←بنی حبلی و نبی مکرّم اسلام{{صل}}
حسینی ایمنی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | ==نام و نسب== | ||
این [[طایفه]] -که گاه از آنان به با نام اختصاری | این [[طایفه]] -که گاه از آنان به با نام اختصاری «[[بلحبلی]]» یاد میشود<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۸؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، و از [[مردمان]] طایفهاش با نسبتهای «حُبلِی»، «حُبلَوی» و «حُبلاوی»<ref>فیروز آبادی، قاموس المحیط،ج۱، ص۹۸۲. در نسبت این قوم اختلاف است: ابن منظور این نسبت را در صورت قیاسی بودن: «حُبَّلی» و بنا بر غیر قیاسی بودن: «حُبَلیّ» دانسته است. (ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۱۴۱) برخی نیز این نسبت را: «الحُبَلی» و «حبلاوی» (تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۹، ص۱۷۶-۱۷۷) و بعضی دیگر به اشکال دیگر گفتهاند.</ref> نام برده میشود - از [[قحطانیان]]<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۵۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۳۹.</ref> و از فروع و شاخههای [[قبیله]] خزرجاند که نسب از سالم (حُبلی) بن غنم بن عوف بن خزرج الاکبر بن حارثه میبرند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۲۸؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۵۰. این نسب در برخی منابع «سالم بن غنم بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج» (ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰) و در بعضی دیگر «حبلی بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج» (عوتبی صحاری، الأنساب،ج۲، ص۵۵۶) عنوان شده است.</ref>. سالم بن غنم، بواسطه شکم بزرگی که داشت به «الحُبلی» (یعنی: [[زن]] حامله) ملقب شده بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۱؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰. برخی منابع، مالک بن سالم بن غنم را عنوان دار لقب «حبلی» دانستهاند. (سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۹ به نقل از زباله)</ref>؛ از اینرو، [[فرزندان]] او «بنی حبلی» خوانده شدهاند. حبلی (سالم بن غنم) [[فرزندی]] به نام مالک داشت. از مالک هم پسرانی به اسامی: عبید، عدی، جشم، سالم، [[ثعلبه]] و عمرو تولد یافتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶-۴۱۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴.</ref> که [[طایفه]] بنی حبلی بر اساس آنها و فرزندانشان بنیان نهاده شد. بنی حبلی نیز بمانند بسیاری دیگر از [[قبایل]] و [[طوایف]] [[عرب]]، از شعب و شاخههای متعددی شکل یافته بود که از مهمترین آنها میتوان از [[بنی عبید بن مالک بن سالم]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۳.</ref> و [[بنی جزء بن عدی بن مالک بن سالم]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۵.</ref> و نیز [[بنی عبدالواحد بن بشر]] (بشیر)<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۱۲۴؛ سمعانی، الانساب، ج۹، ص۳۳۷؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۳۷.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
== | ==مساکن و منازل== | ||
[[مردمان]] بنی حبلی نیز بمانند دیگر طوایف [[اوس و خزرج]]، اصالتی [[یمنی]] دشتند<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۸۸.</ref>. اجدادشان در قرون نخست میلادی، پیش از تخریب [[سد]] عظیم [[عرم]]، در پی کوچ بزرگ قبایل [[ازدی]] به [[شهرها]] و عرصههای شمالیتر، به [[رهبری]] [[رییس]] خود -عمرو بن عامر مزیقیاء- از [[مأرب]] به [[مدینه]] که آن [[زمان]] «یثرب» خوانده میشد، عزیمت کردند و در این [[دیار]]، ماندگار شدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۵-۶۵۶.</ref>. آنان این حضور را با کنار زدن [[یهودیان]] مدینه تقویت کردند و علاوه بر اطراف [[شهر]]، به [[شهر یثرب]] نیز وارد شدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۶-۶۵۸.