پرش به محتوا

بنی عمرو بن عوف بن خزرج: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۹: خط ۲۹:


در پایان این بخش، [[تذکر]] این مطلب نیز ضروری است که علاوه بر مردان بنی عمرو بن عوف، بسیاری از [[زنان]] این [[طایفه]] نیز از [[پیشگامان]] [[اسلام در مدینه]] به شمار می‌آمدند. از جمله زنان [[پیشتاز]] این قوم، که پس از [[هجرت نبی اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]]، در کنار مردان خود، پس از [[قبول اسلام]]، با آن حضرت [[بیعت]] کردند می‌توان از: [[قرة العین بنت عبادة بن نضله]] -مادر [[عبادة بن صامت]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۴۲.</ref>، أمامه و [[خوله]] بنت [[صامت بن قیس]] -[[خواهران]] عباده و [[اوس بن صامت]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، حبیبه بنت [[ملیل بن وبره]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۸۳۴.</ref>، بشره (بشیره) بنت ملیل بن وبره<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[عمره بنت هزال بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[لیلی بنت رئاب بن حنیف]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۵۷.</ref>، [[فریعه بنت ابی حارثة بن اوس بن دخشم]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[خوله بنت ثعلبة بن أصرم]] -[[همسر]] اوس بن صامت-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[ام انس بنت واقد بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۵۸.</ref>، [[بزیعه دختر ابوخارجة بن اوس بن سکن]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳.</ref>، [[فریعه بنت مالک بن دخشم]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۳۵.</ref> و [[جمیله بنت حزیمة بن حزمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲. ابن حبیب از او با نام «جمیله بنت خزیمه» (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴) و ابن ماکولا از او در کتاب خود با نام و نسب «خمیله بنت خزیمة بن خزمه» نام برده‌اند. (ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۱۳۱)</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
در پایان این بخش، [[تذکر]] این مطلب نیز ضروری است که علاوه بر مردان بنی عمرو بن عوف، بسیاری از [[زنان]] این [[طایفه]] نیز از [[پیشگامان]] [[اسلام در مدینه]] به شمار می‌آمدند. از جمله زنان [[پیشتاز]] این قوم، که پس از [[هجرت نبی اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]]، در کنار مردان خود، پس از [[قبول اسلام]]، با آن حضرت [[بیعت]] کردند می‌توان از: [[قرة العین بنت عبادة بن نضله]] -مادر [[عبادة بن صامت]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۴۲.</ref>، أمامه و [[خوله]] بنت [[صامت بن قیس]] -[[خواهران]] عباده و [[اوس بن صامت]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، حبیبه بنت [[ملیل بن وبره]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۸۳۴.</ref>، بشره (بشیره) بنت ملیل بن وبره<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[عمره بنت هزال بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[لیلی بنت رئاب بن حنیف]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۵۷.</ref>، [[فریعه بنت ابی حارثة بن اوس بن دخشم]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[خوله بنت ثعلبة بن أصرم]] -[[همسر]] اوس بن صامت-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[ام انس بنت واقد بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۵۸.</ref>، [[بزیعه دختر ابوخارجة بن اوس بن سکن]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳.</ref>، [[فریعه بنت مالک بن دخشم]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۳۵.</ref> و [[جمیله بنت حزیمة بن حزمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲. ابن حبیب از او با نام «جمیله بنت خزیمه» (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴) و ابن ماکولا از او در کتاب خود با نام و نسب «خمیله بنت خزیمة بن خزمه» نام برده‌اند. (ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۱۳۱)</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==بنی عمرو بن عوف و دولت نبوی{{صل}}==
