صفات الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۸: خط ۲۸:
# '''صفات ذاتیه و فعلیه:''' صفاتی را ذاتیه گویند که از کمال ذات الهی انتزاع می‌یابند؛ همانند حیات، [[علم]] و [[قدرت]]. صفات فعلیه آن‌اند که بر اثر رابطه [[خدای متعال]] با [[آفریدگان]] پدید می‌آیند؛ مانند خالقیت و رزاقیت. این‌گونه صفات، از [[افعال خداوند]] انتزاع می‌یابند<ref>آموزش عقاید، ۷۴.</ref>.
# '''صفات ذاتیه و فعلیه:''' صفاتی را ذاتیه گویند که از کمال ذات الهی انتزاع می‌یابند؛ همانند حیات، [[علم]] و [[قدرت]]. صفات فعلیه آن‌اند که بر اثر رابطه [[خدای متعال]] با [[آفریدگان]] پدید می‌آیند؛ مانند خالقیت و رزاقیت. این‌گونه صفات، از [[افعال خداوند]] انتزاع می‌یابند<ref>آموزش عقاید، ۷۴.</ref>.
# '''صفات نفسیه و اضافیه:''' صفات نفسیه آن‌اند که ذات باری تعالی، بی‌انتساب و اضافه به امر خارجی بدانها متصف است؛ مانند حیات. صفات اضافیه آن‌اند که با لحاظ اضافه ذات خداوند به غیر ذات انتزاع می‌یابند؛ مانند [[علم]] به معلوم یا [[قدرت]] بر مقدور<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۱۴ و ۱۱۵.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref>
# '''صفات نفسیه و اضافیه:''' صفات نفسیه آن‌اند که ذات باری تعالی، بی‌انتساب و اضافه به امر خارجی بدانها متصف است؛ مانند حیات. صفات اضافیه آن‌اند که با لحاظ اضافه ذات خداوند به غیر ذات انتزاع می‌یابند؛ مانند [[علم]] به معلوم یا [[قدرت]] بر مقدور<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۱۴ و ۱۱۵.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref>
==صفات==
[[شناخت]] صفات، مرتبه‌ای عالی و رفیع و مختص [[بندگان]] [[مخلَص]] است؛ چراکه [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از وصفی که می‌کنند * مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>.
[[صفات خداوند]] عین [[ذات]] اوست، نه زاید بر آن<ref>ذاتِ صمد است عین اوصافش *** در فکرت عرشی اولی الابصار
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۳۰۱)</ref>؛ چون اگر زاید بر ذات باشد، موجب نیاز و [[نقص]] در خداوند می‌شود. پس خداوند برای مثال، به خودی خود [[قادر]] است، نه اینکه با اضافه معنای [[قدرت]]، قادربودنِ او تحقق پذیرد<ref>ابوالقاسم حلی، کشف المراد در شرح تجرید الاعتقاد، ص۴۱۳.</ref>. به دیگر بیان، خداوند ذاتی بسیط از جمیع جهات و مستجمع همه [[کمالات]] است<ref>علامه حسن‌زاده در ابیاتی درباره عینیّت صفت رحمت خداوند با ذات او چنین می‌گوید:
که این رحمت نباشد زائد ذات *** که ذاتش عین رحمت هست بالذات
ز ذاتی کوست عین رحمت ای دوست *** نباشد غیر رحمت آنچه از اوست
(حسن حسن‌زاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۸۰)</ref> و به طور کلی نواقص و حدود از خداوند [[تنزیه]] می‌شود؛ یعنی صفاتی مانند [[جسم]] بودن، محدود بودن و مکان‌داشتن<ref>حسن حسن‌زاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۲۹۷.</ref>.
صفات خداوند را به چندین صورت تقسیم کرده‌اند؛ یکی از آنها تقسیم به [[صفات جمال و جلال]] است. هر چه به «[[لطف]] و رحمت خداوند» متعلّق است، «صفت [[جمال]]» و هرچه به «[[قهر]] او» مربوط شود، «صفت [[جلال]]» است؛ برای نمونه [[رازقیت]]، [[هدایت]]، لطف و رحمت از [[صفات جمال]] الهی‌اند و [[قبض]]، قهر، [[عزت]] و [[عظمت]] از [[صفات جلال]] اویند. پس وقتی می‌گوییم خداوند [[جمیل]] است، به صفات جمالی او اشاره داریم و آن‌گاه که می‌گوییم [[حق‌تعالی]] [[ذو الجلال]] است، مراد صفات جلالی اوست<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۴۹.</ref>. لطف با قهر و جمال با جلال متقابلند و جلالْ جمال می‌آورد و جمالْ جلال، و [[نظام هستی]] بر این اساس است؛ زیرا [[تکامل]] بر اساس تضاد است و عالم به [[تقابل]] و تضاد این اوصافِ جمالی و جلالی<ref>همه کثرات از ازدواج اسمای جمالی و جلالی پدید آمده‌اند که آنها را اسما و اوصاف متقابل می‌گویند. (حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۴۴۸)</ref> اداره می‌شود<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۳۶۶.</ref>؛ چنان‌که دار [[آخرت]] به [[جنت]] و [[نار]] قسمت شده است و جنت [[مظهر]] اسمای جمالی [[حق‌تعالی]] و نار مظهر اسمای جلالی اوست<ref>حسن حسن‌زاده آملی، گشتی در حرکت، ص۱۶.</ref>.
[[عرفا]] می‌گویند که هر یک از ممکنات مظهر یک اسم و صفت از [[اسماء و صفات]] حقّ‌اند؛ چراکه هر یک از ممکنات مرتبه‌ای از تجلیات حق‌تعالی و حدّی از [[خواص]] نامحدود اویند. گفتن و شنیدن این سخن دشوار است، ولی [[حقیقت]] است که [[شیطان]] هم [[مظهر اسم]] «یا [[مضل]]» است و به هر حال در هر مخلوقی یک نشانه و صفتی، که نمونه بسیار ضعیفی از اسامی و [[صفات حق]] است، موجود می‌باشد. [[علم]] عالم نشانه‌ای از علم [[حق]] است و فلان شخصِ [[کریم]] مظهر اسم یا کریم است؛ اما نمونه بسیار ضعیفی هستند و نسبت اینها به حق‌تعالی، نسبت [[کرم]] شب‌تاب و [[آفتاب]] است، بلکه از این هم ضعیف‌تر. برای حق نمی‌توان حد محدودی قائل شد که فلان صفت را دارد و فلان را ندارد، بلکه تمام صفات که در موجودات هست، به طور [[اعلی]] و اتمّ در او هست؛ البته نواقص ممکنات در او نیست<ref>حسن حسن‌زاده آملی، گشتی در حرکت، ص۲۵۹.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۷۸.</ref>


== جستارهای وابسته ==  
== جستارهای وابسته ==  
۲۲۷٬۰۲۲

ویرایش