</ref>. [[ابن حزم]] (م. ۴۵۶) [[منزل]] ایشان را در مدینه، بین مساکن [[بنی نجّار]] و [[بنی ساعده]] دانسته است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۵.</ref>. «مطری» ([[جمال]] الدین [[محمد بن احمد]] | [[مردمان]] بنی حبلی نیز بمانند دیگر طوایف [[اوس و خزرج]]، اصالتی [[یمنی]] دشتند<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۸۸.</ref>. اجدادشان در قرون نخست میلادی، پیش از تخریب [[سد]] عظیم [[عرم]]، در پی کوچ بزرگ قبایل [[ازدی]] به [[شهرها]] و عرصههای شمالیتر، به [[رهبری]] [[رییس]] خود -عمرو بن عامر مزیقیاء- از [[مأرب]] به [[مدینه]] که آن [[زمان]] «یثرب» خوانده میشد، عزیمت کردند و در این [[دیار]]، ماندگار شدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۵-۶۵۶.</ref>. آنان این حضور را با کنار زدن [[یهودیان]] مدینه تقویت کردند و علاوه بر اطراف [[شهر]]، به [[شهر یثرب]] نیز وارد شدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۶-۶۵۸.</ref>. [[ابن حزم]] (م. ۴۵۶) [[منزل]] ایشان را در مدینه، بین مساکن [[بنی نجّار]] و [[بنی ساعده]] دانسته است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۵.</ref>. «مطری» ([[جمال]] الدین [[محمد بن احمد مطری]]، (متوفای ۷۴۱ [[هجری]]) عالم به [[علوم]] [[فقه]]، [[حدیث]] و [[تاریخ]] و مؤلف آثاری چون: «التعریف بما أنست الهجرة من معالم دارالهجره») هم، بنا بر مبنای [[فکری]] خود در مورد منازل [[اوس]]، [[مسکن]] بنی حبلی را بین [[قبا]] و بین منازل پسران [[حارث بن خزرج]] -که در شرق [[وادی بطحان]] و [[سائب]] قرار داشت - دانسته است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۹.</ref>. این سخنان، با اخباری که [[مورخان]] و [[سیره]] نگاران [[اسلامی]] از [[هجرت]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} به [[مدینه]] و نحوه خروج ایشان از [[قبا]] و ورودشان به [[مدینه]] گزارش کرده اند<ref>ر.ک: بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۰۴.</ref> و نیز گزارشی که از دیدار [[پیامبر]]{{صل}} با [[عبدالله بن ابی]] در [[زمان]] رفتن ایشان برای [[عیادت]] [[سعد بن عباده]]<ref>ر.ک: [[ابن هشام]]، [[السیرة النبویه]]، ج۱، ص۵۸۶-۵۸۷؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۴۱۸-۴۱۹.</ref> در دست است نیز، [[تأیید]] میگردد<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۹.</ref>. از قلعههای معروف بنی حبلی در [[مدینه]]، میتوان از «مُزاحِم» یاد کرد که به عبدالله بن ابی اختصاص داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۸۷؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۵۵۹.</ref>. | ||
[[پس از ظهور اسلام]] و در پی [[فتوحات اسلامی]] و گشوده شدن سرزمینهای جدید، جمعی از [[مردم]] بنی حبلی به این مناطق کوچ کردند که از جمله آن میتوان از [[عراق]] و [[شهر]] بزرگش [[کوفه]]<ref>ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۰۶.</ref> و نیز روستای معروف «[[عقرقوف]]» -در حدود دو فرسخی [[بغداد]]- یاد کرد<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۱۲۴؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۳۷.</ref>. [[سعد بن زید بن ودیعة بن عمرو انصاری]] –از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}- در دوران [[خلافت عمر بن خطاب]] به این روستا کوچ کرد و در آن سکونت [[اختیار]] کرد. [[اولاد]] سعد که به نام بنی عبدالواحد بن بشر (بشیر) بن محمد بن موسی بن سعد بن زید بن ودیعه [[شهرت]] داشتند<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۱۲۴؛ سمعانی، الانساب، ج۹، ص۳۳۷؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۳۷.</ref>، سالیان متمادی در کنار مردمانی از [[نسل]] [[عقبة بن وهب]] –حلیف بنی حبلی-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref> در این روستا سکونت داشتند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | [[پس از ظهور اسلام]] و در پی [[فتوحات اسلامی]] و گشوده شدن سرزمینهای جدید، جمعی از [[مردم]] بنی حبلی به این مناطق کوچ کردند که از جمله آن میتوان از [[عراق]] و [[شهر]] بزرگش [[کوفه]]<ref>ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۰۶.