برچسبها: برگرداندهشده پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۳۲: |
خط ۳۲: |
| نتیجه اینکه، در [[اسلام]] در بحث حقانیت ادیان [[انحصارگرایی]] وجود دارد و فقط یک [[دین حق]] دانسته میشود و از نظر اسلام در هر دوره از [[تاریخ]] [[بشر]] یک [[دین]] و [[شریعت الهی]] دین حق موجود بوده و با آمدن [[دین جدید]] [[الهی]] دینِ قبلی [[نسخ]] میشده و دین حق در عصر کنونی، [[دین اسلام]] است. | | نتیجه اینکه، در [[اسلام]] در بحث حقانیت ادیان [[انحصارگرایی]] وجود دارد و فقط یک [[دین حق]] دانسته میشود و از نظر اسلام در هر دوره از [[تاریخ]] [[بشر]] یک [[دین]] و [[شریعت الهی]] دین حق موجود بوده و با آمدن [[دین جدید]] [[الهی]] دینِ قبلی [[نسخ]] میشده و دین حق در عصر کنونی، [[دین اسلام]] است. |
| اما در اسلام درباره مسأله [[رستگاری]] و [[نجات]]، انحصارگرایی نیست. شرط رستگاری [[انسانها]] در هر دورهای [[ایمان به خدا]] و [[نبوت]] و عمل خالصانه بر اساس شریعتِ حقِ [[زمان]] خودشان است و الآن که آن دین حق، اسلام است، شرط رستگاری انسانها در عصر حاضر، [[تصدیق]] [[انبیای گذشته]] و قبول دین اسلام و عمل طبق دستورهای آن است. البته کسانی که [[پیام اسلام]] به آنها نرسیده باشد و در این مورد کوتاهی نکرده و یا اینکه از نظر توان [[عقلی]]، [[رشد]] کافی برای [[درک]] پیام اسلام را نداشته باشند، اگر [[دین الهی]] خاصی را پذیرفته و طبق دستورهای همان [[دین]] عمل کرده باشند، این افراد نیز به [[رستگاری]] و [[نجات]] دست مییابند. اگر [[پیام]] هیچ [[دین الهی]] هم به آنها نرسیده باشد، در این صورت، [[حساب اعمال]] آنها بر اساس [[عقل]] آنها خواهد بود، و باید طبق عقل خود عمل کنند.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۶.</ref> | | اما در اسلام درباره مسأله [[رستگاری]] و [[نجات]]، انحصارگرایی نیست. شرط رستگاری [[انسانها]] در هر دورهای [[ایمان به خدا]] و [[نبوت]] و عمل خالصانه بر اساس شریعتِ حقِ [[زمان]] خودشان است و الآن که آن دین حق، اسلام است، شرط رستگاری انسانها در عصر حاضر، [[تصدیق]] [[انبیای گذشته]] و قبول دین اسلام و عمل طبق دستورهای آن است. البته کسانی که [[پیام اسلام]] به آنها نرسیده باشد و در این مورد کوتاهی نکرده و یا اینکه از نظر توان [[عقلی]]، [[رشد]] کافی برای [[درک]] پیام اسلام را نداشته باشند، اگر [[دین الهی]] خاصی را پذیرفته و طبق دستورهای همان [[دین]] عمل کرده باشند، این افراد نیز به [[رستگاری]] و [[نجات]] دست مییابند. اگر [[پیام]] هیچ [[دین الهی]] هم به آنها نرسیده باشد، در این صورت، [[حساب اعمال]] آنها بر اساس [[عقل]] آنها خواهد بود، و باید طبق عقل خود عمل کنند.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۶.</ref> |
|
| |
| ==[[پلورالیسم سیاسی]]==
| |
| واژه [[پلورالیسم]]<ref>Pluralism.</ref> در لغت به معنای تکثر و چندگانگی است این واژه در آغاز در عرصه سنتی [[کلیسا]] مطرح شد و شخص دارای [[مناصب]] گوناگون در کلیسا را پلورالیست مینامیدند<ref>باطنی، محمدرضا، فرهنگ معاصر انگلیسی به فارسی.</ref>. بعدها این واژه که در خود، مفهوم پذیرش و اصالتدهی به تعدد و کثرت را دارد، در عرصههای [[اجتماعی]]، [[سیاسی]]، [[فرهنگی]]، [[اخلاقی]] [[معرفتی]] و [[دینی]] معانی متفاوتی یافت.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۸.</ref>
| |
|
| |
| ==تعاریف اصطلاحی پلورالیسم سیاسی==
| |
| پلورالیسم اجتماعی سیاسی به معنای پذیرش کثرت و تنوع در حوزه [[نهادهای مدنی]]، [[احزاب]]، جمعیتها و [[عقاید]] ناظر به [[مصالح اجتماعی]] است.