در پی [[هجرت]] [[نبی خاتم]]{{صل}} به [[مدینه]]، آن حضرت، با استقبال پر [[شور]] [[مردم]] [[انصار]] -از جمله [[طایفه]] بنی عمرو بن عوف- به مدینه وارد شد. نقل است که [[رسول خدا]]{{صل}} از [[روز]] [[دوشنبه]] [[دوازدهم ربیع الاول]] که به محله [[قباء]] وارد شد تا [[روز جمعه]] (چهار روز) در قباء در میان مردم بنی عمرو بن عوف<ref>منظور از بنی عمرو بن عوف در اینجا، طایفه‌ای از طوایف قبیله اوس بوده، نسب کامل آن بنی عمرو بن عوف بن مالک بن اوس می‌باشد. (ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۸۳۴)</ref> اقامت فرمود و در همان چند روز، [[مسجد قبا]] -نخستین [[مسجد]] [[اسلام]]- را به دست خود بنا نمود. سپس روز جمعه، سوار بر ماده شتر([[ناقه]]) خود به [[حرکت]] در آمدند تا به مدینه وارد شوند. حضرت، به هنگام ظهر به محله «[[بنی سالم بن عوف]]» رسید. بنابراین با جمع همراه خود، نخستین [[نماز]] جمعه‌ اسلام را در [[وادی]] [[رانوناء]] برپا داشتند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۸-۱۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۰۲.</ref>. پس از اتمام نماز، بزرگان بنی سالم بن عوف مانند: [[عتبان بن مالک]] و [[عباس بن عبادة بن نضله]] و جمعی دیگر نزد آن حضرت آمده عرضه داشتند: «یا [[رسول الله]]{{صل}} در میان [[قوم]] ما فرود آی که هر چه بخواهی از [[اسلحه]] و مردان [[جنگجو]] و [[مال]] و [[آذوقه]] در [[دفاع]] از شما در آن فراهم است». اما [[پیامبر]]{{صل}} به آنان فرمود: «شتر را رها کنید و راه را باز کنید که او [[مأمور]] است»<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۰۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۹۸.</ref>.
پس از ورود رسول خدا{{صل}} به مدینه و در پی آن [[تأسیس دولت نبوی]]{{صل}}، [[بنی عمرو]] نیز همگام با دیگر اقشار و [[طوایف]] انصار در عرصه‌های مختلف به [[یاری پیامبر]]{{صل}} شتافتند که از جمله مهمترین این عرصه‌ها می‌توان به حضور فعال ایشان در میادین نظامی اشاره کرد. با گشوده شدن عرصه [[جهاد]] و برخورد قهرآمیز نظامی [[رسول خدا]]{{صل}} با [[یهودیان]] و [[کفار]] شبه جزیره، [[بنی عمرو بن عوف]] و [[طوایف]] نامدارش [[بنی سالم]] و [[بنی غنم بن عوف]] در کنار دیگر [[خویشان]] [[مدنی]] خود از [[قبایل]] [[اوس و خزرج]]، پای ثابت [[سپاه]] [[نبوی]]{{صل}} در تمامی [[غزوات]] و سرایای حضرت بودند. نخستین این [[جنگ‌ها]]، [[غزوه بدر]] بود. [[واقدی]] (م. ۲۰۸ [[هجری]])<ref>محمد بن عمر واقدی‌، المغازی‌، ج۱، ص۱۶۷.</ref> و ابن هشام (م. ۲۱۸ هجری)<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴ و ۷۰۶.</ref> شماری از شرکت‌کنندگان بنی عَمری را در غزوه بدر با ذکر [[طوایف]] آن برشمردند. از این جمع مذکور، چهار نفر از [[بنی عجلان بن غنم بن سالم]]: [[نوفل بن عبداللّه بن نضله]]، [[غسان بن مالک بن ثعلبه]]، [[ملیل بن وبرة بن خالد]] و [[عصمة بن حصین بن وبره]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷. ابن هشام از این تعداد، در بخشی از کتاب خود، تنها به نام «نوفل بن عبد الله بن نضله» اشاره کرده است. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴.) اما همو در بخش دیگر کتاب خود سه نفر دیگر از مردان بنی عجلان بن زید: عتبان بن مالک بن عمرو، ملیل بن وبرة بن خالد و عصمة بن حصین بن وبره را بر این جمع افزوده و تعداد مشارکت‌کنندگان بنی عجلان را در این جنگ به چهار تن رسانده است. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۷۰۶.)</ref>. دو نفر از [[بنی أصرم بن فهر بن غنم بن سالم]]: [[عبادة بن صامت بن أصرم]] و برادرش [[أوس بن صامت]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴.</ref>. یک نفر از [[بنی دعد بن فهر بن غنم]]: [[نعمان بن مالک بن ثعلبة بن دعد]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴.</ref>. یک نفر از [[بنی قریوش بن غنم بن سالم]]: [[أمیة بن لوذان بن سالم بن ثابت]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴.</ref> و یک نفر از [[بنی مرضخة بن غنم بن مالک]]: مالک بن دخشم<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴.</ref>. ضمن این که جمعی از [[احلاف]] و [[هم‌پیمانان]] [[بنی عمرو بن عوف]] نیز در این [[نبرد]] حضور داشتند که از جمله آنان می‌توان به اسامی: ربیع بن إیاس و برادرانش ورقة (وذفة) بن إیاس بن عمرو بن غنم و [[عمرو بن إیاس]] -حلیف یمنی [[بنی لوذان بن غنم]]-<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ج۳، ص۱۲۳.</ref>، [[مجذر بن ذیاد بن عمرو بن زمره]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۵. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ج۳، ص۱۲۳.</ref>، [[عبدة بن حسحاس بن عمرو]]، [[بحاث بن ثعلبة بن خزمه]] و برادرش [[عبداللّه بن ثعلبة بن خزمه]]، -[[هم‌پیمانان]] آنها از [[بنی بلی]]- و [[حلیف]] آنان از بنی بهراء به نام [[عتبة بن ربیعة بن خلف بن معاویه]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۵. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ج۳، ص۱۲۳.</ref> اشاره کرد.
