تدبیر امر در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[تدبیر]] در لغت [[عرب]] به معنای [[عاقبت اندیشی]] است. فیروزآبادی در [[قاموس]] می‌گوید: "تدبیر، به [[عاقبت]] [[امر]] [[اندیشیدن]] است"<ref>{{عربی|التدبير: النظر في عاقبة الأمر}}؛ فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۲، ص۲۷.</ref>.
[[تدبیر]] در لغت [[عرب]] به معنای [[عاقبت اندیشی]] است. فیروزآبادی در قاموس می‌گوید: "تدبیر، به [[عاقبت]] [[امر]] [[اندیشیدن]] است"<ref>{{عربی|التدبير: النظر في عاقبة الأمر}}؛ فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۲، ص۲۷.</ref>.


[[تدبیر امر]]، به معنای [[حکم]] و [[فرمان]] و [[دستوری]] است که با مآل اندیشی و عاقبت‌نگری انجام می‌گیرد. [[زمخشری]]، [[مفسّر]] معروف در [[تفسیر]] {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} می‌گوید: "یدبّر، یعنی بر طبق [[حکمت]] [[داوری]] کردن و سنجیدن، و انجام دادن کار آنگونه که جوینده [[درستی]] کار، و عاقبت‌اندیش آینده‌نگر انجام می‌دهد، تا در انجام کار دچار آنچه [[ناپسند]] اوست نگردد، و معنای [[أمر]]: امر همه [[مخلوقات]] و امر [[سلطنت]] گسترده [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و [[عرش]] است"<ref>{{عربی|يدبّر، يقضي ويقدّر علی حسب الحكمه، ويفعل ما يفعل المتحرّي للصواب الناظر في أدبار الأمور وعواقبها لئلّا يلقاه ما يكره آخراً؛ و الأمر: أمر الخلق كلّه و أمر ملكوت السماوات والأرض والعرش}}؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج۲، ص۲۲۵.</ref>.
[[تدبیر امر]]، به معنای [[حکم]] و [[فرمان]] و دستوری است که با مآل اندیشی و عاقبت‌نگری انجام می‌گیرد. [[زمخشری]]، [[مفسّر]] معروف در [[تفسیر]] {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} می‌گوید: "یدبّر، یعنی بر طبق [[حکمت]] [[داوری]] کردن و سنجیدن، و انجام دادن کار آنگونه که جوینده [[درستی]] کار، و عاقبت‌اندیش آینده‌نگر انجام می‌دهد، تا در انجام کار دچار آنچه ناپسند اوست نگردد، و معنای [[أمر]]: امر همه [[مخلوقات]] و امر [[سلطنت]] گسترده [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و [[عرش]] است"<ref>{{عربی|يدبّر، يقضي ويقدّر علی حسب الحكمه، ويفعل ما يفعل المتحرّي للصواب الناظر في أدبار الأمور وعواقبها لئلّا يلقاه ما يكره آخراً؛ و الأمر: أمر الخلق كلّه و أمر ملكوت السماوات والأرض والعرش}}؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج۲، ص۲۲۵.</ref>.


فخرالدین رازی نیز در تفسیر {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} عبارتی نظیر عبارت کشّاف دارد و می‌گوید: "یدبّر الأمر: به معنای داوری و سنجش بر طبق مقتضای حکمت است و اینکه آنگونه عمل کند که عاقبت‌اندیش آینده‌نگر عمل می‌کند و به عواقب کار می‌نگرد، تا آنچه را شایسته نیست [[جامه]] عمل نپوشاند، و مراد از "أمر" [[شأن]] است، و معنای یدبّر الأمر تدبیر احوال مخلوقات و احوال مملکت آسمان‌ها و زمین است"<ref>{{عربی|يدبّر الأمر: معناه يقضي ويقدّر على حسب مقتضي الحكمة ويفعل ما يفعله المصيب في أفعاله الناظر في أدبار الأمور وعواقبها كي لايدخل في الوجود ما لاينبغي، و المراد من "الأمر" الشأن، يعني يدبر أحوال الخلق و أحوال ملكوت السماوات و الأرض}}؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۹، ص۱۳.</ref>.
فخرالدین رازی نیز در تفسیر {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} عبارتی نظیر عبارت کشّاف دارد و می‌گوید: "یدبّر الأمر: به معنای داوری و سنجش بر طبق مقتضای حکمت است و اینکه آنگونه عمل کند که عاقبت‌اندیش آینده‌نگر عمل می‌کند و به عواقب کار می‌نگرد، تا آنچه را شایسته نیست [[جامه]] عمل نپوشاند، و مراد از "أمر" [[شأن]] است، و معنای یدبّر الأمر تدبیر احوال مخلوقات و احوال مملکت آسمان‌ها و زمین است"<ref>{{عربی|يدبّر الأمر: معناه يقضي ويقدّر على حسب مقتضي الحكمة ويفعل ما يفعله المصيب في أفعاله الناظر في أدبار الأمور وعواقبها كي لايدخل في الوجود ما لاينبغي، و المراد من "الأمر" الشأن، يعني يدبر أحوال الخلق و أحوال ملكوت السماوات و الأرض}}؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۹، ص۱۳.</ref>.
خط ۱۷: خط ۱۷:
این عبارت به روشنی جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} را به معنای [[مالکیت]] [[تدبیر]] و تصریف [[خلق]] بین الأمر و النهی [[تفسیر]] کرده است. {{عربی|تصريف الخلق بين أمره و نهيه}}؛ یعنی با امر و نهی خویش، احوال خلق را به گردش درآوردن که [[حقیقت]] [[مُلک]] و [[سلطنت]] و [[پادشاهی]] جز این نیست.
این عبارت به روشنی جمله {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} را به معنای [[مالکیت]] [[تدبیر]] و تصریف [[خلق]] بین الأمر و النهی [[تفسیر]] کرده است. {{عربی|تصريف الخلق بين أمره و نهيه}}؛ یعنی با امر و نهی خویش، احوال خلق را به گردش درآوردن که [[حقیقت]] [[مُلک]] و [[سلطنت]] و [[پادشاهی]] جز این نیست.


