دین در فلسفه دین و کلام جدید: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۰۱: خط ۴۰۱:
در بعد درون‌دینی باید به وجود [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی اشاره کرد که در آنها به طور مفصل به بیان [[مسائل اخلاقی]] پرداخته شده که در واقع بیان چگونگی آبادکردن [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] انسان‌هاست.
در بعد درون‌دینی باید به وجود [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی اشاره کرد که در آنها به طور مفصل به بیان [[مسائل اخلاقی]] پرداخته شده که در واقع بیان چگونگی آبادکردن [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] انسان‌هاست.
همچنین، در بسیاری از متون [[اسلامی]] اهداف و غایات [[ارزش‌های اخلاقی]] و مصادیق [[عدل]] و [[ظلم]] مطرح شده است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۴۵۰.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و اخلاق (مقاله)|مقاله «دین و اخلاق»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۷۱.</ref>
همچنین، در بسیاری از متون [[اسلامی]] اهداف و غایات [[ارزش‌های اخلاقی]] و مصادیق [[عدل]] و [[ظلم]] مطرح شده است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۴۵۰.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و اخلاق (مقاله)|مقاله «دین و اخلاق»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۷۱.</ref>
==دین و حقوق بشر==
موضوع حقوق بشر مسأله‌ای است که در [[قرن]] اخیر در محافل [[سیاسی]]، [[حقوقی]] و [[اجتماعی]] [[دنیا]] مطرح شده است. اگرچه این مبحث به ظاهر رنگ و لعاب [[زیبایی]] دارد و [[غربیان]] با [[سوء استفاده]] از آن [[اسلام]] و [[احکام الهی]] را مخالف با [[حقوق]] خود ساخته خود می‌دانند، اما نگاه [[دینی]] به این مقوله، زوایای [[بدیع]] و حکیمانه‌ای از دین و [[تکالیف دینی]] را نشان می‌دهد که [[انسان]] را به [[رعایت حقوق دیگران]] در پرتو [[حق‌الله]]، [[تشویق]] و در نتیجه، [[جامعه انسانی]] را به سوی کمال و [[کرامت]] مطلوب خود [[هدایت]] می‌کند.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[دین و حقوق بشر (مقاله)|مقاله «دین و حقوق بشر»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۷۲.</ref>
===تبیین محل نزاع===
چنان‌که می‌دانیم، اسلام، [[تعالیم]] بسیار عمیق و پرمغزی درباره [[رعایت]] [[حقوق انسان‌ها]]، [[حیوانات]] و حتی گیاهان و [[محیط زیست]] دارد و در اسلام بر [[حق‌الناس]] به طور ویژه تأکید و حتی بر حق‌الله مقدم شمرده شده است.
در [[روایات اسلامی]] آمده است که [[خداوند]] از [[حق]] خود می‌گذرد ولی از حق‌الناس هرگز نمی‌گذرد و حتی در اسلام، غیرمسلمانان نیز اگر قصد [[فساد]] و [[عناد]] با اسلام را نداشته باشند، کسی [[اجازه]] [[تجاوز به حقوق]] آنها را ندارد. بنابراین، باید دقت داشت که اسلام خود بزرگ‌ترین حامی و واضع حقوق بشر است و مشکلی با این قضیه ندارد، ولی نکته مهم آن است که در برخی بندهای اعلامیه جهانی حقوق بشر مواردی وجود دارد که در تضاد با برخی از [[احکام]] [[دین مبین اسلام]] است؛ مواردی مانند: [[آزادی زن]] و مرد در [[ازدواج]]، فارغ از هر قید و بندی، حتی [[مسلمان]] با غیرمسلمان و حتی هم‌جنس‌بازی، [[تساوی]] مطلق [[زن]] و مرد در حقوق و [[ارث]] و [[دیات]] و مسائل دیگری از این دست<ref>بسته‌نگار، محمد، حقوق بشر از منظر اندیشمندان، ص۵۱-۵۶.</ref>. پس، باید دانست که در چنین مواردی، ترجیح با کدام طرف است و طبق مبانی [[عقلی]] و نقلی موجود در [[آموزه‌های آسمانی]]، باید به کدام یک عمل کرد.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[دین و حقوق بشر (مقاله)|مقاله «دین و حقوق بشر»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۷۲.</ref>
===مفهوم‌شناسی===
#'''دین''': از دیدگاه اسلام، دین؛ مجموعه [[عقائد]]، [[اخلاق]]، [[قوانین]] و [[مقررات]] اجرایی است که [[خداوند]] آن را برای [[هدایت]] [[بشر]] فرستاده تا [[انسان]] با کمک آموزه‌های آن، هوای و [[هوس]] خود را کنترل و [[آزادی]] [[حقیقی]] خویش را تأمین کند. در [[دین الهی]] به [[حقیقت انسان]] و نیازهای او توجه شده و برنامه کامل و همه‌جانبه‌ای آمده است که انتظارات او را از هر نظر برآورده می‌کند<ref>شاکرین، حمیدرضا، دین‌شناسی، پرسش‌ها و پاسخ‌های دانشجویی، ص۱۶، به نقل از: آیة الله مصباح یزدی.</ref>.
