سیره سیاسی امام هادی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
[[سیاست]] مبارزه منفی به صورت [[تحریم]] [[همکاری]] با [[دستگاه خلافت عباسی]] به عنوان یک سیاست راهبردی از زمان امامان پیشین بود و [[امام هادی]]{{ع}} آن را ادامه داد. برای نمونه، محمد بن علی بن عیسی<ref>ابن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص۵۸۴.</ref> در صف [[عباسیان]] و [[کارگزار]] آنان بود. وی برای روشن شدن وضعیت درآمدی که از کار کردن برای عباسیان به دست میآورد، به امام هادی{{ع}} نامه نوشت و نظر ایشان را درباره کار خود و [[پول]] گرفتن از آنان پرسید. امام هادی{{ع}} در پاسخ فرمود: آن مقدار از همکاری که به [[جبر]] و [[زور]] صورت گرفته، اشکال ندارد و [[خداوند]] عذرپذیر است؛ اما در غیر این موارد، [[کراهت]] دارد و در صورتی که چارهای نباشد، مقدار اندک آن بهتر از بسیار آن است. وی برای روشنتر شدن مطلب، به [[امام]] نوشت که انگیزهاش از همکاری با آنان تنها یافتن راهی برای ضربه زدن به آنان و تشفی خاطر است. امام نیز پاسخ داد: در این صورت همکاری با آنان نه تنها [[حرام]] نیست، بلکه [[پاداش]] نیز دارد<ref>از یاران امام هادی{{ع}} و از چهرههای برجسته قم که از جانب سلطان در قم امیر بوده و او را محمد بن علی بن عیسی اشعری قمی معرفی کردهاند، وی از امام هادی{{ع}} پرسشهایی داشته است، برای آگاهی بیشتر، ر.ک: تستری، قاموس الرجال، ج۹، ص۴۵۲ - ۴۵۳.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۱۸۶.</ref> | [[سیاست]] مبارزه منفی به صورت [[تحریم]] [[همکاری]] با [[دستگاه خلافت عباسی]] به عنوان یک سیاست راهبردی از زمان امامان پیشین بود و [[امام هادی]]{{ع}} آن را ادامه داد. برای نمونه، محمد بن علی بن عیسی<ref>ابن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص۵۸۴.</ref> در صف [[عباسیان]] و [[کارگزار]] آنان بود. وی برای روشن شدن وضعیت درآمدی که از کار کردن برای عباسیان به دست میآورد، به امام هادی{{ع}} نامه نوشت و نظر ایشان را درباره کار خود و [[پول]] گرفتن از آنان پرسید. امام هادی{{ع}} در پاسخ فرمود: آن مقدار از همکاری که به [[جبر]] و [[زور]] صورت گرفته، اشکال ندارد و [[خداوند]] عذرپذیر است؛ اما در غیر این موارد، [[کراهت]] دارد و در صورتی که چارهای نباشد، مقدار اندک آن بهتر از بسیار آن است. وی برای روشنتر شدن مطلب، به [[امام]] نوشت که انگیزهاش از همکاری با آنان تنها یافتن راهی برای ضربه زدن به آنان و تشفی خاطر است. امام نیز پاسخ داد: در این صورت همکاری با آنان نه تنها [[حرام]] نیست، بلکه [[پاداش]] نیز دارد<ref>از یاران امام هادی{{ع}} و از چهرههای برجسته قم که از جانب سلطان در قم امیر بوده و او را محمد بن علی بن عیسی اشعری قمی معرفی کردهاند، وی از امام هادی{{ع}} پرسشهایی داشته است، برای آگاهی بیشتر، ر.ک: تستری، قاموس الرجال، ج۹، ص۴۵۲ - ۴۵۳.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۱۸۶.</ref> | ||
