لیبرالیسم: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۸۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۹: خط ۹:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
لیبرال به معنای [[آزادی]] [[انسان]] از هرگونه قید است. انسان لیبرال کسی است که همه چیز را در پیش پای آزادی [[قربانی]] می‌کند و چون انسان لیبرال [[دین]] را مانع آزادی انسان می‌داند دین را [[نقد]] و [[نفی]] می‌کند<ref>[[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۲۶۲.</ref>. لیبرالیسم، خواهان درجاتی از [[آزادی]] در برابر تسلط یا [[هدایت]] [[دولت]] و یا هر مؤسسه دیگر است که تهدیدکننده [[آزادی]] [[بشر]] باشد<ref>فرهنگ علوم سیاسی‌، ج۱، ص۶۹۴.</ref>. لیبرالیسم، که خود از مؤلفه‌های مدرنیسم است، در نظر و عمل از پروتستانتیسم ـ [[نهضت]] [[اصلاح]] [[دینی]] ـ در قرن ۱۶ میلادی بسیار مدد گرفته است<ref>لیبرالیسم‌، مهدی براتعلی‌پور، ص۱۷- ۱۵.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۴.</ref>
لیبرال به معنای [[آزادی]] [[انسان]] از هرگونه قید است. انسان لیبرال کسی است که همه چیز را در پیش پای آزادی [[قربانی]] می‌کند و چون انسان لیبرال [[دین]] را مانع آزادی انسان می‌داند دین را نقد و [[نفی]] می‌کند<ref>[[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۲۶۲.</ref>. لیبرالیسم، خواهان درجاتی از [[آزادی]] در برابر تسلط یا [[هدایت]] [[دولت]] و یا هر مؤسسه دیگر است که تهدیدکننده [[آزادی]] [[بشر]] باشد<ref>فرهنگ علوم سیاسی‌، ج۱، ص۶۹۴.</ref>. لیبرالیسم، که خود از مؤلفه‌های مدرنیسم است، در نظر و عمل از پروتستانتیسم ـ [[نهضت]] [[اصلاح]] [[دینی]] ـ در قرن ۱۶ میلادی بسیار مدد گرفته است<ref>لیبرالیسم‌، مهدی براتعلی‌پور، ص۱۷- ۱۵.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۴.</ref>


== تقسیمات لیبرالیسم ==
== تقسیمات لیبرالیسم ==
لیبرالیسم را می‌توان به سه قسم [[فرهنگی]]، سیاسی و [[اقتصادی]] تقسیم کرد:
لیبرالیسم را می‌توان به سه قسم [[فرهنگی]]، سیاسی و [[اقتصادی]] تقسیم کرد:
# لیبرالیسم فرهنگی: لیبرالیسم [[فرهنگی]] خود به سه شاخه [[سیاسی]]، [[اخلاقی]] و الهیاتی تقسیم می‌شود. نقطه اشتراک این سه‌ شاخه، جانبداری از آزادی‌های فردی و [[اجتماعی]] به شکل افراطی، [[ترویج]] [[تساهل و تسامح]] به گونه اباحه‌گری و [[مقید]] نبودن به امر مطلق است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۴-۳۹۵.</ref>.
# '''لیبرالیسم فرهنگی:''' لیبرالیسم [[فرهنگی]] خود به سه شاخه [[سیاسی]]، [[اخلاقی]] و الهیاتی تقسیم می‌شود. نقطه اشتراک این سه‌ شاخه، جانبداری از آزادی‌های فردی و [[اجتماعی]] به شکل افراطی، ترویج [[تساهل و تسامح]] به گونه اباحه‌گری و مقید نبودن به امر مطلق است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۴-۳۹۵.</ref>.