#'''[[حق]]''': کلمه [[حقوق]]، جمع حق، همانند سایر کلمات دو معنای لغوی و اصطلاحی دارد؛ حق (ح. ق.ق) در [[قاموس]] لغت به معنای ثبوت، ضد [[باطل]] و موجود ثابت<ref>طریحی، فخرالدین محمد، مجمع البحرین، ج۱، ص۵۴۵؛ فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر، ج۱، ص۱۴۳.</ref>، وجود ثابتی که [[انکار]] آن روا نباشد و نیز به معنای وجود مطلق و غیرمقیدی است که هیچ قیدی نداشته باشد؛ یعنی [[ذات اقدس]] [[باری تعالی]]<ref>نهاوندی، محمد اعلی بن علی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۶۸۳.</ref>. این واژه هرگاه به صورت مصدری به کار رود، به معنای ثبوت و اگر به شکل وصفی به کار رود، به معنای ثابت است؛ ولی در معنای اصطلاحی، [[حکم]] [[مطابق با واقع]] را گویند که بر اقوال و [[عقاید]] و [[مذاهب]] و [[ادیان]] اطلاق می‌شود<ref>جوادی آملی، عبدالله، «مبانی کلامی حق و تکلیف»، اندیشه نوین دینی، ش ۱، ص۱۱.</ref>. تردیدی نیست که حق در برخی موارد دارای ماهیت اعتباری [[عقلانی]] و در بعضی موارد، دارای ماهیت [[شرعی]] است و در همه موارد معنا و ماهیت واحد داشته، مصادیقش مشترک [[معنوی]] است؛ همچنین، مفهوم آن اعتباری بوده، امکان تعریف [[حقیقی]] با حد و [[رسم]] منطقی درباره آن ممکن نیست<ref>جوادی آملی، عبدالله، فلسفه حقوق بشر، ص۷۴.</ref>.
#'''[[بشر]]''': درباره [[هویت]] [[واقعی]] [[انسان]] و استعدادها و توانمندی‌های وی دو دیدگاه متفاوت، بلکه متضاد مطرح است. در یک دیدگاه، انسان موجودی کاملاً [[آزاد]] و مستقل در نظر گرفته می‌شود که در [[شناخت]] [[سعادت واقعی]] خویش و راه رسیدن به آن کاملاً خودکفاست؛ [[سرنوشت]] خود را خود رقم می‌زند و موجودی خودمختار، دارای [[قدرت]] مطلق و وانهاده به خویش و از هرگونه [[تکلیف]] و [[الزام]] بیرونی مطلقاً آزاد است. این دیدگاه که از حدود [[قرن چهاردهم]] با عنوان [[اومانیسم]]<ref>Humanism.</ref> یا [[انسان‌مداری]] رواج یافت، در شش [[قرن]] و به ویژه قرون اخیر، بر بیشتر [[مکاتب فکری]]، [[سیاسی]] و ادبی را [[سیطره]] یافته است.