| |
| گاهی مقصود از [[نظام سیاسی]] پلورالیستی نظامی است که چند مرکز [[قدرت]] قانونی دارد و در آن همه امور [[مردم]] در دست [[دولت]] نیست<ref>رابرتسون، دیوید، فرهنگ سیاسی معاصر، ترجمه عزیزکیاوند، ص۲۴۲.</ref>. برخی دیگر [[حکومت]] پلورالیستی را چنین تعریف کردهاند: [[حکومتی]] که در [[امور سیاسی]] [[جامعه]] مشارکت همه ارگانهای موجود در یک [[کشور]] را ممکن کند. در چنین نظامی، [[قوانین اساسی]] باید به شکلی تنظیم شود که [[حق سیاسی]] برای همه گروهها، احزاب، انجمنها، [[تابعان]] کلیسا، و... محفوظ بماند<ref>فرهیخته، شمس الدین، فرهنگ فرهیخته (سیاسی-حقوقی)، ص۲۴۰.</ref>.
| |
|
| |
| گاهی پلورالیسم سیاسی به معنای اعتنای دولت به کثرت و [[استقلال]] [[گروههای سیاسی]]، فرهنگی، اجتماعی دانسته شده است که در آن بر [[همزیستی]] [[مسالمتآمیز]] نهادها و تقدیم [[حقوق]] بعضی گروهها بر دیگران تأکید میشود. بر این اساس، قدرت دولت نباید انحصاری باشد و همه نهادها باید در کنار [[نظارت]] کلی دولت، استقلال قدرت خود را [[حفظ]] کنند<ref>آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۵۹.</ref>.
| |
| هر چند نمیتوان تعریف جامعی را که همه طرفداران [[کثرتگرایی]] سیاسی را [[خرسند]] کند، بیان کرد، میتوان گفت، گوهر پلورالیسم سیاسی تأکید بر تعدد مراکز قدرت اجتماعی و [[نفی]] قدرت واحد در جامعه است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۹.</ref>
| |
|
| |
| ==عوامل [[تاریخی]] پلورالیسم سیاسی==
| |
| عوامل مختلفی در پیریزی پلورالیسم اجتماعی سیاسی مؤثر بوده است. عواملی چون، زیانهای ناشی از [[وحدتگرایی]] و تمرکز در [[قدرت]] [[دینی]] و [[استبداد]] دینی و دولتی به ویژه در قرون وسطی، به ستوهآمدن [[جوامع]] [[غربی]] از [[جنگ]] و [[منازعات]] بیپایان درباره [[عقاید]] متفاوت، [[رشد]] ابزار و شبکههای ارتباطی و...؛ چنین عواملی سبب شد که جوامع [[گرایش]] زیادی به [[پلورالیسم]] و تکثر، [[توزیع]] قدرت، تحزب و [[تشکل]] جمعیتها و اتحادیهها پیدا کنند. موجی که در [[عصر روشنگری]] با پذیرش [[فردگرایی]] و [[حقوق]] طبیعی پدید آمد و نیز روبهرو شدن [[انسانها]] با تکثر از طریق [[رسانههای جمعی]] موجب بالندگی [[تفکر]] [[پلورالیسم سیاسی]] [[اجتماعی]] شد.
