←منابع
(←پانویس) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
# [[سخن]] و عمل دلهم، بر اساس [[احساس]] تکلیفی بود که تشخیص داده بود و هیچ چیز دیگر در آن دخالت نداشت. کاری که او در آن لحظه [[تاریخی]] انجام داد با اقدامی که [[طوعه]] و [[همسر]] [[میثم تمار]] و [[ماریه]] در [[کوفه]] و [[بصره]] انجام دادند بسیار شباهت دارد. همه اینها در جو و فضایی به [[دفاع از حق]] و [[اهل بیت]] {{عم}} برخاستند، که [[اکثریت]] مردان و [[زنان]]، گرفتار [[ترس]] و [[انفعال]] شده بودند و [[قادر]] نبودند [[تصمیم]] [[درستی]] بگیرند و بدون مصلحتهای [[سیاسی]] و [[دنیایی]] [[دست]] به اقدامی بزنند. اگر زنان [[عاشورایی]] یاد شده نیز میخواستند بر اساس مصلحتهای دنیایی تصمیم بگیرند و محاسبات و ملاحظاتی چون [[قدرت]] [[امویان]]، کمشماری [[یاران امام حسین]] {{ع}} و پرشماری [[یاران]] [[یزید]] را در نظر بگیرند، دستکم باید همانند اکثریت مردان و زنان کوفه [[سکوت]] میکردند و خود را از معرکه کنار میکشیدند، اما آنان برخلاف جوّ زمانه [[مسئولیت]] خود را شناخته بدان عمل کردند. | # [[سخن]] و عمل دلهم، بر اساس [[احساس]] تکلیفی بود که تشخیص داده بود و هیچ چیز دیگر در آن دخالت نداشت. کاری که او در آن لحظه [[تاریخی]] انجام داد با اقدامی که [[طوعه]] و [[همسر]] [[میثم تمار]] و [[ماریه]] در [[کوفه]] و [[بصره]] انجام دادند بسیار شباهت دارد. همه اینها در جو و فضایی به [[دفاع از حق]] و [[اهل بیت]] {{عم}} برخاستند، که [[اکثریت]] مردان و [[زنان]]، گرفتار [[ترس]] و [[انفعال]] شده بودند و [[قادر]] نبودند [[تصمیم]] [[درستی]] بگیرند و بدون مصلحتهای [[سیاسی]] و [[دنیایی]] [[دست]] به اقدامی بزنند. اگر زنان [[عاشورایی]] یاد شده نیز میخواستند بر اساس مصلحتهای دنیایی تصمیم بگیرند و محاسبات و ملاحظاتی چون [[قدرت]] [[امویان]]، کمشماری [[یاران امام حسین]] {{ع}} و پرشماری [[یاران]] [[یزید]] را در نظر بگیرند، دستکم باید همانند اکثریت مردان و زنان کوفه [[سکوت]] میکردند و خود را از معرکه کنار میکشیدند، اما آنان برخلاف جوّ زمانه [[مسئولیت]] خود را شناخته بدان عمل کردند. | ||
# دلهم میتوانست همانند بسیاری از زنان کوفه که دست همسر و فرزند خود را گرفتند و به بهانههای واهی آنها را به درون [[خانهها]] کشاندند و در نهایت [[مسلم بن عقیل]] را تنها گذاشتند، همسرش را از [[یاری]] و [[همراهی]] [[امام]] باز بدارد و به جای [[تشویق]] بگوید: [[یاران حسین]] اندکاند هرگز به [[مصلحت]] نیست که با او [[همکاری]] و [[بنیامیه]] را با خودت [[دشمن]] کنی؛ اصلاً ما چرا باید [[زندگی]] آرام و بیدغدغه خود را بر هم زنیم، به [[پیام]] و کمکخواهی امام پاسخ منفی ده و هر چه زودتر بار و بنه را جمع کن تا حرکت کنیم و از این جا دور شویم. شاید اگر دلهم چنین سخنانی میگفت، [[سرنوشت]] [[زهیر]] نیز همانند [[عبیدالله حر جعفی]] میشد و [[تاریخ]] نیز از آن دو به [[بدی]] یاد میکرد.