وهابیت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
وهابیت یک فرقۀ انحرافی است که پیروان [[افکار]] محمد بن عبدالوهاب به آن معتقدند و با [[عقاید]] افراطی که عمدتا برگرفته از سخنان "ابن تیمیه" است، در مقابل [[اکثریت]] [[مسلمانان]] قرار دارند<ref> | وهابیت یک فرقۀ انحرافی است که پیروان [[افکار]] محمد بن عبدالوهاب به آن معتقدند و با [[عقاید]] افراطی که عمدتا برگرفته از سخنان "ابن تیمیه" است، در مقابل [[اکثریت]] [[مسلمانان]] قرار دارند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۶۰۰.</ref>. [[وهابیان]] در [[فقه]]، پیرو [[مذهب]] حنبلیاند و در عقاید و برخی فروع بر روش ابن تیمیه هستند. آنان، خود را "[[سلفیه]]"<ref>دوران سلف دورانی بود که صحابه یا تابعین در قید حیات بودند که این دوران حدود ۳۰۰ سال برآورد شده است. پس از آن دوران خلف شروع شد که دیگر کسی از صحابه و تابعین در قید حیات نبودند. وهابیون معتقدند در دوران خلف انحرافاتی میان مسلمانان به وجود آمد. البته ریشه قدیمیتر این تفکر تند و افراطی را میتوان به خوارج برگرداند که علی{{ع}} نیز شهید مبارزه با همین تفکر است.</ref> میخوانند و مدعیاند بر [[سیره]] سَلَف [[صالح]] ـ یعنی [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} ـ مشی میکنند<ref>ر.ک: کشف الارتیاب، ۷- ۱۲؛ فرق و مذاهب کلامی، ۱۸۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۶۶.</ref> | ||
== تاریخچۀ وهابیت == | == تاریخچۀ وهابیت == | ||
مجموعه تاریخچه این انشعاب [[فکری]] در عالم [[اسلام]] از گسترش تا پیدایش آن، در چند مرحلۀ [[تاریخی]] پیش رو قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۳۴.</ref>. | مجموعه تاریخچه این انشعاب [[فکری]] در عالم [[اسلام]] از گسترش تا پیدایش آن، در چند مرحلۀ [[تاریخی]] پیش رو قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۳۴.</ref>. | ||
# پیش از محمد بن عبدالوهاب: وهابیت به معنای [[مخالفت]] با [[عقاید]] عامۀ [[مسلمانان]] که گاه به فعالیتهای تکفیری هم منجر میشد، در تاریخ اسلام ریشهای طولانی دارد؛ چنانکه [[خوارج]] را باید اولین گروه در این دسته برشمرد که به بهانۀ ارتکاب گناه کبیره، اتهام کفر و به همین دلیل [[حکم]] [[قتل]] مسلمانان را صادر میکردند. در مرحلۀ بعد در دوران [[خلفای عباسی]] این [[تفکر]]، خود را نشان میدهد. در این دوره شخصی به نام ابومحمد بربهاری در قرن چهارم هجری مسلمانان را از [[زیارت قبور]] منع کرده بود؛ ولی عقیدۀ او از طرف [[خلیفۀ عباسی]] به شدت سرکوب گردید. همچنین [[عبدالله بن محمد]] عکبری [[حنبلی]] در همین [[قرن]] [[فتوا]] به [[حرمت]] [[سفر]] برای [[زیارت]] [[پیغمبر]]{{صل}} و حرمت درخواست شفاعت از او را صادر کرد. | # پیش از محمد بن عبدالوهاب: وهابیت به معنای [[مخالفت]] با [[عقاید]] عامۀ [[مسلمانان]] که گاه به فعالیتهای تکفیری هم منجر میشد، در تاریخ اسلام ریشهای طولانی دارد؛ چنانکه [[خوارج]] را باید اولین گروه در این دسته برشمرد که به بهانۀ ارتکاب گناه کبیره، اتهام کفر و به همین دلیل [[حکم]] [[قتل]] مسلمانان را صادر میکردند. در مرحلۀ بعد در دوران [[خلفای عباسی]] این [[تفکر]]، خود را نشان میدهد. در این دوره شخصی به نام ابومحمد بربهاری در قرن چهارم