آیه اکمال دین از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخهها
←نقد و بررسی
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
#'''دیدگاه دوم''': قول دوم [[اتمام نعمت]] را بر مدار [[اکمال دین]] و [[شریعت اسلام]] میشناسد و [[تحریم]] خبایث یاد شده در این [[آیه]] را، جزء [[دین کامل]] و نعمت تمام شده میداند. زمخشری در این باره مینویسد: {{عربی|أتممت نعمتي عليكم بإكمال أمر الدين و الشرايع... لأنه لا نعمة أتم من نعمة الإسلام... و لان تحريم هذه الخبائث من جملة الدين الكامل و النعمة التامة و الإسلام المنعوت بالرضا دون غيره من الملل}}؛ بر شما نعمتم را با کامل ساختن امر [[دین]] و [[شریعت]] تمام کردم؛ زیرا نعمتی تمامتر از نعمت [[اسلام]] نیست و تحریم [[پلیدیها]] [از خوردنیهای در [[آیه اکمال]]] نیز از جمله دین کامل و نعمت تمام شده و اسلام موصوف به رضای [[حق تعالی]] در میان سایر دینهاست»<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref>. بیضاوی نیز (به عنوان نخستین احتمال) مینویسد: {{عربی|أتممت عليكم بالهداية و التوفيق أو بإكمال الدين}}؛ نعمتم را با [[هدایتگری]] و [[توفیق]] بخشی به شما یا با کامل کردن دین، تمام کردم»<ref>بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. پیش از وی [[فخر رازی]] نیز سبب اتمام نعمت را [[اکمال دین]] دانسته و میگوید: {{عربی|لإنه لا نعمة أتم من نعمة الإسلام... و النعمة هو الدين}}؛ چون هیچ نعمتی تمامتر از [[نعمت]] [[اسلام]] نیست و نعمت همان [[دین]] است [که در این [[آیه]] سخن از تمام کردن آن به میان آمده است]»<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۱۹۶.</ref> | #'''دیدگاه دوم''': قول دوم [[اتمام نعمت]] را بر مدار [[اکمال دین]] و [[شریعت اسلام]] میشناسد و [[تحریم]] خبایث یاد شده در این [[آیه]] را، جزء [[دین کامل]] و نعمت تمام شده میداند. زمخشری در این باره مینویسد: {{عربی|أتممت نعمتي عليكم بإكمال أمر الدين و الشرايع... لأنه لا نعمة أتم من نعمة الإسلام... و لان تحريم هذه الخبائث من جملة الدين الكامل و النعمة التامة و الإسلام المنعوت بالرضا دون غيره من الملل}}؛ بر شما نعمتم را با کامل ساختن امر [[دین]] و [[شریعت]] تمام کردم؛ زیرا نعمتی تمامتر از نعمت [[اسلام]] نیست و تحریم [[پلیدیها]] [از خوردنیهای در [[آیه اکمال]]] نیز از جمله دین کامل و نعمت تمام شده و اسلام موصوف به رضای [[حق تعالی]] در میان سایر دینهاست»<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref>. بیضاوی نیز (به عنوان نخستین احتمال) مینویسد: {{عربی|أتممت عليكم بالهداية و التوفيق أو بإكمال الدين}}؛ نعمتم را با [[هدایتگری]] و [[توفیق]] بخشی به شما یا با کامل کردن دین، تمام کردم»<ref>بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. پیش از وی [[فخر رازی]] نیز سبب اتمام نعمت را [[اکمال دین]] دانسته و میگوید: {{عربی|لإنه لا نعمة أتم من نعمة الإسلام... و النعمة هو الدين}}؛ چون هیچ نعمتی تمامتر از [[نعمت]] [[اسلام]] نیست و نعمت همان [[دین]] است [که در این [[آیه]] سخن از تمام کردن آن به میان آمده است]»<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۱۹۶.</ref> | ||
