بحث:سیره: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۱۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ۲۴ فوریه
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۷: خط ۲۷:


مقصود از واژه سیره در اینجا سبک، راه و روش و چگونگی [[رفتار]] معصومان{{عم}} در ابعاد مختلف زندگی است و این معنا از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی به دست می‌آید و در بیان [[امیرمؤمنان]]{{عم}} نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ الْقِيَامُ بِحَقِّهِ}}<ref>نهج‌البلاغه، [[خطبه ۱۶۹]] (حقی که بر ما دارید، این است که به [[کتاب خدا]] و شیوه و [[رفتار رسول خدا]]{{صل}} عمل کنیم و حقش را به جای آوریم).</ref>. در تعبیری دیگر آمده است: {{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۹۴ (شیوه رفتاری او [پیامبر{{صل}}] میانه‌روی و راه و رسمش رشد بود).</ref>. [[شهید مطهری]] نیز همین معنا را برای این واژه بیان کرده‌اند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۴۲.</ref>
مقصود از واژه سیره در اینجا سبک، راه و روش و چگونگی [[رفتار]] معصومان{{عم}} در ابعاد مختلف زندگی است و این معنا از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی به دست می‌آید و در بیان [[امیرمؤمنان]]{{عم}} نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ الْقِيَامُ بِحَقِّهِ}}<ref>نهج‌البلاغه، [[خطبه ۱۶۹]] (حقی که بر ما دارید، این است که به [[کتاب خدا]] و شیوه و [[رفتار رسول خدا]]{{صل}} عمل کنیم و حقش را به جای آوریم).</ref>. در تعبیری دیگر آمده است: {{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۹۴ (شیوه رفتاری او [پیامبر{{صل}}] میانه‌روی و راه و رسمش رشد بود).</ref>. [[شهید مطهری]] نیز همین معنا را برای این واژه بیان کرده‌اند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۴۲.</ref>
==[[سیره]]==
واژه «سیره» در [[زبان عربی]] از ماده «[[سیر]]» به معنای رفتن است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، واژه سیر.</ref> و چون بر وزن «فِعله» است، بر نوع رفتن و مشی دلالت دارد<ref>محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، واژه سیر. در ادبیات عرب، وزن‌های خاص، معانی ویژه‌ای ارائه می‌دهند. برای نمونه: «فَعَله» به فتح فاء یعنی کار کردن، و «فِعلَه» به کسر فاء یعنی نوع، کیفیت و چگونگی کار کردن.</ref>. [[اهل لغت]] معنای آن را طریقه و هیئت و حالت<ref>فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، واژه سیر.</ref> و یا [[سنت]]، [[مذهب]]، روش، [[راه و رسم]] [[سلوک]] و طریقه بیان کرده‌اند<ref>سعید الشرتونی، اقرب الموارد، واژه سیر.</ref>. [[راغب]] [[اصفهانی]] می‌نویسد: «سیر یعنی [[حرکت]] در روی [[زمین]] و گذشتن و عبور کردن، و سیره حالت و روشی است که [[انسان]] و غیر انسان، نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد؛ خواه غریزی و خواه اکتسابی باشد. چنان‌که می‌گویند: فلانی سیره و روشی [[نیکو]] یا سیره و روشی [[زشت]] دارد»<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، واژه سیر.</ref>.
با توجه به آنچه ذکر شد می‌توان گفت: سیره در اصطلاح، به معنای نوع رفتن و سبک حرکت و [[رفتار]]، در ابعاد مختلف [[زندگی شخصی]] و [[اجتماعی]] افراد است.
بسیاری از [[اندیشمندان]] معتقدند که اکثر قریب به اتفاق [[مردم]]، در رفتارشان سبک خاصی ندارند. به عبارت دیگر سیر دارند؛ اما سیره ندارند. تنها عده‌ای انگشت‌شمارند که رفتارشان مبتنی بر یک سلسله معیارهای ثابت عملی است؛ یعنی دارای سیره هستند. از جمله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همواره در [[زندگی]] سیره‌ای روشن داشت و در شرایط مختلف زمانی و مکانی و اوضاع مختلف اجتماعی، [[منطق عملی]] ثابتی داشت. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} درباره [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|... سِيرَتُهُ الْقَصْدُ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۹۳.</ref>؛ «راه و رسم او [[اعتدال]] است». نیز در جای دیگر می‌فرماید: {{متن حدیث|... وَ لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۸.</ref>؛ «حقی که شما به گردن ما دارید، عمل کردن به [[کتاب خدا]] و روش و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} است».