| |
|
| |
| با این تفکر، جوامع به تکثر و چندگانگی در قالب تشکیل [[احزاب]] و گروههای [[مدنی]] و مبازره [[دموکراتیک]] [[تشویق]] میشوند و مرام اجتماعی [[سیاسی]] [[حق]] شمرده میشود. از شرایط لازم برای چنین تفکری، [[تساهل و تسامح]] و [[تحمل]] [[رفتارهای اجتماعی]] سیاسی دیگران و [[رعایت حقوق]] [[نهادهای جامعه]] مدنی در برابر [[دولت]] است<ref>آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۱۴۳.</ref>. امروزه در بسیاری از فلسفههای سیاسی، تنوع و تکثر و پلورالیسم سیاسی، [[ارزش]] محسوب میشود.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۹.</ref>
| |
|
| |
| ==مبانی نظری پلورالیسم سیاسی==
| |
| [[ارسطو]] برخلاف [[افلاطون]] در [[فلسفه سیاسی]] خود وجود تکثر را لازمه [[سعادت انسان]] میداند. به [[اعتقاد]] وی وجود گزینههای مختلف در [[جامعه]] مجال [[گزینش]] و [[انتخاب]] را برای افراد آسانتر میکند<ref>آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۲۲۳.</ref>.
| |
| یکی دیگر از مهمترین مبانی پلورالیسم سیاسی، پلورالیسم [[معرفتی]] است. در این مبنا تمام گزارههای معرفتی قابلیت اتصاف به [[صدق]] و حق را دارند. بنابراین، همه [[گروههای سیاسی]] و اجتماعی دارای دیدگاههای ضد و نقیض میتوانند بر حق باشند. این مبنای [[معرفتشناختی]] به [[نسبیگرایی]]، [[شکاکیت]] و [[نفی]] معیار [[معرفت]] میانجامد و آثار زیانباری به همراه دارد. نقد پلورالیسم معرفتی به مجال گستردهتری نیاز دارد، ولی تنها به بیان این نکته بسنده میکنیم که هر [[انسانی]] با هر [[فرهنگ]] و آیینی به برخی امور [[یقین]] دارد. مثلاً هرکس به وجود خود، حالات درونیاش مانند [[غم]] و [[شادی]] و [[ترس]] و [[خجالت]] و [[امید]]، [[افعال]] درونیاش همچون تصمیم و [[اراده]] و [[عزم]] و... [[یقین]] دارد. همچنین، برخی [[انسانها]] به برخی اصول پایه همچون اصل تناقض و هوهویت و یقین دارند و به کمک این گزارههای پایه میتوان صدها گزاره [[یقینی]] دیگر را [[استنتاج]] نمود و نظامی مبتنی بر یقین مطرح کرد. به هر ترتیب، [[پلورالیسم]] [[معرفتی]] که یکی از پایههای [[پلورالیسم سیاسی]] است، امری [[باطل]] است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۹.</ref>
| |
|
| |
| ==نسبت پلورالیسم سیاسی با [[فرهنگ سیاسی اسلام]]==
| |
| پیش از اشاره به نسبت میان پلورالیسم سیاسی و فرهنگ سیاسی اسلام باید به چند اصل از اصول [[سیاسی]] [[اسلام]] اشاره کنیم.
| |
|
| |
| '''[[مشارکت سیاسی]] [[مردم]]''': [[مشارکت مردم]] در تصمیمهای سیاسی از [[اصول نظام سیاسی اسلام]] است. [[امام علی]]{{ع}} نیز به [[مالک اشتر]] چنین توصیه میکند: «بدون [[مشورت]] با دیگران عاملان خود را به کاری نگمار»<ref>سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه ۵۳.</ref>.
