|
|
| خط ۷: |
خط ۷: |
|
| |
|
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| [[قرآن کریم]]، [[تساوی]] [[عالمان]] با غیر عالمان را [[نفی]]: {{متن قرآن| قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.</ref> و به جایگاه ویژه و [[درجه]] [[برتر]] آنان اشاره کرده است: {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref>؛ چنانکه تعبیر [[متواضعانه]] [[حضرت موسی]] در برابر [[حضرت خضر]] {{متن قرآن|قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا}}<ref>«موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط آنکه از آن راهدانی که تو را آموختهاند به من بیاموزی؟» سوره کهف، آیه ۶۶.</ref> نشان از احترام ویژه دانشمندان دارد<ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[احترام - ذبیحزاده (مقاله)|مقاله «احترام»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]].</ref>.
| | [[تکریم علم و عالم]] و تجلیل از کتاب و قلم و [[تشویق]] به [[تعلیم و تعلم]]، خونی است در شریان [[مکتب]] انسانساز [[اسلام]]. در نخستین آیات نازل شده بر [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}} «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.</ref> که ناظر به امر [[تعلیم و تربیت]] است از یک سو، سخن از خواندن است و [[آموزش]] و قلم و از جانب دیگر، از [[خداوند]] با هیچ یک از تعابیر «[[خالق]]»، «[[اله]]» و «[[الله]]» و هیچ اسم و صفت دیگری جز «[[رب]]» که ناظر بر امر [[تربیت]] است<ref>راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآن، گفته است: {{عربی|الرَّبُّ فِي الْأَصْلِ: التَّرْبِيَةُ}}؛ رب، در اصل به معنای تربیت است.</ref> نام نمیبرد. |
| | |
| [[تکریم علم و عالم]] و تجلیل از کتاب و قلم و [[تشویق]] به [[تعلیم و تعلم]]، خونی است در شریان [[مکتب]] انسانساز [[اسلام]]. | |
| | |
| در نخستین آیات نازل شده بر [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}} «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.</ref> که ناظر به امر [[تعلیم و تربیت]] است از یک سو، سخن از خواندن است و [[آموزش]] و قلم و از جانب دیگر، از [[خداوند]] با هیچ یک از تعابیر «[[خالق]]»، «[[اله]]» و «[[الله]]» و هیچ اسم و صفت دیگری جز «[[رب]]» که ناظر بر امر [[تربیت]] است<ref>راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآن، گفته است: {{عربی|الرَّبُّ فِي الْأَصْلِ: التَّرْبِيَةُ}}؛ رب، در اصل به معنای تربیت است.</ref> نام نمیبرد. | |
| | |
| طُرفه آنکه در همین [[آیات]]، آنجا که سخن از [[شأن]] [[آفریدگاری]] خداوند است، او را تنها به لفظ «رب» یاد میکند: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ}}، اما [[پروردگار]] را در [[مقام تعلیم]]، به وصف «اکرم» (گرامیتر) متصف میسازد: {{متن قرآن|اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ}}.
| |
| | |
| در آغاز [[سوره مکی]] قلم نیز که آمده است: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ}}<ref>«نون؛ سوگند به قلم و آنچه برنگارند» سوره قلم، آیه ۱.</ref>، شماری از [[مفسران]] بزرگ از جمله معانییی که برای حرف مقطع «ن» ذکر کردهاند، دوات و یا مرکب است<ref>از جمله: التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۷۴؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۳۲؛ مفاتیح الغیب، ج۳۰، ص۵۹۸؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۸، ص۲۰۵.</ref>؛ یعنی [[سوگند]] به دوات و قلم و آنچه مینویسند!...
| |
| شمار فراوانی از [[آیات قرآن کریم]]، به صراحت یا کنایت، در [[شرافت]] و [[فضیلت]] کتابت و قلم، فهم و [[دانش]]، [[خرد]] و [[اندیشه]]، [[تزکیه]] و [[تعلیم]] است و کثرت تکرار واژگانی چون: [[تعقل]]، [[تفکر]]، [[تدبر]]، [[تفقه]]، [[اولوالالباب]] و امثال آن، [[تأمل]] برانگیز است.