مبانی آنکه این تعریف از [[بشر]] طبق آنها به دست می‌آید، عبارت‌اند از: [[خردگرایی]]<ref>Rationalism.</ref> و [[تجربه‌گرایی]]<ref>Empiricism.</ref>، [[آزادی‌خواهی]] [[افراطی]]، [[نسبی‌گرایی]] مطلق در [[ارزش]] و [[معرفت]] و [[سکولاریسم]]<ref>رجبی، محمود، انسان‌شناسی، ص۴۲.</ref> بشری که موضوع منشور [[حقوق بشر]] [[سازمان]] [[ملل]]، است و نیز، هویتی از این سنخ دارد؛ بشر [[اومانیستی]]. ولی بشر توصیف‌شده در [[آموزه‌های الهی]] و سازگار با مبانی [[اسلامی]] [[قدرت]] [[شناخت]] لازم و نه کافی را برای رسیدن به [[سعادت واقعی]] دارد و به [[راهنمایی]] [[الهی]] نیازمند است؛ او [[با تدبیر]] و [[هدایت]] قدرت ماورایی ([[خدا]]) اداره می‌شود و برای رسیدن به [[سعادت]] خویش [[تکالیف]] و الزام‌هایی دارد که به امر [[خدای متعال]] و با کمک [[پیامبران]] در [[اختیار]] او نهاده می‌شود.
بدیهی است، ماهیتِ [[انسانی]] مطرح شده و [[نظام]] [[انسان‌شناسی]] الهی برای رسیدن به [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] خود، به [[تشریع الهی]] نیاز دارد؛ چراکه در وجود [[انسان]]، ساحت‌های غیرمادی و ناشناخته‌ای وجود دارد که جز از [[طریق وحی]] و تشریع الهی، راهی برای شناخت و [[حرکت]] در [[مسیر کمال]] آنها وجود ندارد.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[دین و حقوق بشر (مقاله)|مقاله «دین و حقوق بشر»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۷۳.</ref>
===خدا، تنها واضع حقوق===
موضوع حقوق بشر، انسان است، ولی باید دید که این انسان کیست و نسبت او با [[پروردگار]] عالمیان چیست و ماهیت وجودی او چیست؟ در [[اندیشه]] اسلامی، انسان مخلوق و [[بنده]] حضرت پروردگار و خدای عالمیان، [[خالق]] و مالک و رب‌العالمین است. به همین دلیل او که [[ربوبیت تکوینی]] [[جهان]] به دست اوست، صاحب [[ربوبیت تشریعی]] و [[قانون‌گذاری]] است و انسان چه بخواهد و چه نخواهد، چه بداند و چه نداند، وجودش و تمام هستیِ او، مخلوق خدای متعال است و اگر چنین است، او بنده است و نمی‌تواند حتی برای خود [[تکلیف]] تعیین کند به این دلیل [[تفکر]] [[غربی]]، تفکر شرک‌آمیز و [[الحادی]] قلمداد می‌شود<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، حقوق و سیاست در قرآن، ص۱۲۲.</ref>.
پس، بر اساس [[فلسفه]] حقوق [[اسلام]]، [[حق]] فقط از خدا و [[برهان]] آن هم این است که؛ منشأ حق، نوعی [[سلطه]] و سلطه اعتباری، برگرفته از [[سلطه تکوینی]] است. و چون اصل هر سلطه تکوینی از خداست، پس، اصل هر حقی از خداست و او بر اساس [[مصالح]] و [[حکمت‌ها]]، [[حقوقی]] را برای دیگران قرار می‌دهد<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، نظریه حقوقی اسلام، ص۱۳۴.</ref>.
'''[[حق]] و [[تکلیف]]''': یکی از ایرادات برخی [[روشنفکران]] درباره [[دین]] و [[احکام]] آن این است که دیگر، دوران تکلیف به سر آمده و [[انسان]] امروزی در پی [[احقاق حقوق]] خود است و دین بیش از توجه به [[حقوق بشر]]، انسان را به تکلیف‌گرا بودن [[سوق]] داده، [[مکلف]] بار می‌آورد و انسان [[دینی]]، بیش از محق‌بودن مکلف است. آری، اگر با نگاه سطحی به الفاظ و لغات حق و تکلیف، به [[قرآن]] و [[سنت]] مراجعه شود، نتیجه همان خواهد شد که گفته‌اند، ولی اگر با نگاهی عالمانه و تیزبینانه به آن توجه و درباره آن [[تأمل]] کنیم، به نتیجه‌ای می‌رسیم که با نتیجه نخست مخالف است.