== | == امام هادی{{ع}} و اهتمام به نکات امنیتی == | ||
[[حضرت امام هادی]]{{ع}} علیرغم شرایط [[سختی]] که بر آن حضرت و شیعیانشان از جهت تحت تعقیب بودن از طرف هیئت [[حاکم]]، همچنین دور کردن [[شیعیان]] از [[امام]] و مجبور کردن آن حضرت به اقامت در [[شهر]] [[سامرا]] برای تحت نظر داشتن آن حضرت حاکم بود [[وظیفه]] [[امامت]] و [[رهبری]] خود را به عنوان رهبری که باید | [[حضرت امام هادی]]{{ع}} علیرغم شرایط [[سختی]] که بر آن حضرت و شیعیانشان از جهت تحت تعقیب بودن از طرف هیئت [[حاکم]]، همچنین دور کردن [[شیعیان]] از [[امام]] و مجبور کردن آن حضرت به اقامت در [[شهر]] [[سامرا]] برای تحت نظر داشتن آن حضرت حاکم بود [[وظیفه]] [[امامت]] و [[رهبری]] خود را به عنوان رهبری که باید حافظ [[مصالح]] [[پیروان]] خود باشد به نحو احسن به انجام میرساندند. اقداماتی که حضرت امام هادی{{ع}} در رابطه با این مسأله به انجام رساندهاند در این موارد ظهور و بروز مییابد: حفاظت کامل از شیعیان و رعایت مصلحتهای خاصّ و عامّ آنان، برآوردن حاجات شیعیان، بر حذر داشتن شیعیان از توطئههای [[حکومت]] بر ضدّ آنان و [[آگاه کردن]] شیعیان از راههای احتیاطی و [[وجوب]] مخفیکاری در فعّالیتها و ارتباطات، تا بدینوسیله از افتادن در دامهای [[حکومت ستمگر]] که در کمین امام{{ع}} و شیعیان آن حضرت بود، برحذر باشند. | ||
توصیههائی که حضرت امام هادی{{ع}} به پیروان خود مینمودند [[میزان]] اهتمام آن حضرت را به این مسأله و میزان نزدیکی آن حضرت را به حوادث عام و خاص [[جامعه]] نشان میدهد. دستوراتی که آن حضرت به گروه [[صالح]] شیعیان خود صادر میفرمودند به صورتی دقیق و سریع به آنان میرسید، بلکه در بسیاری از مواقع این [[دستورات]] قبل از رویدادهای مربوطه بهدست شیعیان میرسید تا آنان بتوانند از توطئهای که بر ضدّشان [[تدارک]] دیده شده به [[سلامت]] بیرون آیند. چنین است که میبینیم فعّالیتها و روشهای [[امام هادی]]{{ع}} نمونه یک کار سازمانیافته و حزبی در عالیترین حدّ دقّت و [[برنامهریزی]] بوده است، این مطلب را میتوانیم از نامههای آن حضرت به شیعیانش نیز دریابیم. | |||
نامههایی که در [[دل]] خود حامل روشها و وسایل مختلف و متعدّدی برای روبرو شدن با شرایط مختلف [[زمان]] میباشد. | نامههایی که در [[دل]] خود حامل روشها و وسایل مختلف و متعدّدی برای روبرو شدن با شرایط مختلف [[زمان]] میباشد. | ||
اینک به گوشهای از این روشها، وسایل و راهنماییهایی که آن حضرت برای این دست یافتن به این [[هدف]] بهکار گرفتهاند توجّه نمائید: | اینک به گوشهای از این روشها، وسایل و راهنماییهایی که آن حضرت برای این دست یافتن به این [[هدف]] بهکار گرفتهاند توجّه نمائید: | ||
===برحذر داشتن شیعه از نوشتن بعضی از چیزها=== | === برحذر داشتن شیعه از نوشتن بعضی از چیزها === | ||