| |
| | |
| این تعبیرهای شگفت از سرزمینی سربرآورده است که نماد [[عزت]] و [[شرف]] آنان، [[شمشیر]] است و اسب و کار خواندن و نوشتن، [[حرفه]] افراد فرومایهای است که شمارشان از انگشتان دست [[تجاوز]] نمیکند و بسا آن را ننگ میشمردهاند.
| |
|
| |
|
| [[عیسی بن عمر]] گوید: ذوالرمه، به من گفت که بر این حرف علامت رفع بگذار. گفتم: مگر تو نوشتن میدانی؟! او فوراً در دست بر دهانش نهاد که؛ یعنی در این باره چیزی مگوی که نزد ما [[عیب]] است<ref>الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۱۶؛ الاغانی، ج۱۸، ص۲۸۰ و با روایتی اندک متفاوت در: الموشح، ص۲۳۱.</ref>. | | در همین [[آیات]]، آنجا که سخن از [[شأن]] [[آفریدگاری]] خداوند است، او را تنها به لفظ «رب» یاد میکند: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ}}، اما [[پروردگار]] را در [[مقام تعلیم]]، به وصف «اکرم» (گرامیتر) متصف میسازد: {{متن قرآن|اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ}}. |
|
| |
|
| در آن [[روزگار]]، نهتنها در [[حجاز]]، که در امپراتوریهای بزرگ [[ایران]] و [[روم]] که کانون [[اقتدار]] و مدنیت محسوب میشد، شکاف طبقاتی و [[محرومیت]] و [[تبعیض]]، تودههای [[مردم]] را از ابتداییترین [[حقوق انسانی]] [[محروم]] و از حد بشری ساقط میکرد. | | در آغاز [[سوره قلم]] نیز که آمده است: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ}}<ref>«نون؛ سوگند به قلم و آنچه برنگارند» سوره قلم، آیه ۱.</ref>، شماری از [[مفسران]] بزرگ از جمله معانییی که برای حرف مقطّع «ن» ذکر کردهاند، دوات و یا مرکب است<ref>از جمله: التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۷۴؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۳۲؛ مفاتیح الغیب، ج۳۰، ص۵۹۸؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۸، ص۲۰۵.</ref>؛ یعنی [[سوگند]] به دوات و قلم و آنچه مینویسند!... |
|
| |
|
| در ایران عصر ساسانی، [[کسب دانش]]؛ یعنی سادهترین [[حق]] طبیعی هر [[انسان]]، تنها در انحصار طبقات ممتاز و اشرافزادگان بود. حتی به تعبیر [[حکیم]] ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه: کفشگری در قبال پرداخت صدها هزار درم<ref>چنین گفت کای پر خرد مایهدار *** چهل من درم هر منی صد هزار</ref> به دربار انوشیروان، خواهان صدور جواز درس خواندن فرزندش شد، اما شاه ساسانی از این پیشنهاد برآشفت و با وجود نیاز وافری که به این مبلغ برای [[جنگ]] با [[رومیان]] داشت، حاضر نشد که فرزند کفشگری دون پایه و [[پست]] در کنار اشرافزادگان و موبدزادگان، روانه [[مکتب]] شود<ref>ر.ک: فردوسی، شاهنامه، ج۸، ص۲۹۸ - ۳۰۰.</ref>. | | شمار فراوانی از [[آیات قرآن کریم]]، به صراحت یا کنایه، در [[شرافت]] و [[فضیلت]] کتابت و قلم، فهم و [[دانش]]، [[خرد]] و [[اندیشه]]، [[تزکیه]] و [[تعلیم]] است و کثرت تکرار واژگانی چون: [[تعقل]]، [[تفکر]]، [[تدبر]]، [[تفقه]]، [[اولوالالباب]] و امثال آن، [[تأمل]] برانگیز است. |
|
| |
|
| اما در آن یلدای دیجور [[جهل]] و [[ظلمت]]، مردی [[امی]]، با [[رسالت الهی]] و با نگاهی به وسعت همه هستی و عزمی [[استوار]] و آهنین چنان در صور [[رستاخیز]] [[علمی]] و [[معنوی]] [[تاریخ]] [[بشر]] دمید که راههای [[رشد]] و اعتلای فرهنگ [[انسانی]] را برای همیشه به روی جمله [[اولاد آدم]] گشود.