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۴۳-۴۹.</ref> | # دلهم میتوانست همانند بسیاری از زنان کوفه که دست همسر و فرزند خود را گرفتند و به بهانههای واهی آنها را به درون [[خانهها]] کشاندند و در نهایت [[مسلم بن عقیل]] را تنها گذاشتند، همسرش را از [[یاری]] و [[همراهی]] [[امام]] باز بدارد و به جای [[تشویق]] بگوید: [[یاران حسین]] اندکاند هرگز به [[مصلحت]] نیست که با او [[همکاری]] و [[بنیامیه]] را با خودت [[دشمن]] کنی؛ اصلاً ما چرا باید [[زندگی]] آرام و بیدغدغه خود را بر هم زنیم، به [[پیام]] و کمکخواهی امام پاسخ منفی ده و هر چه زودتر بار و بنه را جمع کن تا حرکت کنیم و از این جا دور شویم. شاید اگر دلهم چنین سخنانی میگفت، [[سرنوشت]] [[زهیر]] نیز همانند [[عبیدالله حر جعفی]] میشد و [[تاریخ]] نیز از آن دو به [[بدی]] یاد میکرد.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۴۳-۴۹.</ref> | ||
==دلهم بنت عمرو== | |||
دلهم دختر عمرو<ref>الاخبار الطوال، ص۲۴۶؛ قس مثیر الاحزان، ص۴۶؛ اللهوف، ص۳۱، دیلم بنت عمرو.</ref> [[همسر]] [[زهیر بن قین بن قیس انماری]] ملقب به [[بجلی]] منسوب به [[بجیله]] شاخهای از [[قبیله]] [[قحطانی]] [[یمنی]] است<ref>الانساب، ج۱، ص۲۸۴؛ معجم ما استعجم من اسماء البلاد والمواضع، ج۱، ص۶۳؛ جمهرة أنساب العرب، ص۳۸۸.</ref>. انماری نیز منسوب به انمار بن اراش بن کهلان قحطانی است. او از زعمای [[شجاع]] [[قبیله بجیله]] و از مردان برجسته [[کوفه]] و از طرفداران [[خلیفه سوم]] [[عثمان بن عفان]] بود<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج۲، ص۴۷۰؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۷۷؛ مع الرکب الحسینی من المدینة إلی المدینه، ج۳، ص۲۱۰-۲۱۵.</ref> و در جنگهای [[مسلمانان]] به ویژه [[فتح بلنجر]] در [[زمان عثمان]] شرکت داشت و در آن [[جنگ]] [[فرماندهی سپاه]] [[اسلام]] را بر عهده داشت<ref>ر.ک: تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۶؛ الارشاد، ج۲، ص۷۳؛ معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج۱، ص۲۷۶.</ref>. او مردی [[شریف]]، با [[شخصیت]] و صاحب [[نفوذ]] بود. | |||
[[زهیر بن قین بجلی]] همراه [[خانواده]] و برخی اطرافیانش در [[سال ۶۰ هجری]] به [[سفر حج]] رفته بود و در مسیر بازگشت از [[حج]] علیرغم میل باطنیاش و اینکه تمام سعی و [[کوشش]] کاروانیان این بود که با [[امام حسین]]{{ع}} مواجه نشوند، در در [[روز]] بیست و یکم [[ذیالحجه]] به گودالهای پرآب «[[زرود]]» که در نزدیکی [[خزیمیه]] بود، به [[کاروان امام حسین]]{{ع}} رسیدند و در این نقطه دو کاروان در کنار هم به [[استراحت]] پرداختند<ref>اللهوف، ص۳۱.</ref>. | |||
[[زهیر]] که از [[طرفداران عثمان]] بود و با [[خاندان]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} میانهای نداشت و کوشش میکرد تا با امام حسین{{ع}} دیدار نکند، مجبور به [[ملاقات امام]] شد و از همان روز سرنوشتش [[تغییر]] کرد و [[توفیق]] [[معرفت]] و [[تبعیت از اهلبیت]] را پیدا کرد و در این تغییر همسرش نقش اساسی داشت. | |||
