←شبهه نهم: عدم سازگاری بالفعل نبودن ولایت امیرالمؤمنین در زمان پیامبر با ظهور آیه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۱۲: | خط ۳۱۲: | ||
'''پاسخ به شبهه:''' | '''پاسخ به شبهه:''' | ||
کسانی که [[مقام امامت]] را یک مقام [[انتصابی]] نمیدانند و معتقدند که [[امام]] باید بسان پیامبر از جانب [[خداوند]] تعیین گردد، به این سؤال پاسخ روشنی دارند و آن اینکه: | |||
تعیین یک فرد برای [[زعامت]] با بودن زعیم دیگر، نه به آن معنی است که در همان [[زمان]] [[انتصاب]] میتواند زمام امور را به دست بگیرد و در [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مسلمانان]] [[مداخله]] کند، بلکه [[جعل]] چنین مقام برای یک فرد، بسان مقام [[نائب]] رئیسی است که از طرف [[رئیس]] مؤسسهای به فردی داده میشود و [[هدف]] این است که در غیاب او کارهای مؤسسه معوق نماند، و یا بسان مقام [[ولایتعهدی]] است که فردی از طرف رئیس [[کشور]]، دارای مقام [[نیابت]] [[ولایت]] میگردد. چیزی که هست این افراد در موقعی میتوانند [[انجام وظیفه]] کنند که زعیم و رئیس اصلی در رأس کار نباشد. | تعیین یک فرد برای [[زعامت]] با بودن زعیم دیگر، نه به آن معنی است که در همان [[زمان]] [[انتصاب]] میتواند زمام امور را به دست بگیرد و در [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مسلمانان]] [[مداخله]] کند، بلکه [[جعل]] چنین مقام برای یک فرد، بسان مقام [[نائب]] رئیسی است که از طرف [[رئیس]] مؤسسهای به فردی داده میشود و [[هدف]] این است که در غیاب او کارهای مؤسسه معوق نماند، و یا بسان مقام [[ولایتعهدی]] است که فردی از طرف رئیس [[کشور]]، دارای مقام [[نیابت]] [[ولایت]] میگردد. چیزی که هست این افراد در موقعی میتوانند [[انجام وظیفه]] کنند که زعیم و رئیس اصلی در رأس کار نباشد. | ||
بنابراین، [[امیرمؤمنان]] در [[زمان پیامبر]] رسماً دارای [[مقام ولایت]] بود، ولی از آنجا که این مقام به وی به خاطر این داده شد که زمام امور را پس از پیامبر به دست بگیرد، قطعاً [[زمامداری]] وی به وقتی موکول خواهد بود که پیامبر در میان [[مردم]] نباشد. | بنابراین، [[امیرمؤمنان]] در [[زمان پیامبر]] رسماً دارای [[مقام ولایت]] بود، ولی از آنجا که این مقام به وی به خاطر این داده شد که زمام امور را پس از پیامبر به دست بگیرد، قطعاً [[زمامداری]] وی به وقتی موکول خواهد بود که پیامبر در میان [[مردم]] نباشد. | ||
خلاصه: [[عقل]] و [[خرد]]، [[داوری]] میکنند که وجود دو رئیس تام [[علی الاطلاق]]، در عرض هم امکان پذیر نیست، مگر اینکه یکی در طول دیگری باشد. از این جهت، [[حکم عقلی]] را میتوان قرینه گرفت که مقصود این است که [[امام]] پس از [[درگذشت پیامبر]]، زمام امور را به دست بگیرد. | خلاصه: [[عقل]] و [[خرد]]، [[داوری]] میکنند که وجود دو رئیس تام [[علی الاطلاق]]، در عرض هم امکان پذیر نیست، مگر اینکه یکی در طول دیگری باشد. از این جهت، [[حکم عقلی]] را میتوان قرینه گرفت که مقصود این است که [[امام]] پس از [[درگذشت پیامبر]]، زمام امور را به دست بگیرد<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]] ص ۱۷۰-۱۹۰</ref>. | ||