| | مکتب اسلام از [[ارزش]] معرفت و اعتبار دانش [[زیبا]] و صریح سخن گفته است که در مکتب [[رسول خدا]]{{صل}} آمده است: تنها کسانی در زمره آدمیاناند که صاحب و یا طالب دانشاند و دیگران حشرات بیمصرف را میمانند<ref>مفهوم [[کلام]] [[امام صادق]]{{ع}} که فرمود: {{متن حدیث|النَّاسُ اثْنَانِ: عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ}}. ([[الخصال]]، ج۱، ص۳۹؛ [[بحارالانوار]]، ج۱، ص۱۸۷). به روایتی دیگر: {{متن حدیث|الْعَالِمُ و الْمُتَعَلِّمُ فِي الْخَيْرِ شَرِيكَانِ (... فِي الْأَجْرِ سَوَاءٌ) و سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ}}. (جامع بیان العلم، ص۴۳؛ [[کنز العمال]]، ج۳، ص۷۲۷، ح۸۵۹۰؛ الجامع لاحکام القرآن، ج۶، ص۴۱۵ «ذیل [[آیه]] ۳۲ [[سوره انعام]]».</ref>. |
|
| |
|
| نفس مسیحایی آن پیامآور [[عشق]] و [[معرفت]] و تازیانه اخگرهای گداخته کلمات و سخنان نافذ وی، چنان خفتگان را بیدار و [[دل]] [[مردگان]] را احیا کرد که در اندک [[زمان]]، پرچمهای [[علم]] و معرفت و درس و بحث و تألیف و تصنیف را در هر [[دیار]] افراشتند.
| | پیامبر{{صل}} گوش سپردن به کلام [[حکیمانه]] را مفیدتر از [[عبادت]] یک سال<ref>{{متن حدیث|كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ يَسْمَعُهَا الْمُؤْمِنُ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ}}. اعلام الدین، ص۲۹۴؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۷۴ و به روایت متفاوتی در: المحجة البیضاء، ج۸، ص۱۹۸ و ۲۴۲؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۶۰، ح۲۸۸۲۸؛ تاریخ دمشق، ج۱۷، ص۶۳).</ref> و علم و دانش را راه وصول به [[بهشت]] میدانست<ref>{{متن حدیث|لِكُلِّ شَيْءٍ طَرِيقٌ وَ طَرِيقُ الْجَنَّةِ الْعِلْمُ}}. (الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۲۵؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۵۶، ح۲۸۸۰۳).</ref> و میفرمود: اگر روزی بر من بگذرد و دانشی نیاموزم که مرا به [[خدا]] نزدیک سازد، آن [[روز]] بر من [[خجسته]] نیست<ref>{{متن حدیث|إِذَا أَتَى عَلَيَّ يَوْمٌ لَا أَزْدَادُ فِيهِ عِلْمًا يُقَرِّبُنِي إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَلَا بُورِكَ لِي فِي طُلُوعِ شَمْسِ ذَلِكَ الْيَوْمِ}}. (المحجة البیضاء، ج۱، ص۱۵ - ۱۶؛ لسان المیزان، ج۳، ص۷۸، ح۲۸۴؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۵).</ref>. |
| | |
| لحن و آهنگ بیان این [[مکتب]]، در اعتبار بخشی به گوهر [[دانش]]، چنان است که مکتبهای مدعی «اصالت علم» و «[[علمگرایی]]»<ref>Scientism.</ref>[[بشر]]، فرسنگها از آن دور و با آن بیگانهاند.
