پرش به محتوا

آیه اکمال دین از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۵: خط ۴۵:


== شرح مفردات آیه ==
== شرح مفردات آیه ==
=== مراد از «الیوم» ===
جمهور اهل سنت بر این باورند که نزول آیه مذکور در [[روز عرفه]] و در [[حجة الوداع]] است و سایر [[روایات]] در این باره را [[ضعیف]] می‌پندارند، اما در [[کشف]] مراد [[خدای متعال]] از «الیوم» دو نظر متفاوت دارند:
#مراد از «الیوم» در این آیه [[روز]] خاص و مشخصی نیست، بلکه دوره‌ای از [[زمان]] است که زمان قبل و بعد از [[نزول]] یا تنها زمان پس از نزول آیه را در بر می‌گیرد؛ مانند اینکه می‌گوییم: «دیروز [[جوان]] بودم و امروز پیر شده‌ام». این قول را بزرگانی همچون [[ابن جریر طبری]]<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۹۴.</ref>، [[فخر رازی]]<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>، [[زمخشری]]<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۴- ۶۰۵.</ref>، [[بیضاوی]]<ref>بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref>، و [[آلوسی]]<ref>آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۸۹-۹۰.</ref> مطرح کرده‌اند و ابن عطیه اندلسی<ref>ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۳-۱۵۴.</ref> به صورت احتمال بیان نموده است.
#مقصود از «الیوم» با وقت نزول آیه یکی است؛ یعنی تنها همان روز عرفه که (بنا به قول جمهور اهل سنت) روز نزول آیه بوده، مراد خداست. ابن عطیه اندلسی<ref>ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۳ - ۱۵۴.</ref> به این قول [[گرایش]] دارد و فخر رازی<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>، بیضاوی<ref>بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref> و آلوسی<ref>آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۸۹-۹۰.</ref> نیز آن را به عنوان احتمال ذکر کرده‌اند.
=== تعیین رخداد در الیوم ===
درباره تعیین رخداد در روز عرفه نیز اهل سنت بر دو قول‌اند؛ برخی با استناد به [[روایت]] [[ابن عباس]] و سدی اکمال دین را به نزول تمام [[فرایض]] از جانب [[خدا]] دانسته، می‌گویند:
«چون [[مسلمانان]] [[حج]] گزاردند و پس از آن هیچ حکمی دیگر از فرایض بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل نشد، [[دین کامل]] گردید»<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>.
قول دوم می‌گوید:
«مراد از [[اکمال دین]]، پایان یافتن تمام فرایض در [[حجة الوداع]] نیست، بلکه به معنای اتمام معظم فرایض و [[حلال]] و حرام‌هاست، لکن چون در حجة الوداع مشرکی با مسلمانان در [[طواف]] شرکت نداشت و طواف [[مشرکان]] به صورت عریان نیز پایان یافته بود، [[قرآن]] از این رخداد با عنوان اکمال دین یاد کرده است»<ref>قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref>.
ابن [[عطیه]] اندلسی و [[قرطبی]] این قول را [[رأی]] [[جمهور]] [[اهل سنت]] می‌دانند<ref>ر.ک: ابن عطیة، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۴؛ قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref>.
=== علت [[یأس]] [[کافران]]===
[[اهل تسنن]] در این بخش در پی تحلیلی مناسب از فراز {{متن قرآن|...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ}} بر آمده، آن را به چند صورت تبیین کرده‌اند؛ برخی مانند [[زمخشری]] از [[سیاق آیه]] مدد گرفته، می‌گویند:
{{عربی|أي يئسوا من الدين أن يبطلوه و أن ترجعوا محللين لهذه الخبائث}}؛ کافران از اینکه [[دین]] شما را [[ابطال]] کنند و نیز شما این خبائث [خوردنی‌هایی که در [[آیه]] از آنها یاد شده] را حلال شمرده، به آنها رو آورید، [[مأیوس]] گشته‌اند»<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵. البته زمخشری در این باره توضیح نمی‌دهد که چگونه کافران می‌توانستند دین مسلمانان را ابطال کنند، ولی هم‌اکنون از این امر مأیوس گشته‌اند.</ref>.
