←اهمیت و نقشآفرینی سبک زندگی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
در یک بیان، سبک زندگی مجموعه بینشها و منشهایی است که در عرصهها و بخشهای مختلف زندگی ظهور و بروز میکند. جالب آنکه سبک زندگی، با [[تمدن]] رابطهای [[استوار]] دارد؛ آنسان که میتوان گفت جوهره و متن اصلی تمدن، همین سبک زندگی است<ref>رهبر معظم انقلاب بعد از تقسیمبندی تمدن اسلامی به بخش حقیقی و ابزاری میگوید: «اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل میدهد که همان سبک زندگی است، این بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مانند مسئله خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، رفتار ما با پدر و مادر، همسر، فرزندان، رفتار ما با رئیس و مرئوس و رفتار ما با دوست و دشمن. اینها آن بخشهای اصلی تمدن است که متن زندگی انسان است». (سخنرانی در جمع جوانان خراسان شمالی، ۹۱/۷/۲۳)</ref>. به سخن دیگر سبک زندگی درست، مهمترین عامل زمینهساز برای ساخت [[تمدن اسلامی]] است<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه]]، ص ۴۷.</ref>. | در یک بیان، سبک زندگی مجموعه بینشها و منشهایی است که در عرصهها و بخشهای مختلف زندگی ظهور و بروز میکند. جالب آنکه سبک زندگی، با [[تمدن]] رابطهای [[استوار]] دارد؛ آنسان که میتوان گفت جوهره و متن اصلی تمدن، همین سبک زندگی است<ref>رهبر معظم انقلاب بعد از تقسیمبندی تمدن اسلامی به بخش حقیقی و ابزاری میگوید: «اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل میدهد که همان سبک زندگی است، این بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مانند مسئله خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، رفتار ما با پدر و مادر، همسر، فرزندان، رفتار ما با رئیس و مرئوس و رفتار ما با دوست و دشمن. اینها آن بخشهای اصلی تمدن است که متن زندگی انسان است». (سخنرانی در جمع جوانان خراسان شمالی، ۹۱/۷/۲۳)</ref>. به سخن دیگر سبک زندگی درست، مهمترین عامل زمینهساز برای ساخت [[تمدن اسلامی]] است<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه]]، ص ۴۷.</ref>. | ||
== اهمیت و نقشآفرینی | == اهمیت و نقشآفرینی سبک زندگی == | ||
دانستن و [[معرفت]] در | دانستن و [[معرفت]] در سبک زندگی بسیار مهم و سرنوشتساز است؛ اینکه بدانیم [[بینش]] و [[منش]] متعالی چیست؟ | ||
اساساً [[هستیشناسی]] زیربنای حرکت است. همه ارتباطات و جهتگیریهای [[انسان]]، به [[شناخت]] او از [[مبدأ هستی]] بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاشها و روابط او بر مبنای [[فکر]] و طرح خاصی انجام میپذیرد. حتی [[افکار]] و طرحهای جزئی نیز از یک [[سازمان]] [[فکری]] و نقشه کلی [[الهام]] میگیرد. مثلاً کسی که در کسب و [[تجارت]]، [[کمفروشی]] میکند و از [[احتکار]] و [[گرانفروشی]] نمیهراسد و سود شخصی و آنی را در نظر میگیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده [[پیروی]] میکند که همان [[اعتقاد]] به [[بت]] [[ثروت]] و [[مالاندوزی]] است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه [[عدالت]] و [[انصاف]] را در پیش میگیرد، پیشتر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت میدارد<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه]]، ص ۴۳.</ref>. | اساساً [[هستیشناسی]] زیربنای حرکت است. همه ارتباطات و جهتگیریهای [[انسان]]، به [[شناخت]] او از [[مبدأ هستی]] بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاشها و روابط او بر مبنای [[فکر]] و طرح خاصی انجام میپذیرد. حتی [[افکار]] و طرحهای جزئی نیز از یک [[سازمان]] [[فکری]] و نقشه کلی [[الهام]] میگیرد. مثلاً کسی که در کسب و [[تجارت]]، [[کمفروشی]] میکند و از [[احتکار]] و [[گرانفروشی]] نمیهراسد و سود شخصی و آنی را در نظر میگیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده [[پیروی]] میکند که همان [[اعتقاد]] به [[بت]] [[ثروت]] و [[مالاندوزی]] است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه [[عدالت]] و [[انصاف]] را در پیش میگیرد، پیشتر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت میدارد<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه]]، ص ۴۳.</ref>. | ||