[[ابن حبان]] (م. ۳۵۴ [[هجری]]) نیز در معرفی شرکت‌کنندگان بنی عَمری [[غزوه بدر]]، به ذکر اسامی: [[نوفل بن عبدالله بن نضله]]، [[ملیل بن وبرة بن خالد]]، [[عتبان بن مالک]]، [[عصمة بن حصین بن وبره]]، و از [[بنی قربوس بن غنم]]: [[امیة بن لوذان بن سالم]] و از [[بنی اصرم بن فهر]]: [[عبادة بن صامت]] و برادرش [[اوس بن صامت]] پرداخته است<ref>ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۶-۱۹۷.</ref>.
دیگر منابع نیز، به صورت جداگانه، علاوه بر افراد مذکور<ref>منابع دیگر از: نوفل بن ثعلبة (عبداللّه) بن نضله، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵) ملیل بن وبرة بن خالد، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰) نعمان بن مالک بن ثعلبه، (احتمالاً او و غسان بن مالک بن ثعلبه‌ای که ابن هشام و واقدی پیش‌تر یاد کردند در واقع یک نفرند. ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳.) عصمة بن حصین بن وبره (خالد)، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴) عتبان بن مالک بن عمرو، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴) عبادة بن صامت بن قیس، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۶؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱، ص۲۲۵.) أوس بن صامت، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸) أمیة بن لوذان بن سالم بن ثابت، (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۴۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۶۸) مالک بن دخشم، (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۴۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۴۶۵؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷.) به عنوان بنی عمری‌های حاضر در این نخستین غزوه مهم و بزرگ دوران حیات نبوی{{صل}} نام برده‌اند.</ref> از اشخاص دیگری نظیر: [[رئاب بن حنیف بن رئاب]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۲۱.</ref>، [[عباس بن عبادة بن نضله]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۸۸؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۴۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۱۰.</ref>، حارث بن خزمة (خزیمة) بن عدی<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۸۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۸۹. ابن سید الناس نام و نسب او را «حرث بن خزمة بن عدی» عنوان کرده است. (ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۱)</ref>، [[ثابت بن هزال بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۶؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۶، ص۳۴۰؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۷۲.</ref>، [[ایاس بن ودقه انصاری]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۲۶.</ref>، [[معبد بن عباد بن قشیر]] معروف به «ابوحمیصه (خمیصه) انصاری»<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۴۲۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۷۹.</ref>، و بنا بر نقلی [[هزال بن عمرو]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۲۱. ابن حجر از او با نام «هزّان» یاد کرده است. (ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۴۲۰)</ref> به عنوان مشارکت‌کنندگان بنی عمری این [[جنگ]] نام برده‌اند. [[اسارت]] [[سهیل بن عمرو قریشی]] در این جنگ به دست مالک بن دخشم و حوادث پیرامون آن، از [[اخبار]] مهم این [[نبرد]] است که در آن به نقش [[فرزندان]] [[عمرو بن عوف]] در این [[پیکار]] بزرگ پرداخته شده است<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۰۵ و ۱۱۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۴۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۴۶۵.</ref>.
