آیه اکمال دین از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخهها
←علت یأس کافران
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
[[اهل تسنن]] در این بخش در پی تحلیلی مناسب از فراز {{متن قرآن|...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ}} بر آمده، آن را به چند صورت تبیین کردهاند. | [[اهل تسنن]] در این بخش در پی تحلیلی مناسب از فراز {{متن قرآن|...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ}} بر آمده، آن را به چند صورت تبیین کردهاند. | ||
'''دیدگاه نخست''' | #'''دیدگاه نخست''': برخی مانند [[زمخشری]] از [[سیاق آیه]] مدد گرفته، میگویند: {{عربی|أي يئسوا من الدين أن يبطلوه و أن ترجعوا محللين لهذه الخبائث}}؛ کافران از اینکه [[دین]] شما را [[ابطال]] کنند و نیز شما این خبائث [خوردنیهایی که در [[آیه]] از آنها یاد شده] را حلال شمرده، به آنها رو آورید، [[مأیوس]] گشتهاند»<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵. البته زمخشری در این باره توضیح نمیدهد که چگونه کافران میتوانستند دین مسلمانان را ابطال کنند، ولی هماکنون از این امر مأیوس گشتهاند.</ref>. [[بیضاوی]] نیز همین نظر را ارایه کرده است<ref>بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. [[ابن کثیر]] هم با تقریری دیگر این قول را به دست داده، مینویسد: {{عربی|ياسوا من مشابهة المسلمين لما تميز به المسلمون من هذه الصفات}}؛ «کافران از اینکه مسلمانان دوباره به آنان مشابهت یافته و این صفاتی را که موجب تمایز آنها شده، نادیده بگیرند، مأیوس گشتند»<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۲.</ref>. [[فخر رازی]] نیز این قول را احتمال داده است<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>. | ||
#'''دیدگاه دوم''': قول دیگری که مد نظر جمع قابل توجهی از [[اهل سنت]] است، مبتنی بر روایتی از [[ابن عباس]] و سدی میباشد: | |||
برخی مانند [[زمخشری]] از [[سیاق آیه]] مدد گرفته، میگویند: | {{عربی|ياسوا أن ترجعوا إلى دينهم كفارا أو يأسوا أن ترتدوا راجعين إلى دينهم}}؛ «آنان [[مأیوس]] شدند از اینکه شما به [[آیین]] [[کفار]] برگردید و یا شما [[مرتد]] شده، دوباره به آیین آنان [[گرایش]] یابید». بنابراین نظر، مدار [[یأس]] کفار [[آحاد]] مسلماناناند که امکان بازگشت آنان به آیین [[شرک]] و [[کفر]] در این [[زمان]] به کلی منتفی شده است. [[ابن جریر طبری]]<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۸.</ref>، [[جصاص]]<ref>جصاص، احکام القرآن، ج۲، ص۳۹۲.</ref>، [[بغوی]]<ref>بغوی، معالم تنزیل، ج۲، ص۱۰.</ref>، [[ابن کثیر]]<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۴.</ref> و [[قرطبی]]<ref>قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref> این قول را مطرح کردهاند. [[طبری]] در [[مقام]] بیان چگونگی امکان بازگشت و [[ارتداد]] [[مسلمانان]] که هماکنون منتفی شده، مینویسد: {{عربی|و لا تخافوهم أن يظهروا عليكم فيقهروكم و يردوكم عن دينكم}}؛ «از آنان نترسید که بر شما [[غلبه]] کرده، شما را [[مقهور]] سازند و از آیینتان باز برگردانند»<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۸.