| |
| | |
| به [[راستی]]، کدام مکتب از [[ارزش]] معرفت و اعتبار دانش چنین [[زیبا]] و صریح سخن گفته است که در مکتب [[رسول خدا]]{{صل}} آمده است: تنها کسانی در زمره آدمیاناند که صاحب و یا طالب دانشاند و دیگران حشرات بیمصرف را میمانند<ref>مفهوم [[کلام]] [[امام صادق]]{{ع}} که فرمود: {{متن حدیث|النَّاسُ اثْنَانِ: عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ}}. ([[الخصال]]، ج۱، ص۳۹؛ [[بحارالانوار]]، ج۱، ص۱۸۷). به روایتی دیگر: {{متن حدیث|الْعَالِمُ و الْمُتَعَلِّمُ فِي الْخَيْرِ شَرِيكَانِ (... فِي الْأَجْرِ سَوَاءٌ) و سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ}}. (جامع بیان العلم، ص۴۳؛ [[کنز العمال]]، ج۳، ص۷۲۷، ح۸۵۹۰؛ الجامع لاحکام القرآن، ج۶، ص۴۱۵ «ذیل [[آیه]] ۳۲ [[سوره انعام]]».</ref>. لختی درنگ در [[سایه]] روحپرور کلام دلانگیز رسول خدا{{صل}}، این [[حقیقت]] را بهتر باز مینماید.
| |
| | |
| آن حضرت گوش سپردن به کلام [[حکیمانه]] را مفیدتر از [[عبادت]] یک سال<ref>{{متن حدیث|كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ يَسْمَعُهَا الْمُؤْمِنُ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ}}. اعلام الدین، ص۲۹۴؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۷۴ و به روایت متفاوتی در: المحجة البیضاء، ج۸، ص۱۹۸ و ۲۴۲؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۶۰، ح۲۸۸۲۸؛ تاریخ دمشق، ج۱۷، ص۶۳).</ref> و علم و دانش را راه وصول به [[بهشت]] میدانست<ref>{{متن حدیث|لِكُلِّ شَيْءٍ طَرِيقٌ وَ طَرِيقُ الْجَنَّةِ الْعِلْمُ}}. (الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۲۵؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۵۶، ح۲۸۸۰۳).</ref> و میفرمود: اگر روزی بر من بگذرد و دانشی نیاموزم که مرا به [[خدا]] نزدیک سازد، آن [[روز]] بر من [[خجسته]] نیست<ref>{{متن حدیث|إِذَا أَتَى عَلَيَّ يَوْمٌ لَا أَزْدَادُ فِيهِ عِلْمًا يُقَرِّبُنِي إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَلَا بُورِكَ لِي فِي طُلُوعِ شَمْسِ ذَلِكَ الْيَوْمِ}}. (المحجة البیضاء، ج۱، ص۱۵ - ۱۶؛ لسان المیزان، ج۳، ص۷۸، ح۲۸۴؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۵).</ref>.
| |
| | |
| زمانی به [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} فرمود: دو رکعت [[نماز]] عالم از هزار رکعت نماز [[عابد]] [[برتر]] است»<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ رَكْعَتَيْنِ يُصَلِّيهِمَا اَلْعَالِمُ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ رَكْعَةٍ يُصَلِّيهَا اَلْعَابِدُ}}. (بحارالانوار، ج۷۴، ص۸۳؛ مکارم الاخلاق، ج۲، ص۵۱۵).</ref>؛ «گمشده [[مؤمن]]، [[دانش]] و [[حکمت]] است»<ref>امالی طوسی، ص۶۲۵، مجلس ۳۰؛ بحارالانوار، ج۲، ص۹۹ و ۱۰۵؛ ج۱۴، ص۳۰۴؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۵۲.</ref> و «[[خواب]] همراه با [[علم]]، نیکوتر از نماز [[جاهلانه]] است»<ref>{{متن حدیث|نَوْمٌ مَعَ عِلْمٍ خَيْرٌ مِنْ صَلَاةٍ عَلَى جَهْلٍ}}. (منیة المرید، ص۱۴؛ [[بحارالانوار]]، ج۱، ص۱۸۵؛ الجامعالصغیر، ج۲، ص۱۸۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۴۰، ح۲۸۷۱۱).
