مدیران رابط کاربری، مدیران، templateeditor
۲۶٬۴۸۴
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = صحابه | ||
| عنوان مدخل = حضرمی بن عامر بن مجمع اسدی | | عنوان مدخل = حضرمی بن عامر بن مجمع اسدی | ||
| مداخل مرتبط = [[حضرمی بن عامر بن مجمع اسدی در تاریخ اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[حضرمی بن عامر بن مجمع اسدی در تاریخ اسلامی]] | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
برخی منابع نیز او را «[[مالک الحضرمی]]» معرفی کرده اند<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۱۹۳.</ref>. [[کنیه]] او را ابو کدم<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴؛ یا ابوکدام، ر.ک:زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۲۶۳.</ref> آوردهاند. وی را [[شاعری]] [[شجاع]] و [[رئیس]] دانسته و گفتهاند بخشی از اشعار او در کتاب [[بنی اسد]] آمده است<ref>بغدادی، خزانه الادب، ج۳، ص۳۹۴؛ نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۲۶۳.</ref>. به گفته [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref>، [[ابن شاهین]] (م ۳۸۵) و دیگران وی را در شمار [[صحابه]] آوردهاند و [[ابویعلی]](م۳۰۷) و [[ابن قانع]](م۳۵۱) نیز او را [[صحابی]] شمرده و از وی نقل کردهاند که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: به هنگام [[قضای حاجت]] مقابل باد نباشید و با دست راست استنجاء نکنید. | برخی منابع نیز او را «[[مالک الحضرمی]]» معرفی کرده اند<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۱۹۳.</ref>. [[کنیه]] او را ابو کدم<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴؛ یا ابوکدام، ر.ک:زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۲۶۳.</ref> آوردهاند. وی را [[شاعری]] [[شجاع]] و [[رئیس]] دانسته و گفتهاند بخشی از اشعار او در کتاب [[بنی اسد]] آمده است<ref>بغدادی، خزانه الادب، ج۳، ص۳۹۴؛ نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۲۶۳.</ref>. به گفته [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref>، [[ابن شاهین]] (م ۳۸۵) و دیگران وی را در شمار [[صحابه]] آوردهاند و [[ابویعلی]](م۳۰۷) و [[ابن قانع]](م۳۵۱) نیز او را [[صحابی]] شمرده و از وی نقل کردهاند که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: به هنگام [[قضای حاجت]] مقابل باد نباشید و با دست راست استنجاء نکنید. | ||
بر اساس گزارش [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۳.</ref>، در ابتدای سال نهم ده گروه از [[بنی اسد بن خزیمه]] نزد رسول خدا{{صل}} آمدند که [[حضرمی بن عامر]] نیز از آنان<ref>یا رییس آنان بود، ر.ک:ابن کثیر، السیره النبویه، ج۴، ص۱۷۰.</ref> بود. حضرمی بن عامر به رسول خدا{{صل}} عرض کرد: در شب تاریک و در [[خشکسالی]] راه پیمودیم و نزد شما آمدیم، در حالی که کسی را به دنبال ما نفرستاده بودی و پس از آن [[آیه]]{{متن قرآن|يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا۟}}<ref>سوره حجرات، آیه ۱۷.</ref> نازل شد و افراد را از [[منت گذاشتن]] بر رسول خدا{{صل}} برای [[اسلام]] آوردنشان بازداشت. رسول خدا{{صل}} از آنان پرسید شما چه کسانی هستید؟ گفتند: ما «بنی زنیه» هستیم [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: شما «بنی رشده»<ref>رشد یافتگان.</ref> هستید آنان گفتند ما مانند «بنی محوله» یعنی «[[بنی عبد الله بن غطفان]]» نیستیم، یا گفتند: ما نام پدرمان را رها نمیکنیم و مانند «بنی محوله» نیستیم که «[[بنی عبد العزی بن غطفان]]» بودند و رسول خدا{{صل}} آنان را به «بنی عبدالله» [[تغییر]] داد<ref>نیز، با اندکی تفاوت، ر.ک:بلاذری، فتوح البلدان، ج۱۱، ص۱۸۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۵، ص۱۵۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۰؛ نیز برای نزول آیه یاد شده درباره وی، ر.ک:ابن کثیر، السیره النبویه، ج۴۴، ص۱۷۰؛ سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۱۰۱.</ref>. بر اساس خبری در این دیدار رسول خدا{{صل}} برای آنان [[نامه]] ای نوشت<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref> به متن این نامه اشاره نشده اما متن نامه ای از رسول خدا{{صل}} به [[بنی اسد]] موجود است که در آن به [[حضرمی بن عامر]] اشاره نکردهاند و برخی احتمال دادهاند که همین نامه باشد<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۳، ص۲۴۲.</ref> سپس رسول خدا{{صل}} از آنان پرسید بین شما کسی هست که [[شعر]] بگوید؟ [[حضرمی]] خود را معرفی کرد و شعری سرود رسول خدا{{صل}} به او فرمود: [[قرآن]] بیاموز؛ آنان چند [[روز]] اقامت کردند و قرآن آموختند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۱.</ref>. گفتهاند: حضرمی [[سوره]] «[[عبس]]» <ref>یا اعلی، ر.ک:سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۳۳۸.</ref> را آموخت و چون آن را قرائت کرد [[آیه]] ای بر آن افزود که رسول خدا{{صل}} به او فرمود: چیزی بر آن میفزا<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref> که همان روشن و [[مبین]] و کفایت کننده است<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۱۱، ص۱۸۴؛ سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۳۳۸.</ref>. البته بیشتر منابع افزایش این سخن به عنوان آیه یا بخشی از آن را به [[مسیلمه]] [[کذاب]]<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۲۲؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۱۳۸؛ باقلانی، اعجاز القرآن، ص۱۵۷؛ یوسف عبدالله ابن عبدالبر، الدرر، ص۲۵۴.</ref> و برخی به یک [[اعرابی]]<ref>رازی، التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۳۹.</ref> و برخی به [[علاء بن یزید حضرمی]]<ref>سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۳۱۴.</ref> نسبت دادهاند که در مورد آخر احتمال [[اشتباه]] وجود دارد. | بر اساس گزارش [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۳.</ref>، در ابتدای سال نهم ده گروه از [[بنی اسد بن خزیمه]] نزد رسول خدا{{صل}} آمدند که [[حضرمی بن عامر]] نیز از آنان<ref>یا رییس آنان بود، ر.ک:ابن کثیر، السیره النبویه، ج۴، ص۱۷۰.</ref> بود. حضرمی بن عامر به رسول خدا{{صل}} عرض کرد: در شب تاریک و در [[خشکسالی]] راه پیمودیم و نزد شما آمدیم، در حالی که کسی را به دنبال ما نفرستاده بودی و پس از آن [[آیه]]{{متن قرآن|يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا۟}}<ref>سوره حجرات، آیه ۱۷.</ref> نازل شد و افراد را از [[منت گذاشتن]] بر رسول خدا{{صل}} برای [[اسلام]] آوردنشان بازداشت. رسول خدا{{صل}} از آنان پرسید شما چه کسانی هستید؟ گفتند: ما «بنی زنیه» هستیم [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: شما «بنی رشده»<ref>رشد یافتگان.</ref> هستید آنان گفتند ما مانند «بنی محوله» یعنی «[[بنی عبد الله بن غطفان]]» نیستیم، یا گفتند: ما نام پدرمان را رها نمیکنیم و مانند «بنی محوله» نیستیم که «[[بنی عبد العزی بن غطفان]]» بودند و رسول خدا{{صل}} آنان را به «بنی عبدالله» [[تغییر]] داد<ref>نیز، با اندکی تفاوت، ر.ک:بلاذری، فتوح البلدان، ج۱۱، ص۱۸۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۵، ص۱۵۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۰؛ نیز برای نزول آیه یاد شده درباره وی، ر.ک:ابن کثیر، السیره النبویه، ج۴۴، ص۱۷۰؛ سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۱۰۱.</ref>. بر اساس خبری در این دیدار رسول خدا{{صل}} برای آنان [[نامه]] ای نوشت<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref>. به متن این نامه اشاره نشده اما متن نامه ای از رسول خدا{{صل}} به [[بنی اسد]] موجود است که در آن به [[حضرمی بن عامر]] اشاره نکردهاند و برخی احتمال دادهاند که همین نامه باشد<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۳، ص۲۴۲.</ref>. سپس رسول خدا{{صل}} از آنان پرسید بین شما کسی هست که [[شعر]] بگوید؟ [[حضرمی]] خود را معرفی کرد و شعری سرود رسول خدا{{صل}} به او فرمود: [[قرآن]] بیاموز؛ آنان چند [[روز]] اقامت کردند و قرآن آموختند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۱.</ref>. گفتهاند: حضرمی [[سوره]] «[[عبس]]»<ref>یا اعلی، ر.ک:سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۳۳۸.</ref> را آموخت و چون آن را قرائت کرد [[آیه]] ای بر آن افزود که رسول خدا{{صل}} به او فرمود: چیزی بر آن میفزا<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref> که همان روشن و [[مبین]] و کفایت کننده است<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۱۱، ص۱۸۴؛ سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۳۳۸.</ref>. البته بیشتر منابع افزایش این سخن به عنوان آیه یا بخشی از آن را به [[مسیلمه]] [[کذاب]]<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۲۲؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۱۳۸؛ باقلانی، اعجاز القرآن، ص۱۵۷؛ یوسف عبدالله ابن عبدالبر، الدرر، ص۲۵۴.</ref> و برخی به یک [[اعرابی]]<ref>رازی، التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۳۹.</ref> و برخی به [[علاء بن یزید حضرمی]]<ref>سیوطی،الدر المنثور، ج۶، ص۳۱۴.</ref> نسبت دادهاند که در مورد آخر احتمال [[اشتباه]] وجود دارد. | ||