</ref> و نیز روستای معروف «[[عقرقوف]]» -در حدود دو فرسخی [[بغداد]]- یاد کرد<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۱۲۴؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۳۷.</ref>. [[سعد بن زید بن ودیعة بن عمرو انصاری]] –از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}- در دوران [[خلافت عمر بن خطاب]] به این روستا کوچ کرد و در آن سکونت [[اختیار]] کرد. [[اولاد]] سعد که به نام بنی عبدالواحد بن بشر (بشیر) بن محمد بن موسی بن سعد بن زید بن ودیعه [[شهرت]] داشتند<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۱۲۴؛ سمعانی، الانساب، ج۹، ص۳۳۷؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۳۷.</ref>، سالیان متمادی در کنار مردمانی از [[نسل]] [[عقبة بن وهب]] –حلیف بنی حبلی-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref> در این روستا سکونت داشتند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
[[جنگ احد]] نیز، از دیگر [[غزوات]] بزرگ دوران [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور جمع زیادی از بنی حبلی در خود بود. در این جنگ -که به [[سال سوم هجرت]] اتفاق افتاد - جمعی از مردم این قوم که [[رفاعة بن عمرو بن زید]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳.</ref>، [[زید بن ودیعه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۵۹.</ref>، [[عبدالله بن عبدالله بن ابی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۹۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۹۳.</ref>، [[معبد بن عباده]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref>، [[اوس بن خولی بن عبدالله انصاری]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۶.</ref> و نیز احلافی از آنها همچون: [[عقبة بن وهب بن کلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref>، [[عامر بن سلمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۲.</ref> و [[عاصم بن عکیر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۲.</ref> از جمله ایشان بودند، مشارکت داشتند. پایان این [[جنگ]] با [[شهادت]] تنی چند از این نام [[بردگان]] رقم خورد؛ چندان که منابع از [[رفاعة بن عمرو بن زید]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۲۰۳.</ref>، [[زید بن ودیعة بن عمرو]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳.</ref> و [[حلیف]] آنها [[عقبة بن وهب بن کلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵.</ref> به عنوان شهدای بنی حبلی در این [[غزوه]] یاد کردهاند. | [[جنگ احد]] نیز، از دیگر [[غزوات]] بزرگ دوران [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور جمع زیادی از بنی حبلی در خود بود. در این جنگ -که به [[سال سوم هجرت]] اتفاق افتاد - جمعی از مردم این قوم که [[رفاعة بن عمرو بن زید]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳.</ref>، [[زید بن ودیعه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۵۹.</ref>، [[عبدالله بن عبدالله بن ابی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۹۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۹۳.</ref>، [[معبد بن عباده]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref>، [[اوس بن خولی بن عبدالله انصاری]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۶.</ref> و نیز احلافی از آنها همچون: [[عقبة بن وهب بن کلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref>، [[عامر بن سلمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۲.</ref> و [[عاصم بن عکیر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۲.</ref> از جمله ایشان بودند، مشارکت داشتند. پایان این [[جنگ]] با [[شهادت]] تنی چند از این نام [[بردگان]] رقم خورد؛ چندان که منابع از [[رفاعة بن عمرو بن زید]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۲۰۳.</ref>، [[زید بن ودیعة بن عمرو]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳.</ref> و [[حلیف]] آنها [[عقبة بن وهب بن کلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵.</ref> به عنوان شهدای بنی حبلی در این [[غزوه]] یاد کردهاند. | ||