| |
| | |
| [[مولوی]] با نظر به این [[کلام نبوی]]، چنین سروده است: خواب، بیداریست چون با دانش است *** وای [[بیداری]] که با [[نادان]] نشست مثنوی، دفتر دوم، [[بیت]] ۳۹.</ref>. او هلاک [[امت]] خویش را در ترک دانش و گردآوری [[ثروت]] میدید<ref>{{متن حدیث|هَلَاكُ رِجَالِ أُمَّتِي فِي تَرْكِ الْعِلْمِ وَ جَمْعِ الْمَالِ}}. (تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۱؛ جامع بیان العلم و فضله، ص۴۸۸).</ref>.
| |
| | |
| آن حضرت از خود به عنوان یک [[معلم]] یاد میکرد<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا بُعِثْتُ مُعَلِّمًا}} (سنن ابن ماجه، ج۱، ص۸۳، ح۲۲۹؛ سنن دارمی، ج۱، ص۱۱۱، ح۳۴۹).</ref> و میفرمود: «من برای [[تعلیم]] [[مردم]] آمدهام»<ref>{{متن حدیث|بِالتَّعْلِيمِ أُرْسِلْتُ}}. (منیة المرید، ص۱۶؛ الفقیه و المتفقه، ج۱، ص۲۰، ح۳۴).</ref>. در [[مکتب]] او، چهره آسمانی معلم جذابتر از هفتاد هزار عابد رقم خورده است<ref>{{متن حدیث|عَالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ أَلْفَ عَابِدٍ}}. (الکافی، ج۱، ص۳۳).</ref> و دیدار چهره او و حتی نگریستن به در [[خانه]] وی [[عبادت]] [[خداوند سبحان]] است<ref>{{متن حدیث|... النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ الْعَالِمِ عِبَادَةٌ بَلْ وَ إِلَى بَابِ الْعَالِمِ عِبَادَةً}}. (عدة الداعی، ص۷۵) در بسیاری از منابع، تنها بخش نخست روایت ذکر شده است مانند: من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۲۰۵؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۱۲؛ عوالی اللآلی، ج۴، ص۷۳؛ بحارالانوار، ج۱، ص۹۶ و... .</ref>.
| |
|
| |
|
| [[رسول خدا]]{{صل}} در ترغیب [[مردم]] به [[فراگیری دانش]]، هرگونه محدودیت و مانعی را برطرف ساخت و همواره [[مسلمانان]] را در هر شرایطی و بیقید و شرط به [[کسب علم]] و [[معرفت]] فرامیخواند و میفرمود: همه مسلمانان از [[زن]] و مرد<ref>{{متن حدیث|طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ}}. (مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۲۴۹؛ عدة الداعی، ص۷۲). گفتنی است که این حدیث در بسیاری از منابع، اعم از شیعی و سنی، با تعبیر {{متن حدیث|... عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ}} آمده که به معنای مطلق مسلمان، اعم از مرد و زن است.</ref>، در سراسر عمر خویش<ref>{{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْدِ}}. (تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۴۰۱؛ تفسیر روح البیان، ج۵، ص۲۷۴).</ref>، موظفند برای [[کسب دانش]] حتی به دورترین نقاط [[جهان]]<ref>{{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ}}. (وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۳۸، خ۲۸۶۹۷).