هجری مسلمانان را از [[زیارت قبور]] منع کرده بود؛ ولی عقیدۀ او از طرف [[خلیفۀ عباسی]] به شدت سرکوب گردید. همچنین [[عبدالله بن محمد]] عکبری [[حنبلی]] در همین [[قرن]] [[فتوا]] به [[حرمت]] [[سفر]] برای [[زیارت]] [[پیغمبر]]{{صل}} و حرمت درخواست شفاعت از او را صادر کرد. | ||
# وهابیت در دوران [[ابن تیمیه]]: در دوران معاصر و به صورت رسمی، اولین پدیدآورندۀ این اصول [[انحرافی]] در قرن هشتم، احمد بن عبدالحلیم معروف به [[ابنتیمیه]] است که در سال ۶۶۱ ق در [[شهر]] حران، یکی از شهرهای [[شام]] یا [[عراق]] متولد شد. او از علمای حنبلی و از مؤسسان اولیۀ این [[فرقه]] به حساب میآید که به صورت آشکار عقاید [[سلفی]] و ظاهرگرایی را مطرح نمود؛ حتی او گفته بود در ۶۰ مسئلۀ [[دینی]] برخلاف [[اجماع]] و فتوای [[علمای اسلام]] رأی داده است<ref>ر.ک: جماعة من العلماء التوفیق الربانی فی الرد علی ابنتیمیة الحرانی، ص۳۲.</ref>. فقهای بزرگ [[زمان]] ابن تیمیه، اقوال وی را مردود و محکوم دانستند و بسیاری از [[علمای دینی]] در [[بلاد اسلامی]] با او [[مخالفت]] کردند<ref>ر.ک: فرهنگ | # وهابیت در دوران [[ابن تیمیه]]: در دوران معاصر و به صورت رسمی، اولین پدیدآورندۀ این اصول [[انحرافی]] در قرن هشتم، احمد بن عبدالحلیم معروف به [[ابنتیمیه]] است که در سال ۶۶۱ ق در [[شهر]] حران، یکی از شهرهای [[شام]] یا [[عراق]] متولد شد. او از علمای حنبلی و از مؤسسان اولیۀ این [[فرقه]] به حساب میآید که به صورت آشکار عقاید [[سلفی]] و ظاهرگرایی را مطرح نمود؛ حتی او گفته بود در ۶۰ مسئلۀ [[دینی]] برخلاف [[اجماع]] و فتوای [[علمای اسلام]] رأی داده است<ref>ر.ک: جماعة من العلماء التوفیق الربانی فی الرد علی ابنتیمیة الحرانی، ص۳۲.</ref>. فقهای بزرگ [[زمان]] ابن تیمیه، اقوال وی را مردود و محکوم دانستند و بسیاری از [[علمای دینی]] در [[بلاد اسلامی]] با او [[مخالفت]] کردند<ref>ر.ک: [فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۶۳- ۳۵؛ وهابیت از دیدگاه مذاهب اهل سنت، ۵۷- ۴۳.</ref>؛ بدین روی، [[عقاید]] [[ابن تیمیه]] تا ق ۱۲ هجری رونق نیافت<ref>ر.ک: وهابیان، ۷۸ و ۷۹.</ref>. در نهایت، علمای اهل سنت او را محاکمه و به [[زندان]] انداختند و به خاطر عدم ابراز [[ندامت]] از نظریاتش در [[حبس]] بود تا اینکه در سال ۷۲۸ ق در زندان درگذشت. پس از او شاگردش محمد بن ابابکر معروف به ابنقیم جوزی متوفای ۷۵۰ ق مسیر استادش را ادامه داد و آثار او را جمعآوری و منتشر کرد و خود نیز آثاری دراینباره نوشت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۳۵.</ref>. | ||
# وهابیت در دوران محمد ابن عبد الوهاب: در قرن دوازدهم بود که محمد بن عبدالوهاب نجدی به احیای نظریههای ابن تیمیه پرداخت<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۶۶.</ref>. محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان [[تمیمی]] متولد سال ۱۱۱۵ ق و متوفای ۱۲۰۶ ق است که تا به امروز [[ناملایمات]] مختلفی را در عالم [[اسلام]] به جا گذاشته است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۳۴.