پرش به محتوا

آیه مسئولون: تفاوت میان نسخه‌ها

۹۵۵ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۱۳:۲۵
خنثی‌سازی نسخهٔ 1359672 از فرقانی (بحث)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
(خنثی‌سازی نسخهٔ 1359672 از فرقانی (بحث))
برچسب‌ها: خنثی‌سازی پیوندهای ابهام‌زدایی
(۱۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[دی]]|روز=[[7]]|سال=[[1404]]|کاربر=فرقانی}}
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[11]]|سال=[[1404]]|کاربر=فرقانی}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
خط ۲۳: خط ۲۳:


آیه {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> از جمله [[آیات]] [[اثبات امامت]] و [[ولایت امام]] میرالمؤمنین{{ع}} است که در آن بر بازجویی از [[مردم]] در [[روز قیامت]] و [[پاسخگویی]] آنها در قبال سؤالی مهم تأکید شده است. [[روایات]] متعددی در [[منابع شیعه]] و [[اهل سنت]] از [[صحابه]] و [[تابعین]] نقل شده که [[شان نزول]] آیه را [[امام علی]]{{ع}} دانسته و محتوای سؤال را نیز [[ولایت]] آن حضرت بیان کرده‌اند. بر اساس این روایات، می‌توان به این نکته مهم دست یافت که قطعا [[پذیرش ولایت]] و [[اطاعت]] از آن حضرت در [[دنیا]] بر همگان امری لازم بوده و به عنوان تکلیفی [[واجب]] به شمار می‌آید؛ چراکه [[انسان]] در [[قیامت]] در قبال امور و [[تکالیف واجب]] و مهم مورد پرسش و بازخواست قرار می‌گیرد و باید نسبت به آنها پاسخگو باشد. در این صورت ولایت و [[امامت]] آن حضرت ثابت می‌گردد.
آیه {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> از جمله [[آیات]] [[اثبات امامت]] و [[ولایت امام]] میرالمؤمنین{{ع}} است که در آن بر بازجویی از [[مردم]] در [[روز قیامت]] و [[پاسخگویی]] آنها در قبال سؤالی مهم تأکید شده است. [[روایات]] متعددی در [[منابع شیعه]] و [[اهل سنت]] از [[صحابه]] و [[تابعین]] نقل شده که [[شان نزول]] آیه را [[امام علی]]{{ع}} دانسته و محتوای سؤال را نیز [[ولایت]] آن حضرت بیان کرده‌اند. بر اساس این روایات، می‌توان به این نکته مهم دست یافت که قطعا [[پذیرش ولایت]] و [[اطاعت]] از آن حضرت در [[دنیا]] بر همگان امری لازم بوده و به عنوان تکلیفی [[واجب]] به شمار می‌آید؛ چراکه [[انسان]] در [[قیامت]] در قبال امور و [[تکالیف واجب]] و مهم مورد پرسش و بازخواست قرار می‌گیرد و باید نسبت به آنها پاسخگو باشد. در این صورت ولایت و [[امامت]] آن حضرت ثابت می‌گردد.
== مقدمه ==


==[[شأن نزول آیه]] ==
==[[شأن نزول آیه]] ==
خط ۱۹۵: خط ۱۹۳:


== مناقشات عامه در احادیث [[آیه مسئولون]] ==
== مناقشات عامه در احادیث [[آیه مسئولون]] ==
برخی از مخالفان، مناقشاتی پیرامون این [[حدیث]] و [[استدلال]] [[شیعه]] به [[آیه]] {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}} کرده‌اند که به طرح و بررسی آنها می‌پردازیم.
برخی از مخالفان، مناقشاتی پیرامون این [[حدیث]] و [[استدلال]] [[شیعه]] به [[آیه]] {{متن قرآن|ووَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} کرده‌اند که به طرح و بررسی آنها می‌پردازیم.


