←ادب در افعال امام رضا {{ع}}
(←مقدمه) |
|||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
بخش مهمی از تعلیمات ایشان در این باب، تعلیمات فعلی است و نه قولی. ایشان خود تجسم ادب بود و هر آنچه را در مقام گفتار بیان میفرمود، در مقام کردار عمل میکرد. نقل است که امام هیچگاه سخن گویندهای را قطع نکرد و [[اجازه]] میداد او سخن خود را به پایان برد. نیز تا جایی که میتوانست [[حاجت]] کسی را رد نفرمود. هرگز پای خود را پیش کسی دراز نکرد و نزد همنشین خود هرگز تکیه نفرمود. به کسی حتی [[غلامان]] و کنیزانش نیز سخن بد نگفت. آب دهان بر [[زمین]] نینداخت و به جز به [[تبسم]] نخندید و هیچگاه صدای [[خنده]] خویش را بلند نکرد. هرگاه سفره میانداختند، تمام کنیزان و خادمان را بر سفره خود مینشاند<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۸۴؛ وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۲۰۹؛ بحار الأنوار، ج۴۹، ص۹۰- ۹۱.</ref>. در گفتار ایشان نیز ظرایف بسیاری در باب [[رعایت ادب]] معاشرت یافت میشود. برای مثال، ایشان توصیه فرموده است: هرگاه مردی حاضر است کنیه او را به کار برید و چون غایب است نام او را ذکر کنید<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۱۱؛ معانی الأخبار، ص۲۶۸؛ وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۱۰۲.</ref>. چنین توصیهای از اینروست که در [[عرف]] [[عربها]] این کار (به کار بردن کنیه) به ادب نزدیکتر است و ذکر کنیه افراد گونهای [[احترام]] خاص است. امام همچنین توصیه میکند که در قبال ادب و [[محبت]] دیگران به خود، مطابق آنچه از [[انسان]] متوقع است، مؤدب باشید و مانند برخی از حیوانات بیادبی را پیشه نکنید<ref>تحف العقول، ص۴۴۳؛ بحار الأنوار، ج۷۵، ص۳۳۶.</ref>. | بخش مهمی از تعلیمات ایشان در این باب، تعلیمات فعلی است و نه قولی. ایشان خود تجسم ادب بود و هر آنچه را در مقام گفتار بیان میفرمود، در مقام کردار عمل میکرد. نقل است که امام هیچگاه سخن گویندهای را قطع نکرد و [[اجازه]] میداد او سخن خود را به پایان برد. نیز تا جایی که میتوانست [[حاجت]] کسی را رد نفرمود. هرگز پای خود را پیش کسی دراز نکرد و نزد همنشین خود هرگز تکیه نفرمود. به کسی حتی [[غلامان]] و کنیزانش نیز سخن بد نگفت. آب دهان بر [[زمین]] نینداخت و به جز به [[تبسم]] نخندید و هیچگاه صدای [[خنده]] خویش را بلند نکرد. هرگاه سفره میانداختند، تمام کنیزان و خادمان را بر سفره خود مینشاند<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۸۴؛ وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۲۰۹؛ بحار الأنوار، ج۴۹، ص۹۰- ۹۱.</ref>. در گفتار ایشان نیز ظرایف بسیاری در باب [[رعایت ادب]] معاشرت یافت میشود. برای مثال، ایشان توصیه فرموده است: هرگاه مردی حاضر است کنیه او را به کار برید و چون غایب است نام او را ذکر کنید<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۱۱؛ معانی الأخبار، ص۲۶۸؛ وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۱۰۲.</ref>. چنین توصیهای از اینروست که در [[عرف]] [[عربها]] این کار (به کار بردن کنیه) به ادب نزدیکتر است و ذکر کنیه افراد گونهای [[احترام]] خاص است. امام همچنین توصیه میکند که در قبال ادب و [[محبت]] دیگران به خود، مطابق آنچه از [[انسان]] متوقع است، مؤدب باشید و مانند برخی از حیوانات بیادبی را پیشه نکنید<ref>تحف العقول، ص۴۴۳؛ بحار الأنوار، ج۷۵، ص۳۳۶.</ref>. | ||