</ref>. بر اساس این دیدگاه، تا پیش از قوت و [[شوکت]] [[اسلام]] که هماکنون در [[سال دهم هجری]] رخ نموده است، مسلمانان از اینکه کفار با [[قوه قهریه]] بر آنان غلبه یابند و آنان را از آیینشان جدا سازند، در [[خوف]] و [[وحشت]] بودند؛ اما هماکنون [[قرآن]] با توجه به ازدیاد [[جمعیت]] مسلمانان و شوکت آنان به ایشان خطاب کرده و میگوید: اینک چنین امری منتفی است»<ref>ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>. [[ابن عطیه اندلسی]] بر این قول مناقشه کرده، پس از آنکه مراد از [[کافران]] در این [[آیه]] را همه کافران آن [[روز]] در روی [[زمین]] میشناسد، مینویسد: «یأس کافران [از [[آحاد]] مسلمانان و ارتداد آنان نبود، بلکه] از اضمحلال امر اسلام و [[فساد]] جمع آن بوده است؛ یعنی آنان از اینکه [[دین]] را مضمحل کنند و این آیین را از هم بگسلند و شوکتش را از بین ببرند، مأیوس شدند»<ref>ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۳ - ۱۵۴.</ref>. هر چند ابن عطیه اندلسی توضیح نمیدهد که چگونه اضمحلال [[دین]] پیش از این برای [[کافران]] امکان داشت، هماکنون از آن [[مأیوس]] شدند، لکن قول وی با [[ظاهر آیه]] که سخن از [[یأس]] از دین [[مسلمانان]] دارد و نه از خود مسلمانان، سازگارتر است، به ویژه آنکه کافران پیش از این از همان [[آغاز بعثت]] [[تجربه]] کرده بودند که مسلمانان به هیچ روی از [[آیین]] خود دست نخواهند شست، هر چند آنان را [[تطمیع]]، [[تهدید]]، محاصره و... یا حتی [[جنگ]] و [[خونریزی]] به پا کنند. | ||
{{عربی|أي يئسوا من الدين أن يبطلوه و أن ترجعوا محللين لهذه الخبائث}}؛ کافران از اینکه [[دین]] شما را [[ابطال]] کنند و نیز شما این خبائث [خوردنیهایی که در [[آیه]] از آنها یاد شده] را حلال شمرده، به آنها رو آورید، [[مأیوس]] گشتهاند»<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵. البته زمخشری در این باره توضیح نمیدهد که چگونه کافران میتوانستند دین مسلمانان را ابطال کنند، ولی هماکنون از این امر مأیوس گشتهاند.</ref>. | #'''دیدگاه سوم''': قول دیگری که [[زمخشری]]<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref> و [[بیضاوی]]<ref>بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref> احتمال داده و [[فخر رازی]] آن را به واقع نزدیکتر میداند، این است که میگوید: | ||
[[بیضاوی]] نیز همین نظر را ارایه کرده است<ref>بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. [[ابن کثیر]] هم با تقریری دیگر این قول را به دست داده، مینویسد: | {{عربی|يأسوا من أن يغلبوكم على دينكم}}؛ «آنان مأیوس شدند از اینکه بر شما چیره شوند و دین شما را تباه سازند»<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>. تفاوت این قول با قول قبلی این است که کافران تا پیش از این [[امیدوار]] بودند بر مسلمانان [[غلبه]] یابند و آنان از دینشان بازگردند، ولی در این قول سخن از [[ارتداد]] مسلمانان نیست، بلکه مدار [[کلام]] بر غلبه بر دین آنهاست؛ به اینکه مثلاً دین را با [[خرافات]] و [[انحرافات]] از بین ببرند و محتوای آن را پوک و آثارش را محو نمایند. | ||
{{عربی|ياسوا من مشابهة المسلمين لما تميز به المسلمون من هذه الصفات}}؛ «کافران از اینکه مسلمانان دوباره به آنان مشابهت یافته و این صفاتی را که موجب تمایز آنها شده، نادیده بگیرند، مأیوس گشتند»<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۲.</ref>. | |||
[[فخر رازی]] نیز این قول را احتمال داده است<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>. | |||
'''دیدگاه دوم''' | |||
قول دیگری که مد نظر جمع قابل توجهی از [[اهل سنت]] است، مبتنی بر روایتی از [[ابن عباس]] و سدی میباشد: | |||
{{عربی|ياسوا أن ترجعوا إلى دينهم كفارا أو يأسوا أن ترتدوا راجعين إلى دينهم}}؛ «آنان [[مأیوس]] شدند از اینکه شما به [[آیین]] [[کفار]] برگردید و یا شما [[مرتد]] شده، دوباره به آیین آنان [[گرایش]] یابید». | |||