==== نقد و بررسی ==== | ==== نقد و بررسی دیدگاههای اهل سنت در آیه اکمال ==== | ||
'''نقد و بررسی مراد از الیوم''' | |||
قول به [[نزول آیه]] در فتح مکه با [[اجماع]] [[فریقین]] که نزول آیه را در [[حجة الوداع]] [[سال دهم هجری]] میدانند، مخالف است. | قول به [[نزول آیه]] در فتح مکه با [[اجماع]] [[فریقین]] که نزول آیه را در [[حجة الوداع]] [[سال دهم هجری]] میدانند، مخالف است. | ||
[[روایات اهل سنت]] درباره نزول این آیه در [[روز عرفه]] نیز که اساس مستند اقوال آنهاست، با چند اشکال مواجه است: | [[روایات اهل سنت]] درباره نزول این آیه در [[روز عرفه]] نیز که اساس مستند اقوال آنهاست، با چند اشکال مواجه است: | ||
| خط ۱۰۹: | خط ۱۱۱: | ||
حاصل آنکه: اگر مراد از «الیوم» در [[آیه]]، معنای وسیع [[یوم]] باشد، با آنچه در بدو نظر از مفاد آیه معلوم میشود، مناسبت نخواهد داشت؛ اعم از آنکه مقصود [[زمان ظهور]] [[دعوت اسلامی]] یا بعد از [[فتح مکه]] و یا پس از [[نزول]] [[آیات برائت]] باشد. | حاصل آنکه: اگر مراد از «الیوم» در [[آیه]]، معنای وسیع [[یوم]] باشد، با آنچه در بدو نظر از مفاد آیه معلوم میشود، مناسبت نخواهد داشت؛ اعم از آنکه مقصود [[زمان ظهور]] [[دعوت اسلامی]] یا بعد از [[فتح مکه]] و یا پس از [[نزول]] [[آیات برائت]] باشد. | ||
اگر مراد از «الیوم» [[روز]] خاص نزول این آیه باشد، باید مطابق آنچه بسیاری از [[مفسران]] گفتهاند و چند [[روایت]] هم در این خصوص به ویژه از [[اهل سنت]] رسیده، مراد، [[روز عرفه]] [[حجة الوداع]] باشد؛ بنابراین، باید دید مراد از [[یأس]] و [[ناامیدی]] [[کفار]] در آن روز از [[دین]] [[مسلمانان]] چیست؟ | اگر مراد از «الیوم» [[روز]] خاص نزول این آیه باشد، باید مطابق آنچه بسیاری از [[مفسران]] گفتهاند و چند [[روایت]] هم در این خصوص به ویژه از [[اهل سنت]] رسیده، مراد، [[روز عرفه]] [[حجة الوداع]] باشد؛ بنابراین، باید دید مراد از [[یأس]] و [[ناامیدی]] [[کفار]] در آن روز از [[دین]] [[مسلمانان]] چیست؟ | ||
'''نقد و بررسی مراد از یأس دین''' | |||
اگر مراد از «یأس از دین»، این است که [[مشرکان قریش]] از [[تسلط]] و [[غلبه]] بر دین مسلمانان [[مأیوس]] شدند، این امر [[روز فتح مکه]] سال هشتم رخ داد نه روز عرفه در [[سال دهم هجری]]، و اگر مراد، ناامیدی [[مشرکان]] [[عرب]] [نه تنها مشرکان قریش] از این معناست، این مطلب نیز که در هنگام نزول سوره [[برائت]] در سال نهم بوده است، و اگر مراد، [[نا امیدی]] همه کفار اعم از [[یهود]]، [[نصارا]]، [[مجوس]] و کفار دیگر است که مقتضای اطلاق جمله {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا}} میباشد – همانگونه که جمعی مانند [[ابن عطیه اندلسی]] احتمال دادهاند- این نیز درست نیست؛ زیرا آنها هنوز از غلبه بر مسلمانان [[ناامید]] نبودند! زیرا در آن روز [[اسلام]] قوت و [[شوکت]] و غلبهای در خارج [[جزیرة العرب]] پیدا نکرده بود. | اگر مراد از «یأس از دین»، این است که [[مشرکان قریش]] از [[تسلط]] و [[غلبه]] بر دین