[[جنگ احد]] نیز، از دیگر [[غزوات]] بزرگ دوران [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور جمع زیادی از [[بنی عمرو بن عوف]] در خود بود. در این جنگ -که به [[سال سوم هجرت]] اتفاق افتاد،- گروهی از [[مردم]] این [[قوم]] که [[عبداللّه بن نضلة بن مالک]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰.</ref>، [[عبادة بن صامت بن قیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref> و برادرش [[اوس بن صامت]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳. نیز ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۲.</ref>، [[عباس بن عبادة بن نضله]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۱.</ref>، [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۶.</ref>، نوفل بن ثعلبة (عبدالله) انصاری<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، جی۱، ص۳۳۱.</ref>، حارث بن خزمة (خزیمة) بن عدی<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۸۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۸۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۶۶۶. ابن سید ناس نام و نسب او را «حرث بن خزمة بن عدی» ذکر کرده است. (ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۱)</ref>، حنیف بن ریاب (رئاب) بن حارث<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۵۵۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۴۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۲۱.</ref>، [[عصمة بن حصین بن خالد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۶.</ref>، [[عتبان بن مالک]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵.</ref>، [[ثابت بن هزال بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۶. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۹۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷۹.</ref>، [[عبدالله بن سعد بن سفیان انصاری]]<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۶۶۴.</ref>، [[ملیل بن وبرة بن خالد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۶.</ref>، [[مالک بن دخشم بن مرضخه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵.</ref> و [[نهیک بن اوس بن خزمه]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۸۹.</ref> و نیز احلافی از آنها همچون: [[عبدالله بن سلمه]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۴.</ref>، [[ربیع بن ایاس بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۶-۴۱۷.</ref> و برادرش [[وذفة بن ایاس بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۷.</ref>، [[عمرو بن ایاس انصاری]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۱۶۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۶۹۴.</ref>، [[مجذر بن ذیاد]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref> و عبادة (عبدة) بن حسحاس<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref> از جمله ایشان بودند، مشارکت داشتند.
نقل است که در این [[جنگ]]، [[عباس بن عبادة بن نضله]] و [[خارجة بن زهیر بن ابوزهیر]] و [[اوس بن ارقم بن زید]] با هم بودند. پس از دور زدن [[قریش]] از تنگه [[احد]]، و [[هجوم]] غافلگیرانه آنان به [[مسلمانان]]، عباس فریاد می‌کشید و می‌گفت: «ای گروه مسلمانان، شما را به [[خدا]] از پیامبرتان [[اطاعت]] کنید؛ این بلایی که بر سر شما آمده است به واسطه [[سرپیچی]] شما از [[فرمان پیامبر]]{{صل}} است. او به شما [[وعده]] نصر و [[پیروزی]] داد ولی شما [[صبر]] نکردید». آن‌گاه کلاهخودش را برداشت و [[زره]] از [[تنش]] بیرون کرد و به خارجه گفت: «تو کلاهخود و زره مرا می‌خواهی؟» خارجه گفت: «نه؛ من هم می‌خواهم همان کاری را بکنم که تو می‌خواهی انجام دهی». آنها در حالی که عباس می‌گفت: اگر [[رسول خدا]]{{صل}} کشته شود و کسی از ما زنده بماند، عذر ما در پیشگاه [[الهی]] چیست؟ و خارجه در پاسخ او می‌گفت: هیچ عذر و دلیلی در پیشگاه پروردگارمان نداریم، خود را به میان [[دشمن]] انداختند و جنگیدند تا این که هر سه به [[شهادت]] رسیدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۵۸؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۱۵۹؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۴، ص۲۰۷.</ref>.
