برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| (۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[بهمن]]|روز=[[28]]|سال=[[1403]]|کاربر=فرقانی}}
| |
| {{مدخل مرتبط | | {{مدخل مرتبط |
| | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی |
| | عنوان مدخل = | | | عنوان مدخل = |
| | مداخل مرتبط = [[آیه فی بیوت اذن الله]] | | | مداخل مرتبط = [[آیه فی بیوت اذن الله در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه فی بیوت اذن الله در حدیث]] - [[آیه فی بیوت اذن الله از دیدگاه اهل سنت]] |
| | پرسش مرتبط = | | | پرسش مرتبط = |
| }} | | }} |
| {{جعبه اطلاعات آیات نامدار | | {{جعبه اطلاعات آیات نامدار |
| | نام آیه = آیه فی بیوت اذن الله | | | نام آیه = آیه فی بیوت اذن الله |
| | نام تصویر = | | | نام تصویر = آیه 36 و 37 سوره نور.jpg |
| | توضیح تصویر = | | | توضیح تصویر = |
| | متن آیه = | | | متن آیه = |
| | معنی آیه = [این نور] در خانه هایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود | | | معنی آیه = [این نور] در خانه هایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود |
| | شماره آیه = 36 | | | شماره آیه = ۳۶ |
| | نام سوره = نور | | | نام سوره = نور |
| | شماره جزء = | | | شماره جزء = |
| خط ۲۱: |
خط ۲۰: |
| | نتایج آیه = | | | نتایج آیه = |
| }} | | }} |
| از جمله آیاتی که در اثبات افضلیت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و به تبع آن، امامت آن حضرت پس از [[رسول خدا]]{{صل}} به آن استناد شده، [[آیات]] ۳۶ و ۳۷ سورۀ مبارکه [[نور]] است. [[خدای تعالی]] در این دو [[آیه]] میفرماید: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ}}؛ [[نور خدا]] در خانههایی است که [[خدا]] [[اذن]] داده [تا نام، [[مقام]] و بناء ان] بالا برود و نامش در آنجا یاد شود و بامدادان و عصرگاهان او را [[تسبیح]] گویند. مردانی که هیچ [[داد و ستد]] و هیچ معاملهای آنان را از یاد [[خداوند]] سرگرم و [[غافل]] نمیسازد. بر اساس دستهای از [[روایات نبوی]]، مراد از "[[بیت]]"، [[خانههای انبیا]] و [[امامان معصوم]]{{عم}} و به ویژه [[خانه امام علی]]{{ع}} است که [[رسول خدا]]{{صل}} آن را [[افضل]] و [[برتر]] از همه [[خانهها]] میدانند. روشن است که با [[اثبات افضلیت امام]] علی{{ع}}،[[ امامت]] آن حضرت بر اساس [[حکم]] و بنای عقلا مبنی بر [[لزوم]] تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]]، نیز ثابت خواهد شد. | | |
| | از جمله آیاتی که در اثبات افضلیت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و به تبع آن، امامت آن حضرت پس از [[رسول خدا]]{{صل}} به آن استناد شده، [[آیات]] ۳۶ و ۳۷ سورۀ مبارکه [[نور]] است. [[خدای تعالی]] در این دو [[آیه]] میفرماید: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ}}؛ نور خدا در خانههایی است که [[خدا]] [[اذن]] داده (تا نام، [[مقام]] و بناء آن) بالا برود و نامش در آنجا یاد شود و بامدادان و عصرگاهان او را [[تسبیح]] گویند. مردانی که هیچ [[داد و ستد]] و هیچ معاملهای آنان را از یاد [[خداوند]] سرگرم و [[غافل]] نمیسازد. بر اساس دستهای از روایات نبوی، مراد از "[[بیت]]"، خانههای انبیا و [[امامان معصوم]]{{عم}} و به ویژه [[خانه امام علی]]{{ع}} است که [[رسول خدا]]{{صل}} آن را [[افضل]] و [[برتر]] از همه [[خانهها]] میدانند. روشن است که با [[اثبات افضلیت امام]] علی{{ع}}،[[ امامت]] آن حضرت بر اساس [[حکم]] و بنای عقلا مبنی بر [[لزوم]] تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]]، نیز ثابت خواهد شد. |
|
| |
|
| == شرح و [[تفسیر آیه]] == | | == شرح و [[تفسیر آیه]] == |
| '''[[نور]] ویژه [[الهی]] در خانههای بلند مرتبه'''
| | === [[نور]] ویژه [[الهی]] در خانههای بلند مرتبه === |
| | | نور رحمت خاص الهی، در خانههای رفیع و بلند مرتبه جای دارد {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} که به [[اذن]] [[خدای سبحان]] رفعت مقام یافتهاند! مراد از خانههای بلند مرتبه، مراکز [[عبادی]] مانند [[مساجد]]، مشاهد مشرف و حسینیه هاست که مؤمنان راستین در این مکانهای مقدس حضور مییابند و ذکر و [[تسبیح خدا]] میگویند؛ پس این [[خانهها]] همه مراکز عبادی را در بر میگیرند و به مسجد اختصاص ندارند از این رو [[خدا]] نام مسجد را در ردیف دیگر مراکز عبادی و مذهبی یاد میکند: {{متن قرآن|وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا}}؛ نور رحمت ویژه الهی، افزون بر مساجد، در مشاهد مشرف و حرم [[پیامبران]]{{عم}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز [[هدایتگر]] دلهاست و از الحاق خانههای پیامبران و [[امامان]]{{عم}}<ref>بر پایه روایات، کلمۀ «بیوت» در آیه مورد بحث ذوات نورانی حضرات معصومان{{عم}} و بیت معنوی نبوت و ولایت و ایمان را نیز در بر می گیرد.</ref> به مساجد بر میآید که [[نماز]] در حرم آنان - با اینکه به نوعی قبرستان است - نه تنها [[مکروه]] نیست، بلکه نظیر نماز در مسجد است و [[ثواب]] آن را دارد. |
| [[نور]] [[رحمت خاص الهی]]، در خانههای رفیع و بلند مرتبه جای دارد {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} که به [[اذن]] [[خدای سبحان]] رفعــت مـقـام یافتــهانــد! ایــن اذن میتواند جامع [[تکوین]] و [[تشریع]] باشد، اذن [[تکوینی]] بدین معناست کـه خـدای سبحان تكويناً [[مسجد]] و [[حرم]] و [[حسینیه]] را [[رفعت]] [[مقام]] بخشیده و کسی نمیتواند [[عظمت]] این [[مکانهای مقدس]] را کم کند؛ یا از بین ببرد و اذن [[تشریعی]] به [[اقامه نماز]] و دادن [[زکات]] در هر خانهای هست: {{متن قرآن|اقیموا الصَّلوةَ واتوا الزكوة}} اما اذن تكويني افزون بر اذن تشریعی برای مکانهای خاصی است.
