ولادت پیامبر خاتم در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←تاریخ ولادت پیامبر خاتم
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
[[اکثریت]] قریب به [[اتفاق]] محدثان و مؤرخان بر این اعتقادند که [[تولد پیامبر]]{{صل}} در فصل بهار و در [[ربیعالاول]] بوده است؛ ولی در [[روز]] تولد حضرت، [[اختلاف]] دارند<ref>جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ص۱۴۸.</ref>. روزهای دوم<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۱، ص۹۲ [چاپ زکار، ج۱، ص۱۰۰]؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۲۱.</ref> هشتم<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۱.</ref>، دهم<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۸۰؛ بلاذری، انساب الأشراف، ج۱، ص۱۰۰؛ ابن اثیر، اسدالغابة، ج۱، ص۲۱.</ref> دوازدهم<ref>ابن سید الناس، عیون الأثر، ج۱، ص۳۳؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۵، ص۲۵۵.</ref> و [[هفدهم ربیع الاول]] و دوازدهم [[ماه مبارک رمضان]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۰؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۱، ص۲۵.</ref> در این باره ذکر شده است. بعضی از دانشمندان امروز حساب کردهاند تا ببینند روز ولادت [[رسول اکرم]]{{صل}} با چه روزی از ایام ماههای شمسی منطبق میشود. به این نتیجه رسیدهاند که دوازدهم ربیع آن سال مطابق میشود با بیستم آوریل و بیستم آوریل مطابق است با سی و یکم فروردین. قهراً هفدهم ربیع مطابق میشود با پنجم اردیبهشت. پس قدر مسلّم این است که رسول اکرم{{صل}} در فصل بهار به [[دنیا]] آمده است. حال یا سی و یکم فروردین یا پنجم اردیبهشت. | [[اکثریت]] قریب به [[اتفاق]] محدثان و مؤرخان بر این اعتقادند که [[تولد پیامبر]]{{صل}} در فصل بهار و در [[ربیعالاول]] بوده است؛ ولی در [[روز]] تولد حضرت، [[اختلاف]] دارند<ref>جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ص۱۴۸.</ref>. روزهای دوم<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۱، ص۹۲ [چاپ زکار، ج۱، ص۱۰۰]؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۲۱.</ref> هشتم<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۱.</ref>، دهم<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۸۰؛ بلاذری، انساب الأشراف، ج۱، ص۱۰۰؛ ابن اثیر، اسدالغابة، ج۱، ص۲۱.</ref> دوازدهم<ref>ابن سید الناس، عیون الأثر، ج۱، ص۳۳؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۵، ص۲۵۵.</ref> و [[هفدهم ربیع الاول]] و دوازدهم [[ماه مبارک رمضان]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۰؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۱، ص۲۵.</ref> در این باره ذکر شده است. بعضی از دانشمندان امروز حساب کردهاند تا ببینند روز ولادت [[رسول اکرم]]{{صل}} با چه روزی از ایام ماههای شمسی منطبق میشود. به این نتیجه رسیدهاند که دوازدهم ربیع آن سال مطابق میشود با بیستم آوریل و بیستم آوریل مطابق است با سی و یکم فروردین. قهراً هفدهم ربیع مطابق میشود با پنجم اردیبهشت. پس قدر مسلّم این است که رسول اکرم{{صل}} در فصل بهار به [[دنیا]] آمده است. حال یا سی و یکم فروردین یا پنجم اردیبهشت. | ||
مشهور بین [[اهل سنت]] در تولد آن حضرت [[دوازدهم ربیع الاول]] و روز دوشنبه است که نخستین بار آن را [[ابن اسحاق]] (م ۱۵۱)<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۵۸.</ref> نقل و مورخان دیگر مانند: [[ابن هشام]] (م ۲۱۸)<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۵۸.</ref> [[طبری]] (م ۳۱۰)<ref>طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۵۶.</ref> و دیگر منابع روایی و [[تاریخی]] [[اهل سنت]] از وی نقل کردهاند. در بین [[شیعیان]] نیز [[کلینی]] (م ۳۲۹)<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۳۹.</ref> قول | مشهور بین [[اهل سنت]] در تولد آن حضرت [[دوازدهم ربیع الاول]] و روز دوشنبه است که نخستین بار آن را [[ابن اسحاق]] (م ۱۵۱)<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۵۸.</ref> نقل و مورخان دیگر مانند: [[ابن هشام]] (م ۲۱۸)<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۵۸.</ref> [[طبری]] (م ۳۱۰)<ref>طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۵۶.</ref> و دیگر منابع روایی و [[تاریخی]] [[اهل سنت]] از وی نقل کردهاند. در بین [[شیعیان]] نیز [[کلینی]] (م ۳۲۹)<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۳۹.