</ref>. عبدالوهاب در آغاز هواخواهی نیافت؛ به همین جهت، در سال ۱۱۶۰ ق. به [[شهر]] دِرعیه از شهرهای مشهور نجد رفت. [[امیر]] آن [[دیار]]، [[محمد بن مسعود]] ـ جد آلسعود ـ بود که عقاید عبدالوهاب را برای تقویت [[حکومت]] خویش مناسب دید. در آن [[زمان]] با توجه به درگیریهای داخلی در [[عربستان]]، ابنسعود نسبت به حکومت مرکزی ریاض دست به [[شورش]] زد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۳۶.</ref>. محمد بن مسعود با محمد بن عبدالوهاب قرار گذاشت تا نیروی [[حکومتی]] خویش را برای [[تبلیغ]] و ترویج [[مذهب]] او به کار اندازد؛ به شرط آنکه محمد بن عبدالوهاب نیز از گذر جایگاه [[دینی]] خویش، حکومت را [[تأیید]] و تقویت کند<ref>ر.ک: وهابیان، ۷۸ و ۷۹.</ref>. از آن پس، این دو تن به شهرهای بسیاری [[لشکر]] کشیدند و هر کس را با [[عقاید]] خویش ناسازگار یافتند، [[کافر]] خواندند و کشتند. بدینسان، [[روز]] به روز [[قدرت]] آلسعود روی به فزونی گذاشت و در سایۀ آن، [[آیین]] وهابی نیز گسترش یافت. چون امپراتوری عثمانی به دست کشورهای [[استعمارگر]] تجزیه شد، [[عربستان]] به آلسعود واگذار گشت؛ زیرا آنان بسیار [[قدرت]] یافته بودند و باورهایشان با [[اهداف]] [[استعمارگران]] ناسازگار نبود. از آن پس تاکنون وهابیت [[مذهب]] رسمی کشور عربستان است و [[وهابیان]] میکوشند تا مذهب خویش را در دیگر [[کشورهای اسلامی]] ترویج دهند<ref>ر.ک: آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ۱۴۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۶۶.</ref> | # وهابیت در دوران محمد ابن عبد الوهاب: در قرن دوازدهم بود که محمد بن عبدالوهاب نجدی به احیای نظریههای ابن تیمیه پرداخت<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۶۶.</ref>. محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان [[تمیمی]] متولد سال ۱۱۱۵ ق و متوفای ۱۲۰۶ ق است که تا به امروز [[ناملایمات]] مختلفی را در عالم [[اسلام]] به جا گذاشته است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۳۴.</ref>. عبدالوهاب در آغاز هواخواهی نیافت؛ به همین جهت، در سال ۱۱۶۰ ق. به [[شهر]] دِرعیه از شهرهای مشهور نجد رفت. [[امیر]] آن [[دیار]]، [[محمد بن مسعود]] ـ جد آلسعود ـ بود که عقاید عبدالوهاب را برای تقویت [[حکومت]] خویش مناسب دید. در آن [[زمان]] با توجه به درگیریهای داخلی در [[عربستان]]، ابنسعود نسبت به حکومت مرکزی ریاض دست به [[شورش]] زد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۳۶.</ref>. محمد بن مسعود با محمد بن عبدالوهاب قرار گذاشت تا نیروی [[حکومتی]] خویش را برای [[تبلیغ]] و ترویج [[مذهب]] او به کار اندازد؛ به شرط آنکه محمد بن عبدالوهاب نیز از گذر جایگاه [[دینی]] خویش، حکومت را [[تأیید]] و تقویت کند<ref>ر.ک: وهابیان، ۷۸ و ۷۹.</ref>. از آن پس، این دو تن به شهرهای بسیاری [[لشکر]] کشیدند و هر کس را با [[عقاید]] خویش ناسازگار یافتند، [[کافر]] خواندند و کشتند. بدینسان، [[روز]] به روز [[قدرت]] آلسعود روی به فزونی گذاشت و در سایۀ آن، [[آیین]] وهابی نیز گسترش یافت. چون امپراتوری عثمانی به دست کشورهای [[استعمارگر]] تجزیه شد، [[عربستان]] به آلسعود واگذار گشت؛ زیرا آنان بسیار [[قدرت]] یافته بودند و باورهایشان با [[اهداف]] [[استعمارگران]] ناسازگار نبود. از آن پس تاکنون وهابیت [[مذهب]] رسمی کشور عربستان است و [[وهابیان]] میکوشند تا مذهب خویش را در دیگر [[کشورهای اسلامی]] ترویج دهند<ref>ر.