# لیبرالیسم سیاسی: لیبرالیسم سیاسی بر [[آزادی سیاسی]] انسان پای می‌فشارد. [[معتقدان]] به لیبرالیسم می‌گویند از آنجا که انسان [[آزاد]] [[آفریده]] شده است نباید از سوی مکاتب و [[ایدئولوژی‌ها]] این آزادی مورد نفی و [[انکار]] قرار بگیرد<ref>ر. ک: انتونی اربلاستر، ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، ص۱۹.</ref>. ref> >[[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۲۶۲.</ref>
# '''لیبرالیسم سیاسی:''' لیبرالیسم سیاسی بر [[آزادی سیاسی]] انسان پای می‌فشارد. [[معتقدان]] به لیبرالیسم می‌گویند از آنجا که انسان [[آزاد]] [[آفریده]] شده است نباید از سوی مکاتب و [[ایدئولوژی‌ها]] این آزادی مورد نفی و [[انکار]] قرار بگیرد<ref>ر.ک: انتونی اربلاستر، ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، ص۱۹.</ref>.
# لیبرالیسم اقتصادی: لیبرالیسم اقتصادی طرفدار پر و پا قرص آزادی انسان در عرصه [[اقتصاد]] است و [[معتقد]] است دین با [[وعده]] [[اجر]] و [[پاداش اخروی]] مانع [[فعالیت‌های اقتصادی]] انسان می‌گردد<ref>ر. ک: ژولین فروند، جامعه‌شناسی ماکس وبر، ص۱۹۲.</ref>.<ref>[[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۲۶۲.</ref>
# '''لیبرالیسم اقتصادی:''' لیبرالیسم اقتصادی طرفدار پر و پا قرص آزادی انسان در عرصه [[اقتصاد]] است و [[معتقد]] است دین با [[وعده]] [[اجر]] و [[پاداش اخروی]] مانع فعالیت‌های اقتصادی انسان می‌گردد<ref>ر. ک: ژولین فروند، جامعه‌شناسی ماکس وبر، ص۱۹۲.</ref>.<ref>[[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۲۶۲.</ref>


== مبانی فکری ==
== مبانی فکری ==
عناصر اصلی [[تفکر]] لیبرالیستی عبارت‌اند از: تکیه بر [[عقل]] بدون در نظر گرفتن [[وحی]]؛ [[آزادی]] مبتنی بر فردگرایی ([[اومانیسم]])؛ [[تساهل و تسامح]] با رویکرد نسبیت‌گرایی مدرن. لیبرالیست‌ها درباره [[آزادی]] معتقدند که [[وحدت دین]] برای تنظیم [[مصالح جامعه]] ضروری نیست و [[قانون]] باید عهده‌دار [[آزادی]] [[عقیده]] باشد<ref>فرهنگ فلسفی‌، ۳۰۹ و ۳۱۰.</ref>. آزادی‌خواهی لیبرالیست‌ها تا جایی پیش می‌رود که مرزهای [[دین]] را درنوردیده، [[انسان]] مدرن را برای تکلیف‌گریزی و بی‌قیدی نسبت به [[آموزه‌های دینی]] محق می‌پندارد. از این رو، لیبرالیسم، [[حاکمیت الهی]] را در [[جهان]] نمی‌پذیرد<ref>لیبرالیسم‌، راین هارد کونل، ص۲۳- ۱۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۵.</ref>
عناصر اصلی [[تفکر]] لیبرالیستی عبارت‌اند از: تکیه بر [[عقل]] بدون در نظر گرفتن [[وحی]]؛ [[آزادی]] مبتنی بر فردگرایی ([[اومانیسم]])؛ [[تساهل و تسامح]] با رویکرد نسبیت‌گرایی مدرن. لیبرالیست‌ها درباره [[آزادی]] معتقدند که وحدت دین برای تنظیم [[مصالح جامعه]] ضروری نیست و [[قانون]] باید عهده‌دار [[آزادی]] [[عقیده]] باشد<ref>فرهنگ فلسفی‌، ۳۰۹ و ۳۱۰.</ref>. آزادی‌خواهی لیبرالیست‌ها تا جایی پیش می‌رود که مرزهای [[دین]] را درنوردیده، [[انسان]] مدرن را برای تکلیف‌گریزی و بی‌قیدی نسبت به [[آموزه‌های دینی]] محق می‌پندارد. از این رو، لیبرالیسم، [[حاکمیت الهی]] را در [[جهان]] نمی‌پذیرد<ref>لیبرالیسم‌، راین هارد کونل، ص۲۳- ۱۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۵.</ref>


