|
|
| خط ۷: |
خط ۷: |
| }} | | }} |
|
| |
|
| == مقدمه ==
| |
| * درباره [[زندگی]] [[حلیمه سعدیه]]، [[مادر رضاعی پیامبر اکرم]]{{صل}} اطلاعات چندانی در دست نداریم؛ بیشترین اطلاعاتی که از او در [[تاریخ]] ثبت و ضبط شده است، متوجه [[ایام طفولیت پیغمبر]]{{صل}} است که البته برخی از موارد آن با اوهام و افسانههای عجیبی نیز توأم شده است<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[حلیمه سعدیه (مقاله)|مقاله «حلیمه سعدیه»]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۳۳۵.</ref>.
| |
|
| |
| == [[نسب]] حلیمه سعدیه ==
| |
| * حلیمه سعدیه، دختر عبدالله بن حارث، معروف به [[ابوذؤیب]] بوده. سلسله نسبش به قیس بن عیلان بن [[مضر]] میرسید <ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۱۳۲.</ref>. بدین ترتیب نسب او، با نسب [[رسول خدا]]{{صل}} در "مضر" مشترک میشود که جد هفدهم [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به شمار میرود. سلسله نسب کامل او به این شرح است: حلیمه بنت ابی ذؤیب عبدالله بن حارث بن شجنة بن جابر بن [[رزام]] بن ناصرة بن فصیة بن نصر بن [[سعد بن بکر]] بن [[هوازن]] بن منصور بن [[عکرمة]] بن خصفة بن عیلان بن مضر<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۱۳۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۶۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۸۹.</ref>. شوهر حلیمه سعدیه نیز [[حارث بن عبدالعزی]] بن [[رفاعه]] نام داشت و عبدالله، انیسه و [[حذاقه]] ([[جذامه]] - [[حذافه]]) که به [[شیما]] معروف بود [[فرزندان]] حلیمه سعدیه به شمار میآمدند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۸۹؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۸، ص۸.</ref><ref>سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، حلیمه سعدیه (مقاله)|مقاله «حلیمه سعدیه»، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص۳۳۵-۳۳۶.</ref>.
| |
|
| |
| == دایگی حلیمه سعدیه برای [[فرستاده خدا]]{{صل}} ==
| |
| * [[افتخار]] دایگی رسول خدا{{صل}} کم فضیلتی نبود و هر زنی [[شایستگی]] آن را ندارد. [[خداوند متعال]]، [[حلیمه سعدیه]] را به رضاع و تربیتش تخصیص داد. او دارای [[عقل]] و فضل بود و [[خداوند]] او را در [[دنیا]] و [[آخرت]] از برکتش برخوردار کرد<ref>ابوالفتح کراجکی، کنزالفوائد، ج۱، ص۳۳.</ref>.
| |
| * گزارش این واقعه از زبانحلیمه سعدیه چنین نقل شده است: "به سالی خشک که هیچ چیز نبود به همراه شویَم حارث، روانه [[شهر مکه]] شدیم. [[زنان]] [[بنیسعد]] جلوتر از ما نزد شیرخوارههایشان رفته بودند و [[کودکی]] را به دایگی پذیرفته بودند. من هم سراغ شیرخوارهای را گرفتم. مرا نزد [[عبدالمطلب]] [[راهنمایی]] کردند و گفتند که او نوزادی دارد که به دایه نیازمند است؛ نزد او رفتم<ref>ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۳.</ref>.
| |
| * علت اینکه او را به دایگان دیگر نداده بودند این بود که [[نوزاد]] [[قریش]]، پستان هیچ یک از زنان شیرده را نمیگرفت. [[کودک]] با آمدن من، پستانم را گرفت و مکید؛ در این لحظه، [[خاندان]] عبدالمطلب [[غرق]] در [[شادی]] شدند<ref>محمد باقر مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الأئمة الأطهار، ج۱۵، ص۳۸۷-۳۸۸.</ref>.
| |
| * عبدالمطلب به من گفت: "از کدام قبیلهای؟" گفتم: "از بنیسعد". گفت: "اسمت چیست؟" گفتم: "[[حلیمه سعدیه]]".عبدالمطلب از اسم و نام قبیلهام بسیار شاد شد و گفت: "آفرین؛ دو [[خوی]] [[پسندیده]] و دو [[خصلت]] شایسته: یکی [[سعادت]] و [[خوشبختی]] و دیگری [[حلم]] و [[بردباری]]؛ آنگاه او را به صحرا بردم"<ref>محمد باقر مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الأئمة الأطهار، ج۱۵، ص۳۸۸؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۳۱.</ref>.