پایان [[جنگ احد]] علاوه بر شهادت [[عباس بن عباده]]، با [[مرگ سرخ]] تنی چند از دیگر بنی عمری‌ها همراه بود، که از جمله این [[شهدا]] می‌توان از [[عبداللّه بن نضلة بن مالک]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰.</ref>، [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۶.</ref>، نوفل بن ثعلبة (عبدالله) بن عبدالله انصاری<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref> و برخی از [[هم‌پیمانان]] آنها نظیر: [[عبدالله بن سلمه]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۴.</ref>، [[عمرو بن ایاس انصاری]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۱۶۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۶۹۴.</ref>، مجذّر بن ذیاد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref> و عبادة (عبدة) بن حسحاس<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref> نام برد.
علاوه بر [[بدر]] و [[احد]]، جنگ‌های [[خندق]]<ref>از مشارکت‌کنندگان بنی عمرو در این جنگ می‌توان از: حارث بن خزمة (خزیمة) بن عدی، (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۸۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۸۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۶۶۶) عتبان بن مالک، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵) ثابت بن هزّال بن عمرو، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۶) وذفة بن ایاس بن عمرو (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۷) مالک بن دخشم بن مرضخه، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵) عبادة بن صامت بن قیس بن اصرم (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶) و برادرش اوس بن صامت (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳) نام برد.</ref>، [[تبوک]]<ref>از جمله بنی عمری‌های شرکت‌کننده در نبرد تبوک می‌توان از ابوخیثمه عبدالله بن خیثمه سالمی (محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۸-۹۹۹؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۲۰-۵۲۱) و مالک بن دخشم بن مرضخه یاد کرد. نقل است که پیامبر{{صل}}، در مراجعت از تبوک، پس از نزول آیاتی از قرآن کریم، او و عاصم بن عدی را به مدینه فرستاد تا مسجد ضرار را در محله بنی عمرو بن عوف آتش بزنند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰)</ref>، حنین<ref>از جمله این شرکت‌کنندگان، نهیک بن اوس بن خزمه بود. پس از پایان پیروزمندانه این جنگ، حضرت او را جهت بشارت فتح حنین و هوازن به مدینه فرستاد. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۸۹-۵۹۰)</ref> و دیگر جنگ‌های [[دوران پیامبر]]{{صل}}<ref>از جمله ایشان می‌توان از عبادة بن صامت بن قیس، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۰۸) و برادرش اوس بن صامت، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳) حارث بن خزمة (خزیمة) بن عدی، (ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۶۶۶) حُنَیف بن ریاب(رئاب) بن حارث، (ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۵۵۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۴۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۲۱) ثابت بن هزّال بن عمرو، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۹۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷۹) وذفة بن ایاس بن عمرو، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۷) مالک بن قیس بن خیثمه، (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۷۰) مالک بن دخشم بن مرضخه، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵) نهیک بن اوس بن خزمه، (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۱) و عبدالله بن سعد بن سفیان انصاری (ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۶۶۴) یاد کرد.</ref> و نیز وقایع بزرگی چون واقعه [[بئر معونه]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۴، ص۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۰.