== معنای آزادی از نظرگاه دینی ==
== معنای آزادی از نظرگاه دینی ==
[[قرآن]] می‌گوید، [[انسان]] موجودی مختار و آزاد است و سرنوشتش به دست خود اوست. هر کس می‌خواهد [[ایمان]] آورد و هر کس می‌خواهد [[کافر]] شود<ref>{{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}}؛ سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>؛ ولی در برابر راهی که برمی‌گزیند، [[مسئول]] است. این دیدگاه مطابق با [[حکمت الهی]] در کسب [[پاداش اخروی]] است. از این رو، آزاد بودن [[انسان]] در [[اعمال]] و [[رفتار]]، نقطه قوت [[آفرینش]] اوست. بنابراین، اصل [[آزادی]] در [[اسلام]] پذیرفته شده است هر چند [[مؤمنان]]، [[آزادی]] خود را در چارچوب حدود و [[قوانین الهی]] جای می‌دهند. از نظرگاه [[اسلامی]]، [[انسان]] برای [[تکامل]] و رشد آزاد است تا بتواند [[سعادتمند]] شود. در این راه باید به [[آموزه‌های دینی]] [[پایبندی]] کند. [[آزادی]] حیوانی ـ یعنی [[آزادی]] مطلق [[شهوت]] و [[هوا و هوس]] و [[دنیاپرستی]] ـ مورد تأیید [[اسلام]] نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۵.</ref>.
[[قرآن]] می‌گوید، [[انسان]] موجودی مختار و آزاد است و سرنوشتش به دست خود اوست. هر کس می‌خواهد [[ایمان]] آورد و هر کس می‌خواهد [[کافر]] شود<ref>{{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}}؛ سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>؛ ولی در برابر راهی که برمی‌گزیند، [[مسئول]] است. این دیدگاه مطابق با [[حکمت الهی]] در کسب [[پاداش اخروی]] است. از این رو، آزاد بودن [[انسان]] در [[اعمال]] و [[رفتار]]، نقطه قوت [[آفرینش]] اوست. بنابراین، اصل [[آزادی]] در [[اسلام]] پذیرفته شده است هر چند [[مؤمنان]]، [[آزادی]] خود را در چارچوب حدود و [[قوانین الهی]] جای می‌دهند. از نظرگاه [[اسلامی]]، [[انسان]] برای [[تکامل]] و رشد آزاد است تا بتواند [[سعادتمند]] شود. در این راه باید به [[آموزه‌های دینی]] پایبندی کند. [[آزادی]] حیوانی ـ یعنی [[آزادی]] مطلق [[شهوت]] و [[هوا و هوس]] و [[دنیاپرستی]] ـ مورد تأیید [[اسلام]] نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۵.</ref>.


== حدود آزادی در اسلام ==
== حدود آزادی در اسلام ==
# آزادی عقیده: از نظرگاه [[اسلامی]]، [[انتخاب]] [[عقیده]]، اجبارپذیر نیست<ref>{{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}؛ سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و [[انسان]] به لحاظ [[تکوینی]] آزاد است و در [[گزینش]] هیچ [[دینی]] مجبور نیست؛ ولی به لحاظ [[تشریعی]] باید [[دین حق]] را بپذیرد، و چون می‌پذیرد، باید طبق آن [[رفتار]] کند<ref>فلسفه حقوق بشر، ۱۹۰.</ref>.
# '''آزادی عقیده:''' از نظرگاه [[اسلامی]]، [[انتخاب]] [[عقیده]]، اجبارپذیر نیست<ref>{{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}؛ سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و [[انسان]] به لحاظ [[تکوینی]] آزاد است و در [[گزینش]] هیچ [[دینی]] مجبور نیست؛ ولی به لحاظ [[تشریعی]] باید [[دین حق]] را بپذیرد، و چون می‌پذیرد، باید طبق آن [[رفتار]] کند<ref>فلسفه حقوق بشر، ۱۹۰.</ref>.