[[امام هادی]]{{ع}} [[اصحاب]] خود را از نوشتن و تدوین بعضی از چیزها به خصوص مطالبی که مربوط به روابط و اوضاع گروه شیعه و موضعگیریهای آنها میشود برحذر میداشتند، از «[[داود صرمی]]» [[روایت]] شده است که گفت: | [[امام هادی]]{{ع}} [[اصحاب]] خود را از نوشتن و تدوین بعضی از چیزها به خصوص مطالبی که مربوط به روابط و اوضاع گروه شیعه و موضعگیریهای آنها میشود برحذر میداشتند، از «[[داود صرمی]]» [[روایت]] شده است که گفت: مولایم [[امام هادی]]{{ع}} [[دستورات]] زیادی به من داد، و چیزهای بسیاری به من گفت. سپس به من فرمود: «چگونه میگویی؟» من آنچه را که آن حضرت به من گفته بود کاملا از [[حفظ]] نبودم، آن حضرت دوات پیش آورد و نوشت: «[[بسم الله]] الرّحمن الرّحیم اکره ان شاء [[الله]] و الأمر بید الله»؛ [[به نام خداوند بخشنده مهربان]]، اگر [[خدا]] بخواهد آن را به یاد میآورم و کار به دست خداست»، من تبسّم کردم. امام هادی{{ع}} فرمودند: تو را چه میشود؟ گفتم: خیر است، امام هادی{{ع}} به من فرمودند: مرا از [[حقیقت]] حال خود خبر بده، عرضه داشتم [[خداوند]] مرا فدای شما گرداند. به یاد [[حدیثی]] افتادم که مردی از [[اصحاب]] ما آن را از جدّ شما [[حضرت امام رضا]]{{ع}} نقل کرده است، که چون دستور انجام کاری را صادر مینمودند اینگونه مینوشتند: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَذْكُرُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ الْأَمْرُ بِيَدِ اللَّهِ}}؛ به نام خداوند بخشنده مهربان، اگر خدا بخواهد آن را به یاد میآورم. بهخاطر همین مطلب بود که من تبسّم کردم، امام هادی{{ع}} به من فرمودند: {{متن حدیث|يَا دَاوُدُ! وَ لَوْ قُلْتُ إِنَّ تَارِكَ التَّقِيَّةِ كَتَارِكِ الصَّلَاةِ لَكُنْتُ صَادِقاً}}؛ ای داوود، اگر بگویم: ترککننده [[تقیه]] مانند ترککننده [[نماز]] است راست گفتهام»<ref>مسند الامام الهادى{{ع}}، ص۳۰۱.</ref>. | ||
مولایم [[امام هادی]]{{ع}} [[دستورات]] زیادی به من داد، و چیزهای بسیاری به من گفت. سپس به من فرمود: «چگونه میگویی؟» من آنچه را که آن حضرت به من گفته بود کاملا از [[حفظ]] نبودم، آن حضرت دوات پیش آورد و نوشت: | |||
«[[بسم الله]] الرّحمن الرّحیم اکره ان شاء [[الله]] و الأمر بید الله»؛ [[به نام خداوند بخشنده مهربان]]، اگر [[خدا]] بخواهد آن را به یاد میآورم و کار به دست خداست»، من تبسّم کردم. امام هادی{{ع}} فرمودند: تو را چه میشود؟ گفتم: خیر است، امام هادی{{ع}} به من فرمودند: مرا از [[حقیقت]] حال خود خبر بده، عرضه داشتم [[خداوند]] مرا فدای شما گرداند. به یاد [[حدیثی]] افتادم که مردی از [[اصحاب]] ما آن را از جدّ شما [[حضرت امام رضا]]{{ع}} نقل کرده است، که چون دستور انجام کاری را صادر مینمودند اینگونه مینوشتند: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَذْكُرُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ الْأَمْرُ بِيَدِ اللَّهِ}}؛ به نام خداوند بخشنده مهربان، اگر خدا بخواهد آن را به یاد میآورم. بهخاطر همین مطلب بود که من تبسّم کردم، امام هادی{{ع}} به من فرمودند: {{متن حدیث|يَا دَاوُدُ! وَ لَوْ قُلْتُ إِنَّ تَارِكَ التَّقِيَّةِ كَتَارِكِ الصَّلَاةِ لَكُنْتُ صَادِقاً}}؛ ای داوود، اگر بگویم: ترککننده [[تقیه]] مانند ترککننده [[نماز]] است راست گفتهام»<ref>مسند الامام الهادى{{ع}}، ص۳۰۱.</ref>. | |||
