آیه فی بیوت اذن الله: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[28]]|سال=[[1403]]|کاربر=فرقانی}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی
| عنوان مدخل =  
| عنوان مدخل =  
| مداخل مرتبط = [[آیه فی بیوت اذن الله]]
| مداخل مرتبط = [[آیه فی بیوت اذن الله در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه فی بیوت اذن الله در حدیث]] - [[آیه فی بیوت اذن الله از دیدگاه اهل سنت]]
| پرسش مرتبط =  
| پرسش مرتبط =  
}}
}}
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار
| نام آیه = آیه فی بیوت اذن الله
| نام آیه = آیه فی بیوت اذن الله
| نام تصویر =  
| نام تصویر = آیه 36 و 37 سوره نور.jpg
| توضیح تصویر =  
| توضیح تصویر =  
| متن آیه =   
| متن آیه =   
| معنی آیه = [این نور] در خانه هایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود
| معنی آیه = [این نور] در خانه هایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود
| شماره آیه = 36
| شماره آیه = ۳۶
| نام سوره = نور
| نام سوره = نور
| شماره جزء =  
| شماره جزء =  
خط ۲۱: خط ۲۰:
| نتایج آیه =  
| نتایج آیه =  
}}
}}
یکی از آیاتی که [[عالمان]] [[بزرگوار]] [[شیعه]] در [[اثبات ولایت]] و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} پس از [[رسول خدا]]{{صل}} به آن استناد کرده‌اند، [[آیات]] ۳۶ و ۳۷ سورۀ [[مبارک]] [[نور]] است. [[خدای تعالی]] در این دو [[آیه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ }}؛ [[نور خدا]] در خانه‌هایی است که [[خدا]] [[اذن]] داده [تا نام، [[مقام]] و بناء ان] بالا برود و نامش در آنجا یاد شود و بامدادان و عصرگاهان او را [[تسبیح]] گویند. مردانی که هیچ [[داد و ستد]] و هیچ معامله‌ای آنان را از یاد [[خداوند]] سرگرم و [[غافل]] نمی‌سازد.


== [[شأن نزول آیه]] ==
از جمله آیاتی که در اثبات افضلیت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و به تبع آن، امامت آن حضرت پس از [[رسول خدا]]{{صل}} به آن استناد شده، [[آیات]] ۳۶ و ۳۷ سورۀ مبارکه [[نور]] است. [[خدای تعالی]] در این دو [[آیه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ}}؛ نور خدا در خانه‌هایی است که [[خدا]] [[اذن]] داده (تا نام، [[مقام]] و بناء آن) بالا برود و نامش در آنجا یاد شود و بامدادان و عصرگاهان او را [[تسبیح]] گویند. مردانی که هیچ [[داد و ستد]] و هیچ معامله‌ای آنان را از یاد [[خداوند]] سرگرم و [[غافل]] نمی‌سازد. بر اساس دسته‌ای از روایات نبوی، مراد از "[[بیت]]"، خانه‌های انبیا و [[امامان معصوم]]{{عم}} و به ویژه [[خانه امام علی]]{{ع}} است که [[رسول خدا]]{{صل}} آن را [[افضل]] و [[برتر]] از همه [[خانه‌ها]] می‌دانند. روشن است که با [[اثبات افضلیت امام]] علی{{ع}}،[[ امامت]] آن حضرت بر اساس [[حکم]] و بنای عقلا مبنی بر [[لزوم]] تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]]، نیز ثابت خواهد شد.
 
== شرح و [[تفسیر آیه]] ==
== شرح و [[تفسیر آیه]] ==
[[نور]] [[رحمت خاص الهی]]، در خانه‌های رفیع و بلند مرتبه جای دارد {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} که به [[اذن]] [[خدای سبحان]] رفعــت مـقـام یافتــه‌انــد! ایــن اذن می‌تواند جامع [[تکوین]] و [[تشریع]] باشد، اذن [[تکوینی]] بدین معناست کـه خـدای سبحان تكويناً [[مسجد]] و [[حرم]] و [[حسینیه]] را [[رفعت]] [[مقام]] بخشیده و کسی نمی‌تواند [[عظمت]] این [[مکان‌های مقدس]] را کم کند؛ یا از بین ببرد و اذن [[تشریعی]] به [[اقامه نماز]] و دادن [[زکات]] در هر خانه‌ای هست: {{متن قرآن|اقیموا الصَّلوةَ واتوا الزكوة}} اما اذن تكويني افزون بر اذن تشریعی برای مکان‌های خاصی است.
=== [[نور]] ویژه [[الهی]] در خانه‌های بلند مرتبه ===
نور رحمت خاص الهی، در خانه‌های رفیع و بلند مرتبه جای دارد {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} که به [[اذن]] [[خدای سبحان]] رفعت مقام یافته‌اند! مراد از خانه‌های بلند مرتبه، مراکز [[عبادی]] مانند [[مساجد]]، مشاهد مشرف و حسینیه هاست که مؤمنان راستین در این مکان‌های مقدس حضور می‌‌یابند و ذکر و [[تسبیح خدا]] می‌گویند؛ پس این [[خانه‌ها]] همه مراکز عبادی را در بر می‌گیرند و به مسجد اختصاص ندارند از این رو [[خدا]] نام مسجد را در ردیف دیگر مراکز عبادی و مذهبی یاد می‌کند: {{متن قرآن|وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا}}؛ نور رحمت ویژه الهی، افزون بر مساجد، در مشاهد مشرف و حرم [[پیامبران]]{{عم}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز [[هدایتگر]] دلهاست و از الحاق خانه‌های پیامبران و [[امامان]]{{عم}}<ref>بر پایه روایات، کلمۀ «بیوت» در آیه مورد بحث ذوات نورانی حضرات معصومان{{عم}} و بیت معنوی نبوت و ولایت و ایمان را نیز در بر می گیرد.</ref> به مساجد بر می‌آید که [[نماز]] در حرم آنان - با اینکه به نوعی قبرستان است - نه تنها [[مکروه]] نیست، بلکه نظیر نماز در مسجد است و [[ثواب]] آن را دارد.  