[[بیضاوی]] نیز همین نظر را ارایه کرده است<ref>بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. [[ابن کثیر]] هم با تقریری دیگر این قول را به دست داده، می‌نویسد:
{{عربی|ياسوا من مشابهة المسلمين لما تميز به المسلمون من هذه الصفات}}؛ «کافران از اینکه مسلمانان دوباره به آنان مشابهت یافته و این صفاتی را که موجب تمایز آنها شده، نادیده بگیرند، مأیوس گشتند»<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۲.</ref>.
[[فخر رازی]] نیز این قول را احتمال داده است<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>.
قول دیگری که مد نظر جمع قابل توجهی از [[اهل سنت]] است، مبتنی بر روایتی از [[ابن عباس]] و سدی می‌باشد:
{{عربی|ياسوا أن ترجعوا إلى دينهم كفارا أو يأسوا أن ترتدوا راجعين إلى دينهم}}؛ «آنان [[مأیوس]] شدند از اینکه شما به [[آیین]] [[کفار]] برگردید و یا شما [[مرتد]] شده، دوباره به آیین آنان [[گرایش]] یابید».
بنابراین نظر، مدار [[یأس]] کفار [[آحاد]] مسلمانان‌اند که امکان بازگشت آنان به آیین [[شرک]] و [[کفر]] در این [[زمان]] به کلی منتفی شده است. [[ابن جریر طبری]]<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۸.</ref>، [[جصاص]]<ref>جصاص، احکام القرآن، ج۲، ص۳۹۲.</ref>، [[بغوی]]<ref>بغوی، معالم تنزیل، ج۲، ص۱۰.</ref>، [[ابن کثیر]]<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۴.</ref> و [[قرطبی]]<ref>قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref> این قول را مطرح کرده‌اند.
[[طبری]] در [[مقام]] بیان چگونگی امکان بازگشت و [[ارتداد]] [[مسلمانان]] که هم‌اکنون منتفی شده، می‌نویسد:
{{عربی|و لا تخافوهم أن يظهروا عليكم فيقهروكم و يردوكم عن دينكم}}؛ «از آنان نترسید که بر شما [[غلبه]] کرده، شما را [[مقهور]] سازند و از آیینتان باز برگردانند»<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۸.</ref>.
بر اساس این دیدگاه، تا پیش از قوت و [[شوکت]] [[اسلام]] که هم‌اکنون در [[سال دهم هجری]] رخ نموده است، مسلمانان از اینکه کفار با [[قوه قهریه]] بر آنان غلبه یابند و آنان را از آیینشان جدا سازند، در [[خوف]] و [[وحشت]] بودند؛ اما هم‌اکنون [[قرآن]] با توجه به ازدیاد [[جمعیت]] مسلمانان و شوکت آنان به ایشان خطاب کرده و می‌گوید: اینک چنین امری منتفی است»<ref>ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>.
[[ابن عطیه اندلسی]] بر این قول مناقشه کرده، پس از آنکه مراد از [[کافران]] در این [[آیه]] را همه کافران آن [[روز]] در روی [[زمین]] می‌شناسد، می‌نویسد:
«یأس کافران [از [[آحاد]] مسلمانان و ارتداد آنان نبود، بلکه] از اضمحلال امر اسلام و [[فساد]] جمع آن بوده است؛ یعنی آنان از اینکه [[دین]] را مضمحل کنند و این آیین را از هم بگسلند و شوکتش را از بین ببرند، مأیوس شدند»<ref>ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۳ - ۱۵۴.</ref>.