امام هادی{{ع}} در این روایت [[پنهانکاری]] و [[احتیاط]] را با یکی از مفاهیم [[اسلامی]] یعنی «تقیه» ارتباط میدهد که در رابطه با آن [[احادیث]] و [[آیات]] کریمهای از [[قرآن]] نیز آمده است. مانند {{متن قرآن|إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>، و همچنین قول [[خداوند تعالی]]: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}}<ref>«نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>، و این آیهای است که در قضیه [[عمّار بن یاسر]] نازل شده است. آنجا که | امام هادی{{ع}} در این روایت [[پنهانکاری]] و [[احتیاط]] را با یکی از مفاهیم [[اسلامی]] یعنی «تقیه» ارتباط میدهد که در رابطه با آن [[احادیث]] و [[آیات]] کریمهای از [[قرآن]] نیز آمده است. مانند {{متن قرآن|إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>، و همچنین قول [[خداوند تعالی]]: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}}<ref>«نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>، و این آیهای است که در قضیه [[عمّار بن یاسر]] نازل شده است. آنجا که مشرکان مکه [[عمّار]] را به [[سختی]] [[شکنجه]] میکردند تا وی حضرت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را [[دشنام]] داده و او را ترک نماید، تا دست از [[شکنجه]] او بردارند. [[عمّار بن یاسر]] پس از این قضیه به نزد پیامبر اکرم{{صل}} آمده، جریان را برای آن حضرت نقل کرد. پیامبر اکرم به او فرمودند: اگر آنان دوباره از تو چنین کاری خواستند تو نیز دوباره همانکار را انجام بده. [[امام هادی]]{{ع}} این [[دستورات]] را تنها از [[ترس]] [[کشف]] شدن فعّالیتهای [[شیعه]] توسّط [[حکومت]] صادر نمیفرمودند، بلکه مراد آن حضرت تأکید بر این مفهوم [[اسلامی]] بود که شیعه از بدو پیدایش، آن را میشناخته و به جهت [[امتثال]] سفارشات [[ائمّه]]{{عم}} و [[قرآن کریم]] با آن آشنا بوده است<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۷۴.</ref>. | ||
===تغییر نامها=== | === تغییر نامها === | ||
امام هادی{{ع}} در نامههایی که به یکی از [[اصحاب]] خود [[سلیمان بن حسن بن جهم]] مینوشتند وی را با عنوان زراری مورد | امام هادی{{ع}} در نامههایی که به یکی از [[اصحاب]] خود [[سلیمان بن حسن بن جهم]] مینوشتند وی را با عنوان زراری مورد خطاب قرار میدادند، در حالی که طایفه این شخص ـ که از بزرگترین خاندانهای شیعه و اصحاب ائمّه{{عم}} بهشمار میآمدند ـ به بنی جهم معروف بودند. لازم به ذکر است که آن حضرت از این جهت سلیمان بن حسن بن جهم را زراری مینامیدند که مادر [[حسن بن جهم]] دختر «[[عبید بن زراره]]»، نوه «زرارة بن أعین» [[صحابی]] معروف میباشد [[ابو غالب زراری]] که خود نیز یکی از این [[خاندان]] است در رسالهاش- که در میان [[علما]] به «رساله [[ابو غالب]]» معروف است- مینویسد: امام هادی{{ع}} بدینجهت این [[لقب]] را برای سلیمان بن حسن بن جهم که از اصحاب آن حضرت بود بهکار میبردند که با این کار توریه کرده، او را از [[دشمنان]] پوشیده بدارند. بعدا بهکار بردن این لقب گسترش یافته و همه خاندان ما بدان نامیده شد. امام هادی{{ع}} در رابطه با کارهایی که در [[کوفه]] و [[بغداد]] داشتند با سلیمان بن حسن بن جهم [[مکاتبه]] داشتند<ref>تاریخ کوفه، ص۳۹۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۷۶.</ref> | ||
===برحذر داشتن یاران از گفتن سخنان مهم در اماکن عمومی=== | === برحذر داشتن یاران از گفتن سخنان مهم در اماکن عمومی === | ||
[[حضرت امام هادی]]{{ع}} بعضی از اصحاب خود را از [[سخن گفتن]] و پرسیدن مسأله در طول راهها یا اماکن دیگری که امکان وجود [[جاسوسان]] [[حکومت]] در آن بود منع مینمودند. | [[حضرت امام هادی]]{{ع}} بعضی از اصحاب خود را از [[سخن گفتن]] و پرسیدن مسأله در طول راهها یا اماکن دیگری که امکان وجود [[جاسوسان]] [[حکومت]] در آن بود منع مینمودند. | ||
===نفوذ در دستگاه | از «[[محمد بن شرف]]» [[روایت]] شده است که گفت: من در [[مدینه]] به همراه [[حضرت امام هادی]]{{ع}} راه میرفتم. آن حضرت به من فرمودند: «آیا تو ابن شرف نیستی؟» عرضه داشتم: آری، آنگاه خواستم که از آن حضرت سؤالی کنم. امّا آن حضرت قبل از اینکه من از او سؤالی کنم به من فرمود: «اکنون ما در یک خیابان عمومی هستیم و اینجا جای سؤال کردن نیست»<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۷۴.</ref>. | ||
پس از | |||
=== نفوذ در دستگاه دولتی === | |||
پس از سقوط دولت اموی در سال ۲۳۲ ه. ق [[بنی عبّاس]] با [[زور]] و قهر و غلبه بر [[حکومت اسلامی]] مسلّط گشتند. آنان به اندازهای در [[زمین]] [[فساد]] کردند که کارشان به وخامت کشید. در دوران [[حکومت]] این طایفه [[کشتار]] و [[تبعید]] و گرفتن [[اموال]] [[مردم]] امری پیشپا افتاده بود، و از آنجا که حکومت آنان فاقد [[مشروعیت]] [[اسلامی]] بود، کار کردن با آنها و در دستگاه [[حکومتی]] آنان نیز مشروعیت نداشت. به همین دلیل بود که [[محمد بن علی بن عیسی]]- یکی از [[اصحاب امام هادی]]{{ع}}- به آن حضرت نامهای نوشت و از آن حضرت در رابطه با کار کردن در دستگاه بنی عبّاس و گرفتن [[حقوق]] از آنان و جواز این کار سؤال کرد. آن حضرت در پاسخ او نوشتند: کارهایی که داخل شدن در آن اجباری بوده و به [[اختیار]] نباشد [[خداوند]] [[عذر]] [[بندگان]] را در آن کارها خواهد پذیرفت و کارهایی که بدینگونه نباشد [[مکروه]] است، و در هرصورت هرچه از این کارها کمتر باشد بهتر است و هنگامی این عمل به [[کفر]] آن شخص منجر میشود که روزیدهندهاش او را به کارهایی مجبور نماید که به دست او اعمالی درباره ما و [[دوستان]] ما صورت پذیرد که به شرکش منجر شود. | |||