عدهای از افراد قبیله [[فزاره]] و بجیله [[داستان]] را اینگونه نقل کردهاند: ما با زهیر در سفر حج همراه بودیم و هنگام بازگشت از [[مکه]] در [[زرود]] به کاروان [[امام]] رسیدیم. هر دو کاروان برای [[استراحت]] در آن [[منزل]] اقامت گزیدند. ما تازه نشسته بودیم و غذا میخوردیم که [[نماینده امام حسین]]{{ع}} به سوی ما آمد. [[سلام]] کرد و [[خطاب]] به [[زهیر]] گفت: من از جانب [[اباعبدالله]] آمدهام. ایشان از شما [[دعوت]] کردهاند که نزدشان بروید. همه ما دست از غذا کشیدیم و متحیر شدیم و بهت و [[سکوت]] جمع ما را فراگرفت. «کاننا علی رؤسنا الطیر» انگار پرنده بر سرمان نشسته بود. زهیر که از [[رویارویی]] با [[امام]] [[کراهت]] داشت با [[اصرار]] همسرش [[دلهم دختر عمرو]]<ref>الاخبار الطوال، ص۲۴۶؛ قس مثیر الاحزان، ص۴۶؛ اللهوف، ص۳۱، دیلم بنت عمرو.</ref> به [[دیدار امام]] رفت. [[دلهم]] به او گفت: [[فرزند پیامبر]] [[خدا]] تو را میخواند، نمیروی؟ [[سبحان الله]]! برخیز و به خدمتش بشتاب و سخنانش را بشنو! واکنش [[همسر زهیر]] در [[تهییج]] او برای رفتن به [[خیمه]] امام نشان از وسعت نظر و [[درک]] روشن او از [[معارف]] بلند [[اسلام]] دارد به طوری که در زهیر ایجاد انگیزه کرد و برخاست و به نزد امام رفت. | |||
دلهم با [[تشویق]] و [[ترغیب]] شوهرش به [[یاری امام حسین]]{{ع}} و پاسخ مثبت دادن به دعوت آن حضرت، باعث شد زهیر [[اهل]] [[نجات]] و [[رستگاری]] شود و به [[سعادت ابدی]] برسد. | |||
زهیر پس از مدتی با چهرهای شاداب و خندان نزد [[همسر]] و همراهانش بازگشت. انگار چهرهاش با [[آفتاب]] [[مهر امام]] گشوده شد و درخشید در بازگشت گفت که خیمه او را نزدیک سراپرده امام [[نصب]] کنند و به همراهانش گفت: من تصمیم گرفتهام که در [[مصاحبت]] امام باشم و جانم را فدای او کنم. هر کس از شما هم [[شهادت]] را [[دوست]] دارد، همراه من بیاید و هرکس خوش ندارد، برود. به همسرش نیز گفت من تو را [[طلاق]] دادم. همراه برادرت به [[خانه]] برگرد! همسرش برایش [[دعا]] کرد و گفت: [[خداوند]] برایت خیر بخواهد. در [[روز قیامت]] نزد جد حسین، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مرا نیز یاد کن<ref>مثیر الاحزان، ص۴۶؛ اللهوف، ص۳۱؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۳۹۳.</ref>. | |||
زهیر همراه کاروان امام رفت و سرانجام در [[کربلا]] به شهادت رسید.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۵۶.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100854.jpg|22px]] [[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|'''نقش زنان در حماسه عاشورا''']] | # [[پرونده:1100854.jpg|22px]] [[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|'''نقش زنان در حماسه عاشورا''']] | ||
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||