صفات الهی در عرفان اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== شناخت صفات الهی، مرتبه‌ای عالی و رفیع و مختص بندگان مخلَص است؛ چراکه خداوند فرموده است: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از وصفی که می‌کنند * مگر بن...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
صفات خداوند را به چندین صورت تقسیم کرده‌اند؛ یکی از آنها تقسیم به [[صفات جمال و جلال]] است. هر چه به «[[لطف]] و رحمت خداوند» متعلّق است، «صفت [[جمال]]» و هرچه به «[[قهر]] او» مربوط شود، «صفت [[جلال]]» است؛ برای نمونه [[رازقیت]]، [[هدایت]]، لطف و رحمت از [[صفات جمال]] الهی‌اند و [[قبض]]، قهر، [[عزت]] و [[عظمت]] از [[صفات جلال]] اویند. پس وقتی می‌گوییم خداوند [[جمیل]] است، به صفات جمالی او اشاره داریم و آن‌گاه که می‌گوییم [[حق‌تعالی]] [[ذو الجلال]] است، مراد صفات جلالی اوست<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۴۹.</ref>. لطف با قهر و جمال با جلال متقابلند و جلالْ جمال می‌آورد و جمالْ جلال، و [[نظام هستی]] بر این اساس است؛ زیرا [[تکامل]] بر اساس تضاد است و عالم به [[تقابل]] و تضاد این اوصافِ جمالی و جلالی<ref>همه کثرات از ازدواج اسمای جمالی و جلالی پدید آمده‌اند که آنها را اسما و اوصاف متقابل می‌گویند. (حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۴۴۸)</ref> اداره می‌شود<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۳۶۶.</ref>؛ چنان‌که دار [[آخرت]] به [[جنت]] و [[نار]] قسمت شده است و جنت [[مظهر]] اسمای جمالی [[حق‌تعالی]] و نار مظهر اسمای جلالی اوست<ref>حسن حسن‌زاده آملی، گشتی در حرکت، ص۱۶.</ref>.
صفات خداوند را به چندین صورت تقسیم کرده‌اند؛ یکی از آنها تقسیم به [[صفات جمال و جلال]] است. هر چه به «[[لطف]] و رحمت خداوند» متعلّق است، «صفت [[جمال]]» و هرچه به «[[قهر]] او» مربوط شود، «صفت [[جلال]]» است؛ برای نمونه [[رازقیت]]، [[هدایت]]، لطف و رحمت از [[صفات جمال]] الهی‌اند و [[قبض]]، قهر، [[عزت]] و [[عظمت]] از [[صفات جلال]] اویند. پس وقتی می‌گوییم خداوند [[جمیل]] است، به صفات جمالی او اشاره داریم و آن‌گاه که می‌گوییم [[حق‌تعالی]] [[ذو الجلال]] است، مراد صفات جلالی اوست<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۴۹.</ref>. لطف با قهر و جمال با جلال متقابلند و جلالْ جمال می‌آورد و جمالْ جلال، و [[نظام هستی]] بر این اساس است؛ زیرا [[تکامل]] بر اساس تضاد است و عالم به [[تقابل]] و تضاد این اوصافِ جمالی و جلالی<ref>همه کثرات از ازدواج اسمای جمالی و جلالی پدید آمده‌اند که آنها را اسما و اوصاف متقابل می‌گویند. (حسن حسن‌زاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۴۴۸)</ref> اداره می‌شود<ref>حسن حسن‌زاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۳۶۶.</ref>؛ چنان‌که دار [[آخرت]] به [[جنت]] و [[نار]] قسمت شده است و جنت [[مظهر]] اسمای جمالی [[حق‌تعالی]] و نار مظهر اسمای جلالی اوست<ref>حسن حسن‌زاده آملی، گشتی در حرکت، ص۱۶.</ref>.
[[عرفا]] می‌گویند که هر یک از ممکنات مظهر یک اسم و صفت از [[اسماء و صفات]] حقّ‌اند؛ چراکه هر یک از ممکنات مرتبه‌ای از تجلیات حق‌تعالی و حدّی از [[خواص]] نامحدود اویند. گفتن و شنیدن این سخن دشوار است، ولی [[حقیقت]] است که [[شیطان]] هم [[مظهر اسم]] «یا [[مضل]]» است و به هر حال در هر مخلوقی یک نشانه و صفتی، که نمونه بسیار ضعیفی از اسامی و [[صفات حق]] است، موجود می‌باشد. [[علم]] عالم نشانه‌ای از علم [[حق]] است و فلان شخصِ [[کریم]] مظهر اسم یا کریم است؛ اما نمونه بسیار ضعیفی هستند و نسبت اینها به حق‌تعالی، نسبت [[کرم]] شب‌تاب و [[آفتاب]] است، بلکه از این هم ضعیف‌تر. برای حق نمی‌توان حد محدودی قائل شد که فلان صفت را دارد و فلان را ندارد، بلکه تمام صفات که در موجودات هست، به طور [[اعلی]] و اتمّ در او هست؛ البته نواقص ممکنات در او نیست<ref>حسن حسن‌زاده آملی، گشتی در حرکت، ص۲۵۹.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۷۸.</ref>
[[عرفا]] می‌گویند که هر یک از ممکنات مظهر یک اسم و صفت از [[اسماء و صفات]] حقّ‌اند؛ چراکه هر یک از ممکنات مرتبه‌ای از تجلیات حق‌تعالی و حدّی از [[خواص]] نامحدود اویند. گفتن و شنیدن این سخن دشوار است، ولی [[حقیقت]] است که [[شیطان]] هم [[مظهر اسم]] «یا [[مضل]]» است و به هر حال در هر مخلوقی یک نشانه و صفتی، که نمونه بسیار ضعیفی از اسامی و [[صفات حق]] است، موجود می‌باشد. [[علم]] عالم نشانه‌ای از علم [[حق]] است و فلان شخصِ [[کریم]] مظهر اسم یا کریم است؛ اما نمونه بسیار ضعیفی هستند و نسبت اینها به حق‌تعالی، نسبت [[کرم]] شب‌تاب و [[آفتاب]] است، بلکه از این هم ضعیف‌تر. برای حق نمی‌توان حد محدودی قائل شد که فلان صفت را دارد و فلان را ندارد، بلکه تمام صفات که در موجودات هست، به طور [[اعلی]] و اتمّ در او هست؛ البته نواقص ممکنات در او نیست<ref>حسن حسن‌زاده آملی، گشتی در حرکت، ص۲۵۹.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی]]، ص ۷۸.</ref>
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM011007.jpg|22px]] [[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی (کتاب)|'''عرفان در آثار علامه حسن‌زاده آملی''']]
{{پایان منابع}}
۲۲۷٬۰۲۲

ویرایش