علاوه بر [[بدر]] و [[احد]]، جنگهای خندق<ref>از مشارکت کنندگان بنی حبلی در این جنگ میتوان از: عبدالله بن عبدالله بن ابی (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹) و اوس بن خولی بن عبدالله انصاری (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸) نام برد.</ref> و دیگر جنگهای [[دوران پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹-۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸و ج۳، ص۹۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۶ و ج۳، ص۱۹۳.</ref> و نیز وقایع بزرگی چون واقعه | علاوه بر [[بدر]] و [[احد]]، جنگهای خندق<ref>از مشارکت کنندگان بنی حبلی در این جنگ میتوان از: عبدالله بن عبدالله بن ابی (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹) و اوس بن خولی بن عبدالله انصاری (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸) نام برد.</ref> و دیگر جنگهای [[دوران پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹-۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸و ج۳، ص۹۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۶ و ج۳، ص۱۹۳.</ref> و نیز وقایع بزرگی چون واقعه [[عمرة القضا]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰.</ref> هم عرصه حضور مردانی از بنی حبلی بود. واقعه موسوم به «[[عمرة القضا]]» (در [[سال هفتم هجرت]]) از رخدادهای بزرگ [[دوران پیامبر اکرم]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور برخی از [[رجال]] بنی حبلی در آن بود. گفته شده که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پیش از ورود به [[مکه]]، ۲۰۰ مرد را به فرماندهی [[اوس بن خولی]] [[مأمور]] [[حفظ]] سلاحها نمود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰.</ref>. از [[اوس بن خولی انصاری]] همچنین به عنوان تنها انصاری حاضر در ماجرای [[تغسیل]] و [[تدفین]] [[رسول مکرم اسلام]]{{صل}} نام برده شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ [[یعقوبی]]، [[تاریخ]] الیعقوبی، ج۲، ص۱۱۴؛ [[ابن کثیر]]، [[البدایه و النهایه]]، ج۷، ص۲۱۹.</ref>. | ||
در پایان این بخش، [[تذکر]] این مطلب نیز ضروری است که علاوه بر مردان [[بنی سالم بن غنم]] (بنی حبلی)، بسیاری از [[زنان]] این [[طایفه]] نیز از [[پیشگامان]] [[اسلام در مدینه]] به شمار میآمدند. از جمله زنان پیشتاز این [[قوم]]، که پس از [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به مدینه، در کنار مردان خود، پس از [[قبول اسلام]]، با آن حضرت [[بیعت]] کردند میتوان از: أم مالک بنت أبی بن مالک -[[خواهر]] [[عبدالله بن ابی]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۴.</ref>، ام سعد بنت [[ابی بن مالک]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵.</ref>، [[جمیلة بنت عبدالله بن أبی بن سلول]] و مادر [[عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، ملیکة بنت [[عبدالله بن ابی بن سلول]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[رملة]] بنت [[عبدالله بن ابی بن سلول]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، أم سعد و به نقلی أم سعید بنت [[عبدالله بن ابی بن سلول]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، خولة بنت خولی بن عبدالله<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، فسحم بنت [[أوس بن خولی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۳۶.</ref>، [[زینب بنت سهل بن صعب]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۳۲.</ref>، لیلی بنت طباة (اطنابة) بن معیص<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۰۲.</ref> و جمیمه بنت [[حمام بن جموح انصاری]]<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۷۲.</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