| |
| | |
| مراد از خانههای بلند مرتبه، مراکز [[عبادی]] مانند [[مساجد]]، مشاهد مشرف و حسینیه هاست که [[مؤمنان راستین]] در این مکانهای مقدس حضور مییابند و ذکر و [[تسبیح خدا]] میگویند؛ پس این [[خانهها]] همه مراکز عبادی را در بر میگیرند و به مسجد اختصاص ندارند از این رو [[خدا]] نام مسجد را در ردیف دیگر مراکز عبادی و مذهبی یاد میکند {{متن قرآن|وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا}} نور [[رحمت ویژه الهی]]، افزون بر مساجد، در مشاهد مشرف و حرم [[پیامبران]]{{عم}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز [[هدایتگر]] دلهاست و از [[الحاق]] خانههای پیامبران و [[امامان]]{{عم}}<ref>بر پایه روایات، کلمۀ «بیوت» در آیه مورد بحث ذوات نورانی حضرات معصومان{عم}} و بیت معنوی نبوت و ولایت و ایمان را نیز در بر می گیرد</ref> به مساجد بر میآید که [[نماز]] در حرم آنان - با اینکه به نوعی [[قبرستان]] است - نه تنها [[مکروه]] نیست، بلکه نظیر نماز در مسجد است و [[ثواب]] آن را دارد. | |
| | |
| روشن است که رفعت بيوت [[الهی]]: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} از سنخ رفعت [[معنوی]] و [[عقلی]] است که در آیاتی مانند {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ}} آمده، نه رفعت مادی و [[حسّی]] که در آیاتی مانند {{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ}} آمده است. البته [[بیت الله الحرام]] ـ که [[پرچم اسلام]] بلند و سرامد: {{متن حدیث|جعله - سبحانه وتعالى - للإسلام عَلَماً}} <ref>نهج البلاغه، خطبه۱</ref>، {{متن حدیث|الإسلام يعلو ولا يعلى علیه}}<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه ج۴، ص۳۳۴</ref> و رمزی از برپا بودن آن است: {{متن حدیث|لا يزال الدين قائماً ما قامت الكعبة}} <ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۴، ص۲۷۱</ref> واجد هر دو [[رفعت]] است و ساختن بنایی بالاتر از آن [[مکروه]] است.{{متن حدیث|ولا ينبغي لأحد أن يرفع بناءً فوق الكعبة}} <ref>کلینی، الکافی، ج ۴، ص۲۳۰. یکی از وجوه در نامگذاری بیت الله الحرام به «کعبه» میتواند برجسته بودن این بنا باشد چنانکه برجستگی پا را کعب میگویند. (ر.ک) ابن فارس،معجم مقاييس اللغه، ج۵، ص۱۸۶؛ ازهری، تهذيب اللغه، ج ۱، ص۲۱۱، ک{{ع}}ب</ref>[[ راز]] [[رفعت]] این [[خانهها]] انتساب آنها به خداست؛ مکانهایی که جایگاه [[تسبیح]] و [[عبادت]] پروردگارند و کسانی در آنها حضور مییابند که [[اهل]] [[لهو و لعب]] نیستند.
| |
|
| |
|
| اهل [[ایمان]] هر صبح و [[شام]] در این [[مکانهای مقدس]] به [[ذکر خدا]] و تسبیح[[ حق]]، مشغولند {{متن قرآن|وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} تعبير {{متن قرآن|بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} دو احتمال دارد:
| | روشن است که رفعت بيوت [[الهی]]: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} از سنخ رفعت [[معنوی]] و [[عقلی]] است که در آیاتی مانند {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ}} آمده، نه رفعت مادی و [[حسّی]]. |
| #درباره عبادت خاص ([[نماز صبح]] و عصر) است.
| |
| #کنایه از دوام و استمرار است؛ یعنی همواره در این مکانها ذکر [[تسبیح خدا]] انجام میگیرد. [[ذکر کثیر]]، [[زمان]] خاص ندارد و هر چیزی اندازه ای دارد مگر [[یاد خدا]].
| |
|
| |
|
| چنانچه مراد از "غدو و آصال" دو [[وقت]] ویژه برای ذکر،[[ دعا]] و تسبیح باشد، وقت سومی نیز در [[آیات]] دیگر مورد [[تأیید]] قرار گرفته و آن نیمه شب و سَحَر است. <ref>ر.ک: سوره اسراء، آیه ۷۹؛ سوره مزمل، آیات ۲ - ۶</ref>
| | اهل [[ایمان]] هر صبح و [[شام]] در این مکانهای مقدس به [[ذکر خدا]] و تسبیح [[حق]]، مشغولاند: {{متن قرآن|وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} تعبير {{متن قرآن|بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} دو احتمال دارد: |
| | # درباره عبادت خاص (نماز صبح و عصر) است. |
| | # کنایه از دوام و استمرار است؛ یعنی همواره در این مکانها ذکر [[تسبیح خدا]] انجام میگیرد. ذکر کثیر، [[زمان]] خاص ندارد و هر چیزی اندازه ای دارد مگر [[یاد خدا]]. |
|
| |
|
| گفتنی است: اطلاق "[[بیت]]" بر [[کعبه]] و بر [[بیت معمور]]، از با سابقهترین اطلاقهاست در حالی که "بیتوته" در آنها مصداق نداشت.
| | چنانچه مراد از "غدو و آصال" دو وقت ویژه برای ذکر، [[دعا]] و تسبیح باشد، وقت سومی نیز در [[آیات]] دیگر مورد [[تأیید]] قرار گرفته و آن نیمه شب و سَحَر است<ref>ر.ک: سوره اسراء، آیه ۷۹؛ سوره مزمل، آیات ۲ - ۶.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۶۰، ص67 - 70.</ref> |
|
| |
|
| واژه "اصیل" به معنای غروب است که در [[قرآن کریم]] گاهی در مقابل "غدو" آمده است: {{متن قرآن|بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} و زمانی در برابر "بکره": {{متن قرآن|بُكْرَةً وَأَصِيلا}} <ref>ر.ک: راغب اصفهانی، مفردات، ص۷۸، «أ صل»</ref>البته برخی "اصیل" را ما بين عصر و [[مغرب]] دانستهاند. <ref>ر.ک: مجمع البحرین، ج ۵، ص۳۰۵؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۱۷، «أص ل»</ref>.<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج60، ص67 - 70</ref>
| | === صاحبان یا [[مهمانان]] خانههای بلند مرتبه === |
| | در خانههایی که [[خدا]] به آنها رفعت [[مقام]] بخشیده است، مردانی هستند که نه تنها آنان به بازیچه و بازیگری رو نمیآورند بازیچه و بازیگران نیز به سراغ ایشان نمیآیند بلکه هیچ [[بیع]] و تجارتی آنان را از [[یاد خدا]] و برپا داشتن [[نماز]] و دادن [[زکات]] [[غافل]] نمیکند {{متن قرآن|رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ}}. كلمه "رجال" از باب تغلیب است و به مردان اختصاص ندارد. اینان یا صاحبخانهاند یا مهمانهای صاحبخانه چون همواره با خدا در ارتباطند و به ذکر و [[تسبیح]] [[حق]] مشغولاند. هیچگونه روابط اقتصادی و [[اجتماعی]] و [[پست]] و مقامهای [[دنیایی]] آنان را سرگرم نمیکند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۶۰، ص69- 70.</ref>. |
|
| |
|
| '''صاحبان یا [[مهمانان]] خانههای بلند مرتبه'''
| | === مصداق [[بیوت]] در [[آیه]] === |
| | | "[[بیت]]" در این گونه از [[روایات]] از سنخ بنای [[حجر]] و مدر نیست، بلکه ناظر به [[مکتب]] خاص و فضیلت محوری مخصوص است. بر پایه این گونه روایات عنوان "بیوت" در {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ...}} تنها به بیوت ظاهری یعنی [[مساجد]] و مشاهد مشرف اختصاص ندارد و بیت [[معنوی]] [[نبوت]] و [[ولایت]] و [[ایمان]] را نیز در برمیگیرد و ذوات قدسی حضرات [[معصومان]]{{عم}}از مصادیق بارز آن بیوت رفیع هستند زیرا پایگاه راستین [[نور الهی]] و جایگاه اصلی یاد [[خدای سبحان]]، [[جان]] [[پاک]] [[مقربان]] است و روشن بودن مساجد ظاهری نیز در گرو حضور آن ذوات [[نورانی]] و پیروان راستین آنان در این مراکز [[دینی]] و [[عبادی]] است همانگونه که رفعت آن مراکز ظاهری دینی و عبادی از سنخ رفعت معنوی و [[عقلی]] است؛ نه رفعت مادی و [[حسّی]]<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۶۰، ص82.</ref>. |
| در خانههایی که [[خدا]] به آنها [[رفعت]] [[مقام]] بخشیده است، مردانی هستند که نه تنها آنان به بازیچه و بازیگری رو نمیآورند بازیچه و بازیگران نیز به سراغ ایشان نمیآیند بلکه هیچ [[بیع]] و تجارتی آنان را از [[یاد خدا]] و برپا داشتن [[نماز]] و دادن [[زکات]] [[غافل]] نمیکند {{متن قرآن|رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ}}. كلمه "[[رجال]]" از باب تغلیب است و به مردان اختصاص ندارد. اینان یا صاحبخانهاند یا مهمانهای صاحبخانه چون همواره با خدا در ارتباطند و به ذکر و [[تسبیح]][[ حق]] مشغولند. هیچگونه [[روابط اقتصادی]] و [[اجتماعی]] و [[پست]] و مقامهای [[دنیایی]] آنان را سرگرم نمیکند.