به تعبیر دیگر، [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} اگر چه بعد از [[شهادت رسول خدا]] {{صل}} امام و [[خلیفه]] بود، اما در حال [[حیات]] آن حضرت نیز برای او [[ولایت]] در امور [[مسلمانان]] بوده و با وجود پیامبر {{صل}} نیز احتیاج به او داشتند. چنان که [[حدیث منزلت]]<ref>حدیث منزلت بیانگر این است که همان طوری که حضرت هارون در زمان حضرت موسی {{ع}} خلیفه بوده، به حکم این حدیث حضرت امیرالمؤمنین علی {{ع}} نیز در زمان رسول خدا {{صل}} خلیفه بوده است و ولایت لازمه خلافت است.</ref> و [[حدیث غدیر]]<ref>نیز اقرار عمر و ابوبکر در داستان غدیر، که گفتند: {{عربی|بخ بخ لک یابن أبی طالب أصحبت و أمسیت مولای و مولی کلّ مؤمن و مؤمنه}} دلالت بر مدّعا دارد، بدیهی است که این شاد باش بر خلافت فعلیه است نه خلافتی که بعداً حاصل خواهد شد. و نیز اعتراف صریح عمر بن خطاب به ولایت آن حضرت است: {{عربی|.... فقال عمر: إنّه مولای}} چنانکه بسیاری از علمای عامه نقل کردهاند. مثل: {{عربی|الصواعق المحرقه، ص۲۶؛ الریاض النضرة، ج۲، ص۱۷۰؛ ذخائر العقبی، ص۶۸؛ مناقب خوارزمی، ص۹۷، و غیره.</ref> و [[حدیث]] [[یوم]] الدّار<ref>رسول خدا {{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|إنّ هذا یعنی علیّا أخی و وصییّ و خلیفتی فیکم...}} در این حدیث نیز صریحا خلافت فعلیه حضرت امیرالمؤمنین علی {{ع}} را پیامبر {{صل}} امضا فرموده و وجوب اطاعت و پیروی از آن حضرت را که لازمه ولایت و خلافت حالیه است، خاطرنشان فرمودند.</ref> و حدیث {{متن حدیث|هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ}}<ref>احادیث بسیاری که از خاصّه و عامّه نقل شده که رسول خدا {{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ}} که ولایت فعلیه حضرت امیرالمؤمنین {{ع}} را امضاء فرموده است.</ref> و... بر این مطلب دلالت دارند و [[اطاعت]] او [[واجب]] و تصرّفاتش نافذ و ممضی است و مقام [[پیشوائی]] بالفعل را در مرتبه ثانیه دارا بوده، و لکن غالباً ساکت هستند. | |||
در [[زمان]] [[حیات رسول خدا]] {{صل}} امر و [[فرمان]] در [[اختیار]] آن حضرت بود و پس از [[شهادت پیامبر]] {{صل}} در دست امیرالمؤمنین علی {{ع}} است، چنان که این امر برای همه [[امامان]] {{عم}} نیز چنین است. پس [[حضرت مجتبی]] {{ع}} در زمان پدر بزرگوارش نیز [[ولیّ]] بوده و نهایت در مرتبه ثانیه و در رتبه بعد از [[ولایت امیرالمؤمنین]] {{ع}}، و همچنین است حال سایر امامان {{عم}} و هیچ گونه محذوری در [[ولایت]] دو ولیّ در یک زمان نیست، چنان که این مطلب از [[احادیث]] بسیاری که خاصّه و عامّه نقل کردهاند به [[صراحت]] استفاده میشود.<ref>[[سید قاسم علیاحمدی|علیاحمدی، سید قاسم]]، [[حقانیت در اوج مظلومیت ج۱ (کتاب)|حقانیت در اوج مظلومیت ج۱]]، ص ۲۵۸.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه ولایت ۲ (مقاله)|آیه ولایت ]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱.</ref>. | در [[زمان]] [[حیات رسول خدا]] {{صل}} امر و [[فرمان]] در [[اختیار]] آن حضرت بود و پس از [[شهادت پیامبر]] {{صل}} در دست امیرالمؤمنین علی {{ع}} است، چنان که این امر برای همه [[امامان]] {{عم}} نیز چنین است. پس [[حضرت مجتبی]] {{ع}} در زمان پدر بزرگوارش نیز [[ولیّ]] بوده و نهایت در مرتبه ثانیه و در رتبه بعد از [[ولایت امیرالمؤمنین]] {{ع}}، و همچنین است حال سایر امامان {{عم}} و هیچ گونه محذوری در [[ولایت]] دو ولیّ در یک زمان نیست، چنان که این مطلب از [[احادیث]] بسیاری که خاصّه و عامّه نقل کردهاند به [[صراحت]] استفاده میشود.<ref>[[سید قاسم علیاحمدی|علیاحمدی، سید قاسم]]، [[حقانیت در اوج مظلومیت ج۱ (کتاب)|حقانیت در اوج مظلومیت ج۱]]، ص ۲۵۸.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه ولایت ۲ (مقاله)|آیه ولایت ]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱.</ref>. | ||