| |
| * حلیمه سعدیه از همان لحظه که آن نوزاد [[مبارک]] را تحویل گرفت، آثار خیر و [[برکت]] از او نمایان شد<ref>مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۷۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۰-۹۱.</ref> و [[خشکسالی]] از [[سرزمین]] بنیسعد رخت بر بست و....
| |
| * پس از دو سال که [[دوران شیرخوارگی]] [[پیامبر]]{{صل}} تمام شد، حلیمه سعدیه او را به [[مکه]] نزد مادرش [[آمنه]] آورد؛ ولی [[تمایل]] نداشت وی را به خانوادهاش بسپارد؛ چراکه باعث خیر و برکت در زندگیشان بود. آمنه{{صل}} نیز به حلیمه سعدیه گفت: "من از وبا بر فرزندم بیمناکم. او را دیگر بار به صحرا باز گردان". حضرت، مدت پنج یا شش سال در [[بادیه]] به سر برد تا اینکه [[حلیمه سعدیه]] او را به [[مکه]] آورد و به مادرش سپرد<ref>ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۳۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[حلیمه سعدیه (مقاله)|مقاله «حلیمه سعدیه»]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۳۳۶-۳۳۷.</ref>.
| |
|
| |
| ==[[استمرار]] ارتباط [[پیامبر]]{{صل}} با [[حلیمه سعدیه]] ==
| |
| * [[رسول خدا]]{{صل}} پیوسته [[روابط عاطفی]] خود را با حلیمه سعدیه [[حفظ]] کرد و تا پایان عمر او، پیوسته برایش [[صله]] و [[لباس]] میفرستاد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۸۸.</ref>.
| |
| * زمانی که پیامبر{{صل}} با [[خدیجه]]{{س}} [[ازدواج]] کرد، حلیمه سعدیه به [[مکه]] به حضور آن حضرت آمد و از قحطی و خسکسالی و [[هلاکت]] گوسفندان و چهارپایان [[شکایت]] کرد. پیامبر{{صل}} در این باره با خدیجه{{س}} صحبت کرد که به او کمک کند. خدیجه چهل گوسفند و شتری راهوار که برای سواری [[زنها]] در کوچیدن [[تربیت]] شده بود به حلیمه سعدیه بخشید و او به [[بادیه]] برگشت<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۲؛ محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱، ص۳۸۳.</ref>.
| |
| * حلیمه سعدیه بعد از [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز، نزد حضرت میآمد و مورد [[احترام]] و [[تکریم]] ایشان قرار میگرفت. حضرت، ردای خود. را به احترام او پهن میکردند و وی را بر آن مینشاند و حاجتش را بر آورده میکرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۲؛ قاضی عیاض اندلسی، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۲، ص۱۱۵.</ref>.
| |
| * [[ابنسعد]] با اسنادش از [[محمد بن منکدر]] [[روایت]] میکند که زنی از رسول خدا{{صل}} [[اجازه]] ورود گرفت. این [[زن]]، پیامبر{{صل}} را شیر داده بود. همین که او را آوردند، [[پیامبر خدا]]{{صل}} برخاست و مادر مادر گویان، ردای خویش را برای او گسترد که روی آن بنشیند<ref>محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱، ص۳۸۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۲؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۲۷۰.</ref>.
| |
| * ابیطفیل نیز روایتی را نقل کرده است که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[جعرانه]]<ref>محلی در یک منزلی مکه.</ref> بود و بین [[مردم]]، گوشت تقسیم میکرد. من در آن [[زمان]] [[کودک]] بودم و گوشت شتر حمل میکردم. دیدم زنی به سویش آمد. چون نزدیک شد [[پیامبر]]{{صل}} ردایشاش را برای او پهن کرد و آن [[زن]] بر آن نشست. گفتم: "او کیست؟" گفتند: "مادر رضاعیاش است"<ref>عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶ ص۶۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۸۸؛ خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۲، ص۲۷۱؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۵، ص۱۹۹.</ref>.
| |
| * از [[عطاء]] بن [[یسار]] نیز [[روایت]] مشابهی نقل شده است که حاکی از احترام بسیار [[رسول خدا]]{{صل}} به [[حلیمه سعدیه]] است<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۸۷.</ref>. [[پیامبر خدا]]{{صل}} برای حلیمه سعدیه، [[احترام]] زیادی قائل بود. ایشان حتی بعد از [[آگاهی]] از [[وفات]] حلیمه سعدیه و به [[احترام]] او، در [[سایه]] علاقه، [[محبت]] و قدرشناسی از آن [[کار نیک]]، کلیه [[اسیران]] متعلق به [[هوازن]] را -که بالغ بر ۶ هزار نفر شامل میشدند- [[آزاد]] کردند<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[حلیمه سعدیه (مقاله)|مقاله «حلیمه سعدیه»]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۳۳۷-۳۳۸.</ref>.