</ref> و [[صلح حدیبیه]] و [[بیعت شجره]]<ref>عبادة بن صامت بن قیس، (ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸) عصمة بن رئاب بن حنیف (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۳۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۲۱) و ثابت بن ضحاک بن امیه (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴) را از جمله بنی سالمی‌های حاضر در این واقعه ذکر کرده‌اند.</ref> هم، عرصه حضور مردانی از [[بنی عمرو بن عوف]] بود. در واقعه بئر معونه -که به [[سال چهارم هجری]] اتفاق افتاده بود- [[ابوبراء بن مالک]]، -[[رئیس قبیله]] [[بنی‌عامر]]،- همراه با هدایایی نزد [[پیامبر]]{{صل}} در [[مدینه]] رفت. [[رسول]] [[خدا]]{{صل}} پذیرش [[هدایا]] را به [[اسلام آوردن]] ابوبَراء مشروط کرد، اما وی، بدون رد یا [[قبول اسلام]] از ایشان خواست چند تن از [[مسلمانان]] را با [[هدف]] [[گسترش اسلام]] نزد [[قبیله]] بنی‌عامر در نجد بفرستد. وی چون ابراز [[نگرانی پیامبر]]{{صل}} را از پذیرش این پیشنهاد [[مشاهده]] کرد، [[امنیت]] [[مبلغان]] [[مسلمان]] را تضمین کرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۶؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۴۴-۴۵.</ref>. پس از بازگشت ابوبراء، رسول خدا{{صل}} ۴۰ تن از مبلغان -از جمله [[ریاب بن حنیف بن عبدالله]] از [[بنی سالم بن عوف]]-<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۲۱.</ref> را به [[فرماندهی]] [[منذر بن عمرو انصاری]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۶؛ ج۲، ص۱۸۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۲۳۸.</ref> در صفر سال چهارم هجری و چهار ماه پس از [[غزوه اُحد]]، همراه نامه‌ای [[خطاب]] به [[عامر بن طفیل]] -از بزرگان قبیله بنی‌عامر- به نجد اعزام کرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۲۰.</ref>. برخی منابع از حضور اسد بن معونه برادرزاده [[براء]]<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۷۲.</ref> یا [[لبید بن ربیعه عامری]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۵۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۶، ص۱۰۴-۱۰۵.</ref> به [[نمایندگی]] از سوی براء نزد [[پیامبر]]{{صل}} اشاره دارند. [[مبلغان]] پیامبر{{صل}} با [[راهنمایی]] یکی از مردان بنی‌سُلیم به نام «مطلب»<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷.</ref> به [[چاه معونه]] رسیدند. در آن جا، دو تن از [[مسلمانان]] به نام [[عمرو بن امیه ضمری]] و [[منذر بن محمد انصاری]] برای چرانیدن ستوران از همراهان خود جدا شدند و یک تن نیز به نام [[حرام بن ملحان]]، [[نامه]] [[رسول]] [[خدا]]{{صل}} را نزد [[عامر بن طفیل]] برد. باقیمانده افراد نیز در غاری مشرف بر [[چاه]] مستقر شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۲۲.</ref>. عامر، بدون خواندن نامه در [[رقابت]] با [[ابو براء]]<ref>Muhammad at medina، p۳۱</ref>، حامل [[نامه پیامبر]]{{صل}} را به [[شهادت]] رساند و برای از میان بردن مبلغان از قبیله‌اش [[یاری]] خواست؛ اما آنها به سبب تضمین [[ابوبراء]] از یاری او خودداری کردند. از این‌رو، عامر با [[یاری خواستن]] از تیره‌هایی از [[قبیله بنی‌سلیم]] چون رِعْل، عُصَیه و [[ذَکوان]] که پس از کشته شدن [[طعیمة بن عدی]] -که مادرش از [[بنی‌سلیم]] بود،- در [[بدر]]، [[کینه]] مسلمانان را در [[دل]] داشتند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۸۴-۱۸۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۶، ص۱۰۵.</ref>، مبلغان مسلمان را -که [[ریاب بن حنیف بن عبدالله]] از [[بنی سالم بن عوف]] از جمله آنان بودند،-<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۲۱.</ref> غافلگیرانه به شهادت رساندند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۸۴-۱۸۵؛ بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۳۳۸-۳۴۰.</ref>.<ref>مهران اسماعیلی، مقاله «بئر معونه»، پژوهشکده حج و زیارت.</ref>