=== مناقشات [[آلوسی]] ===
=== مناقشات [[آلوسی]] ===
[[آلوسی]] در [[تفسیر]] [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} می‌نویسد: «برخی از [[امامیه]] از ابن [[جبیر]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده‌اند که [[مردم]] از [[ولایت علی]]{{ع}} سؤال می‌شوند. این روایت را از [[ابوسعید خدری]] نیز نقل کرده‌اند. [[شایسته‌ترین]] قول آن است که سؤال در [[قیامت]] از [[عقاید]] ولایت علی و [[برادران]] وی، یعنی [[خلفای راشدین]] است». <ref>تفسیر الآلوسی، ج۲۳، ص۸۰</ref>


==== نقد و بررسی مناقشات آلوسی ====
==== نقد و بررسی مناقشات [[آلوسی]] ====
۱- از عبارت آلوسی چنین بر می‌آید که حدیث [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} تنها از سوی [[امامیه]] [[روایت]] شده است. باید دانست منحصر ساختم نقل این حدیث به امامیه به [[یقین]] ادعیی [[دروغین]] است؛ زیرا از سویی هر چند که امامیه این حدیث را روایت کرده‌اند اما بسیاری از [[عالمان]] [[سنی]] نیز از روات این حدیث هستند و از سویی دیگر حدیث یاد شده در بسیاری از منابع معتبر سنیان نیز آمده است.
#از عبارت آلوسی چنین بر می‌آید که [[حدیث]] [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} تنها از سوی [[امامیه]] [[روایت]] شده است. باید دانست منحصر ساختم نقل این حدیث به امامیه به [[یقین]] ادعیی [[دروغین]] است؛ زیرا از سویی هر چند که امامیه این حدیث را روایت کرده‌اند اما بسیاری از [[عالمان]] [[سنی]] نیز از روات این حدیث هستند و از سویی دیگر حدیث یاد شده در بسیاری از منابع معتبر سنیان نیز آمده است.
۲- ادعای آلوسی بر تقدم و [[اولویت]] پرسش از [[عقاید]] و [[اعمال]] بر سایر [[پرسش‌ها]] ادعایی بی‌دلیل است و بلکه بر اساس [[سنت]] صحیح [[نبوی]] و [[روایات معتبر]] نزد شیعه و [[تسنن]] دلیل بر خلاف این گفته وجود دارد. به بیان دیگر بر اساس [[احادیث]] صریح سنت صحیح نبوی، ([[مسئول]] عنه) در آیه تنها ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است. با این وجود معلوم نیست چرا [[اهل سنت]] با [[سنت نبوی]] [[مخالفت]] می‌کنند و در عین حال خود را اهل سنت میپندارند؟!
#ادعای آلوسی بر تقدم و [[اولویت]] پرسش از [[عقاید]] و [[اعمال]] بر سایر [[پرسش‌ها]] ادعایی بی‌دلیل است و بلکه بر اساس [[سنت]] صحیح [[نبوی]] و [[روایات معتبر]] نزد [[شیعه]] و [[تسنن]] دلیل بر خلاف این گفته وجود دارد. به بیان دیگر بر اساس [[احادیث]] صریح سنت صحیح نبوی، ([[مسئول]] عنه) در [[آیه]] تنها ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است. با این وجود معلوم نیست چرا [[اهل سنت]] با [[سنت نبوی]] [[مخالفت]] می‌کنند و در عین حال خود را اهل سنت میپندارند؟!
۳- داخل کردن پرسش از [[ولایت]] دیگران در کنار پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} نیز ادعایی [[باطل]] و بی‌اساس است و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد و بلکه در مقابل آن با رجوع به [[کتاب و سنت]]، دلیل بر اختصاص پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد.
#داخل کردن پرسش از [[ولایت]] دیگران در کنار پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} نیز ادعایی [[باطل]] و بی‌اساس است و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد و بلکه در مقابل آن با [[رجوع]] به [[کتاب و سنت]]، دلیل بر اختصاص پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۵ و ۵۸</ref>


=== مناقشات صاحب تحفه [[اثنی عشریه]] ===
=== مناقشات صاحب تحفه [[اثنی عشریه]] ===
خط ۲۰۹: خط ۲۰۸:


==== نقد و بررسی مناقشات صاحب مختصر تحفه [[اثنی عشریه]] ====
==== نقد و بررسی مناقشات صاحب مختصر تحفه [[اثنی عشریه]] ====
نخستین اشکال به وی این است که [[مرحوم علامه حلی]]، وجه [[استدلال]] به این [[آیه]] و حدیث ذیل آن را بیان کرده و محمود شکری هیچ اشاره‌ای به آن نکرده و پاسخی هم برای آن ارائه نداده است و همچون دیگران از پاسخ به استدلال [[مرحوم علامه]] طفره رفته است!
#نخستین اشکال به وی این است که [[مرحوم علامه حلی]]، وجه [[استدلال]] به این [[آیه]] و حدیث ذیل آن را بیان کرده و محمود شکری هیچ اشاره‌ای به آن نکرده و پاسخی هم برای آن ارائه نداده است و همچون دیگران از پاسخ به استدلال [[مرحوم علامه]] طفره رفته است!
 
#دوم: هیچ یک از [[عالمان شیعه]]، فقط با استناد به این آیه بر امامت امیرالمؤمنین{{ع}} استدلال نکرده و چنین ادعایی هم نداشته‌اند، چنانکه مخالفان نیز هرگز ادعا نکرده‌اند که آیه‌ای به [[تنهایی]] و بدون [[روایات]] وارد در [[تفسیر]] آنها به [[امامت]] غیر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد. بنابراین روشن است که [[سنت]] صحیح، [[مفسر قرآن]] است و استدلال به [[آیات]] همواره باید به کمک تفسیر برگرفته از سنت صحیح باشد.
دوم: هیچ یک از [[عالمان شیعه]]، فقط با استناد به این آیه بر امامت امیرالمؤمنین{{ع}} استدلال نکرده و چنین ادعایی هم نداشته‌اند، چنانکه مخالفان نیز هرگز ادعا نکرده‌اند که آیه‌ای به [[تنهایی]] و بدون [[روایات]] وارد در [[تفسیر]] آنها به [[امامت]] غیر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد. بنابراین روشن است که [[سنت]] صحیح، [[مفسر قرآن]] است و استدلال به [[آیات]] همواره باید به کمک تفسیر برگرفته از سنت صحیح باشد.
#سوم: [[نقل حدیث]] پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر به آنچه در [[فردوس]] الاخبار آمده و از [[ابوسعید خدری]] نقل شده نیست. بنابراین تا اینجا سخن آلوسی [[خدعه]] و [[تلبیس]] است.
سوم: [[نقل حدیث]] پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر به آنچه در [[فردوس]] الاخبار آمده و از [[ابوسعید خدری]] نقل شده نیست. بنابراین تا اینجا سخن آلوسی [[خدعه]] و [[تلبیس]] است.
#چهارم: استدلال به نظم [[قرآنی]] و [[سیاق آیات]] هرگز تاب [[مقاومت]] دربرابر [[استدلال]] و [[سنت]] صحیح [[نبوی]] را ندارد، به ویژه این [[احادیث نبوی]] به اسانید صحیح و معتبر از طریق [[شیعه]] و [[سنی]] وارد شده است. به عبارت دیگر همه قبول دارند که وقتی برای تعیین معنای صحیح [[آیه]]، دلیلی از [[سنت]] اقامه شود، باید از مقتضای [[سیاق]] دست برداشت؛ اما دست برداشتن از [[روایت]] صحیح به بهانه مقتضای سیاق، به [[اجماع]] [[اهل علم]] جایز نیست.
چهارم: استدلال به نظم [[قرآنی]] و [[سیاق آیات]] هرگز تاب [[مقاومت]] دربرابر [[استدلال]] و [[سنت]] صحیح [[نبوی]] را ندارد، به ویژه این [[احادیث نبوی]] به اسانید صحیح و معتبر از طریق [[شیعه]] و [[سنی]] وارد شده است. به عبارت دیگر همه قبول دارند که وقتی برای تعیین معنای صحیح [[آیه]]، دلیلی از [[سنت]] اقامه شود، باید از مقتضای [[سیاق]] دست برداشت؛ اما دست برداشتن از [[روایت]] صحیح به بهانه مقتضای سیاق، به [[اجماع]] [[اهل علم]] جایز نیست.
#پنجم: ادعای وی مبنی بر اینکه معنای [[ولایت]] در [[حدیث]] به معنای [[محبت]] است ناصحیح و بی‌معنا است و هرگز نمی‌توان آن را پاسخی بر [[استدلال]] [[علامه]] قلمداد کرد.
پنجم: ادعای وی مبنی بر اینکه معنای [[ولایت]] در [[حدیث]] به معنای [[محبت]] است ناصحیح و بی‌معنا است و هرگز نمی‌توان آن را پاسخی بر [[استدلال]] [[علامه]] قلمداد کرد.
#ششم: ادعای افاده آیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در برخی از اوقات [[مصادره به مطلوب]] است و با این پیش فرض مطرح شده که [[امامت]] تکیه زنندگان بر [[مسند]] [[خلافت]] پیش از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مسلم و ثابت شده است، در حالی که این خود محل [[نزاع]] و البته ادعایی بی اساس و واهی است و ظهور [[روایات]] نیز برخلاف این ادعا است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۷-۶۱</ref>
ششم: ادعای افاده آیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در برخی از اوقات [[مصادره به مطلوب]] است و با این پیش فرض مطرح شده که [[امامت]] تکیه زنندگان بر [[مسند]] [[خلافت]] پیش از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مسلم و ثابت شده است، در حالی که این خود محل [[نزاع]] و البته ادعایی بی اساس و واهی است و ظهور [[روایات]] نیز برخلاف این ادعا است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۷-۶۱</ref>