</ref> قول دوازدهم ربیع الاول را در ولادت آن حضرت نقل کرده است که به احتمال [[قوی]] این قول را از [[ابن اسحاق]] گرفته یا کلمه «بقیت» به «مضیت» در عبارت {{متن حدیث|مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ}}<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۵۸، ص۴۳۹.</ref> تصحیف و دوازده [[روز]] باقی مانده از [[ربیع الاول]] به دوازده روز گذشته از ربیع الاول تبدیل شده است<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۵، ص۲۵۱، پاورقی ۳.</ref>، اما مشهور قول [[شیعه]] در تولد آن حضرت، هفدهم ربیع الاول و [[روز جمعه]] است<ref>مفید، المقنعة ص۴۵۶؛ همو، مسارالشیعة (مصنفات الشیخ المفید)، ج۷، ص۵۰.</ref>. بنابراین [[مجلسی]] قول دوازدهم ربیع الاول را از مرحوم کلینی حمل بر [[تقیه]]<ref>مجلسی، حیاة القلوب، ج۲، ص۴۸؛ همو، بحارالأنوار، ج۵۵، ص۳۶۴.</ref> و بر قول هفدهم ربیع الاول ادعای اتفاق کرده است<ref>مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۵، ص۲۴۸.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[تولد و کودکی پیامبر (مقاله)|تولد و کودکی پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۴۶؛ [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱]]، ص۳۰-۳۱؛ [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام ج۱]]، ص۴۲.</ref> | ||
هنگام تولد، مادرش [[آمنه]]، کسی را نزد [[عبدالمطلب]]، جد بزرگوارش فرستاد و گفت که [[خداوند]] به تو پسری داده است. زمانی که عبدالمطلب خبر ولادت [[رسول خدا]]{{صل}} را شنید، از داخل [[حجر اسماعیل]] که با [[فرزندان]] خود و مردانی از [[بنی هاشم]] در آنجا نشسته بود، بلند شد و نزد آمنه آمد و کودک را داخل [[کعبه]] برد و [[خدا]] را بر این [[نعمت]] چنین [[سپاس]] گفت: "[[حمد]] و سپاس خداوند را که پسر بچهای [[پاک]] به من عطا فرمود. او در گهواره به بچههای دیگر سروری پیدا کرد. او را به خانهای که دارای ارکان است پناه میدهم تا اینکه او را بالغ و [[استوار]] ببینم. او را از [[شر]] هر بدخواه [[کینه]] به [[دل]] و [[حسود]] ورز لگام گسیخته به [[خدا]] میسپارم"<ref>{{متن حدیث|الحمد لله الذی أعطانی هذا الغلام الطیب الآردان قد ساد فی المهد علی الغلمان اعیذ بالبیت ذی الأرکان حتی آرا بالغ البنیان أعیذه من شر ذی شنئان من خاسد مضطرب العنان}}؛بلاذری، ج۱، ص۸۹؛ ابن جوزی، الوفاء، ص۹۳.</ref>. [[عبدالمطلب]] سپس عقیقهای کُشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۸۲.</ref>. [[محمد]]{{صل}} قبل از اینکه چشم به [[جهان]] بگشاید پدر خویش عبدالله را از دست داده بود<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[تولد و کودکی پیامبر (مقاله)|تولد و کودکی پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۴۶؛ [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱]]، ص۳۰-۳۱.</ref> | هنگام تولد، مادرش [[آمنه]]، کسی را نزد [[عبدالمطلب]]، جد بزرگوارش فرستاد و گفت که [[خداوند]] به تو پسری داده است. زمانی که عبدالمطلب خبر ولادت [[رسول خدا]]{{صل}} را شنید، از داخل [[حجر اسماعیل]] که با [[فرزندان]] خود و مردانی از [[بنی هاشم]] در آنجا نشسته بود، بلند شد و نزد آمنه آمد و کودک را داخل [[کعبه]] برد و [[خدا]] را بر این [[نعمت]] چنین [[سپاس]] گفت: "[[حمد]] و سپاس خداوند را که پسر بچهای [[پاک]] به من عطا فرمود. او در گهواره به بچههای دیگر سروری پیدا کرد. او را به خانهای که دارای ارکان است پناه میدهم تا اینکه او را بالغ و [[استوار]] ببینم. او را از [[شر]] هر بدخواه [[کینه]] به [[دل]] و [[حسود]] ورز لگام گسیخته به [[خدا]] میسپارم"<ref>{{متن حدیث|الحمد لله الذی أعطانی هذا الغلام الطیب الآردان قد ساد فی المهد علی الغلمان اعیذ بالبیت ذی الأرکان حتی آرا بالغ البنیان أعیذه من شر ذی شنئان من خاسد مضطرب العنان}}؛بلاذری، ج۱، ص۸۹؛ ابن جوزی، الوفاء، ص۹۳.</ref>. [[عبدالمطلب]] سپس عقیقهای کُشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۸۲.</ref>. [[محمد]]{{صل}} قبل از اینکه چشم به [[جهان]] بگشاید پدر خویش عبدالله را از دست داده بود<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[تولد و کودکی پیامبر (مقاله)|تولد و کودکی پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۴۶؛ [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱]]، ص۳۰-۳۱.</ref> | ||