بنا بر نقلی حضرمی، برادرانی<ref>نه، برادر، ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref> داشت که در گذشتند و وی اموالشان را به [[ارث]] برد و شبی وارد [[منزل]] یکی از آنان شد که یکی از [[قبیله]] او<ref>یا پسر عموی او به نام جزء بن مالک ر.ک، ابن حجر، ج۲، ص۸۴.</ref> گفت: [[حضرمی]] شادمان نبود از اینکه برادرانش زنده باشند و اموالشان را به [[ارث]] برد. حضرمی به او رو کرد و شعری سرود. سپس [[جزء بن مالک]] خارج شد در حالی که برادرانش همراه او بودند و در حال کندن [[چاه]] بودند که چاه خراب شد و [[قبر]] آنان گردید. | بنا بر نقلی حضرمی، برادرانی<ref>نه، برادر، ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref> داشت که در گذشتند و وی اموالشان را به [[ارث]] برد و شبی وارد [[منزل]] یکی از آنان شد که یکی از [[قبیله]] او<ref>یا پسر عموی او به نام جزء بن مالک ر.ک، ابن حجر، ج۲، ص۸۴.</ref> گفت: [[حضرمی]] شادمان نبود از اینکه برادرانش زنده باشند و اموالشان را به [[ارث]] برد. حضرمی به او رو کرد و شعری سرود. سپس [[جزء بن مالک]] خارج شد در حالی که برادرانش همراه او بودند و در حال کندن [[چاه]] بودند که چاه خراب شد و [[قبر]] آنان گردید. | ||
چون این خبر به حضرمی رسید گفت:{{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> با [[اجل]]<ref>قدر، ر.ک:ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref> روبه رو شدند و [[کینه]] ای باقی گذاشتند<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۴۱؛ و با اندکی تفاوت ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref>. بنا به نقل [[سیف]] در [[الفتوح]] حضرمی گوید: خبر [[بیماری]] [[رسول خدا]]{{صل}} به ما رسید در حالی که [[مسیلمه]] بر یمامه [[غلبه]] کرده بود. وی بخشی از خبر [[ارتداد]] را نقل کرده که البته [[ابن حجر]] بدان اشاره نکرده است. بر اساس گزارشی وی در [[فتوحات]] نیز حضور داشته است. همچنین [[مرزبانی]] در معجم الشعراء گفته است: هنگامی که عمر از اشعار او در [[نبرد]] با پارسیان پرسید او اشعار نیکویی سرود<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref>. برخی «[[بستان ابن معمر]]» در نزدیکی [[مکه]] را که شامل دو نخلستان شامی و [[یمانی]] بوده است به [[حضرمی بن عامر]] منسوب کردهاند که [[اشتباه]] است<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۱۴.</ref>.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حضرمی بن عامر بن مجمع اسدی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۹۰-۹۱.</ref> | چون این خبر به حضرمی رسید گفت:{{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref>. با [[اجل]]<ref>قدر، ر.ک:ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref> روبه رو شدند و [[کینه]] ای باقی گذاشتند<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۴۱؛ و با اندکی تفاوت ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref>. بنا به نقل [[سیف]] در [[الفتوح]] حضرمی گوید: خبر [[بیماری]] [[رسول خدا]]{{صل}} به ما رسید در حالی که [[مسیلمه]] بر یمامه [[غلبه]] کرده بود. وی بخشی از خبر [[ارتداد]] را نقل کرده که البته [[ابن حجر]] بدان اشاره نکرده است. بر اساس گزارشی وی در [[فتوحات]] نیز حضور داشته است. همچنین [[مرزبانی]] در معجم الشعراء گفته است: هنگامی که عمر از اشعار او در [[نبرد]] با پارسیان پرسید او اشعار نیکویی سرود<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۸۴.</ref>. برخی «[[بستان ابن معمر]]» در نزدیکی [[مکه]] را که شامل دو نخلستان شامی و [[یمانی]] بوده است به [[حضرمی بن عامر]] منسوب کردهاند که [[اشتباه]] است<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۱۴.</ref>.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حضرمی بن عامر بن مجمع اسدی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۹۰-۹۱.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[ بنی اسد بن خزیمه]] (قبیله) | * [[بنی اسد بن خزیمه]] (قبیله) | ||
* [[ | * [[مالک بن مالک بن ثعلبه بن دودان]] (قبیله) | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
| خط ۳۱: | خط ۲۹: | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||
[[رده:اصحاب پیامبر]] | |||