نگاه به دین و [[تکالیف دینی]] باید نگاه هدف‌دار و غایت‌مند باشد؛ همان‌گونه که انسان از نگاه دین موجودی هدف‌مند است، اگر با نگاهی هدف‌دار به دین نگریسته شود، هیچ چیزی جز حق محض در آن دیده نمی‌شود و با این دیدگاه است که همه [[تکالیف]] با [[حقوق]] ارتباط پیدا می‌کنند. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|لَا يَجْرِي لِأَحَدٍ إِلَّا جَرَى عَلَيْهِ وَ لَا يَجْرِي عَلَيْهِ إِلَّا جَرَى لَهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۴.</ref>؛ حقی برای کسی نیست، مگر آنکه به عهده‌اش هم حقی است و به عهده کسی حقی نیست، مگر آنکه برای او و به نفع او هم هست. یعنی تکلیف و حق از یکدیگر جدا نیستند<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۷۷؛ همو، اسلام و مقتضیات زمان، ج۱، ص۳۱۹.</ref>.
اگر کسی حقی دارد، تکلیفی هم همراه آن حق دارد و تصور اینکه همه انسان‌های روی [[زمین]] فقط صاحب حق باشند و هیچ‌کدام هیچ تکلیفی در مقابل سایر نداشته باشد، تصویری نامطلوب و پر [[هرج و مرج]] همچون دنیای حیوانی در پی دارد. به [[جرأت]] می‌توان گفت که اغلب [[احکام الهی]] به گونه‌ای وضع شده‌اند که [[مکلف]] را به [[رعایت حقوق دیگران]] ملزم می‌کند و این اساسی‌ترین [[حمایت]] [[دین]] از [[حقوق بشر]] است که حتی منشور حقوق بشر [[غربی]] نیز چنین ضمانت اجرایی ندارد.
علاوه بر اینکه، از نظر [[عالمان دین]]، [[تکلیف]]، [[تکامل]] است پس، پرداختن به [[تکالیف دینی]] و [[متعهد]] بودن به [[تعهدات]] [[دینی]]، سکوی [[تکامل]] و [[تعالی انسان]] و مقدمه‌ای برای گشوده‌شدن افق‌های متعالی برای شخص [[مکلف]] و [[انسان]] [[دین‌مدار]] است<ref>جوادی آملی، عبدالله، «مبانی کلامی حق و تکلیف»، اندیشه نوین دینی، ش ۱، ص۱۸.</ref>.
'''جمع‌بندی''': در اینکه [[بشر]] [[حقوقی]] دارد تردیدی نیست، ولی مطلب مهم نگرش [[دین]] به این [[حقوق]] است؛ آیا دین [[حقوق انسان]] را به رسمیت می‌شناسد؟ مجازات‌های [[دنیوی]] و [[اخروی]] انسان با حقوق او چگونه جمع‌شدنی است؟ و مکلف‌بودن انسان در دین، با دارابودن [[حقوق انسانی]] چگونه پیوند می‌خورد؟ دین، مجموعه‌ای از [[قوانین]] و دین‌آفرین، همان انسان‌آفرین و جهان‌آفرین و انسان‌آفرین به [[حقیقت]] و جایگاه انسان و [[مصالح]] و [[منافع]] او [[آگاه]] است؛ بنابراین برنامه‌هایی را برای تأمین حقوق، منافع و مصالح بشر، تدوین و در مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها برای تأمین و [[حفظ]] حقوق انسانی تبیین کرده است. بایدها راه تأمین حقوق و نبایدها نشان‌دهنده موانع و آفات تأمین حقوق هستند<ref>جوادی آملی، عبدالله، «مبانی کلامی حق و تکلیف»، اندیشه نوین دینی، ش ۱، ص۱۷.</ref>.
