اسماء بنت عمیس در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
جز (جایگزینی متن - 'پرونده:9030760879.jpg|22px]] محمدزاده، مرضیه، 22px محمدزاده، مرضیه، [[زنان ائمه معصومین') |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
[[أسماء دختر عمیس]] از [[زنان]] بزرگ [[صدر اسلام]]، [[صحابی]] و از [[سابقین در اسلام]] است<ref>نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۵۶؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰.</ref>. | [[أسماء دختر عمیس]] از [[زنان]] بزرگ [[صدر اسلام]]، [[صحابی]] و از [[سابقین در اسلام]] است<ref>نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۵۶؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰.</ref>. | ||
[[زندگی]] این بانوی [[بزرگوار]] در کتاب زنان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و زنان با پیامبر اکرم{{صل}} به طور مبسوط مورد بررسی قرار گرفته است.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۲.</ref> | [[زندگی]] این بانوی [[بزرگوار]] در کتاب زنان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و زنان با پیامبر اکرم{{صل}} به طور مبسوط مورد بررسی قرار گرفته است.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۲.</ref> | ||
==اسماء بنت عمیس خثعمی== | |||
اسماء دختر عمیس از [[زنان]] بزرگ [[صدر اسلام]]، [[صحابی]] و از [[سابقین در اسلام]] است<ref>نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۵۶؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰.</ref>. | |||
پدرش [[عمیس بن معد بن تیم بن حارث بن کعب]]، از [[قبیله]] [[قحطانی]] [[بنیخثعم بن أنمار]]<ref>نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۵۶.</ref> و مادرش هند دختر [[عوف بن زهیر بن حارث حمیری]] بود<ref>نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۵۸.</ref>. | |||
هند چهار دختر به نامهای [[اسماء]]، [[میمونه]]، سلمی و لبابه داشت که آنان را به ترتیب به [[نکاح]] [[جعفر بن ابیطالب]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[حمزه]] و [[عباس بن عبدالمطلب]] درآورده بود. | |||
از [[تاریخ]] ولادت او اطلاعی در دست نیست، اما آنچه مسلم است وی در سالهای اولیه [[بعثت]] به [[عقد]] جعفر بن ابیطالب مشهور به [[جعفر طیار]] درآمده بود و جزء اولین ایمانآورندگان به [[رسول الله]]{{صل}} و از [[نخستین مسلمانان]] بود. او پیش از آنکه رسول الله{{صل}} به [[خانه ارقم]] درآید، [[مسلمان]] شد<ref>سیرت رسول الله{{صل}}، ص۱۴۳؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰.</ref>. | |||
اسماء از سابقین در اسلام بود و زندگانی پرفرازونشیبی داشت. در [[سال پنجم بعثت]] در دومین [[مهاجرت]] [[مسلمانان]] به [[حبشه]]، همراه همسرش به حبشه رفت<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۶؛ ج۴، ص۳۴؛ السیرة النبویه ابنهشام، ج۱، ص۳۴۶.</ref>. در این [[هجرت]] جعفر بن ابیطالب [[سرپرستی]] هشتاد نفر از مردان و زنان [[مهاجر]] را برعهده داشت<ref>السیرة النبویه ابنهشام، ج۱، ص۳۴۶.</ref>. آنانی که برای [[حفظ دین]] خود هجرت کردند. | |||
پیامبر اکرم{{صل}} به همراه جعفر نامهای [[خطاب]] به [[نجاشی]] [[پادشاه]] آن [[سرزمین]] فرستاد و در آن ضمن [[دعوت]] وی به [[اسلام]]، از او خواست تا به اوضاع مسلمانان مهاجر و [[پناهنده]] به وی، رسیدگی کند<ref>الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۳؛ القادة الشهداء فی موته من قادة النبی{{صل}}، ج۶، ص۳۷۹؛ نهایة الارب فی فنون الادب، قسم ۱، جزء ۱، ص۱۴۸؛ التبیین فی انساب القرشین، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref>. | |||