هر چند ابن عطیه اندلسی توضیح نمی‌دهد که چگونه اضمحلال [[دین]] پیش از این برای [[کافران]] امکان داشت، هم‌اکنون از آن [[مأیوس]] شدند، لکن قول وی با [[ظاهر آیه]] که سخن از [[یأس]] از دین [[مسلمانان]] دارد و نه از خود مسلمانان، سازگارتر است، به ویژه آنکه کافران پیش از این از همان [[آغاز بعثت]] [[تجربه]] کرده بودند که مسلمانان به هیچ روی از [[آیین]] خود دست نخواهند شست، هر چند آنان را [[تطمیع]]، [[تهدید]]، محاصره و... یا حتی [[جنگ]] و [[خونریزی]] به پا کنند.
قول دیگری که [[زمخشری]]<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref> و [[بیضاوی]]<ref>بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref> احتمال داده و [[فخر رازی]] آن را به واقع نزدیک‌تر می‌داند، این است که می‌گوید:
{{عربی|يأسوا من أن يغلبوكم على دينكم}}؛ «آنان مأیوس شدند از اینکه بر شما چیره شوند و دین شما را تباه سازند»<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>.
تفاوت این قول با قول قبلی این است که کافران تا پیش از این [[امیدوار]] بودند بر مسلمانان [[غلبه]] یابند و آنان از دینشان بازگردند، ولی در این قول سخن از [[ارتداد]] مسلمانان نیست، بلکه مدار [[کلام]] بر غلبه بر دین آنهاست؛ به اینکه مثلاً دین را با [[خرافات]] و [[انحرافات]] از بین ببرند و محتوای آن را پوک و آثارش را محو نمایند.
=== اکمال دین ===
=== اکمال دین ===
تقریباً اقوال [[اهل تسنن]] درباره تبیین [[اکمال دین]]، به شش قول می‌رسد که آنها را می‌توان در چهار محور اصلی خلاصه کرد. اکمال دین با پایان یافتن [[نزول آیات]] و [[ابلاغ]] تمام [[فرایض]] اکمال دین با نزول و ابلاغ معظم فرایض، اکمال با مسئله [[حج]] و بالأخره اکمال با [[غلبه]] [[مسلمانان]] بر سایر [[ادیان]]. برخی مانند [[واحدی نیشابوری]]<ref>واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۱۵۴.</ref>، [[بغوی]]<ref>بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۱۰.</ref>، جبایی<ref>ر.ک: آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۹۰.</ref>، بلخی<ref>آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۹۰.</ref> به قول اول [[گرایش]] دارند و می‌گویند: {{عربی|فلم ينزل بعد هذه الآية شيء من الفرائض}}؛ «پس از این [[آیه]] هیچ چیزی از فرایض نازل نشد [و بر [[دین]] افزوده نگردید]»<ref>واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۱۵۴؛ بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۱۰.</ref>.
تقریباً اقوال [[اهل تسنن]] درباره تبیین [[اکمال دین]]، به شش قول می‌رسد که آنها را می‌توان در چهار محور اصلی خلاصه کرد. اکمال دین با پایان یافتن [[نزول آیات]] و [[ابلاغ]] تمام [[فرایض]] اکمال دین با نزول و ابلاغ معظم فرایض، اکمال با مسئله [[حج]] و بالأخره اکمال با [[غلبه]] [[مسلمانان]] بر سایر [[ادیان]]. برخی مانند [[واحدی نیشابوری]]<ref>واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۱۵۴.</ref>، [[بغوی]]<ref>بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۱۰.</ref>، جبایی<ref>ر.ک: آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۹۰.</ref>، بلخی<ref>آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۹۰.</ref> به قول اول [[گرایش]] دارند و می‌گویند: {{عربی|فلم ينزل بعد هذه الآية شيء من الفرائض}}؛ «پس از این [[آیه]] هیچ چیزی از فرایض نازل نشد [و بر [[دین]] افزوده نگردید]»<ref>واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۱۵۴؛ بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۱۰.</ref>.
۱۵٬۳۹۸

ویرایش