پرش به محتوا

سید رضی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۱: خط ۴۱:
[[علامه امینی]] (نویسنده کتاب مشهور [[الغدیر]]) درباره جایگاه بلند سید رضی نزد ارباب تراجم (شخصیت‌نگاری) و رجال، می‌نویسد: در منابع تراجم و رجال به طور گسترده و متواتر از [[شعر]] و [[ادب]] سید رضی [[تمجید]] شده است؛ چنان که دیگر [[فضایل]] و [[کمالات]] شخصیتی و مفاخر او نیز مورد [[ستایش]] قرار گرفته است<ref>بنگرید به: امینی، الغدیر، ج۴، ص۱۸۱؛ دلشاد تهرانی، چشمه خورشید، ص۱۰۴ - ۹۹.</ref>.
[[علامه امینی]] (نویسنده کتاب مشهور [[الغدیر]]) درباره جایگاه بلند سید رضی نزد ارباب تراجم (شخصیت‌نگاری) و رجال، می‌نویسد: در منابع تراجم و رجال به طور گسترده و متواتر از [[شعر]] و [[ادب]] سید رضی [[تمجید]] شده است؛ چنان که دیگر [[فضایل]] و [[کمالات]] شخصیتی و مفاخر او نیز مورد [[ستایش]] قرار گرفته است<ref>بنگرید به: امینی، الغدیر، ج۴، ص۱۸۱؛ دلشاد تهرانی، چشمه خورشید، ص۱۰۴ - ۹۹.</ref>.


حال که رشته [[کلام]] بدین جا رسید، مناسب است به داستان مشهور و پرمعنایی که [[ابن ابی الحدید معتزلی]] در عظمت [[شخصیت]] [[سید رضی]] نقل می‌کند، اشاره‌ای شود. وی در مقدمه شرح [[نهج‌البلاغه]]، از سید فخار موسوی حلی ـ دانشمند بزرگ و [[فقیه]] مشهور [[شیعه]] ـ نقل کند که [[شیخ مفید]] در [[خواب]] دید [[حضرت زهرا]]{{س}} دست [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} را گرفته، به نزد شیخ می‌آورد و می‌فرماید: این دو، پسران من‌اند؛ به آنها [[فقه]] بیاموز! شیخ مفید پس از [[بیداری]] در شگفت ماند که این چه خوابی بود؟ فردای آن شب که شیخ مفید طبق معمول در [[مسجد]] «[[براثا]]» ـ واقع در منطقه شیعه‌نشین [[بغداد]] ـ نشسته بود و [[تدریس]] می‌‌کرد، ناگهان دید بانویی با کمال [[وقار]]، در حالی که دست دو کودک خود را گرفته، وارد شد و به شیخ [[سلام]] کرد و گفت: من [[همسر]] طاهر ذوالمناقب هستم و این دو کودک [[فرزندان]] من‌اند. آنها را نزد و شما آورده‌ام تا فقه و احکام دینی را به آنها بیاموزی! شیخ مفید از آن خواب و این تعبیر در شگفت ماند و در دم گریست<ref>بنگرید به ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۴۱؛ دوانی، سید رضی، مؤلف نهج‌البلاغه، ص۴۲.</ref>.
حال که رشته [[کلام]] بدین جا رسید، مناسب است به داستان مشهور و پرمعنایی که [[ابن ابی الحدید معتزلی]] در عظمت [[شخصیت]] سید رضی نقل می‌کند، اشاره‌ای شود. وی در مقدمه شرح [[نهج‌البلاغه]]، از سید فخار موسوی حلی ـ دانشمند بزرگ و [[فقیه]] مشهور [[شیعه]] ـ نقل کند که [[شیخ مفید]] در [[خواب]] دید [[حضرت زهرا]]{{س}} دست [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} را گرفته، به نزد شیخ می‌آورد و می‌فرماید: این دو، پسران من‌اند؛ به آنها [[فقه]] بیاموز! شیخ مفید پس از [[بیداری]] در شگفت ماند که این چه خوابی بود؟ فردای آن شب که شیخ مفید طبق معمول در [[مسجد]] «[[براثا]]» ـ واقع در منطقه شیعه‌نشین [[بغداد]] ـ نشسته بود و [[تدریس]] می‌‌کرد، ناگهان دید بانویی با کمال [[وقار]]، در حالی که دست دو کودک خود را گرفته، وارد شد و به شیخ [[سلام]] کرد و گفت: من [[همسر]] طاهر ذوالمناقب هستم و این دو کودک [[فرزندان]] من‌اند. آنها را نزد و شما آورده‌ام تا فقه و احکام دینی را به آنها بیاموزی! شیخ مفید از آن خواب و این تعبیر در شگفت ماند و در دم گریست<ref>بنگرید به ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۴۱؛ دوانی، سید رضی، مؤلف نهج‌البلاغه، ص۴۲.</ref>.