# آزادی اندیشه: [[اسلام]] [[اندیشه]] مفید و روشمند را می‌پذیرد؛ اندیشه‌ای که [[انسان]] را به [[شناخت]] حیات معقول و ویژه خود راه نماید.
# '''آزادی اندیشه:''' [[اسلام]] [[اندیشه]] مفید و روشمند را می‌پذیرد؛ اندیشه‌ای که [[انسان]] را به [[شناخت]] حیات معقول و ویژه خود راه نماید.
# آزادی بیان: در دیدگاه [[اسلامی]] نه تنها بیان حقیقت‌ روا و آزاد است، بلکه کسانی که از نیروی بیان و [[تبلیغ]] حقایق برخوردارند، موظف‌اند بدین کار [[همت]] گمارند<ref>{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۷۱؛ اصول کافی‌، ج۱، ص۱۱۷.</ref>. البته [[آزادی]] بیان نباید موجب تضییع [[حقوق]] مادی و [[معنوی]] افراد و [[جامعه]] شود.
# '''آزادی بیان:''' در دیدگاه [[اسلامی]] نه تنها بیان حقیقت‌ روا و آزاد است، بلکه کسانی که از نیروی بیان و [[تبلیغ]] حقایق برخوردارند، موظف‌اند بدین کار [[همت]] گمارند<ref>{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۷۱؛ اصول کافی‌، ج۱، ص۱۱۷.</ref>. البته [[آزادی]] بیان نباید موجب تضییع [[حقوق]] مادی و [[معنوی]] افراد و [[جامعه]] شود.
# آزادی رفتار: [[آیین اسلام]]، [[انسان]] را در رفتارهایش آزاد می‌داند؛ اما برای اینکه به خود و دیگران آسیب نرساند، قیدها و محدودیت‌هایی برای آن برنهاده است؛ بدین صورت که هر کس باید در رفتارهای خصوصی و جمعی‌اش، به [[ارزش‌های دینی]]، [[اخلاقی]] و انسانی، [[پایبندی]] کند.
# '''آزادی رفتار:''' [[آیین اسلام]]، [[انسان]] را در رفتارهایش آزاد می‌داند؛ اما برای اینکه به خود و دیگران آسیب نرساند، قیدها و محدودیت‌هایی برای آن برنهاده است؛ بدین صورت که هر کس باید در رفتارهای خصوصی و جمعی‌اش، به ارزش‌های دینی، [[اخلاقی]] و انسانی، پایبندی کند.
# رهایی از هر نوع بردگی: [[دین اسلام]] با هر گونه [[بندگی]] غیر [[خدا]] مخالف است و در آموزه‌های عملی و نظری خود می‌کوشد تا این پدیده را از میان بردارد<ref>گفتارهای معنوی‌، ص۱۵- ۱۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۵-۳۹۶.</ref>
# '''رهایی از هر نوع بردگی:''' [[دین اسلام]] با هر گونه [[بندگی]] غیر [[خدا]] مخالف است و در آموزه‌های عملی و نظری خود می‌کوشد تا این پدیده را از میان بردارد<ref>گفتارهای معنوی‌، ص۱۵- ۱۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۵-۳۹۶.</ref>


== نتیجه‌ ==
== نتیجه‌ ==
از دیدگاه [[اسلامی]]، [[بشر]] آزاد است تا بتواند به [[خوشبختی]] و [[رفاه]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] برسد. از این رو، چاره‌ای نیست مگر به [[آموزه‌های دینی]] [[پایبندی]] کند. [[اسلام]]، رهایی مطلق شهوات و [[هوا و هوس]] و [[تجاوز]] به [[آزادی]] دیگران را نمی‌پذیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۶.</ref>.
از دیدگاه [[اسلامی]]، [[بشر]] آزاد است تا بتواند به [[خوشبختی]] و [[رفاه]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] برسد. از این رو، چاره‌ای نیست مگر به [[آموزه‌های دینی]] پایبندی کند. [[اسلام]]، رهایی مطلق شهوات و [[هوا و هوس]] و [[تجاوز]] به [[آزادی]] دیگران را نمی‌پذیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۶.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۱۹

ویرایش