پرش به محتوا

آیه ولایت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۳۶: خط ۳۳۶:
دیدگاه [[آلوسی]] با [[نص قرآن]] و [[سنت]] ناسازگار است؛ زیرا واژه «[[رکوع]]» در همان حال انحنا ظهور دارد که نوع خاصی از آن، از ارکان [[نماز]] شناخته شده است. [[سیوطی]] می‌گوید: «[[رسول خدا]]{{صل}} از فرد [[مسکین]] سؤال فرمود: در چه حالی انگشترش را به تو داد؟ گفت: در رکوع آن را به من بخشید»<ref>الدر المنثور، ج۳ ذیل آیه: {{متن حدیث|أن النبي{{صل}} سأل السائل، سأل ذلك المسكين الذي أعطاه الإمام خاتمه، سأله قائلاً: «على أي حال أعطاكه» - أي الخاتم-؟ قال: أعطاني و هو راكع}}.</ref>. احتمال [[فخر رازی]] درباره معنای «رکوع» درست نیست؛ زیرا معنای [[حقیقی]] آن، حال انحناست.
دیدگاه [[آلوسی]] با [[نص قرآن]] و [[سنت]] ناسازگار است؛ زیرا واژه «[[رکوع]]» در همان حال انحنا ظهور دارد که نوع خاصی از آن، از ارکان [[نماز]] شناخته شده است. [[سیوطی]] می‌گوید: «[[رسول خدا]]{{صل}} از فرد [[مسکین]] سؤال فرمود: در چه حالی انگشترش را به تو داد؟ گفت: در رکوع آن را به من بخشید»<ref>الدر المنثور، ج۳ ذیل آیه: {{متن حدیث|أن النبي{{صل}} سأل السائل، سأل ذلك المسكين الذي أعطاه الإمام خاتمه، سأله قائلاً: «على أي حال أعطاكه» - أي الخاتم-؟ قال: أعطاني و هو راكع}}.</ref>. احتمال [[فخر رازی]] درباره معنای «رکوع» درست نیست؛ زیرا معنای [[حقیقی]] آن، حال انحناست.
فراهیدی می‌نویسد: «هر چیزی که با صورت به سوی [[زمین]] روی آورد، خواه زانوهایش به زمین برسد یا نرسد، در حالی که سر را به زیر انداخته است، راکع خوانده می‌شود»<ref>کتاب العین، الخلیل بن أحمد الفراهیدی، ج۱، ص۲۰۰. {{عربی|و كل شيء ينكب لوجهه فتمس ركبته الأرض أو لا تمسها بعد أن يطأطئ رأسه فهو راكع}}.</ref>. ابن درید می‌نویسد: «راکع کسی است که با صورت به سوی زمین روی آورد و رکوع در نماز، گونه‌ای از این حالت است»<ref>جمهرة اللغة، ابن درید، ج۲، ص۷۷۰. {{عربی|و الراكع: الذي يكبو على وجهه، و منه الركوع في الصلاة}}.</ref>. ابن فارس می‌نویسد: «[[رکوع]]، اصلی است که بر حالت انحنا و خمیدگی در [[انسان]] و غیر انسان دلالت می‌کند»<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۴۳۴: {{عربی|(ركع) الراء و الكاف و العين أصل واحد يدل على انحناء في الإنسان و غيره يقال ركع الرجل إذا انحنى و كل منحن راكع}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۱۷.</ref>
فراهیدی می‌نویسد: «هر چیزی که با صورت به سوی [[زمین]] روی آورد، خواه زانوهایش به زمین برسد یا نرسد، در حالی که سر را به زیر انداخته است، راکع خوانده می‌شود»<ref>کتاب العین، الخلیل بن أحمد الفراهیدی، ج۱، ص۲۰۰. {{عربی|و كل شيء ينكب لوجهه فتمس ركبته الأرض أو لا تمسها بعد أن يطأطئ رأسه فهو راكع}}.</ref>. ابن درید می‌نویسد: «راکع کسی است که با صورت به سوی زمین روی آورد و رکوع در نماز، گونه‌ای از این حالت است»<ref>جمهرة اللغة، ابن درید، ج۲، ص۷۷۰. {{عربی|و الراكع: الذي يكبو على وجهه، و منه الركوع في الصلاة}}.</ref>. ابن فارس می‌نویسد: «[[رکوع]]، اصلی است که بر حالت انحنا و خمیدگی در [[انسان]] و غیر انسان دلالت می‌کند»<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۴۳۴: {{عربی|(ركع) الراء و الكاف و العين أصل واحد يدل على انحناء في الإنسان و غيره يقال ركع الرجل إذا انحنى و كل منحن راكع}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۱۷.</ref>
=== شبهه پانزدهم: عدم [[نزاع]] در [[ولایت پیامبر]]{{صل}} ===
کلمه «انّما» بر [[حصر]] دلالت می‌کند؛ پس [[آیه]] می‌فرماید: «[[ولایت]] اینجاست و جای دیگر نیست». حصر هنگامی صورت می‌گیرد که درباره موضوع [[اختلاف]] و ادعای شراکت در کار باشد؛ اما کسی در [[زمان پیامبر]]{{صل}} درباره ولایت ایشان نزاعی نداشت تا آن ادعا با واژه حصر [[نفی]] شود<ref>روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۴، ص۲۴۷.</ref>.
'''پاسخ به شبهه:'''
پاسخ این است که [[آیه ولایت]] تنها به وضع [[زمان]] [[رسول]]{{صل}} ناظر نیست. بلکه به ماجرای [[امامت]]، حتی پس از [[پیامبر]]{{صل}} نیز می‌پردازد؛ یعنی ولایت پس از پیامبر{{صل}}، تنها از آن کسی است که در [[نماز]] [[صدقه]] می‌دهد. افزون بر این، کلمه «انّما» بیشتر به متن [[حقیقت]] ناظر است، نه [[واقعیت]] موجود. بنابراین اگر هیچ اختلاف و نزاعی نیز در کار نباشد، واژه حصر بی‌فایده نیست.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۱۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۵٬۲۹۲

ویرایش