مراد از خانه‌های بلند مرتبه، مراکز [[عبادی]] مانند [[مساجد]]، مشاهد مشرف و حسینیه هاست که [[مؤمنان راستین]] در این مکان‌های مقدس حضور می‌‌یابند و ذکر و [[تسبیح خدا]] می‌گویند؛ پس این [[خانه‌ها]] همه مراکز عبادی را در بر می‌گیرند و به مسجد اختصاص ندارند از این رو [[خدا]] نام مسجد را در ردیف دیگر مراکز عبادی و مذهبی یاد می‌کند {{متن قرآن|وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا}} نور [[رحمت ویژه الهی]]، افزون بر مساجد، در مشاهد مشرف و حرم [[پیامبران]]{{عم}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز [[هدایتگر]] دلهاست و از [[الحاق]] خانه‌های پیامبران و [[امامان]]{{عم}} <ref>بر پایه روایات، کلمۀ «بیوت» در آیه مورد بحث ذوات نورانی حضرات معصومان{عم}} و بیت معنوی نبوت و ولایت و ایمان را نیز در بر می گیرد</ref> به مساجد بر می‌آید که [[نماز]] در حرم آنان - با اینکه به نوعی [[قبرستان]] است - نه تنها [[مکروه]] نیست، بلکه نظیر نماز در مسجد است و [[ثواب]] آن را دارد.  
روشن است که رفعت بيوت [[الهی]]: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} از سنخ رفعت [[معنوی]] و [[عقلی]] است که در آیاتی مانند {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ}} آمده، نه رفعت مادی و [[حسّی]].


روشن است که رفعت بيوت [[الهی]]: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} از سنخ رفعت [[معنوی]] و [[عقلی]] است که در آیاتی مانند {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ}} آمده، نه رفعت مادی و [[حسّی]] که در آیاتی مانند {{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ}} آمده است. البته [[بیت الله الحرام]] ـ که [[پرچم اسلام]] بلند و سرامد: {{متن حدیث|جعله - سبحانه وتعالى - للإسلام عَلَماً}} <ref>نهج البلاغه، خطبه۱</ref>، {{متن حدیث|الإسلام يعلو ولا يعلى علیه}} <ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه ج۴، ص۳۳۴</ref> و رمزی از برپا بودن آن است: {{متن حدیث|لا يزال الدين قائماً ما قامت الكعبة}} <ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۴، ص۲۷۱</ref> واجد هر دو [[رفعت]] است و ساختن بنایی بالاتر از آن [[مکروه]] است. <ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج60، ص67 - 69</ref>
اهل [[ایمان]] هر صبح و [[شام]] در این مکان‌های مقدس به [[ذکر خدا]] و تسبیح [[حق]]، مشغول‌اند: {{متن قرآن|وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} تعبير {{متن قرآن|بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} دو احتمال دارد:
# درباره عبادت خاص (نماز صبح و عصر) است.  
# کنایه از دوام و استمرار است؛ یعنی همواره در این مکان‌ها ذکر [[تسبیح خدا]] انجام می‌گیرد. ذکر کثیر، [[زمان]] خاص ندارد و هر چیزی اندازه ای دارد مگر [[یاد خدا]].


== [[احادیث]] مرتبط با آیه ==
چنانچه مراد از "غدو و آصال" دو وقت ویژه برای ذکر، [[دعا]] و تسبیح باشد، وقت سومی نیز در [[آیات]] دیگر مورد [[تأیید]] قرار گرفته و آن نیمه شب و سَحَر است<ref>ر.ک: سوره اسراء، آیه ۷۹؛ سوره مزمل، آیات ۲ - ۶.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۶۰، ص67 - 70.</ref>
== دلالت آیه ==
مرحوم علّامۀ حلّی در کتاب [[شریف]] [[منهاج الکرامة]]، این [[آیات شریفه]] را به عنوان [[برهان]] ششم بر امامت امیرالمؤمنین{{ع}} پس از رسول خدا{{صل}} آورده است و برای [[اثبات]] این مدّعا، با طرح [[حدیثی]] از [[ثعلبی]] این آیات را دلیل بر [[افضلیّت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته است و آن گاه براساس [[قاعده عقلی]] [[قبح]] تقدّم [[مفضول]] بر [[فاضل]]، بر [[حقانیّت]] [[خلافت]] و [[امامت بلافصل امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[استدلال]] کرده است. مرحوم علّامه پس از ذکر این دو آیه می‌نویسد: «ثعلبی به إسناد خود از [[انس بن مالک]] و بریده نقل می‌کند که گفتند: رسول خدا{{صل}}این آیه را قرائت فرمود. آن‌گاه مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا، منظور از این [[خانه‌ها]] کدامند؟ [[پیامبر]]{{صل}}فرمودند: «[[خانه‌های انبیاء]]». [[ابوبکر]] برخاست و گفت: ای رسول خدا، این [[خانه]] از آن جمله است‌؟ (یعنی [[خانه علی]] و [[فاطمه]]{{س}}) پیامبر{{صل}}فرمود: «آری، از [[برترین]] آن خانه‌هاست». [[و]] در آن خانه‌ها مردانی را توصیف کرده به آنچه که بر [[افضلیّت]] آنها دلالت دارد. پس علی{{ع}} [[امام]] است والّا [[تقدیم مفضول]] بر فاصل لازم می‌آید»<ref>[[منهاج]] الکرامة، ص۱۲۱.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref>


