تنزیه و تشبیه: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(←مقدمه) |
|||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[تنزیه و تشبیه در علوم قرآنی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[تنزیه و تشبیه در علوم قرآنی]] - [[تنزیه و تشبیه در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
«تنزیه» مصدر باب تفعیل از ریشه «ن ـ ز ـ ه» و به معنای دور ساختن چیزی، از امور ناپسند و [[قبیح]] است<ref>لسان العرب، ج ۱۴، ص۱۱۴، «نزه».</ref>. «تشبیه» نیز مصدر باب تفعیل از ریشه «ش ـ ب ـ ه» و به معنای مانند کردن چیزی به چیزی در اوصاف و کیفیات است<ref>لسان العرب، ج ۷، ص۲۳، «شبه».</ref>. | |||
در اصطلاح [[متکلمان]] مراد از تنزیه، دور دانستن [[خداوند]] از اوصاف [[خلق]]، به ویژه [[انسان]]<ref>التعریفات، ص۹۳.</ref> و مراد از [[تشبیه]]، مانند کردن [[خدا]] به خلق، و عمدتاً انسان در اوصاف و کیفیات<ref>الملل و النحل، ج ۱، ص۱۰۳ - ۱۰۴.</ref> است. | در اصطلاح [[متکلمان]] مراد از تنزیه، دور دانستن [[خداوند]] از اوصاف [[خلق]]، به ویژه [[انسان]]<ref>التعریفات، ص۹۳.</ref> و مراد از [[تشبیه]]، مانند کردن [[خدا]] به خلق، و عمدتاً انسان در اوصاف و کیفیات<ref>الملل و النحل، ج ۱، ص۱۰۳ - ۱۰۴.</ref> است. | ||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
[[عارفان]] برخی مراتب تنزیه خدا را «[[تسبیح]]» و برخی مراتب را «[[تقدیس]]» نامیدهاند<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۶۸، ۵۴۱ - ۵۴۲.</ref>. در اصطلاح ملل و نحل، قائلان به تشبیه را مشبِّهه یا مجسِّمه و قائلان به تنزیه را منزِّهه یا [[اهل]] تنزیه میگویند<ref>الملل والنحل، ج ۱، ص۱۰۳ - ۱۰۴؛ الفتوحات المکیه، ج ۳، ص۱۲۵ - ۱۲۶.</ref>. | [[عارفان]] برخی مراتب تنزیه خدا را «[[تسبیح]]» و برخی مراتب را «[[تقدیس]]» نامیدهاند<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۶۸، ۵۴۱ - ۵۴۲.</ref>. در اصطلاح ملل و نحل، قائلان به تشبیه را مشبِّهه یا مجسِّمه و قائلان به تنزیه را منزِّهه یا [[اهل]] تنزیه میگویند<ref>الملل والنحل، ج ۱، ص۱۰۳ - ۱۰۴؛ الفتوحات المکیه، ج ۳، ص۱۲۵ - ۱۲۶.</ref>. | ||
«تنزیه و تشبیه» به صورت ترکیب عطفی، اصطلاحی [[عرفانی]] است که بر جمع میان تنزیه و تشبیه در باب [[معرفت الهی]] تأکید میورزد و تنزیه صِرف را مانند تشبیه صِرف مردود میداند<ref>ر.ک: الفتوحات المکیه، ج ۳، ص۲۲۲؛ ج ۱۱، ص۲۵۶؛ علم الیقین، ج ۱، ص۷۱ - ۷۴؛ شرح فصوص الحکم، ص۵۱۱ - ۵۱۲.</ref>. | |||
[[قرآن کریم]] درباره خداوند از دو واژه [[تشبیه و تنزیه]] استفاده نکرده است؛ ولی این اصطلاح برگرفته از قرآناند؛ زیرا دستهای از [[آیات]] با تعابیری چون: {{متن قرآن|سُبْحَانَ}}؛ {{متن قرآن|تَعَالَى}}؛ {{متن قرآن|قُدُّوسُ}}؛ {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا}}<ref>«پاکا و فرا برترا به برتری بزرگ که اوست از آنچه (آنان) میگویند» سوره اسراء، آیه ۴۳.</ref>؛ {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>؛ {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ}}<ref>«اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بیعیب» سوره حشر، آیه ۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ}}<ref>«آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی میستاید، همان که فرمانفرمای بسیار پاک پیروزمند فرزانه است» سوره جمعه، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> سوره انعام، آیه ۱۰۰.</ref> و... [[خدا]] را از هر گونه نقص، کمال محدود و اوصافی که [[مشرکان]] و دیگر انسانهای محجوب و محدود برای او قائلاند دور دانستهاند و در عین حال دسته ای دیگر از [[آیات]] اوصافی را که برای [[انسانها]] نیز به کار برده، برای وی [[اثبات]] کرده است؛ مانند [[قدرت]]: {{متن قرآن|وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و او بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۲۰.</ref>، [[علم]]: {{متن قرآن|وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>، [[اراده]]: {{متن قرآن|فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ}}<ref>«هر کاری بخواهد میکند» سوره هود، آیه ۱۰۷.</ref>، [[سمع]]: {{متن قرآن|لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ}}<ref> سوره آل عمران، آیه ۱۸۱.</ref>، [[بصر]]: {{متن قرآن|وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«خداوند به آنچه میکنند بیناست» سوره بقره، آیه ۹۶.</ref>، تکلّم: {{متن قرآن|وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«موسی با خداوند بیمیانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.</ref> و [[حیات]]: {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>. | [[قرآن کریم]] درباره خداوند از دو واژه [[تشبیه و تنزیه]] استفاده نکرده است؛ ولی این اصطلاح برگرفته از قرآناند؛ زیرا دستهای از [[آیات]] با تعابیری چون: {{متن قرآن|سُبْحَانَ}}؛ {{متن قرآن|تَعَالَى}}؛ {{متن قرآن|قُدُّوسُ}}؛ {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا}}<ref>«پاکا و فرا برترا به برتری بزرگ که اوست از آنچه (آنان) میگویند» سوره اسراء، آیه ۴۳.