[[جنگ موته]] نیز از دیگر سرایای بزرگی بود که برخی از مردان [[بنی عمرو بن عوف]] در آن حضور یافته بودند. پس از [[صلح حدیبیه]] در [[سال ششم هجری]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[فرصت]] را مغتنم شمردند و به [[تبلیغ]] جهانی [[اسلام]] پرداختند. ایشان نامه‌هایی را به سران کشورهای مختلف نوشتند و آنان را به اسلام [[دعوت]] کردند. به همین منظور، حضرت، [[حارث بن عمیر ازدی]] را همراه نامه‌ای نزد فرمانروای [[بُصری]] فرستاد و او را به [[پذیرش اسلام]] فرا خواند. اما حارث پس از رسیدن به دهکده [[موته]]، به‌دست [[شرحبیل بن عمرو غسانی]] -[[کارگزار]] [[هرقل]] در منطقه- گرفتار آمد و به [[شهادت]] رسید. این خبر بر [[پیامبر]]{{صل}} سخت ناگوار آمد. از این‌رو، دستور [[اجتماع]] [[مسلمانان]] را در اردوگاه «[[جرف]]» صادر فرمود. پس از اجتماع، ایشان سپاهی سه هزار نفره را به [[فرماندهی]] [[زید بن حارثه]] روانه [[شام]] کردند و ضمن [[انتصاب]] [[فرماندهان سپاه]]، به آنان فرمودند تا به [[قتلگاه]] [[حارث بن عمیر]] بروند و ساکنان آنجا را به اسلام بخوانند و در صورتی که نپذیرند با آنها بجنگند. خبر این [[حرکت]] به [[دشمن]] رسید و آنها هم، سپاهی صد هزار نفره به فرماندهی شرحبیل بن عمرو فراهم آوردند و در «[[مآب]]» -از سرزمین‌های بلقاء- فرود آمدند. در این هنگام، جماعتی از [[قبایل]] [[جذام]]، [[لخم]]، بهراء، وائل، بکر و... که برخی تعدادشان را تا صد هزار تن برشمردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۷؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۲۳۱.</ref> نیز، بدیشان پیوستند. از آن سو، [[سپاه]] [[مسلمین]]، به «معان» از سرزمین‌های شام رسید و در آنجا از حضور نیروهای هرقل [[روم]] مطلع شدند. مسلمانان پس از دو شب اقامت در «معان» و [[مشورت]] در ادامه راه یا انصراف و بازگشت به [[مدینه]]، سرانجام با سخنان پر [[شور]] [[عبدالله بن رواحه]]، تصمیم به ادامه مسیر گرفتند. آنان تا روستای موته پیش رفتند و در آنجا با سپاه بزرگ روم رو در روی شدند. در این [[جنگ]] نابرابر که در [[جمادی الاولی]] [[سال هشتم هجرت]] به وقوع پیوست، [[فرماندهان]] [[اسلام]] یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. در نهایت، [[سپاه اسلام]] به فرماندهی [[خالد بن ولید]]، عقب نشستند و با مابقی سپاه، خود را به مدینه رساندند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۵۵-۷۶۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۰-۳۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۷-۹۸.</ref>. برخی منابع، از حُنَیف بن ریاب (رئاب) به عنوان یکی از شهدای این [[جنگ]] از [[بنی سالم]] نام برده‌اند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۴۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۱۲۱.</ref>.
[[غزوه تبوک]] نیز از دیگر وقایع مهم [[دوران پیامبر]]{{صل}} است که از حضور برخی [[رجال]] [[بنی عمرو بن عوف]] در آن سخن به میان آمده است. از جمله این افراد [[ابوخیثمه انصاری]] است. برخی منابع از او به عنوان یکی از [[بکائین]] [[تبوک]] یاد کرده<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۱۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۰۴؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۵، ص۲۱۹.</ref> در تشریح شرح حال او در این [[غزوه]] آورده‌اند: [[ابو خیثمه]] پس از چند [[روز]] [[همراهی با پیامبر]]{{صل}} در این جنگ، [از [[فرمان]] [[پیغمبر]]{{صل}} سر پیچید و] به [[خانه]] خود در [[مدینه]] بازگشت. او در یک روز گرم به خانه رسید و دو [[همسر]] خود را در عریش‌هایی (سایه‌بان‌هایی) در باغ خود یافت که برای او [[آب خنک]] و غذا [[تدارک]] دیده بودند. ابو خیثمه با دیدن این صحنه، به خود گفت: «[[رسول خدا]]{{صل}} در گرمای سوزان و زیر [[آفتاب]] سخت است، روا نیست که من در [[سایه]] خنک و با غذای آماده و [[همسران]] [[زیبا]] در خانه خود بیاسایم». پس به [[زنان]] خود گفت: «به سایبان شما در نیایم و به دنبال [[پیامبر]]{{صل}} می‌روم؛ توشه‌ای برایم فراهم کنید». سپس شتر خود را آماده کرد و به سوی تبوک [[حرکت]] نمود. در راه، او با [[عمیر بن وهب جمحی]] که او نیز نزد پیامبر{{صل}} می‌رفت، همراه شد و هر دو به سوی پیامبر{{صل}} رهسپار شدند. پس از رسیدن این دو به اردوگاه [[مسلمانان]]، [[ابوخیثمه]] نزد پیامبر{{صل}} رفت و [[سلام]] کرد. رسول خدا{{صل}} به او فرمودند: «اولی لک یا ابو خیثمه؛ خطر به تو نزدیک بود» ابو خیثمه به نقل ماجرای خود برای پیامبر{{صل}} پرداخت و ایشان نیز با [[محبت]] به او پاسخ دادند و برای وی [[دعای خیر]] کردند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۸-۹۹۹؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۲۰-۵۲۱؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۵، ص۵۲۲-۵۲۳.</ref>.
