پرش به محتوا

اجتهاد: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۳: خط ۱۳:
# اجتهاد به‌معنای خاص که تنها در میان فقیهان [[اهل سنت]] مطرح است. این اصطلاح مرادف با رأی و عبارت از نوعی تشریع و جعل قانون از سوی فقیه در موارد فقدان نص و مصداق روشن آن قیاس است<ref>الاصول العامه، ص‌۳۸۵.</ref>.<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجتهاد - یوسفی مقدم (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۲۰-۱۴۷.</ref>
# اجتهاد به‌معنای خاص که تنها در میان فقیهان [[اهل سنت]] مطرح است. این اصطلاح مرادف با رأی و عبارت از نوعی تشریع و جعل قانون از سوی فقیه در موارد فقدان نص و مصداق روشن آن قیاس است<ref>الاصول العامه، ص‌۳۸۵.</ref>.<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجتهاد - یوسفی مقدم (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۲۰-۱۴۷.</ref>


در مجموع اجتهاد در اصطلاح، کوشش روشمندانه‌ای است در جهت یافتن [[حکم شرعی]] از منابع معتبر [[فقهی]]<ref>التنقیح فی شرح العروة الوثقی، رسالة الاجتهاد والتقلید، ص۲۴-۲۰.</ref>. به کسی که دارای ملکه اجتهاد است «[[مجتهد]]» گفته می‌شود<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۲، صفحه ۲۶۵ -۲۶۸.</ref>.
در مجموع اجتهاد در اصطلاح، کوشش روشمندانه‌ای است در جهت یافتن [[حکم شرعی]] از منابع معتبر [[فقهی]]<ref>التنقیح فی شرح العروة الوثقی، رسالة الاجتهاد والتقلید، ص۲۴-۲۰.</ref>. به کسی که دارای ملکه اجتهاد است «[[مجتهد]]» گفته می‌شود<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲]]، ص ۲۶۵ -۲۶۸.</ref>.


== پیشینه ==
== پیشینه ==
در زمان [[پیامبر]] {{صل}} نیز [[راهنمایی]] و بیان حقایق [[شرعی]]، توسط افرادی ذی‌صلاح و [[مجتهد]] انجام می‌شد<ref>الفقیه و المتفقه، ج۱، ص۸-۲. راجع به اجتهاد در زمان رسول الله {{صل}} ر. ک: حدیث معاذ از مسند احمد، ج۵، ص۲۳۰.</ref>. [[اهل سنت]] معتقدند، باب [[اجتهاد]] تا زمان مفتیان اربعه، ادامه داشت و بعد ممنوع شد<ref>المبادی العامة للفقه الجعفری، ج۱، ص۳۴۰.</ref>؛ اما بنابر [[اعتقاد]] [[شیعه]]، [[اجتهاد]] در ادوار متعدد از زمان [[ائمه]] برقرار بود؛ چنانکه [[امام صادق]] {{ع}} و [[امام باقر]] {{ع}} مسائل [[شرعی]] را از کتاب امیرالمؤمنین علی {{ع}} [[استنباط]] می‌کردند و همواره این روش را به شاگردان خود می‌آموختند<ref>اصول کافی، ج۱، ص۴۲؛ تاریخ حصر الاجتهاد، ص۴۰.</ref>. [[اجتهاد]] [[شیعی]] به مفهوم امروزی آن تا حدود قرن پنجم مرسوم نبود و با محتوای جدید، از زمان [[شیخ طوسی]] و [[شیخ مفید]] معمول گردید<ref>الذریعه، ج۲، ص۷۹۲؛ الاصول العامه للفقه المقارن، ص۶۰۱؛ معارج الاصول، الباب التاسع، ص۱۷۹.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۲۰.</ref>
در زمان [[پیامبر]] {{صل}} نیز [[راهنمایی]] و بیان حقایق [[شرعی]]، توسط افرادی ذی‌صلاح و [[مجتهد]] انجام می‌شد<ref>الفقیه و المتفقه، ج۱، ص۸-۲. راجع به اجتهاد در زمان رسول الله {{صل}} ر. ک: حدیث معاذ از مسند احمد، ج۵، ص۲۳۰.</ref>. [[اهل سنت]] معتقدند، باب اجتهاد تا زمان مفتیان اربعه، ادامه داشت و بعد ممنوع شد<ref>المبادی العامة للفقه الجعفری، ج۱، ص۳۴۰.</ref>؛ اما بنابر [[اعتقاد]] [[شیعه]]، اجتهاد در ادوار متعدد از زمان [[ائمه]] برقرار بود؛ چنانکه [[امام صادق]] {{ع}} و [[امام باقر]] {{ع}} مسائل [[شرعی]] را از کتاب امیرالمؤمنین علی {{ع}} [[استنباط]] می‌کردند و همواره این روش را به شاگردان خود می‌آموختند<ref>اصول کافی، ج۱، ص۴۲؛ تاریخ حصر الاجتهاد، ص۴۰.</ref>. اجتهاد [[شیعی]] به مفهوم امروزی آن تا حدود قرن پنجم مرسوم نبود و با محتوای جدید، از زمان [[شیخ طوسی]] و [[شیخ مفید]] معمول گردید<ref>الذریعه، ج۲، ص۷۹۲؛ الاصول العامه للفقه المقارن، ص۶۰۱؛ معارج الاصول، الباب التاسع، ص۱۷۹.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۲۰.</ref>