| |
|
| |
| '''ابعاد مشارکت سیاسی مردم''': مشارکت سیاسی مردم ابعاد مختلفی دارد:
| |
| # حضور مردم در [[تعیین حاکم]] و [[مقبولیت مردمی]] [[نظام]]: اصلیترین [[رسالت]] [[حاکم اسلامی]] در [[فرهنگ شیعی]]، علاوه بر [[صلح]] و [[امنیت]]، تحقق [[قوانین]] و [[مقررات اسلامی]] است؛ بنابراین، [[مشروعیت حاکم]] و [[حکومت]] با [[نص الهی]] است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۳۹.</ref>؛ ولی با وجود مشروعیت حاکم [[الهی]] و [[امامت]] با [[اجازه]] [[خداوند]] و [[رسول الله]]{{صل}} مردم [[حق]] دارند در عرصه [[مقبولیت]] [[حاکم]] مشارکت کنند. دلبستگی مردم به حاکم در بنای حکومت و استمرار آن بسیار مؤثر است و نمونه این مسأله در [[بیعت مردم با حضرت علی]]{{ع}} به چشم میخورد که علاوه بر [[مهاجران]] و [[انصار]]، گروهی از [[مردم عراق]] و [[مصر]] نیز در [[بیعت]] با آن حضرت مشارکت داشتند. امام علی{{ع}} این صحنه را چنین توصیف میکند: همچون ماده شتر که به طفل خود روی آورد، به من روی آوردید و فریاد بیعت، بیعت آوردید. دست خود را بازپس بردم، آن را کشیدید، از دستتان کشیدم به خود برگرداندید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۷.</ref>. ناگهان دیدم مردم از هر سوی روی بر من نهادهاند و چون یال کفتار پس و پشت هم ایستادهاند؛ چندان که حسن و حسین فشرده گشته و دو پهلویم آزرده شد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۰.</ref>. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} برای [[حکومت]] بر [[مردم]] [[مشروعیت الهی]] داشتند، ولی به دلیل اقبال نکردن مردم تا پایان [[خلافت عثمان]]، [[حکومت ظاهری]] در دست ایشان نبود.
| |
| # [[آزادیهای مشروع]] [[سیاسی]]: [[خداوند]] [[انسان]] را [[آزاد]] [[آفریده]]؛ از اینرو [[آزادی]] امتیازی [[الهی]] است و نه امتیازی که [[صاحبان قدرت]] در [[اختیار]] مردم نهاده باشند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۴۰.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} گذشته از تصریح بر آزادیهای مشروع سیاسی در [[رفتار]] خویش نیز آن را میپذیرفت و در [[رویارویی]] با [[مخالفت]] تند اطرافیانش با سیاستهای [[علوی]]، با پاسخ منطقی آنان را [[قانع]] میکرد.
| |
| کسی که از روی [[اطاعت]] با من [[بیعت]] کرد، پذیرفتم و کسی که از بیعت با من امتناع کرد، او را به بیعت وادار نکرده، رهایش ساختم<ref>خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۴۱.</ref>.