=== مناقشات ابن [[روزبهان]] ===
=== مناقشات ابن [[روزبهان]] ===
ابن روزبهان در [[جواب]] استدلال به [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}} بر [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و درباره حدیث [[پرسش]] از ولایت آن حضرت در [[قیامت]] می‌نویسد: «این حدیث در زمره [[روایات اهل سنت]] نیست و اگر صحیح باشد دلالت می‌کند بر اینکه امیرالمؤمنین{{ع}} از اولیای [[خدای تعالی]] است و ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و این حدیث [[نص در امامت]] نیست.<ref>دلائل الصدق، ج۵، ص۶؛ شرح [[احقاق الحق]]، ج۳، ص۱۰۷)
ابن روزبهان در [[جواب]] استدلال به [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} بر [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و درباره حدیث [[پرسش]] از ولایت آن حضرت در [[قیامت]] می‌نویسد: «این حدیث در زمره [[روایات اهل سنت]] نیست و اگر صحیح باشد دلالت می‌کند بر اینکه امیرالمؤمنین{{ع}} از اولیای [[خدای تعالی]] است و ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و این حدیث [[نص در امامت]] نیست.<ref>دلائل الصدق، ج۵، ص۶؛ شرح [[احقاق الحق]]، ج۳، ص۱۰۷</ref>