بیان این [[آداب]] در اقوال و [[افعال]] [[امام]] به وفور یافت میشود. اما ایشان در مواجهه با [[خلق]] به سطحی از [[رعایت ادب]] توجه میدهد که به [[راستی]] مهم است. امام میفرماید: [[مؤمن]] به کسی نظر نمیکند، مگر آنکه بگوید او از من بهتر و پرهیزگارتر است. خلق [[خدا]] برای [[انسان]] مؤمن دو گونهاند: گروهی از او بهتر و پرهیزگارترند و جماعتی از او بدتر و پستترند. پس اگر مؤمن کسی را ببیند که از او پستتر و بدتر است میگوید شاید باطنش بهتر از ظاهرش باشد و خوبی او که این خوش [[باطنی]] است، برای او بهتر است. اما خوبی من آشکار است و همین آشکار بودن خوبی برای من بدتر است. اگر هم کسی را ببیند که از او بهتر و پرهیزگارتر باشد، در برابر او [[فروتنی]] میکند تا به مقام او برسد، و چون چنین کرد، عظمتش افزون و خیرش [[پاکیزه]] میشود و نامش [[نیکو]] میگردد و بر [[مردم]] روزگارش سروری و بزرگی میکند. در | بیان این [[آداب]] در اقوال و [[افعال]] [[امام]] به وفور یافت میشود. اما ایشان در مواجهه با [[خلق]] به سطحی از [[رعایت ادب]] توجه میدهد که به [[راستی]] مهم است. امام میفرماید: [[مؤمن]] به کسی نظر نمیکند، مگر آنکه بگوید او از من بهتر و پرهیزگارتر است. خلق [[خدا]] برای [[انسان]] مؤمن دو گونهاند: گروهی از او بهتر و پرهیزگارترند و جماعتی از او بدتر و پستترند. پس اگر مؤمن کسی را ببیند که از او پستتر و بدتر است میگوید شاید باطنش بهتر از ظاهرش باشد و خوبی او که این خوش [[باطنی]] است، برای او بهتر است. اما خوبی من آشکار است و همین آشکار بودن خوبی برای من بدتر است. اگر هم کسی را ببیند که از او بهتر و پرهیزگارتر باشد، در برابر او [[فروتنی]] میکند تا به مقام او برسد، و چون چنین کرد، عظمتش افزون و خیرش [[پاکیزه]] میشود و نامش [[نیکو]] میگردد و بر [[مردم]] روزگارش سروری و بزرگی میکند. در سخنان امام حسین{{ع}} نیز چنین بیانی ملاحظه میشود. از ایشان پرسیدند: ادب چیست؟ ایشان در پاسخ فرمود: ادب آن است که وقتی از [[منزل]] خود بیرون رفتی، هرکس را مشاهده کردی، او را از خود بهتر ببینی<ref>أعلام الهدایة، ج۵، ص۲۲۷.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} در [[روایت]] مزبور، نحوه مواجهه مؤمن مؤدب را با خلق خدا تشریح میکند. آنچه ایشان مدّنظر دارد این است که مؤمن نه تنها در ظاهر، بلکه در [[باطن]] خویش نیز باید [[ادب]] داشته باشد و در مواجهه با خلق خدا طریق خود بزرگبینی را پیشه نکند و به آنان نگاه [[عاقل]] اندر [[سفیه]] ننماید. اساساً این روایت ادب را در سطحی مقدم بر [[رفتار]] و [[عمل]] انسان نشان میدهد و به این مطلب توجه میدهد که آن کس که خویش را [[برتر]] از دیگران میداند، نمیتواند [[اهل]] ادب باشد. کسی اهل ادب میشود که از یک سو مراتب کمال را بینهایت بداند و کمال جو باشد و از سوی دیگر به هیچوجه شیفته خویش نباشد و دائم خود را پایینتر از آن چیزی که بایسته و شایسته است، ببیند. اندک پندار کمال و خودشیفتگی میتواند راه ادب را بر [[آدمی]] ببندد<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[ادب - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص۲۶-۳۱.</ref>. | ||
=== ادب عبودیت در کلام امام رضا {{ع}} === | === ادب عبودیت در کلام امام رضا {{ع}} === | ||