در ادامه این [[جنگ]]، [[داستان]] [[مسجد ضرار]] و تخریب آن از سوی [[پیامبر]]{{صل}} نیز از دیگر رخدادهای مهمی است که در آن به اسامی برخی از مردان [[بنی سالم بن عوف]] و نقش‌آفرینی آنان در این داستان پرداخته شده است. [[منافقان]] پیش از [[غزوه تبوک]]، در [[مدینه]] مسجدی ساختند و پس از ساخت [[مسجد]]، نزد پیامبر{{صل}} رفتند و از آن حضرت خواستند برای افتتاح این مسجد در آنجا [[نماز]] اقامه کنند تا به یُمن [[دعای پیامبر]]{{صل}}، این مکان متبرک شود<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰.</ref>. اما پیامبر{{صل}}، که عازم [[جنگ تبوک]] بود، درخواست آنان را به پس از بازگشت از [[سفر]] موکول کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۴، ص۱۷۴.</ref>. پس از بازگشت پیامبر{{صل}} از این [[غزوه]]، و پس از [[منزل]] گرفتن ایشان در [[ذی اوان]]<ref>«ذی أوان» یا «ذات اوان» موضعی بود نزدیک مدینه، که بین آن تا مدینه ساعتی از روز فاصله داشت. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۷۵)</ref> -در نزدیکی مدینه- [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره توبه: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مَسْجِدًۭا ضِرَارًۭا وَكُفْرًۭا وَتَفْرِيقًۢا بَيْنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًۭا لِّمَنْ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّا ٱلْحُسْنَىٰ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـٰذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًۭا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقْوَىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌۭ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا۟ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیده‌اند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند می‌خورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگویند * هیچ‌گاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بی‌گمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهاده‌اند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست می‌دارند  و خداوند پاکیزگان  را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> نازل شد<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۷۷.</ref>. پس از [[نزول]] این آیات، [[پیامبر]]{{صل}} به [[مالک بن دخشم سالمی]] و [[معن بن عدی]] یا به برادرش [[عاصم بن عدی]] امر فرمود تا این مسجد را ویران کنند و [[آتش]] بزنند و آنان نیز این بنا را با خاک یکسان کردند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۴۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰؛ بغوی، تفسیر بغوی، ج۲، ص۳۲۷.</ref>.
علاوه بر میادین [[کارزار]]، از [[کارگزاران]] بنی عَمری [[رسول خدا]]{{صل}} نیز می‌توان از [[عبادة بن صامت بن قیس]] نام برد که [[مسئولیت]] جمع‌آوری برخی از [[صدقات]] آن حضرت را بر عهده داشت<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref>. وی همچنین [[مسئول]] [[آموزش قرآن]] به [[اهل صفه]] بود<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref>. او همچنین، در کنار [[معاذ بن جبل]]، [[ابی بن کعب]]، [[ابوایوب انصاری]] و [[ابوالدرداء]] در شمار پنج نفر [[انصاری]] بودند که در [[زمان]] [[حیات رسول خدا]]{{صل}} به [[جمع‌آوری قرآن]] پرداختند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۸۲۹

ویرایش