درخور رحم و شفقت‌اند<ref>{{متن حدیث|ارْحَمُوا عَزِيزَ قَوْمٍ ذَلَّ، وَ غَنِيَّ قَوْمٍ افْتَقَرَ، وَ عَالِماً يَتَلَاعَبُ بِهِ الْجُهَّالُ}}. (بحارالانوار، ج۲، ص۴۴؛ احیاء علوم الدین، ج۴، ص۲۸ «با اندک اختلاف در لفظ»).</ref>؛ ازاین‌رو، حضرت در تمثیلی روشن، عالِم را در جمع جاهلان چون زنده‌ای در میان [[مردگان]] می‌‌داند و می‌‌فرماید: {{متن حدیث|الْعَالِمُ بَيْنَ الْجُهَّالِ كَالْحَيِّ بَيْنَ الْأَمْوَاتِ}}<ref>الامالی للمفید، ص۲۹ (مجلس چهارم)؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۸. گفتنی است که این حدیث به روایتی دیگر در مورد دانش‌آموز، چنین آمده است: {{متن حدیث|طَالِبُ الْعِلْمِ بَيْنَ الْجُهَّالِ كَالْحَيِّ بَيْنَ الْأَمْوَاتِ}}. (الامالی للطوسی، ص۵۷۷ (مجلس ۲۳)؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۴۳، ح۲۸۷۲۶).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۷۲.</ref>
===[[حقیقت دنیا]]===
[[دوستی دنیا]] و [[دلبستگی]] بدان، مایه هر [[فتنه]] و ریشه هر [[فساد]] و سرآغاز تمام [[لغزش‌ها]] و تباهی‌هاست<ref>{{متن حدیث|حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}. (الکافی، ج۲، ص۱۳۰ و ۳۱۶؛ الدر المنثور، ج۶، ص۳۴۱ (ذیل سوره اعلی)؛ شرح النهج الحدیدی، ج۹، ص۲۳۹).</ref> و [[شناخت]] [[حقیقت]] پنهان آن، نخستین گام در راه [[نیکبختی]] و [[رستگاری]] است.
اصولاً [[عزت]] و [[کرامت]] [[آدمی]] در گرو «[[غنای نفس]]» و [[رهایی]] از «رنگ تعلق» است. دل‌باختگان مظاهر [[دنیا]] که در دام «داشته‌ها» و قید و بند «[[خواسته‌ها]]» گرفتار آمده‌اند، [[تسلیم]] ذلتی آشکار و نکبتی سراسر [[ننگ]] و عارند.
با آن‌که [[قرآن کریم]] در [[آیات]] بسیار، [[مردم]] را از خطرهای [[دل]] نهادن به دنیا برحذر داشته و هشدار داده که مبادا در پرتگاه جلوه‌های جذاب [[حیات]] دنیا فروافتند<ref>{{متن قرآن|فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}} «پس زندگانی این جهان شما را نفریبد» سوره لقمان، آیه ۳۳؛ سوره فاطر، آیه ۵.
{{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}} «و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵.