ک: آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ۱۴۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۶۶.</ref> | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
برخی از عقاید و اعمال که در نظر وهابیان [[شرک]] به شمار میآیند، عبارتاند از: توسل به [[اولیای الهی]]، طلب شفاعت از آنان، تعمیر و بنا و [[زیارت قبور]] [[مقدس]] و نیز [[تبرک]] و استشفاء از [[اولیای الهی]]. [[وهابیان]] [[سوگند]] به غیر [[خدا]] و [[عقیده]] به نیروی غیبی بندگان خاص خدا را نیز برنمیتابند<ref>ر.ک: وهابیها، فصل پنجم:</ref>. | برخی از عقاید و اعمال که در نظر وهابیان [[شرک]] به شمار میآیند، عبارتاند از: توسل به [[اولیای الهی]]، طلب شفاعت از آنان، تعمیر و بنا و [[زیارت قبور]] [[مقدس]] و نیز [[تبرک]] و استشفاء از [[اولیای الهی]]. [[وهابیان]] [[سوگند]] به غیر [[خدا]] و [[عقیده]] به نیروی غیبی بندگان خاص خدا را نیز برنمیتابند<ref>ر.ک: وهابیها، فصل پنجم:</ref>. | ||
[[علمای اسلام]]، به اشکالهای وهابیان پاسخهای مفصلی دادهاند<ref>برای نمونه: آئین وهابیت.</ref>. سوگند به غیر خدا و [[شرک]] و استشفاء از اولیای الهی نیز با شرایطی ویژه در [[قرآن]] و [[سنت]] روا شمرده شدهاند<ref>{{متن قرآن|اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ}}«این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید تا [[بینا]] شود، و همه خاندانتان را نزد من آورید» [[سوره یوسف]]، [[آیه]] ۹۳؛ {{متن قرآن|لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ}}«(امّا) به [[جان]] تو سوگند که آنان در سرمستی خویش سرگشته بودند» [[سوره حجر]]، آیه ۷۲؛ {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}«(یاد کن) آنگاه را که [[همسر]] [[عمران]] گفت: پروردگارا! من [[نذر]] کردهام آنچه در شکم دارم [[آزاد]] (از هر شرطی) تو را باشد پس (نذر مرا) از من بپذیر که تویی که شنوای [[دانایی]]» [[سوره آل عمران]]، آیه ۳۵؛ ر.ک: وسائل الشیعة، ۱۶/ ۱۹۰؛ بحوث فی الملل و النحل، ج ۴.</ref>. دربارۀ نیروی غیبی [[انبیا]] و [[اولیا]] نیز آیاتی روشن در قرآن به چشم میآید<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبهدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰؛ {{متن قرآن|وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}«و به رسالت بر بنى اسرائيلش مىفرستد كه: من با معجزهاى از پروردگارتان نزد شما آمدهام. برايتان از گل چيزى چون پرنده مى سازم و در آن مىدمم، به اذن خدا پرندهاى شود، و كور مادرزاد را و برصگرفته را شفا مىدهم: و به فرمان خدا مرده را زنده مىكنم. و به شما مىگويم كه چه خوردهايد و در | [[علمای اسلام]]، به اشکالهای وهابیان پاسخهای مفصلی دادهاند<ref>برای نمونه: آئین وهابیت.</ref>. سوگند به غیر خدا و [[شرک]] و استشفاء از اولیای الهی نیز با شرایطی ویژه در [[قرآن]] و [[سنت]] روا شمرده شدهاند<ref>{{متن قرآن|اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ}}«این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید تا [[بینا]] شود، و همه خاندانتان را نزد من آورید» [[سوره یوسف]]، [[آیه]] ۹۳؛ {{متن قرآن|لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ}}«(امّا) به [[جان]] تو سوگند که آنان در سرمستی خویش سرگشته بودند» [[سوره حجر]]، آیه ۷۲؛ {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}«(یاد کن) آنگاه را که [[همسر]] [[عمران]] گفت: پروردگارا! من [[نذر]] کردهام آنچه در شکم دارم [[آزاد]] (از هر شرطی) تو را باشد پس (نذر مرا) از من بپذیر که تویی که شنوای [[دانایی]]» [[سوره آل عمران]]، آیه ۳۵؛ ر.