بنابراین نظر، مدار [[یأس]] کفار [[آحاد]] مسلماناناند که امکان بازگشت آنان به آیین [[شرک]] و [[کفر]] در این [[زمان]] به کلی منتفی شده است. [[ابن جریر طبری]]<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۸.</ref>، [[جصاص]]<ref>جصاص، احکام القرآن، ج۲، ص۳۹۲.</ref>، [[بغوی]]<ref>بغوی، معالم تنزیل، ج۲، ص۱۰.</ref>، [[ابن کثیر]]<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۴.</ref> و [[قرطبی]]<ref>قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref> این قول را مطرح کردهاند. | |||
[[طبری]] در [[مقام]] بیان چگونگی امکان بازگشت و [[ارتداد]] [[مسلمانان]] که هماکنون منتفی شده، مینویسد: | |||
{{عربی|و لا تخافوهم أن يظهروا عليكم فيقهروكم و يردوكم عن دينكم}}؛ «از آنان نترسید که بر شما [[غلبه]] کرده، شما را [[مقهور]] سازند و از آیینتان باز برگردانند»<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۸.</ref>. | |||
بر اساس این دیدگاه، تا پیش از قوت و [[شوکت]] [[اسلام]] که هماکنون در [[سال دهم هجری]] رخ نموده است، مسلمانان از اینکه کفار با [[قوه قهریه]] بر آنان غلبه یابند و آنان را از آیینشان جدا سازند، در [[خوف]] و [[وحشت]] بودند؛ اما هماکنون [[قرآن]] با توجه به ازدیاد [[جمعیت]] مسلمانان و شوکت آنان به ایشان خطاب کرده و میگوید: اینک چنین امری منتفی است»<ref>ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>. | |||
[[ابن عطیه اندلسی]] بر این قول مناقشه کرده، پس از آنکه مراد از [[کافران]] در این [[آیه]] را همه کافران آن [[روز]] در روی [[زمین]] میشناسد، مینویسد: | |||
«یأس کافران [از [[آحاد]] مسلمانان و ارتداد آنان نبود، بلکه] از اضمحلال امر اسلام و [[فساد]] جمع آن بوده است؛ یعنی آنان از اینکه [[دین]] را مضمحل کنند و این آیین را از هم بگسلند و شوکتش را از بین ببرند، مأیوس شدند»<ref>ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۳ - ۱۵۴.</ref>. | |||
هر چند ابن عطیه اندلسی توضیح نمیدهد که چگونه اضمحلال [[دین]] پیش از این برای [[کافران]] امکان داشت، هماکنون از آن [[مأیوس]] شدند، لکن قول وی با [[ظاهر آیه]] که سخن از [[یأس]] از دین [[مسلمانان]] دارد و نه از خود مسلمانان، سازگارتر است، به ویژه آنکه کافران پیش از این از همان [[آغاز بعثت]] [[تجربه]] کرده بودند که مسلمانان به هیچ روی از [[آیین]] خود دست نخواهند شست، هر چند آنان را [[تطمیع]]، [[تهدید]]، محاصره و... یا حتی [[جنگ]] و [[خونریزی]] به پا کنند. | |||
'''دیدگاه سوم''' | |||
قول دیگری که [[زمخشری]]<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref> و [[بیضاوی]]<ref>بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref> احتمال داده و [[فخر رازی]] آن را به واقع نزدیکتر میداند، این است که میگوید: | |||
{{عربی|يأسوا من أن يغلبوكم على دينكم}}؛ «آنان مأیوس شدند از اینکه بر شما چیره شوند و دین شما را تباه سازند»<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref>. | |||
تفاوت این قول با قول قبلی این است که کافران تا پیش از این [[امیدوار]] بودند بر مسلمانان [[غلبه]] یابند و آنان از دینشان بازگردند، ولی در این قول سخن از [[ارتداد]] مسلمانان نیست، بلکه مدار [[کلام]] بر غلبه بر دین آنهاست؛ به اینکه مثلاً دین را با [[خرافات]] و [[انحرافات]] از بین ببرند و محتوای آن را پوک و آثارش را محو نمایند. | |||
=== اکمال دین === | === اکمال دین === | ||