{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}} «بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزون‌خواهی در دارایی‌ها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آن‌گاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰؛ و نیز: {{متن قرآن|زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}} «زندگانی این جهان برای کافران آراسته شده است و (آنان) مؤمنان را به ریشخند می‌گیرند اما پرهیزگاران در روز رستخیز از آنان فراترند و خداوند به هر کس بخواهد بی‌شمار روزی می‌رساند» سوره بقره، آیه ۲۱۲؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}} «ای مؤمنان، چون (برای جهاد) در راه خداوند به سفر می‌روید خوب بررسی کنید و به کسی که به شما ابراز اسلام می‌کند نگویید: تو مؤمن نیستی، که بخواهید کالای ناپایدار این جهان را بجویید زیرا غنیمت‌های بسیار نزد خداوند است؛ خود نیز در گذشته چنین بودید و خداوند» سوره نساء، آیه ۹۴؛ {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَا يُؤْخَذْ مِنْهَا أُولَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ}} «و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نشود؛ اینان کسانی هستند که برای کارهایی که کرده‌اند نومید و نابود گردیده‌اند؛ آنان را برای کفری که ورزیده‌اند، نوشابه‌ای از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود» سوره انعام، آیه ۷۰؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنْسَاهُمْ كَمَا نَسُوا لِقَاءَ يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}} «(همان) کسانی که دین خویش را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت و امروز ما آنان را از یاد می‌بریم چنان که آنان دیدار این روزشان را از یاد برده بودند و به آیات ما انکار می‌ورزیدند» سوره اعراف، آیه ۵۱؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا}} «آنان که کوشش‌هایشان در زندگانی دنیا تباه شده است ولی خود گمان می‌برند که نیکوکارند» سوره کهف، آیه ۱۰۴؛ و....</ref>، با این حال، برای ترسیم چهره ناپایدار [[دنیا]] و اضمحلال پرشتاب [[لذات]] و نعمت‌های آن از [[تمثیل]] و [[تشبیه]] نیز دریغ نورزیده است<ref>{{متن قرآن|وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِرًا}} «و برای آنان زندگانی این جهان را مثل بزن که به آبی مانند است که آن را از آسمان فرو فرستیم و گیاه روی زمین با آن در آمیزد آنگاه (خشک و) کوفته گردد و بادها آن را (به هر سو) بردارند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره کهف، آیه ۴۵.</ref>.
[[رسول خدا]]{{صل}} نیز با آن‌که در معرفی [[حقیقت دنیا]] به فراوانی سخن گفته و با بیانات رسا و نافذ خویش، از آفات و خطرهای آن [[بیم]] داده و [[نقاب]] از چهره این عفریته مکار و عجوزه [[بدکار]] کنار زده است، اما برای ترسیم روشن‌تر چهره مرموز و فریبای این دارالغرور و سراب [[لذت]]، از تمثیل‌های آموزنده بسیار نیز بهره جسته است.
از جمله، در [[مقام]] مقایسه میان دنیا و [[آخرت]] و تبیین [[حقارت]] دنیا نسبت به [[جهان]] [[اخروی]] فرمود:
چون یکی از شما انگشت خویش را در دریا زند، چه مقدار از آن بر انگشتش نشیند؟ نسبت دنیا به آخرت، چون نمی‌ از [[یم]] است<ref>{{متن حدیث|مَا الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مِثْلَ مَا يَجْعَلُ أَحَدُكُمْ إِصْبَعَهُ فِي الْيَمِّ فَلْيَنْظُرْ بِمَ يَرْجِعُ؟}} (مشکاة الانوار، ص۲۶۸؛ بحارالانوار، ج۷، ص۱۱۹؛ الطبقات الکبری لابن سعد، ج۶، ص۱۲۷؛ المعجم الکبیر، ج۲، ص۳۰۱؛ کنزالعمال، ج۳، ص۱۹۶ - ۱۹۵، ح۶۱۳۸).</ref>.
به [[یقین]] «کالای اندک»<ref>وصف قرآن کریم از بهره‌های دنیوی. (ر.ک: {{متن قرآن|مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ}} «(زندگی این جهان) برخورداری اندکی است سپس جایگاه آنان دوزخ خواهد بود و این بستر، بد است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۷؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا}} «آیا به (حال و روز) کسانی ننگریسته‌ای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دسته‌ای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی بر شما ستم نخواهد رفت» سوره نساء، آیه ۷۷؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ}} «ای مؤمنان! چگونه‌اید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی می‌ورزید؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شده‌اید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست» سوره توبه، آیه ۳۸؛ {{متن قرآن|مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}} «(که آن مایه) برخورداری کوتاهی است و آنان را عذابی دردناک خواهد بود» سوره نحل، آیه ۱۱۷).</ref> [[دنیا]] نسبت به آنچه خداوند برای [[بندگان]] [[صالح]] خویش در [[آخرت]] [[تدارک]] دیده است، اندکی بیش نیست. چه ظرف محدود این عالم محل [[تزاحم]] و تضاد میان پدیده‌هاست و قابلیت و تاب ابراز [[صفات جمال و جلال]] [[ربوبی]] و ظهور مراتب عالی [[لذت]] و [[الم]] را چنان‌که باید، ندارد، لکن [[جهان]] [[اخروی]] که دار فعلیت و مجلای اتم [[رحمت]] و [[غضب الهی]] است؛ [[لذات]] و آلامش، کماً و کیفاً، بیشتر و شدیدتر از متعلقات [[دنیوی]] است.