| |
|
| |
| '''اقتدارگرایی''': [[نظام سیاسی اسلام]] با وجود تأکید بر [[مشارکت سیاسی]] مردم و نقش [[مقبولیت مردمی]] در استمرار حکومت، از اقتدارگرایی [[حاکم]] [[دفاع]] میکند. [[قاطعیت]] در رویارویی با [[منحرفان]] سیاسی و [[اقتصادی]] از یک سو و مدارای با مردم [[پاک]] از سوی دیگر، به [[زیبایی]] در نظام سیاسی اسلام، جمع و به خصوص در [[سیره امام علی]]{{ع}} متجلی شده است. آن [[امام]] [[بزرگوار]] ضمن توصیه به [[ملایمت]] با مردم عادی با مخالفانی که در صدد برچیدن [[نظام اسلامی]] بودند، به شدت مقابله میکرد:
| |
| این گروه ([[پیمانشکنان]]) به خاطر [[نارضایتی]] از حکومت من به یکدیگر پیوستهاند و من تا هنگامی که بر [[اجتماع]] و [[وحدت]] شما [[احساس]] خطر نکنم، خوفناک نگردم، [[صبر]] خواهم نمود؛ چه اینکه آنان اگر بر این [[افکار]] [[سست]] و [[فاسد]] باقی بمانند و بخواهند اهداف خود را عملی کنند، [[جامعه اسلامی]] از هم گسیخته خواهد شد. آنها از روی [[حسد]] بر کسی که خداوند حکومت را بر او بخشیده، به [[طلب دنیا]] برخاستهاند و تصمیم گرفتهاند چرخ [[زمان]] را به عقب برگردانند و [[سنن]] [[جاهلی]] را زنده کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۰.</ref>
| |
|
| |
| ==[[نظام سیاسی اسلام]] و [[پلورالیسم سیاسی]]==
| |
| با معرفی برخی اصول [[نظام سیاسی اسلامی]] میتوانیم نسبت آن را با پلورالیسم سیاسی اجمالاً بررسی کنیم. در این مقایسه چند نکته مشترک و امتیاز [[اسلام]] روشن میشود:
| |
| # [[نظام سیاسی اسلام]]؛ [[مشارکت سیاسی]] [[مردم]] در عرصه [[بیعت]] و [[مقبولیت]] [[حاکم اسلامی]]، [[آزادیهای سیاسی]]، تصمیمهای [[سیاسی]]، تضارب آرای سیاسی را میپذیرد؛ حتی اگر رهاورد این آزادیهای سیاسی نقد حاکم اسلامی باشد.
| |
| #پذیرش مشارکت سیاسی در نظام سیاسی اسلامی در طول [[حفظ]] [[اقتدار]] و [[امنیت سیاسی]] [[حکومت مرکزی]] است و بنابراین تعدد مراکز [[قدرت]] [[اجتماعی]] و سیاسی که به [[نفی]] [[اقتدار ملی]] و حکومت مرکزی انجامیده، [[جامعه]] را به سمت نوعی [[آنارشیسم]] و [[هرج و مرج]] سیاسی [[سوق]] میدهد، پذیرفتنی نیست.
| |
| بنابراین، صرفنظر از [[تغذیه]] پلورالیسم سیاسی از آبشخور [[شکاکیت]] و نسبیت [[معرفتی]] نتایج آن نیز اشکالات جدی دارد؛ زیرا گوهر پلورالیسم سیاسی بر تعدد مراکز قدرت و نفی وجود قدرت واحد است، در حالی که در نظام سیاسی اسلام حفظ اقتدار حکومت مرکزی امری ضروری است. علاوه بر آن، میتوان گفت، [[کثرتگرایی]] سیاسی سبب [[تضعیف]] اقتدار [[حاکمیت]] مرکزی، هرج و مرج است و این امر با [[فلسفه]] [[تشکیل حکومت]] سازگار نیست.
| |
| [[تسامح]] و [[تساهل]] نیز از دیگر نتایج پلورالیسم سیاسی است که در جای خود [[باطل]] شده است. این امر با اصل [[عقلی]] و [[شرعی]] ([[ضرورت]] حفظ اقتدار حکومت مرکزی) مخالف است.
| |
| بنابراین، دغدغه مشارکت سیاسی مردم و [[آزادیها]] و تضارب آرای سیاسی ایشان در نظام سیاسی اسلام به بهترین شکل برآورده شده است؛ پس، استفاده از نسخه غیربومی و غیردینی پلورالیسم سیاسی که چنین تبعاتی در پی دارد، ضرورتی ندارد.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۱.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[پلورالیسم (مقاله)|مقاله «پلورالیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] |
| # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
| |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|