=== دلالت بر [[افضلیت امام علی]]{{ع}} ===
=== صاحبان یا [[مهمانان]] خانه‌های بلند مرتبه ===
[[ابن تیمیه]] در [[مجادلات]] خود شگرد دیگری نیز دارد. وی بر طبق روال خود، آن‌گاه که سخن از افضلیّت و [[برتری امیرالمؤمنین]]{{ع}} به میان می‌آید، آن را با طرح افضلیّت پیامبر اکرم{{صل}}نقض می‌کند. مثلاً هرگاه علّامه حلّی ثابت می‌کند که امیرالمؤمنین{{ع}} [[شجاع‌ترین]] [[مردم]] است، ابن تیمیه به پندارباطل خود [[کلام]] ایشان را با این سخن نقض می‌کند که پیامبر اکرم{{صل}} از امیرالمؤمنین{{ع}} [[شجاع‌تر]] است! ابن تیمیه در وجه چهارم نیز از این شگرد استفاده کرده است. اما روشن است که این شگرد نیز باطل و بی‌معناست،؛ چراکه بحث بر سر مقایسه امیرالمؤمنین{{ع}} با [[رسول خدا]]{{صل}}نیست، بلکه سخن در [[شناخت]] [[جانشین]] [[راستین]] پیامبر اکرم{{صل}}است و افضلیّت و [[برتری]] در میان [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} مطرح می‌شود.
در خانه‌هایی که [[خدا]] به آنها رفعت [[مقام]] بخشیده است، مردانی هستند که نه تنها آنان به بازیچه و بازیگری رو نمی‌آورند بازیچه و بازیگران نیز به سراغ ایشان نمی‌آیند بلکه هیچ [[بیع]] و تجارتی آنان را از [[یاد خدا]] و برپا داشتن [[نماز]] و دادن [[زکات]] [[غافل]] نمی‌کند {{متن قرآن|رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ}}. كلمه "رجال" از باب تغلیب است و به مردان اختصاص ندارد. اینان یا صاحبخانه‌اند یا مهمان‌های صاحب‌خانه چون همواره با خدا در ارتباطند و به ذکر و [[تسبیح]] [[حق]] مشغول‌اند. هیچگونه روابط اقتصادی و [[اجتماعی]] و [[پست]] و مقام‌های [[دنیایی]] آنان را سرگرم نمی‌کند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۶۰، ص69- 70.</ref>.


بنابر این وجه چهارم از اشکالات ابن تیمیه به روشنی باطل است و احدی از [[اهل]] [[فهم]] این‌گونه نگفته و نمی‌گوید<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۶۷.</ref>.
=== مصداق [[بیوت]] در [[آیه]] ===
"[[بیت]]" در این گونه از [[روایات]] از سنخ بنای [[حجر]] و مدر نیست، بلکه ناظر به [[مکتب]] خاص و فضیلت محوری مخصوص است. بر پایه این گونه روایات عنوان "بیوت" در {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ...}} تنها به بیوت ظاهری یعنی [[مساجد]] و مشاهد مشرف اختصاص ندارد و بیت [[معنوی]] [[نبوت]] و [[ولایت]] و [[ایمان]] را نیز در برمی‌گیرد و ذوات قدسی حضرات [[معصومان]]{{عم}}از مصادیق بارز آن بیوت رفیع هستند زیرا پایگاه راستین [[نور الهی]] و جایگاه اصلی یاد [[خدای سبحان]]، [[جان]] [[پاک]] [[مقربان]] است و روشن بودن مساجد ظاهری نیز در گرو حضور آن ذوات [[نورانی]] و پیروان راستین آنان در این مراکز [[دینی]] و [[عبادی]] است همان‌گونه که رفعت آن مراکز ظاهری دینی و عبادی از سنخ رفعت معنوی و [[عقلی]] است؛ نه رفعت مادی و [[حسّی]]<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۶۰، ص82.</ref>.


=== دلالت بر [[امامت امام علی]]{{ع}} ===
== [[احادیث]] مرتبط با آیه ==
[[ابن تیمیه]] در وجه پنجم، با [[تفسیر به رأی]] و [[اجتهاد]] و براساس [[هوای نفس]]، سخن [[پیامبر اکرم]]{{صل}}را [[دروغ]] می‌شمارد و در وجوه ششم تا دهم نیز بر [[عناد]] و [[لجاجت]] خود پافشاری می‌کند و می‌کوشد تا به دلخواه خود، [[تفسیری]] غیر از آنچه در [[حدیث]] [[رسول خدا]]{{صل}}آمده است را برای [[آیه]] ذکر کند. از این رو با توجّه به وجود [[نصّ صریح]] در این باره، نقد اشکالات بی‌اساس وی که چیزی جز تفسیر به رأی و اجتهاد[[باطل]] در مقابل [[نصّ]] نیست ضرورتی ندارد و ما نیز از آن صرف نظر می‌کنیم.
روایات صحیح و معتبری در منابع [[فریقین]] در شأن نزول این [[آیه]] وارد شده که مصادیق "[[بیوت]]" و "رجال" در [[آیات]] مورد نظر را [[انبیا]]، [[ائمه هدی]] و به ویژه [[امیرالمؤمنین]]{{عم}} دانسته‌اند.از جمله مهمترین این احادیث روایت ذیل است: «بریده گوید: «پیامبر اکرم{{صل}} این آیه: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} را خواند. مردی از جای خود بلند شد و پرسید: ای [[رسول خدا]]: منظور کدام [[خانه‌ها]] است؟ حضرت فرمود: «خانه‌های انبیا. [[ابوبکر]] از جای خود بلند شد و در حالی که با دست به [[خانه علی]] و [[فاطمه]]{{عم}} اشاره می‌کرد، گفت: ای رسول خدا آیا این [[خانه]] از آنهاست؟ حضرت فرمود: آری بلکه این خانه [[برترین]] آن خانه‌هاست»<ref>{{متن حدیث|عَن بُرَیدَهً قَالَ: قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ أَیُّ بُیُوتٍ هَذِهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ. فَقَامَ إِلَیْهِ أَبُوبَکْرٍ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا الْبَیْتُ مِنْهَا؟ وَ أَشَارَ إِلَی بَیْتِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهً؛ قَالَ: نَعَمْ مِنْ أَفْضَلِهَا.}}؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۲۵.</ref>.<ref>[[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|تفسیر اهل بیت]]، ج۱۰، ص۲۶۲.</ref>