اما به [[راستی]]، کدامین [[کلام]] و چه شیوه بیان می‌توانست این مفهوم دقیق را بهتر از [[تمثیل]] فوق در [[ذهن]] ساده [[مردم]] بنشاند؟
از دیدگاه [[شریعت]]، «[[دنیا]]» برحسب آن‌که [[آدمی]] بدان نگاه آلی داشته باشد یا غایی، دو وصف [[ممدوح]] و [[مذموم]] دارد.
از سویی دنیا مهد پرورش [[دل]] و [[جان]] و سرای جلب رضای [[معبود]] و سکوی پرش به سوی [[بهشت]] برین است و «[[عبادتگاه]] [[دوستداران]] [[خدا]] و محل [[نزول وحی]] [[پروردگار]] و تجارت‌گاه [[اولیای الهی]]»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱، طبع صبحی الصالح.</ref> محسوب می‌‌شود و [[رسول خدا]]{{صل}} آن را «کشتزار [[آخرت]]»<ref>{{متن حدیث|الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ}}. عوالی اللآلی، ج۱، ص۲۶۷؛ تنبیه‌الخواطر، ج۱، ص١٩١.</ref> خوانده است.
از دیگر سوی، چنانچه لذات ناچیز و ناپایدار دنیوی بر دل و [[جان آدمی]] چیره شود و محور [[خواسته‌ها]] و انگیزه رفتارهای او قرار گیرد، در دامگه جلوه‌های فریبای دنیای دون، گوهر [[انسانی]] خویش را درمی‌‌بازد و با [[غفلت]] از [[یاد خدا]]، در گرداب مُهلک لذات مجازی و موهوم این [[دیار]] خود را نابود می‌‌سازد.
ازاین‌رو، «[[دنیا دوستی]]» و «[[آخرت‌طلبی]]» دو کشش متضاد و دو [[گرایش]] مانعةالجمع است و اساساً این دو در یک دل با هم نگنجد، زیرا: {{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ}}<ref>«خداوند در درون هیچ کس دو دل ننهاده است» سوره احزاب، آیه ۴.</ref>.
رسول خدا{{صل}} برای [[آموزش]] این [[حقیقت]] که «[[دل سپردن]] هم‌زمان به دنیا و آخرت ممکن نیست»، از مفهومی روشن و رایج میان مردم بهره جست و در بیانی تمثیلی فرمود:
«دنیا و آخرت دو هوو<ref>دو زن دارای شوهر مشترک.</ref> هستند که چون به یکی روی آوری، از دیگری دور می‌شوی»<ref>{{متن حدیث|الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةُ ضَرَّتَانِ بِقَدْرِ مَا تَقْرُبُ مِنْ إِحْدَاهُمَا تَبْعُدُ عَنِ الْأُخْرَى}}. (تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۴۶؛ بحارالانوار، ج۷۰، ص۱۲۲؛ احیاء علوم الدین، ج۳، ص۲۰۸ - ۲۰۹).
ضمنا امیرالمؤمنین علی{{ع}} این حقیقت را در تمثیلی مشابه چنین بیان کرده است: {{متن حدیث|إِنَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ وَ سَبِيلَانِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَةَ وَ عَادَاهَا وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَيْنَهُمَا كُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ وَ...}}؛
«دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت و دو راه مختلف‌اند. آن‌که محبت دنیا در دل گرفت و با آن دوستی ورزید، از آخرت نفرت یافت و با آن دشمنی نمود. این دو چون شرق و غرب است که چون کسی در آن میان طی طریق کند، به هر کدام روی آورد از دیگری دور می‌‌شود.».. (نهج البلاغه، حکمت ۱۰۳).</ref>.