در حبشه صاحب سه فرزند به نامهای عبدالله (شوهر [[حضرت زینب]]{{س}})، محمد [[و]] [[عون]] شد<ref>نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۵۸؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰.</ref>. عبدالله نخستین مولود [[مسلمان]] بود که در آن [[دیار]] ولادت یافت و [[نسل]] جعفر و [[اسماء]] از عبدالله و او از [[رجال]] مشهور سدۀ نخست [[هجری]] است<ref>المحبر، ص۱۰۷؛ الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴؛ الفخری، ص۳۴۰؛ نهایة الارب فی [[فنون]] الادب، قسم ۱، جزء ۱، ص۱۴۸.</ref>. به روایتی دو فرزند دیگر وی در [[کربلا]] و به روایتی در [[جنگ صفین]] [[شهید]] شدند<ref>انساب الاشراف، ج۲، ص۲۹۹؛ المعارف، ص۲۰۶؛ لباب الانساب، ص۳۶-۳۷؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۵؛ عمدة الطالب، ص۳۶-۳۷.</ref>. | |||
در [[سال هفتم هجرت]] و پس از [[فتح خیبر]] همراه [[همسر]] و [[فرزندان]] و دیگر [[مسلمانان]] [[مهاجر]] به [[مدینه]] بازگشت و در آنجا اقامت گزید<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۵.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آنان را [[ذوالهجرتین]] (صاحب دو [[هجرت]] یکی به [[حبشه]] و یکی به مدینه) نامید<ref>الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۶؛ ج۸، ص۲۸۱؛ التاریخ الکبیر، ج۲، جزء ۱، قسم ۲، ص۱۸۵؛ معرفة الصحابه، ص۴۲۶.</ref>. | |||
در ماه جمادیالاولی [[سال هشتم هجرت]] [[جعفر بن ابیطالب]] در [[جنگ موته]] به [[شهادت]] رسید<ref>ر.ک: المغازی، ج۲، ص۷۶۱؛ السیرة النبویه، ابنهشام، ج۴، ص۲۰؛ الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۸؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۴۳.</ref>. در این [[نبرد]] هر دو دستش قطع شد، ولی نگذاشت [[پرچم]] روی [[زمین]] بیافتد. از این رو پیامبر اکرم{{صل}} فرمود که [[خداوند]] به جعفر بهجای دستهایش دو بال از یاقوت داده است و او با [[فرشتگان]] در [[بهشت]] به هر جا که میخواهد پرواز میکند<ref>المغازی، ج۲، ص۷۶۲، ۷۶۷؛ السیرة النبویه ابنهشام، ج۴، ص۲۰؛ الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۹.</ref> و به همین سبب او را [[جعفر طیار]] و نیز [[ذوالجناحین]] خواندهاند<ref>السیرة النبویه، ابنهشام، ج۲، ص۱۵۱؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۴-۴۲۵؛ اسد الغابه، ج۱، ص۳۴۱، ۳۴۴.</ref>. | |||
در همان [[روز]] شهادت جعفر، پیامبر اکرم{{صل}} از [[طریق وحی]] از شهادت او [[آگاه]] و بسیار [[غمگین]] شد و آنگاه [[مردم مدینه]] را جمع کرد و واقعه [[موته]] و چگونگی شهادت سه سردار [[سپاه]] از جمله جعفر را به اطلاع آنان رساند و سپس برای آنان [[آمرزش]] خواست و آنان را شهید خواند<ref>المغازی، ج۲، ص۷۶۲، ۷۶۶؛ السیرة النبویه ابنهشام، ج۴، ص۲۲؛ الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶، ج۸، ص۲۸۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۵-۶۶؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۴۰-۴۱.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} شخصاً به [[خانه]] جعفر رفت و [[فرزندان]] وی را مورد [[تفقد]] قرار داد و خبر [[شهادت]] جعفر را به [[اسماء]] داد و به او فرمود: مبادا [[ناسزا]] گویی و بر سر و سینه کوبی. اسماء نیز از پیامبر اکرم{{صل}} خواست تا در [[مسجد]] از نیکیهای جعفر سخن بگوید<ref>المغازی، ج۲، ص۷۶۶-۷۶۷؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲؛ السیرة النبویه ابنهشام، ج۴، ص۲۰؛ الکافی، ج۳، ص۲۱۷.</ref>. | |||
گویند [[فاطمه]] در عزای جعفر بسیار میگریست. [[رسول الله]]{{صل}} فرمود: آری بر شخصی چون جعفر باید گریست. پیامبر اکرم{{صل}} همچنین به دخترش فاطمه{{س}} فرمود تا سه [[روز]] برای [[خانواده]] جعفر غذا و طعام تهیه کند<ref>المغازی، ج۲، ص۷۶۶-۷۶۷؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲؛ السیرة النبویه ابنهشام، ج۴، ص۲۰؛ الکافی، ج۳، ص۲۱۷.</ref>. | |||