</ref>؛ {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>؛ {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ}}<ref>«اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بیعیب» سوره حشر، آیه ۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ}}<ref>«آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی میستاید، همان که فرمانفرمای بسیار پاک پیروزمند فرزانه است» سوره جمعه، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> سوره انعام، آیه ۱۰۰.</ref> و... [[خدا]] را از هر گونه نقص، کمال محدود و اوصافی که [[مشرکان]] و دیگر انسانهای محجوب و محدود برای او قائلاند دور دانستهاند و در عین حال دسته ای دیگر از [[آیات]] اوصافی را که برای [[انسانها]] نیز به کار برده، برای وی [[اثبات]] کرده است؛ مانند [[قدرت]]: {{متن قرآن|وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و او بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۲۰.</ref>، [[علم]]: {{متن قرآن|وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>، [[اراده]]: {{متن قرآن|فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ}}<ref>«هر کاری بخواهد میکند» سوره هود، آیه ۱۰۷.</ref>، [[سمع]]: {{متن قرآن|لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ}}<ref> سوره آل عمران، آیه ۱۸۱.</ref>، [[بصر]]: {{متن قرآن|وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«خداوند به آنچه میکنند بیناست» سوره بقره، آیه ۹۶.</ref>، تکلّم: {{متن قرآن|وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«موسی با خداوند بیمیانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.</ref> و [[حیات]]: {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
=== [[نفی رؤیت خداوند]] === | === [[نفی رؤیت خداوند]] === | ||
از [[صفات سلبی]] [[خداوند]] است؛ بدین معنا که خداوند به [[چشم سر]]، [[دیدنی]] نیست. چیزی را میتوان دید که جسم باشد و در مکانی محدود و جهتی خاص قرار گیرد و قابل اشاره [[حسی]] باشد؛ ولی خداوند جسم نیست<ref>شرح التجرید، ۳۲۸.</ref>. [[قرآن کریم]] آشکارا بر نامرئی بودن [[خدا]] پای فشرده است<ref>{{متن قرآن| لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ}}؛ سوره انعام، آیه ۱۰۳؛ {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۱۴۳.</ref>. | |||
مجسِمه، از [[فرقههای اسلامی]] بر این باورند که خداوند دارای جسم و جهت است و میتوان او را به رؤیت حسی درآورد. [[اهل حدیث]] و [[اشاعره]] نیز معتقدند که [[مؤمنان]] میتوانند در [[آخرت]] همان سان که ماه را در [[آسمان]] میبینند، خداوند را ببینند؛ اما [[متکلمان امامیه]] و [[معتزله]] اتفاق دارند که خداوند را در [[دنیا]] و آخرت نمیتوان دید<ref>ارشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، ۲۴۹- ۲۴۴؛ کشف المراد، ۳۲۴- ۳۲۲.</ref>. به نظر میرسد اینکه برخی [[مسلمانان]] معتقدند خداوند را میتوان دید، [[اعتقاد]] خویش را از [[مسیحیان]] و [[یهودیان]] برگرفتهاند<ref>الالهیات علی هدی الکتاب والسنة والعقل، ۲/ ۱۳۸.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۵۰ ـ ۴۵۱.</ref> | |||
=== [[نفی محل حوادث بودن خداوند]] === | === [[نفی محل حوادث بودن خداوند]] === | ||
[[متکلمان]] [[مسلمان]] معتقدند که نمیتوان [[ذات خداوند]] را محل حوادث دانست و محال است که حوادث به ذات او [[قائم]] باشند؛ زیرا [[قیام]] حوادث به ذات، مستلزم [[تغییر]] در ذات است. [[خداوند]] واجب الوجود است و واجب الوجود آن است که همه [[شئون]] و کمالاتش را یکباره داراست. موجودی را که در حال تغییر و [[تکامل]] است، نمیتوان واجب الوجود دانست. وجوب وجود، ملازم فعلیت و مناقض تدریج است<ref>الالهیات، ۲/ ۱۲۱ و ۱۲۲؛ تجرید الاعتقاد، ۱۸۰؛ ارشاد الطالبین، ۲۳۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۵۱.</ref> | |||
=== [[نفی مکان]] === | === [[نفی مکان]] === | ||
[[خداوند]] موجودی غیر مادی و نامتناهی است و از این رو، ممکن نیست جا و مکانی را اشغال کند. مکان داشتن از ویژگیهای جسم است و خداوند جسم نیست. اینکه خداوند در همه مکانها حضور دارد، به معنای [[برتری]] او از مکان است. هر [[آیه]] یا روایتی که خبر از جای گرفتن خداوند در مکان یا فضایی داده است، معنایی غیر از ظاهر دارد؛ مثلًا مراد از "استوا"ی خداوند بر [[عرش]]، استیلای او بر عرش است و مراد از "کسی که در آسمان است" [[سلطه]] و [[قدرت]] و [[تدبیر]] و [[اوامر و نواهی]] اوست<ref>قواعد المرام فی علم الکلام، ۷۳- ۷۱؛ مناهج الیقین، ۲۰۴؛ مجمع البیان، ۹- ۱۰/ ۳۲۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||