احترام و تکریم زن در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخهها
احترام و تکریم زن در معارف و سیره نبوی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۲۹
، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = احترام و تکریم زن | عنوان مدخل = احترام و تکریم زن | مداخل مرتبط = احترام و تکریم زن در معارف و سیره نبوی - احترام و تکریم زن در معارف و سیره معصوم | پرسش مرتبط = }} '''احترام به زنان''' از موضوعاتی است که به طور ویژه در ا...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
# توجه ویژه به زنانی که از اقشار [[ضعیف]] [[جامعه]] به شمار میروند و برجسته کردن ویژگیهای فردی یا [[قوم]] و قبیلهای آنان. [[رفتار]] آن حضرت در مورد اُمّ سُنْبُلَه، که پیشتر گذشت، [[تفکر]] [[تبعیض]] آمیز با طبقههای فرودست [[اجتماع]] را زیر سؤال برد و مقام [[انسانی]] روستانشینان و [[شهرها]] را یکی دانست. | # توجه ویژه به زنانی که از اقشار [[ضعیف]] [[جامعه]] به شمار میروند و برجسته کردن ویژگیهای فردی یا [[قوم]] و قبیلهای آنان. [[رفتار]] آن حضرت در مورد اُمّ سُنْبُلَه، که پیشتر گذشت، [[تفکر]] [[تبعیض]] آمیز با طبقههای فرودست [[اجتماع]] را زیر سؤال برد و مقام [[انسانی]] روستانشینان و [[شهرها]] را یکی دانست. | ||
# [[عیادت]] از [[زنان]] [[بیمار]] و [[روحیه]] بخشی به آنان برای [[تحمل]] [[بیماری]] و [[تذکر]] اینکه بیماری مایه [[پاکی از گناهان]] میشود و [[دعا خواندن]] برای شفای آنان. | # [[عیادت]] از [[زنان]] [[بیمار]] و [[روحیه]] بخشی به آنان برای [[تحمل]] [[بیماری]] و [[تذکر]] اینکه بیماری مایه [[پاکی از گناهان]] میشود و [[دعا خواندن]] برای شفای آنان. | ||
# حضور بر [[مزار]] زنان و مادران [[فداکار]] [[مسلمان]] نیز از نمونههای قدرشناسی آن حضرت است. گفته شده است هنگام مرگ عُمْرَهُ الرابِعَه، دختر [[مسعود بن قیس]] و مادر [[سعد بن عباده]]، [[صحابی پیامبر]]، پیامبر در [[ | # حضور بر [[مزار]] زنان و مادران [[فداکار]] [[مسلمان]] نیز از نمونههای قدرشناسی آن حضرت است. گفته شده است هنگام مرگ عُمْرَهُ الرابِعَه، دختر [[مسعود بن قیس]] و مادر [[سعد بن عباده]]، [[صحابی پیامبر]]، پیامبر در [[دومة الجندل]] بود. ایشان هنگام بازگشت به [[مدینه]] و باخبر شدن از [[مرگ]] این [[زن]] بر سر [[مزار]] او رفت و برای [[آمرزش]] وی [[نماز]] خواند<ref>ابن سعد، طبقات الکبری، ج۸، ص۴۵۱.</ref>. در مورد اُمّ کَعْب یا اُمّ سَنان و [[نماز خواندن]] [[پیامبر]] بر پیکر آنها [[روایت]] مشابهی آورده شده است<ref>سنن، ج۱، ص۶۴۱.</ref>. | ||
به طور کلی، [[رفتار]] قدرشناسانه پیامبر با اطرافیان به ویژه [[زنان]] و [[خویشاوندان]]، [[الگوی رفتاری]] مناسبی برای [[مسئولان]] و [[مربیان]] [[تربیتی]] و [[جامعه]] امروز است<ref>[[ناهید طیبی|طیبی، ناهید]]، [[گونهشناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان (کتاب)|گونهشناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان]]، ص ۵۹.</ref>. | به طور کلی، [[رفتار]] قدرشناسانه پیامبر با اطرافیان به ویژه [[زنان]] و [[خویشاوندان]]، [[الگوی رفتاری]] مناسبی برای [[مسئولان]] و [[مربیان]] [[تربیتی]] و [[جامعه]] امروز است<ref>[[ناهید طیبی|طیبی، ناهید]]، [[گونهشناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان (کتاب)|گونهشناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان]]، ص ۵۹.</ref>. | ||
| خط ۱۵۷: | خط ۱۵۷: | ||