| |
| | |
| [[پیام]] وصف {{متن قرآن|لّا تُلْهِيهِمْ}} از رهنمود آيه {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ}} <ref>سوره مؤمنون، آیه ۳</ref>به مراتب بالاتر است چون در این [[آیه]]، میفرماید: [[مؤمنان]] از [[لهو و لعب]] ([[بازی]] و [[سرگرمی]])، دوری میجویند؛ ولی بر پایه [[آیات]] مورد بحث بازی و بازیگران به این مردان دسترسی ندارند؛ ایشان نه تنها لاهی نیستند، مُلهی هم نمیتواند آنان را به خود سرگرم کند؛ با اینکه در متن [[جامعه]] [[زندگی]] میکنند [[اهل]] بازی نیستند و کسی را هم به بازی نمیگیرند و بازیگران نیز به سراغشان نمیآیند؛ آنان نورهایی هستند که قلبشان [[عرش]] [[خدای رحمان]] است {{متن حدیث|إنّ قلب المؤمن عرش الرحمان}} <ref>مجلسی،محمدباقر، بحار الانوار، ج ۵۵</ref> و خدای [[رفیع الدرجات]] به ایشان رفعت درجه بخشیده و در [[جمال الهی]] غرقند.<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج60، ص69- 70</ref>
| |
| | |
| '''تفاوت بيع و [[تجارت]]'''
| |
| | |
| "[[تجارت]]" که [[تصرف]] در [[سرمایه]] به قصد فایده است به [[حرفه]] و [[شغل]] گفته میشود - البته گاهی مقصود از "تجارت"، اشترا و خریدن است؛ مانند کلمه تجارت در عبارتِ {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا}} <ref>سوره جمعه، آیه۱۱</ref>چون در آن صحنه، مقصود همان اشترا و خرید کالا بود <ref>ر.ک: الكشف و البیان، ج۷، ص۱۰۹، به نقل از واقدی</ref>؛ ولی "[[بیع]]" که دادن کالا و گرفتن بهای آن است، ناظر به [[داد و ستد]] و [[معامله]] فعلی است. گاهی حرفه و تجارت، مانع [[انسان]] از [[یاد خدا]] میشود؛ مانند کاسب و تاجری که هنگام [[نماز]] در مغازهاش نشسته و بیهیچ [[اشتغال]] فعلیای که بتوان آن را [[عذر ]][[شرعی]] شمرد، در [[نماز جماعت]] شرکت نمیکند؛ زمانی بیع و داد و ستد فعلی، مانع یاد خداست؛ یعنی هنگام وزن کالا و اشتغال به درآمد از یاد خدا [[غافل]] میشود و [[کمفروشی]] یا [[گرانفروشی]] میکند،[[ ربا]] میگیرد یا...... [[مؤمنان راستین]] نه تنها حرفهشان آنان را از نام و یاد خدا بازنمیدارد بلکه اشتغال فعلی و [[کسب درآمد]] آنی آنها نیز مانع یاد خدا نیست. آنان [[وقت]] نماز، بیع و تجارت را رها میکنند و به سوی [[مساجد]] میشتابند: {{متن قرآن|رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ}}
| |
| | |
| {{متن قرآن|ذِكْرِ اللَّهِ}} عام است و همه [[عبادات]] و [[اعمال]] [[قربی]] را شامل میشود و جمله {{متن قرآن|وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ}}، ذكر خاص پس از عام و نشانه [[عظمت]] و اهمیت نماز و [[زکات]] است؛ در عین حال ذکر نماز و زکات برای [[تمثیل]] است؛ نه تعیین؛ پس {{متن قرآن|ذِكْرِ اللَّهِ}}، [[واجبات]] دیگر را نیز شامل میشود و هیچ کاری مردان [[الهی]] را از انجام دادن و اجباتِ [[دینی]] بازنمیدارد و غافل نمیکند.
| |
| | |
| استاد [[علامه طباطبایی]] با بیان اینکه در عبارت یاد شده [[اقامه نماز]] به [[وظیفه]] [[عبودیت]] [[بنده]] در برابر [[خدا]] اشاره دارد و [[ایتاء زکات]] به وظیفه او در برابر [[خلق]]، از مقابله عبارت {{متن قرآن|ذِكْرِ اللَّهِ}} با عبارت {{متن قرآن|وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ}} با توجه به اینکه [[نماز]] و [[زکات]] به ویژه [[نماز]] {{عربی|ذکر الله}} هستند، چنین استفاده فرموده که مراد از {{متن قرآن|ذِكْرِ اللَّهِ}}، [[ذکر قلبی]] است و مراد از {{متن قرآن|وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ}}، ذکر عملی<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۵، ص۱۲۷-۱۲۸</ref>.<ref>جوادی [[آملی]]، عبدالله، [[تفسیر تسنیم]]، ج۶۰، ص۷۳</ref>
| |
| | |
| '''مصداق "[[بیوت]]" در [[آیه]]'''
| |
| | |
| "[[بیت]]" در این گونه از [[روایات]] از سنخ بنای [[حجر]] و مدر نیست، بلکه ناظر به [[مکتب]] خاص و [[فضیلت محوری]] مخصوص است. بر پایه این گونه روایات عنوان "بیوت" در {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ...}} تنها به بیوت ظاهری یعنی [[مساجد]] و مشاهد مشرف اختصاص ندارد و بیت [[معنوی]] [[نبوت]] و [[ولایت]] و [[ایمان]] را نیز در برمیگیرد و ذوات قدسی حضرات [[معصومان]]{{عم}}از مصادیق بارز آن بیوت رفیع هستند زیرا پایگاه [[راستین]] [[نور الهی]] و جایگاه اصلی یاد [[خدای سبحان]]، [[جان]] [[پاک]] [[مقربان]] است و روشن بودن مساجد ظاهری نیز در گرو حضور آن ذوات [[نورانی]] و [[پیروان راستین]] آنان در این مراکز [[دینی]] و [[عبادی]] است همانگونه که [[رفعت]] آن مراکز ظاهری دینی و عبادی از سنخ رفعت معنوی و [[عقلی]] است؛ نه رفعت مادی و [[حسّی]]. | |
| | |
| [[ثعلبی]] از علمای [[اهل]] ست، از برخی نقل کرده که بیوت مذکور در آیه مورد بحث، چهار مسجدی هستند که غیر از [[پیامبران]]{{عم}} کسی آنها را بنا نکرده است. آن چهار [[مسجد]] عبارتند از:
| |
| #[[کعبه]]: که [[ابراهیم خلیل]] و اسماعیل{{عم}} آن را بنا کردند
| |
| #[[بیت المقدس]]: که داوود و سليمان{{عم}} آن را ساختند
| |
| #[[مسجد مدینه]] ([[مسجد النبی]]): که [[پیامبر گرامی]]{{صل}} آن را بنا کرد
| |
| #[[مسجد قبا]]: که بر [[تقوا]] بنا نهاده شد و به دست [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ساخته شد. <ref>الكشف و البیان، ج۷، ص۱۰۷</ref>.<ref>جوادی [[آملی]]، عبدالله، [[تفسیر تسنیم]]، ج۶۰، ص82</ref>
| |
|
| |
|
| == [[احادیث]] مرتبط با آیه == | | == [[احادیث]] مرتبط با آیه == |
| [[روایات صحیح]] و معتبری در منابع [[فریقین]] در شءن [[نزول]] این [[آیه]] وارد شده که مصادیق "[[بیوت]]" و "[[رجال]]" در [[آیات]] مورد نظر را [[انبیا]]، [[ائمه هدی]] و به ویژه [[امیرالمؤمنین]]{{عم}} دانستهاند که در این بخش نمونههایی را نقل میکنیم