مسلمانان [[مأیوس]] شدند، این امر [[روز فتح مکه]] سال هشتم رخ داد نه روز عرفه در [[سال دهم هجری]]، و اگر مراد، ناامیدی [[مشرکان]] [[عرب]] [نه تنها مشرکان قریش] از این معناست، این مطلب نیز که در هنگام نزول سوره [[برائت]] در سال نهم بوده است، و اگر مراد، [[نا امیدی]] همه کفار اعم از [[یهود]]، [[نصارا]]، [[مجوس]] و کفار دیگر است که مقتضای اطلاق جمله {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا}} میباشد – همانگونه که جمعی مانند [[ابن عطیه اندلسی]] احتمال دادهاند- این نیز درست نیست؛ زیرا آنها هنوز از غلبه بر مسلمانان [[ناامید]] نبودند! زیرا در آن روز [[اسلام]] قوت و [[شوکت]] و غلبهای در خارج [[جزیرة العرب]] پیدا نکرده بود. | ||
| خط ۱۱۶: | خط ۱۲۰: | ||
چگونه صحیح است که تعلیم یکی از اجزای واجبات [[دین]]، تکمیل خود آن [[واجب]] نامیده شود تا چه رسد به اینکه تعلیم یکی از واجبات دین، تکمیل مجموع دین باشد؟ | چگونه صحیح است که تعلیم یکی از اجزای واجبات [[دین]]، تکمیل خود آن [[واجب]] نامیده شود تا چه رسد به اینکه تعلیم یکی از واجبات دین، تکمیل مجموع دین باشد؟ | ||
افزون بر آن، این احتمال موجب آن میشود رابطه فقره اول یعنی {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا}}، از این فقره {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}} قطع شود. نا [[امید]] شدن [[کفار]] از دین ربطی به [[إکمال دین]] با تعلیم حج تمتع [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به مردم، ندارد؟! | افزون بر آن، این احتمال موجب آن میشود رابطه فقره اول یعنی {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا}}، از این فقره {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}} قطع شود. نا [[امید]] شدن [[کفار]] از دین ربطی به [[إکمال دین]] با تعلیم حج تمتع [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به مردم، ندارد؟! | ||
'''نقد و بررسی مراد از اکمال دین''' | |||
ممکن است گفته شود مراد از به [[کمال رساندن]] دین، بر اثر نازل شدن بقایای [[حلال و حرام]] در این [[روز]] ([[عرفه]]) در [[سوره مائده]] باشد؛ زیرا دیگر بعد از این [[سوره]]، [[حلال]] و حرامی باقی نماند و به واسطه کامل کردن دین، [[نومیدی]] بر دلهای کفار مسلط و آثار آن بر چهرههاشان نیز هویدا شده بود. | ممکن است گفته شود مراد از به [[کمال رساندن]] دین، بر اثر نازل شدن بقایای [[حلال و حرام]] در این [[روز]] ([[عرفه]]) در [[سوره مائده]] باشد؛ زیرا دیگر بعد از این [[سوره]]، [[حلال]] و حرامی باقی نماند و به واسطه کامل کردن دین، [[نومیدی]] بر دلهای کفار مسلط و آثار آن بر چهرههاشان نیز هویدا شده بود. | ||
لکن بر اساس این فرض، لازم است کفاری را که در [[آیه]] با {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا}} از آنها تعبیر شده، بشناسیم و بفهمیم که اینان چه کسانی بودند؟ | لکن بر اساس این فرض، لازم است کفاری را که در [[آیه]] با {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا}} از آنها تعبیر شده، بشناسیم و بفهمیم که اینان چه کسانی بودند؟ | ||