به بیان دیگر، [[وضع قوانین]] و [[احکام]] در [[اسلام]] [[نظام]] دقیق و ویژه‌ای دارد که با [[هدف]] [[سعادت]] همه‌جانبه (مادی و [[معنوی]]، فردی و [[اجتماعی]]، دنیوی و اخروی) انسان و به [[خواست خداوند]] که آگاه به همه جوانب وجودی انسان است، پی‌ریزی شده است. بر این اساس، دیگر نمی‌توان مواردی مانند، قطع دست سارق، شلاق زدن زناکار، [[لزوم]] [[رعایت]] [[حجاب]]، [[قواعد]] [[ارث]] [[اعدام]] [[محارب]] و [[مرتد فطری]] و ملی و هر حکمی را که [[خداوند متعال]] در این باره وضع کرده است، مخالف [[حقوق بشر]] [[واقعی]] انسان دانست؛ چراکه همه این موارد و امثال آن برای [[احقاق حقوق]] فردی و اجتماعی نوع بشر است و اگر غیر از این باشد، [[فساد]] و بی‌بندوباری و [[قتل]] و [[غارت]] و [[هرج و مرج]] سرتاسر [[اجتماع]] را فرا خواهد گرفت و [[کرامت]] ذاتی و {{متن قرآن|لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ}}<ref>«و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشته‌ایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref> و اکتسابی {{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}}<ref>«بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> نوع [[انسان]] به خطر خواهد افتاد.
آری؛ اولین مدعی [[حقوق بشر]]، [[خداوند]] عز و جل است، ولی [[جهل]] انسان مادی‌نگر به [[مصالح مادی و معنوی]]، فردی و [[اجتماعی]] و [[دنیوی]] و [[اخروی]] خود، خداوند و [[احکام]] مترقی او را مخالف با [[حقوق]] خود تشخیص می‌دهد. بنابراین، در [[اسلام]]، حقوق بشر، جزء [[نظام حقوقی]] و هم‌سو با اهداف آن تبیین‌پذیر است<ref>باقرزاده، محمدرضا، «اندیشه جهان‌شمولی حقوق بشر؛ دیدگاه مقایسه‌ای میان اعلامیه جهانی و اسلام»، کتاب نقد، ش ۳۶، ص۶.</ref>، و نه اینکه با حقوق بشر در تضاد باشد. درنتیجه، [[دین]] نه‌تنها [[حقوق انسانی]] را به رسمیت می‌شناسد، بلکه [[غایت]] [[تشریع دین]]، احیای حقوق بشر در پرتو [[حقّ الله]] است. [[امام سجاد]]{{ع}} در رساله الحقوق خود به این [[حقیقت]] چنین می‌پردازند:
{{متن حدیث|اعْلَمْ رَحِمَكَ اللَّهُ أَنَّ لِلَّهِ عَلَيْكَ حُقُوقاً مُحِيطَةً بِكَ فِي كُلِّ حَرَكَةٍ تَحَرَّكْتَهَا... وَ أَكْبَرُ حُقُوقِ اللَّهِ عَلَيْكَ مَا أَوْجَبَهُ لِنَفْسِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ حَقِّهِ الَّذِي هُوَ أَصْلُ الْحُقُوقِ وَ مِنْهُ تَفَرَّعَ}}.
بدان! خدای تو را بیامرزد که همانا خداوند بر تو [[حقوقی]] دارد و این حقوق در هر حرکتی که می‌کنی، بر تو احاطه دارند و بزرگ‌ترین آنها همان است که برای نفس خویش بر تو [[واجب]] کرده و ریشه و اصل همه حقوق است.<ref>[[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[دین و حقوق بشر (مقاله)|مقاله «دین و حقوق بشر»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۷۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۴۱۴: خط ۴۴۶:
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و اخلاق (مقاله)|مقاله «دین و اخلاق»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و اخلاق (مقاله)|مقاله «دین و اخلاق»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[سعید متقی‌فر|متقی‌فر، سعید]]، [[دین و حقوق بشر (مقاله)|مقاله «دین و حقوق بشر»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۱٬۹۳۵

ویرایش