==== نقد و بررسی مناقشات ابن روزبهان ====
==== نقد و بررسی مناقشات ابن روزبهان ====
حدیث پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} توسط بسیاری از [[عالمان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل سنت]] روایت شده است؛ در نتیجه به [[یقین]] این حدیث در زمره روایات سنیان به [[حساب]] می‌آید. با این حال ابن روزبهان هیچ پاسخی به استدلال [[مرحوم علامه]] ارائه نکرده است. [[مرحوم علامه حلی]] چنین استدلال کرده که اگر در قیامت از ولایت کسی سؤال شود، [[واجب]] است که این ولایت در [[دنیا]] برای او ثابت شده باشد، در حالی که غیر از امیرالمومین{{ع}} چنین [[ولایتی]] برای احدی ثابت نشده است و بر اساس این [[ولایت]] این [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که [[امام]] است نه شخص دیگری از [[صحابه]].
حدیث پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} توسط بسیاری از [[عالمان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل سنت]] روایت شده است؛ در نتیجه به [[یقین]] این حدیث در زمره روایات سنیان به [[حساب]] می‌آید. با این حال ابن روزبهان هیچ پاسخی به استدلال [[مرحوم علامه]] ارائه نکرده است. [[مرحوم علامه حلی]] چنین استدلال کرده که اگر در قیامت از ولایت کسی سؤال شود، [[واجب]] است که این ولایت در [[دنیا]] برای او ثابت شده باشد، در حالی که غیر از امیرالمومین{{ع}} چنین [[ولایتی]] برای احدی ثابت نشده است و بر اساس این [[ولایت]] این [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که [[امام]] است نه شخص دیگری از [[صحابه]].
ابن [[روزبهان]] به جای پاسخ به این [[استدلال]] ادعا می‌کند که ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و همچون [[ابن تیمیه]] از پاسخ طفره می‌رود اما باید دانست که این معنا برای ولی با محتوای [[آیه]] و [[حدیث]] [[مفسر]] آن سازگاری ندارد. به عبارت دیگر معنا ندارد که [[خداوند]] در [[قیامت]][[امر]] به نگاه داشتن [[مردم]] کند تا از آنان سؤال شود که آیا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[محب]] و طیع خداوند بوده است یا نه؟
ابن [[روزبهان]] به جای پاسخ به این [[استدلال]] ادعا می‌کند که ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و همچون [[ابن تیمیه]] از پاسخ طفره می‌رود اما باید دانست که این معنا برای ولی با محتوای [[آیه]] و [[حدیث]] [[مفسر]] آن سازگاری ندارد. به عبارت دیگر معنا ندارد که [[خداوند]] در [[قیامت]][[امر]] به نگاه داشتن [[مردم]] کند تا از آنان سؤال شود که آیا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[محب]] و طیع خداوند بوده است یا نه؟
همچنین این معنا با حدیث مشروط بودن جواز [[عبور از صراط]] به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ([[الاربعین]] المنتقی من [[مناقب علی]] [[المرتضی]]{{ع}}، باب۳۳ ح۴۰؛ [[فرائد السمطین]]، ج۱، ص۲۸۹ و ۲۹۰) نیز ناسازگار است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۵-۵۷)
همچنین این معنا با حدیث مشروط بودن جواز [[عبور از صراط]] به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} <ref>[[الاربعین]] المنتقی من [[مناقب علی]] [[المرتضی]]{{ع}}، باب۳۳ ح۴۰؛ [[فرائد السمطین]]، ج۱، ص۲۸۹ و ۲۹۰</ref> نیز ناسازگار است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۵-۵۷</ref>