== [[اجتهاد]] در [[قرآن]] ==
== اجتهاد در [[قرآن]] ==
واژه اجتهاد در [[قرآن]] نیامده؛ ولی می‌توان واژه قرآنی "تفقه" را قریب به آن دانست؛ زیرا فقه در لغت به‌معنای فهم<ref>ترتیب العین، ص‌۶۳۴‌؛ النهایه، ج‌۳، ص‌۴۶۵.</ref> یا فهم دقیق<ref>التحریروالتنویر، ج‌۱۱، ص‌۶۱‌.</ref> است و در اصطلاح، به‌معنای فهم دین و شرع به‌کار می‌رود. فقه اکبر<ref>الفرقان، ج‌۱۰‌ـ‌۱۱، ص‌۳۴۰.</ref> و تفقّه همان فهم دقیق معارف دینی است، اعم از اصول و فروع<ref>المیزان، ج‌۹، ص‌۴۰۴؛ التحریروالتنویر، ج‌۱۱، ص‌۶۲‌.</ref> و سنن یا آنچه به [[قرآن]] و [[علوم قرآن]] مربوط باشد<ref>مجمع‌البیان، ج‌۵، ص‌۱۲۶.</ref>؛ ولی امروزه فقه را خصوص علم به احکام عملی براساس ادله تفصیلی می‌دانند<ref>الفصول‌الغرویه، ص۲؛ مصباح‌الاصول، ج۳، ص‌۴۳۶؛ مفردات، ص‌۶۴۲‌.</ref>.<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجتهاد - یوسفی مقدم (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۲۰-۱۴۷.</ref>
واژه اجتهاد در [[قرآن]] نیامده؛ ولی می‌توان واژه قرآنی "تفقه" را قریب به آن دانست؛ زیرا فقه در لغت به‌معنای فهم<ref>ترتیب العین، ص‌۶۳۴‌؛ النهایه، ج‌۳، ص‌۴۶۵.</ref> یا فهم دقیق<ref>التحریروالتنویر، ج‌۱۱، ص‌۶۱‌.</ref> است و در اصطلاح، به‌معنای فهم دین و شرع به‌کار می‌رود. فقه اکبر<ref>الفرقان، ج‌۱۰‌ـ‌۱۱، ص‌۳۴۰.</ref> و تفقّه همان فهم دقیق معارف دینی است، اعم از اصول و فروع<ref>المیزان، ج‌۹، ص‌۴۰۴؛ التحریروالتنویر، ج‌۱۱، ص‌۶۲‌.</ref> و سنن یا آنچه به [[قرآن]] و [[علوم قرآن]] مربوط باشد<ref>مجمع‌البیان، ج‌۵، ص‌۱۲۶.</ref>؛ ولی امروزه فقه را خصوص علم به احکام عملی براساس ادله تفصیلی می‌دانند<ref>الفصول‌الغرویه، ص۲؛ مصباح‌الاصول، ج۳، ص‌۴۳۶؛ مفردات، ص‌۶۴۲‌.</ref>.<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجتهاد - یوسفی مقدم (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۲۰-۱۴۷.</ref>


== اهمیت [[اجتهاد]] ==
== اهمیت اجتهاد ==
[[اسلام]] مکتبی جامع و منطبق با سرشت آدمی است که در همه عصرها [[قدرت]] پاسخ‌گویی به نیازهای [[انسان]] را دارد. [[آموزه‌های اسلامی]] در ۳ بُعد [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام]] خلاصه می‌شود. این تعالیم هر کدام در حوزه خود نیازهای انسان را تأمین و [[هدایت]] او را تضمین می‌کنند. [[فقه]] و احکام آن در مقام عمل متکفّل [[شناخت]] راه صحیح از سقیم و تبیین کننده عمل خوب از بد، براساس [[مصالح]] و [[مفاسد]] است.
[[اسلام]] مکتبی جامع و منطبق با سرشت آدمی است که در همه عصرها [[قدرت]] پاسخ‌گویی به نیازهای [[انسان]] را دارد. [[آموزه‌های اسلامی]] در ۳ بُعد [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام]] خلاصه می‌شود. این تعالیم هر کدام در حوزه خود نیازهای انسان را تأمین و [[هدایت]] او را تضمین می‌کنند. [[فقه]] و احکام آن در مقام عمل متکفّل [[شناخت]] راه صحیح از سقیم و تبیین کننده عمل خوب از بد، براساس [[مصالح]] و [[مفاسد]] است.