| | روایات صحیح و معتبری در منابع [[فریقین]] در شأن نزول این [[آیه]] وارد شده که مصادیق "[[بیوت]]" و "رجال" در [[آیات]] مورد نظر را [[انبیا]]، [[ائمه هدی]] و به ویژه [[امیرالمؤمنین]]{{عم}} دانستهاند.از جمله مهمترین این احادیث روایت ذیل است: «بریده گوید: «پیامبر اکرم{{صل}} این آیه: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} را خواند. مردی از جای خود بلند شد و پرسید: ای [[رسول خدا]]: منظور کدام [[خانهها]] است؟ حضرت فرمود: «خانههای انبیا. [[ابوبکر]] از جای خود بلند شد و در حالی که با دست به [[خانه علی]] و [[فاطمه]]{{عم}} اشاره میکرد، گفت: ای رسول خدا آیا این [[خانه]] از آنهاست؟ حضرت فرمود: آری بلکه این خانه [[برترین]] آن خانههاست»<ref>{{متن حدیث|عَن بُرَیدَهً قَالَ: قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ أَیُّ بُیُوتٍ هَذِهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ. فَقَامَ إِلَیْهِ أَبُوبَکْرٍ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا الْبَیْتُ مِنْهَا؟ وَ أَشَارَ إِلَی بَیْتِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهً؛ قَالَ: نَعَمْ مِنْ أَفْضَلِهَا.}}؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۲۵.</ref>.<ref>[[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|تفسیر اهل بیت]]، ج۱۰، ص۲۶۲.</ref> |
| | |
| === [[روایت]] [[محمد بن فضیل]] از [[امام کاظم]]{{ع}} ===
| |
| | |
| {{متن حدیث|مُحَمَّدُبنُ الفُضَیلِ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاالْحَسَنِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|فی بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ}} قَالَ بُیُوتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ بُیُوتُ عَلِیٍّ مِنْهَا}}
| |
| محمّد بن [[فضیل]] گوید: «از امام کاظم{{ع}} درباره آیه: {{متن حدیث|ي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ}} سؤال کردم، آن حضرت فرمود: «منظور خانههای [[پیامبر خدا]]{{صل}} است و سپس خانههای علی{{ع}} از آنهاست».<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۲۵؛ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۳۵۹</ref>
| |
| | |
| === روایت [[امام باقر]]{{ع}} ===
| |
| {{متن حدیث|عَنْ أَبِیجَعْفَرٍ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی: {{متن قرآن|فی بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ}} قَالَ: هِیَ بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ وَ بَیْتُ عَلِیٍّ مِنْهَا.}}
| |
| امام باقر{{ع}} میفرمایند: «... این [[خانهها]]، [[خانههای انبیا]] است که خانه علی نیز یکی از آنهاست».<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۲۷؛القمی، تفسیر علی بن ابراهیم، ج۲، ص۱۰۳؛ فرات الکوفی، تفسیر، ص۲۸۲</ref>
| |
| | |
| === روایت [[ابن عباس]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ===
| |
| {{متن حدیث|ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کنتُ....فَقُلتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْبُیُوتُ؟ فَقَالَ بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی مَنْزِلِ فَاطِمَهًَْ}}
| |
| [[ابنعبّاس]] گوید: «[[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} عرض کردم: «منظور کدام خانهها است»؟ آن حضرت فرمود: «خانه انبیا و با دست به خانه دخترش حضرت [[فاطمه]] اشاره کرد».<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۲۶؛الفضایل، ص۱۰۳</ref>
| |
| | |
| === [[روایت]] [[عیسی]] بن داوود از امام کاظم{{ع}} ===
| |
| {{متن حدیث|عِیسَیبْنِدَاوُدَ قَال: حَدَّثَنَا الْإِمَامُ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} قَالَ: بُیُوتُ آلِ مُحَمَّدٍ، بَیْتُ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهًَْ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ حَمْزَهًَْ وَ جَعْفَر ٍ. قُلْتُ: {{متن قرآن|بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}}، قَالَ: الصَّلَاهًُْ فِی أَوْقَاتِهَا. قَالَ: ثُمَّ وَصَفَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ: {{متن قرآن|رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ}}. قَالَ: هُمُ الرِّجَالُ لَمْ یَخْلِطِ اللَّهُ مَعَهُمْ غَیْرَهُمْ. ثُمَّ قَالَ: {{متن قرآن|لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ}} قَالَ: مَا اخْتَصَّهُمْ بِهِ مِنَ الْمَوَدَّهًِْ وَ الطَّاعَهًِْ الْمَفْرُوضَهًِْ وَ صَیَّرَ مَأْوَاهُمُ الْجَنَّهًَْ وَ اللهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ.}}
| |
| عیسی بن داوود گوید: «[[امام کاظم]] از پدر بزرگوارش{{عم}} روایت فرمود: منظور [[خداوند]] در [[آیه]]: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}}، خانه [[آل محمّد]]، خانه علی و [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}، [[حمزه]] و جعفر است. عرض کردم: منظور از {{متن قرآن|بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} چیست»؟ فرمود: [[نماز اول وقت]]. آنگاه [[خداوند متعال]] آنان را اینگونه وصف کرد: {{متن قرآن|رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ}}؛ آنان مردانی هستند که خداوند آنان را با دیگران در نیامیخته است. سپس آن حضرت به آیه: {{متن قرآن|لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ}}؛ اشاره کرد و فرمود: مراد، [[مودّت]] و [[دوستی]] و [[اطاعت]] واجبی است که خداوند به آنان اختصاص داده و جایگاهشان را [[بهشت]] قرار داده است و [[خدا]] هر که را خواهد بیحساب روزی دهد».<ref>[[مجلسی]]، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۲۶؛ [[تأویل]] الآیات الظاهرهًْ، ص۳۵۹</ref>
| |
| | |
| === [[روایت]] [[امام باقر]]{{ع}} ===
| |