این [[اخلاق نیک]] را در مورد مادر رضاعی آن حضرت نیز میبینیم که تا پایان عمر، او را میستود و مورد [[تکریم]] و تعظیم قرار میداد. [[پیامبر اعظم]] {{صل}} با تکریم [[حلیمه سعدیه]]، مادر رضاعی خود و پهن کردن ردای خویش زیر پای او و فرستادن هدایایی برای او، تکریم و تعظیم مادر را به افراد میآموخت<ref>سنن، ج۵، ص۴۱۴؛ ابن سعد، طبقات الکبری، ج۱، ص۸۹.</ref>. نقل شده است وقتی پس از [[فتح مکه]]، [[قبیله]] حلیمه برای [[بیعت]] با پیامبر نزد ایشان آمدند، آن حضرت احوال مادر رضاعی خود را جویا شد و وقتی خبر رحلتش را شنید، گریست. آن گاه به [[احترام]] وی خانوادهاش را تکریم کرد و از وضعیت [[مالی]] آنها پرسید و هدایایی برای آنان فرستاد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۶۹.</ref>. آن حضرت همچنین برای ثوبیّه، [[همسر ابولهب]] نیز که چند روزی به وی شیر داده بود، هدایای زیادی فرستاد و برای [[آزادی]] وی که [[کنیز]] بود، تلاش بسیاری کرد<ref>اسد الغابه، ج۱، ص۱۴ و ۱۵.</ref>. | این [[اخلاق نیک]] را در مورد مادر رضاعی آن حضرت نیز میبینیم که تا پایان عمر، او را میستود و مورد [[تکریم]] و تعظیم قرار میداد. [[پیامبر اعظم]] {{صل}} با تکریم [[حلیمه سعدیه]]، مادر رضاعی خود و پهن کردن ردای خویش زیر پای او و فرستادن هدایایی برای او، تکریم و تعظیم مادر را به افراد میآموخت<ref>سنن، ج۵، ص۴۱۴؛ ابن سعد، طبقات الکبری، ج۱، ص۸۹.</ref>. نقل شده است وقتی پس از [[فتح مکه]]، [[قبیله]] حلیمه برای [[بیعت]] با پیامبر نزد ایشان آمدند، آن حضرت احوال مادر رضاعی خود را جویا شد و وقتی خبر رحلتش را شنید، گریست. آن گاه به [[احترام]] وی خانوادهاش را تکریم کرد و از وضعیت [[مالی]] آنها پرسید و هدایایی برای آنان فرستاد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۶۹.</ref>. آن حضرت همچنین برای ثوبیّه، [[همسر ابولهب]] نیز که چند روزی به وی شیر داده بود، هدایای زیادی فرستاد و برای [[آزادی]] وی که [[کنیز]] بود، تلاش بسیاری کرد<ref>اسد الغابه، ج۱، ص۱۴ و ۱۵.</ref>. | ||
آن حضرت برای مقام مادر چنان [[ارزش]] قائل بود که وقتی در [[ | آن حضرت برای مقام مادر چنان [[ارزش]] قائل بود که وقتی در [[دومة الجندل]] از [[مرگ]] مادر [[سعد بن عباده]]، یکی از [[صحابه]] خود باخبر شد، بسیار ناراحت گشت. آن گاه پس از بازگشت به [[مدینه]] بر سر [[مزار]] وی رفت و برای او [[نماز]] خواند و [[آمرزش]] خواست<ref>ابن سعد، ج۸، ص۴۵۱.</ref>. | ||
در روایتهای دیگری، به [[رفتار پیامبر]] با مادران صحابه نیز اشاره شد که نشان دهنده توجه و تأکید آن حضرت به [[تعظیم]] و [[تکریم]] مقام مادر است. ماجرای [[اویس]] قَرنی و پایبندی وی به عهدی که با مادرش برای بازگشت سریع بسته بود، حتی پیش از آنکه محبوبش [[رسول خدا]] {{صل}} را ببیند، در [[تاریخ]] مشهور است. این [[جوان]] [[یمنی]] که برای [[دیدار]] [[پیامبر]] به مدینه آمده بود، وقتی باخبر شد که حضرت در مدینه نیست، به دلیل قولی که به مادرش داده بود، بدون اینکه پیامبر را ببیند، به [[یمن]] بازگشت. وقتی پیامبر از این ماجرا و [[احترام]] و تکریم اویس به مادرش [[آگاه]] شد، با اینکه وی را ندیده بود، فرمود: "من بوی [[بهشت]] را از قرن میشنوم. [[بشارت]] میدهم شما را به مردی از امتم که وی را [[اویس قرنی]] مینامند و [[شفاعت]] میکند همانند [[ربیعه]] و مُضَر"<ref>شمس الدین محمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، تحقیق شعیب الارنوؤط، ج۴، ص۲۰؛ اسد الغابه، ج۱، ص۱۵۲.</ref>. | در روایتهای دیگری، به [[رفتار پیامبر]] با مادران صحابه نیز اشاره شد که نشان دهنده توجه و تأکید آن حضرت به [[تعظیم]] و [[تکریم]] مقام مادر است. ماجرای [[اویس]] قَرنی و پایبندی وی به عهدی که با مادرش برای بازگشت سریع بسته بود، حتی پیش از آنکه محبوبش [[رسول خدا]] {{صل}} را ببیند، در [[تاریخ]] مشهور است. این [[جوان]] [[یمنی]] که برای [[دیدار]] [[پیامبر]] به مدینه آمده بود، وقتی باخبر شد که حضرت در مدینه نیست، به دلیل قولی که به مادرش داده بود، بدون اینکه پیامبر را ببیند، به [[یمن]] بازگشت. وقتی پیامبر از این ماجرا و [[احترام]] و تکریم اویس به مادرش [[آگاه]] شد، با اینکه وی را ندیده بود، فرمود: "من بوی [[بهشت]] را از قرن میشنوم. [[بشارت]] میدهم شما را به مردی از امتم که وی را [[اویس قرنی]] مینامند و [[شفاعت]] میکند همانند [[ربیعه]] و مُضَر"<ref>شمس الدین محمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، تحقیق شعیب الارنوؤط، ج۴، ص۲۰؛ اسد الغابه، ج۱، ص۱۵۲.</ref>. | ||