اما تردید وی در دلالت آیه ـ با ضمیمه حدیث یاد شده ـ بر [[افضلیّت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز نشانۀ عناد و مکابرۀ او در برابر [[کلام]] [[خداوند سبحان]] است. هم‌چنین تردید در [[قاعده عقلی]] [[قبح]] تقدّم [[مفضول]] بر [[فاضل]] هم بسیار عجیب و بیان‌گر [[خردستیزی]] اوست. افزون بر آن‌که با تصریح وی بر قبول این قاعده، ناسازگار و نشان دهنده [[تعصّب]] شدید وی است.
== دلالت آیه ==
=== دلالت بر افضلیت امام علی{{ع}} ===
بر اساس روایاتی که در تفسیر آیه در منابع شیعه و اهل سنت آمده، افضلیت امام علی{{ع}} بر دیگران قابل اثبات است. به عنوان نمونه: ثعلبی به إسناد خود از [[انس بن مالک]] و بریده نقل می‌کند که گفتند: رسول خدا{{صل}}این آیه را قرائت فرمود. آن‌گاه مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا، منظور از این [[خانه‌ها]] کدامند؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: «خانه‌های انبیاء». [[ابوبکر]] برخاست و گفت: ای رسول خدا، این [[خانه]] از آن جمله است‌؟ (یعنی [[خانه علی]] و [[فاطمه]]{{س}}) پیامبر{{صل}}فرمود: «آری، از [[برترین]] آن خانه‌هاست». و در آن خانه‌ها مردانی را توصیف کرده به آنچه که بر [[افضلیّت]] آنها دلالت دارد. پس علی{{ع}} [[امام]] است والّا تقدیم مفضول بر فاصل لازم می‌آید»<ref>علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref>


حاصل آن‌که دو آیه سورۀ [[مبارک]] [[نور]]، به روشنی بر افضلیّت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارند و براساس قاعدۀ [[عقلی]] قبح تقدّم مفضول بر فاضل، ثابت می‌شود که [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} پس از رسول خدا{{صل}} [[جانشین]] ایشان و امام به [[حق]] است.
بر همین اساس است که [[سید شرف الدین]] نیز در کتاب مراجعات، به این دو آیه استناد و آن را دلیلی بر افضلیّت و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته است. ایشان پس از طرح این [[آیه شریفه]]، در ذیل آن می‌نویسد: «و مردان [[تسبیح]] گو [یعنی [[ائمه]]{{عم}}] کسانی هستند که [[خدای تعالی]] [درباره آنان] فرمود: {{متن قرآن|في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ}} و خانه‌های ایشان همان خانه‌هایی است که [[خدای عزّوجلّ]] نام آن‌خانه‌ها را در [[قرآن]] بیان کرده و فرموده است: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ}}»<ref>المراجعات، ص۹۳-۹۴.</ref>.


بر همین اساس است که [[سید شرف الدین]] نیز در کتاب مراجعات، به این دو آیه استناد و آن را دلیلی بر افضلیّت و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته است. ایشان پس از طرح این [[آیه شریفه]]، در ذیل آن می‌نویسد: «و مردان [[تسبیح]] گو [یعنی [[ائمه]]{{عم}}] کسانی هستند که [[خدای تعالی]] [درباره آنان] فرمود: {{متن قرآن|ي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ}} و خانه‌های ایشان همان خانه‌هایی است که [[خدای عزّوجلّ]] نام آن‌خانه‌ها را در [[قرآن]] بیان کرده و فرموده است: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ}}»<ref>المراجعات، ص۹۳-۹۴</ref>.
ایشان در حاشیه این سخن می‌فرماید: «از [[تفسیر]] [[مجاهد]] و یعقوب بن سفیان، درباره سخن [[خدای تعالی]] که فرمود: {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا}} از [[ابن عباس]] نقل می‌کنند که گفت: همانا [[دحیه]] کلبی [[روز جمعه]] از [[شام]] به میره آمد و نزد سنگ‌های زیت، بار بر [[زمین]] نهاد، سپس به طبل‌ها کوبید تا [[مردم]] متوجّه آمدنش شوند. پس مردم به سوی او شتافتند و [[پیامبر]] را در حالی که بر [[منبر]] ایستاده بود و [[خطبه]] می‌خواند ترک کردند به جز علی، حسن، حسین، [[فاطمه]]{{عم}}، [[سلمان]]، [[ابوذر]] و [[مقداد]]. پس پیامبر فرمود: «به تحقیق [[خداوند]] روز جمعه به [[مسجد]] من نظر افکند و اگر اینان نبودند، [[مدینه]] بر اهلش [[آتش]] می‌افروخت و همچون [[قوم لوط]] سنگ بر آنها می‌بارید و خداوند درباره کسانی که با [[رسول خدا]] در مسجد مانده بودند، این سخن خود را نازل فرمود که: {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ}}<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۶۷-۳۷۴.</ref>.


ایشان در حاشیه این سخن می‌فرماید: «از [[تفسیر]] [[مجاهد]] و [[یعقوب بن سفیان]]، درباره سخن [[خدای تعالی]] که فرمود: {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا}} از [[ابن عباس]] نقل می‌کنند که گفت: همانا [[دحیه]] کلبی [[روز جمعه]] از [[شام]] به میره آمد و نزد سنگ‌های زیت، بار بر [[زمین]] نهاد، سپس به طبل‌ها کوبید تا [[مردم]] متوجّه آمدنش شوند. پس مردم به سوی او شتافتند و [[پیامبر]] را در حالی که بر [[منبر]] ایستاده بود و [[خطبه]] می‌خواند ترک کردند به جز علی، حسن، حسین، [[فاطمه]]{{عم}}، [[سلمان]]، [[ابوذر]] و [[مقداد]] [[رضوان]] [[الله تعالی]] علیهم. پس پیامبر فرمود: «به تحقیق [[خداوند]] روز جمعه به [[مسجد]] من نظر افکند و اگر اینان نبودند، [[مدینه]] بر اهلش [[آتش]] می‌افروخت و هم‌چون [[قوم لوط]] سنگ بر آنها می‌بارید و خداوند درباره کسانی که با [[رسول خدا]] در مسجد مانده بودند، این سخن خود را نازل فرمود که: {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ}}.
=== دلالت بر [[امامت امام علی]]{{ع}} ===
 
پس از [[اثبات]] [[افضلیت]] آن حضرت، با استناد به قاعده عقلی [[لزوم]] تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و قبح [[تقدیم مفضول بر فاضل]]، امامت امام علی{{ع}} بروشنی ثابت خواهد شد<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۶۷-۳۷۴.</ref>
[[ثعلبی]] در [[تفسیر]] بزرگ خود، درباره معنای [[آیه]]، به سند خود از [[انس بن مالک]] و [[برید]] آورده است که گفتند: رسول خدا این آیه را قرائت فرمود که: {{متن قرآن| یُسَبِّحُ لَهُ فِیهٰا بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصٰالِ * رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ‌}} آن‌گاه [[ابوبکر]] برخاست و پرسید: ای رسول خدا، این [[بیت]] از آن [[بیوت]] است‌؟ در حالی که به [[خانه علی]] و فاطمه{{ع}} اشاره کرد. رسول خدا فرمود: «بله، از برترین‌های آنهاست»<ref>المراجعات، ص۹۴</ref>.
 
صحّت [[حدیث]] منقول از ثعلبی و دلالت آن بر [[افضلیّت]] و [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} پس از رسول خدا{{صل}}، پیش از این ثابت و معلوم شد که ادّعای [[ابن تیمیه]] مبنی بر اتّفاق نظر حدیث شناسان بر ساختگی بودن آن [[باطل]] و بی‌اساس است؛ از این‌رو [[پیروان]] ابن تیمیه برای [[فرار]] از این [[رسوایی]]، ادّعای او را در این باره [[تکرار]] نکرده‌اند.<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۶۷-۳۷۴.</ref>.
 
== مناقشات عامه ==
=== مناقشات ابن تیمیه ===
ابن تیمیه مطابق معمول خود، وجوهی را در اشکال به این [[استدلال]] مطرح کرده، می‌نویسد: «و پاسخ دارای وجوهی است:
# نخستین وجه: مطالبۀ دلیل بر صحّت این نقل است و به اتّفاق سنّیان و [[شیعیان]]، صرف منتسب ساختن آن به [[ثعلبی]] [[حجّت]] نیست و هر خبری که یکی از [[جمهور]] [[سنّیان ]][[روایت]] کند نزد تمامی آنها حجّت نخواهد بود، بلکه تمامی [[اندیشمندان]] و جمهور [[اهل]] [[سنّت]] بر این مطلب متّفقند که به آنچه ثعلبی و امثال وی [[روایت]] می‌کنند [[احتجاج]] نمی‌شود....
# وجه دوم: اینکه این [[حدیث]] از نظر حدیث پژوهان ساختگی است....
# وجه سوم: اینکه گفته شود [[آیه]] به اتّفاق همه [[مردم]] درباره [[مساجد]] است و [[بیت]] علی{{ع}} و غیر او به این صفت موصوف نیستند.
# وجه چهارم: اینکه گفته شود بیت [[پیامبر]]{{صل}}، به اتّفاق تمامی [[مسلمانان]]، از بیت علی{{ع}} [[افضل]] است و با این حال داخل در مراد این آیه نیست....
# وجه پنجم: اینکه منظور [[سخن پیامبر]]، بیت [[انبیاء]] است [که این][[دروغ]] است،؛ چراکه اگر چنین باشد، در این صورت برای سایر [[مؤمنان]] [[نصیبی]] در این اوصاف نخواهد بود، در حالی که فقره {{متن قرآن|یُسَبِّحُ لَهُ فِیها}} در برگیرنده همه کسانی است که دارای این ویژگی هستند.
# ششم: اینکه فقره {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} نکره موصوفه است و در آن تعیین وجود ندارد....
# هفتم: اینکه گفته شود اگر منظور شما از [[بیوت]] [[انبیا]] آنجایی است که پیامبر ساکن بوده است، پس در [[مدینه]] به غیر از خانه‌های [[همسران پیامبر]]{{صل}}، خانه‌ای در زمره [[خانه‌های انبیاء]] نخواهد بود؛ از این‌رو [[خانه علی]]{{ع}} داخل در آنها نمی‌شود و اگر منظورتان [[خانه]] هایی باشد که [[پیامبران]] در آن داخل شده‌اند، پس پیامبر به خانه‌های بسیاری از [[صحابه]] داخل شده است.
# وجه هشتم: اینکه گفته شود: سخن [علّامه] که گفت: «و مردانی که در [[قرآن]] از آنها یاد شده به این صفت موصوف‌اند که [[خرید و فروش]] و [[معامله]] آنها را از [[یاد خدا]] [[غافل]] نمی‌سازد»؛ در این آیه نکته‌ای نیست که دلالت کند بر اینکه این مردان افضل از دیگران هستند....
# و نهم اینکه اگر گفته شود: می‌پذیریم که این ویژگی دلالت می‌کند بر اینکه آنان نسبت به کسانی که چنین نیستند افضل‌اند، لیکن بر چه اساسی می‌گویی این ویژگی به علی{{ع}} اختصاص دارد؟
# و دهم اینکه اگر بپذیریم علی{{ع}} در این ویژگی افضل از دیگران است، بر چه اساسی می‌گویی این [[برتری]] موجب [[امامت]] است‌؟ اما درباره قاعده امتناع [[تقدیم مفضول بر افضل]] نیز باید گفت که اگر آن را بپذیریم، [[افضلیت]] باید در مجموع ویژگی‌های متناسب با [[امامت]] باشد<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۴ - ۶۸.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۵۶ ـ ۳۵۹.</ref>
 
==== نقد و بررسی مناقشات ابن تیمیه ====
[[عادت]] [[ابن تیمیه]] این است که در [[مقام]] اشکال، وجوه و عناوین متعدّدی بتراشد تا به [[مخاطب]] [[القا]] کند که سخن طرف مقابل دچار اشکالات فراوانی است. اما با بررسی مناقشات او روشن می‌شود که وی جز ساختگی دانستن [[حدیث]]، [[تفسیر به رأی]] و [[اجتهاد]] در مقابل نصّ‌، هیچ حرفی برای گفتن ندارد. تفسیر به رأی و [[اجتهادی]] که جز [[هوای نفس]]، [[تعصّب]]، [[جهل]] و [[عناد]] هیچ پایه و اساسی ندارد.
 
'''[[اعتبار حدیث]]'''
 
در اینجا نیز ابن تیمیه طبق معمول در صحّت حدیث تردید کرده و آن را ساختگی دانسته است. وی به صراحت [[ثعلبی]] و به تلویح [[راویان]] دیگر این حدیث را غیر قابل [[اعتماد]] معرّفی کرده است؛ اما باید توجّه داشت با این روشی که وی در پیش گرفته، همه و یا دست کم غالب [[مفسّران]] و حدیث پژوهان [[سنّی]] زیر سؤال خواهند رفت،؛ چراکه ابن تیمیه هر [[حدیثی]] را که بیان‌گر [[فضائل اهل بیت]]{{عم}} باشد جعلی می‌داند و هر اندیشمندی که یکی از این [[احادیث]] را نقل کرده باشد، غیرقابل اعتماد می‌شمارد. البتّه ما قبول داریم که هیچ یک از [[اندیشمندان]] سنّی قابل اعتماد نیستند، اما آیا [[اهل]] [[سنّت]] به این سخن ملتزم می‌شوند؟! وی ادّعا کرده است که به اتّفاق [[جمهور]] اهل سنّت، به [[روایات]] ثعلبی و امثال وی [[احتجاج]] نمی‌شود، اما آیا واقع چنین است‌؟ با اندکی بررسی و مراجعه به نظرات اندیشمندان صاحب نام و مشهور سنّی، به روشنی معلوم می‌شود که این ادّعای ابن تیمیه نیز [[دروغ]] و بی‌اساس است،؛ چراکه [[حافظان]] بزرگ اهل سنّت ثعلبی را بسیار ستوده‌اند و ضمن [[توثیق]] وی، در [[تفسیر آیات قرآن]] [[کریم]] بسیار به کلمات او استناد کرده‌اند. [[ابن خلّکان]] درباره ثعلبی و [[تفسیر]] وی می‌نویسد: «ابواسحاق أحمد بن محمّد بن ابراهیم [[ثعلبی نیشابوری]]، [[مفسّر]] مشهور، یگانۀ اهل [[زمان]] خود بود و تفسیر بزرگی نگاشته است که بر [[تفاسیر]] دیگر [[برتری]] دارد... [[ابوالقاسم قشیری]] گفت: [[پروردگار]] عزّوجلّ را در [[خواب]] دیدم که با من سخن می‌گفت و من نیز با او سخن می‌گفتم. در اثنای آن [[گفتگو]] بود که پروردگار تعالی اسمه گفت: «[[مرد]] [[نیکوکاری]] آمد». من دقّت کردم و دیدم که أحمد [[ثعلبی]] می‌آید!
 
و عبدالغافر بن اسماعیل [[فارسی]] در کتاب [[سیاق]] [[تاریخ]] [[نیشابور]] او را ذکر کرده و [[ستوده]] است و گفته: نقل او صحیح است و به او [[اعتماد]] می‌شود. از ابوطاهر بن [[خزیمه]] و [[امام]] [[ابوبکر]] بن مهران مقرئ [[حدیث]] کرده است. [[احادیث]] و [[اساتید]] وی فراوان است»<ref>وفیات الأعیان، ج۱، ص۷۹.</ref>.
 
[[ذهبی]] یکی از [[رجالیان]] و شرح حال نویسان نامی [[سنّی]]، در سال [[وفات]] ثعلبی می‌نویسد: «در آن سال ابواسحاق ثعلبی [[وفا]]ت کرده است و او [[حافظ]] و [[واعظ]] بود و در [[تفسیر]] و [[ادبیات عرب]] سر آمد و در [[دیان]]ت [[استوار]] بود»<ref>العبر فی خبر من غبر، ج۳، ص۱۶۱.</ref>.
 
[[صفدی]] می‌گوید: «حافظ و دانشمند و در ادبیات عرب ماهر و قابل اعتماد بود»<ref>الوافی بالوفیات، ج۷، ص۲۰۱.</ref>. یافعی نیز ثعلبی و تفسیرش را چنین توصیف می‌کند: «[[مفسّر]] مشهور و حافظ و واعظ بود و در تفسیر و ادبیات عرب سر آمد و در [[دیانت]] استوار و به سبب تفسیر بزرگش، بر سایر [[اهل]] [[تفاسیر]] [[برتری]] یافت»<ref>مرآة الجنان، ج۳، ص۶۳.</ref> و بالأخره [[سیوطی]] درباره وی می‌گوید: «او [[پیشوایی]] بزرگ، حافظ لغت و در ادبیّات [[عرب]] ماهر بود»<ref>بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین والنحاة، ج۱، ص۳۵۶، ش۶۸۶.</ref>.
 