کارنامه [[علمی]] و عملی [[سید رضی]] در عمر شریفش مؤیدی روشن در [[تأیید]] و تثبیت این داستان است. سید رضی در فراگرفتن [[علوم]] و فنون بسیار [[حریص]] بود. او از هر کس که اندوخته‌ای علمی داشت، بهره می‌گرفت و در این خصوص میان شیعه و [[سنی]] و [[مسلمان]] و [[کافر]] تفاوت نمی‌نهاد. وی در علوم متداول آن عصر تحصیل نمود و در بیشتر آنها نیز کتاب نوشت؛ علومی همچون صرف، نحو، قرائت، انساب، [[تفسیر]]، [[حدیث]]، [[کلام]]، فقه، اصول و عروض و قوافی ([[علم]] قافیه). سید رضی در [[عزت نفس]]، [[وفاداری]]، [[سخاوت]]، بلندنظری، رفاقت و [[دوستی]]، [[عشق]] به علم و [[شعر]] و نویسندگی در عصر خود مانند نداشت. وی نسبت به مبادی [[دینی]] و جهات [[شرعی]] سخت پایبند بود و از [[چاپلوسی]]، سخت [[احتراز]] می‌جست<ref>بنگرید به: ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۳۷ – ۳۶.</ref>.
کارنامه [[علمی]] و عملی سید رضی در عمر شریفش مؤیدی روشن در [[تأیید]] و تثبیت این داستان است. سید رضی در فراگرفتن [[علوم]] و فنون بسیار [[حریص]] بود. او از هر کس که اندوخته‌ای علمی داشت، بهره می‌گرفت و در این خصوص میان شیعه و [[سنی]] و [[مسلمان]] و [[کافر]] تفاوت نمی‌نهاد. وی در علوم متداول آن عصر تحصیل نمود و در بیشتر آنها نیز کتاب نوشت؛ علومی همچون صرف، نحو، قرائت، انساب، [[تفسیر]]، [[حدیث]]، [[کلام]]، فقه، اصول و عروض و قوافی ([[علم]] قافیه). سید رضی در [[عزت نفس]]، [[وفاداری]]، [[سخاوت]]، بلندنظری، رفاقت و [[دوستی]]، [[عشق]] به علم و [[شعر]] و نویسندگی در عصر خود مانند نداشت. وی نسبت به مبادی [[دینی]] و جهات [[شرعی]] سخت پایبند بود و از [[چاپلوسی]]، سخت [[احتراز]] می‌جست<ref>بنگرید به: ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۳۷ – ۳۶.</ref>.