واقعه موسوم به «[[عمرة القضا]]» (در [[سال هفتم هجرت]]) | |||
در پایان این بخش، [[تذکر]] این مطلب نیز ضروری است که علاوه بر مردان [[بنی سالم بن غنم]] (بنی حبلی)، بسیاری از [[زنان]] این [[طایفه]] نیز از [[پیشگامان]] [[اسلام در مدینه]] به شمار میآمدند. از جمله زنان پیشتاز این [[قوم]]، که پس از [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به مدینه، در کنار مردان خود، پس از [[قبول اسلام]]، با آن حضرت [[بیعت]] کردند میتوان از: أم مالک بنت أبی بن مالک -[[خواهر]] [[عبدالله بن ابی]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۴.</ref>، ام سعد بنت [[ابی بن مالک]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵.</ref>، [[جمیلة بنت عبدالله بن أبی بن سلول]] و مادر [[عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، ملیکة بنت [[عبدالله بن ابی بن سلول]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[رملة]] بنت [[عبدالله بن ابی بن سلول]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، أم سعد و به نقلی أم سعید بنت [[عبدالله بن ابی بن سلول]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، خولة بنت | |||
==بنی حبلی و [[منافقان]]== | ==بنی حبلی و [[منافقان]]== | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۱: | ||
==بنی حبلی و [[شأن نزول آیات]]== | ==بنی حبلی و [[شأن نزول آیات]]== | ||
[[شأن نزول]] بسیاری از [[آیات قرآن]] [[مجید]] به [[اعمال]] منافقانه [[منافقین]] [[مدینه]] به ویژه [[عبداللّه بن ابی بن سلول خزرجی]] و تلاشهای وی برای ایجاد [[فتنه]] در میان [[مسلمانان]] اختصاص دارد که از جمله آن میتوان از [[آیات]] ۱۱ تا ۱۳ [[سوره حشر]]<ref>ابن عطیه اندلسی، المحرز الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج۵، ص۲۸۹.</ref>، آیات ۶۴ تا ۶۶<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۷۱.</ref> و ۹۴ تا ۹۶ [[سوره توبه]]<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۹۳.</ref>، آیههای ۱۷۳<ref>حویزی، نور الثقلین، ج۱، ص۵۶۳.</ref>و ۶۴ [[سوره]] نسا<ref>شیخ طوسی، التبیان، ج۳، ص۲۴۱.</ref>و آیات ۱۲۲<ref>قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۱۰.</ref> و ۱۴۱ [[آل عمران]]<ref>قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۴۱.</ref> و.... یاد کرد. [[سوره منافقون]] به ویژه [[آیه]] ۸ این سوره و [[طعن]] عبدالله بن سلول: | [[شأن نزول]] بسیاری از [[آیات قرآن]] [[مجید]] به [[اعمال]] منافقانه [[منافقین]] [[مدینه]] به ویژه [[عبداللّه بن ابی بن سلول خزرجی]] و تلاشهای وی برای ایجاد [[فتنه]] در میان [[مسلمانان]] اختصاص دارد که از جمله آن میتوان از [[آیات]] ۱۱ تا ۱۳ [[سوره حشر]]<ref>ابن عطیه اندلسی، المحرز الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج۵، ص۲۸۹.</ref>، آیات ۶۴ تا ۶۶<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۷۱.</ref> و ۹۴ تا ۹۶ [[سوره توبه]]<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۹۳.</ref>، آیههای ۱۷۳<ref>حویزی، نور الثقلین، ج۱، ص۵۶۳.</ref>و ۶۴ [[سوره]] نسا<ref>شیخ طوسی، التبیان، ج۳، ص۲۴۱.</ref>و آیات ۱۲۲<ref>قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۱۰.</ref> و ۱۴۱ [[آل عمران]]<ref>قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۴۱.</ref> و.... یاد کرد. [[سوره منافقون]] به ویژه [[آیه]] ۸ این سوره و [[طعن]] عبدالله بن سلول: {{متن قرآن|يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَآ إِلَى ٱلْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ ٱلْأَعَزُّ مِنْهَا ٱلْأَذَلَّ}}<ref>«میگویند: چون به مدینه باز گردیم، فراپایهتر، فرومایهتر را از آنجا بیرون خواهد راند؛ با آنکه فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است امّا منافقان نمیدانند» سوره منافقون، آیه ۸.