ک: وسائل الشیعة، ۱۶/ ۱۹۰؛ بحوث فی الملل و النحل، ج ۴.</ref>. دربارۀ نیروی غیبی [[انبیا]] و [[اولیا]] نیز آیاتی روشن در قرآن به چشم میآید<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبهدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰؛ {{متن قرآن|وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}«و به رسالت بر بنى اسرائيلش مىفرستد كه: من با معجزهاى از پروردگارتان نزد شما آمدهام. برايتان از گل چيزى چون پرنده مى سازم و در آن مىدمم، به اذن خدا پرندهاى شود، و كور مادرزاد را و برصگرفته را شفا مىدهم: و به فرمان خدا مرده را زنده مىكنم. و به شما مىگويم كه چه خوردهايد و در خانههاى خود چه ذخيره كردهايد. اگر از مؤمنان باشيد، اينها براى شما نشانههاى حقانيت من است» سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref>. [[وهابیان]]، باورهای ویژۀ دیگری نیز دارند؛ از جمله، نخستین [[پیامبر]] را نوح{{ع}} میشمارند<ref>ر.ک: فرهنگ فرق اسلامی، ۴۵۹.</ref>. آنان معتقدند [[خدا]] را در [[آخرت]] میتوان دید<ref>ر.ک: منهاج السنة النبویة، ۲- ۱/ ۲۱۵ و ۲۱۶.</ref>. همچنین، بر آناند که [[پیامبران]] تنها در مقام تبلیغ معصوماند و در غیر این [[مقام]] ممکن است [[گناه]] کنند و خلاف [[آیین]] خویش گام بردارند<ref>ر.ک: منهاج السنة النبویة، ۲- ۱/ ۲۲۸- ۲۲۶؛ ادیان الهی و فرق اسلامی، ۱۹۴.</ref>. | ||
== مخالفت با وهابیت == | == مخالفت با وهابیت == | ||
علمای شیعه و [[سنی]] در رد وهابیت، کتابهای فراوانی نوشتهاند<ref>ر.ک: فرقه وهابی و پاسخ شبهات آنها، ۲۱- ۱۵.</ref>، اولین کسی از علمای اهل سنت که بر رد وهابیت کتاب نوشت، [[برادر]] [[محمد بن عبدالوهاب]] یعنی شیخ سلیمان بود که کتاب [[الصواعق المحرقه]] را نگاشت. از میان علمای شیعه نیز مرحوم [[کاشف الغطاء]] کتاب منهج الرشاد را اولینبار دراینباره تألیف نمود<ref>ر.ک: سبحانی، بحوث فی الملل والنحل، ج۴، ص۲۶۱ - ۳۵۵.</ref>. <ref>ر.ک: محمدی، | علمای شیعه و [[سنی]] در رد وهابیت، کتابهای فراوانی نوشتهاند<ref>ر.ک: فرقه وهابی و پاسخ شبهات آنها، ۲۱- ۱۵.</ref>، اولین کسی از علمای اهل سنت که بر رد وهابیت کتاب نوشت، [[برادر]] [[محمد بن عبدالوهاب]] یعنی شیخ سلیمان بود که کتاب [[الصواعق المحرقه]] را نگاشت. از میان علمای شیعه نیز مرحوم [[کاشف الغطاء]] کتاب منهج الرشاد را اولینبار دراینباره تألیف نمود<ref>ر.ک: سبحانی، بحوث فی الملل والنحل، ج۴، ص۲۶۱ - ۳۵۵.</ref>. <ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۳۳۷.</ref> در سالهای بعد، در نقد [[افکار]] آنان، حتی از سوی [[اهل سنت]] کتابهایی نوشته شد و بیپایه بودن معتقداتشان تبیین گشت<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۶۰۰.</ref>. | ||
== [[تکفیر]] و [[قتل]] و [[غارت]] مخالفان == | == [[تکفیر]] و [[قتل]] و [[غارت]] مخالفان == | ||