پس از شهادت [[جعفر بن ابیطالب]]، اسماء به همسری [[ابوبکر]] درآمد و پسرش محمد را در سال [[حجةالوداع]] در منطقه [[ذوالحلیفه]] به [[دنیا]] آورد. ابوبکر این موضوع را به عرض پیامبر اکرم{{صل}} رساند. آن حضرت فرمود: باید که [[غسل]] کند، سپس تلبیه بگوید و مُحرم شود<ref>انساب الاشراف، ج۲، ص۲۰۳؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۴۲۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۶۶؛ مقاتل الطالبیین، ص۲۱.</ref>. | |||
[[محمد بن ابیبکر]] بعدها از [[یاران]] [[وفادار]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} و [[محرم اسرار]] آن حضرت شد<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۲؛ تاریخ، یعقوبی، ج۲، ص۱۹۴؛ شرح نهجالبلاغه، ج۶، ص۵۳.</ref>. به هنگام [[بیماری پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}}، اسماء بر بالین آن حضرت بود<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۳۰۰؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۵۴۵.</ref>. | |||
اسماء همواره مورد [[اعتماد]] ابوبکر بود. ابوبکر [[وصیت]] کرد که بدنش را اسماء غسل دهد. او نیز چنین کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۶.</ref>. | |||
پس از درگذشت ابوبکر، وی به [[همسری امام علی]]{{ع}} درآمد و برای او دو فرزند به نامهای یحیی و [[عون]] به دنیا آورد<ref>نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۵۸؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰، ۲۸۵؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۷.</ref>. یحیی در [[کودکی]] درگذشت و عون در [[کربلا]] به شهادت رسید<ref>مقاتل الطالبیین، ص۲۱.</ref>. | |||
فرزند ابوبکر (محمد) همراه مادر به [[خانه امیرالمؤمنین]]{{ع}} آمد و در دامان آن حضرت بزرگ و [[تربیت]] شد و در [[خانه]] او نشو و نمو یافت و به منزله فرزند آن حضرت گردید<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۳؛ مروج الذهب، ج۳، ص۴۲.</ref>. نقل شده که او از [[کودکی]] [[محبت امام]] و [[تشیع]] را فرا گرفت تا آنجا که [[امام]] فرمود: محمد فرزند من است اگرچه از صلب ابوبکر باشد<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۹۴؛ شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۵۳.</ref>. او نسبت به امام بسیار [[نیکوکار]] بود<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۱۶۱.</ref>. | |||
به [[سال ۳۷ هجری]] و در [[زمان]] [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، محمد به [[حکومت مصر]] [[منصوب]] شد<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۶۴؛ وقعة صفین، ج۱، ص۲۱۹؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۵۵۵.</ref>. پس از جریان [[حکمیت]]، [[عمرو بن عاص]] با لشکری عظیم از [[شامیان]] عازم [[مصر]] شد<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۶۹؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۹۴.</ref>. محمد چند ماهی با مخالفان سخت جنگید، اما سرانجام با [[سستی]] یارانش به دست [[معاویة بن حدیج]] در حالی که [[تشنه]] بود، به شهادت رسید. ابن حدیج سر از [[تنش]] جدا کرد و جسد او را در پوست الاغی مرده نهاد و [[آتش]] زد<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۴؛ وقعة صفین، ج۱، ص۲۸۳-۲۸۴؛ مروج الذهب، ج۳، ص۱۶۱.</ref>. | |||
شهادت [[محمد بن ابیبکر]] در سن بیست و هشت سالگی و در [[ماه صفر]] [[سال ۳۸ هجری]] واقع شد<ref>المحبر، ص۲۹۵؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۷۱.</ref>. | |||