</ref> بار [[سفر]] بندند و آن را از هرکس بیاموزند<ref>{{متن حدیث|لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ}}. ([[میزان الحکمه]]، ج۶، ص۴۸۵، به نقل از کنزالعمال، ح۴۴۲۱۸؛ [[روحالمعانی]]، ج۶، ص۱۷۷؛ ج۸، ص۳۱۰) نیز: {{متن حدیث|خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ}} و {{متن حدیث|خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ}}. در این باره بنگرید به: [[محاسن برقی]]، ج۱، ص۲۳۰؛ [[بحارالانوار]]، ج۲، ص۹۷ و ۹۹.</ref>. | | [[رسول خدا]]{{صل}} در ترغیب [[مردم]] به [[فراگیری دانش]]، هرگونه محدودیت و مانعی را برطرف ساخت و همواره [[مسلمانان]] را در هر شرایطی و بیقید و شرط به [[کسب علم]] و [[معرفت]] فرامیخواند و میفرمود: همه مسلمانان از [[زن]] و مرد<ref>{{متن حدیث|طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ}}. (مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۲۴۹؛ عدة الداعی، ص۷۲). گفتنی است که این حدیث در بسیاری از منابع، اعم از شیعی و سنی، با تعبیر {{متن حدیث|... عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ}} آمده که به معنای مطلق مسلمان، اعم از مرد و زن است.</ref>، در سراسر عمر خویش<ref>{{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْدِ}}. (تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۴۰۱؛ تفسیر روح البیان، ج۵، ص۲۷۴).</ref>، موظفند برای [[کسب دانش]] حتی به دورترین نقاط [[جهان]]<ref>{{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ}}. (وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۳۸، خ۲۸۶۹۷).</ref> بار [[سفر]] بندند و آن را از هرکس بیاموزند<ref>{{متن حدیث|لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ}}. ([[میزان الحکمه]]، ج۶، ص۴۸۵، به نقل از کنزالعمال، ح۴۴۲۱۸؛ [[روحالمعانی]]، ج۶، ص۱۷۷؛ ج۸، ص۳۱۰) نیز: {{متن حدیث|خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ}} و {{متن حدیث|خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ}}. در این باره بنگرید به: [[محاسن برقی]]، ج۱، ص۲۳۰؛ [[بحارالانوار]]، ج۲، ص۹۷ و ۹۹.</ref>. |
|
| |
| رسول خدا{{صل}} مردم را به [[پیروی]] از [[عالمان]] فراخوانده و میفرمود: «این طایفه چراغهای فروزان این جهان و قندیلهای افروخته آخرتند»<ref>{{متن حدیث|إِتَّبِعُوا الْعُلَمَاءَ، فَإِنَّهُمْ سُرَجُ الدُّنْيَا وَ مَصَابِيحُ الْآخِرَةِ}}. (کنز العمال، ج۱۰، ص۱۳۵، ح۲۸۶۸۱ و ص۱۷۲، ح۲۸۸۹۳؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص٧).</ref>. و آثار [[علمی]] ایشان در محاسبات [[الهی]]، چندان گرانسنگ است که تنها برگی از آن نویسنده را از [[عذاب دوزخ]] میرهاند<ref>{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ إِذَا مَاتَ وَ تَرَكَ وَرَقَةً وَاحِدَةً عَلَيْهَا عِلْمٌ تَكُونُ تِلْكَ الْوَرَقَةُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ سِتْراً فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّارِ...}} (امالی صدوق، ص۴۰ مجلس دهم؛ دعوات راوندی، ص۲۷۵).</ref>.
| |
|
| |
| آنچه در این میان بیشتر جلب نظر میکند، نکتههای دقیقی است که در سفارشها و تأکیدها و حتی شیوههای [[رفتاری]] آن حضرت در امر [[آموزش]] ملاحظه میشود.