| {{متن حدیث|إِنَّمَا الْحُجَّهًُْ فِی آلِ إِبْرَاهِیمَ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا}} فَالْحُجَّهًُْ الْأَنْبِیَاءُ وَ أَهْلُ بُیُوتَاتِ الْأَنْبِیَاءِ حَتَّی تَقُومَ السَّاعَهًُْ لِأَنَّ کِتَابَ اللَّهِ یَنْطِقُ بِذَلِکَ وَصِیَّهًُْ اللَّهِ بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ الَّتِی وَضَعَهَا عَلَی النَّاسِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} وَ هِیَ بُیُوتَاتُ الْأَنْبِیَاءِ وَ الرُّسُلِ وَ الْحُکَمَاءِ وَ أَئِمَّهًِْ الْهُدَی{{عم}}}}
| |
| امام باقر{{ع}} میفرمایند: «و [[حجّت]] تنها در [[خاندان ابراهیم]] است؛ به دلیل گفتار [[خدای عزّوجلّ]]: ما به [[آل ابراهیم]]، کتاب و [[حکمت]] دادیم و [[حکومت]] عظیمی در [[اختیار]] آنها قرار دادیم. بر اساس این [[آیه]]، [[حجّت خدا]]، [[پیامبران]] و خانوادههای پیامبران هستند تا روزی که [[رستاخیز]] برپا شود؛ زیرا [[کتاب خدا]] بدان گویا است، و [[وصیّت]] خداست که [[حجّتهای الهی]] از همدیگرند؛ آنان که [[خداوند]] بر [[مردم]] فرمانروایشان کرده و فرموده است: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} و آنها خانههای پیامبران و [[رسولان]] و [[حکیمان]] و [[امامان]] [[راهنما]] است. <ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۸، ص۱۱۹</ref>
| |
| | |
| === روایت بریده از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ===
| |
| {{متن حدیث|عَن بُرَیدَهًْ قَالَ: قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ أَیُّ بُیُوتٍ هَذِهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ. فَقَامَ إِلَیْهِ أَبُوبَکْرٍ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا الْبَیْتُ مِنْهَا؟ وَ أَشَارَ إِلَی بَیْتِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهًَْ؛ قَالَ: نَعَمْ مِنْ أَفْضَلِهَا.}} | |
| بریده گوید: «پیامبر اکرم{{صل}} این آیه: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ}} را خواند. مردی از جای خود بلند شد و پرسید: ای [[رسول خدا]]: منظور کدام [[خانهها]] است؟ حضرت فرمود: «خانههای انبیا. [[ابوبکر]] از جای خود بلند شد و در حالی که با دست به [[خانه علی]] و [[فاطمه]]{{عم}} اشاره میکرد، گفت: ای رسول خدا آیا این [[خانه]] از آنها است؟ حضرت فرمود: آری بلکه این خانه [[برترین]] آن خانهها است».<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۲۵</ref>.<ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱۰، ص۲۶۲ </ref>
| |
|
| |
|
| == دلالت آیه == | | == دلالت آیه == |
| === دلالت بر افضلیت امام علی{{ع}} === | | === دلالت بر افضلیت امام علی{{ع}} === |
| بر اساس روایاتی که در تفسیر آیه در منابع شیعه و اهل سنت آمده، افضلیت امام علی{{ع}} بر دیگران قابل اثبات است. | | بر اساس روایاتی که در تفسیر آیه در منابع شیعه و اهل سنت آمده، افضلیت امام علی{{ع}} بر دیگران قابل اثبات است. به عنوان نمونه: ثعلبی به إسناد خود از [[انس بن مالک]] و بریده نقل میکند که گفتند: رسول خدا{{صل}}این آیه را قرائت فرمود. آنگاه مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا، منظور از این [[خانهها]] کدامند؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: «خانههای انبیاء». [[ابوبکر]] برخاست و گفت: ای رسول خدا، این [[خانه]] از آن جمله است؟ (یعنی [[خانه علی]] و [[فاطمه]]{{س}}) پیامبر{{صل}}فرمود: «آری، از [[برترین]] آن خانههاست». و در آن خانهها مردانی را توصیف کرده به آنچه که بر [[افضلیّت]] آنها دلالت دارد. پس علی{{ع}} [[امام]] است والّا تقدیم مفضول بر فاصل لازم میآید»<ref>علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref> |
|
| |
|
| به عنوان نمونه: ثعلبی به إسناد خود از [[انس بن مالک]] و بریده نقل میکند که گفتند: رسول خدا{{صل}}این آیه را قرائت فرمود. آنگاه مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا، منظور از این [[خانهها]] کدامند؟ [[پیامبر]]{{صل}}فرمودند: «[[خانههای انبیاء]]». [[ابوبکر]] برخاست و گفت: ای رسول خدا، این [[خانه]] از آن جمله است؟ (یعنی [[خانه علی]] و [[فاطمه]]{{س}}) پیامبر{{صل}}فرمود: «آری، از [[برترین]] آن خانههاست». [[و]] در آن خانهها مردانی را توصیف کرده به آنچه که بر [[افضلیّت]] آنها دلالت دارد. پس علی{{ع}} [[امام]] است والّا [[تقدیم مفضول]] بر فاصل لازم میآید»<ref>علامه حلی، [[منهاج]] الکرامة، ص۱۲۱</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶</ref>
| | بر همین اساس است که [[سید شرف الدین]] نیز در کتاب مراجعات، به این دو آیه استناد و آن را دلیلی بر افضلیّت و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته است. ایشان پس از طرح این [[آیه شریفه]]، در ذیل آن مینویسد: «و مردان [[تسبیح]] گو [یعنی [[ائمه]]{{عم}}] کسانی هستند که [[خدای تعالی]] [درباره آنان] فرمود: {{متن قرآن|في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ}} و خانههای ایشان همان خانههایی است که [[خدای عزّوجلّ]] نام آنخانهها را در [[قرآن]] بیان کرده و فرموده است: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ}}»<ref>المراجعات، ص۹۳-۹۴.</ref>. |
|
| |
|
| بر همین اساس است که [[سید شرف الدین]] نیز در کتاب مراجعات، به این دو آیه استناد و آن را دلیلی بر افضلیّت و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته است. ایشان پس از طرح این [[آیه شریفه]]، در ذیل آن مینویسد: «و مردان [[تسبیح]] گو [یعنی [[ائمه]]{{عم}}] کسانی هستند که [[خدای تعالی]] [درباره آنان] فرمود: {{متن قرآن|ي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ}} و خانههای ایشان همان خانههایی است که [[خدای عزّوجلّ]] نام آنخانهها را در [[قرآن]] بیان کرده و فرموده است: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ}}»<ref>المراجعات، ص۹۳-۹۴</ref>.
