پرش به محتوا

خطابه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
خطابه از دیگر روش‌های گفتاری و شفاهی [[اهل‌بیت]]{{عم}} بود که در [[سیره]] تعلیمی خود از آن بهره می‌بردند. چنان‌که پیش‌تر بیان شد، در صدر اسلام مکالمه نقش بسزایی در انتقال معارف به [[مردم]] داشت. در [[جوامع]] ابتدایی و فاقد سواد، زبان به مثابه روش پیوند مردم است<ref>لانگ، «دین عامیانه»، ص۲۳.</ref>؛ از این‌رو در [[جزیرةالعرب]] صدر اسلام که از بهترین نمونه‌های این جوامع محسوب می‌شد، خطابه به منزله مهم‌ترین روش انتقال دانستنی‌ها به‌شمار می‌رفت. چنان‌که در ادامه بیان خواهد شد، از میان اهل‌بیت{{عم}}، [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}} به دلیل عهده‌دار بودن [[حکومت]] بیشترین بهره را از روش خطابه بردند؛ زیرا خطابه و خطبه‌خوانی از [[شئون]] [[مقام]] [[رهبری سیاسی]] [[جامعه]] بود. پیامبر{{صل}} بنابر [[فرهنگ]] شفاهی جامعه و نیز به دلیل آشنایی مردم با خطابه در [[عصر جاهلیت]]<ref>ر.ک: پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل‌بیت، ص۱۰۵.</ref>، از این روش به صورت گسترده استفاده کرد. بهره‌گیری از خطابه، در شرایطی که با [[ظهور اسلام]]، افراد باسواد جزیرةالعرب بسیار کم بودند، از بهترین روش‌هایی بود که به ویژه پیامبر{{صل}} در آن [[زمان]] می‌توانست از آن برای رساندن [[پیام]] خود به مردم استفاده کند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۵۸.</ref>.
خطابه از دیگر روش‌های گفتاری و شفاهی [[اهل‌بیت]]{{عم}} بود که در [[سیره]] تعلیمی خود از آن بهره می‌بردند. چنان‌که پیش‌تر بیان شد، در صدر اسلام مکالمه نقش بسزایی در انتقال معارف به [[مردم]] داشت. در [[جوامع]] ابتدایی و فاقد سواد، زبان به مثابه روش پیوند مردم است<ref>لانگ، «دین عامیانه»، ص۲۳.</ref>؛ از این‌رو در [[جزیرةالعرب]] صدر اسلام که از بهترین نمونه‌های این جوامع محسوب می‌شد، خطابه به منزله مهم‌ترین روش انتقال دانستنی‌ها به‌شمار می‌رفت. چنان‌که در ادامه بیان خواهد شد، از میان اهل‌بیت{{عم}}، [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}} به دلیل عهده‌دار بودن [[حکومت]] بیشترین بهره را از روش خطابه بردند؛ زیرا خطابه و خطبه‌خوانی از [[شئون]] [[مقام]] [[رهبری سیاسی]] [[جامعه]] بود. پیامبر{{صل}} بنابر [[فرهنگ]] شفاهی جامعه و نیز به دلیل آشنایی مردم با خطابه در [[عصر جاهلیت]]<ref>ر.ک: پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل‌بیت، ص۱۰۵.</ref>، از این روش به صورت گسترده استفاده کرد. بهره‌گیری از خطابه، در شرایطی که با [[ظهور اسلام]]، افراد باسواد جزیرةالعرب بسیار کم بودند، از بهترین روش‌هایی بود که به ویژه پیامبر{{صل}} در آن [[زمان]] می‌توانست از آن برای رساندن [[پیام]] خود به مردم استفاده کند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۵۸.</ref>.


=== مفهوم‌شناسی ===
== مفهوم‌شناسی ==
«خطابه» به معنای [[کلامی]] است که بین دو نفر رد و بدل می‌شود<ref>معجم مقاییس اللغه، ذیل: «خطب».</ref>. در اصطلاح [[اهل]] منطق، خطابه از صناعات [[خمس]] به شمار می‌رود که در آن با سخن گفتن در برابر دیگران می‌توان آنان را اقناع کرد. خطابه از صناعات دیگر ([[برهان]]، [[جدل]]، سفسطه و [[شعر]]) نافذتر و مؤثرتر است<ref>فرهنگ اصطلاحات منطقی، ص۱۰۷.</ref>. «ارسطو» خطابه را چنین تعریف می‌کند: خطابه، صناعتی است که توسط آن بتوان در هر امری از امور جزئی، دیگران را در حد امکان اقناع نمود<ref>آیین سخنوری و نگرش بر تاریخ آن، ص۳.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۷۷.</ref>
«خطابه» به معنای [[کلامی]] است که بین دو نفر رد و بدل می‌شود<ref>معجم مقاییس اللغه، ذیل: «خطب».</ref>. در اصطلاح [[اهل]] منطق، خطابه از صناعات [[خمس]] به شمار می‌رود که در آن با سخن گفتن در برابر دیگران می‌توان آنان را اقناع کرد. خطابه از صناعات دیگر ([[برهان]]، [[جدل]]، سفسطه و [[شعر]]) نافذتر و مؤثرتر است<ref>فرهنگ اصطلاحات منطقی، ص۱۰۷.</ref>. «ارسطو» خطابه را چنین تعریف می‌کند: خطابه، صناعتی است که توسط آن بتوان در هر امری از امور جزئی، دیگران را در حد امکان اقناع نمود<ref>آیین سخنوری و نگرش بر تاریخ آن، ص۳.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۷۷.</ref>


۱۲۹٬۵۰۹

ویرایش