ازاین‌رو [[خدای متعال]] در [[قرآن کریم]]، او را [[اسوه]] و الگویی [[نیکو]] برای همه جهانیان تا [[روز قیامت]] معرفی کرده و فرموده است: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>.
درباره معنا و مفهوم [[سیره]]، برخی از بزرگان معتقدند آن‌گاه که سیره به عنوان یک رشته از مباحث [[تاریخی]]، موضوع بحث [[مورخان]] قرار گرفت، آنچه را که می‌بایست، دربر نگرفت. مورخانی که در احوال [[پیامبر اکرم]] کتاب نوشتند و عنوان [[تاریخ]] خود را «سیره النبی» گذاشتند<ref>عروة بن زبیر (م. ۹۲ق)، وهب بن منبه (م. ۱۱۰ق)، عاصم بن عمر بن قتاده (م. ۱۲۰ق)، شرحبیل بن سعید (م. ۱۲۳ق)، محمد بن مسلم بن شهاب زهری (م. ۱۲۴ق)، عبدالله بن ابی بکربن حزم (م. ۱۳۵ق)، موسی بن عقبه (م. ۱۴۱ق)، معمر بن راشد (م. ۱۵۰ق)، محمد بن اسحاق (م. ۱۵۲ق)، عبدالملک بن هشام (م. ۲۱۸ق)، ابن حزم (م. ۴۵۶ق)، ابن کثیر (م. ۷۷۴ق).</ref>، چه‌بسا می‌خواستند رفتارشناسی [[پیامبر]]{{صل}} را بیان کنند؛ اما تنها به بیان [[رفتارها]] و [[سیر]] تاریخی و شرح وقایع [[زندگی رسول خدا]]{{صل}} و جنگ‌های آن حضرت بسنده کردند و به سیره، که نوع [[رفتار]] است، نپرداختند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰؛ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی، دفتر اول، ص۳۶.</ref>.
درست است که دانستن سیر تاریخی [[زندگی]] [[معصومان]]{{عم}}، اعم از گزارشی و تحلیلی، بسیار آموزنده است؛ اما برای [[انسان]] چندان نقش [[تربیتی]] ندارد. آنچه انسان را در مطالعه [[تاریخ اسلام]] و سرگذشت معصومان{{عم}} [[تربیت]] می‌کند، دانستن سیره، به ویژه سیره تحلیلی آن بزرگواران است<ref>حسین میرزاخانی، گزیده‌ای از تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۰۷.</ref>. یعنی دریافتن اینکه سبک برخورد آنان با مسائل مختلف و نوع رفتار آنان چگونه بوده است. [[هدف]] ما در این نوشته بررسی سبک [[رفتار معصومان]]{{عم}} در امور نظامی است.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۲۹.</ref>.
==سیره==
واژه «سیره» در [[زبان عربی]] از ماده «[[سیر]]» به معنای رفتن است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس‌اللغة، واژه سیر.</ref> و چون بر وزن «فعله» است، بر نوع رفتن و مشی دلالت دارد<ref>محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، واژه سیر.</ref>. [[اهل لغت]] معنای آن را طریقه و هیئت و حالت<ref>فخرالدین الطریحی، مجمع‌البحرین، واژه سیر.</ref> و یا [[سنت]]، [[مذهب]]، روش، راه‌ورسم، [[سلوک]] و طریقه بیان کرده‌اند<ref>سعید الشرتونی، اقرب الموارد، واژه سیر.</ref>. [[راغب]] [[اصفهانی]] می‌نویسد: «سیر یعنی [[حرکت]] در روی [[زمین]] و گذشتن و عبور کردن، و سیره حالت و روشی است که [[انسان]] و غیرانسان، نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد؛ خواه غریزی و خواه اکتسابی باشد. چنان‌که می‌گویند: فلانی سیره و روشی [[نیکو]] یا سیره و روشی [[زشت]] دارد»<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، واژه سیر.</ref>.