هنگامی که نامه [[حضرت امام هادی]]{{ع}} به محمد بن علی بن عیسی رسید، وی فورا برای آن حضرت نامه دیگری ارسال کرده، در آن نوشت: [[عقیده]] من در رابطه با داخل شدن در [[دولت]] بنی عبّاس این بوده است تا راهی برای ضربه زدن به [[دشمنان]] پیدا کرده، با نزدیک کردن خودم به ایشان دستم در [[انتقامگیری]] از آنان باز باشد. [[امام]]{{ع}} در پاسخ او فرمودند: هرکس با چنین هدفی این کار را انجام بدهد داخل شدن او در کار [[بنی عبّاس]] نهتنها [[حرام]] نیست، بلکه برای او دارای [[اجر]] و [[پاداش]] است<ref>مستطرفات السّرائر، ص۶۸، ح۱۴، به نقل از آن وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۱۹، ح۹، ب ۴۵؛ ج۱۲، ص۱۳۷.</ref>. | |||
[[امام هادی]]{{ع}} در دو عبارت فوق ضوابط [[همکاری]] کردن با [[حاکم جائر]] و [[ستمگر]] را بیان فرمودهاند. این ضوابط در به دست آوردن وسیلهای برای تضعیف [[ستمگران]] یا خدمت رساندن به [[شیعیان]] [[مظلوم]] خلاصه میشود<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۷۷.</ref>. | |||
[[ | |||
=== سازمان وکلا === | |||
[[ | پس از اینکه [[ائمّه]] [[اهلبیت]]{{عم}} نقش [[رهبری دینی]] خود را در اقشار مختلف شیعیان تثبیت نموده، اهمّیت [[ولایت]] خود را برای آنان آشکار ساختند، دامنه جغرافیائی [[پیروان]] اهلبیت{{عم}} گسترش یافت، در نتیجه آنان به کسانی نیاز پیدا کردند که احتیاجات [[دینی]] آنها را برآورده ساخته، همچون حلقه اتّصالی میان شیعیان و ائمّه{{عم}} باشد. اینجا بود که ائمّه{{عم}} به تعیین وکیلان و معتمدانی در مناطق مختلف مبادرت کرده و پیروان خود را به آنان ارجاع میدادند. | ||
مأموریتهایی که این [[وکیلان]] به عهده داشتند در کارهایی مانند بیان [[احکام شرعی]]، [[موضعگیریهای سیاسی]] و [[اجتماعی]]، [[راهنمایی]] و ارائه [[نصایح]] [[اخلاقی]] و [[تربیتی]]، دریافت [[حقوق]] [[شرعی]] و پخش کردن آنها در مواضع از پیش تعیین شده، حلّ و فصل [[نزاعها]] و درگیریها و [[تولّی]] [[موقوفات]] و امور افرادی که قاصر بوده و کسی را به عنوان ولی نداشتند خلاصه میگردید. | |||
افرادی که [[مسئولیت]] مهم [[وکالت]] ائمّه{{عم}} را به عهده میگرفتند، جدای از [[ایمان]]، [[معرفت]] به [[احکام]] و [[شئون]] [[شریعت اسلام]]، [[هوشیاری]] [[سیاسی]] و [[قدرت]] بر [[حفظ اسرار]] [[امام]] و پیروانش از دید [[حکام]] و [[جاسوسان]]، میبایست [[راستگویی]] و [[عدالت]] را نیز به عنوان دو شرط اساسی دارا میبودند. | افرادی که [[مسئولیت]] مهم [[وکالت]] ائمّه{{عم}} را به عهده میگرفتند، جدای از [[ایمان]]، [[معرفت]] به [[احکام]] و [[شئون]] [[شریعت اسلام]]، [[هوشیاری]] [[سیاسی]] و [[قدرت]] بر [[حفظ اسرار]] [[امام]] و پیروانش از دید [[حکام]] و [[جاسوسان]]، میبایست [[راستگویی]] و [[عدالت]] را نیز به عنوان دو شرط اساسی دارا میبودند. | ||
بعضی از این وکیلان به صورت مستقیم با امام{{ع}} ارتباط داشته و بعضی دیگر بهواسطه وکیلی دیگر که به عنوان محوری برای مجموعهای از وکلا در تعدادی از مناطق نزدیک به یکدیگر به | |||
بعضی از این وکیلان به صورت مستقیم با امام{{ع}} ارتباط داشته و بعضی دیگر بهواسطه وکیلی دیگر که به عنوان محوری برای مجموعهای از وکلا در تعدادی از مناطق نزدیک به یکدیگر به حساب میآمد با امام ارتباط پیدا میکردند. | |||
تأسیس این [[نظام]] ارتباطی به عصر [[حضرت امام صادق]]{{ع}} و حتّی [[امامان]] قبل از آن حضرت{{عم}} بازمیگردد. امّا گستردگی و [[تکامل]] این نظام پس از [[عصر امام صادق]]{{ع}} صورت گرفته است؛ چراکه تحوّلات سیاسی جدید و [[مشکلات]] [[امنیتی]] که شیعیان را دربرگرفته و کیان و وجود آنها را [[تهدید]] مینمود، [[ضرورت]] این کار را بیش از پیش ساخته بود. | تأسیس این [[نظام]] ارتباطی به عصر [[حضرت امام صادق]]{{ع}} و حتّی [[امامان]] قبل از آن حضرت{{عم}} بازمیگردد. امّا گستردگی و [[تکامل]] این نظام پس از [[عصر امام صادق]]{{ع}} صورت گرفته است؛ چراکه تحوّلات سیاسی جدید و [[مشکلات]] [[امنیتی]] که شیعیان را دربرگرفته و کیان و وجود آنها را [[تهدید]] مینمود، [[ضرورت]] این کار را بیش از پیش ساخته بود. | ||
===وکیلان [[امام هادی]]{{ع}}=== | از [[زمان]] [[حضرت امام جواد]]{{ع}} تا ابتدای [[غیبت صغری]]، این [[سیستم]] نقش فعّال و بزرگی در [[حفظ]] کیان گروه [[شیعه]] و نگاه داشتن آن از اضمحلال و فروپاشی داشت. | ||
به [[برکت]] همین [[سیستم]] ارتباطی دقیق و عناصر فعّال در آن بود که انتقال به عصر [[غیبت امام مهدی]]{{ع}} میسّر گشته، خطراتی که ممکن بود از پدیده [[غیبت امام]] [[معصوم]]، [[نظام]] [[شیعه]] را [[تهدید]] کند بسیار کم شد. تا جایی که میبینیم همین [[سازمان]] [[وکلا]] با همه خصوصیاتش به نظام [[نیابت]] خاصّه در [[زمان غیبت صغری]] متحوّل گشته، [[سفیر]] [[امام غائب]]{{ع}} [[نایب]] خاصّی بود که نقش امام را نسبت به مجموعه [[وکیلان]] ایفا مینمود... و هم او بود که از طریق وساطت بین [[امام]] معصوم و دیگر وکیلان، در واقع رابطی میان امام معصوم و همه [[پیروان]] او به حساب میآمد. | |||
مناطق نفوذ و وجود وکیلان در [[حجاز]]: [[مدینه]]، [[مکه]] و [[یمن]]، در [[عراق]]: [[کوفه]]، [[بغداد]]، [[سامرا]]، واسط و [[بصره]]، در [[ایران]]: [[خراسان]] بزرگ ـ که شامل [[نیشابور]]، بیهق، سبزوار، بخارا، [[سمرقند]]، هرات، [[قم]]، آوه، [[ری]]، [[قزوین]]، همدان، [[آذربایجان]]، قرمیسین، [[اهواز]]، سیستان، بسط، و در شمال [[آفریقا]]: [[مصر]] بود. این مناطقی بود که پیروان [[اهلبیت]] در آن یافت شده، وکیلان و نمایندگان اهلبیت نیز در آن استقرار یافته، به عنوان حلقه اتّصال میان [[شیعیان]] و امام عمل نموده و بدینوسیله بسیاری از اهداف [[ائمّه]]{{عم}} را محقّق مینمودند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۷۹.</ref>. | |||
=== وکیلان [[امام هادی]]{{ع}} === | |||
اینک نام تعدادی از وکیلان امام هادی{{ع}} در مناطق مختلف را در دست داریم که اسامی آنها بدینقرار است: | اینک نام تعدادی از وکیلان امام هادی{{ع}} در مناطق مختلف را در دست داریم که اسامی آنها بدینقرار است: | ||