| |
|
| |
| == [[اسلام]] حلیمه سعدیه ==
| |
| * در [[ایمان آوردن]] حلیمه سعدیه به رسول خدا{{صل}} [[اختلاف]] است؛ اما اکثر [[عالمان]] و [[سیرهنویسان]] بر اسلام حلیمه سعدیه اشاره داشتهاند. عدهای از سیرهنویسان هم بر این عقیدهاند که پس از آنکه [[آیین اسلام]] ظهور کرد، او همراه [[همسر]] (و فرزندانش) به حضور پیامبر{{صل}} آمد و [[مسلمان]] شدند<ref>محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱، ص۳۸۳.</ref>. عدهای هم [[پذیرش اسلام]] حلیمه سعدیه به همراه شوهر و فرزندانش را، مربوط به زمان بعد از [[فتح مکه]]، ذکر کردهاند<ref>مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۸.</ref> که این [[روایات]] با توجه به [[اخبار]] وفات او از زبان خواهرش، بعد از [[غزوه هوازن]]، بعید به نظر میرسد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مقاله «حلیمه سعدیه»، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص۳۳۸.</ref>.
| |
|
| |
| == [[وفات]] [[حلیمه سعدیه]] ==
| |
| * از [[زمان]] وفات حلیمه سعدیه، اطلاع دقیقی در دست نیست. [[مورخان]] [[روایات]] متعددی را درباره این امر آوردهاند؛ از جمله نقل شده است که بعد از [[فتح مکه]]، [[خواهر]] حلیمه سعدیه، از [[بنیسعد]] بن بکر بر [[رسول خدا]]{{صل}} که در [[ابطح]] به سر میبرد، وارد شد و برایش "[[جربا]]"<ref>غذایی تهیه شده از آرد، شیر و روغن.</ref> [[هدیه]] آورده بود. سپس خود را معرفی کرد. [[خاتم انبیا]]{{صل}} درباره حلیمه سعدیه از او پرسید. گفت: "او مدتی قبل وفات کرده است". سپس [[اشک]] از چشمان رسول خدا{{صل}} جاری شد و...<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۵.</ref>.
| |
| * عدهای دیگر هم گفتهاند که او بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} در [[زمان ابوبکر]] و عمر نیز مورد [[حمایت]] و [[احترام]] آنها بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۹۲؛ محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱، ص۳۸۳.</ref>. بعد از وفات، ایشان را در محلی در [[قبرستان بقیع]] که امروز به [[قبرستان]] شهدای "[[حرّه]]" معروف است به خاک سپردند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[حلیمه سعدیه (مقاله)|مقاله «حلیمه سعدیه»]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۳۳۸-۳۳۹.</ref>.
| |
|
| |
| == حلیمه سعدیه تنها [[روایتگر]] ایام [[کودکی پیامبر]]{{صل}} ==
| |
| * حلیمه سعدیه، [[راوی]] اصلی [[دوران شیرخوارگی]] و ایام [[طفولیت]] خاتم انبیا{{صل}} است و عمده روایات او را، [[عبدالله بن جعفر]] حکایت کرده است<ref>عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۶۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۸۷؛ خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۲، ص۲۷۱.</ref><ref>سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، حلیمه سعدیه (مقاله)|مقاله «حلیمه سعدیه»، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص۳۳۹.</ref>.
| |
|
| |
| == حلیمه سعدیه در دایره المعارف [[صحابه پیامبر خاتم]] ==
| |
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| حلیمه، دختر [[ابوذؤیب]] عبدالله بن حارث بن شجنه، دایه رسول خدا{{صل}} و از [[طایفه]] [[سعد بن بکر]] بود که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بسیار به او [[احترام]] میگذاشت. او [[همسر]] [[حارث بن عبدالعزی]] بود که او هم نزد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[محترم]] بود؛ زیرا این دو [[پدر و مادر]] رضاعی حضرت بودند<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۶۷.</ref>.<ref>[[راحله ضائفی|ضائفی، راحله]]، [[حلیمه سعدیه (مقاله)|مقاله «حلیمه سعدیه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۴۳۰.</ref> | | حلیمه، دختر [[ابوذؤیب]] عبدالله بن حارث بن شجنه، دایه رسول خدا{{صل}} و از [[طایفه]] [[سعد بن بکر]] بود که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بسیار به او [[احترام]] میگذاشت. او [[همسر]] [[حارث بن عبدالعزی]] بود که او هم نزد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[محترم]] بود؛ زیرا این دو [[پدر و مادر]] رضاعی حضرت بودند<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۶۷.</ref>.<ref>[[راحله ضائفی|ضائفی، راحله]]، [[حلیمه سعدیه (مقاله)|مقاله «حلیمه سعدیه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۴۳۰.</ref> |