پرش به محتوا

حارث بن عبدالمطلب هاشمی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸: خط ۱۸:


اما [[نسل]] [[حارث بن عبدالمطلب]] عمدتاً از طریق دو فرزند دیگرش [[نوفل]] و [[ربیعه]] استمرار یافت<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref>. نوفل<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۰۲؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۱۴۴.</ref> و ربیعه<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۵. اما برخی دیگر از منابع حضور ربیعه در جنگ بدر را به جهت را رد کرده، دلیل آن را مسافرت او به شام عنوان کرده‌اند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۵-۳۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۲۸)</ref> هر دو در [[جنگ بدر]] حضور داشتند و در این [[جنگ]] به [[اسارت]] [[سپاه اسلام]] در آمدند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
اما [[نسل]] [[حارث بن عبدالمطلب]] عمدتاً از طریق دو فرزند دیگرش [[نوفل]] و [[ربیعه]] استمرار یافت<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref>. نوفل<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۰۲؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۱۴۴.</ref> و ربیعه<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۵. اما برخی دیگر از منابع حضور ربیعه در جنگ بدر را به جهت را رد کرده، دلیل آن را مسافرت او به شام عنوان کرده‌اند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۵-۳۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۲۸)</ref> هر دو در [[جنگ بدر]] حضور داشتند و در این [[جنگ]] به [[اسارت]] [[سپاه اسلام]] در آمدند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
===[[بنی نوفل بن حارث بن عبدالمطلب]]===
[[نوفل]] پسر ارشد حارث بن عبدالمطلب بود<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶ و۸۷.</ref> و از عموهایش [[حمزه]] و عباس مسن‌تر بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۷؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۷.</ref>. وی در جریان [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شد<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۷؛ عمر بن محمد بن فهد، اتحاف الوری، ج۱، ص۵۲۷. جمعی از مصادر بر این اعتقادند که او پس از آزادی در بدر، مسلمان شد و به مکه بازگشت و سپس با عباس بن عبدالمطلب در زمان جنگ خندق به مدینه هجرت کرده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۲.</ref> و پس از آن، در فتح مکه، [[جنگ حنین]] و [[غزوه طائف]] حضور یافت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۲.</ref>. بنا به نقلی، [[نوفل بن حارث]] در [[غزوه حنین]]، که پس از فتح مکه رخ داد، ۳۰۰۰ نیزه در [[اختیار]] [[رسول خدا]]{{صل}} قرار داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴-۳۵؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۷؛ عمر بن محمد بن فهد، اتحاف الوری، ج۱، ص۵۲۷.</ref>. او را همچنین، از پایداری‌کنندگان در این [[جنگ]] گفته‌اند<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷. ابن سعد پایداری او را در جریان جنگ طائف دانسته است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۲)</ref>. وی در [[زمان]] [[خلافت عمر بن خطاب]] درگذشت و در [[بقیع]] [[دفن]] شد<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۶۲-۶۳.</ref>. نوفل بن حارث از همسرش -هند بنت [[ابوسفیان بن حرب]]- دارای فرزندانی به نام‌های [[محمد اکبر]]، [[ربیعه]]، عبدالرحمن، [[رمله]] و ام [[زبیر]] و از عمرو دختر مطلب بن ابی وداعه صاحب فرزندانی به اسامی [[عتبه]]، [[محمد اصغر]]، حارث، [[ریطه]] و ام حارث شد. ضمن این که سعید [[فقیه]] نیز از دیگر [[فرزندان]] او بود که از [[ام ولد]] متولد شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۲. نیز ر.ک: مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶.</ref>. حارث، بزرگترین پسر او بود [[و]] به همین جهت [[نوفل]] را «[[ابوحارث]]» [[کنیه]] داده بودند<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶.</ref>. وی را از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۲؛ [[ابن قانع]]، [[معجم الصحابه]]، ج۴، ص۱۳۳۶؛ [[ابن اثیر]]، اسد الغابه فی [[معرفة الصحابه]]، ج۱، ص۴۱۹.</ref> و [[راویان احادیث]] آن حضرت<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷.</ref> و از [[کارگزاران]] [[رسول خدا]]{{صل}} در اداره بخش‌هایی از [[مکه]] و پس از ایشان در [[زمان]] [[خلافت ابوبکر]] و عمر و عثمان گفته‌اند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۷، ص۳۱۹؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۲.</ref>. [[حارث بن نوفل]] مدتی بعد، به [[بصره]] رفت و در این [[شهر]] ساکن گردید<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۴۱۹.</ref>.
[[حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب]] از [[همسر]] خود هند دختر [[ابوسفیان بن حرب]] و [[خواهر]] معاویه<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب،ج۳، ص۸۸۵. نیز ر.ک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref>، پسر دیگری به نام عبدالله<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۵.</ref> ملقب به «ببّه» داشت<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۵؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷. «ببه» به معنای کثرت گوشت و چاقی است. از آنجا که عبدالله بن حارث بن نوفل در کودکی بسیار فربه بود و به اصطلاح «توپولی» بود، مادرش هند دحتر ابوسفیان او را «ببه» نامید. (با اندک اختلاف در: بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب،ج۳، ص۸۸۶؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۶، ص۱۵۷.)</ref>. عبدالله ببّه در جریان [[صلح امام حسن]]{{ع}} با معاویه، [[سفیر]] حضرت به [[شام]] بود<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۸. ابن اعثم به اشتباه از او با نسب عبدالله بن نوفل بن حارث یاد کرده است. (ابن اعثم، الفتوح، ج۴، ص۲۹۰)</ref>. بعد از وقوع [[صلح]] و در پی آن [[سیطره]] معاویه بر [[بلاد مسلمین]]، معاویه از او خواست تا [[فرمانداری]] مناطقی از حکومتش را پذیرا شود، اما عبدالله بن حارث نپذیرفت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۸.</ref>. پس از [[مرگ معاویه]] و با آغاز [[قیام]] [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}}، [[یزید بن ابوسفیان]] در پی نامه‌نگاری‌های متعدد [[امویان]] [[کوفه]]، [[نعمان بن بشیر]] را از [[امارت کوفه]] [[عزل]] کرد و [[عبیدالله بن زیاد]] را با [[حفظ]] سمت، به [[فرمانداری کوفه]] [[منصوب]] کرد. عبیدالله پس از دریافت [[نامه یزید]]، ۵۰۰ تن از مردان [[بصره]] -که [[عبدالله بن حارث بن نوفل]] و [[شریک بن اعور]] از جمله ایشان بودند- از بصره به سمت کوفه [[حرکت]] کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۹.</ref>. عبدالله در [[زمان]] [[قیام مسلم بن عقیل]] در کوفه، همراه با مختار به [[یاری]] مسلم شتافت. در این خیزش، مختار [[پرچم سبز]] و عبدالله ببّه پرچمی سرخ در دست گرفتند و پس از زد و خوردهای کوتاه با نیروهای [[اموی]]، خود را همراه با مسلم، به دارالعماره رساندند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۸۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۶.</ref>. این [[همکاری]] باعث شد تا عبیدالله پس از مسلط شدن بر اوضاع، عبدالله بن حارث و مختار را دستگیر و [[زندانی]] کند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۶.</ref>. عبدالله در بین [[بصری‌ها]] از [[وجاهت]] بالایی برخوردار بود؛ از این‌رو، [[مردم بصره]] پس از [[مرگ]] [[یزید بن معاویه]] و [[فرار]] عبیدالله بن زیاد به [[شام]]، بر امارت او اتفاق کردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸ و ج۷، ص۷۰؛ ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ج۲، ص۳۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۹. مصعب زبیری وقوع این اتفاق را پس از مرگ معاویه دانسته است. (مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶)</ref>. او پیش از این [[منصب]]، [[مسئول]] دار الرزق بصره بود اما مدتی بعد مغضوب عبیدالله بن زیاد واقع شد و زندانی گردید<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۸ و ج۵، ص۲۱۴.</ref>. مردم بصره پس از سپردن امارت به وی، به [[عبدالله بن زبیر]] –مدعی [[زبیری]] [[خلافت]]- [[نامه]] نوشتند و ضمن اعلام [[بیعت]] با او، از وی خواستند تا امارت [[عبدالله بن حارث بن نوفل]] بر [[بصره]] را بپذیرد. [[ابن زبیر]] نیز پذیرفت و او را [[کارگزار]] خود در بصره قرار داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۷، ص۳۲۴. نیز ر.ک: ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ج۲، ص۳۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۹.</ref>. عبدالله در زمانی که [[عبدالرحمن بن محمد بن اشعث]] در [[سال ۸۱ هجری]] علیه [[مروانیان]]، دست به [[شورش]] زد و [[عبدالملک بن مروان]] را از [[خلافت]] [[خلع]] کرد و با او وارد [[نبرد]] شد، در کنار وی بود. در پی [[شکست]] ابن اشعث و [[فرار]] او به سمت رتبیل هند، عبدالله هم از [[بیم]] حجاج، از [[بصره]] به عمان گریخت و دو سال بعد در [[سال ۸۴ هجری]] در این [[سرزمین]] در گذشت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۰۲؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۶، ص۱۰۶.</ref>.
از دیگر [[رجال]] [[دودمان]] [[بنی نوفل]] می‌توان به نام [[اسحاق بن عبدالله بن حارث بن نوفل]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۲۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۲.</ref>، [[زبیر بن سعید بن سلیمان بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب]] –از [[راویان حدیث]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۵؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۸، ص۴۶۵.</ref> و [[حارث بن عون بن عبدالله بن حارث بن نوفل]] -که به [[سخاوت]] شهره بود- اشاره داشت<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۵.</ref>. ضمن این که در برخی مصادر، از عباس بن عبدالله بن عبدالله بن حارث بن نوفل به عنوان یکی از نیروهای [[اموی]] در مواجهه با [[قیام]] [[عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر]] در [[سال ۱۲۷ هجری]] و کشته شدنش در عصبیه [[عراق]] در جریان این قیام خبر داده‌اند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۳۰۷.</ref>. به گفته برخی منابع، جمعی از [[ذراری]] و فرزندان حارث بن نوفل در [[حلب]] سکونت داشتند و نزد امرای آن [[شهر]]، از [[احترام]] ویژه‌ای برخوردار بودند<ref>عمر بن احمد بن عدیم، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ج۹، ص۴۱۷۳.</ref>.
[[سعید بن نوفل]] از فقهای [[عابد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۶. نیز ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۵۱۷.</ref> و [[مغیرة بن نوفل]] -[[صحابی رسول خدا]]{{صل}}-<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۲۳۱؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۴، ص۴۸۵۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب،ج۴، ص۱۴۴۷-۱۴۴۸.</ref>، [[پسران]] دیگر [[نوفل بن حارث]] بودند. [[مغیره]] از [[قضات]] دوران [[خلافت عثمان]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب،ج۴، ص۱۴۴۸.</ref> و از [[یاران امام علی]]{{ع}} در [[صفین]] بود که با اشعار و سخنان خود، [[یاران]] حضرت را به [[حمله]] [[تحریض]] می‌کرد<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۳۸۵؛ ابن اعثم، الفتوح، ج۳، ص۱۶۱. نیز ر.ک: ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۷.</ref>. او را دستگیر کننده [[ابن ملجم]] پس از ضربت زدن به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۱۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب،ج۴، ص۱۴۴۸.</ref> و [[جانشین]] و عامل [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} به هنگام [[لشکرکشی]] ایشان به سمت معاویه گفته‌اند<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷؛ محمد علی آل خلیفه، امراء الکوفه و حکامها، ص۱۲۹.</ref>. او امامه بنت ابوالعاص بن ربیع بن عبد شمس و دختر [[زینب]] دختر خوانده [[پیامبر]]{{صل}} را به زنی گرفته بود؛ اما ثمری از این [[ازدواج]] حاصلش نشد<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref>. مغیره از [[همسران]] دیگر خود، صاحب فرزندانی شد. از مشهورترین رجالی که از [[نسل]] او پدید آمدند می‌توان از [[عبدالله بن مغیرة بن نوفل محدث]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷.</ref>، [[لوط بن اسحاق بن مغیرة بن نوفل]] -از علمای [[عابد]] و [[فقیه]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷.</ref> و پسرش [[محمد بن لوط]] –از روات [[حدیث اهل سنت]]-<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷.</ref> و نیز [[یزید بن عبدالملک بن مغیره بن نوفل بن حارث]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷.</ref> و پسرش [[یحیی بن یزید بن عبدالملک]]-از [[راویان]] و [[محدثان اهل سنت]]-<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref> یاد کرد. روایاتی که از او و پدرش نقل شده از دیدگاه برخی [[علمای اهل سنت]] [[ضعیف]] [[ارزیابی]] شده است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref>.
عبدالله و عبیدالله هم، [[پسران]] دیگر [[نوفل بن حارث بن عبدالمطلب]] بودند. عبیدالله [[قاری]] [[قریش]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۶.</ref> و عبدالله که به ظاهر شباهت‌های بسیاری به [[رسول خدا]]{{صل}} داشت<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref>، از [[کارگزاران]] [[مروان بن حکم]] در [[تصدی]] سمت [[قضاء]] [[مدینه]] در [[سال ۴۲ هجری]] بود<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۹۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۲۰.</ref> و تا [[سال ۴۹ هجری]] که از سمتش بر کنار شد بر این [[منصب]] باقی بود<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۳۲.</ref>. او را نخستین [[قاضی]] مدینه نامیدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۳؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref>. از [[عبدالله بن نوفل]] پسرانی به نام‌های عبدالله، اسحاق و صلت و محمد<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref> و [[حمزه]]<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۳، ص۷۰.</ref> بر جای ماند. محمد را از [[محدثان]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۳-۲۴۴.</ref> و از صلت در شمار [[فقها]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۳. مصعب زبیری نسب او را «صلت بن عبدالله بن حارث بن نوفل بن حارث» دانسته است. (مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶.)</ref> و [[راویان حدیث]] نام برده‌اند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref>. از [[عبدالله بن عبدالله بن نوفل]] هم -که [[مصعب زبیری]] از او با نام و [[نسب]] [[عبدالله بن عبدالله بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب]] یاد کرده است-<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶.</ref>، در شمار راویان حدیث و مروی عنه [[ازهری]] نام برده شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۲-۲۴۳؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶.</ref>. ضمن این که حمزه نیز از کشته‌شدگان [[واقعه حره]] به شمار رفته است<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۳، ص۷۰.</ref>. از [[نسل]] [[نوفل بن حارث بن عبدالمطلب]]، جمع زیادی در شهرهای مدینه<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶.</ref>، [[بصره]] و [[بغداد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۰.</ref> ساکن بودند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۱۵

ویرایش