انجام [[تکالیف]]، جز با [[معرفت]] و شناخت ممکن نیست و یگانه راه شناخت و معرفت تکالیف ـ‌ با‌توجه به صعوبت [[احتیاط]] در همه امور ـ اجتهاد و [[فقاهت]] است. اگر [[احکام شرعی]] در همه موضوعات، روشن بود، هر مکلّفی می‌توانست حکم را به سادگی [[شناسایی]] کند و عمل خویش را بر آن منطبق سازد و نیازی به کاوش و تحقیق نداشت؛ ولی عواملی گوناگون از‌ جمله فاصله زمانی ما با [[زمان]] [[تشریع]] و نقش [[علوم]] گوناگون دیگر، سبب ابهام در شناخت احکام شده است و همین امر سبب پیدایش و گسترش علم فقه شده تا با [[استنباط]] و اجتهاد، احکام و [[وظایف]] مکلّفان مشخّص شود و آنان بتوانند [[اعمال]] خود را در [[عبادات]]، معاملات، سیاسات و امور کیفری بر [[شریعت]] منطبق سازند و چون این کار، امری نظری و نیازمند صرف وقت برای [[تعلّم]] است و اگر همه افراد به تحصیل ملکه اجتهاد و فقاهت بپردازند، [[نظام]] معیشتی [[جامعه]] مختل می‌شود، تنها گروهی به آن [[اقدام]] می‌کنند و دیگران به آنان مراجعه و احکام را از آنان فرامی‌گیرند<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجتهاد - یوسفی مقدم (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۲۰-۱۴۷.</ref>.
انجام [[تکالیف]]، جز با [[معرفت]] و شناخت ممکن نیست و یگانه راه شناخت و معرفت تکالیف ـ‌ با‌توجه به صعوبت [[احتیاط]] در همه امور ـ اجتهاد و [[فقاهت]] است. اگر [[احکام شرعی]] در همه موضوعات، روشن بود، هر مکلّفی می‌توانست حکم را به سادگی [[شناسایی]] کند و عمل خویش را بر آن منطبق سازد و نیازی به کاوش و تحقیق نداشت؛ ولی عواملی گوناگون از‌ جمله فاصله زمانی ما با [[زمان]] [[تشریع]] و نقش [[علوم]] گوناگون دیگر، سبب ابهام در شناخت احکام شده است و همین امر سبب پیدایش و گسترش علم فقه شده تا با [[استنباط]] و اجتهاد، احکام و [[وظایف]] مکلّفان مشخّص شود و آنان بتوانند [[اعمال]] خود را در [[عبادات]]، معاملات، سیاسات و امور کیفری بر [[شریعت]] منطبق سازند و چون این کار، امری نظری و نیازمند صرف وقت برای [[تعلّم]] است و اگر همه افراد به تحصیل ملکه اجتهاد و فقاهت بپردازند، [[نظام]] معیشتی [[جامعه]] مختل می‌شود، تنها گروهی به آن [[اقدام]] می‌کنند و دیگران به آنان مراجعه و احکام را از آنان فرامی‌گیرند<ref>[[محمد صادق یوسفی مقدم|یوسفی مقدم، محمد صادق]]، [[اجتهاد - یوسفی مقدم (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۲۰-۱۴۷.</ref>.


== [[تاریخ]] [[اجتهاد]] ==
== [[تاریخ]] اجتهاد ==
تاریخ اجتهاد را به ۳‌ عصر می‌توان تقسیم کرد: عصر [[تشریع]]، عصر‌ حضور [[امامان]] {{عم}} و عصر غیبت.
تاریخ اجتهاد را به ۳‌ عصر می‌توان تقسیم کرد: عصر [[تشریع]]، عصر‌ حضور [[امامان]] {{عم}} و عصر غیبت.
# '''اجتهاد در عصر تشریع:''' مقصود از عصر‌ تشریع، [[زمان]] [[حیات]] [[پیامبر خاتم|پیغمبر]] {{صل}} و هنگام دریافت [[وحی]] است. در این عصر، [[احکام الهی]] به‌ وسیله [[قرآن]] و [[سنّت]] بیان شده است. آیه‌ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref> و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند؛ سوره توبه، آیه۱۲۲.</ref> بر جواز و وجود اجتهاد در این عصر دلالت دارد<ref>روح‌المعانی، مج‌۷، ج‌۱۱، ص‌۷۰.</ref>.
# '''اجتهاد در عصر تشریع:''' مقصود از عصر‌ تشریع، [[زمان]] [[حیات]] [[پیامبر خاتم|پیغمبر]] {{صل}} و هنگام دریافت [[وحی]] است. در این عصر، [[احکام الهی]] به‌ وسیله [[قرآن]] و [[سنّت]] بیان شده است. آیه‌ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref> و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند؛ سوره توبه، آیه۱۲۲.</ref> بر جواز و وجود اجتهاد در این عصر دلالت دارد<ref>روح‌المعانی، مج‌۷، ج‌۱۱، ص‌۷۰.</ref>.
۱۲۹٬۵۰۹

ویرایش