از آنجا که [[دلبستگی]] به [[لذات]] [[دنیوی]] اساس همه [[مفاسد اخلاقی]] است، [[آدمی]] تا این فضله و زباله را از ساحَت دل نروبد، از عوارض [[سوء]] آن مصون نماند و [[محبت الهی]] که اکسیر [[سعادت]] و امّ الطهارات است، او را حاصل نیاید؛ لذا حضرت، شیفتگان لذت‌های دنیوی را از آلودگی‌ها و پلیدی‌های دنیای مادی برکنار نمی‌بیند و در بیانی تمثیلی، چنین می‌‌فرماید:
دل‌باخته دنیا در مثل چون کسی است که در آب راه می‌‌رود و که می‌‌تواند در آب گام زند و پایش آب رسیده و‌‌تر نشود؟!<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا مَثَلُ صَاحِبِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الْمَاشِي فِي الْمَاءِ هَلْ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَمْشِيَ فِي الْمَاءِ إِلَّا وَ تَبْتَلُّ قَدَمَاهُ}}. (تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۵۶؛ المحجة البیضاء، ج۶، ص۱۲؛ شعب الایمان، ج۷، ص۳۶۰، ح۱۰۵۸۳).</ref>
لذا، توصیه مؤکد حضرت آن بود که: «خویشتن را در دنیا [[بیگانه]] انگار یا چون رهگذری در راه پندار»<ref>{{متن حدیث|كُنْ فِي الدُّنْيَا كَأَنَّكَ غَرِيبٌ أَوْ عَابِرُ سَبِيلٍ...}} (الامالی للطوسی، ص۳۸۱ (مجلس ۱۳)؛ ص۴۰۲ (مجلس ۱۴)؛ عوالی اللآلی، ج۱، ص۱۵۴؛ صحیح البخاری، ص۱۱۴۴، ح۶۴۱۶ (کتاب الرقاق - باب سوم)؛ مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۱۳۲، ح۶۱۵۶).</ref> و درباره شخص خود، طی تمثیلی روشن و گویا فرمود:
{{متن حدیث|إِنَّمَا مَثَلِي وَ مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رَاكِبٍ مَرَّ لِلْقَيْلُولَةِ فِي ظِلِّ شَجَرَةٍ فِي يَوْمِ صَيْفٍ ثُمَّ رَاحَ وَ تَرَكَهَا}}<ref>کشف الغمه، ج۱، ص۱۰؛ ج۲، ص۱۲۲؛ بحارالانوار، ج۷، ص۷۹ و ۱۱۹؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۶۱؛ کنز العمال، ج۳، ص۲۰۳، ح۶۱۷۷.</ref>.
[[مصطفی]]{{صل}} فرمود: مثل ما با [[دنیا]] همچون مردی است که در تابستان گرم از بیابانی تافته برآید، درختی بیند با نسیمی خوش و سایه‌ای دلکش. زمانی با [[نسیم]] و [[سایه]] آن درخت بیاساید و چون برآسود، پای در رکاب مرکب نهد و زود از آنجا کوچ نماید و آن درخت و سایه آن را بگذارد و [[دل]] در آن نبندد که ره دور است و [[منزل]] بس دراز!<ref>کشف الاسرار و عدة الأبرار، ج۱۰، ص۲۳۳، (ذیل سوره معارج).</ref>
آن حضرت در نشان دادن بی‌اعتباری سرای دنیا و ناپایداری [[حیات دنیوی]]، آن را به کهنه لباسی [[تشبیه]] می‌کند که سراپای آن دریده و تنها به پاره نخی پوسیده بند است که آن نیز به زودی می‌‌گسلد:
{{متن حدیث|مَثَلُ هَذِهِ الدُّنْيَا مَثَلُ ثَوْبٍ شُقَّ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرَهِ فَبَقِيَ مُتَعَلِّقًا بِخَيْطٍ فِي آخِرِهِ فَيُوشِكُ ذَلِكَ الْخَيْطُ أَنْ يَنْقَطِعَ}}<ref>تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۵۶؛ المحجة البیضاء، ج۶، ص۱۳؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۵۵.</ref>.
[[حقیقت]] آن است که، دامنه وسیع تمثیلات [[نبوی]] بیش از آن است که در این مختصر احصا شود، اما برای آن‌که مقال از مجال اندکی که برایش مقدر است، سرریز نکند، تنها با ذکر چند نمونه متفرق دیگر، دامن سخن را درمی‌‌چینیم.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۷۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۲٬۲۲۴

ویرایش