از مجموع مطالبی که در بالا از [[اهل لغت]] و تفسیر نقل کردیم، روشن شد که مراد از وصف {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}}، سلطنت و مُلک است که عهده‌دار [[اداره امور]] و [[شئون]] [[رعیت]] است و وصف [[خدای متعال]] به عنوان "[[تدبیر أمر]]"، وصف به پادشاهی و سلطنت [[حکیمانه]] و [[عاقبت]] اندیشانه است که از مختصات و ویژگی‌های [[سلطنت الهی]] است و لهذا چنین وصفی مستلزم [[حصر]] این عنوان در [[ذات خدای متعال]] است؛ زیرا تنها اوست که بر عواقب احوال و امور [[آگاه]] است، پس تنها اوست "مدبّرالأمر" و [[سلطان]] و پادشاهی که با [[آگاهی]] و احاطه کامل بر [[سرنوشت]] خلق و از جمله [[آدمیان]]، اداره امور و شئون آنان را برعهده دارد.
از مجموع مطالبی که در بالا از اهل لغت و تفسیر نقل کردیم، روشن شد که مراد از وصف {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}}، سلطنت و مُلک است که عهده‌دار [[اداره امور]] و [[شئون]] [[رعیت]] است و وصف [[خدای متعال]] به عنوان "[[تدبیر أمر]]"، وصف به پادشاهی و سلطنت [[حکیمانه]] و [[عاقبت]] اندیشانه است که از مختصات و ویژگی‌های [[سلطنت الهی]] است و لهذا چنین وصفی مستلزم [[حصر]] این عنوان در [[ذات خدای متعال]] است؛ زیرا تنها اوست که بر عواقب احوال و امور [[آگاه]] است، پس تنها اوست "مدبّرالأمر" و [[سلطان]] و پادشاهی که با [[آگاهی]] و احاطه کامل بر [[سرنوشت]] خلق و از جمله [[آدمیان]]، اداره امور و شئون آنان را برعهده دارد.


از آنچه بیان شد، می‌توان نتیجه گرفت وصف "تدبیر أمر" متضمن دلیل بر حصر سلطنت و [[حاکمیت]] در [[ذات حق تعالی]] است؛ زیرا [[علم]] به عاقبت امور از لوازم سلطنت و حاکمیت است؛ چراکه حاکمیت بر [[مردم]]، به معنای [[تعیین سرنوشت]] و عاقبت مردم است و نیاز به عاقبتدانی و [[علم به آینده]] اشیا دارد که منحصراً در [[اختیار]] خدای متعال است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]].</ref>.
از آنچه بیان شد، می‌توان نتیجه گرفت وصف "تدبیر أمر" متضمن دلیل بر حصر سلطنت و [[حاکمیت]] در [[ذات حق تعالی]] است؛ زیرا [[علم]] به عاقبت امور از لوازم سلطنت و حاکمیت است؛ چراکه حاکمیت بر [[مردم]]، به معنای [[تعیین سرنوشت]] و عاقبت مردم است و نیاز به عاقبتدانی و [[علم به آینده]] اشیا دارد که منحصراً در [[اختیار]] خدای متعال است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]].</ref>.
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش