پرش به محتوا

کاربر:لیاقتی/ حب لقاء الله و ذم الفرار من الموت: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱٬۷۵۱: خط ۱٬۷۵۱:


==== ترجمه فارسی حدیث ====
==== ترجمه فارسی حدیث ====
حضرت امام صادق عليه السّلام می‌‌فرمايد كه:يادكردن موت و به ياد موت بودن، می‌‌ميراند و بر طرف می‌‌كند شهوتها و خواهش های‌ نفس را،و قلع می‌‌كند.هر چه را كه مورث غفلت است.و قوّت می‌‌دهد ميل به جانب خدا را،و دل را نرم می‌‌كند،و آثار و علامات هوا و هوس را درهم می‌‌شكند،و آتش حرص را خاموش می‌‌كند، و دنيا را در نظر او بی‌‌قدر و بی‌‌اعتبار می‌‌كند.  
حضرت امام صادق عليه السّلام می‌‌فرمايد كه: يادكردن موت و به ياد موت بودن، می‌‌ميراند و بر طرف می‌‌كند شهوتها و خواهش های‌ نفس را، و قلع می‌‌كند.هر چه را كه مورث غفلت است. و قوّت می‌‌دهد ميل به جانب خدا را، و دل را نرم می‌‌كند، و آثار و علامات هوا و هوس را درهم می‌‌شكند، و آتش حرص را خاموش می‌‌كند، و دنيا را در نظر او بی‌‌قدر و بی‌‌اعتبار می‌‌كند.  


و همين معنی‌ است تفسير كلام حضرت رسالت پناه صلّی‌ اللّٰه عليه و آله،كه فرموده است:«فكر ساعة خير من عبادة سنة»،يعنی‌:فكر كردن يك ساعت،بهتر و فاضل تر است از عبادت يك سال.امّا فكری‌ كه از برای‌ آخرت و از برای‌ بی‌‌اعتباری‌ دنيا باشد و فكر مردن و فكر كوچ كردن از دنيا،و واكردن طناب های‌ خيمه‌های‌ دنيا و زدن خيمه در آخرت باشد،نه فكر ديگر.و معلوم است كه هر كه فكر مردن می‌‌كند و مردن نصب العين او است و از مردن غافل نيست،گفتار و كردارش البتّه نيكو خواهد بود و پيرامون بدی‌ نخواهد گشت.  
و همين معنی‌ است تفسير كلام حضرت رسالت پناه صلّی‌ اللّٰه عليه و آله، كه فرموده است: «فكر ساعة خير من عبادة سنة»، يعنی‌: فكر كردن يك ساعت، بهتر و فاضل تر است از عبادت يك سال. امّا فكری‌ كه از برای‌ آخرت و از برای‌ بی‌‌اعتباری‌ دنيا باشد و فكر مردن و فكر كوچ كردن از دنيا، و واكردن طناب های‌ خيمه‌های‌ دنيا و زدن خيمه در آخرت باشد، نه فكر ديگر. و معلوم است كه هر كه فكر مردن می‌‌كند و مردن نصب العين او است و از مردن غافل نيست، گفتار و كردارش البتّه نيكو خواهد بود و پيرامون بدی‌ نخواهد گشت.  


و هر كه مردن را به خاطر بيارد و به نحوی‌ كه مذكور شد،او را ملاحظه كند تا او در اين فكر است،بلا شكّ‌ رحمت الهی‌ بر او نازل می‌‌شود و غرق رحمت الهی‌ است و هر كه از مردن عبرت نمی‌‌گيرد و بيچارگی‌ و عاجزی‌ خود را در وقت مردن و بعد از مردن به خاطر نمی‌‌آرد و توقّف بسيار در قبر و حيرانی‌ روز قيامت را ملاحظه نمی‌‌كند،پس اميد خير و خوبی‌ در او نيست.  
و هر كه مردن را به خاطر بيارد و به نحوی‌ كه مذكور شد،او را ملاحظه كند تا او در اين فكر است، بلا شكّ‌ رحمت الهی‌ بر او نازل می‌‌شود و غرق رحمت الهی‌ است و هر كه از مردن عبرت نمی‌‌گيرد و بيچارگی‌ و عاجزی‌ خود را در وقت مردن و بعد از مردن به خاطر نمی‌‌آرد و توقّف بسيار در قبر و حيرانی‌ روز قيامت را ملاحظه نمی‌‌كند، پس اميد خير و خوبی‌ در او نيست.  