=== مناقشات ابن تیمیه ===
=== مناقشات ابن تیمیه ===
ابن تیمیه در [[جواب]] [[استدلال]] [[علامه حلی]] به [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}} در [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌نویسد: «[[رافضی]] (علامه حلی) می‌گوید: ([[برهان]] چهاردهم [بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}} است... از طریق [[ابونعیم]] از [[شعبی]] از [[ابن عباس]] نقل شده است که در [[تفسیر]] این آیه گفت: [منظور [[پرسش]]] از [[ولایت]] علی{{ع}} است. همچنین در کتاب [[فردوس]]، این [[روایت]] از [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر]] نقل شده است و اگر از ولایت [کسی] سؤال شود، لازمه‌اش آن است که ولایت برای او ثابت شده باشد در حالی که ولایت برای احدی از [[صحابه]] غیر از امیرالمؤمنین{{ع}}[[ثابت]] نشده است از این رو او [[امام]] است».
ابن تیمیه در [[جواب]] [[استدلال]] [[علامه حلی]] به [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} در [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌نویسد: «[[رافضی]] (علامه حلی) می‌گوید: ([[برهان]] چهاردهم [بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ}} است... از طریق [[ابونعیم]] از [[شعبی]] از [[ابن عباس]] نقل شده است که در [[تفسیر]] این آیه گفت: [منظور [[پرسش]]] از [[ولایت]] علی{{ع}} است. همچنین در کتاب [[فردوس]]، این [[روایت]] از [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر]] نقل شده است و اگر از ولایت [کسی] سؤال شود، لازمه‌اش آن است که ولایت برای او ثابت شده باشد در حالی که ولایت برای احدی از [[صحابه]] غیر از امیرالمؤمنین{{ع}}[[ثابت]] نشده است از این رو او [[امام]] است».
به وجوه مختلف می‌توان به این سخن پاسخ داد:
به وجوه مختلف می‌توان به این سخن پاسخ داد:
# [[صحت]] این نقل از کجاست و حال آنکه به [[اتفاق]][[اهل علم]] با انتساب [[حدیثی]] به کتاب فردوس و ب کتاب ابونعیم [[حجت]] اقامه نمی‌شود.
# [[صحت]] این نقل از کجاست و حال آنکه به [[اتفاق]][[اهل علم]] با انتساب [[حدیثی]] به کتاب فردوس و ب کتاب ابونعیم [[حجت]] اقامه نمی‌شود.
#[[دروغ]] و جعلی بودن این حدیث مورد اتفاق است.
#[[دروغ]] و جعلی بودن این حدیث مورد اتفاق است.
# [[خدای متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|بل عجبت و یسخرون...}}، پس آیه [[خطاب]] به [[مشرکان]] و [[منکران معاد]] است... و کسی [[قرآن]] را به این [که منظور از سؤآل در آیه، سؤال از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است] تفسیر نمی‌کند.او می‌‌گوید که پیامبر{{صل}} به مثل این تفسیر کرده در صورتی که [[زندیق]] ملحد، [[بازی]] کننده با [[دین]] و ضربه زننده به [[اسلام]] و یا کسی که به سبب زیادی [[جهل]] نمی‌داند چه می‌‌گویید، چنین [[تفسیری]] نمی‌کند! و چه تفاوتی میان [[حب علی]]، [[طلحه]]، [[زبیر]]، سعد، [[ابوبکر]]، عمر، و عثمان وجود دارد؟ اگر کسی بگویید که [[مردم]] در [[روز قیامت]] در مورد [[دوستی]] ابوبکر مورد [[پرسش]] قرار می‌‌گیرند این ادعا بعید‌تر از قول کسی نیست که می‌‌گویید از حب علی{{ع}} سؤال می‌‌شود و در ایه سؤال، نشانه ای که موجب ترجیح یکی از قول بر دیگری باشد، وجود ندارد. بلکه دلالت [[آیه]] در باره هردو یکسان است و [[ادله]] ای که [[واجب]] بودن دوستی به ابوبکر را ثابت می‌‌کند، قوی‌تر است.
# [[خدای متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ}}، پس آیه [[خطاب]] به [[مشرکان]] و [[منکران معاد]] است... و کسی [[قرآن]] را به این [که منظور از سؤآل در آیه، سؤال از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است] تفسیر نمی‌کند.او می‌‌گوید که پیامبر{{صل}} به مثل این تفسیر کرده در صورتی که [[زندیق]] ملحد، [[بازی]] کننده با [[دین]] و ضربه زننده به [[اسلام]] و یا کسی که به سبب زیادی [[جهل]] نمی‌داند چه می‌‌گویید، چنین [[تفسیری]] نمی‌کند! و چه تفاوتی میان [[حب علی]]، [[طلحه]]، [[زبیر]]، سعد، [[ابوبکر]]، عمر، و عثمان وجود دارد؟ اگر کسی بگویید که [[مردم]] در [[روز قیامت]] در مورد [[دوستی]] ابوبکر مورد [[پرسش]] قرار می‌‌گیرند این ادعا بعید‌تر از قول کسی نیست که می‌‌گویید از حب علی{{ع}} سؤال می‌‌شود و در ایه سؤال، نشانه ای که موجب ترجیح یکی از قول بر دیگری باشد، وجود ندارد. بلکه دلالت [[آیه]] در باره هردو یکسان است و [[ادله]] ای که [[واجب]] بودن دوستی به ابوبکر را ثابت می‌‌کند، قوی‌تر است.
#واژه «مسؤلون» در آیه به‌صورت مطلق است و ضمیرای به آن متصل نیست تا مورد سؤال را به شیء معینی اختصاص دهد ودر [[سیاق]] نیز چیزی که مقتضی ذکر حب علی باشد وجود ندارد؛ پس این ادعای مدعی که می‌‌گوید [[روایت]] بر پرسش از مردم پیرامون حب علی دلالت می‌‌کند از بزرگترین [[دروغ]]‌ها و [[بهتان]]‌ها است.
#واژه «مسؤلون» در آیه به‌صورت مطلق است و ضمیرای به آن متصل نیست تا مورد سؤال را به شیء معینی اختصاص دهد ودر [[سیاق]] نیز چیزی که مقتضی ذکر حب علی باشد وجود ندارد؛ پس این ادعای مدعی که می‌‌گوید [[روایت]] بر پرسش از مردم پیرامون حب علی دلالت می‌‌کند از بزرگترین [[دروغ]]‌ها و [[بهتان]]‌ها است.
#اگر ادعا کننده ای مدعی شود که مردم از [[حب]] [[ابوبکر]] و عمر مورد سؤال قرار می‌‌گیرند [[باطل]] است [[ابطال]] این سخن به وجهی ممکن نیست مگر این که ابطال سؤال حب علی به آن وجه قوی‌تر و آشکارتر است. ([[ابن تیمیه]]، [[منهاج السنة]]، ج ۷، ص۱۰۳ و ۱۰۴</ref>
#اگر ادعا کننده ای مدعی شود که مردم از [[حب]] [[ابوبکر]] و عمر مورد سؤال قرار می‌‌گیرند [[باطل]] است [[ابطال]] این سخن به وجهی ممکن نیست مگر این که ابطال سؤال حب علی به آن وجه قوی‌تر و آشکارتر است. <ref>[[ابن تیمیه]]، [[منهاج السنة]]، ج ۷، ص۱۰۳ و ۱۰۴</ref>