افزون بر این، [[سید رضی]] شخصیتی ذووجوه و [[جامع]] بود و در عرصه‌های [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] نیز نخبه‌ای کارآمد به شمار می‌رفت. وی در سال ۳۸۰ هجری [[مقام]] [[نقابت]] و [[سرپرستی]] [[علویین]] و امارت حاج ([[مسئول]] حجاج) و نظر در مظالم ([[ریاست]] [[دیوان]] دادگستری) را که از [[مشاغل]] پدرش بود، عهده‌دار شد. او نزد [[خلیفه]] الطائع (۳۸۱ - ۳۶۳ق) و القادر (۴۲۳ - ۳۸۱ق) محبوب بود و فخرالملک [[وزیر]] بهاءالدوله و دیگر اعیان [[دولت]] نیز به نظر [[احترام]] و تجلیل بسیار به وی می‌نگریستند. [[بهاءالدوله]] در سال ۳۸۸ هجری [[سید رضی]] را «[[شریف]] [[اجل]]» [[لقب]] داد<ref>بنگرید به بلاغی، تاریخ نجف اشرف و حیرة، ص۱۰۰ - ۹۹.</ref>.<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه]]، ص ۲۰؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص 430- 431.</ref>
افزون بر این، سید رضی شخصیتی ذووجوه و [[جامع]] بود و در عرصه‌های [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] نیز نخبه‌ای کارآمد به شمار می‌رفت. وی در سال ۳۸۰ هجری [[مقام]] [[نقابت]] و [[سرپرستی]] [[علویین]] و امارت حاج ([[مسئول]] حجاج) و نظر در مظالم ([[ریاست]] [[دیوان]] دادگستری) را که از [[مشاغل]] پدرش بود، عهده‌دار شد. او نزد [[خلیفه]] الطائع (۳۸۱ - ۳۶۳ق) و القادر (۴۲۳ - ۳۸۱ق) محبوب بود و فخرالملک [[وزیر]] بهاءالدوله و دیگر اعیان [[دولت]] نیز به نظر [[احترام]] و تجلیل بسیار به وی می‌نگریستند. [[بهاءالدوله]] در سال ۳۸۸ هجری سید رضی را «[[شریف]] [[اجل]]» [[لقب]] داد<ref>بنگرید به بلاغی، تاریخ نجف اشرف و حیرة، ص۱۰۰ - ۹۹.</ref>.<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه]]، ص ۲۰؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص 430- 431.</ref>


ویژگی‌های اخلاقی رضی در نوع خود کم‌نظیر است. او دانشمندی بلندنظر و با گذشت، پارسا و پیراسته و آراسته به [[سجایای اخلاقی]] بوده است. وی برخلاف شعرای هم‌عصر خویش، هرگز صله از کسی نپذیرفت و دامن [[شعر]] و [[ادب]] به [[مدح]] و [[تملق]] [[سلاطین]] آلوده نکرد. [[شریف رضی]] با داشتن مناصب مهم و بزرگ دولتی، مانند نقابت و [[امارت]] حاج و [[ریاست]] دیوان مظالم، سادگی، [[فروتنی]] و وارستگی خود را فراموش نکرد و این مناصب هرگز کوچک‌ترین تأثیری در [[روح]] بزرگ و [[فکر]] بلندپرواز او نداشت<ref>دوانی، نگاهی به زندگی پرافتخار شریف رضی</ref>. [[سیدرضی]] سرانجام در سال ۴۰۶ ق [[وفات]] یافت<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص 430- 431.</ref>.
ویژگی‌های اخلاقی رضی در نوع خود کم‌نظیر است. او دانشمندی بلندنظر و با گذشت، پارسا و پیراسته و آراسته به [[سجایای اخلاقی]] بوده است. وی برخلاف شعرای هم‌عصر خویش، هرگز صله از کسی نپذیرفت و دامن [[شعر]] و [[ادب]] به [[مدح]] و [[تملق]] [[سلاطین]] آلوده نکرد. [[شریف رضی]] با داشتن مناصب مهم و بزرگ دولتی، مانند نقابت و [[امارت]] حاج و [[ریاست]] دیوان مظالم، سادگی، [[فروتنی]] و وارستگی خود را فراموش نکرد و این مناصب هرگز کوچک‌ترین تأثیری در [[روح]] بزرگ و [[فکر]] بلندپرواز او نداشت<ref>دوانی، نگاهی به زندگی پرافتخار شریف رضی</ref>. [[سیدرضی]] سرانجام در سال ۴۰۶ ق [[وفات]] یافت<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص 430- 431.</ref>.
۱۲۹٬۵۰۹

ویرایش