[[ابن ابیالحدید]] نقل میکند: در زمان [[حیات پیامبر اکرم]]{{صل}}، ابوبکر برای شرکت در [[جنگی]] از [[مدینه]] خارج شد. در همین ایام [[اسماء]] [[خواب]] دید که ابوبکر موهای سر و ریش خود را [[حنا]] بسته و [[جامه]] سفیدی بر تن دارد. خواب خود را برای [[پیامبر]] تعریف کرد. آن حضرت فرمود: ابوبکر به [[سلامت]] باز میگردد و تو پسری به [[دنیا]] میآوری نامش را محمد بگذار و بدان [[خداوند]] این فرزند را مایه [[خشم]] [[کافران]] و [[منافقان]] قرار خواهد داد<ref>شرح نهجالبلاغه، ج۶، ص۸۸.</ref>. | |||
چون خبر [[شهادت]] محمد به مادرش رسید، به شدت ناراحت گردید ولی خشم خود را فروخورد. وی که در خانه خود محلی را برای [[عبادت]] اختصاص داده بود، به آنجا میرفت و چنان متأثر میشد و [[غم]] و [[اندوه]] را به [[دل]] میریخت که گفته شده [[خون]] از پستانهایش جاری میشد<ref>الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۶؛ سفینة البحار، ص۳۱۴.</ref>. | |||
از [[زمان مرگ]] [[اسماء]] اطلاعی در دست نیست. هرچند در برخی مآخذ دو [[تاریخ]] ۳۸ و [[۶۰ هجری]] برای سال [[مرگ]] او آمده<ref>الوافی بالوفیات، ج۹، ص۵۳؛ المحبر، ص۵۵؛ البدایه و النهایه، ج۷، ص۳۳۱.</ref> اما گفته شده که او پس از [[شهادت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[دنیا]] رفت<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۸۲؛ تقریب التهذیب، ج۲، ص۵۸۹.</ref>. | |||
بنا به نقل [[زمخشری]] در هنگام شهادت امیرالمؤمنین{{ع}} حضور داشت و سر حضرت بر دامان او بود و [[شاهد]] حضور [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[حمزه]]، جعفر و [[حضرت فاطمه]]{{س}} در آن [[ساعت]] بر بالین [[امام]] بود. اسماء به آن بزرگواران [[سلام]] داد<ref>ر.ک: ربیع الابرار، ج۵، ص۲۰۸.</ref>. | |||
اسماء [[فراگیری علوم]] [[دینی]] را امری بسیار مهم تلقی میکرد و در فراگرفتن آن بسیار کوشا بود. او [[احادیث]] بسیاری از پیامبر اکرم{{صل}} و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] کرده است<ref>ر.ک: مغازی واقدی، ج۲، ص۷۶۶؛ المسند، ج۱، ص۱۵۸؛ تحفة الاشراف، ج۱۱، ص۲۵۹-۲۶۳؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۸۲؛ نساء من عصر النبوه، ج۲، ص۱۹۴.</ref> و گروهی از [[صحابه]] و [[تابعین]] نیز از او روایت کردهاند از جمله دو فرزندش عبدالله و [[عون]] پسران [[جعفر بن ابیطالب]]، [[عبدالله بن عباس]]، [[سعید بن مسیب]]، [[عروة بن زبیر]]، [[قاسم بن محمد بن ابیبکر]]، [[امعون بنت محمد بن ابیجعفر]]، [[فاطمه بنت علی بن ابیطالب]]{{ع}}، [[ابوموسی اشعری]] و دیگران<ref>اسدالغابه، ج۵، ص۳۹۶؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۸۲؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۶؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۱۳۹-۱۴۰.</ref>. | |||
[[یعقوبی]] از یک کتاب در نزد اسماء نام برده که ظاهراً مشتمل بر [[سخنان پیامبر اکرم]]{{صل}} بوده است<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۰۱.</ref> و از آنجا که او از [[نزدیکان]] آن حضرت و [[خاندان]] ایشان به شمار میرفت، [[قدمت]] وجود چنین متنی در نهایت درجه اهمیت و [[ارزش]] قرار میگیرد. [[شیخ صدوق]]، [[ابن عبدالبر]]، [[فیض کاشانی]]، [[ابن حجر عسقلانی]] و دیگران به [[مقام]] [[ارزشمند]] [[روایت حدیث]] اسماء [[اعتراف]] نمودهاند<ref>الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۶۶؛ روضة المتقین، ج۱۴، ص۵۲؛ محجة البیضاء، ج۴، ص۲۰۰-۲۰۱.</ref>. | |||
اسماء [[شاعر]] نیز بود. پس از [[شهادت]] [[جعفر بن ابیطالب]] اشعاری در سوگ او سرود<ref>ر.ک: السیرة النبویه ابن هشام، ج۴، ص۲۷-۲۸؛ البدایه و النهایه، ج۴، ص۲۵۳.</ref>: | |||
{{عربی|فَآلَيْتُ لَا تَنْفَكُّ نَفْسِي حَزِينَةً *** عَلَيْكَ و لَا يَنْفَكُّ جِلْدِي أَغْبَرَا | |||
فَلِلّهِ عَيْناً مَنْ رَأَى مِثْلَهُ فَتى *** أَكَرَّ وَ أَحْمَى فِي الْهِيَاجَ وَ أَصْبَرا}} | |||
