←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
ابوعمیر فرزند «[[زید بن سهل]]» معروف به «[[ابوطلحه انصاری]]» [[برادر]] [[مادری]] [[انس بن مالک]]<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۸۴؛ ابن عساکر، ج۴، ص۳۷.</ref>، زاده شده از «[[امسلیم بنت ملحان]]» و به گفته برخی، نامش حفص بود<ref>ابن حجر، ج۷، ص۲۴۷.</ref>. از [[انس]] [[روایت]] شده که ابوعمیر پرنده کوچکی داشت و [[رسول خدا]] {{صل}} گهگاه با او [[شوخی]] میکرد<ref>ابونعیم، ج۵، ص۲۹۶۷.</ref>، تا اینکه روزی او را [[غمگین]] دید. سبب آن را از «[[امسلیم بنت ملحان]]» پرسید، گفت: پرندهاش مرده است. رسول خدا {{صل}} خطاب به ابوعمیر فرمود: آن پرنده (با [[دل]] تو) چه کار کرده است؟! همچنین انس بن مالک خبر داده که ابوعمیر در [[کودکی]] [[بیمار]] شد و پس از خروج ابوطلحه از [[منزل]] درگذشت. [[پدر]] پس از بازگشت، حال وی را جویا شد، اما امسلیم [[مرگ]] فرزند را پوشیده داشت تا اینکه ابوطلحه غذایش را خورد و با وی همبستر شد. آنگاه او را از مرگ و [[دفن]] فرزندش باخبر کرد. رسول خدا {{صل}} فردای آن [[روز]] به دیدن آنان رفت و پس از شنیدن داستان مرگ فرزندشان و نوع برخورد آن [[زن]] با شوهرش، فرمود: «شبتان پر [[برکت]] باد!» امسلیم در آن شب به [[عبدالله بن أبی طلحه]] باردار شده بود<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۸۴؛ ابن اثیر، ج۶، ص۲۲۷.</ref>. آنگاه ابوطلحه و امسلیم به [[امامت]] رسول خدا {{صل}}، بر ابو عمیر [[نماز]] گزاردند<ref>طبرانی، ج۵، ص۱۰۳؛ حاکم نیشابوری، ج۱، ص۳۶۵.</ref>. میتوان نمود [[فقهی]] این روایت را در مسئلههای جواز [[نماز خواندن]] [[زنان]] بر میت<ref>حاکم نیشابوری، ج۱، ص۳۶۵.</ref>، عدد [[نمازگزاران]]<ref>بیهقی، ج۴، ص۳۰.</ref> و جواز نگهداری پرنده<ref>ابن قدامه، ج۳، ص۳۷۱؛ علامه حلی، ج۱، ص۳۴۲.</ref> دنبال کرد. انس بن مالک برای [[همنشینی]] [[پیامبر خدا]] با [[مردم]]، به این روایت استناد کرده است<ref>احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۱۹؛ کوفی، ج۱، ص۱۱۴.</ref> | |||
.<ref>[[حسین حسینیان مقدم|حسینیان مقدم، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوعمیر بن ابیطلحه انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۴۵۷-۴۵۸.</ref> | .<ref>[[حسین حسینیان مقدم|حسینیان مقدم، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوعمیر بن ابیطلحه انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۴۵۷-۴۵۸.</ref> | ||