</ref> هم که در [[مذمت]] [[منافقان]] نازل شده، اشاره به [[رفتار]] و [[کردار]] او دارد<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۹، ص۲۸۳.</ref>. مطابق برخی از مستندات، [[سبب نزول]] سوره منافقون، آشکار ساختن [[نفاق]] عبدالله بن ابی بوده است. در راه بازگشت از [[غزوه]] بنی مُصطلق، بین برخی از [[مهاجرین]] و [[انصار]] نزاعی بر سر آب شکل گرفت و عبدالله بن ابی به [[دفاع]] از فرد [[انصاری]] برخاست و با [[تهدید]] گفت که وقتی به مدینه بازگردد عزیزترین اشخاص (یعنی انصار) ذلیلترینها (یعنی مهاجرین) را از مدینه [[اخراج]] خواهد کرد. این سخن به [[پیامبر]]{{صل}} رسید، اما عبدالله بن اُبیّ نزد وی رفت و سخنان خود را [[تکذیب]] کرد. در پی این واقعه، سوره منافقون نازل گردید<ref>ابنهشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۲۹۰ و ۲۹۱؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۴، ص۵۲ و ۵۵.</ref>. | ||
همچنین، برخی از [[مورخان]] و [[قرآنپژوهان]] [[اهلسنت]] و [[شیعه]]، [[نزول آیات]] ۱۱ تا ۱۶ [[سوره نور]] را درباره [[عبدالله بن ابی]] و دیگر منافقانی که در [[داستان افک]] به برخی [[همسران پیامبر]]{{صل}} [[تهمت]] زدند، دانستهاند. بر این اساس، گروهی از [[منافقان]] از جمله عبدالله بن ابیّ، در راه بازگشت از [[غزوه بنیالمصطلق]]، [[عایشه]] [[همسر پیامبر]]{{صل}} را به [[بیعفتی]] متهم ساختند، اما [[خداوند]] با [[نزول]] این [[آیات]]، [[تهمت]] به [[زنان]] [[پاکدامن]] را گناهی بزرگ به شمار آورد و آنها را از چنین تهمتهایی مبرا دانست<ref>ابنهشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۲۹۷-۳۰۳؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۰۴-۲۰۶؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱، ص۲۱۳- ۲۱۶.</ref>. این واقعه که به حادثه «[[افک]]» [[شهرت]] دارد، مورد نقد برخی از [[مفسران شیعه]] قرار گرفته است<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۱۰۱؛ مکارم شیرازی، الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج۱۱، ص۴۰. بعضی از شیعیان بر این اعتقادند که این عایشه بود که ماریه- همسر دیگر پیامبر{{صل}}- را به بیعفتی متهم کرد. در پی این اقدام، آیات سوره نور نازل گردید. (قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹؛ عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج۱۲، ص۳۲۰، ۳۲۶.)</ref>. | همچنین، برخی از [[مورخان]] و [[قرآنپژوهان]] [[اهلسنت]] و [[شیعه]]، [[نزول آیات]] ۱۱ تا ۱۶ [[سوره نور]] را درباره [[عبدالله بن ابی]] و دیگر منافقانی که در [[داستان افک]] به برخی [[همسران پیامبر]]{{صل}} [[تهمت]] زدند، دانستهاند. بر این اساس، گروهی از [[منافقان]] از جمله عبدالله بن ابیّ، در راه بازگشت از [[غزوه بنیالمصطلق]]، [[عایشه]] [[همسر پیامبر]]{{صل}} را به [[بیعفتی]] متهم ساختند، اما [[خداوند]] با [[نزول]] این [[آیات]]، [[تهمت]] به [[زنان]] [[پاکدامن]] را گناهی بزرگ به شمار آورد و آنها را از چنین تهمتهایی مبرا دانست<ref>ابنهشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۲۹۷-۳۰۳؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۰۴-۲۰۶؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱، ص۲۱۳- ۲۱۶.</ref>. این واقعه که به حادثه «[[افک]]» [[شهرت]] دارد، مورد نقد برخی از [[مفسران شیعه]] قرار گرفته است<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۱۰۱؛ مکارم شیرازی، الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج۱۱، ص۴۰. بعضی از شیعیان بر این اعتقادند که این عایشه بود که ماریه- همسر دیگر پیامبر{{صل}}- را به بیعفتی متهم کرد. در پی این اقدام، آیات سوره نور نازل گردید. (قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹؛ عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج۱۲، ص۳۲۰، ۳۲۶.)</ref>. | ||