== نقد و بررسی مناقشات [[ابن تیمیه]] ==
==== نقد و بررسی مناقشات [[ابن تیمیه]] ====
#وی مدعی است که با انتساب [[حدیث]] به کتاب [[فردوس]] و کتاب [[ابونعیم]]، [[حجت]] اقامه نمی‌شود. این ادعا سخن صحیحی نیست؛ زیرا صاحب کتاب فردوس و [[ابونعیم اصفهانی]] از [[عالمان]] [[محدثان]] مورد [[اعتماد]] [[اهل سنت]] هستند و با انتساب حدیث به آنان حجت اقامه می‌شود. افزون بر آنکه [[راویان حدیث]] [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر در این دو فرد نیست و اسامی ناقلان و [[راویان]] این حدیث در بخش مربوطه در همین مدخل ذکر شده است. علاوه بر این [[صحت]] اسانید این حدیث نیز بر اساس مبانی رجالی اهل سنت [[اثبات]] شده است.
#وی مدعی است که با انتساب [[حدیث]] به کتاب [[فردوس]] و کتاب [[ابونعیم]]، [[حجت]] اقامه نمی‌شود. این ادعا سخن صحیحی نیست؛ زیرا صاحب کتاب فردوس و [[ابونعیم اصفهانی]] از [[عالمان]] [[محدثان]] مورد [[اعتماد]] [[اهل سنت]] هستند و با انتساب حدیث به آنان حجت اقامه می‌شود. افزون بر آنکه [[راویان حدیث]] [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر در این دو فرد نیست و اسامی ناقلان و [[راویان]] این حدیث در بخش مربوطه در همین مدخل ذکر شده است. علاوه بر این [[صحت]] اسانید این حدیث نیز بر اساس مبانی رجالی اهل سنت [[اثبات]] شده است.
#ادعای اتفاق سنیان بر [[دروغ]] و جعلی بودن حدیث نیز بی‌اساس و [[کذب]] است و اسانید این حدیث صحیحند و عالمان مشهور و بزرگی آن را نقل کرده‌اند که بدون تردید ابن تیمیه و سایر [[متعصبان]] نمی‌توانند همه این عالمان را [[کذاب]] و جاعل بدانند.  
#ادعای اتفاق سنیان بر [[دروغ]] و جعلی بودن حدیث نیز بی‌اساس و [[کذب]] است و اسانید این حدیث صحیحند و عالمان مشهور و بزرگی آن را نقل کرده‌اند که بدون تردید ابن تیمیه و سایر [[متعصبان]] نمی‌توانند همه این عالمان را [[کذاب]] و جاعل بدانند.  
۱۳٬۸۴۵

ویرایش