# [[ابراهیم بن محمد همدانی]] | # [[ابراهیم بن محمد همدانی]]؛ | ||
# [[ابوعلی بن راشد]] | # [[ابوعلی بن راشد]]؛ | ||
# [[احمد بن اسحاق رازی]] | # [[احمد بن اسحاق رازی]]؛ | ||
# [[علی بن جعفر وکیل]] | # [[علی بن جعفر وکیل]]؛ | ||
# [[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]] | # [[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]]؛ | ||
# [[حسین بن عبد ربه]] | # [[حسین بن عبد ربه]]؛ | ||
# [[ابوعلی بن بلال]] | # [[ابوعلی بن بلال]]؛ | ||
# [[ایوب بن نوح]] | # [[ایوب بن نوح]]؛ | ||
# [[جعفر بن سهیل صیقل]] | # [[جعفر بن سهیل صیقل]]؛ | ||
# [[علی بن مهزیار اهوازی]] | # [[علی بن مهزیار اهوازی]]؛ | ||
# [[فارس بن حاتم]] | # [[فارس بن حاتم]]؛ | ||
# [[علی بن حسین بن عبد ربه]] | # [[علی بن حسین بن عبد ربه]]؛ | ||
# [[عثمان بن سعید عمری]] | # [[عثمان بن سعید عمری]]. | ||
البته بعضی از وکیلان ائمّه از رویه و راه و رسمی که ائمّه{{عم}} برای آنها ترسیم نموده بودند [[منحرف]] میشدند، و در چنین مواقعی، مثلا وقتی اموالی که به دست یکی از وکیلان ائمّه{{عم}} میرسید، باعث [[وسوسه]] او شده، به [[فکر]] میافتاد تا از [[منصب وکالت]] برای اغراض [[دنیوی]] و | |||
البته بعضی از وکیلان ائمّه از رویه و راه و رسمی که ائمّه{{عم}} برای آنها ترسیم نموده بودند [[منحرف]] میشدند، و در چنین مواقعی، مثلا وقتی اموالی که به دست یکی از وکیلان ائمّه{{عم}} میرسید، باعث [[وسوسه]] او شده، به [[فکر]] میافتاد تا از [[منصب وکالت]] برای اغراض [[دنیوی]] و مادّی خود استفاده و سودجوئی کند، [[ائمّه]]{{عم}} [[حقیقت]] امر را بر [[مردم]] روشن کرده و به آنها اجازه [[گمراه کردن]] مردم و سودجویی از آنها را نمیدادند. | |||
گذشته از | |||
بهزودی خواهیم دید که | سیستم وکیلان که تا حدّی مأموریتهای آن را دانستیم، یکی از عوامل ایمنسازی [[امنیتی]] [[شیعه]] در [[عصر امام هادی]]{{ع}} بود که برای [[امام]] و [[پیروان]] آن حضرت نقش ایمنیبخشی داشت. | ||
گذشته از مأموریت مهم امنیتی این [[نظام]]، آنان در ایمنیبخشی [[اقتصادی]]، قضائی و [[سیاسی]] گروه شیعه نیز نقش مهمی داشتند. این یک دستگاه بسیار حسّاس و مهم بود و به همین سبب ائمّه{{عم}} اهمّیت زیادی به آن داده و پیوسته برای متحوّل ساختن و پاسداری کردن از این نظام در برابر عوامل [[ضعف]] و انهدام کوشش میکردند. | |||
بهزودی خواهیم دید که سازماندهی چنین دستگاهی به عنوان بهترین وسیله برای آماده کردن گروه شیعه برای داخل شدن در [[عصر غیبت]] تا چه اندازه ضروری بوده، و تا چه اندازه میتوانسته است از صدمه [[غیبت]] و جدا شدن [[شیعیان]] از امام [[معصوم]] جلوگیری نماید. خصوصا در رابطه با پیروان [[اهلبیت]]{{عم}} که در طول دو [[قرن]] و نیم به دیدن [[امامان]] و [[ملاقات]] مستقیم با آن حضرات انس و [[الفت]] پیدا کرده بودند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۸۱.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||