[[رواندرمانی]] از مشاغلی بود که برخی از [[زنان]] در [[عصر رسالت]] به آن [[اشتغال]] داشتند. بنا به نقل [[ابن اثیر]] نام اسماء در فهرست زنان شاغل به این کار آمده است<ref>اسدالغابه، ج۵، ص۳۹۶.</ref>. | |||
از نکات مهم و برجسته در [[زندگی]] اسماء، پیوند او با [[خاندان]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} و [[عشق]] و [[اخلاص]] فوقالعاده او به [[اهلبیت]]{{عم}} بود و از این جهت همواره مورد [[تکریم]] [[خاندان نبوت]] قرار داشت. | |||
با اینکه اسماء در هنگام [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[شهادت فاطمه]]{{س}}، [[همسر]] [[ابوبکر]] بود، اما بسیار به [[خانه فاطمه]]{{س}} رفت و آمد داشت و یکی از کسانی بود که در هنگام [[بیماری]] آن حضرت به او کمک میکرد و مَحرم [[اسرار]] او محسوب میشد<ref>ر.ک: الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۸۶.</ref>. | |||
بنا به دستور [[فاطمه]]{{س}}، اسماء برای ایشان تابوتی ساخت تا [[اندام]] آن حضرت از زیر [[جامه]] نمایان نباشد. اسماء گوید: فاطمه{{س}} با دیدن آن لبخندی از [[رضایت]] بر لبانش نقش بست. در حالی که پس از [[رحلت]] پدرش هرگز او را خندان ندیده بودم<ref>الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۸، ص۷۵۱؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۸۹.</ref>. | |||
[[اسماعیل بن عامر]] گوید: نخستین کس که اشاره به ساختن [[تابوت]] سرپوشیده برای جنازه [[زنها]] کرد، اسماء بود<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲.</ref>. | |||
وی در [[غسل دادن فاطمه]]{{س}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} کمک کرد و از معدود کسانی بود که در [[مراسم]] [[کفن و دفن شبانه]] و اسرارآمیز فاطمه{{س}} حضور داشت<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۵؛ المستدرک علی الصحیحیین، ج۳، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>. | |||
به دلیل پیوند نزدیک و [[صادقانه]] او با اهلبیت{{عم}} در منابع [[شیعی]] از او به [[نیکی]] یاد شده و [[امامان]] [[باقر]] و صادق{{عم}} او را ستودهاند<ref>ر.ک: اختیار معرفة الرجال، ص۶۳-۶۴؛ الخصال، ج۲، ص۳۶۳.</ref>. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[محمد بن ابیبکر]]، [[نجابت]] و [[شخصیت]] را از مادر خود به [[ارث]] برده است<ref>اعلام النساء المؤمنات، ص۱۴۵.</ref>. | |||
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: [[خداوند]] [[رحمت]] کند خواهرانی که [[اهل بهشت]] میباشند و آنها عبارتند از: [[اسماء]]، [[میمونه]]، سلمی و لبابه<ref>اعلام النساء المؤمنات، ص۱۴۶، به نقل از الخصال.</ref>. | |||
أسماء [[حدیثی]] را در مورد [[دروغ]] از [[رسول الله]]{{صل}} نقل میکند. او میگوید: به رسول الله{{صل}} عرض کردم: ای [[پیامبر خدا]]! آیا اگر کسی چیزی را میل داشته باشد ولی از [[خجالت]] بگوید میل ندارم، این دروغ [[حساب]] میشود؟ آن حضرت فرمود: «دروغ هر چند کوچک باشد، دروغ است و در پرونده عمل [[انسان]] نوشته میشود»<ref>محجة البیضاء، ج۵، ص۲۴۹؛ کنز العمال، ج۳، ص۶۲۱.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۲۲۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۸۰: | خط ۱۲۸: | ||
# [[پرونده:IM010877.jpg|22px]] [[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|'''سیره همسرداری امامان معصوم''']] | # [[پرونده:IM010877.jpg|22px]] [[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|'''سیره همسرداری امامان معصوم''']] | ||
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']] | # [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']] | ||
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|'''زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||