با توجه به آنچه ذکر شد می‌توان گفت: سیره در اصطلاح، به معنای نوع رفتن و سبک حرکت و [[رفتار]]، در ابعاد مختلف [[زندگی شخصی]] و [[اجتماعی]] افراد است.
بسیاری از [[اندیشمندان]] معتقدند که [[اکثریت]] قریب به‌اتفاق [[مردم]]، در رفتارشان سبک خاصی ندارند؛ به عبارت دیگر سیر دارند؛ اما سیره ندارند. تنها عده‌ای انگشت‌شمارند که رفتارشان مبتنی بر یک سلسله معیارهای ثابت عملی است؛ یعنی دارای سیره هستند. از جمله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همواره در [[زندگی]] سیره‌ای روشن داشت و در شرایط مختلف زمانی و مکانی و اوضاع مختلف اجتماعی، [[منطق عملی]] ثابتی داشت. ازاین‌رو [[خدای متعال]] در [[قرآن کریم]]، او را [[اسوه]] و الگویی نیکو برای همه جهانیان تا [[روز قیامت]] معرفی کرده و فرموده است: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>.
درباره معنا و مفهوم سیره، برخی از بزرگان معتقدند آن‌گاه که سیره به‌عنوان یک رشته از مباحث [[تاریخی]]، موضوع بحث [[مورخان]] قرار گرفت، آنچه را که می‌بایست، در بر نگرفت. مورخانی که در احوال پیامبر اکرم{{صل}} کتاب نوشتند و عنوان [[تاریخ]] خود را «سیرةالنبی» گذاشتند<ref>عروة بن زبیر (م. ۹۲ق)، وهب بن منبه (م. ۱۱۰ق)، عاصم بن عمر بن قتاده (م. ۱۲۰ق)، شرحبیل بن سعید (م. ۱۲۳ق)، محمد بن مسلم بن شهاب زهری (م. ۱۲۴ق)، عبدالله بن ابی‌بکر بن حزم (م. ۱۳۵ق)، موسی بن عقبه (م. ۱۴۱ق)، معمر بن راشد (م. ۱۵۰ق)، محمد بن اسحاق (م. ۱۵۲ق)، عبدالملک بن هشام (م. ۲۱۸ق)، ابن حزم (م. ۴۵۶ق) و ابن کثیر (م. ۷۷۴ق).</ref>، چه‌بسا می‌خواستند رفتارشناسی [[پیامبر]]{{صل}} را بیان کنند؛ اما تنها به بیان [[رفتارها]] و [[سیر]] [[تاریخی]] و شرح وقایع [[زندگی رسول خدا]]{{صل}} و جنگ‌های آن حضرت بسنده کردند و به [[سیره]] که نوع [[رفتار]] است، نپرداختند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰؛ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی، دفتر اول، ص۳۶.</ref>.
درست است که دانستن سیر تاریخی [[زندگی]] [[معصومان]]{{عم}}، اعم از گزارشی و تحلیلی، بسیار آموزنده است؛ اما برای [[انسان]] چندان نقش [[تربیتی]] ندارد. آنچه انسان را در مطالعه [[تاریخ اسلام]] و سرگذشت معصومان{{عم}} [[تربیت]] می‌کند، دانستن سیره، به‌ویژه سیره تحلیلی آن بزرگواران است<ref>حسین میرزاخانی، گزیده‌ای از تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۰۷.</ref>. یعنی دریافتن اینکه سبک برخورد آنان با مسائل مختلف و نوع رفتار آنان چگونه بوده است. در باب اهمیت سیره همین بس که [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} و دیگر معصومان{{عم}} یکی از منابع [[شناخت اسلام]] به‌شمار می‌رود. [[هدف]] ما در این نوشته بررسی سبک [[رفتار معصومان]]{{عم}} در امور نظامی است.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۲۹.</ref>


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۳۱٬۶۶۳

ویرایش