بنابراین روشن است که ثعلبی نزد [[اندیشمندان]] بزرگ و صاحب نام سنّی مقبول و مورد اعتماد است و [[ابن تیمیه]] به [[دروغ]] و [[افترا]] ادّعا کرده است که به اتّفاق [[جمهور]] [[اهل سنّت]] به [[روایات]] ثعلبی [[احتجاج]] نمی‌شود! البته این افترا و [[دروغ‌پردازی]] تنها به ثعلبی ختم نمی‌شود و چنان که پیشتر گفتیم، این [[سیره]] [[ابن‌تیمیه]] است و او در [[مدح]] و ذمّ اندیشمندان و آثار آنها از [[خواهش‌های نفسانی]] خود [[پیروی]] می‌کند و به دلخواه خود نظر می‌دهد و چون مبنای [[درستی]] ندارد، دچار تناقض‌گویی بسیار می‌شود. به عنوان مثال، وی [[حاکم نیشابوری]] را بسیار می‌ستاید و در زمره [[حافظان]] بزرگ می‌شمارد و می‌گوید که وی نسبت به حالالت و [[سیره رسول خدا]]{{صل}}از سایرین [[اعلم]] است<ref>ر.ک: منهاج السنة، ج۷، ص۳۰۹.</ref> وی در موارد بسیاری نیز به [[مستدرک حاکم]] استناد و [[احتجاج]] می‌کند؛ اما آن‌گاه که [[عالمان]] [[بزرگوار]] [[شیعه]] به [[حدیثی]][[ احتجاج]] می‌کنند که [[حاکم]] آن را در مستدرک صحیح دانسته ـ و [[ذهبی]] نیز در [[تلخیص المستدرک]] با نظر وی موافقت کرده ـ است [[ابن تیمیه]] آن را نمی‌پذیرد و اسنادش را [[ضعیف]] می‌شمارد!<ref> منهاج السنة، ج۵، ص۱۶۹ و ج۷، ص۲۶۴. ابن تیمیه درباره «حاکم» می‌نویسد: {{عربی|إنّ الحاکم منسوب إلی التشیع... وهو یروی فی الأربعین أحادیث ضعیفة؛ بل موضوعة عند أئمة الحدیث}}.</ref>
 
وی حتی در برخورد با [[صحیح بخاری]] نیز [[رفتاری]] متناقض دارد. یعنی در موارد بسیاری به آن کتاب استناد و براساس آن [[احتجاج]] می‌کند<ref>{{عربی|فإنّه أبعد الکتابین عن الإنتقاد ولا یکاد یروی لفظاً فیه [[انتقاد]]... فهذا إمام فی صنعته}}؛ [[منهاج السنة]]، ج۷، ص۱۵۵.</ref> اما آن‌گاه که [[عالمان شیعه]] چیزی از آن نقل و به آن احتجاج می‌کنند، ابن تیمیه می‌گوید: در برخی طرق [[بخاری]] غلط وجود دارد<ref>منهاج السنة، ج۵، ص۱۰۱.</ref>.
 
شیوه برخورد ابن تیمیه با سایر [[اندیشمندان]] و متون نیز این چنین است و هر چند از کتابهایی نظیر [[مسند]] أحمد و [[سنن]] چهارگانه [[حدیث]] نقل می‌کند و به آنها [[اعتماد]] دارد، اما هر جا حدیثی برخلاف میل او باشد، به [[سرعت]] سخن پیشین خود را نقض می‌کند. این برخورد دو گانه درباره [[ثعلبی]] نیز وجود دارد. وی در موارد متعدّدی به نقل ثعلبی اعتماد می‌کند. مثلا در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمٰا خَلَقْنٰاکُمْ عَبَثاً}} با اعتماد به تفسیر ثعلبی می‌گوید: «همان‌طور که ثعلبی نیز آن را به اسناد خود در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمٰا خَلَقْنٰاکُمْ عَبَثاً}} از او نقل کرده است»<ref>منهاج السنة، ج۲، ص۱۴۴.</ref>.
 
با این حال وقتی ثعلبی چیزی نقل می‌کند که برخلاف میل ابن تیمیه است و عالمان شیعه به آن احتجاج می‌کنند، به [[طعن]] او و تفسیرش می‌پردازد و درباره وی می‌گوید: «ثعلب در زمره [[پیشوایان]] حدیثی که [[روایات صحیح]] و غیرصحیح را می‌شناسند نمی‌باشد تا اینکه گفته شود این حدیث نزد او صحیح است»<ref>منهاج السنة، ج۵، ص۳۵۶.</ref>.
 
ابن تیمیه در وجه دوم از اشکالات خود به [[استدلال]] مرحوم علّامه، باز هم مطابق معمول ادّعا می‌کند که این [[حدیث]] از دیدگاه [[حدیث]] پژوهان ساختگی است، اما باید دانست که همین حدیث را تعدادی از [[حافظان]] بزرگ و [[اندیشمندان]] سرشناس [[سنّی]] [[روایت]] کرده‌اند که از این میان می‌توان اندیشمندان صاحب نام زیر را نام برد:
# ابواسحاق [[ثعلبی]]<ref>تفسیر الثعلبی، ج۷، ص۱۰۷.</ref>؛
# [[ابوبکر]] [[ابن مردویه]]<ref>مناقب علیّ بن أبی‌طالب{{ع}} وما نزل من القرآن فی علیّ{{ع}}، ص۲۸۴، ح ۴۴۷.</ref>؛
# [[حاکم حسکانی]]<ref>شواهد التنزیل، ج۱، ص۵۳۴، ح ۵۶۸.</ref>؛
# [[جلال الدین سیوطی]]<ref>الدرّالمنثور، ج۵، ص۵۰.</ref>؛
# شهاب الدین [[آلوسی]]<ref>تفسیر الآلوسی، ج۱۸، ص۱۷۴.</ref>.
 
[[مفسّران]] و [[محدّثان]] فوق این حدیث را از پیشوایانی هم‌چون: [[[[أنس بن مالک]]]]، بُریده، [[أبوبرزه]] روایت کرده‌اند. در اسانید این حدیث نیز [[حفّاظ]] و [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهوری قرار دارند. برای نمونه حاکم حسکانی این حدیث را از [[ابوزرعه رازی]] روایت می‌کند و [[ابوزرعه]] از [[حافظ]] [[ابن عقده]] و او به سند خویش از [[ابان بن تغلب]]، از [[نفیع بن حارث]] و در نهایت از [[أنس بن مالک]] و بریده نقل می‌کند.
 
بناباین [[نقل حدیث]] توسّط حافظان بزرگ و صاحب نام سنّی از یک سو و تعدّد اسانید آن از سوی دیگر، موجب [[اطمینان به صدور]] این حدیث می‌شود. افزون بر آن‌که مضمون این حدیث، با [[احادیث]] فراوان دیگری که در این زمینه آمده است کاملا سازگاری دارد و همین مطلب قرینه محکم دیگری بر [[درستی]] آن به شمار می‌رود. در نتیجه استناد و [[احتجاج]] به این حدیث کاملاً صحیح و بدون اشکال است<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۵۹-۳۶۶. </ref>.
 
'''[[باطل]] بودن نظریه‌های معارض'''
 
در وجه سوم از اشکالات، [[ابن تیمیه]] ادّعا کرده بود که به اتّفاق همه [[مردم]]، [[آیه]] دربارۀ [[مساجد]] است و [[خانه امیرالمؤمنین]] و دیگران به صفت ذکر شده در آیه متّصف نمی‌شوند. باید توجّه داشت که ادّعای اتّفاق همگان درباره مصداق [[خانه]] هایی که در آیه ذکر شد، ادّعایی بسیار بزرگ و گزاف است و هرگز نمی‌توان چنین ادّعایی را ثابت کرد، بلکه برعکس، با مراجعه به [[تفاسیر]] سنّیان روشن می‌شود که درباره مراد [[خداوند]] از خانه‌های مذکور در [[آیه]]، اقوال متعدّدی وجود دارد و بر فرض اینکه عدّه‌ای چنین نظری داشته باشند، باز هم دیدگاه آنان مردود است،؛ چراکه این نظریه در مقابل [[نصّ صریح]] قرار دارد و [[حدیث شریف]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}}به صراحت بر بطلان آن دلالت می‌کند و در جایی که [[نصّ]] باشد، هیچ نظریه دیگری در مقابل آن پذیرفته نمی‌شود. از این‌رو [[آلوسی]] پس از ذکر این [[حدیث]] در ذیل [[آیه]] می‌گوید: مطلب اگر صحیح باشد، [[عدول]] از آن شایسته نیست<ref>تفسیر الآلوسی، ج۱۸، ص۱۷۴.</ref>.
 
از آنجا که براساس مطالب پیشین ثابت شد، حدیث مذکور، صحیح و قابل [[اعتماد]] است و می‌توان به صدور آن [[اطمینان]] داشت و به آن استناد کرد. پس هر نظریه دیگری در مقابل آن، [[اجتهاد در مقابل نصّ]] و [[باطل]] خواهد بود<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۶۶. </ref>.
 
=== مناقشه‌ای دیگر ===
برخی چنین ادعا کرده‌اند که: «[[سبب نزول]] این [[آیه]] آن است که [[رسول]] [[خدا]] [[روز جمعه]] [[خطبه]] می‌خواند. در این هنگام قافله‌ای آمد و وارد شد. [[مردم]] به سوی او از [[مسجد]] خارج شدند تا اینکه جز [[دوازده]] مرد کسی باقی نماند. آن‌گاه این آیه نازل شد. [[بخاری]] این مطلب را در صحیح... و مسلم نیز در صحیح خود... به نقل از [[جابر بن عبدالله]] آورده‌اند. [[حافظ]] [[ابویعلی]] گفت: [[زکریا بن یحیی]] از هشیم، از حصین، از [[سالم بن ابی‌جعد]]، و [[ابوسفیان]] از جابر بن عبدالله بر ما حدیث کرد که گفت: هنگامی که [[پیامبر]] روز جمعه خطبه می‌خواند، قافله‌ای به [[مدینه]] وارد شد. [[اصحاب رسول خدا]] به سوی او شتافتند تا اینکه جز دوازده مرد کسی همراه [[رسول خدا]] باقی نماند. آن‌گاه رسول خدا فرمود: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست اوست، اگر شما از آنان [[پیروی]] می‌کردید و کسی از شما باقی نمی‌ماند، [[سرزمین]] به صورت [[آتش]] بر شما جاری می‌شد» و این آیه نازل شد.
 
بنابراین آنچه، این ادعا که در مسجد جز علی، حسن، حسین، [[فاطمه]]{{عم}}، [[سلمان]]، [[ابوذر]] و [[مقداد]] کسی باقی نماند، صحیح نیست و نشانه‌های ساختگی بودن در این کلام آشکار است و به [[دانش]] بسیار و بحث طولانی نیازی نیست. این در حالی است که حسن و حسین{{عم}} در [[زمان]] [[حیات رسول خدا]]{{صل}} از کسانی نبودند که [[نماز جمعه]] بر آنان [[واجب]] باشد. (این در حالی است که حضور فرد غیر مکلّف در مسجد به هنگام [[خطبه]] نماز جمعه هیچ منع و بُعدی ندارد)<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۶۷-۳۷۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
 
# [[پرونده:202139.jpg|22px]] [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|'''تفسیر تسنیم''']]، ج۶۰
# [[پرونده:Jawahir-kalam-5.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵''']]
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|'''تفسیر اهل بیت''']]، ج۱۰
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۲۷٬۳۸۰

ویرایش