←مقدمه
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[ابوالربیع | [[ابوالربیع سعد بن ربیع بن عمرو]] از تیره [[بنی مالک الاغر]] از [[قبیله خزرج]] است.<ref> انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳؛ جمهرة انساب العرب، ص۳۶۳.</ref> مادرش هُزَیْله دختر [[عتبة بن عمرو]] [[خزرجی]] <ref> المحبر، ص۴۲۱.</ref> و همسرش عُمْره دختر [[حزم بن زید]] از [[خزرج]] بود.<ref>الطبقات، ج۸، ص۳۳۰.</ref> با اینکه دو دختر داشت، منابع تنها به یکی از دخترانش به نام [[امجمیله]] اشاره کردهاند.<ref>الطبقات، ج۸، ص۲۶۸.</ref> سعد از [[ثروتمندان]] [[مدینه]] و از معدود کسانی بود که [[خواندن و نوشتن]] میدانست.<ref> الطبقات، ج۳، ص۳۹۶.</ref> وی از [[نخستین مسلمانان]] مدینه است که در [[بیعت عقبه دوم]] در سال ۱۳ [[بعثت]] در [[مکه]] حضور داشت و به عنوان یکی از [[نقبای دوازدهگانه]] [[انصار]] [[انتخاب]] شد <ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۳.</ref> که بیانگر [[جایگاه]] والای [[اجتماعی]] وی در میان انصار است. برخی منابع در قولی نادر وی را در شمار بیعتکنندگان [[بیعت عقبه اول]] نیز دانستهاند <ref>الاستیعاب، ج۲، ص۵۹۰.</ref> که به نظر درست نمینماید. | ||
پس از [[هجرت]] [[مهاجران به مدینه]]، [[سعد بن ربیع]]، [[عبدالرحمن بن عوف]] را به همراه گروهی دیگر از [[مهاجران]] در [[منزل]] خود جای داد <ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۹.</ref> و مدتی بعد در جریان [[پیمان]] [[مؤاخات]]، در [[سال دوم هجری]] به [[دستور پیامبر]] {{صل}} این دو با یکدیگر [[پیمان برادری]] بستند.<ref>المحبر، ص۷۲؛ الاصابه، ج۳، ص۴۹.</ref> سعد پس از این پیمان به [[عبدالرحمن]] پیشنهاد کرد [[اموال]] و حتی همسرانش را با وی قسمت کند که عبدالرحمن نپذیرفت.<ref>صحیح البخاری، ج۳، ص۳؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۱.</ref> سعد در همان سال در [[جنگ بدر]] حاضر بود <ref>المغازی، ج۱، ص۱۶۵؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۱.</ref> و یکی از [[مشرکان]] به نام [[رفاعة بن ابی رفاعه مخزومی]] را به [[قتل]] رساند.<ref>المغازی، ج۱، ص۱۵۰؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۷۱۱.</ref> سعد بن ربیع در سال بعد هنگامی که [[پیامبر]] نامهای از مکه دریافت کرد که در آن به اقدامات [[قریش]] برای [[آمادگی]] [[حمله]] به [[مسلمانان]] اشاره شده بود، در [[خانه]] خود از پیامبر [[پذیرایی]] کرد و ایشان را [[دلداری]] داد و امیدوارانه این اتفاق را موجب خیر و [[نیکی]] دانست.<ref> المغازی، ج۱، ص۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۳.</ref> | پس از [[هجرت]] [[مهاجران به مدینه]]، [[سعد بن ربیع]]، [[عبدالرحمن بن عوف]] را به همراه گروهی دیگر از [[مهاجران]] در [[منزل]] خود جای داد <ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۹.</ref> و مدتی بعد در جریان [[پیمان]] [[مؤاخات]]، در [[سال دوم هجری]] به [[دستور پیامبر]] {{صل}} این دو با یکدیگر [[پیمان برادری]] بستند.<ref>المحبر، ص۷۲؛ الاصابه، ج۳، ص۴۹.</ref> سعد پس از این پیمان به [[عبدالرحمن]] پیشنهاد کرد [[اموال]] و حتی همسرانش را با وی قسمت کند که عبدالرحمن نپذیرفت.<ref>صحیح البخاری، ج۳، ص۳؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۱.</ref> سعد در همان سال در [[جنگ بدر]] حاضر بود <ref>المغازی، ج۱، ص۱۶۵؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۱.</ref> و یکی از [[مشرکان]] به نام [[رفاعة بن ابی رفاعه مخزومی]] را به [[قتل]] رساند.<ref>المغازی، ج۱، ص۱۵۰؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۷۱۱.</ref> سعد بن ربیع در سال بعد هنگامی که [[پیامبر]] نامهای از مکه دریافت کرد که در آن به اقدامات [[قریش]] برای [[آمادگی]] [[حمله]] به [[مسلمانان]] اشاره شده بود، در [[خانه]] خود از پیامبر [[پذیرایی]] کرد و ایشان را [[دلداری]] داد و امیدوارانه این اتفاق را موجب خیر و [[نیکی]] دانست.<ref> المغازی، ج۱، ص۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۳.</ref> | ||