| |
|
| |
| او [[پرسش]] بجا و [[نیکو]] را نیم پارهای از [[دانش]] میدانست<ref>{{متن حدیث|حُسْنُ السُّؤَالِ نِصْفُ الْعِلْمِ}} (کنزالفوائد، ج۲، ص۱۸۹؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۲۳۸، خ۲۹۲۶۲).</ref> و میفرمود: «[[آدم]] ی تا در پی دانش است، [[دانشور]] بوده و چون خویشتن را دانشمند انگارد، محکوم به [[نادانی]] و [[جهالت]] است»<ref>{{متن حدیث|لَا يَزَالُ الرَّجُلُ عَالِماً مَا طَلَبَ الْعِلْمَ فَإِذَا ظَنَّ أَنَّهُ قَدْ عَلِمَ فَقَدْ جَهِلَ}} (العقد الفرید، ج۲، ص۷۹ و با اندک اختلاف در لفظ: الفقیه و المتفقة، ج۲، ص۳۸، ح۱۰۵۳).</ref> و از همین منظر، «آنکه خویشتن را عالِم خوانَد، [[جاهلی]] بیش نیست»<ref>{{متن حدیث|مَنْ قَالَ أَنَا عَالِمٌ فَهُوَ جَاهِلٌ}}. (منیة المرید، ص۴۳؛ بحارالانوار، ج۲، ص۱۱۰؛ الترغیب و الترهیب، ج۱، ص۷۷، ح۲۲۹).</ref>. وی [[معلم]] را به نرمش و [[مدارا]] با دانشآموز، و دانشجو را به انعطاف و نرمی با استاد فرامیخواند<ref>{{متن حدیث|لِينُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَ وَ لِمَنْ تَتَعَلَّمُونَ مِنْهُ}}. (منیة المرید، ص۸۷؛ بحارالانوار، ج۲، ص۶۲؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۲۳۹، ح۲۹۲۶۷).</ref> و تأکید میکرد که معلمانتان را [[حرمت]] گذارید و [[دانشآموزان]] خود را [[تکریم]] نمایید<ref>این [[حدیث]] با تعابیر متفاوت آمده است. ر.ک: کافی، ج۱، ص۳۶؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۲۵۰، خ ۲۹۳۳۸.</ref>. حضرت بر آن بود که «چون [[خدا]] خواهد بندهای را زبون سازد، دانش را از وی دریغ میدارد»<ref>{{متن حدیث|إِذَا اسْتَرْذَلَ اللَّهُ عَبْداً حَظَرَ عَلَيْهِ الْعِلْمَ}}. (اعلام الدین، ص۸۰؛ نهجالبلاغه، حکمت ۲۸۸، (در این منبع آمده: {{متن حدیث|إِذَا أَرْذَلَ اللَّهُ...}}؛ لسان المیزان، ج۱، ص۲۹۵، ح۸۷۱).</ref>.
| |
|
| |
|
| چنین است که [[علم]] و [[معرفت]] در نگاه آن [[سفیر]] [[نور]] و [[هدایت]]، موجب [[عزت]] و [[شرافت]] است و اگر [[مردم]] میدانستند که در نهانگاه صدف دانش، چه دُرّ شاهواری از [[نیکبختی]] و [[رستگاری]] نهفته است، در راه کسب آن هرگونه [[هزینه]] گزاف را متحمل میشدند و بسی [[خون]] [[دل]] میخوردند و [[جان]] بر سر آن مینهادند<ref>{{متن حدیث|لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِي طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ}}. (عوالی اللآلی، ج۴، ص۷۰؛ بحارالانوار، ج۱۰۵، ص۱۵).</ref>. | | چنین است که [[علم]] و [[معرفت]] در نگاه آن [[سفیر]] [[نور]] و [[هدایت]]، موجب [[عزت]] و [[شرافت]] است و اگر [[مردم]] میدانستند که در نهانگاه صدف دانش، چه دُرّ شاهواری از [[نیکبختی]] و [[رستگاری]] نهفته است، در راه کسب آن هرگونه [[هزینه]] گزاف را متحمل میشدند و بسی [[خون]] [[دل]] میخوردند و [[جان]] بر سر آن مینهادند<ref>{{متن حدیث|لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِي طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ}}. (عوالی اللآلی، ج۴، ص۷۰؛ بحارالانوار، ج۱۰۵، ص۱۵).</ref>. |
|
| |
|