حضرت پيغمبر صلّی‌ اللّٰه عليه و آله می‌‌فرمايد كه:بسيار به خاطر بياوريد،محوكنندۀ لذّتها را. پرسيدند كه:چه چيز است آن‌؟فرمود:مردن.  
حضرت پيغمبر صلّی‌ اللّٰه عليه و آله می‌‌فرمايد كه: بسيار به خاطر بياوريد، محوكنندۀ لذّتها را. پرسيدند كه: چه چيز است آن‌؟ فرمود: مردن.  


فما ذكره عبد علی‌ الحقيقة في سعة إلاّ ضاقت عليه الدّنيا،و لا في شدّة إلاّ اتّسعت عليه.  
فما ذكره عبد علی‌ الحقيقة في سعة إلاّ ضاقت عليه الدّنيا، و لا في شدّة إلاّ اتّسعت عليه.  
می‌‌فرمايد كه:به خاطر نمی‌‌آرد مردن را كسی‌ در حال وسعت و فراخی‌ عيش، مگر آنكه آن عيش به او تنگ می‌‌شود،و به خاطر نمی‌‌آرد او را كسی‌ در حال تنگی‌،مگر آنكه آن تنگی‌ بر او فراخ می‌‌گردد.چه،در اوّل هر گاه در عين عيش و عشرت باشد و به خاطر بياورد كه وقتی‌ خواهد آمد كه همۀ اين‌ها را بايد گذاشت و در قبر پر وحشت و تاريك تنها خوابيد،و هر چه كرده است و گفته است از زمان تكليف تا زمان فوت،همه را بايد به حسيب لطيف خبير،عرض كرد و حساب داد.
می‌‌فرمايد كه: به خاطر نمی‌‌آرد مردن را كسی‌ در حال وسعت و فراخی‌ عيش، مگر آنكه آن عيش به او تنگ می‌‌شود، و به خاطر نمی‌‌آرد او را كسی‌ در حال تنگی‌، مگر آنكه آن تنگی‌ بر او فراخ می‌‌گردد. چه، در اوّل هر گاه در عين عيش و عشرت باشد و به خاطر بياورد كه وقتی‌ خواهد آمد كه همۀ اين‌ها را بايد گذاشت و در قبر پر وحشت و تاريك تنها خوابيد، و هر چه كرده است و گفته است از زمان تكليف تا زمان فوت، همه را بايد به حسيب لطيف خبير،عرض كرد و حساب داد.


جميع لذّات و تنعّمات بر او منغّص و ناگوار می‌‌شود،و در ثانی‌ هر گاه در عين تنگی‌ و تلاطم هموم و غموم باشد و به خاطرش بگذرد،موت و ملايمات موت، تنگی‌ و غم،به وسعت و شادی‌ مبدّل می‌‌شود و به خود خواهد گفتن كه:هر گاه آخر حيات و زندگی‌،اين چنين شدايد و سختيها باشد،اگر چند روزی‌ به سختی‌ بگذرد سهل است و به خود آسان می‌‌كند.  
جميع لذّات و تنعّمات بر او منغّص و ناگوار می‌‌شود، و در ثانی‌ هر گاه در عين تنگی‌ و تلاطم هموم و غموم باشد و به خاطرش بگذرد، موت و ملايمات موت، تنگی‌ و غم،  به وسعت و شادی‌ مبدّل می‌‌شود و به خود خواهد گفتن كه: هر گاه آخر حيات و زندگی‌،اين چنين شدايد و سختيها باشد، اگر چند روزی‌ به سختی‌ بگذرد سهل است و به خود آسان می‌‌كند.  


و الموت اوّل منزل من منازل الآخرة و آخر منزل من منازل الدّنيا، فطوبی‌ لمن كان اكرم عند النّزول باوّلها،و طوبی‌ لمن احسن مشايعته في اخرها.  
و الموت اوّل منزل من منازل الآخرة و آخر منزل من منازل الدّنيا، فطوبی‌ لمن كان اكرم عند النّزول باوّلها، و طوبی‌ لمن احسن مشايعته في اخرها.  
می‌‌فرمايد كه:موت،اوّل منزلی‌ است از منزلهای‌ آخرت،و آخر منزلی‌ است از منزل های‌ دنيا.خوشا حال كسی‌ كه در وقت نزول موت،اوّل منزل آخرت به او سبك باشد،بلكه خوشتر از دنيا باشد،و خوشا حال كسی‌ كه مشايعت برادر مؤمن را بعد از موت آن مؤمن،كه آخر منزل از منازل دنيای‌ او است،خوب به جا بيارد و رعايت حقّ‌ ايمان را فراموش نكند.
می‌‌فرمايد كه: موت، اوّل منزلی‌ است از منزلهای‌ آخرت، و آخر منزلی‌ است از منزل های‌ دنيا. خوشا حال كسی‌ كه در وقت نزول موت، اوّل منزل آخرت به او سبك باشد، بلكه خوشتر از دنيا باشد، و خوشا حال كسی‌ كه مشايعت برادر مؤمن را بعد از موت آن مؤمن، كه آخر منزل از منازل دنيای‌ او است، خوب به جا بيارد و رعايت حقّ‌ ايمان را فراموش نكند.
بنا بر اين،تفسير ضمير«مشايعته»راجع است به موت،و مراد از«موت»ميّت.يا آنكه مفاد عبارت دوم نيز،مفاد فقرۀ اوّل باشد و تعبير مختلف.و حاصلش اين باشد كه:خوشا حال كسی‌ كه آخر منزل از منازل دنيا از برای‌ او نيكوتر باشد،از منزل های‌ پيشتر.يعنی‌:قبر او وحشت و ظلمت نداشته باشد و حساب و سؤال منكر و نكير و ساير أهوال قيامت به او آسان گذرد.  
بنا بر اين، تفسير ضمير «مشايعته» راجع است به موت، و مراد از «موت» ميّت. يا آنكه مفاد عبارت دوم نيز، مفاد فقرۀ اوّل باشد و تعبير مختلف. و حاصلش اين باشد كه: خوشا حال كسی‌ كه آخر منزل از منازل دنيا از برای‌ او نيكوتر باشد، از منزل های‌ پيشتر. يعنی‌: قبر او وحشت و ظلمت نداشته باشد و حساب و سؤال منكر و نكير و ساير أهوال قيامت به او آسان گذرد.  


و الموت اقرب الأشياء من ولد آدم،و هو يعدّه أبعد،فما اجرا الانسان علی‌ نفسه،و ما اضعفه من خلق.  
و الموت اقرب الأشياء من ولد آدم، و هو يعدّه أبعد، فما اجرا الانسان علی‌ نفسه، و ما اضعفه من خلق.  
می‌‌فرمايد كه:موت نزديكترين چيزها است به آدمی‌ و او،او را دورتر از همه چيز قياس می‌‌كند.و چه جرأت عظيمی‌ است كه انسان دارد بر نفس خود،با وجود ضعف بنيه و خلقت،و فكر عاقبت نمی‌‌كند.
می‌‌فرمايد كه: موت نزديكترين چيزها است به آدمی‌ و او،او را دورتر از همه چيز قياس می‌‌كند. و چه جرأت عظيمی‌ است كه انسان دارد بر نفس خود، با وجود ضعف بنيه و خلقت، و فكر عاقبت نمی‌‌كند.


و في الموت نجاة المخلصين،و هلاك المجرمين،و لذلك اشتاق من اشتاق إلی‌ الموت ،و كره من كره.  
و في الموت نجاة المخلصين، و هلاك المجرمين، و لذلك اشتاق من اشتاق إلی‌ الموت، و كره من كره.  
می‌‌فرمايد كه:موت باعث نجات مخلصان است از زحمت دنيا،و موجب هلاكت و عذاب گناهكاران است.و از اين جهت است كه زهّاد و عبّاد و مخلصين، مشتاق موت هستند،و آرزوی‌ موت می‌‌كنند،و گناهكاران از موت می‌‌ترسند و از موت كراهت دارند.
می‌‌فرمايد كه: موت باعث نجات مخلصان است از زحمت دنيا، و موجب هلاكت و عذاب گناهكاران است. و از اين جهت است كه زهّاد و عبّاد و مخلصين، مشتاق موت هستند، و آرزوی‌ موت می‌‌كنند، و گناهكاران از موت می‌‌ترسند و از موت كراهت دارند.


قال النّبی‌ّ‌ صلّی‌ اللّٰه عليه و آله: من احبّ‌ لقاء اللّٰه،احبّ‌ اللّٰه لقاءه،و من كره لقاء اللّٰه كره اللّٰه لقاءه.  
قال النّبی‌ّ‌ صلّی‌ اللّٰه عليه و آله: من احبّ‌ لقاء اللّٰه،احبّ‌ اللّٰه لقاءه،و من كره لقاء اللّٰه كره اللّٰه لقاءه.  
حضرت پيغمبر صلّی‌ اللّٰه عليه و آله می‌‌فرمايد:هر كه دوست می‌‌دارد لقای‌ رحمت پروردگار را،حضرت پروردگار نيز دوست می‌‌دارد لقای‌ او را،و رحمت خود را شامل حال او می‌‌كند.و هر كه كراهت دارد ملاقات موت و ملاقات رحمت الهی‌ را،او نيز ملاقات او را كراهت دارد و از رحمت او بی‌‌نصيب خواهد بود.
حضرت پيغمبر صلّی‌ اللّٰه عليه و آله می‌‌فرمايد: هر كه دوست می‌‌دارد لقای‌ رحمت پروردگار را، حضرت پروردگار نيز دوست می‌‌دارد لقای‌ او را، و رحمت خود را شامل حال او می‌‌كند. و هر كه كراهت دارد ملاقات موت و ملاقات رحمت الهی‌ را،او نيز ملاقات او را كراهت دارد و از رحمت او بی‌‌نصيب خواهد بود.


===نمایه‌های حدیث===
===نمایه‌های حدیث===
خط ۱٬۸۹۳: خط ۱٬۸۹۳:
# نزول رحمت الهی بر یاد کننده از مرگ
# نزول رحمت الهی بر یاد کننده از مرگ
# عدم وجود خیر در انسان غافل از مرگ
# عدم وجود خیر در انسان غافل از مرگ
====لیاقتی====
# یاد مرگ چاره خواسته ها و شهوتها در انسان
# یاد مرگ از بین برنده بستر غفلت
# یاد مرگ تقویت کننده اعتماد انسان به وعده های الهی 
# یاد مرگ موجب رقت قلب و لطافت نفس
# یاد مرگ ایرار مقابله با نشانه های هواپرستی
# یاد مرگ از بین برنده حرص و طمع به دنیا
# یاد مرگ موجب ناچیز شمرده شدن دنیا در نزد انسان
# یاد مرگ همان مصداق اتم برتری اندیشه کوتاه بر عبادت طولانی
# یاد مرگ یعنی جمع کردن دلبستگی به دنیا و آمادگی برای قیامت
# یاد کننده مرگ حقیقتا غوطه ور  مورد رحمت الهی
# یاد مرگ در انسان از مصادیق رحمت خاص الهی بر انسان
# چاره جویی برای آن و ناتوانی در برابر مرگ و طول اقامت در قبر و سرگردانی در قیامت است
# مرگ سامان دهنده زندگی انسان و جهت دهنده به خیر و نیکی


==حدیث سی و سوم==
==حدیث سی و سوم==
۲۵۴

ویرایش