| | ایشان در حاشیه این سخن میفرماید: «از [[تفسیر]] [[مجاهد]] و یعقوب بن سفیان، درباره سخن [[خدای تعالی]] که فرمود: {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا}} از [[ابن عباس]] نقل میکنند که گفت: همانا [[دحیه]] کلبی [[روز جمعه]] از [[شام]] به میره آمد و نزد سنگهای زیت، بار بر [[زمین]] نهاد، سپس به طبلها کوبید تا [[مردم]] متوجّه آمدنش شوند. پس مردم به سوی او شتافتند و [[پیامبر]] را در حالی که بر [[منبر]] ایستاده بود و [[خطبه]] میخواند ترک کردند به جز علی، حسن، حسین، [[فاطمه]]{{عم}}، [[سلمان]]، [[ابوذر]] و [[مقداد]]. پس پیامبر فرمود: «به تحقیق [[خداوند]] روز جمعه به [[مسجد]] من نظر افکند و اگر اینان نبودند، [[مدینه]] بر اهلش [[آتش]] میافروخت و همچون [[قوم لوط]] سنگ بر آنها میبارید و خداوند درباره کسانی که با [[رسول خدا]] در مسجد مانده بودند، این سخن خود را نازل فرمود که: {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ}}<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۶۷-۳۷۴.</ref>. |
| | |
| ایشان در حاشیه این سخن میفرماید: «از [[تفسیر]] [[مجاهد]] و [[یعقوب بن سفیان]]، درباره سخن [[خدای تعالی]] که فرمود: {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا}} از [[ابن عباس]] نقل میکنند که گفت: همانا [[دحیه]] کلبی [[روز جمعه]] از [[شام]] به میره آمد و نزد سنگهای زیت، بار بر [[زمین]] نهاد، سپس به طبلها کوبید تا [[مردم]] متوجّه آمدنش شوند. پس مردم به سوی او شتافتند و [[پیامبر]] را در حالی که بر [[منبر]] ایستاده بود و [[خطبه]] میخواند ترک کردند به جز علی، حسن، حسین، [[فاطمه]]{{عم}}، [[سلمان]]، [[ابوذر]] و [[مقداد]]. پس پیامبر فرمود: «به تحقیق [[خداوند]] روز جمعه به [[مسجد]] من نظر افکند و اگر اینان نبودند، [[مدینه]] بر اهلش [[آتش]] میافروخت و همچون [[قوم لوط]] سنگ بر آنها میبارید و خداوند درباره کسانی که با [[رسول خدا]] در مسجد مانده بودند، این سخن خود را نازل فرمود که: {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ}<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۶۷-۳۷۴.</ref>. | |
|
| |
|
| === دلالت بر [[امامت امام علی]]{{ع}} === | | === دلالت بر [[امامت امام علی]]{{ع}} === |
| پس از [[اثبات]] [[افضلیت]] آن حضرت، با استناد به [[قاعده عقلی]] [[لزوم]] تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و [[قبح]] [[تقدیم مفضول بر فاضل]]، امامت امام علی{{ع}} بروشنی ثابت خواهد شد<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۶۷-۳۷۴.</ref> | | پس از [[اثبات]] [[افضلیت]] آن حضرت، با استناد به قاعده عقلی [[لزوم]] تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و قبح [[تقدیم مفضول بر فاضل]]، امامت امام علی{{ع}} بروشنی ثابت خواهد شد<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۶۷-۳۷۴.</ref> |
| | |
| == مناقشات عامه ==
| |
| === مناقشات ابن تیمیه ===
| |
| ابن تیمیه مطابق معمول خود، وجوهی را در اشکال به این [[استدلال]] مطرح کرده، مینویسد: «و پاسخ دارای وجوهی است:
| |
| # نخستین وجه: مطالبۀ دلیل بر صحّت این نقل است و به اتّفاق سنّیان و [[شیعیان]]، صرف منتسب ساختن آن به [[ثعلبی]] [[حجّت]] نیست و هر خبری که یکی از [[جمهور]] [[سنّیان ]][[روایت]] کند نزد تمامی آنها حجّت نخواهد بود، بلکه تمامی [[اندیشمندان]] و جمهور [[اهل]] [[سنّت]] بر این مطلب متّفقند که به آنچه ثعلبی و امثال وی [[روایت]] میکنند [[احتجاج]] نمیشود....
| |
| # وجه دوم: اینکه این [[حدیث]] از نظر حدیث پژوهان ساختگی است....
| |
| # وجه سوم: اینکه گفته شود [[آیه]] به اتّفاق همه [[مردم]] درباره [[مساجد]] است و [[بیت]] علی{{ع}} و غیر او به این صفت موصوف نیستند.
| |
| # وجه چهارم: اینکه گفته شود بیت [[پیامبر]]{{صل}}، به اتّفاق تمامی [[مسلمانان]]، از بیت علی{{ع}} [[افضل]] است و با این حال داخل در مراد این آیه نیست....
| |
| # وجه پنجم: اینکه منظور [[سخن پیامبر]]، بیت [[انبیاء]] است [که این][[دروغ]] است،؛ چراکه اگر چنین باشد، در این صورت برای سایر [[مؤمنان]] [[نصیبی]] در این اوصاف نخواهد بود، در حالی که فقره {{متن قرآن|یُسَبِّحُ لَهُ فِیها}} در برگیرنده همه کسانی است که دارای این ویژگی هستند.
| |
| # ششم: اینکه فقره {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ}} نکره موصوفه است و در آن تعیین وجود ندارد....
| |
| # هفتم: اینکه گفته شود اگر منظور شما از [[بیوت]] [[انبیا]] آنجایی است که پیامبر ساکن بوده است، پس در [[مدینه]] به غیر از خانههای [[همسران پیامبر]]{{صل}}، خانهای در زمره [[خانههای انبیاء]] نخواهد بود؛ از اینرو [[خانه علی]]{{ع}} داخل در آنها نمیشود و اگر منظورتان [[خانه]] هایی باشد که [[پیامبران]] در آن داخل شدهاند، پس پیامبر به خانههای بسیاری از [[صحابه]] داخل شده است.
| |
| # وجه هشتم: اینکه گفته شود: سخن [علّامه] که گفت: «و مردانی که در [[قرآن]] از آنها یاد شده به این صفت موصوفاند که [[خرید و فروش]] و [[معامله]] آنها را از [[یاد خدا]] [[غافل]] نمیسازد»؛ در این آیه نکتهای نیست که دلالت کند بر اینکه این مردان افضل از دیگران هستند....
| |
| # و نهم اینکه اگر گفته شود: میپذیریم که این ویژگی دلالت میکند بر اینکه آنان نسبت به کسانی که چنین نیستند افضلاند، لیکن بر چه اساسی میگویی این ویژگی به علی{{ع}} اختصاص دارد؟
| |
| # و دهم اینکه اگر بپذیریم علی{{ع}} در این ویژگی افضل از دیگران است، بر چه اساسی میگویی این [[برتری]] موجب [[امامت]] است؟ اما درباره قاعده امتناع [[تقدیم مفضول بر افضل]] نیز باید گفت که اگر آن را بپذیریم، [[افضلیت]] باید در مجموع ویژگیهای متناسب با [[امامت]] باشد<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۴ - ۶۸.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۵۶ ـ ۳۵۹.</ref>
| |
| | |
| ==== نقد و بررسی مناقشات ابن تیمیه ====
| |
| [[عادت]] [[ابن تیمیه]] این است که در [[مقام]] اشکال، وجوه و عناوین متعدّدی بتراشد تا به [[مخاطب]] [[القا]] کند که سخن طرف مقابل دچار اشکالات فراوانی است. اما با بررسی مناقشات او روشن میشود که وی جز ساختگی دانستن [[حدیث]]، [[تفسیر به رأی]] و [[اجتهاد]] در مقابل نصّ، هیچ حرفی برای گفتن ندارد. تفسیر به رأی و [[اجتهادی]] که جز [[هوای نفس]]، [[تعصّب]]، [[جهل]] و [[عناد]] هیچ پایه و اساسی ندارد.
| |
| | |
| '''[[اعتبار حدیث]]'''
| |
| | |
| در اینجا نیز ابن تیمیه طبق معمول در صحّت حدیث تردید کرده و آن را ساختگی دانسته است. وی به صراحت [[ثعلبی]] و به تلویح [[راویان]] دیگر این حدیث را غیر قابل [[اعتماد]] معرّفی کرده است؛ اما باید توجّه داشت با این روشی که وی در پیش گرفته، همه و یا دست کم غالب [[مفسّران]] و حدیث پژوهان [[سنّی]] زیر سؤال خواهند رفت،؛ چراکه ابن تیمیه هر [[حدیثی]] را که بیانگر [[فضائل اهل بیت]]{{عم}} باشد جعلی میداند و هر اندیشمندی که یکی از این [[احادیث]] را نقل کرده باشد، غیرقابل اعتماد میشمارد. البتّه ما قبول داریم که هیچ یک از [[اندیشمندان]] سنّی قابل اعتماد نیستند، اما آیا [[اهل]] [[سنّت]] به این سخن ملتزم میشوند؟! وی ادّعا کرده است که به اتّفاق [[جمهور]] اهل سنّت، به [[روایات]] ثعلبی و امثال وی [[احتجاج]] نمیشود، اما آیا واقع چنین است؟ با اندکی بررسی و مراجعه به نظرات اندیشمندان صاحب نام و مشهور سنّی، به روشنی معلوم میشود که این ادّعای ابن تیمیه نیز [[دروغ]] و بیاساس است،؛ چراکه [[حافظان]] بزرگ اهل سنّت ثعلبی را بسیار ستودهاند و ضمن [[توثیق]] وی، در [[تفسیر آیات قرآن]] [[کریم]] بسیار به کلمات او استناد کردهاند. [[ابن خلّکان]] درباره ثعلبی و [[تفسیر]] وی مینویسد: «ابواسحاق أحمد بن محمّد بن ابراهیم [[ثعلبی نیشابوری]]، [[مفسّر]] مشهور، یگانۀ اهل [[زمان]] خود بود و تفسیر بزرگی نگاشته است که بر [[تفاسیر]] دیگر [[برتری]] دارد... [[ابوالقاسم قشیری]] گفت: [[پروردگار]] عزّوجلّ را در [[خواب]] دیدم که با من سخن میگفت و من نیز با او سخن میگفتم. در اثنای آن [[گفتگو]] بود که پروردگار تعالی اسمه گفت: «[[مرد]] [[نیکوکاری]] آمد». من دقّت کردم و دیدم که أحمد [[ثعلبی]] میآید!
| |
| | |
| و عبدالغافر بن اسماعیل [[فارسی]] در کتاب [[سیاق]] [[تاریخ]] [[نیشابور]] او را ذکر کرده و [[ستوده]] است و گفته: نقل او صحیح است و به او [[اعتماد]] میشود. از ابوطاهر بن [[خزیمه]] و [[امام]] [[ابوبکر]] بن مهران مقرئ [[حدیث]] کرده است. [[احادیث]] و [[اساتید]] وی فراوان است»<ref>وفیات الأعیان، ج۱، ص۷۹.</ref>.
| |
| | |
| [[ذهبی]] یکی از [[رجالیان]] و شرح حال نویسان نامی [[سنّی]]، در سال [[وفات]] ثعلبی مینویسد: «در آن سال ابواسحاق ثعلبی [[وفا]]ت کرده است و او [[حافظ]] و [[واعظ]] بود و در [[تفسیر]] و [[ادبیات عرب]] سر آمد و در [[دیان]]ت [[استوار]] بود»<ref>العبر فی خبر من غبر، ج۳، ص۱۶۱.</ref>.
| |
| | |
| [[صفدی]] میگوید: «حافظ و دانشمند و در ادبیات عرب ماهر و قابل اعتماد بود»<ref>الوافی بالوفیات، ج۷، ص۲۰۱.</ref>. یافعی نیز ثعلبی و تفسیرش را چنین توصیف میکند: «[[مفسّر]] مشهور و حافظ و واعظ بود و در تفسیر و ادبیات عرب سر آمد و در [[دیانت]] استوار و به سبب تفسیر بزرگش، بر سایر [[اهل]] [[تفاسیر]] [[برتری]] یافت»<ref>مرآة الجنان، ج۳، ص۶۳.</ref> و بالأخره [[سیوطی]] درباره وی میگوید: «او [[پیشوایی]] بزرگ، حافظ لغت و در ادبیّات [[عرب]] ماهر بود»<ref>بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین والنحاة، ج۱، ص۳۵۶، ش۶۸۶.</ref>.
| |
| | |
| بنابراین روشن است که ثعلبی نزد [[اندیشمندان]] بزرگ و صاحب نام سنّی مقبول و مورد اعتماد است و [[ابن تیمیه]] به [[دروغ]] و [[افترا]] ادّعا کرده است که به اتّفاق [[جمهور]] [[اهل سنّت]] به [[روایات]] ثعلبی [[احتجاج]] نمیشود! البته این افترا و [[دروغپردازی]] تنها به ثعلبی ختم نمیشود و چنان که پیشتر گفتیم، این [[سیره]] [[ابنتیمیه]] است و او در [[مدح]] و ذمّ اندیشمندان و آثار آنها از [[خواهشهای نفسانی]] خود [[پیروی]] میکند و به دلخواه خود نظر میدهد و چون مبنای [[درستی]] ندارد، دچار تناقضگویی بسیار میشود. به عنوان مثال، وی [[حاکم نیشابوری]] را بسیار میستاید و در زمره [[حافظان]] بزرگ میشمارد و میگوید که وی نسبت به حالالت و [[سیره رسول خدا]]{{صل}}از سایرین [[اعلم]] است<ref>ر.ک: منهاج السنة، ج۷، ص۳۰۹.</ref> وی در موارد بسیاری نیز به [[مستدرک حاکم]] استناد و [[احتجاج]] میکند؛ اما آنگاه که [[عالمان]] [[بزرگوار]] [[شیعه]] به [[حدیثی]][[ احتجاج]] میکنند که [[حاکم]] آن را در مستدرک صحیح دانسته ـ و [[ذهبی]] نیز در [[تلخیص المستدرک]] با نظر وی موافقت کرده ـ است [[ابن تیمیه]] آن را نمیپذیرد و اسنادش را [[ضعیف]] میشمارد!<ref> منهاج السنة، ج۵، ص۱۶۹ و ج۷، ص۲۶۴. ابن تیمیه درباره «حاکم» مینویسد: {{عربی|إنّ الحاکم منسوب إلی التشیع... وهو یروی فی الأربعین أحادیث ضعیفة؛ بل موضوعة عند أئمة الحدیث}}.</ref>
| |
| | |
| وی حتی در برخورد با [[صحیح بخاری]] نیز [[رفتاری]] متناقض دارد. یعنی در موارد بسیاری به آن کتاب استناد و براساس آن [[احتجاج]] میکند<ref>{{عربی|فإنّه أبعد الکتابین عن الإنتقاد ولا یکاد یروی لفظاً فیه [[انتقاد]]... فهذا إمام فی صنعته}}؛ [[منهاج السنة]]، ج۷، ص۱۵۵.</ref> اما آنگاه که [[عالمان شیعه]] چیزی از آن نقل و به آن احتجاج میکنند، ابن تیمیه میگوید: در برخی طرق [[بخاری]] غلط وجود دارد<ref>منهاج السنة، ج۵، ص۱۰۱.</ref>.
| |
| | |
| شیوه برخورد ابن تیمیه با سایر [[اندیشمندان]] و متون نیز این چنین است و هر چند از کتابهایی نظیر [[مسند]] أحمد و [[سنن]] چهارگانه [[حدیث]] نقل میکند و به آنها [[اعتماد]] دارد، اما هر جا حدیثی برخلاف میل او باشد، به [[سرعت]] سخن پیشین خود را نقض میکند. این برخورد دو گانه درباره [[ثعلبی]] نیز وجود دارد. وی در موارد متعدّدی به نقل ثعلبی اعتماد میکند. مثلا در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمٰا خَلَقْنٰاکُمْ عَبَثاً}} با اعتماد به تفسیر ثعلبی میگوید: «همانطور که ثعلبی نیز آن را به اسناد خود در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمٰا خَلَقْنٰاکُمْ عَبَثاً}} از او نقل کرده است»<ref>منهاج السنة، ج۲، ص۱۴۴.</ref>.
| |
| | |
| با این حال وقتی ثعلبی چیزی نقل میکند که برخلاف میل ابن تیمیه است و عالمان شیعه به آن احتجاج میکنند، به [[طعن]] او و تفسیرش میپردازد و درباره وی میگوید: «ثعلب در زمره [[پیشوایان]] حدیثی که [[روایات صحیح]] و غیرصحیح را میشناسند نمیباشد تا اینکه گفته شود این حدیث نزد او صحیح است»<ref>منهاج السنة، ج۵، ص۳۵۶.</ref>.
| |
| | |
| ابن تیمیه در وجه دوم از اشکالات خود به [[استدلال]] مرحوم علّامه، باز هم مطابق معمول ادّعا میکند که این [[حدیث]] از دیدگاه [[حدیث]] پژوهان ساختگی است، اما باید دانست که همین حدیث را تعدادی از [[حافظان]] بزرگ و [[اندیشمندان]] سرشناس [[سنّی]] [[روایت]] کردهاند که از این میان میتوان اندیشمندان صاحب نام زیر را نام برد:
| |
| # ابواسحاق [[ثعلبی]]<ref>تفسیر الثعلبی، ج۷، ص۱۰۷.</ref>؛
| |
| # [[ابوبکر]] [[ابن مردویه]]<ref>مناقب علیّ بن أبیطالب{{ع}} وما نزل من القرآن فی علیّ{{ع}}، ص۲۸۴، ح ۴۴۷.</ref>؛
| |
| # [[حاکم حسکانی]]<ref>شواهد التنزیل، ج۱، ص۵۳۴، ح ۵۶۸.</ref>؛
| |
| # [[جلال الدین سیوطی]]<ref>الدرّالمنثور، ج۵، ص۵۰.</ref>؛
| |
| # شهاب الدین [[آلوسی]]<ref>تفسیر الآلوسی، ج۱۸، ص۱۷۴.</ref>.
| |
| | |
| [[مفسّران]] و [[محدّثان]] فوق این حدیث را از پیشوایانی همچون: [[[[أنس بن مالک]]]]، بُریده، [[أبوبرزه]] روایت کردهاند. در اسانید این حدیث نیز [[حفّاظ]] و [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهوری قرار دارند. برای نمونه حاکم حسکانی این حدیث را از [[ابوزرعه رازی]] روایت میکند و [[ابوزرعه]] از [[حافظ]] [[ابن عقده]] و او به سند خویش از [[ابان بن تغلب]]، از [[نفیع بن حارث]] و در نهایت از [[أنس بن مالک]] و بریده نقل میکند.
| |
| | |
| بناباین [[نقل حدیث]] توسّط حافظان بزرگ و صاحب نام سنّی از یک سو و تعدّد اسانید آن از سوی دیگر، موجب [[اطمینان به صدور]] این حدیث میشود. افزون بر آنکه مضمون این حدیث، با [[احادیث]] فراوان دیگری که در این زمینه آمده است کاملا سازگاری دارد و همین مطلب قرینه محکم دیگری بر [[درستی]] آن به شمار میرود. در نتیجه استناد و [[احتجاج]] به این حدیث کاملاً صحیح و بدون اشکال است<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۵۹-۳۶۶. </ref>.
| |
| | |
| '''[[باطل]] بودن نظریههای معارض'''
| |
| | |
| در وجه سوم از اشکالات، [[ابن تیمیه]] ادّعا کرده بود که به اتّفاق همه [[مردم]]، [[آیه]] دربارۀ [[مساجد]] است و [[خانه امیرالمؤمنین]] و دیگران به صفت ذکر شده در آیه متّصف نمیشوند. باید توجّه داشت که ادّعای اتّفاق همگان درباره مصداق [[خانه]] هایی که در آیه ذکر شد، ادّعایی بسیار بزرگ و گزاف است و هرگز نمیتوان چنین ادّعایی را ثابت کرد، بلکه برعکس، با مراجعه به [[تفاسیر]] سنّیان روشن میشود که درباره مراد [[خداوند]] از خانههای مذکور در [[آیه]]، اقوال متعدّدی وجود دارد و بر فرض اینکه عدّهای چنین نظری داشته باشند، باز هم دیدگاه آنان مردود است،؛ چراکه این نظریه در مقابل [[نصّ صریح]] قرار دارد و [[حدیث شریف]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}}به صراحت بر بطلان آن دلالت میکند و در جایی که [[نصّ]] باشد، هیچ نظریه دیگری در مقابل آن پذیرفته نمیشود. از اینرو [[آلوسی]] پس از ذکر این [[حدیث]] در ذیل [[آیه]] میگوید: مطلب اگر صحیح باشد، [[عدول]] از آن شایسته نیست<ref>تفسیر الآلوسی، ج۱۸، ص۱۷۴.</ref>.
| |
| | |
| از آنجا که براساس مطالب پیشین ثابت شد، حدیث مذکور، صحیح و قابل [[اعتماد]] است و میتوان به صدور آن [[اطمینان]] داشت و به آن استناد کرد. پس هر نظریه دیگری در مقابل آن، [[اجتهاد در مقابل نصّ]] و [[باطل]] خواهد بود<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۶۶. </ref>.
| |
| | |
| === مناقشهای دیگر ===
| |
| برخی چنین ادعا کردهاند که: «[[سبب نزول]] این [[آیه]] آن است که [[رسول]] [[خدا]] [[روز جمعه]] [[خطبه]] میخواند. در این هنگام قافلهای آمد و وارد شد. [[مردم]] به سوی او از [[مسجد]] خارج شدند تا اینکه جز [[دوازده]] مرد کسی باقی نماند. آنگاه این آیه نازل شد. [[بخاری]] این مطلب را در صحیح... و مسلم نیز در صحیح خود... به نقل از [[جابر بن عبدالله]] آوردهاند. [[حافظ]] [[ابویعلی]] گفت: [[زکریا بن یحیی]] از هشیم، از حصین، از [[سالم بن ابیجعد]]، و [[ابوسفیان]] از جابر بن عبدالله بر ما حدیث کرد که گفت: هنگامی که [[پیامبر]] روز جمعه خطبه میخواند، قافلهای به [[مدینه]] وارد شد. [[اصحاب رسول خدا]] به سوی او شتافتند تا اینکه جز دوازده مرد کسی همراه [[رسول خدا]] باقی نماند. آنگاه رسول خدا فرمود: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست اوست، اگر شما از آنان [[پیروی]] میکردید و کسی از شما باقی نمیماند، [[سرزمین]] به صورت [[آتش]] بر شما جاری میشد» و این آیه نازل شد.
| |
| | |
| بنابراین آنچه، این ادعا که در مسجد جز علی، حسن، حسین، [[فاطمه]]{{عم}}، [[سلمان]]، [[ابوذر]] و [[مقداد]] کسی باقی نماند، صحیح نیست و نشانههای ساختگی بودن در این کلام آشکار است و به [[دانش]] بسیار و بحث طولانی نیازی نیست. این در حالی است که حسن و حسین{{عم}} در [[زمان]] [[حیات رسول خدا]]{{صل}} از کسانی نبودند که [[نماز جمعه]] بر آنان [[واجب]] باشد. (این در حالی است که حضور فرد غیر مکلّف در مسجد به هنگام [[خطبه]] نماز جمعه هیچ منع و بُعدی ندارد)<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۶۷-۳۷۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| | | # [[پرونده:202139.jpg|22px]] [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|'''تفسیر تسنیم''']]، ج۶۰ |
| | # [[پرونده:Jawahir-kalam-5.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵''']] |
| | # [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[علیرضا برازش|برازش، علیرضا]]، [[تفسیر اهل بیت (کتاب)|'''تفسیر اهل بیت''']]، ج۱۰ |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|