| [[رسول خدا]]{{صل}} [[حرمت]] «[[مؤمن]]» را فراتر از شان [[کعبه]] قرار داد<ref>{{متن حدیث|حُرْمَةُ الْمُؤْمِنِ أَعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ هَذِهِ الْبَنِيَّةِ}} (اختصاص، ص۳۲۵؛ کنزالعمال، ج۱، ص۱۶۴، ح۸۱۷).</ref>؛ زیرا «حرمت و [[عزت]]» نقدی است که دست تقدیر در ضرابخانه ازل بر [[دل]] مؤمن زده و [[ذات اقدس حق تعالی]] او را در سومین حلقه زنجیره زرین {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«با آنکه فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸.</ref> نشانده است. | | آن حضرت در پی [[جنگ بدر]] شماری از [[اسیران]] [[دشمن]] را که از پرداخت [[فدیه]] [[ناتوان]] بودند، در برابر [[آموختن]] خواندن و نوشتن به ده تن از کودکان [[مدینه]] [[آزاد]] ساخت<ref>الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۶؛ امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۱۹.</ref> و چون به [[مسجد]] درآمد و دید گروهی از [[مردم]] به [[عبادت]] مشغولند و عدهای سرگرم بحث و گفتوگوی [[علمی]]، از دیدن آنان [[خشنود]] شد و فرمود: هر دو دسته به کاری [[نیک]] مشغولند، اما من برای [[تعلیم]] [[مبعوث]] شدهام و به جمع دوم پیوست<ref>منیة المرید، ص۱۶؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۳۰۱، ح۲۸۸۷۳.</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص۸۱ ـ ۸۹.</ref> |
|
| |
|
| گرچه «[[انسان]] مؤمن»، این [[جانشین خدا]] در خاک و گزیده او در افلاک که مسجود [[مَلَک]] است و محبوب ملیک، هرگز تن به [[رفتاری]] که بوی [[خفت]] از آن خیزد، نمیسپارد، اما شگفتا! که آن حضرت، تن سپردن به این محذور را تنها در امر [[فراگیری دانش]] مجاز میشمارد و با وجود [[فرمان]] صریح و معروف خود مبنی بر پاشیدن خاک بر چهره [[متملقان]]<ref>{{متن حدیث|احْثُوا فِي وُجُوهِ الْمَدَّاحِينَ التُّرَابَ}}. (من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۱ و ۳۸۱؛ وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۱۸۳؛ مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۵، ح۲۳۸۷۴).</ref>، میفرماید: {{متن حدیث|لَيْسَ مِنْ أَخْلَاقِ الْمُؤْمِنِ الْمَلَقُ إِلَّا فِي طَلَبِ الْعِلْمِ}}<ref>«مؤمن، جز در فراگیری دانش، خوی تملقگویی ندارد». (عدة الداعی، ص۸۱؛ لسان المیزان، ج۲، ص۲۰۴).</ref>.
| | == مساوی نبودن عالم و غیرعالم == |
| | | [[قرآن کریم]]، [[تساوی]] [[عالمان]] با غیر عالمان را [[نفی]]: {{متن قرآن| قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.</ref> و به جایگاه ویژه و [[درجه]] [[برتر]] آنان اشاره کرده است: {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref>؛ چنانکه تعبیر [[متواضعانه]] [[حضرت موسی]] در برابر [[حضرت خضر]] {{متن قرآن|قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا}}<ref>«موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط آنکه از آن راهدانی که تو را آموختهاند به من بیاموزی؟» سوره کهف، آیه ۶۶.</ref> نشان از احترام ویژه دانشمندان دارد<ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[احترام - ذبیحزاده (مقاله)|مقاله «احترام»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]].</ref>. |
| آن حضرت در پی [[جنگ بدر]] شماری از [[اسیران]] [[دشمن]] را که از پرداخت [[فدیه]] [[ناتوان]] بودند، در برابر [[آموختن]] خواندن و نوشتن به ده تن از کودکان [[مدینه]] [[آزاد]] ساخت<ref>الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۶؛ امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۱۹.</ref> و چون به [[مسجد]] درآمد و دید گروهی از [[مردم]] به [[عبادت]] مشغولند و عدهای سرگرم بحث و گفتوگوی [[علمی]]، از دیدن آنان [[خشنود]] شد و فرمود: هر دو دسته به کاری [[نیک]] مشغولند، اما من برای [[تعلیم]] [[مبعوث]] شدهام و به جمع دوم پیوست<ref>منیة المرید، ص۱۶؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۳۰۱، ح۲۸۸۷۳.</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص۸۱ ـ ۸۹.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |